(تصاویر) گران‌ترین هواپیمای شخصی جهان
شرکت ایرباس از تحویل گران ترین هواپیمای شخصی جهان به قیمت نزدیک به 500 میلیون دلار در ماه آینده میلادی خبر داد.
به گزارش عصر ایران، "ولید بن طلال" شاهزاده سعودی و مدیرعامل شرکت "المملکة" خریدار این هواپیماست. این شرکت در بخش های مختلف سرمایه گذاری می کند. وی برادرزاده ملک عبدالله پادشاه عربستان سعودی است.



:: موضوعات مرتبط: , , , ,
:: برچسب‌ها: گران ترین , هواپیما , شخصی , قصر پرنده , ولید بن طلال ,
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
:: ادامه مطلب
نویسنده : پایبند
تاریخ : سه شنبه 28 آذر 1391
(تصاویر) 10 کشف برتر 2012 جهان
سال 2012 در روزهای پایانی خود قرار دارد؛ در حالیکه اکتشافات و دستاوردهای زیادی در آن صورت گرفته و بشر را یک گام دیگر به سوی کشف رموز جهان، نزدیک‌تر کرده‌ است.

به گزارش ایسنا، سایت نشنال جئوگرافیک 10 کشف برتر امسال را از ذره گریزان بوزون هیگز گرفته تا کشف قند در فضا و خانواده جدیدی از دوزیستان ارائه کرده است.

شکست رکورد اندازه توسط سوسمار بزرگ

یک سوسمار آب شور موسوم به «لولانگ» با 6.17 متر طول بطور رسمی به عنوان بزرگترین سوسمار جهان در کتاب گینس ثبت شد.

این موجود غول‌پیکر که موضوع دهمین خبر پربیننده اخبار سایت نشنال جئوگرافیک در سال 2012 بوده، در سپتامبر 2011 در فیلیپین شکار شد.


بقیه در ادامه مطلب...


:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: 10 کشف , جهان , کشف بزرگ 2012 ,
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
:: ادامه مطلب
نویسنده : پایبند
تاریخ : دو شنبه 27 آذر 1391
اردبیل و تاریخ آن در دوران اسلامی .سلجوقی.ایلخانیان

اردبیل در شمال غربی ایران قرار دارد.از استان های سردسیر کشور می باشد.تاریخ این شهر بسیار پرفراز و نشیب است.از دوران اوج و مرکزیت در کل منطقه اذربایجان تا تخیرب و ویران شدن و نابودی و کشتار مردم شهر در دوران سلجوقی و اسلامی و جنگ با روس در زمان قحطی که بسیاری در ان به علت گرسنگی مردند. حتی از بزرگانو سالخوردگانشنیده ام که مجبور به خوردن هر چیزی شدند.

بقیه در ادامه مطلب



:: موضوعات مرتبط: , , ,
:: برچسب‌ها: اردبیل , اردبیل در دوران سلجوقی , اردبیل در دوران اسلام ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
:: ادامه مطلب
نویسنده : پایبند
تاریخ : یک شنبه 26 آذر 1391
اسرائیل و حقوق بشر!!!
اعتراف انجمن حقوق بشر اسرائیل
اسرائیل تمام معیارهای حقوق بشر را نقض کرده است

یک انجمن خصوصی حقوق بشر در فلسطین اشغالی، با انتشار گزارشی به شدت از اسرائیل به دلیل موارد متعدد نقض حقوق بشر انتقاد کرد.

خبرگزاری فارس: اسرائیل تمام معیارهای حقوق بشر را نقض کرده است

بقیهخبر در ادامه مطلب...



:: موضوعات مرتبط: , ,
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
:: ادامه مطلب
نویسنده : پایبند
تاریخ : یک شنبه 26 آذر 1391
السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین

ورود ضریح جدید حرم امام حسین(ع) به کربلا



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: ضریح , امام حسین ,
|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : پایبند
تاریخ : جمعه 24 آذر 1391
اظطراب امتحان و کنترل ان

اگه وقتی که امتحان می دی اظطراب داری این مطلبو بخون.

ضمناٌ : هرگز نشه فراموش نظرای شما نشه خاموش


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
:: ادامه مطلب
نویسنده : پایبند
تاریخ : چهار شنبه 22 آذر 1391
از سرما نجات پیدا کردیم(داستان)

هوا خیلی سرد بود؛ سردتر از ماه ها و سال های قبل. تا جایی که به خاطرم می رسید، هیچ سالی در زمستان هوا آنقدر سرد و گزنده نبود. برای همین اصلا دلم نمی خواست از زیر پتو بیرون بیایم، اما بالاخره علی رغم میلم از رختخواب بیرون آمدم و به سمت زیرزمین حرکت کردم؛ همین طور که از راه پله پایین می رفتم، از سرما می لرزیدم. وقتی هم دیدم با همه سعی و تلاشم باز بخاری قدیمی کار نمی کند، حسابی از کوره دررفتم. البته از قبل هم می دانستم تلاش هایم بی فایده است، ولی فکر کردم امتحانش ضرری ندارد.

هوا خیلی سرد بود؛ سردتر از ماه ها و سال های قبل. تا جایی که به خاطرم می رسید، هیچ سالی در زمستان هوا آنقدر سرد و گزنده نبود. برای همین اصلا دلم نمی خواست از زیر پتو بیرون بیایم، اما بالاخره علی رغم میلم از رختخواب بیرون آمدم و به سمت زیرزمین حرکت کردم؛ همین طور که از راه پله پایین می رفتم، از سرما می لرزیدم. وقتی هم دیدم با همه سعی و تلاشم باز بخاری قدیمی کار نمی کند، حسابی از کوره دررفتم. البته از قبل هم می دانستم تلاش هایم بی فایده است، ولی فکر کردم امتحانش ضرری ندارد.

من و همسرم پس از سال ها کار کردن توانسته بودیم این خانه را بخریم و از این که در اولین خانه خودمان زندگی می کردیم، بسیار خوشحال بودیم؛ خانه یک کلبه قدیمی روستایی بود که خارج از شهر قرار داشت ولی برای ما خانه ای رویایی و دوست داشتنی بود.

با توجه به این که سال ها از ساخت خانه می گذشت، لازم بود تعمیراتی در آن انجام شود ولی به هر صورتی بود با اجاره کردن لوازم خانه و چیدن آنها در گوشه و کنار اتاق ها، تا حدی ظاهری خوب و مناسب برای خانه ایجاد کردیم و با پس انداز مختصری که داشتیم تعمیرات اساسی آن را انجام دادیم.

تابستان گذشت و پاییز از راه رسید. هوا کم کم سرد می شد. من و همسرم فکر کردیم خوب است بخاری را زودتر روشن کنیم تا خانه گرم تر شود. برای همین به زیرزمین رفتم تا بخاری را راه بیندازم. البته، آن شب هر چقدر سعی کردم، بخاری روشن نشد که نشد. به اتاق برگشتم و با شرکت هایی که مسئول تعمیر بخاری بودند، تماس گرفتم. پاسخ همه آنها هم یک چیز بود، آنها می گفتند: «این مدل بخاری خیلی قدیمی است و سال هاست دیگر تولید نمی شود. باید یک بخاری جدیدتر بخرید.»

با خودم فکر کردم چه کار باید کرد؛ پس اندازم را بررسی کردم و متوجه شدم به هیچ وجه نمی توانیم یک سیستم جدید برای خانه بخریم. در آن شرایط اصلا نمی توانستیم بیش از حد خرج کنیم و پول خرید یک بخاری را هم نداشتیم.

هفته ها گذشت . من و همسرم در خانه کت و ژاکت می پوشیدیم و سعی می کردیم با استفاده از این لباس ها خودمان را گرم کنیم. وقتی هم هوا خیلی سرد می شد، کنار اجاق گاز می نشستیم و با حرارت آن دست های مان را گرم می کردیم. هر دو نگران بودیم که چطور زمستان را بگذرانیم؛ هوا هر روز سردتر می شد و خانه رویایی ما به کابوسی وحشتناک تبدیل شده بود.

برای همین نمی دانم چرا آن روز صبح، خودم را دوباره به زحمت انداختم و بی دلیل به زیرزمین رفتم؛ در هر صورت این بخاری کار نمی کرد و کاری از دست من ساخته نبود. چند دقیقه ای به بخاری خیره شدم و از صمیم قلبم آرزو کردم کاش زودتر روشن شود تا خانه ای گرم داشته باشیم. از خدا خواستم راهی پیش پای من بگذارد تا زودتر از این وضع نجات پیدا کنیم.

در همین حال و هوا بودم که ناگهان چیزی از روی تیرچه بالای بخاری سر خورد و به زمین افتاد. یک کارت خاک گرفته و زرد رنگ بود. کارت را برداشتم و آن را خواندم. تاریخ نصب بخاری روی آن نوشته شده بود... چند ده سال قبل! زیر تاریخ هم نام فردی را نوشته بودند که آن را نصب کرده، آقای داس .

آقای داس ! چند بار این اسم را تکرار کردم. در شهر کوچک ما همه افراد همدیگر را می شناختند و برای همین برایم عجیب بود که اسمش برایم آشنا نیست. یادم آمد سال ها قبل وقتی در مغازه لوازم خانگی کار می کردم، اسم او را شنیده بودم؛ اما این موضوع مربوط به سال ها قبل بود! آیا او هنوز هم در همین شهر زندگی می کرد؟

از میان تلفن ها، شماره آقای داس را پیدا کردم و با او تماس گرفتم. مردی گوشی را برداشت و سلام کرد.

ـ «سلام؛ آقای داس شما هستید؟ مسئول نصب بخاری ؟»

آقای داس گفت که خودش است ولی کم و بیش در حال بازنشستگی است و دیگر خیلی کار نمی کند. اما خوشبختانه هنوز در محله ای نزدیک ما زندگی می کرد و پذیرفت سری به بخاری خانه ما هم بزند.

او در عرض چند دقیقه بخاری را راه انداخت و حداقل هزینه راه اندازی بخاری را از ما گرفت. بعد گفت: «شانس آوردید که من قطعات این بخاری را در خانه داشتم؛ فکر کنم الان من تنها آدمی هستم که این قطعات را دارم.»

من و همسرم بسیار خوشحال بودیم ومن با خودم فکر می کردم شاید اگر کارت او را کمی زودتر پیدا می کردم آن را دور می انداختم یا توجهی به آن نداشتم، اما خوشبختانه در بهترین زمان کارت آقای داس ما را از سرما نجات داد.


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : جمعه 17 آذر 1391
ناگفته‌های دختر خسرو شكیبایی از پدرش
دختر خسرو شكیبایی گفت: خوشحالم هنوز یاد پدرم در خاطره ها زنده است و كسی كه خاطره اش زنده باشد انگار كه خودش هم زنده است.

به گزارش مشرق به نقل از باشگاه خبرنگاران، پوپك شكیبایی در چهارمین سالروز درگذشت خسرو شكیبایی با بیان این كه از نظر هنری جای پدرم در سینما بسیار خالی است، ادامه داد: «هر بار كه از مقابل سینمایی رد می شوم همیشه احساس می كنم ای كاش این اتفاق نیفتاده بود و باز می توانستم عكس و اسم پدرم را در سردر سینما ببینم.»


وی افزود: «هر چقدر بگویم چقدر جایش خالی است كافی نیست و با هیچ جمله ای نمی توانم شرایط روحی ام را توضیح دهم. فقط چیزی كه من را تسكین می دهد علاقه مردم به پدرم است و همین باعث شده در خاطره ها زنده بماند.»


پوپك شكیبایی با بیان اینكه بعد از فوت پدرش نتوانسته فیلم های او را در سینما ببیند، ادامه داد: «برای فیلم «نسكافه داغ داغ» به سینما رفتم كه حالم به شدت بد شد و بعد از آن دیگر نگذاشتند به سینما بروم و تنها چندی پیش ستاره بود را در خانه دیدم كه باز هم بسیار اذیت شدم.»


دختر خسرو شكیبایی با گله از برخوردهایی كه با او بعد از فوت پدرش شد اظهار كرد: «متاسفانه در این سال ها جوری با من برخورد شد كه انگار هیچ نسبت خونی با خسرو شكیبایی نداشتم و این من را بسیار آزرده خاطر كرد.»


وی كه فعالیت های هنری نیز داشته است خاطرنشان كرد: «در رادیو كار گویندگی می كردم و در انجمن گویندگان جوان هم به عنوان دوبلور مشغول شده بودم اما متاسفانه دی ماه سال ۸۹ همسرم در حادثه ای فوت كرد كه بعد از آن دیگر نتوانستم فعالیتی داشته باشم و خانه نشین شدم.»

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : پنج شنبه 16 آذر 1391
توصیه هایی به کنکوری ها(مفصل و کامل)

اولین و مهم ترین قدم برای شروع هدفه

خیلی مهمه شاید از درس خوندن هم مهم تر باشه

چیزی که تو تلویزیون میبینیم میگن الان اصلا به این چیزا فکر نکنید و فعلا فقط درس بخونید

به نظر من کاملا اشتباهه!!!!

هدف باعث میشه که انسان تلاششو بر اساس اون تنظیم کنه

یه مثال میزنم:

یکی از دوستام قبل عید قصد داشت بره رشته حقوق و میگفت باید هم دانشگاه تهران قبول بشه

میدونید که رشته حقوق پر طرفدار ترین رشته بین داوطلبای رشته انسانیه

باید رتبش زیر 200 میشد

از سال سوم شروع کرده بود به خوندن حتی درس های پیش دانشگاهیو کامل تو تابستون خونده بود!!!

تا جایی که تو شهریور پارسال به خاطر استرس و کم خوابی 3 روز بستری شده بود

روزی 10،12 ساعت میخوند

بیشتر روز ها مدرسه نمیومد و میشست خونه درس میخوند

بعد عید تصمیم گرفت بره رشته ادبیات !!!
رشته ای که با رتبه 3000 هم دانشگاه تهران قبول میشد

از عید تا کنکور کلا روزی 3،4 ساعت میخوند دیگه میدونست که قبوله

میخواستم بگم نوع هدفه که میزان تلاشو پشتکارو مشخص میکنه

حالا یکی بخواد بدون هدف درس بخونه و بگه من فعلا میخونم رتبم خوب بشه و بر اساس رتبم انتخاب رشته میکنم

اشتباهه محضه

مثل یه راننده میمونه که خیلی خوب رانندگی میکنه و مقررات و کامل رعایت میکنه ولی چه فایده که داره بدون هدف رانندگی میکنه و براش مهم نیست کجا میره

آخر سر هم به دلیل کمبود بنزین میزنه کنار یا از خستگی ناشی از رانندگی خوابش میبره و .......!!!

من خودم اول قصد داشتم رشته ای برم که برا قبولی تو تهران رتبه زیر 3000 میخواست ولی بعدا تصمیمم عوض شد و رشته ایو انتخاب کردم که حتما باید زیر 2000 میشدم و تلاشمو خیلی بیشتر کردم

از الان تا کنکور حدود 340 روز مونده

واقعا خسته کننده و هر کسی دووم نمیاره

من خودم خیلی جاها بریدم ولی وقتی یاد هدف و روز های بعد کنکور میوفتادم یه انرژی خاصی میگرفتم

و برای رسیدن به هدفم تمام تلاشمو میکردم

حتی تو خیالات خودم تصور میکردم که رفتم تو دانشگاه دلخواه و رشته دلخواهم ونشستم سر کلاسو ......

این ها رو گفتم که بشینید قبل اینکه شروع کنید به خوندن حتما رو یه کاغذ نوع رشته و دانشگاهی که مورد علاقتونه بنویسین

به جاي اين كه سعي كنيد مرد موفقيت باشيد، سعي كنيد مرد ارزشها باشيد.

آلبرت انيشتين



یه اشتباهی که خیلی ها میکنن نوع درس خوندنشونه

حتما حتما وقتی درسیو میخونید عمقی و مفهومی بخونید

چون 1 سال بعد کنکور دارین و بدون شک از یادتون میره

هیچ وقت هم ناراحت نشید که وقتی درسیو میخونید و بعد یه مدت دوباره میخونید خیلی هاشو یادتون رفته

این کاملا طبیعیه

من خودم بعد اینکه 3بار روانشناسیو خوندم تازه فهمیدم چیه و قبل اون هیچ چیزی متوجه نمیشدم

سعی کنید که وقتی درسو میخونید ازش لذت ببرین یا تو مخیلتون برا خودتون توضیحش بدین

مثلا من وقتی درس جغرافی میخوندم برا اینکه یادم نره وقتی درس مرز ها رو میخوندم تو مخیلم میگفتم که نشستم تو یه جمعی و یکی درباره ایرلند شمالی و جنوبی صحبت میکنه و من میگم میدونید که مرز این دو کشور از نوع تحمیلیه و به خاطر همین خیلی با هم اختلاف دارن

شاید بخندید ولی واقعا مفیده و یادم نمیره

من همه درس ها رو همین کار کردم وگرنه که همه چیز یادم میرفت

اونم رشته انسانی که درساش حفظیه

برا رشته انسانی چون که درس ها حجمش خیلی زیاده و درس های انسانی بسیار بسیار فرّار و زود از یاد آدم میره

و رشته ریاضی و تجربی بخاطر مشکل بودن درس هاشون که نهایتا خیلی بتونن دوره کنن هر درسیو دوبار بخونن پس باید مفهومی خوند

خلاصه برداری: حتما این کار رو انجام بدین

سعی کنید مثلا با یک ماژیک فسفری روی اون نکات مهم خط بکشین و برا دور بعد وقتتون گرفته نشه نشینید الکی اون جملات و نکاتی که چندان مهم نیست و بخونید

حاشیه کتاب ها هم جای خوبیه برا نکته برداری و ....

در بين تمامي مردم تنها عقل است كه به عدالت تقسيم شده زيرا همه فكر مي‌كنند به اندازه كافي عاقلند. رنه دكارت


هر وقت میرفتم خونه مادربزرگم و میشستم گرم صحبت میشدیم یکی از دایی هام میگفت کنکور مثل دو ماراتن میمونه

الان که تو نشستی یه سری ها دارن میدوان و از تو جلو افتادن

حرفش استرس زا هست ولی خیلی جالب بود به نظرم

با زمان قرار زندگی مسالمت آمیز گذاشته ام که نه او مرتبا مرا دنبال کند و نه من از او فرار کنم، سرانجام که به هم خواهیم رسید...."ماریو لاگومن"



مهم ترین درس از دروس عمومی که ضریب 4 داره

درسیه که مطمئنم بیشتریا اشتباه میخونن و کسی نمیدونه چه طوری باید خوند

خدا رو شکر ما یه معلم داشتیم که خیلی زود بهمون گفت چطور بخونید وگرنه ما خودمونم اشتباه میخوندیم

مثلا تو کتابخونه من میدیدم که همه دارن اشتباه میخونن

میگم اشتباه یعنی اینکه بشینین تمام درس هارو دونه به دونه بخونید

25سوال

کلا خیلی سوال از تو کتاب بیاد 6،7تا میاد

3تا سوال از لغات

3تا تاریخ ادبیات

5تا زبان فارسی

2تااملا

3تا آرایه ادبی

9تا قرابت معنایی

1-لغات: فقط فقط لغات انتهای کتاب ها رو بخونید

شاید اگر تو یه سوال 5تا لغت داده باشن حتما 3تاش از لغات انتها کتاب و اگراین سه تا بلد باشین حتما میتونین تست جواب بدین

2-تاریخ ادبیات: ابتدا سر فصل تمام درس ها رو یه کاغذ بنویسید

بعد "اعلام" کتاب های سال دوم وسوم هم فقط فقط نام نویسندگان و آثارشونو بنویسین

اعلام انتها کتاب های دوم و سومه

معمولا برای رشته ریاضی و تجربی فقط نام نویسنده و کتابشون میاد که امسال واقعا آسون بود ولی رشته ادبیات معمولا یک سوال به غیر از آثارنویسندگان میاد

3-زبان فارسی: 5تا سوال میاد حتما یکیش مبحث تکواژ و واژه و یکیش مبحث مشتق،مشتق مرکب و....و مبحث اجزای جمله که هر سال برای تمام رشته ها هست

فقط هم با تمرین زیاد میشه حل کرد

البته توضیه من اینه که سراغ تکواژ نرید چون معمولا اشتباه میزنید

گزینه هایی که میدن خیلی نزدیک همه

4- املا: از جای خاصی نمیاد کلا چندتا لغت کلیدی میذارن و مفهومیه

مثلا فعل گزاردن میارن و باید تشخیص بدین تو این جمله باید با کدوم"ز-ذ"نوشته بشه

5-آرایه ادبی: حتما یه سوال یا درباره پارادوکس یا اسلوب معادله یا حسن تعلیل میاد

اون دوتا بقیه هم معمولا یک بیت میدنو میگن کدوم آرایه ها دربیت زیر وجود داره

6- قرابت معنایی: معمولا بین 7تا9تا سوال میاد

3،4تاشو تقریبا همه میتونن بزنن

مفهومیه و هیچ یک از سوالاش از تو کتاب نیست

حتما یک کتابی بگیرید و تمرین کنید

معمولا اون هایی که علاقه به شعر دارن راحت تر جواب میدن

با سنگهایی که در سر راهت میگذارند هم میتوانی چیز قشنگ بسازی.(اریک کستنر نویسنده المانی)


کلا سال های سوم و پیش میاد ولی میدونید که زبان مثل عربی بهم ربط داره
25تا سوال میاد
7تا لغت
3تا گرامر
10تا درک مطلب
5تا کلوز تست

در اصل 22تا سوال لغت داره و 3تا گرامر
گرامر هاش هم معمولا از پیش میاد و مبحث SO، SUCH ،AS، WHERE , .........
که هر سال از این ها میاد
یعنی فقط 12% گرامر

پس باید لغت فول فول باشید
زبانو کارنامه هارو ببینید میبینی بیشتریا 10% یا 20% زدن معمولا زیر 20% میزنن
چرا؟؟؟؟؟
1_درس آخر عمومی هاست تو کنکورو معمولا وقت کم میادو بیشتریا نمیرسن بزنن فقط چندتا لغتشو میزنن
اگر وقت باشه به نظر من آسون ترین درس کنکوره
2_ دوتا درک مطلب داره که هر درک مطلب حدود 10خطه و آدم تا بخواد بیاد بخونه وقت تموم میشه و کسی نمیرسه بخونه وگرنه لغاته درک مطلبش خیلیییییی راحته(البته فرمول داره درک مطلب) 5تا هم کلوز تست که خیلی سخت میدن
ضریب 2 داره
کلا فکر کنم 18تا درس بشه
این کتابارو بگیرید:
گاج لغت
کتاب زرد ریدینگ قلم چی
کتاب آبی قلم چی 4درس 4کتابه فکر کنم اسمشو دقیق یادم نیست

بشینید هر شب روزی 1درس از لغات گاج بخونید و برید تو قلم چی تست هاشو بزنید
دور اول شاید یکم سخت باشه حفظ کردنش ولی از دور دومو سوم دیگه فول فول میشید
یعنی تو تابستون تمام لغات سومو دومو اول و پیشو فول فول فولید که یعنی 22تا تست کنکور بلدید
یکی از آشناهامون کار خیلی جالبی میکرد ولی به من دیر گفت
میگفت من اصلا زبانم خوب نبود از تابستون فقط فقط هر شب که میخواستم بخوابم فقط 10تا تست میزدم و میخوابیدم و تا کنکور حدود 3000تا تست زدم !!!!!!!!!
من روزی یه درس گاج میخوندم لغاتو کلا نیم ساعت هم طول نمیکشه چون دیگه تکراری شده و بلدم
اینو هم بگم بشین از پیش بخون
5تا سوال مستقیم لغت از پیش میاد 2تا از سوم

ریدینگ هم میگم بزنید چون چندتا بزنید میدونید چطوری باید زد
شاید همه فکر میکنن باید نشست 10خطه درک مطلبو خوند بعد به سوالاش جواب داد که اشتباه محضه
بشین مثلا هر هفته دوتا ریدینگ بخونیدو بزنید
کم کم میدونی چطوری باید جواب داد، که 10تا سوال میاد
واقعا زبان خیلی رتبه میبره بالا چون کسی نمیزنه

د-رسیه که من اصلا بهش علاقه ندارم با اینکه رشتم انسانیه

همه چیز عربی مثل زبان

ضریب2

25تا سوال

8تا معمولا ترجمه

برای ترجمه من یه پیشنهاد دارم کتاب "عربی را چگونه ترجمه کنید" ایاد فیلی بخرید خیلی خیلی مفیده

من خودم تا دو هفته قبل کنکور گفتم میرم 2،3تا تست میزنم بسه ولی یهو چشمم به این کتابه خورد رفتم خوندم دیدم ترجمه چه راحته

تست ترجمه هم روش خاصی داره که بعدا بهتون میگم

بقیشم که درک مطلب و قواعد

کتاب ایاد فیلی و گاج سفید عمومی واقعا عالیه

سعی كنید چیزهایی را كه دوست دارید،به دست آورید وگرنه ناچار خواهید شد ،چیزهایی را كه به دست آورده اید ،دوست داشته باشید. (برنارد شاو)



آدم که می ‌خواهد کنکور بدهد، نباید سرش را پایین بیندازد و مثل فرفره درس بخواند.کنکور فقط درس خواندن نیست.تاکتیک و برنامه ‌ریزی هم لازم است. یکی از مسائلی که در برنامه ‌ریزی نقش دارد توجه به زیرگروه ‌هاست.

زیرگروه چیست؟

در کنکور سراسری، مجموعه رشته های تحصیلی را که ضریب دروس امتحان آن ها یکسان است، تحت یک زیرگروه دسته بندی می ‌ کنند.در کنکور سراسری، گروه ریاضی 3، گروه تجربی 5، گروه علوم انسانی 5، گروه هنر 5 و زبان های خارجی 4 زیرگروه دارند.

اهمیت زیرگروه‌ ها در برنامه ریزی

اول باید مشخص کنید به چه رشته ای علاقه دارید و این رشته مربوط به چه زیرگروهی است.سپس براساس ضرایب دروس در آن زیرگروه، متوجه اهمیت و ارزش آن درس خواهید شد و در برنامه ریزی بیشتر بر آن تأکید خواهید کرد.در گروه های آزمایشی هنر و علوم انسانی که ضرایب زیرگروه ها تفاوت زیادی دارند، اهمیت زیرگروه ها در برنامه ریزی بیشتر است به طوری که یک داوطلب کنکور هنر نمی تواند بدون انتخاب رشته و زیرگروه خود هیچ نوع برنامه ریزی صحیحی داشته باشد. یا در گروه علوم انسانی اگر مثلاً به دنبال رشته حقوق باشید، این رشته جزو زیرگروه (1) است. ادبیات فارسی و عربی به عنوان مهم ‌ترین دروس آن، هریک ضریب (4) دارند. ریاضی ضریب (2)، اقتصاد ضریب(1)، روان ‌شناسی و علوم اجتماعی هم ضریب (1) دارند. اما اگر به رشته روان شناسی علاقه دارید، این رشته در زیرگروه (5) قرار دارد. در این زیرگروه درس ‌های روان ‌شناسـی، ریاضـی وعلوم اجتماعی به عنوان مهم ‌ترین دروس، ضریب(3)دارند ولی ادبیات فارسی ضریب(2)دارد و ...می ‌بینید که ضرایب و نقش دروس در زیرگروه ها متفاوت است و این مسئله روی برنامه ریزی شما تأثیرگذار است.

اهمیت زیرگروه ‌ها در انتخاب رشته

در کارنامه کنکور سراسری به شما چند رتبه از جمله رتبه کشوری (بدون اعمال سهمیه)، رتبه کل در سهمیه و رتبه در زیرگروه ‌ها که به دو صورت رتبه کشوری بدون اعمال سهمیه و رتبه در سهمیه محاسبه شده است، ‌داده می ‌شود.
دو مورد اول یعنی رتبه کشوری و رتبه کل در سهمیه، عملاً تأثیری در انتخاب رشته ‌تان ندارند و صرفاً جهت اطلاع از وضعیتتان نسبت به کل داوطلبان ارائه می ‌شود.
اما دو رتبه ارائه شده برای هر زیرگروه اهمیت زیادی در انتخاب رشته دارد. به عنوان مثال اگر رتبه شما در زیرگروه (1)، 900 و در زیرگروه(3)، 600 شده باشد و رشته مطلوب شما در زیرگروه (1)باشد، باید با توجه به رتبه زیرگروه (1)یعنی همان 900 انتخاب رشته خود را انجام دهید.(در مورد انتخاب رشته و مسایل مربوط به آن در مرداد ماه سال بعد مفصل بحث خواهیم کرد.)



:: برچسب‌ها: کنکور , برنامه ریزی , هدف , دانشگاه , ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : چهار شنبه 15 آذر 1391
سه توصيه براى مديرعامل (طنز)

آقاى الف به‌تازگى به‌عنوان مديرعامل يک شرکت بزرگ فنّاوريهاى پيشرفته استخدام شد. مديرعامل قبلى در ديدار خداحافظى، سه پاکت به آقاى الف داد که روى آنها اعداد ۱، ۲ و ۳ نوشته شده بود و به او گفت: «هرگاه با مشکلى روبرو شدى که راه حلى براى آن به فکرت نرسيد اين پاکتها را به ترتيب باز کن.»

در ابتدا، کارها به خوبى پيش مي‌رفت و آقاى الف مرتباً مشغول مصاحبه و سخنرانى در مورد برنامه‌هاى آينده خود بود. اما پس از گذشت ۶ ماه، فروش شرکت به‌طور ناگهانى با افت شديد مواجه شد و کم کم آقاى الف با سوالات زيادى از سوى هيات مديره و سهامداران شرکت روبرو گشت. روزهاى خوش اوليه به سرعت سپرى شده بود و مشکلات جدّى روى نموده بود. آقاى الف به ياد پاکتها افتاد. به سراغ کشوى ميزش رفت و پاکت شماره ۱ را باز کرد. داخل آن نوشته شده بود: تمام گناهان را به گردن مديرعامل قبلى بيانداز.

آقاى الف نمايندگان مطبوعات را به يک کنفرانس خبرى دعوت کرد و در آن، با شدّت هر چه تمامتر، مشکلات پيش آمده را به گردن مديرعامل قبلى و بي‌کفايتى او انداخت و گفت به تدريج که برنامه‌هاى خودش اجرا شوند وضعيت خوب خواهد شد و او فقط به کمى زمان نياز دارد. توضيحات او تا حدودى نمايندگان مطبوعات را قانع کرد و به دنبال آن قيمت سهام شرکت کمى بالا رفت و مشکل موقتاً رفع شد.

يکسال بعد، دوباره مشکلات شروع شد و اين بار، هم فروش شرکت کاهش يافت و هم مشکلات جدّى در زمينه توليد بروز کرد. آقاى الف با تجربه‌اى که بار قبل کسب کرده بود فورى به سراغ کشوى ميزش رفت و پاکت شماره ۲ را گشود. داخل آن نوشته بود: تجديد ساختار.

آقاى الف باز هم يک کنفرانس مطبوعاتى ترتيب داد و گناه عدم موفقيت برنامه‌هايش را به گردن ساختار غلط شرکت انداخت و گفت که تصميم گرفته است ساختار شرکت را به کلى دگرگون کند. او سپس بعضى از مديريتها را حذف کرد، بعضى را در هم ادغام کرد و چند مديريت هم با اسم جديد به‌وجود آورد.

اين بار نيز عکس‌العمل بازار مثبت بود و قيمت سهام شرکت کمى بالا رفت و فروش شرکت نيز افزايش يافت. يکى دو سال نيز به همين ترتيب گذشت تا بار ديگر مشکلات رو نمود و سر و صداها بلند شد. آقاى الف باز هم مانند دفعه‌هاى قبل به ياد پاکتها افتاد و اميدوار بود که محتويات پاکت ۳ اين بار هم مانند ۲ بار قبل به کمکش بيايد. بنابراين، کشوى ميزش را بيرون کشيد، پاکت ۳ را که زير کاغذهاى ديگر پنهان کرده بود بيرون آورد و آن را باز کرد. داخل آن نوشته بود: سه تا پاکت آماده کن
.


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : سه شنبه 14 آذر 1391