فراموش کردن روابط قبل از ازدواج

فراموش کردن روابط قبل از ازدواج

فراموش کردن روابط قبل از ازدواج

الان چهار ماه است که عروسی کرده ام و شوهرم ، هنوز نتوانسته فرد مورد علاقه اش را فراموش کند . آیا از من کاری بر میآید ؟

مشابه همین سوال را قبلا داشته ایم نه ، راه کار عرض کردیم الان خانم است که این سوال را مطرح کرده . چون مشکل همسر ایشان است آقا این قسمت را گوش کنند که در گذشته گفته ایم. قطعا موثر است . قطعا این آقا نمیخواهد زندگی خود را تباه کند . یک چیزی بوده و حالا زندگی جدیدی را شروع کرده اند تحمیلی هم نبوده و قطعا دوست دارند مشکلشان حل شود اما حالا خانم سوال میکنند از من هم کاری بر می آید ؟ بله شما هم میتوانید چون عضوی از خانواده دو نفره هستید و از این زندگی مشترک رفتار شما هم میتواند موثر باشد. محبوب همسرتان بشوید . در تعارض الگوها ، الگویی که محبوب تر است پذیرفته میشود . اینجا دو تا الگو است دو تا منشأ هست دو تا گرایش برای این آقا هست یکی خانمی که قبلا دوستش داشتند و دیگری همسر فعلی ایشان است . سعی کنید خودتان را برای شوهرتان محبوب کنید چطوری ؟ تقوی الهی پیشه کنید . عمل صالح انجام دهید . رابطه تان را با خدا بیشتر و بهتر کنید . چه ربطی دارد من میخواهم محبوب شوهرم بشوم عمل صالح انجام بدهم ؟ بله این قولی است که خداوند داده است و در آموزه های دینی ماست دو آیه قرآن سوره مریم که ان الذین امنوا و عملو الصالحات سیجعل لهم الرحمن ودوو. کسانی که ایمان میآورند و عمل صالح انجام میدهند خدا آنها را محبوب میکند . شما میخواهید محبت شما در دل شوهرتان ایجاد شود تا آن محبت را فراموش کنند ، تقوی الهی داشته باشید ، نذر کنید تجربه نشان داده موثر است . لازم نیست نذرها مادی باشد معنوی هم میتواند باشد . مثلا ختم چهارده هزار صلوات مجرب است و واقعاً موثر است تصمیم بگیرید روزی هزار صلوات در چهارده روز بفرستید و هدیه کنید به حضرت فاطمه (س) یا به نیت سلامتی آقا امام زمان . ما معتقد به متافیزیک و ماورائ الطبیعه هستیم . عزیزان جدی بگیرید . به توقعات شوهرتان بیشتر توجه کنید یعنی از حد متعارف بیشتر . اگر شما این مشکل را نداشتید ده نمره به شوهرتان توجه میکردید ولی الان تا مشکل حل نشده و پروژه بسته نشده به توقعات ایشان پانزده نمره توجه کنید و وقتی مشکل حل شد به ده نمره برگردید . آقایان توقعات متفاوتی دارند ممکن است خوراک برایشان مهم باشد یا دفع غرایز . بعضی ها پوشش خانم برایشان مهم است بعضی آرایش خانمشان . خیلی از آقایان ، توجه خانم به خانواده خود را خیلی اهمیت میدهند .عجیب است شما به خواهر و مادر همسرتان توجه کنید در واقع رگ خواب همسرتان را بدست آورید یعنی سلیقه ها و حساسیت ها. به ایشان بیشتر محبت کنید ما روایت عاطفی داریم . حضرت علی (ع) فرمود : بالاحسان تملک القلوب با نیکی قلبها تسخیر میشود . دل مردتان را تسخیر کنید تا از تسخیر دیگری دربیاید . به ایشان احسان کنید . هدیه بدهید . خیلی مهم است اگر میخواهید گفتگو کنید ، در مورد موضوعات مورد علاقه همسرتان گفتگو کنید قطعا از موضوعات مورد علاقه خودتان دست بردارید و اگر قضیه جدی نیست به فکر فرزندان باشید یعنی شما را دوست دارد و دارد زندگی میکند ولی مشکل دارد خلاصه وسط گیر کرده اند و نتوانسته اند با آن کنار بیایند . به همسرشان اظهار محبت میکنند ، نفقه میدهند ولی دل مرده و افسرده هستند . اگر قضیه جدی است یعنی میبینید ازدواج شما با ایشان کالعدم است و برحسب صورت و ظاهر کنار هم قرار گرفته اید و ارتباط همسری با شما برقرار نمیکند و تمام ذهن او همه اش آن طرف است ما میگوییم احتیاط کنید تا زمانی که آن پرونده بسته نشده است مراقب باشید که نطفه ای منعقد نشود.

زوج های جوان فرزند آوری را به تاخیر نیندازند. فرزند وجه مشترک شما میشود . شما قدرت خدا را در آن میبینید و محبت شما به همسرتان ده برابر میشود . البته ناامید هم نشوید یک پروژه زمانبر است ولی جواب میدهد . در موارد بسیار متعددی داشتم و بشارت میدهم به شما و دلتان را گرم میکنم ناامید نباشید استمرار داشته باشید . به این نکاتی که عرض کردم توجه کنید . اطمینان میدهم که حل میشود . مگر آن موردی باشد که سخت باشد ، ناامید نشوید رسول گرامی اسلام فرموده اند : من طلب شیی وجد،وجد . کسی که چیزی را طلب میکند به آن میرسد . حساسیت زیادی و رفتار حاکی از بدبینی و سین جین کردن صلاح نیست اگر ایشان پنج درصد فکرش به طرف است با این کار شما پنجاه در صد میشود . یک کار اشتباهی که بعضی ها انجام میدهند و توصیه میکنند می گویند : برویید ببینید خانم چه شکلی است خودتان را مثل او بکنید این اشتباه محض است . ما باید آثار طرف را از بین ببریم نه اینکه خوتان را به شکل او دربیاورید چون دائم او را به یاد شوهرتان می اندازید . هر گلی بویی دارد شما هم بویی دارید . نقاط مثبت خود را تقویت کنید انشاء اله مشکل حل میشود . در توقعات همه نیازها را برآورده کنید ولی در محبت زیاده رویی نکنید و همان حالت خفگی ایجاد میشود .

برعکس ممکن است برای خانم هم اتفاق افتاده باشد اصلا چنین چیزی را نباید بگوییم سوال پیش می آید این خانم چطور متوجه شده است . بله در اصل نباید چنین مطلبی را بگوییم حالا شاید در اثر بی نشاطی و افسردگی این سوال ایجاد شده است .برای همسر سوال ایجاد میشود من چه چیزی کم گذاشته ام و آقا میگوید خانم من این مشکل را دارم .و میگوید تا از همسرش کمک بگیرد و سوء تفاهم ها از بین برود .آقا صادقانه مطلب را میگوید و میگوید من میخواهم این مطلب را فراموش کنم . میخواهد از همسرش کمک بگیرد .

دختر 21 ساله ای هستم که از پسری که با او ارتباط عاشقانه داشته ام جدا شده ام .آیا من با ازدواج می توانم او را فراموش کنم ؟

پاسخ – خیر. کسانی که ارتباط عاشقانه داشته اند تا پرونده ی این ارتباط را نبسته اند ازدواج نکنند. ممکن است که ارتباط شما قطع شده باشد ولی هنوز ارتباط عاطفی داشته باشید. اگر شما می خواهید ازدواج کنید تا آن آقا را فراموش کنید اشتباه می کنید زیرا با این کار مصیبت دو تا می شود. در مواردی این اتفاق افتاده که خانمازدواج کرده و نتوانسته آقای قبلی را فراموش کند و در ضمن نتوانسته شوهرش را هم دوست داشته باشد. پس شما اول پرونده عشق تان را ببندید، بعد بگذارید سه ماه هم بگذرد و بعد ازدواج کنید.

من خانمی 25 ساله هستم و پسر پنج ساله ای دارم و شوهرم هم فرد خوبی است ولی من نمی توانم فردی را که قبلا دوست داشته ام فراموش کنم . راهنمایی بفرمایید.

پاسخ – بعضی از دختر خانم ها در دوستی قبل از ازدواج نگران عصمت جسمانی شان هستند. حساسیت روی عصمت جسمانی خوب است ولی عصمت دیگری بنام عصمت قلبی و ذهنی وجود دارد. وقتی یک دختر خانم می خواهد وارد خانه ی شوهرش بشود نباید فقط عصمت جسمانی داشته باشد بلکه باید عصمت قلبی و ذهنی هم داشته باشد .آیا برای خوب انجام دادن وظیفه ی همسری و مادری ، فقط عصمت ظاهری و جسمانی کافی است ؟آیا می شود با کسی ازدواج کرد اما ذهن همسر پیش کس دیگری باشد؟ آیا این خانم می تواند احساس خوبی در خانه ی شوهرش داشته باشد؟ آقا پسرها نگران عصمت جسمانی نیستند ولی اگر عصمت را رعایت نکنند آیا می توانند همسر و پدر خوبی در زندگی باشند ؟اگر ما اهمیت عصمت ذهنی را درک کنیم براحتی به ارتباطات تن نمی دهیم و دوستی های قبل ازادواج را برقرار نمی کنیم .

وقتی پسری با دختری دوست می شود و بعد از مدتی پسر می گوید که خانواده ام با ازدواج ما مخالفت کرده اند و دختر را کنار می گذارد ، دختر بهم می ریزد. ما چکار کنیم که مثل پسرها وابسته نشویم ؟

پاسخ- راهکارهایی در این زمینه وجود دارد ولی ما نمی توانیم قول بدهیم که همه بتوانند این راه کارها را انجام بدهند، پس پیشگیری از این کار بهتر است .

اگر جوانی به فردی علاقمند شد چطور باید آنرا مدیریت کند و آن فرد را فراموش کند ؟

پاسخ – اگر فردی به این راهکارهایی که ما می گوییم عمل کنند، حتما موفق خواهد شد . یک دانشجویی نزد من آمد که سه سال به خانمی علاقمند بود و بخاطرمشکلاتی که سر راه ازدواج آنها وجود داشت آنها زخم اثنی عشر گرفته بودند. ایشان می گفت که من می خواهم با این دختر ازدواج کنم ولی پدر و مادرم اجازه نمی دهند. ما نمی توانیم تمام حرف های افرادعاشق را بپذیریم. من به این آقا گفتم که شما مدتی این علاقه ات را تعدیل کن و بعد من به شما کمک خواهم کرد که با این خانم ازدواج کنی .چند ماهی گذشت و ایشان با من ارتباط داشت .بعد مدتی وقتی نزد من آمد گفت که من از تصمیمی که گرفته بودم تعجب می کنم. او به اشتباه خودش پی برده بود. زیرا شیفتگی و تعلق او تعدیل شده بود و می توانست به راحتی تصمیم بگیرد.

اگر ما بخواهیم عشق وعلاقه ی بیجا را از دل مان بیرون کنیم باید عشق و علاقه ی دیگری را جایگزین آن کنیم و باید روابط خانوادگی را براساس محبت بنا کنیم. یعنی به یکدیگر عشق بورزیم . اساس خانواده بر اساس محبت است. خدا سرمایه محبت را به زن و مرد داده است تا خانواده را تشکیل بدهند. یکی از عبادت ها همین محبت بین خانواده است. روایت داریم : نگاه محبت آمیز فرزند به پدر و مادرش عبادت است. در روایت دیگری داریم که خداوند رحم می کند به بنده بخاطر شدت محبت به فرزندان .حتی امروزه این محبت ها پاسخگوی آسیب های تربیتی نیست .والدین باید عاشق بچه هایشان باشند. حضرت موسی داشت عبادت می کرد و فرمود: با فضیلت ترین عمل چیست ؟خطاب آمد: دوست داشتن بچه ها .شروع محبت باید از بچگی باشد و باید تداوم داشته باشد. اگر والدین بخواهند محبت را شروع کنند باید مدتی این کار را ادامه بدهد تا جواب بگیرند.

راهکار دیگر مبارزه با تخیلات است .تخیلاتی که فرد عاشق نسبت به معشوق دارد به عشق دامن می زند. هر چقدر این تخیلات بیشتر باشد این آتش شعله ورتر می شود و مبارزه با آن سخت تر خواهد بود. ما باید خیال را رام بکنیم و این کار سختی است .یکی از راهها این است که هر چیزی که ما را به فکر آن عشق می اندازد پیش ما نباشد .مثل یک هدیه یا یک پیامک .اگر شما هدیه یا دست خطی از طرف دارید آنرا از بین ببرید .شما باید این کار سخت را انجام بدهید .اگر خیابانی شما را به یاد این فرد می اندازد سعی کنید از آن خیابان رد نشوید .مثلا شما می توانید ایمیل خودتان را تغییر بدهید .اگر شما می توانید ذهن تان را مشغول کنید. شما نباید وقت بیکاری برای خودتان بگذارید.

اگر ما کاری را نهی می کنیم در کنار آن کارهای دیگر را امر می کنیم .مثلا ما می گوییم به او فکر نکنید ولی فکرتان را به چیز دیگری مشغول کنید. برای قطع ارتباط باید خیال قطع بشود. کسانی که ازدواج کرده اند و هنوز نتوانسته اند فرد قبلی را فراموش کنند بخاطر این است که در خیال شان فرد را فراموش نکرده اند و با خیال فرد زندگی می کنند.

این راه کارها خیلی سخت است ولی باید یادمان باشد که ما خدایی داریم که بر هرچیز توانا است و مقلب القلوب است .ما می توانیم دل مان را به سمت خدا ببریم و دل مان را به خدا بسپاریم .

راهکار بعدی قطع کردن ارتباط ظاهری است .هر چقدر این ارتباطات ادامه داشته باشد قطع کردن آن سخت است. بهترین کار قطع کردن یکباره ارتباط است. کم کم قطع کردن ارتباط خیلی به شما کمک نخواهد کرد زیرا خیال شما همچنان به کار خودش ادامه می دهد.

اگر جوانی به فردی علاقمند شد چطور باید آنرا مدیریت کند؟

پاسخ – راه کارهایی که قبلا گفته ایم عبارت است از: ابزار محبت به خانواده ،مبارزه با تخیلات و قطع ارتباط . از امام صادق (ع) در مورد عشق پرسیدند. امام می فرماید: این عشق ها برای دل هایی بوجود می آید که از یاد خدا خالی شده اند و خدا محبت غیر از خودش را به آنها چشانده است. امام باقر (ع) می فرماید: بهترین عمل ها عبارتند از انصاف با مردم ،ایثار در مسائل مالی و ذکر خدا در هر حال .ذکر خدا فقط سبحان الله و الحمدلله نیست .ذکر خدا این است که با هر چیزی که مواجه شدید و خدا برای آن چیز دستوری داشت به آن دستور عمل کنید ،وقتی با چیزی مواجه شدید که خدا آنرا نهی کرده است آنرا ترک کنید.اگر به جایی رسیدیم که خدا در آنجا دستور داده است که نگاه نکنیم باید چشم های مان را پایین بیندازیم ،این ذکر خدا می شود. نتیجه ی این کار این است که طعم ایمان در دل این فرد چشیده می شود.

راه کار دیگر این است که ما باید عشق بزرگی مثل خدا را وارد دل مان بکنیم تا آن عشق ازدل ما بیرون برود. روایت داریم که محبوب من نمی شود بنده ای که راه کاری محبوب تر از واجبات انجام بدهد. همه ی ما باید عاشق بشویم. انسان عاشق آفریده شده است ولی معشوق را اشتباه انتخاب کرده است . اگر عشق خدا در دل ما وارد بشود عشق های دیگر بیرون می رود .ما چکار کنی که عاشق خدا بشویم ؟این راه کار به دین اسلام اختصاص دارد .همه ی ما نیاز به عشق داریم .بیشتر مشکلاتی که ما داریم بخاطر این است که عاشق خدا نیستیم .اگر ما بدانیم که با حلم ورزیدن خدا از دست ما راضی می شود، راحت تر حلم می ورزیم .کسانی که زندگی سخت را تحمل می کنند عاشق خدا هستند.عشق و محبت خدا ضرورت است . در قرآن داریم : کسانی ایمان دارند که خدا را خیلی دوست دارند.

یکی از راههای کسب محبت خدا، خدمت به مردم است .خدا می فرماید :این مخلوقات خانواده ی من هستند، محبوب ترین بنده نزد من انسانی است که لطف بیشتر به مخلوقات من دارد .

خدمت به خلق یکی از مصادیق خدمت به خلق است .اگر شما پدربزرگ یا مادر بزرگی دارید نزد آنها بروید و از تجربیات آنها استفاده کنید و آنهارا خوشحال کنید. این کار باعث خشنودی خدا می شود و اینکار باعث می شود که محبت خدا در دل شما بیفتد.

از پیامبر پرسیدند که چه کسی پیش خدا عزیزتر است ؟ پیامبر فرمود: کسی که سودش بیشتر به مردم می رسد. در معراج خدا به پیامبر می فرماید: ای احمد، محبت به خدا محبت به فقرا است. محبت من همان محبت کردن به فقراست. به آنها نزدیک شو و با آنها نشست و برخاست داشته باش .خدمت به فقرا فقط از نظر مالی نیست .ما می توانیم با آنها هم صحبت بشویم و به درد و دل های آنها گوش کنیم حتی اگرنتوانیم به آنها کمک مالی بکنیم. عشق به فقرا محبت خدا را بیشتر در دل شما می اندازد.

در مورد راه کارهای فراموشی عشق نابجا توضیحاتی بفرمایید.

پاسخ – اولین راه کار این است که فرد رابطه ی محبتی با افراد خانواده اش را زیاد کند ، یادگاری هایی که او را به یاد آن شخص می اندازد از اطرافش دور کند، قطع ارتباط کند و باید عشق بزرگتری را وارد دلش بکند تا آن عشق نابجا از بین برود و آن عشق ،عشق خداست .

یکی از راه کارهایی که باعث می شود محبت انسان به خدا زیاد بشود، یاد مرگ است. روایت داریم :هر کس زیاد یاد مرگ می کند خدا او را دوست می دارد. یاد مرگ فقط در فراموش کردن عشق های نابجا کارکرد ندارد. انسان باید در زندگی دائما به یاد مرگ باشد. انسان باید بداند که آمده که برود نه اینکه بماند. یاد مرگ بودن، مشکلات را آسان می کند. روانشناسی مدرن می گویند که باید یاد مرگ را فراموش کنیم تا بتوانیم بهتر زندگی کنیم و یاد مرگ افسردگی می آورد .در روانشناسی مادی ،خداوند جایی ندارد و آنها باید هم افسردگی بگیرند. اگر ما اعتقاد نداشته باشیم که بعد از مرگ زندگی دیگری وجود دارد، حتما افسردگی می گیریم. ما که معتقد به معادهستیم، اعتقاد داریم که زندگی اصلی ما بعد از مرگ آغاز می شود. اگر معادی نباشد زندگی معنایی ندارد زیرا لذت های زندگی دردسر دارد . دختر دانشجوی در فضای رابطه های غیر اخلاقی بود. مدتی بعد او را دیدم که متحول شده بود و خیلی مقید شده بود. او گفت :می گویند که قیامتی هست و این قیامت تا ابد ادامه خواهد داشت ولی من یقین ندارم . با خودم فکر کردم که اگر قیامتی باشد ،من باید تا ابد در سختی باشم . با احتمال وجود قیامت، من متحول شدم. انسانی که به یاد مرگ است به هر کس دل نمی بندد. پیامبر فرمود: دنیا یک لحظه است یعنی دنیا در مقابل ابدیت ، یک لحظه است .حضرت علی (ع) می فرماید :فردی که فردا را جزو عمر خودش حساب می کند مرگ را در جای حقیقی اش ننشانده است .ما باید با این عمر، ابدیت مان را بسازیم ،بنابراین یاد مرگ برای ما افسردگی بدنبال نخواهد داشت.

در مورد راه های فراموشی عشق های نابجا توضیحاتی بفرمایید.

پاسخ – برای اینکه بتوانیم به این محبت های نابجا غلبه کنیم باید محبت خدا را در دل مان جایگزین کنیم .حالا چطور می توانیم محبت خدا را در دل مان ایجاد کنیم؟ خداوند به حضرت داود خطاب کرد :ای داود ،مرا دوست بدارد و مرا محبوب مردم کن. خدا دوست دارد که مردم او را دوست داشته باشند. خداوند می داند که ما بدون محبت او نمی توانیم زندگی را تحمل کنیم. حضرت داود به خدا گفت که من تو را دوست دارم ولی من چطور تو را محبوب مردم کنم ؟ خدا می فرماید: نعمت های من را به یاد آنها بیاور ،وقتی نعمت ها را به یاد آنها انداختی، آنها مرا دوست خواهند داشت. ما نباید در زندگی دچار ناشکری بشویم. گاهی رابطه ی ما با خدا بهم می ریزد زیرا به نعمت هایی که خدا به ما داده است فکر نمی کنیم .چون ما به داشته های مان فکر نمی کنیم، شرمنده ی خدا نیستیم و تا مشکلی در زندگی مان پیش می آید و نعمتی از ما گرفته می شود، ارتباط مان با خدا بهم می خورد. ما هر چقدر بیشتر به نعمت های خدا توجه کنیم خدا را بیشتر دوست خواهیم داشت ،در مسیر زندگی به امر خدا گوش می کنیم و مصیبت هایی که در زندگی برای ما اتفاق می افتد، براحتی ما را از پا در نمی آورد. در اعتکافی به ما گفتند که نعمت های خدا را بشمارید و ما هرچه نعمتها را می شمردیم تمام نمی شد و شرمنده ی خدا می شدیم .کسانی که از مسائل اقتصادی می نالند و از خدا گِله دارند، نعمت های خدا را به یاد بیاورند و شکر آنرا بجا بیاورند و ببینند که آیا شکر نعمت هایی که دارند بجا آورده اند یا خیر.





:: موضوعات مرتبط: , ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : یک شنبه 1 تير 1393
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


نام
آدرس ایمیل
وب سایت/بلاگ
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

آپلود عکس دلخواه: