مقدس اردبیلی و موسی ع

مقدس اردبیلی و موسی ع

وى شبى پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) را در خواب ديد كه حضرت موسى(عليه السلام) در خدمت آن بزرگوار نشسته است و مقدس نيز در آنجا حضور دارد. پس حضرت موسى از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) سؤال كرد: اين مرد كيست؟ پيامبر فرمود: از خودش سؤال كن. حضرت موسى(عليه السلام)از مقدس پرسيد تو كيستى؟ مقدس جواب داد. من احمد پسر محمد از اهل اردبيل هستم و در فلان كوچه، فلان خانه منزل من است. حضرت موسى(عليه السلام)تعجب كرد و گفت: من از اسم تو سؤال كردم اين همه تفصيل براى چه بود؟ مقدس در جواب گفت خداوند عالم وقتى از تو سؤال كرد كه اين چيست كه در دست تو است تو چرا آن قدر در پاسخ تفصيل دادى([1])! حضرت موسى(عليه السلام) به پيغمبر(صلى الله عليه وآله) گفت: راست گفتى كه علماى امّت من همانند انبياى بنى اسرائيل مى باشند.([2])* - اشاره به آيه «قال هى عصاى اتوكّأ عليهاو...» در اين آيه خداوند از حضرت موسى(عليه السلام) پرسيد اين چيست در دست تو و او در پاسخ گفت اين عصاى من است بر آن تكيه مى كنم و بوسيله آن برگ را براى گوسفندان جدا مى كنم و فايده هاى ديگرى هم برايم دارد.

قصص العلماء، ميرزا محمد تنكابنى، ص345




:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: مقدس اردبیلی , داستان های مقدس اردبیلی ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : پنج شنبه 17 مرداد 1392
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


نام
آدرس ایمیل
وب سایت/بلاگ
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

آپلود عکس دلخواه: