خدا جون

خدا جون

همیشه دوست داشتم بهت سلام کنم
باهات حرف بزنم

روبه روت بشینم
بغلت کنم
طوری که همه ی وجودت راحس کنم
هرچی فکرمی کنم حرفی یا سخنی پیداکنم
که لایقت باشد نمی شد اخه
همه چیزدر برابرت ضعیف وکوچک است
چیزی جزاینکه بگم
خداجون خودتو میخوام و دوستت دارم
چیزدیگه ای به نظرم نمیاد
ای معبود من ای معشوقه ی هستی
من نه بهشتت برایم مهم است و
نه ازجهنمت میترسم
چون تو را دارم
تمام هستیم توایی
همه ی وجودم مملو از توست
چطورتورابابهشتت معامله کنم
خداجون دوست دارم فقط یک لحظه
یک لحظه ببینمت
میخوام نوازشت کنم
خدای مهربون
وقتی گناهی انجام میدم
خجالت میکشم سرم را بالا بگیرم
دوست دارم توبه نکنم تا عذابش راببینم
امامی ترسم
می ترسم ایینه ی دلم باگناه توبه نکرده
کدر بماند و دیگه تو را در آن نبینم
بارویی شرمنده میام به درگاهت وتوبه میکنم
خدایایک سوال دارم
چرا بعضی از مردم عشق تو را فراموش کردند و
به عشقهای زمینی سره خودشون راگرم کردن؟؟؟؟




|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : پایبند
تاریخ : دو شنبه 21 مرداد 1392
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


نام
آدرس ایمیل
وب سایت/بلاگ
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

آپلود عکس دلخواه: