علل ادامه حضور آمریکا در افغانستان چیست ؟ مقابله با تروریسم یا زیر نظر گرفتن ایران و روسیه

علل ادامه حضور آمریکا در افغانستان چیست ؟ مقابله با تروریسم یا زیر نظر گرفتن ایران و روسیه

چكيده: يازده سپتامبر بهانه اي بود براي سرپوش گذاشتن آمريكاييها بر خواسته هاي سلطه جويانه خود. بي شك آمريكا نيز مانند ديگر قدرتها به اهميت موقعيت سياسي برخي مناطق واقف است.

2001 War in Afghanistan collage 3.jpg

به همين منظور سناريوي يازده سپتامبر نوشته شد تا بار ديگرخاطره نظريه هاي سياسي تحليگراني چون مكيندر، هاوس هوفر و..........زنده شود و آمريكا با تكيه بر اين واقعيت كه قدرت وعظمت كشورها در گرو اهميت مناطقي است كه تحت نفوذ دارد، تصوير جديدي از ترفند هاي خود جهت حضور در عرصه جهان را به نمايش گذاشت. بي ترديد براي آمريكا مناطقي چون خاورميانه نه تنها اهميت وجايگاه گذشته خود رادارند و چه بسا بر اهميت آنها نيز افزوده شده است. به همين دليل در اين مقاله به مسئله جايگاه سياسي افغانستان به عنوان مهمترين دليل براي حمله آمريكا به اين كشور بعد از بازي يازده سپتامبر پرداخته شده است.
آمريكايي ها با تاكيد برنظريات نظريه پردازان و تحليلگران سياسي به اين نتيجه رسيدند كه دو منطقه خاورميانه وآسياي مركزي به دليل ويژگي هاي خاص وتوانمندي هايي كه دارند، بسيار حائز اهميت مي باشند. خاورميانه با وجود اسلام گرايي، جمعيت، منابع انرژي، موقعيت حساس و غيره....، آسياي مركزي به دليل انرژي، جايگاه سياسي و از همه مهمتر به دليل همسايگي با روسيه جديد ونفوذ اين قدرت در اين منطقه وسياستهاي روسيه جديد به جهت بر گشتن به جايگاه گذشته، همگي دست به دست هم دادند تا يازده سپتامبر براي نجات آينده آمريكا خلق شود.

1- سرك كشيدن برامور كشورهاي همسايه به ويژه دو قدرت ايران و روسيه:
ايران:با فروپاشي شوروي و حاكم شدن موقيت اقتصادي به عنوان ملاك قدرت در قرن بيست و يكم ، رقابت بر سر منابع انرژي به يكي از مسائل رايج اين قرن در جهان سياسي تبديل شده است شايد هيچ چيز به اندازه نفت و گاز در سياست جهان و تحولات سياسي امروز تاثير نداشته نباشد.
نكته مهمي كه به اين موضوع دامن زده است افزايش بي سابقه مصرف و تقاضاي جهاني براي انرژي طي سالهاي اخير مي باشد به طوري كه بر آوردها نشان مي دهد كه تقاضاي جهاني براي نفت از 70 ميليون بشكه در روز در سال 1995 به 92 تا 97 ميليون شبكه در روز تا سال 2010 افزايش يابد.
در اين ميان خاور ميانه و بالاخص خليج فارس و درياي خزر به دليل داشتن ذخاير عمده انرژي از مناطق مهم استراتژيكي و اقتصادي خواهند بود و تقريبا دو سوم ذخاير اثبات شده نفت و يك سوم ذخاير گاز طبيعي جهان در اختيار كشورهاي خليج فارس قرار دارد.اگر ذخاير برآورد شده درياي خزر به آن اضافه گردد درصد نسبي اين ذخاير به بيش از 70درصد براي نفت و بيش از 40درصد براي گاز طبيعي مي رسد.
و از طرفي مصرف روز افزون انرژي باعث رقابت شديدتر بين متقاضيان آن شده است در حال حاضر علاوه بر مصرف بالاي آمريكا كه عمده واردات اين كشور از ميان كشورهاي حوزه خليج فارس مي باشد به طوري كه در فاصله سال هاي 1985تا 1993 چيزي حدود 58 درصد از افزايش واردات نفت خام و محصولات نفتي آمريكا را از كشورهاي خليج فارس تامين كرده اند. كشور هاي شرق و جنوب شرق آسيا همچون چين نيز با افزايش تقاضاي همزمان روبه رو بوده است .
همه اين عوامل باعث شده است كه بيضي استراتژي نقش فعال تري در سياست هاي جهاني بازي كند. با توجه به مركزيت ايران و بهره مندي از منابع سر شار از انرژي اين كشور و از طرفي نياز و تقاضاي روز افزون مصرف جهاني آن به ويژه ايالات متحده حضور و نفوذ آمريكا در منطقه قابل توجيه خواهد بود كه آمريكا در تلاش براي سلطه گري و كنترل منابع كمياب به ويژه منابع انرژي مي باشد.
مناطقي چون خاورميانه وبه ويژه خليج فارس كه هميشه چشم طمع قدرت هايي چون آمريكا را به همراه داشت پس از حوادث 11سپتامبر اين مناطق جايگاه خاصي در اهداف استراتژيك آمريكا پيدا كردند و به عنوان سكوي پرش براي سلطه گري بر مناطق ديگر قلمداد شدند.
و با توجه به نياز هاي نفتي قدرت هاي بزرگ به اين منطقه سرشار از انرژي ، آمريكا در تلاش است با تحكيم كنترل خود بر خليج فارس و درياي خزر حلقه محاصره ايران را تنگ تر كرده و ابزار قوي براي اداره امور جهاني و رسيدن به نظام سلطه گرايانه اش پيدا كند.
از طرفي ايران بهترين و كوتاهترين مسير براي انتقال انرژي منطقه آسياي مركزي به بازارهاي جهاني است و آمريكا همواره در صدد محروم كردن ايران از مزاياي دسترسي به بازار انرژي منطقه بوده تا از موقعيت استراتژيك و سياسي اين كشور بكاهد.
ايالات متحده با ايجاد پايگاههاي نظامي متعدد در اطراف ايران در صدد تهديد اين كشور و حركت دادن آن در راستاي اهداف خود و پذيراندن سلطه گري خود به اين كشور است. و با پيش كشيدن موضوعاتي چون حقوق بشر، خاورميانه بزرگ، مبارزه با تروريسم و سلاح هاي كشتار جمعي و... در تلاش براي حضور در منطقه است.
بنا براين يكي از مهمترين اهداف ايالات متحده در حمله به افغانستان ايجاد يك پايگاه نظامي در كشور به منظور تنگ كردن حلقه محاصره انرژي و ايران به عنوان قلب بيضي انرژي استراتژيك براي تثبيت سلطه گري آمريكا مي باشد.
روسيه:در كنار ايران مهره ديگري وجود دارد كه براي آمريكايي ها بسيار حائز اهميت است وآن قدرت در حال جوشش روسيه جديد است . با فرو پاشي شوروي منطقه آسياي مركزي ،خزر وقفقاز در نقشه جغرافيايي بر جستگي خاصي پيدا كردند. برژينسكي تاكيد مي كند هر كشوري كه بتواند بر آسياي مركزي و قفقاز تسلط يابد توانايي مورد تهديد قرار دادن موقعيت آمريكا را در خليج فارس خواهد داشت .روسيه و چين دو كشور قدرتمند و داراي مرز مشترك به كشورهاي آسياي ميانه را به عنوان كشورهايي شناسايي ميكنند كه احتمال دارد منافع آمريكا را در اين منطقه به خطر اندازند.با برجسته شدن وجود منابع و ذخاير عظيم نفت و گاز، اين منطقه مورد توجه قدرت هاي بزرگ قرار گرفت.
ايالات متحده داري اهداف استراتژي متعددي در اين منطقه مي باشد كه اگرچه خطر كمونيسم در اين منطقه با فروپاشي شوروي از بين رفته است اما نبايد قدرت روسيه به عنوان بزرگترين كشور جهان بر قلب زمين و قدرت اقتصادي چين در منطقه را ناديده گرفت ونيز نمي توان از موقعيت سياسي و استراتژيك ايران چشم پوشيد.
مهمترين هدف آمريكا در اين منطقه حضور و نفوذ سياسي ،اقتصادي و امنيتي دراز مدت و مقابله با نيروهاي مخالف با منافع آمريكا است.
با حمله آمريكا به افغانستان با شعار مبارزه به تروريسم شرايط موجود در منطقه اين فرصت را به آمريكا داد كه بتواند با حضور عيني خود در منطقه زمينه هاي لازم براي همكاري و معامله در زمينه مسائل امنيتي با كشورهاي آسياي مركزي را در جهت دستيابي به اهداف خود ايجاد كند.
و بلا فاصله پس از 11سپتامبر آمريكا توانست طي قرار دادي با ازبكستان از پايگاههاي نظامي اين كشور جهت تسلط بيشتر بر افغانستان بهره ببرد و از اتحاد روسيه با ديگر كشورها و پيشروي چين به اين منطقه جلو گيري به عمل آورد.
حضور آمريكا در منطقه و احساس عدم امنيت و تهديد در مرزهاي جنوبي آن كشور را به ارمغان آورد .حضور آمريكا مانع از استفاده از مسير ايران براي انتقال انرژي به بازارهاي جهاني مي شود و حضور آمريكا براي چين كه اين منطقه را به عنوان منطقه تامين انرژي خود و بازار مصرف توليداتش مي داند يك مشكل بزرگ مي باشد زيرا افغانستان يكي از حساس ترين دروازه هاي ورود به آسيب پذيرترين منطقه چين را در اختيار دارد .
پس حضور آمريكا در افغانستان و مجاورت آن با آسياي مركزي اين امكان را براي آمريكا فراهم مي سازد كه با حضور فعال تر خود در منطقه نفوذ سنتي رقبايش چون روسيه ،چين و ايران را كاهش دهد. با شعار مبارزه به تروريسم و گسترش دموكراسي آنها را در تنگناي بيشتر قرار دهد و از اين ويژگي افغانستان در جهت تداوم و تثبيت سلطه گري خود بر رقبايش بهره برداري نمايد.

2- موادمخدر :كشور افغانستان يكي از توليد كنندگان اصلي مواد مخدر در جهان محسوب مي شود . كشت وتوليد مواد مخدر در سه دهه اخير همواره يكي از چالش هاي جدي امنيتي افغانستان به شمار مي رود . كه همراه با شبكه هاي قاچاق وفروش اين مواد در جهان ، باعث ضعف وبي ثباتي سياسي براي دولت مركزي وناامني براي جامعه داخلي وكشورهاي همسايه شده است .
در طول دو دهه اخير از سوي مجامع بين المللي از جمله دفتر سازمان ملل متحد در امور مبارزه با مواد مخدر فشارهاي بسياري به افغانستان براي توقف كاشت وتوليد اين مواد وارد شده است .
عجين شدن مسائل در افغانستان به گونه اي است كه بين گسترش خشونت وبي ثباتي وتوليد مواد مخدر رابطه ي تنگا تنگ ومستقيمي وجود دارد . اين مساله در چند سال اخير نيروهاي آمريكا وناتو رابه مقابله با منابع مالي حاصل از مواد مخدر دراين كشور وا داشته است . وابستگي اقتصادي افغانستان به توليد ترياك در دوره طالبان وبعد از 11سپتامبر توسعه اقتصادي رابه عقب انداخته وتهديد مستقيم وجدي براي ثبات وامنيت اين كشور محسوب مي شود .
آمريكا وهمپيمانانش پس از حادثه 11سپتامبر به بهانه مبارزه با طالبان به عنوان صاحبان مزارع كشت خشخاش وبه بهانه نابود كردن مزارع كشت مواد مخدر به افغانستان حمله كردند. توليد مواد مخدر در افغانستان از زمان حمله آمريكا به اين كشور از سال 2001 تا كنون به 40 برابر افزايش يافته است .در سال 2001 توليد ترياك به دليل غير قانوني دانستن كشت خشخاش از 3500 تن به 200 تن كاهش يافت.
با توجه به اينكه تجارت مواد مخدر يكي از منابع مالي گروههاي شورشي به خصوص طالبان مي باشد كه 40% از منابع مالي وحدود يكصد ميليون دلار از منابع مالي طالبان را تامين مي كند. موضوع مبارزه با مواد مخدر به عنوان يكي از اهداف اصلي حمله آمريكا به افغانستان تعيين شد.مبارزه با مواد مخدر از جمله شرح وظايف ايساف اعلام شد .با توجه به تدابيراتخاذ شده ومسئوليت هاي ناتو وايساف ونيروهاي امريكايي ، توليد ترياك در افغانستان روندي فزاينده داشته است وبنابر يك گزارش 93 درصد از ترياك جهان در سال 2007 در افغانستان توليد شده است.
مزارع خشخاش عمدتا در جنوب تمركز يافته اند وكشت اين محصول از جمله عوامل درآمدزايي صاحبان مزارع وحيات اقتصادي افغانستان است.
گرچه مبارزه با مواد مخدر از جمله وظايف ايساف محسوب مي شود ولي اين سازمان از درگيري مستقيم دراين مبارزه پرهيز مي كند وفعاليت عمده ايساف دراين زمينه ارائه آموزش به نيروهاي پليس ملي است . موضوع دخالت پنهان قواي انگلستان وآمريكا در توسعه كشت مزارع خشخاش وگسترش اين تجارت از سوي پاره اي از گزارش هاي رسانه اي مطرح شده است. اگر چه هيچ يك از گزارش هاي ناتو ، دفتر مبارزه با جرائم وموادمخدر سازمان ملل به اين موضوع اشاره نكرده اند .
برپايه گزارش يكي از فرماندهان ناتو روشها وسياست هاي دولت كرزي در مبارزه با موادمخدر كارآيي لازم را ندارد قواي پليس وارتش افغانستان به صورت موردي وحتي گزينش شده به مزارع غير قانوني كشت خشخاش حمله مي كنند اين شايعه نيز رواج دارد كه ارتش وپليس ، معترض صاحبان مزارع ثروتمند نمي شوند بلكه حملات آنها معطوف به صاحبان مزارعي است كه فقير بوده ونفوذي بردولت ندارند .
بنابراين غرب واروپا به نام مبارزه با مواد مخدر وارد افغانستان شدند ودر عمل ازاين منبع هنگفت سود مي برند افغانستان به عنوان اصلي ترين منبع توليد ترياك جهان اين فرصت رابه آمريكا ميدهد كه بازار مواد مخدر را در دست بگيرد واز سود ناشي از آن سهم ببرد . اگر چه كشاورزان توليد كننده مواد مخدر سودي عايدشان نمي شود اما بيشترين سود را مافياي مواد مخدر به جيب مي زنند وسود حاصل از فروش مواد مخدر منابع مالي گروه هاي شورشي و طالبان را همچنان تامين مي كند. استراتژي غرب و آمريكا در مساله مبارزه با مواد مخدر اين گونه تعريف مي شود كه در صورت مساله اين مبارزه تداوم يابد وهمچنان ادامه داشته باشد وبه شكست مواد مخدر وتوليد كنندگان آن نينجامد . چرا كه وجود بهانه اي براي تحقق اهداف استراتژي آنها لازم است كه از جمله آنها تروريسم ومواد مخدر مي باشد .
آمريكا درصدد است كه با سودي كه از مواد مخدر بدست مي آيد گروههاي شورشي تغذيه شوند وجنگ وناامني همچنان در افغانستان رواج پيدا كند وبهانه ماندن آمريكا وغرب همچنان پايدار بماند از طرفي غربي ها نيز مي توانند به طور گسترده ازاين تجارت سود ببرند ودر قاچاق مواد مخدر سهيم باشند وبي شك آمريكا وكشورهاي اروپايي از طريق قاچاق مواد مخدر منافع زيادي بدست مي آوردند . از سوي ديگر تجارت مواد مخدر مي تواند به ناامني مرزهاواخلال در امور كشورهاي همسايه دامن زند ، كه غرب ازاين مساله نفع مي برد . بنابراين اگر چه مساله مواد مخدر اصلي ترين دليل حضور آمريكا دراين منطقه نمي باشد اما نمي توان اهميت اين موضوع را براي آمريكا ناديده گرفت .
3- كنترل انرژي ونفت :
پس از پايان جنگ سرد "نظام اقتصادي سياسي جهاني " ساختار نوين امنيت در جهان را تشكيل ميدهد . وهمانطور كه قبلا ذكر شد دراين برهه قدرت اقتصادي توانست از قدرت سياسي پيشي بگيرد . رقابت برسرمنابع انرژي از مسائلي است كه هميشه در سياست جهان جريان داشته كه منجر به رويارويي قدرت ها مي گردد. كه به اعتقاد جفري هارت كنترل بر منابع ، كنترل بر بازيگران را در پي دارد و كسي كه بازيگران را كنترل مي كند نتايج بازي را تعيين مي نمايد. نياز روز افزون به انرژي از سوي كشورهاي مختلف به ويژه كشورهاي صنعتي شرق آسيا به عنوان مصرف كنندگان جديد به اين رقابت ها افزوده است وبه رقابت كشورها براي استخراج_ بهره برداري وانتقال انرژي ومسيرهاي مختلف وپيدايش مسائل جديد در سياست منجر شده است . كه مي توان به سهم بالا واهميت نفت وگاز اشاره كرد كه در مناسبات بين الملل جايگاه خاصي دارند ومي توانند سياست بين الملل را تحت الشعاع قرار دهند.
شايد هيچ چيز به اندازه نفت وگاز درسياست جهان وتحولات سياسي امروز تاثير نداشته باشد بحران ها وتحولات سياسي ومناسبات متغير جهاني ومنطقه اي به ويژه در خاورميانه ، خليج فارس وحوزه خزر عمدتا متاثر از عامل نفت وگاز است.
جهان انديش خبره آمريكايي پروفسور جعفري كمپ با شناسايي ودرك وضعيت موجود در نوشته اي كه در سال 1997 منتشر كرد مجموعه سرزمين هاي در برگيرنده خليج فارس ودرياي خزر را منطقه بيضي شكل انرژي استراتژيك نام داده است. جعفري كمپ متاثر از نظريه هارتلند ميكندر از بيضي انرژي جهاني ياهارتلند انرژي ياد مي كند ، اين منطقه تخم مرغي شكل از جنوب روسيه وقزاقستان وعربستان سعودي وامارات متحده عربي را در برمي گيرد. تقريبا دو سوم ذخاير اثبات شده نفت ويك سوم ذخاير گاز طبيعي جهان در اختيار كشورهاي خليج فارس قراردارد . اگر ذخاير برآورد شده درياي خزر به آن اضافه گردد درصد نسبي اين ذخاير به بيش از 70 درصد براي نفت وبيش از 40 درصد براي گاز طبيعي مي رسد. كه بزرگان چهار گانه در خليج فارس ، عربستان ، ايران ، عراق وكويت دراين منطقه واقع شده اند كه علاوه برداشتن بزرگترين حجم ذخاير انرژي از مزيت هاي زير نيز برخوردارند:
1.حجم ذخاير فراوان2.استخراج با قيمت هاي نسبتا ارزان 3.قابليت بهره برداري طولاني مدت4.دسترسي به مسيرهاي حمل و نقل مناسب
امروزه نفت وگاز را از صورت كالاهاي اقتصادي خارج شده وبه صورت يك ارزش استراتژيك در آمده است. مطالعات حاكي از آن است كه منابع هيدروكربوري تا سال 2050 همچنان به عنوان عمده ترين منبع تامين انرژي باقي خواهد ماند. ودر كوتاه مدت وميان مدت امكان يافتن جايگزين براي نفت وگاز ، پرهزينه وغير اقتصادي است .
طبق آمار ذخاير نفت وگاز منطقه خليج فارس به شرح زير است :ذخيره نفت منطقه خليج فارس 3/736 ميليارد بشكه معادل 5/61% از كل ذخاير نفت جهان وذخيره گاز در منطقه خليج فارس 4/2516 تريليون فوت مكعب معادل6/39% از كل ذخاير گاز بالا است.
اكنون كه ذخاير انرژي موجود در هارتلند را بررسي مي كنيم مي توان علت حضور آمريكا دراين منطقه را توجيه كرد واهميت ايران براي آمريكا ديگر متحدانش ( پس از حمله به عراق وافغانستان ومحاصره ايران به عنوان مركزهارتلند انرژي از طرفين ) از چشم هيچ بيننده اي پنهان نمي باشد. بنابراين مي توان علت لشكركشي هاي گسترده وپياپي آمريكا به منطقه را به بهانه مبارزه با تروريسم وحقوق بشر را در نياز اين كشورها به منابع انرژي به ويژه نفت وگاز ريشه يابي كرد. انرژي به صورت مستقيم بررشد اقتصاد به دنبال آن رفاه وامنيت ملي كشورها تاثير مي گذارد وآمريكا به عنوان بزرگترين مصرف كننده انرژي جهان شديدا از تغييرات ونوسانات عرضه انرژي متاثر خواهد شد لذا دستيابي به انرژي مطمئن ومستمر جز منافع حياتي آمريكا به شمار مي رود .
آمريكا در تلاش است كه با كنترل انرژي وتاثير واهميت آن برمناسبات بين الملل جريان انرژي رادر دست بگيرد وازاين طريق به اهداف سلطه گري خود نزديك شود موضوع انرژي ونفت وگاز خاورميانه يكي از مهمترين دلايل حضور آمريكا در اين منطقه سرشار از انرژي است تا با نفوذ وتاثير خود در جريان انرژي ، قدرت وسلطه گري خود را در جهان تثبيت نمايد .
دراين جا به پاره اي از مهمترين اهداف آمريكا از اشغال وحضور در افغانستان كه بعضي از آنها را بررسي كرده ايم اشاره مي شود .
1.كنترل منابع انرژي 2.محاصره ايران مهار ناپذير 3.كنترل روسيه –هند –چين 4.حضور استراتژيك در پشت چين 5.جلوگيري از روندهاي همپيوندي هاي منطقه اي6. تامين كنترل شبكه هاي مواصلاتي انرژي 7.يافتن امكان براي برانگيختن منازعات منطقه اي ، براي يافتن بهانه اي براي آغاز اقدامات نظامي جاشمول 8. كنترل پاكستان 9.سد كردن راه چين در دستيابي به منابع انرژي10. روي كار آوردن رژيم هاي دموكرات هوادار آمريكا در منطقه 11.كنترل منابع خود افغانستان


نتيجه گيري :
آمريكا به بهانه مبارزه با تروريسم وارد اين كشور شد ودر عرض كمتر از يك ماه توانست حكومت طالبان را ساقط و به اصطلاح افغانستان را آزاد نمايد .
بهانه مبارزه با تروريسم تنها حربه آمريكا براي ورود به افغانستان بود در حاليكه آمريكا اهدافي سواي مبارزه با تروريسم اما در سايه اين مبارزه دنبال مي كند كه به چندي از آنها اشاره شد ، لذا ساده بنيانه است كه تصور كنيم آمريكا پس از انجام رسالتش از افغانستان ومنطقه خارج خواهد شد چرا كه حادثه 11سپتامبر وارتباط آن با گروه القاعده فرصت طلايي حضور آمريكا را در منطقه به نام مبارزه با تروريسم پديد آورد در حاليكه تاكنون حتي تعريف درستي از تروريسم ارائه نشده است چه بسا كه به سركوب وانهدام گروههاي تروريستي بيانجامد بلكه آمريكا و كشورهاي غربي در صددند براين ناآرامي ها دامن بزنند تا توجيهي براي ادامه حضورشان درمنطقه باشد.
اين شيوه اي است كه استعمارگران هميشه از آن بهره جسته اند. آنها با ايجاد بحران در پشت پرده منطقه مورد نظر تلاش مي كنند كه به بهانه مبارزه با تروريسم وحقوق بشر وبه نام تامين نظم حضور خود را در منطقه توجيه نمايند. لذا تصور خروج آمريكا از افغانستان ومنطقه امري نامحتمل به نظر مي آيد وحتي مي تواند گامي براي حضور در ساير نقاط منطقه وجهان وتثبيت برتري وسلطه گري آمريكا در جهان باشد .
با توجه به همه مواردي كه عنوان شد موضوع تروريسم،موقعيت جغرافيايي،...... همه اين مطالب در مجموعه اي به نام موقعيت سياسي جاي گرفته است كه اهميت افغانستان را براي آمريكا چند برابر مي سازد لذا بيراهه نرفتيم اگر عنوان كنيم موقعيت سياسي افغانستان وتوانمندي هاي كه دراين كشور نهفته است آمريكايي ها را تشويق وتحريص به نفوذ دراين منطقه كرده است.

منبع : http://afghanasia.com




:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: علل ادامه حضور آمریکا در افغانستان , افغانستان , آمریکا , حضور ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : یک شنبه 20 بهمن 1392
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


نام
آدرس ایمیل
وب سایت/بلاگ
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

آپلود عکس دلخواه: