یک پیاده‌روی بدون مزاحم و موی دماغم آرزوست…

ادامه مطلب در آینده ای نزدیک خلاصه می شود .

عصر یه روز دلگیر، جمعه ۱۴ فروردین حوصله‌ام حسابی سر رفته بود . دلم نمی‌خواست تو اون هوای خوب خونه بمونم. دوست داشتم بزنم بیرون و تو شهر پیاده بگردم.
تمام ایام عید رو شوهرم سر کار رفته بود و شباش خسته به خونه اومده‌ بود. یکی از پسرهام هم که در پیش‌دانشگاهی درس می‌خونه از دوم عید کلاساش شروع شده بود.
البته دو روز آخر اسفند رو جنگی رفتیم شمال و برگشتیم.
ولی تو ایام ۱۳ روزه‌ی عید به غیر از چند عیددیدنی کوتاه و مختصر و دیدن چند جای شهر با پسر بزرگم، دیگه جایی نرفتیم. من همه‌ش یا پای تلویزیون بودم و یا کتاب می‌خوندم. تقریبا همه‌ی دوستام هم مسافرت بودن یا مشغول دید و بازدید با اقوامشون.

اون روز تا حاضر شدم برم پیاده‌روی، دم در دیدم شوهرم از سرکار اومد. گفت وایسا منم باهات بیام. گفتم تو خسته‌ای و منم می‌خوام خیلی راه برم.
با نگرانی گفت ولی خیابونا خیلی خلوته، اذیتت نکنن. خندیدم و گفتم دیگه کی با من کار داره!! تازه، نگران نباش، سعی می‌کنم ماشینو ببرم وسط شهر پارک کنم و تو خیابون اصلی پیاده‌روی کنم. خوبه؟ خیالش کمی راحت شد و اومد تو خونه و من درو بستم و رفتم بیرون.

هوا بی‌نهایت دلپذیر بود. نسیم خنک به صورتم می‌خورد و کیف می‌کردم. بی‌اختیار نفس عمیق می‌کشیدم. احساس می‌کردم هوا پر از اکسیژنه. اکسیژنی که آدمو مست می‌کنه.

تو خیابون اصلی، شرایط از هر نظر خوب بود، تک‌وتوک مغازه‌ها باز بودن، و تعداد کمی از مردم، بیشتر به صورت خانواده، مشغول خرید بودن. نه اونقدر شلوغ بود که نشه بدون تنه زدن و تنه خوردن راه رفت و نه اونقدر خلوت که آدم احساس تنهایی و ترس کنه.
با خیال راحت تند تند راه می‌رفتم و شاید لبخندی هم بر لب داشتم، که ناگهان احساس کردم کسی مثل سایه منو تعقیب می‌کنه.

امیدوار بودم اشتباه کرده باشم. جلوی اولین مغازه ایستادم. او هم ایستاد. نگاهش کردم، مردی حدودا سی یا سی‌و پنج ساله بود. گوشی موبایلش رو روی گوشش گرفته بود و می‌گفت عزیزم هر کدومو پسندیدی بگو برات بخرم. گفتم حتما با من نبوده و دچار سوءتفاهم شده‌ام و راه افتادم. اما مرد باز هم تعقیبم کرد. به بهانه‌ی خرید وارد چند مغازه و فروشگاه شدم. حتی رفتم چند جا لباس پرو ‌کردم.
اما وقتی برمی‌گشتم می‌دیدم منتظر ایستاده. و باز هم با گوشی موبایل روی گوشش می‌آمد جلو و نزدیک گوشم عین وز وز مگس می‌گفت اینقدر سرم ندوون جیگر، هر جا بری دنبالت میام. نازتو خریدارم.
این‌ها رو حتی جلوی خانواده‌هایی که جلوی ویترین وایساده بودن می‌گفت.

اعصابم خرد شده بود. اگر چیزی می‌گفتم، لابد می‌گفت با تو نبودم و داشتم با تلفن حرف می‌زدم. قدم‌هامو تند ‌کردم، کند کردم. رفتم اونور خیابون، همه جا گوشی به دست دنبالم میومد. بالاخره فکری به نظرم رسید. فروشگاهی می‌شناختم که یک در هم در خیابان پشتی داشت. از این در رفتم و از در پشت فرار کردم.
بالاخره از دستش راحت شدم.
سعی کردم دیگه در صورتم احساس لذت از هوا و پیاده‌روی مشهود نباشه. خود همین مزاحمت اخمی رو پیشونیم نشونده بود.
حدود سه چهار کیلومتری همینطور ‌رفتم. گاه‌گاهی متلکی چیزی می‌شنیدم که نسبت به تعقیب کردن بازم بهتر بود. تموم خانم‌های ایرانی فکر کنم به متلک‌های گذری عادت کرده باشن.

بعد به پارکی رسیدم و دورش زدم و برگشتم. موقع برگشتن احساس شادی و نشاط داشت به من برمی‌گشت که باز احساس کردم کسی تعقیبم می‌کنه. کم‌کم صدای وز‌وزش هم به گوشم رسید. از شکل اندامم می‌گفت. من به جایش خجالت کشیدم. جلوی ویترین یک مغازه‌ی کفش‌فروشی وایسادم. عکسش در شیشه ویترین درست پشت سرم معلوم بود. جوانی حدودا بیست، بیست‌ویکی‌دوساله به نظر میومد. قدم‌هامو تند کردم. اونم تند کرد. وارد مغازه‌ی کفش فروشی دیگری شدم و چند کفش امتحان کردم. شاید می‌فهمید من از نظر سنی به دردش نمی‌خورم و دست برمی‌داشت. آنقدر پررو بود که وارد مغازه شد و درست بالای سرم ایستاد. کفش‌ها را با ناراحتی پس دادم و راه افتادم. فکر کنم کارمندان کفش‌فروشی متوجه شدند مزاحمم شده.

پسر پشت سرم میومد و مرتب قربون صدقه‌م می‌رفت. خیلی عصبانی شده بودم و به صورت عصبی می‌دویدم. دیدم بچه پررو درست کنارم داره می‌دوه. رفتم اونور خیابون، اومد، رفتم یه خیابون دیگه، اومد. ایستادم نگاهش کردم، خواستم یک سیلی بهش بزنم، آنقدر قیافه‌ی مظلوم و معصومی داشت که دلم سوخت. چند بار گفتم لطفا مزاحم نشو! خجالت بکش! اما دست بردار نبود. اومدم از جلوی پلیس رد بشم، شونه به شونه‌م اومد. خواستم به پلیس بگم که این مزاحممه، گفتم نکنه پلیس منو محکوم کنه و بگه چرا بدون شوهرت اومدی بیرون. از یه لحاظ هم دوست نداشتم برای پسری به سن اون سوءسابقه درست کنم.
اما اون‌ور چهارراه دیگه حقیقتا طاقتم طاق شد. وایسادم و بی‌اختیار داد زدم: مرتیکه، خجالت نمی‌کشی! تو همسن پسر من هستی. چرا یک ساعته موی دماغم شدی؟ اعصابمو به هم ریختی و…
جلوی چند عابر آقا که با نیش‌های باز جمع شده بودند، با پررویی گفت برای اینکه سینه‌های خوشگلی داری، دوست دارم تا دنیا دنیاست وایسم و سینه‌هاتو تماشا کنم؟ و حرف‌های دیگری شبیه به این…
دلم می‌خواست با مشت محکم بکوبم تو سرش. با فریاد گفتم، چرا شما آقایون فکر می‌‌کنید اگه زنی تنها بیاد تو خیابون حتما باید دنبالش راه بیفتید؟
چرا شما آزادید هر وقت خواستید بیایید تو خیابون قدم بزنید، خرید کنید، اما یا خانم اگه تنها بیاد فکر می‌کنید حتما چیزیش می‌شه؟ و باید حتما مزاحمش بشید. اونم من که جای مادرت هستم.
گفتم پسرجان، دیدی که دلم نیومد بدمت دست پلیس، اما آیا وقتی می‌گید گشت ارشاد بده، خودتون رعایت می‌‌کنید؟
عابر‌ها که تعدادشون بیشتر شده بود و اولش قضیه رو جدی نگرفته بودن، با شنیدن اسم گشت ارشاد، یک‌هو ورق برگشت و شروع کردن به نصیحت کردن پسره.اولش کمی شاخ و شونه کشید که آزادم هر کاری بکنم و ازین خانم خوشم اومده. اما بقیه حسابی نشوندنش سرجاش… وقتی راه افتادم برم. هنوز داشتند بحث می‌کردند.

با اعصابی خراب برگشتم خونه.
شوهرم پرسید پیاده‌روی خوش گذشت؟ کسی مزاحمت نشد؟
خیلی سعی کردم اخم نکنم. گفتم خوب بود و به بهانه‌ای به اتاق خواب رفتم و کمی به حال خودم و بقیه خانم‌ها اشک ریختم تا حالم کمی جا اومد.

چند روز بعد در میدون فردوسی کاری داشتم، بارون شدیدی می‌بارید، به طرف میدون انقلاب پیاده می‌رفتم که متوجه مردی حدود سی‌ساله شدم که با کت‌وشلوار سایه‌به سایه‌م میومد و هی متلک می‌گفت. من سعی می‌کردم از زیر سایه‌بون‌های مغازه‌ها برم که کمتر خیس بشم. اما اون عین موش آبکشیده درست زیر بارون میومد. آب از هفت‌بندش آب می‌چکید. تا میدون انقلاب سعی کردم خودشو ندیده‌ و حرفاش رو نشنیده بگیرم. ولی مگه می‌شد. آدم ظاهرا آرومه اما تو دلش از عصبانیت انگار داره منفجر می‌شه.
به ظرف جمالزاده تقریبا دویدم و اونم دنبالم اومد. تو جمالزاده اونقدر می‌دوید که نفهمید من سوار ماشین کرج شدم. و از من جلو افتاد. چند متر بعد یه کمی دنبالم گشت و خیلی پررو اومد نشست تو ماشین. خوشبختانه من جلو نشسته بودم . اون رفت عقب نشست. و چون راننده با چتر بیرون وایساده بود و مسافر صدا می‌کرد تونست کلی حرف مفت(از نظر خودش حرف محبت آمیز) بهم بزنه ولی من جوابشو ندادم. انگار گوشم اصلا نمی‌شنوه. تا ماشین پر شد.
وقتی به اتوبان رسیدیم به شوهرم زنگ زدم که اونم از سر کارش راه بیفته تا با هم برسیم به ایستگاه کرج. مرتیکه شنید. اما پیاده که نشد هیچی، وقتی نگاهم به آینه افتاد دیدم داره برام بوس می‌فرسته.
گفتم یه حسابی ازت برسم که مرغای هوا برات گریه کنن.

ایستگاه کرج که رسیدم دیدم خوشبختانه شوهرم جلوی ماشینش وایساده. هنوز بارون شدیدا می‌بارید. مرد مزاحم پررو پررو دنبالم راه افتاد و متلک می‌گفت. حالا احمق در تماس چندباره با شوهرم تو راه می‌دونست میاد دنبالم. شوهرم از دور متوجه شد. تا بهش رسیدم گفتم این آقا از میدون فردوسی تا اینجا دنبالم راه افتاده. شوهرم عین عقاب پرید بگیردش، مرد مزاحم یهو راهشو کج کرد و پرید تو خیابون جلوی ماشینا. نزدیک بود تصادف کنه . ماشینه ترمزش کشیده شد اما بالاخره گرفت و اون تونست جون سالم به در ببره تا به نحو احسن و صحت و سلامت کامل قادر باشه مزاحم زن‌های دیگه بشه.

_______________________

روش‌های مواجهه با مزاحمان خیابانی

با مزاحم وارد بحث نشوید، استدلال نکنید یا به سوالاتش پاسخ ندهید. تنها حرف خودتان را تکرار کنید یا موقعیتتان را تغییر دهید.

‌همشهری تندرستی: مزاحمت خیابانی، هر روز، آشکار یا نیمه‌آشکار، موقع پیاده‌روی، نشستن یا ایستادن در خیابان‌های شهر یا دیگر مکان‌های عمومی برای زنان اتفاق می‌افتد.باید توجه داشت که بسیاری از زنان و دختران حتی قبل از بلوغ، مزاحمت‌های خیابانی را تجربه می‌کنند برای مواجهه درست و مناسب با مزاحمان خیابانی باید روش‌های مناسبی به کار گرفت که در این بخش به آنها اشاره می‌شود.

هر فردی بنا به تجربه خود، روش خاصی برای برخورد با مزاحمان خیابانی دارد‌ اما برخی از این راهکارها که ما از آنها استفاده می‌کنیم، کارایی چندانی ندارند و در برخی موارد اوضاع را وخیم‌تر می‌کنند. در ذیل، ‌برخی از راهکارهای پیشنهادی روان‌شناسان ذکر می‌شود که استفاده از آنها می‌تواند سودمند واقع شود. البته ذکر این نکته ضروری است که استفاده از این راهکارها تنها در زمانی توصیه می‌شود که شما احساس‌امنیت نسبی داشته باشید زیرا در زمانی که شما به هیچ‌وجه احساس‌امنیت نمی‌کنید، بهترین راهبرد این است که سریعا از موقعیت دور شوید.

وقتی فردی مزاحمتان شد، خونسرد، قاطع و بدون توهین و یا زدوخورد با مزاحم برخورد کنید. بگذارید متوجه شود که عملش بسیار زشت و غیرقابل قبول است. قاطعانه به او بگویید از شما دور شود.
زمانی که فرد مزاحم بین یک گروه از مردم قرار دارد، به‌طور مشخص او را مخاطب قرار دهید. از زبان بدن خود به‌طور مناسبی استفاده کنید. به چشمان مزاحم نگاه کنید و با لحنی واضح و قاطع با او حرف کنید.

با فرد مزاحم با لحنی عذرخواهانه، ملتمسانه و یا سوالی صحبت نکنید. محکم و قاطع باشید. به هیچ وجه از واژه‌هایی چون «ببخشید»‌،«متأسفم» و «لطفا‌» استفاده نکنید. زیرا باعث کم شدن قاطعیت شما می‌شود. اگر وی به گفته شما گوش نکرد، بگویید: «نشنیدید چه گفتم؟ فورا از من فاصله بگیرید.» بیشتر افراد در این مرحله خواسته شما را اجابت می‌کنند‌ اما اگر فرد باز هم سماجت ورزید، می‌توانید از دیگران کمک بخواهید.
با مزاحم وارد بحث نشوید، استدلال نکنید یا به سوالاتش پاسخ ندهید. تنها حرف خودتان را تکرار کنید یا موقعیت‌تان را تغییر دهید.
ناسزا نگویید یا عصبانی نشوید. این نوع واکنش موجب می‌شود که مزاحم با خشم و خشونت پاسخ شما را بدهد. همچنین، احتمال دارد که در نظر دیگران شما را مقصر جلوه دهد و کسی دیگر به آنچه مزاحم انجام داده است توجه نکند.

در مقابل مزاحمت دیگران سکوت نکنید. سکوت شما تنها باعث شدت مزاحمت و گستاخی مزاحم می‌شود. دکتر کارل، روان‌شناس ‌آمریکایی، در این زمینه می‌گوید:‌«من در تحقیقاتم پی بردم که اکثر زنان برای اتمام مزاحمت به فرد مزاحم توجهی نمی‌کنند و در واقع، توجه نشان دادن را باعث تقویت رفتار آنها می‌دانند. این باور غلطی است چرا که بی‌توجهی به این رفتارها باعث تشدید مزاحمت می‌شود.» اگر مردی در وسیله نقلیه‌ای مانند تاکسی بیش از حد خودش را به شما نزدیک کرد، به او بگویید کمی فاصله بگیرد.

کارهایی انجام دهید که موجب شود مزاحم پیامدهای کار زشت خود را عینا مشاهده کند؛ برای مثال، به پلیس گزارش دهید یا اگر سوارخودروی عمومی هستید به راننده اطلاع دهید. اگر فردی در محل کار برای شما مزاحمت ایجاد کرد، سریعا به سرپرست و یا مدیر او اطلاع دهید. رفتار ناشایست فرد مزاحم را به‌طور مشخص ذکر کنید.

مهدی ملک‌محمد/ روان‌شناس

_____________________________

نگاهی دیگر به نحوه رفتار و برخورد مزاحمان :

هوا رو به تاریکی است. پیاده رو از خیابان شلوغ تر است. گویی همه مردم به خیابان ریخته اند. کنار خیابان منتظر تاکسی ایستاده است. مشغله کاری اش امروز خیلی زیاد بوده، فقط دعا می کند هر چه زودتر به خانه برسد
اما خیابان، خستگی اش را دوبرابر می کند، بوق های متعدد ماشین ها آزارش می دهد. ماشینی می ایستد، دختر خوشحال است، فکر می کند راننده مسیر مورد نظر را شنیده است، اما این خوشحالی دیری نمی پاید زیرا زمانی که به داخل ماشین نگاه می اندازد جوانی را می بیند که با لبخندی می گوید...!با تنفر سرش را برمی گرداند و پیش خود می گوید مردم چه می گویند، فکر می کنند اشکال از من است. به طرف ایستگاه اتوبوس می رود، خستگی را فراموش می کند و می گوید: آبرو و امنیت مهمتر است.

مزاحمت خیابانی بخشی از تجربه بسیاری از زنان است. این مزاحمت ها بلاهای اجتماعی عصر ما نیست، بلکه سابقه طولانی دارد. در جوامع شهری و کلانشهرها بیشتر به چشم می خورد و از رفتارهای نابهنجار اجتماعی است که در ایجاد ناامنی اجتماعی و سلب آرامش افراد نقش بسزایی دارد. متلک پرانی، ولگردی، تنه زنی و اعمال غیراخلاقی در مجامع عمومی و نظایر آن به طور لفظی و غیرلفظی از مظاهر مزاحمت های خیابانی است.

طبق ماده ۶۱۹ قانون مجازات اسلامی هر کس در اماکن یا معابر، متعرض یا مزاحم اطفال یا زنان شود یا با الفاظ و حرکات مخالف شئون و حیثیت به آنان توهین نماید، به حبس از ۲ تا ۶ ماه و تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم خواهد شد.
دکتر احسان قیصری استاد دانشگاه و روانشناس در خصوص علل و ریشه مزاحمت های خیابانی می گوید: از دیدگاه روانشناسی هر گونه روابط با جنس مخالف از غیرطریق طبیعی و پذیرفته اجتماعی به عنوان امری غیرعادی محسوب می شود. لذا مزاحمت های خیابانی نیز که نوعی ارتباط (ارتباط غیرصحیح) با جنس مخالف است به عنوان امری مرضی و غیرعادی محسوب می گردد.
دکتر قیصری با اشاره به این امر که مزاحمت های خیابانی عموماً از طرف جنس مذکر صورت می گیرد، عنوان می کند: این مسئله نوعی رفتار ناهنجار و شاید نوعی ارتباط غیرصحیح و غیرطبیعی با جنس مخالف است و می توان از انواع انحرافات جنسی دانست و از این جنبه به مطالعه آن پرداخت.
وی با اشاره به نقش محیط در بروز انحرافات جنسی، آنها را طبقه بندی می کند و می گوید: محیط ،اعم از خانواده، آموزشگاه و اجتماع، هر یک به نوعی در بروز انحرافات جنسی مؤثر است. اوضاع نامطلوب و نابسامانی های خانواده به خصوص بی ثباتی و مختل بودن وضع خانواده که زندگی ماشینی و کارگری و اقتصاد صنعتی به دنبال آورده است.
همچنین معتاد بودن والدین به مشروبات الکلی، ناراحتی های عصبی که هر یک از والدین گرفتار آن می باشند و بالاخره مسئله طلاق و تجدید فراش، بزرگترین ضربت هایی هستند که اطفال را پس از سن بلوغ از تشکیل خانواده سالم و اتخاذ خط مشی صحیح در ارضای غریزه جنسی و تولید مثل بیزار می کند و راه ناصحیح و انحراف جنسی را در برابر آنان می گشاید.
این استاد می گوید: از خانواده هایی که خود به انحرافات مخرب و زیان آور آلوده اند، نمی توان انتظار داشت سرمشق خوبی برای فرزندانشان باشند زیرا آنان هیچ گاه خود متوجه غیرعادی بودن اعمال و رفتار خویش نیستند.
یک دختر دانشجو که باید شب ها بعد از اتمام کلاسش خیابان فرعی تاریکی را بگذراند و به خیابان اصلی برسد، می گوید: برای رسیدن به خیابان اصلی باید مسیر طولانی را سپری کنم.
هیچ گونه وسیله ای نیز وجود ندارد تا مرا سر خیابان برساند. گاهی اتفاق می افتد در این تاریکی شب ماشینی جلوی پایم ترمز می زند. اول با خوشحالی از اینکه فرد مسنی است سوار می شوم اما بعد از مدتی متوجه می شوم که قصد او چیز دیگری است. در واقع مزاحمین خیابانی رده سنی خاصی ندارند.
دکتر قیصری به دومین محیط مؤثر در یادگیری رفتارهای انحرافی (نابهنجار)، یعنی آموزشگاه ها اشاره می کند و می گوید: آموزشگاه ها باید در انتخاب معلمین و مدرسین دقت لازم را مبذول دارند تا آنها از صلاحیت اخلاقی لازم برخوردار باشند. همچنین مراقبت مستمر در رفتار و کردار نوآموزان و دانش آموزان نیز در جلوگیری از رفتار انحرافی مؤثر است.
وی می گوید: محیط های بزرگ در بروز انحرافات جنسی مؤثرتر از محیط های کوچک است، زیرا محیط های بزرگ غالباً با وجود ویژگی خاص خود، ترویج امور جنسی منحرف را تسهیل می کنند و همچنین هر محیطی استعداد خاصی برای پرورش و ترویج انحراف به خصوصی دارد.
علی- ف که در یکی از دالان های بازار حجره دارد، می گوید: اینجا یکی از شلوغ ترین دالان های بازار است. به دلیل ازدحام جمعیت به خصوص خانم ها علاوه بر اینکه کیف قاپی و دزدی صورت می گیرد، افراد به کارهای ناشایست و غیراخلاقی نیز دست می زنند.
دکتر قیصری به نقش ناکامی های افراد در زندگی که تا حدودی مسبب انحرافات جنسی است، اشاره می کند و می گوید: پاداش ها و ناکامی ها و مسائلی که از جانب محیط فرهنگی و اجتماعی شخص در سر راه او قرار می گیرند، باعث می شود راه های گمراه کننده و منحرفی برای کاهش فشار جنسی و احساس ارضای حاصل از آن به وجود آید.
این روانشناس، بیکاری و بی برنامگی در اوقات فراغت را از جمله عوامل در بروز بسیاری از رفتارهای ناهنجار در نوجوانان و جوانان می داند و می گوید: اگر شاهد این موضوع هستیم که در مراکز غیرتفریحی مانند خیابان ها، فروشگاه ها و مراکز خرید جوانان به صورت گروهی و بدون هیچ گونه برنامه و هدفی دائم در حال تلف کردن وقت خود می باشند، طبیعی است که منتظر رفتارهای ناهنجاری چون مزاحمت های خیابانی باشیم.
وی اضافه می کند: آموزش های تربیتی و مذهبی نه به عنوان عوامل سرکوب کننده نیازهای جوانان، بلکه به عنوان هدایت کننده و آرامش بخش روانی می تواند در تعادل رفتاری ایشان مؤثر واقع گردد.
دکتر حسین خدابخش، روانپزشک در این خصوص می گوید: افرادی که برای دیگران مزاحمت ایجاد می کنند ، معمولاً افرادی هستند که در کودکی دچار سرخوردگی شده اند، در واقع اغلب آنان دچار بی هویتی هستند.
این افراد در مدارس از نظر اخلاقی در جایگاه خوبی قرار ندارند و به معلمین بی احترامی می کنند و متخاصم هستند و در بین دوستانشان جسورترین فرد هستند.
وی می گوید: برای این افراد قانون معنایی ندارد و به راحتی به حقوق دیگران تجاوز می کنند و تفریح خود را آزار و اذیت دیگران می دانند.
این روانپزشک می گوید: این افراد خصوصیات شخصیتی نمایشی دارند زیرا در مجامع عمومی پذیرش اجتماعی ندارند و با انجام این اعمال به نوعی ارضا می شوند. در واقع وجدان جمعی در آنها شکل نگرفته است و به نوعی دچار خلاء وجدانی هستند و زمینه اضطراب و افسردگی در آنها دیده می شود.
دکتر خدابخش عنوان می کند، بهترین راهکار این است که در مواجهه با چنین مزاحمت هایی بی اعتنا از کنار افراد بگذریم و هیچ واکنشی از خود نشان ندهیم، چراکه این افراد خصوصیات شخصیتی خاصی دارند و معیار ارزشی برای اینها جا نیفتاده است.


منبع : هانیه ورشوچی ، روزنامه همشهری

____________________________

به گزارش ممتاز نیوز: مزاحمت خیابانی بخشی از تجربه اجتماعی بسیاری از دختران و زنان جامعه ما شده است، موضوعی که مربوط به زمان، مکان و افراد خاصی هم نمی شود و تا دلتان بخواهد، انواع و اقسام مختلف دارد. از متلک پرانی های کوچه بازاری و تنه زنی گرفته، تا ترمز زدن با ماشین جلوی پای دختران، بوق زدن، تعقیب و گریز و حتی قمه کشیدن در خیابان و… که هر کدام با شدت و ضعفی در زمره مجموعه مزاحمت ها جای می گیرد.

البته در کنار تمام عواملی که زمینه بروز آن را فراهم می کند، نباید از نقش و اهمیت ظاهر و برخورد خانم ها هم چشم پوشی کرد. به هر حال هر اقدامی که در فضای عمومی از سوی فردی در برخورد با فرد دیگر انجام شود، به گونه ای که زمینه آزار و اذیت وی را فراهم آورد مزاحمت خیابانی محسوب می شود. البته هیچ آمار رسمی دقیقی از حجم و تعداد مزاحمت هایی که زنان در خیابان ها با آن مواجه می شوند وجود ندارد، اما نبود این آمار دلیلی بر کتمان ماجرا نیست. در انواع مزاحمت ها، حقی از حقوق شهروندان ضایع می شود، اما در بسیاری از موارد، نه کار به دادگاه و تنبیه مزاحم می کشد و نه فرهنگ سازی گسترده ای برای کاهش بار مزاحمت ها اندیشیده شده است.

براساس آخرین تحقیقاتی که چندسال پیش توسط یک مرکز تحقیقاتی خصوصی انجام شد، هر زن یا دختری در جوامع شهری در ایران به میزان مسافتی که طی می کند یا مدت زمان حضورش در سطح خیابان ها، در هر تردد شهری، بین یک تا ۲۰ بار به لحاظ مزاحمت های کلامی، فیزیکی و چشمی (نگاه نامناسب و آزاردهنده) از سوی برخی مردان مورد آزار و اذیت قرار می گیرد. (به نقل از روزنامه ابتکار) تقریباً می توان گفت بیشتر زنان در هر موقعیت سنی و با هر نوع پوششی و با هر ترکیب ظاهر و چهره، در تمام ساعات شبانه روز با انواع گسترده مزاحمت های خیابانی روبه رو می شوند. هر چند این اتفاق می تواند برای خانم هایی که پوشش مناسبی دارند، به مراتب کمتر پیش بیاید. در این پرونده نگاهی مستند داریم به این معضل اجتماعی که بخش اعظم افراد جامعه هرروز به نحوی با آن سر و کار دارند و به سراغ این می رویم که چه عواملی می تواند بازدارنده باشد و نقش مردمی که ناظر ماجرا هستند، چیست و….

برخی از زمینه ها و انگیزه های مزاحمت های خیابانی

تصاویری تاسف بار از مزاحمت های خیابانی دختران در تهران !

لذت بردن یا تحقیرکردن؟

متلک پرانی را شاید بتوان یکی از رایج ترین و دم دستی ترین اَشکال مزاحمت در ایران دانست. گرچه مردان هم در تیررس انواع متلک ها از سوی زنان قرار می گیرند اما بیشترین قربانیان متلک ها در کشور ما خانم ها هستند.

به نظر باید جالب باشد که بدانیم هدف برخی آقایان از حرکاتی که از آن به عنوان مزاحمت های خیابانی برای زنان یاد می شود، از چه انگیزه ای نشأت می گیرد. شاید در نگاه اول به نظر برسد، هدف سوء استفاده است، اما مطالعات گوناگونی که در کشورهای متفاوت روی این نوع مزاحمت ها انجام شده و نظر بسیاری از روانشناسان و جامعه شناسان، حاکی از آن است که حقیقت این است که هدف افراد از ایجاد مزاحمت، ارضای نیازهای جنسی نیست! در واقع نتایج این تحقیقات نشان می دهد که بیشترین لذت مردانی که قصد ایجاد مزاحمت های خیابانی را دارند، احساسِ قدرت و برتری و تحقیر جنسی طرف مقابل است که در قالب کلام یا تماس کوتاهی بروز پیدا می کند. این تحقیر کردن از ویراژ دادن در مقابل دخترخانم ها برای به رخ کشیدن به اصطلاح توانایی هایشان، ترمز کردن و متلک پرانی و تمسخر و گاهی هم فحاشی شروع می شود تا تنه زدن و تعرض های جسمی در حد و حدود مختلف. این مزاحمت ها ،از تنها یک صدا و آوای آزار دهنده یا یک کلام تا آزار های جسمی و جنسی، احساس نامطلوبی را در زنان ایجاد می کند و احساس آرامش و امنیت روانی آنان را دستخوش تزلزل می کند. در حقیقت ایجاد مزاحمت امری غیرعادی محسوب می شود.

تصاویری تاسف بار از مزاحمت های خیابانی دختران در تهران !

مشکلات شخصیتی یا ساختاری؟

نگاه تخصصی دو گروه جامعه شناس و روانشناس به این موضوع جالب و کمی با یکدیگر متفاوت است؛ برخی روانشناسان مشکلات شخصیتی و روانی را عامل مهمی در ایجاد مزاحمت خیابانی می دانند و در مقابل جامعه شناسان مشکلات ساختاری و مسائل بنیادین را که جامعه با آن ها درگیر است به عنوان مهم ترین عامل این موضوع مطرح می کنند.

فاصله زیاد بلوغ طبیعی و اجتماعی

تغییر سبک زندگی در جامعه ما و ورود فناوری جدید ارتباطی که از جلوه های زندگی مدرن است؛ نوعی دوگانگی فرهنگی ایجاد کرده است. در یک سو ارزش های سنتی جامعه خودمان قرار دارد و در سوی دیگر دریافت آخرین تصاویر و محصولات فرهنگی غرب. در واقع این نبود تعادل بین فرهنگ وارداتی و فرهنگ خودی، بین بلوغ طبیعی و بلوغ اجتماعی فاصله ایجاد کرده است. از آنجا که هیچ طرح فراگیری هم برای پر کردن این فاصله وجود نداشته است، اختلالاتی همچون مزاحمت های خیابانی به کرات اتفاق می افتد. البته نوع و شکل مزاحمت ها همیشه در حال تغییر است. شاید در یک دهه گذشته، مزاحمت های تلفنی را می شد در صدر رایج ترین نوع مزاحمت در ایران به حساب آورد، اما حالا با گسترش ضریب نفوذ اینترنت در میان خانواده ها و همچنین برخورداری تعداد بیشتری از افراد جامعه به ویژه جوانان از خودرو، این مزاحمت ها به محیط های مجازی و تمام خیابان ها و کوچه های شهرها کشیده شده است. در این شرایط خودرو می تواند به عنوان یک ابزار برای ایجاد مزاحمت به کار آید و….

تصاویری تاسف بار از مزاحمت های خیابانی دختران در تهران !

مردان متأهل غیرمتعهد

جای بسی تاسف دارد که بخش قابل ملاحظه ای از مزاحمت های خیابانی توسط مردان متأهل انجام می شود. نداشتن تعهد و پایبندی اخلاقی، باعث می شود برخی از مردان متاهل به دنبال این باشند که کمبودهای روحی و روانی خود را این گونه رفع کنند. می‌توان این نوع رفتار ناهنجار و شاید تجربه نوعی ارتباط غیرصحیح و غیرطبیعی با جنس مخالف را نوعی از انواع انحرافات جنسی دانست.

نقش زنان در مزاحمت‌های خیابانی

تحصیل و اشتغال غیرمناسب دختران و به تبع آن بالا رفتن سن ازدواج، متلاشی شدن خانواده ها، احساس بی هویت بودن، تعهد پذیر نبودن زن و مرد در محیط خانواده، سرخوردگی در دوران کودکی و مشکلاتی از این قبیل به بروز عقده های جنسی در افراد و میل به ایجاد مزاحمت منجر می شود که بر همین اساس برخی از مردان از طریق آزار رسانی خیابانی سعی می کنند به نوعی نیاز خود را برطرف کنند.

در این راستا شاید زنان نیز بی تقصیر نباشند. مزاحمان خیابانی در بیشتر موارد مزاحم زنانی می شوند که پوشش و رفتاری مغایر با عرف جامعه دارند و حتی در موارد غیر ضروری، در زمان و مکان نامناسب تردد می کنند. رفتار مردی که برای زن یا دختری مزاحمت ایجاد می کند، توجیه پذیر نیست، اما برخی از زنان نیز خودشان زمینه این مزاحمت ها را فراهم می کنند.

عفت وتقوای گمشده

خشکاندن ریشه این رفتار نابهنجار و آسیب رسان اجتماعی، شاید نیازمند طی مسیری بس طولانی و اندیشیدن راهکارهای متعدد باشد.

بسیاری از کارشناسان، تربیت اسلامی را بهترین راهکار رفع این آسیب اجتماعی می‌دانند. فارغ از مشکلات جسمی و روحی افراد، اگر به گذشته مزاحمان خیابانی نگاهی بیندازیم قاعدتا درمی یابیم که این افراد از نوع پرورش، تربیت صحیح، سبک زندگی و الگوپذیری مناسبی در خانواده برخوردار نبوده اند.

تصاویری تاسف بار از مزاحمت های خیابانی دختران در تهران !

تربیت دینی در خانواده

با دقت به آموزه های قرآنی در داستان حضرت یوسف نیز می فهمیم که حتی اگر زنی خودش را عرضه کرد، تقوای مرد باید مانع او شود. در واقع اگر مردان جامعه تقوا و خویشتن داری را در خود تقویت کنند و زنان عفت را در خود پرورش دهند و ظاهر، پوشش و حتی رفتار خود را در خیابان از راه رفتن و شیوه برخورد تا صحبت کردن را از عرف جامعه دور نکنند و برمبنای عفت و اخلاق عمل کنند مزاحمت های خیابانی به حداقل می رسد.

گذری در شهری که پر از مزاحمت هاست

برای آن که بدانیم مزاحمت های خیابانی چقدر زیر پوست شهر اتفاق می افتد باید حضوری میدانی در شهر داشته باشیم، در ادامه روایتی مستند از آن چه رخ داده تقدیم می کنیم:

داخل یک کوچه فرعی – ساعت ۳ ظهر

دختر خانم جوانی که البته پوشش اش کمی با عرف جامعه فاصله دارد، با گام های بلند می رود و به دنبالش خودرویی آرام آرام حرکت می کند و گاهی هم برای او بوق می زند، ولی او به حرکتش ادامه می دهد. خودرو از حرکت می ایستد و سرنشین پیاده می شود و چند لحظه ای با دختر صحبت می کند. بعد از این مکالمه، دختر باز به مسیرش ادامه می دهد تا به خانه اش می رسد و داخل می شود. اما سرنشین خودرو که گویی موقعیت جدیدی را در همان کوچه پیدا کرده، با سرعت زیاد حرکت می کند نرسیده به انتهای کوچه، دختر جوانی با دختر دیگری با فرم رسمی و اداری در حال عبور است. این بار همان دفعه اول، دختر دوم سوار می‌شود و خودرو حرکت می کند.

تصاویری تاسف بار از مزاحمت های خیابانی دختران در تهران !

دور میدان اصلی شهر – ساعت ۱۰ شب

در ترافیک سنگین میدان، دو دختر جوان با ظاهری خارج از عرف، در میان خودروها حرکت می کنند و پیاده از این سوی میدان به آن طرف می روند و در این میان کمتر راننده خودرو و راکب موتورسواری است که به این دو دختر کم سن و سال نگاه نکند یا کنایه ای نثارشان نکند. حتی یکی از موتورسواران که به نظر نمی رسد، بیشتر از ۱۸ سال داشته باشد، به یکی از دختران دست درازی هم می کند و با چهره ای شاد و راضی، سریع از میدان عبور می کند. البته دختران انگار از این موضوع خیلی هم ناراحت نمی شوند و این سوژه را به دست مایه ای برای جلب توجه بیشتر تبدیل می کنند و با سر و صدا و ایستادن وسط میدان، نگاه های بیشتری را به سمت خود دعوت می کنند و چند لحظه بعد آرام آرام به مسیر خود ادامه می دهند و در لابه لای ترافیک و شلوغی، گم می شوند. اما هنوز هم مسیر حرکتشان را می توان از راه بندان و صدای بوق خودروهایی با سرنشینانی از تمام گروه های سنی، تشخیص داد.

جلوی در ورودی یک مرکز خرید- ساعت ۶ بعدازظهر

از در ورودی یک مرکز بزرگ خرید در ساعات میانی عصر و اوایل شب، دختران جوانی تردد می کنند که یا به قصد خرید آمده اند یا به قصد دور زدن و تفریح کردن. سر و صدا و همهمه ای که در مقابل یکی از در های ورودی این مرکز به گوش می رسد حاکی از ایجاد مزاحمت پسر نوجوانی برای یک دختر دانشجوست. دختر که مورد مزاحمت جنسی پسر ۱۶-۱۵ ساله ای قرار گرفته است و توانسته، به کمک دوستانش او را به انتظامات مرکز خرید تحویل دهد، با چهره ای برافروخته در حال گرفتن شماره تلفن نیروی انتظامی است. حتی در همین حین هم هستند کسانی که با دیدن این صحنه، از کنار دختران ایستاده در محل عبور می کنند و با خنده می گویند: در خدمت باشیم…

ساعت ۸ شب نزدیک یکی از مراکز آموزش عالی

هوا سرد و بارانی است و دختر دانشجویی از لابه لای خودروهایی که در مقابل پایش ترمز می زنند، به انتظار رسیدن تاکسی ایستاده است. از بعضی جمله هایی که می شنود برافروخته می شود اما سکوت را ترجیح می دهد. هم کلامم که می شود، می گوید: مزاحمت خیابانی نه ساعت دارد و نه جا و مکان خاص. همین که تنها باشی و به خصوص پیاده، این اجازه را به خودشان می دهند که هر حرفی را نثارت کنند. شاید هم خیلی ها به این رفتارها چراغ سبز نشان می دهند و از شنیدن حرف هایشان می خندند که آن قدر بی پروا مزاحم می شوند.

دختر جوان دیگری که متوجه شغل من و علت این مکالمه می شود، جلو می آید و گویی که سر درد دلش باز شده باشد، می گوید: نمی دانم هدف از این همه مزاحمت‌های رکیک و ایجاد مزاحمت چیست که تکرار هرروز آن، خسته شان نمی کند. در این یک سالی که دانشجوی این مرکز شده ام، احساس می کنم هر دانشگاه و مرکز و خیابانی، به یک شعبه ایجاد مزاحمت برای تعداد ثابتی از افراد تبدیل شده است که در ساعت‌های مختلف شبانه روز به محدوده خود سر می زنند و تا صدای اعتراض دختران را نشنوند، دور نمی شوند. یعنی ما این همه جوان بیکار داریم؟!

تصاویری تاسف بار از مزاحمت های خیابانی دختران در تهران !

چه باید کرد؟

قبل از هر چیز فردی که به چنین رفتارهایی اقدام می کند باید با خودش فکر کند با به خطر انداختن امنیت روانی قشر وسیعی از جامعه و خانواده های شان چه چیزی نصیبش می شود و اگر در موقعیت مشابه همین اتفاق برای خانواده‌اش می افتاد چه ممتاز نیوزی داشت؟

در کنار آن خانم ها هم تا حد امکان با رفتار و پوشش مناسب باید پیشگیری های لازم را داشته باشند. خانواده ها هم تمهیدات لازم را برای حضور دور از آسیب همسر، فرزند و…. در جامعه فراهم کنند. خیلی نگذشته از زمانی که اگر یک دختر بنا بود به مدرسه یا دانشگاه برود پدر یا برادرانش تا جایی که امکان داشت او را مشایعت می کردند یا اگر زمان بازگشت او بود حداقل سر کوچه یا دم در می ایستادند تا محیط کوچه را که نا امن تر از خیابان های اصلی است برای تردد دختر امن کنند.

البته در این کار هم نباید آن قدر زیاده روی و وسواس به خرج داد که زمینه رفتار پنهانی طرف مقابل فراهم شود. از طرفی هر کدام از اعضای جامعه به عنوان کسانی که با دیگران سوار بر یک کِشتی هستند و سرنوشت مشترکی دارند ولو به اندازه تذکر زبانی، یا با نگاهی که حاکی از تاسف باشد باید نسبت به این رفتارها ممتاز نیوز نشان دهند تا هنجارهای جامعه در نظر مزاحمان خیابانی تغییر یافته به نظر نرسد و یک نوع نظارت همگانی و اجتماعی ایجاد شود.

از طرفی نهادهای آموزشی مثل رسانه ها هم باید آموزش های لازم را به مخاطبان خود که هر کدام در جایگاهی با این موضوع در ارتباط هستند بدهند و از آن طرف قانون گذار هم باید با در نظر گرفتن یکسری محرومیت های اجتماعی و …. زمینه ارتکاب مجدد چنین رفتارهای ناهنجار را از بین ببرد.

از میان بردن زمینه های اجتماعی این معضل همچون افزایش سن ازدواج،مفید به نظر می رسد.

البته مزاحمت خیابانی در قانون مجازات اسلامی جرم محسوب می شود و برای آن محکومیت حبس از ۲ تا ۶ ماه و تا ۷۴ ضربه شلاق در نظر گرفته شده است.




:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: مزاحمت , مزاحمت خیابانی , رها شدن از مزاحمت خیابانی , داستان تاسف بار مزاحمت خیابانی ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : پنج شنبه 10 ارديبهشت 1394
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


نام
آدرس ایمیل
وب سایت/بلاگ
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

آپلود عکس دلخواه: