مادر...

مادر...

امروز با شاخه گلی سرخ ودستانی لرزان به دیدارت می آیم

این اشک های من از سردلتنگی است


دلتنگی برای بوسه زدن بر دستهای مهربانت


کاش بودی


امروز دلم آتش گرفت ودوباره جای خالیت را حس کردم


می دانم جای تو خوب است


وفرشته های آسمان امروز را برایت جشن می گیرند


آخر میدانم که بهشت زیر پای توست


کاش فقط امروز نگاهت را داشتم


خدایا کاش فقط یک بار دیگر


آغوشش را داشتم





:: موضوعات مرتبط: , ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : شنبه 14 دی 1392
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


نام
آدرس ایمیل
وب سایت/بلاگ
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

آپلود عکس دلخواه: