یاغیش و آغلاییش

دونن آخشام چاغی سن‌سیز منی آغلاتدی یاغیش

یادیما سالدی سنی مطلبینه چاتدی یاغیش

کوچه‌ لر اولدو گؤزومده یئنه بیر آرپا چایی

منی سن‌سیز نئجه نیسگیل سئلینه آتدی یاغیش


اودو سؤندورمه گه سو قایداسی ‌دیر آمما دونن

کؤزه ره ن کؤنلومو یاغدیقجا آلوولاتدی یاغیش


يادا سالدي اؤ ياغيشليق گونو كي اوندا مني

كَپنَك تك باشينا شوقيله اويناتدي ياغيش


دامجی دامجی سنه لای لای دئدی قوینومدا منیم

نه دئیم بلکه سنی کورپه یه اوخشاتدی یاغیش


بوخاغيندان آخاراق بيلدي شيرينليك شانيسان

گول اوزوندن سوزولوب بال فَره سين داتدي ياغيش


دوداقين قيرميزي گوللر كيمي آچميشدي سنين

سوزولن واخت او دوداقلاردا قانا باتدي ياغيش


او قدر مستیدیم هئچ بیلمدیم آخیر نه زامان

سینه م اوسته ساریلان تئل‌لری ایسلاتدی یاغیش


سورا بیلدیم آپاریب قورد کئچینین شنگولوسون

سنی مندن آلیب آنجاق منی آلداتدی یاغیش


دونن آخشام گئنه بير سودا دا گوردوم كي منه

آجيليقلا او شيرين خاطيره ني ساتدي ياغيش


اويانيرديم كي باشيم دَيدي ملامت داشينا

مني رؤيادان اویاتماقدان اؤزي ياتدي ياغيش

مصطفی عزتی

فیلم کوتاه مسافر

گئجه دیر ...

گئجه دیر

باخیرام آی باجاسیندان

باشقا بیر ماوی گؤیه

اوردا دا وار ائله بیل:

گئجه یوردون قانا دؤنموش دنیزیندن

نئچه بیر غملی بولود

چنلی داغ

قانلی سؤیود

گئجه دیر ...

باخیرام آی باجاسیندان

باشقا بیر ماوی گؤیه .

"حمیده رئیس زاده" (سحر خانیم)

.................................

بیوگرافی شاعر :

متولد 1333

شهر اردبیل محله اوچ توکان

از دهه سوم زندگی مهاجرت به سوئد

اطلاعات بیشتر در مورد شاعر در نشریه دانشجویی صاباح .

آثار : ماویلر ، آیلی باخیش

اگر نیازی به دانلود آثار داشتید اطلاع دهید تا در وبلاگ قرار داده شود .

باباصفری

رسم مدرسۀ تدین این بود که در اواخر خرداد یا اوایل تیرماه، همۀ شاگردان را در حیاط مدرسه جمع کرده کارنامه یا نتیجۀ امتحانات آنها را میدادند. در این مراسم غالبأ اولیاء دانش آموزان نیز شرکت مینمودند. آقای تدین در آنروز به شاگردان رتبۀ اول، دوم و سوم هر کلاس جایزۀ متناسبی به اسم پری میداد. آقای صفری نیز که رتبۀ سوم کلاس دوم شده بود یکعدد مداد مخصوص، که آنروزها با نقش عکس رضاشاه در روی لولۀ فلزی آن ببازار آمده بود، جایزه دریافت کرد.

در سالهای بعد که او شاگرد اول میشد آقای تدین کتابهای درسی سال بعد را بدو پری میداد. پری یا جایزه ای که آقای تدین پس از پایان امتحانات نهائی کلاس ششم ابتدائی به او داد گرانبهاتر بود زیرا او در امتحانات کتبی آن دوره، که با سؤالات واحد و در زمان واحد در تمام آذربایجان صورت گرفت، در بین همۀ شاگردان مدارس این ایالت حائز رتبۀ اول شده بود. این جایزه عبارت از یک دوره لغتنامۀ دوجلدی بنام "فرهنگ نوبهار" بود و به قیمت بیست تومان فروخته میشد.

کسان او چند روز بعد آنها را با کسر چند قران از قیمت اصلی به کتاب فروشی "خیر" در اردبیل فروختند و از بهای آن یک دست لباس رسمی دبیرستان، که از پارچه ای بنام کازرونی دوخته میشد، و کفش و کلاه برای وی خریداری کردند.

مطالعه کامل زندگی نامه مرحوم باباصفری در ادامه مطلب

# ادامه نوشته

آی باتدی صبح آچلدی، زینب نوایه گلدی ، تاج الشعرا یحیوی

آی باتدی صبح آچیلدی ، عنوان شعری است که مرحوم یحیوی ملقب به تاج الشعرا با توصیفی بی نظیر یا حداقل کم نظیر ، واقعه ی عاشورا را در آن به تصویر کشیده است . تمثیل هایی که در این شعر به کار گرفته شده است قدرت کم نظیر این شاعر در زبان ترکی را به رخ می کشد . مرحوم تاج الشعرا دارای دیوان اشعاری با عنوان بساط کربلا است . این شاعر جز برای اولیا دین و اسلام شعری نگفت و در سال 1358 از دنیا رفت .

روحش شاد .

نمونه ای از زیباترین شعرهای شاعر :

آی باتدی صبح آچیلدی زینب نوایه گلدی
زهرا دئدی حسین وای عالم صدایه گلدی


چون ییخدیلار آتیندان سلطان تشنه کامی
دنیایه اولدی اعلان قتل الحسین پیامی


جناتیدن ائشیتدی پیغمبر گرامی

نعلین سیز عباسیز کرب و بلایه گلدی


پیمانه عالم اولدی چانانه وئردی چانین
شوق و شرافتیان طی ائتدی امتحانین


شمر دغا توکندی خاک منایه قانین
پوزدوتدی آسمانه حمد و ثنایه گلدی


خون خدا توکولدی گودال کربلایه
یئرلر تزلزل ائتدی دعسه دوشوب سمایه


کروبیان لاهوت آغلاشدی بو بلایه
یئل اسدی گون دوتولدی ظلمت فضایه گلدی

خون حسین بوغازدان جاری اولان زمانی
جبریل آپاردی عرشه بیر شیشه ده قانی


اول شیشه دن نمودار اولدی بلا نشانی
قوزاندی بوی ماتم اهل سمایه گلدی


نور حق اولدی لامع باشسیز قالان بدنده
راس حسین مظلوم سر نیزیه گئدنده


باد سیاه اسنده یئر زلزله ائدنده
سیندی نظام دنیا حد فنایه گلدی


نزدیکدی یئرندن چیخسون مدار دنیا
آل امیه ائتسون دستور شرعی ملغی


سرنیزه دن ائدنده نور حسین تجلی
دین محمد اوسته نورانی سایه گلدی

فرمان غارتیلن تللی آشوب عربلر
گوردی اوهایهویی اطفال زار و مظطر


قاچویلا خیمه گاهه بیردن اوچالدی سسلر
عمه آماندو لشگر خیمه سرایه گلدی


صحرانورد عربلر خرگاهی یاندیراندا
باشی آچوغ حرملر اوتدان چیخوب قاچاندا


قالخیب بحتر آتش گیزلندیلر دوماندا
توسدی اوجالدی قاره پرده هوایه گلدی


بیر خوردا قیز قاچیردی دوتموش آلوعباسین
مرد یهودی دوتدی خاموش ائدب لباسین


گتدی اله حسینون دلبندینون رضاسین
احسن او شیخه مشکل وقته هرایه گلدی


گرائتمه سئیدی زینب نسل حسینه امداد
اولموشدی اودایچینده سوزان امام سجاد


قیلدی رشادتیله اوتدان امامی آزاد
بیر تازه زندگانیق زین العباده گلدی


زهرا گزردی گوندوز اطراف ماجراده
تا کوفیه حسینون گئتدی باشی جداده


نعش حسینی آخشام باشسیز قویوب اراده
گون باتجاقین او خاتون مطبخ سرایه گلدی


حوران باغ جنت محزون گرفته سیما
حوا خدیجه خاتون مریم جناب سارا


آشفته مو سیه پوش دیللرده وای حسین وا
زهرایه همدم اولسون بزم عزایه گلدی


اللی اوچ ایل قاپونداوار حسین جان
نوحه یازیب غمونده اولموش مریض و نالان


دست مبارکونله دردینه ائیله درمان

امید صحت ایله باب شفایه گلدی


عید فطر مبارک باد

گوزللر ده وفا اولماز + ترجمه فارسی

شعر گوزللر ده وفا اولماز ،، همراه با ترجمه فارسی

یانیر عشقین اودیندا دائما پروانه ده منده

گزیر حسرتله گیسولر ایچینده شانه ده منده

(ترجمه فارسی : در آتش عشق پروانه و من میسوزیم / شانه و من ، هر دو به با حسرت به دنبال گیسوی معشوق هتسیم )

***

اورگدن باغلییام زولف پریشان او مه رویه

نئجه کی باغلیدیر زنجیره اول دیوانه ده منده

( ترجمه فارسی : دلم را به زلف و گیسوی معشوق همچون ماه میبندم / همچنان که دیوانه رو به زنجیر می بندند من هم این کار را میکنم )

***

اولوبدیر یار فراقیننان منیم کونلوم (گوئلیم) ائوی ویران

دوزلمز اولماسا تعمیر بو تون ویرانه ده منده

( دل و قلب من در فراق یار مرده و خانه اش ویران گشته / نه ویرانه و نه دل من دیگر درست نمی شود و تعمیر شدنی نیست )

***

گئدیب اغیار حضورینده ائدیر اول سنگ دل جلوه

نه فرقی وار اونا هر آن باخیر بیگانه ده منده

( او به حضور غریبه ها رفته و آن سنگ دل ، خود نمایی می کند / برای او چه فرقی دارد که هم نگاهش میکنم و هم دیگران { هم من میتوانم نگاهش کنم و هم دیگران و چه فرقی بین من و دیگران است ؟ } )

***

وفاسیز یارین هیجریننن ایشیم دی آغلاماق هر گون

اولور گریان همیشه دیده ی حنانه ده منده

( در فراق یار بی وفا ، کار هر روز من گریه کردن است / دیدگان من و حنانه { احتمالا اسم خاص و اشاره به یک واقعه و شخصی که اسمش حنانه بوده } همیشه گریان است )

**

بیلیر سن یاخشی سن معمار گوزللر ده وفا اولماز

گوزللر دن وفا اونماق قالیب افسانه ده منده

( معمار { لقب شاعر. تخلص} خودت خوب میدانی که زیبارویان بی وفایند / وفادارای زیبارویان در دوران افسانه ها و من خلاصه میشد و لاغیر)

تبعیض ! ظلم ! عدالت !

حقوق های نجومی 250 میلون تومانی ؟ ولی موقع پرداخته یارانه 45 هزار تومانی ، دولت مراسم عزای عموم می گیرد؟ صد البته با چنین حقوق هایی ، باید به حال بدبخت بیچاره ها عزا گرفت .

فیلم کارتون آموزش جلوگیری از تجاوز جنسی به کودکان (مناسب آموزش کودک)

هر چند در بسیاری از موارد، پسران خردسال قربانی کودک آزاری و تجاوز جنسی می شوند ولی در فیلمی که تقدیم حضورتان می گردد، از یک دختر خردسال به عنوان قربانی استفاده شده است.

دستانش به بلندای آسمان رسید

در بین جمعیت، صدای مردی همه را متوجه خود ساخت همه به سوی صدا برگشتند مرد با صدای بلند می‌گفت «این پسر... این پسر... این پسر... پسر من نیست، پسر همه شماست، پسر اردبیل است» دو نفر زیر شانه‌های مرد را گرفته بودند و او که خمیده راه می‌رفت، باز گفت «خوش آمدید... خوش آمدید...» و اشک می‌ریخت.

آن ‌قدر ازدحام زیاد بود که فقط از دور صدای جوانی را شنیدم که می‌گفت «خواهرت...» و دیگر هق هق گریه امانش نداد از ذهن بیننده و شنونده می‌گذشت که این افراد پدر و برادرت هستند، اما نه! امروز همه یکی شده بودیم و تو ... پسر و برادر همه ما شده بودی.

در تشییع پیکرت، از کسی شنیدم که گفت «آن یکی هنوز پیکرش پیدا نشده و مشخص نیست که زنده است یا نه، اما هاشم هر دو دستش قطع شده بود» به کجا سفر کنم؟ کجای دنیا؟ وقتی از دست قطع شده می‌گویند، کجا را باید پیدا کرد؟ به کجا باید رفت؟ جز ... کربلا و یاد عباس (ع) و غیرت و شجاعت و ... .

مراسم تشییع شهید مدافع حرم صداقت اکبری در تبریز

چه خوش زینب (س) که مدافع حرمی چون تو دارد که مانند ابوالفضل (ع) ایستادی و دو دستت را تقدیم کرده و سپس جانت را فدا کردی.

امروز همه آمده بودند، ترسی ندارم بگویم اگر گشت ارشاد بود، به خیلی‌هایشان تذکر می‌داد، چه پسر و چه دختر! اما همان قطره اشک‌ها کار خودش را کرد، چه جوانانی که با چشمان خیس به سلفی گرفتن، عکاسی و فیلم‌برداری از تشییع پیکر تو مشغول بودند و حتی... بر سینه و سر می‌زدند.

سخن طولانی نکنم که همه یکی شده بود و یادت، مظلومیتت، شهادتت و غیرتت ما را از حال خود رها ساخته بود و فقط در کنار پیکرت گام برمی‌داشتیم و می‌گفتیم «چه افتخاری از این بالاتر که هم ‌قدمت باشیم.»

چند بار شنیده بودی «مرد که گریه نمی‌کنه؟!» اما امروز صدای ضجه مردان از زنان هم بالاتر رفته بود، دل‌ها آتش گرفته بود درست مانند دل زینب (س) باورت می‌شود؟

بگذار آسمان ببارد، هنوز صدای رعد و برق دیشب و بارش باران از ذهنم نگذشته، نگو آسمان زودتر از همه ما به بدرقه‌ات آمده بود!

راستی هم‌رزمانت، همان‌ها که با تو در تیپ 37 حضور داشتند، با هم می‌خندید، شوخی می‌کردید، با اشرار می‌جنگیدید و...، امروز طاقت دوری‌ات را نداشتند.

اردبیل که شهر ابوالفضل (ع) است تو را ابوالفضل‌وار تقدیم آسمانت کرد... .

هاشم جان اینک که دستانت به آسمان رسیده دستان ما را هم بگیر، بگذار ما هم از نزدیک لذت تماشای آفتاب را حس کنیم، بگذار ماه را لمس کنیم، بگذار بر روی ستارگان بنشینیم...، آه ... هنوز دارم زمینی فکر می‌کنم و تو آسمانی شده‌ای، باشد که وقتی دستانمان را گرفتی با هم به آسمان پر بزنیم.

فرزندان دوقلوی شهید

منبع : فارس

عکس : تسنیم//مهر//فارس

صفحه قبل 1 2 3 4 5 ... 82 صفحه بعد