توصیه های یک رتبه برتری به داوطلبان کنکور ۹۳

علی محمدمهر در گفت‌وگو با خبرنگار دانشگاهی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه زنجان، اظهار کرد: داوطلبان کنکور سال آینده هم‌اکنون درس خواندن را آغاز کنند و وقت بسیار مفید تابستان را با بازیگوشی تلف نکنند، چرا که اگر تمام وقت خود را برای دوران سال تحصیلی بگذارند خسته شده و دلسرد می‌شوند، بنابراین با خواندن یک دور کامل از کتاب‎های دوم و سوم دبیرستان و تست‎زنی آن چندین قدم جلو بیفتند.

وی افزود: البته توصیه می‌شود که داوطلبان علاوه بر خواندن دروس اختصاصی برای خواندن درس‎های عمومی نیز وقت بگذارند، زیرا دروس عمومی مهم بوده و تاثیر زیادی دارد، بنابراین خواندن موازی دروس عمومی و اختصاصی را باهم آغاز کنند، اما برای دروس اختصاصی کمی بیشتر وقت بگذارند.

وی افزود: داشتن برنامه ثابت برای درس خواندن بسیار مهم است، بنابراین با این برنامه ثابت و خاص، درس خواندن در یک چارچوب پیش می‌رود و می‎تواند عقب یا جلو افتادن دروس را در مدارس جبران کند، بنابراین داوطلبان می‎توانند با ۸ ساعت مطالعه در روز در طول تابستان و ۶ ساعت مطالعه در روز در طول سال تحصیلی به نتیجه خوبی برسند، البته باید تاکید کرد که این ساعات مطالعه ثابت نبوده و برای افراد مختلف با توانایی‎های مختلف متفاوت است.

محمدمهر خاطرنشان کرد: برخی از داوطلبان با توجه به استرس فراوان ایام کنکور و تبلیغات متعدد در موسسات گوناگون در آزمون‎های گوناگون شرکت می‌‎کنند که این موضوع و چند آزمونی خوب نیست، بنابراین توصیه می‌شود داوطلبان در طول سال با یک برنامه پیش بروند.

وی با اشاره به اشتباه رایج برخی از داوطلبان در آزمون و خطای شیوه‌های مطالعه، اظهار کرد: داوطلبان زمان مطالعه دروس شیوه‎ای جدید را فقط دو روز امتحان کنند و در صورت عدم موفقیت آن را کنار بگذارند و شیوه‌ای را برای درس خواندن انتخاب کنند که مطلب در ذهن ماندگار شود و نیاز به دوره کردن نباشد، زیرا شب کنکور هیچ کدام از درس‎ها دوره نمی‌شوند.

وی در پایان گفت: برخی از داوطلبان از حفظ کردن فرمول‌های متعدد شکایت می‌کنند، ولی نیاز به حفظ کردن فرمول‌های زیاد نیست. متاسفانه برخی از داوطلبان سرعت را در تست‎زنی رسیدن به جواب با کوتاه‌ترین فرمول می‌دانند، این در حالی است هنر یک بار خواندن سوال و شروع به حل کردن است، نه فکر کردن به روش حل، بنابراین با حفظ کردن چند فرمول پایه می‎توان به سئوالات متعدد کنکور با سرعت بالا پاسخ داد.



:: موضوعات مرتبط: , ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : پنج شنبه 31 مرداد 1392
هیس! فریاد نزنید، شما محدود شده‌اید

زندگی ، سهم تو از این دنیاست، زندگی ، پنجره ای باز به دنیای وجود

تا که این پنجره باز است ، جهانی با ماست، آسمان ، نور ، خدا ، عشق ، سعادت با ماست

فرصت بازی این پنجره را دریابیم، در نبیندیم به نور

در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم، پرده از ساحت دل ، برگیریم

رو به این پنجره با شوق، سلامی بکنیم زندگی ، رسم پذیرایی از تقدیر است

سهم من، هر چه که هست.

من به اندازه این سهم نمی اندیشم

وزن خوشبختی من، وزن رضایتمندیست

شاید این راز، همان رمز کنار آمدن و سازش با تقدیر است

زندگی شاید آن لبخندیست، که دریغش کردیم

زندگی، زمزمه‌ی پاک حیات است، میان دو سکوت

زندگی، خاطره‌ی آمدن و رفتن ماست

لحظه‌ی آمدن و رفتن ما، تنهایی‌ست

من دلم می خواهد قدر این خاطره را دریابم

بدانید که در معادله زندگی گذشته مساوی آینده نیست

گذر زمان تاثیراتی روی ذهن ما می‌گذارد که شاید خود ما متوجه آن نشویم. می‌توانیم اسم این تاثیرات را تجربه (حاصل برخورد ذهن و یا همان شخص با اشخاص و محیط) بگذاریم، اما در بسیاری از زمان‌ها این تجربه‌ها باعث ایجاد محدودیت‌هایی در ذهن ما می‌شوند که به تدریج ما نمی‌توانیم تفاوت آن‌ها را با واقعیت بسنجیم.

محدودیت ذهنی

آزمایش‌ها و مشاهداتی که در ادامه برای شما آورده‌ایم را به دقت بخوانید. حتما شگفت‌زده خواهید شد. نتیجه‌ی آزمایش‌ها بر روی حیوانات به سادگی نشان می‌دهد که چطور محدودیت‌های ذهنی تحمیل شده از طرف محیط، بر انسان‌ها تاثیر می‌گذارد.

دکتر ادن رایل یک فیلم آموزشی در مورد محدودیت‌های تحمیل شده تهیه کرده است. نام این فیلم می‌توانید بر خود غلبه کنید است. در این فیلم یک نوع دلفین در تانک بزرگی از آب قرار می‌گیرد. نوعی ماهی که مورد علاقه دلفین است در تانک ریخته می‌شود. دلفین به سرعت ماهی‌ها را می‌خورد.

در زمانی دیگر که دلفین گرسنه می‌شود، تعدادی ماهی دیگر داخل تانک ریخته می‌شود، ولی این بار در ظروف شیشه‌ای، دلفین به سمت آن‌ها می‌آید، ولی هر بار پس از برخورد با محافظ شیشه‌ای به عقب رانده می‌شود. پس از مدتی دلفین از حمله دست می‌کشد و وجود ماهی‌ها را نادیده می‌گیرد. محافظ شیشه‌ای برداشته می‌شود و ماهی‌ها در داخل تانک به حرکت در می‌آیند. آیا می‌دانید چه اتفاقی می‌افتد؟

دلفین از گرسنگی می‌میرد در حالی که غذای مورد علاقه او در اطرافش فراوان است. چه چیزی باعث می‌شود که دلفین بمیرد در حالی که غذای مورد علاقه او در اطرافش است؟ بله درست است، محدودیتی که دلفین پذیرفته است، او را می‌کشد؟به راستی آنچه تاکنون درباره ناتوانی‌های ما گفته شده چه تاثیر عمیق و پنهانی بر ذهن ما دارد؟

کنترل فیل‌ها با محدودیت ذهنی

پای فیل‌های سیرک را در موقعی که نمایش نمی‌دهند، می‌بندند. بچه فیل را با طناب‌های بلند و فیل‌های بزرگ را با طناب‌های کوتاه می‌بندند. شاید تعجب کنید و بگویید که باید برعکس باشد، زیرا فیل‌های پر قدرت به سادگی می‌توانند میخ طناب‌ها را از زمین بیرون بکشند، ولی این کار را نمی‌کنند! علت این است که آنها در بچگی طناب‌های بلند را کشیده‌اند و سعی کرده‌اند خود را خلاص کنند. سرانجام روزی تسلیم شده و دست از این کار کشیده‌اند. از آن پس آن‌ها تا انتهای طناب می‌روند و می‌ایستند و فکر می‌کنند مانند زمان کودکی قادر به رهایی از این طناب نیستند. بله آنها این محدودیت را پذیرفته‌اند و صاحبان سیرک توانسته‌اند فیل‌های بزرگ و قوی را به راحتی تحت کنترل خود درآورند.

کنترل پرش کک‌ها با ایجاد یک محدودیت ذهنی

کک‌ها حیوانات کوچک جالبی هستند آنها خیلی خوب میپرند و نسبت به قدشان قهرمان پرش ارتفاع هستند. اگر یک کک را در ظرفی قرار دهیم از آن بیرون می‌پرد. پس از مدتی روی ظرف را سرپوش می‌گذاریم تا ببینیم چه اتفاقی رخ می‌دهد. کک می‌پرد و سرش به سرپوش ظرف می‌خورد و پایین می‌آید. دوباره می‌پرد، ولی با مانع سرپوش روبه‌رو می‌شود. بعد از مدتی درپوش ظرف را برمی‌داریم. کک‌ها دوباره می‌پرند، ولی فقط تا همان ارتفاع قبلی (زمانی که ظرف سرپوش داشت) . درست است که محدودیت‌های فیزیکی رفع شده است، ولی کک فکر می‌کند این محدودیت همچنان ادامه دارد.

نتیجه‌گیری ...

ما می‌توانیم از این آزمایشات بفهمیم که ما انسان‌ها هم گاهی محدودیت‌هایی را می‌پذیریم که واقعی نیستند. به ما می‌گویند - یا ما به خود می‌گوییم- نمی‌توان فلان کار را انجام داد و این برای ما یک واقعیت می‌شود. محدودیت‌های ذهنی به محدودیت‌های واقعی تبدیل می‌شوند، به همان محکمی! برای مثال اگه شما در گذشته فقیر بوده اید و تصور می‌کنید که در آینده هم فقر در انتظار شماست، پس شما این محدودیت را پذیرفته‌اید.

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم سرزنش‌ها گر کند خار مغیلان غم مخور

اگر کار یا حرفه‌ای را بلد نیستید، اما توانایی یادگیری آن را دارید، شجاع باشید و برای یادگیری قدم بردارید. حتی اگر مدیر یا همکار شما یادگیری آن حرفه و فن را در انحصار خود بدانند، نترسید و با شجاعت به خود ـ و در آینده به آن‌هاـ بگویید : من می‌توانم، پس انجام می‌دهم. از سرزنش‌ها و سختی‌های این راه هراسی به دل راه ندهید و به آینده‌ای روشن چشم بدوزید.

یا راهی خواهم ساخت یا راهی خواهم یافت

حال باید این سوال مهم را از خود بپرسیم که: چه مقدار از آنچه ما واقعیت می‌پنداریم، واقعیت نیست، بلکه پذیرش ماست. یعنی محدودیتی است که ما برای خود ایجاد کرده‌ایم. حتی موقعی که به ما فرصت رشد می‌دهند تصمیم می‌گیریم سرجایمان بمانیم و در دوایر کوچکی دورخودمان شنا کنیم. بسیاری از اوقات آشنا را به ناآشنا ترجیح می‌دهیم و کهنه را به نو ارجح می‌دهیم. چنان به ماندن در منطقه‌ی امن خودمان عادت می‌کنیم و در برابر دل به دریا زدن و جاری شدن در جریان تغییر، مقاومت کرده و از روبرو شدن با ناشناخته‌ها سرباز می‌زنیم که زندگی ما را مجبور می‌کند تغییر کنیم. فراموش می‌کنیم که ما باید استاد تغییر باشیم نه تسلیم تقدیر و سرنوشت. یادمان می‌رود که هیچ چیز دائمی نیست. از یاد می‌بریم که برای حل مشکلات یا باید راه حلی یافت یا ساخت. آری، انسانی موفق است که با دقت تمام موقعیت‌ها و محدودیت‌های خود را شناسایی کند و برای رسیدن به موفقیت در صدد از بین بردن محدودیت‌ها باشد.

تمام منابع پیشرفت شما در مغز شما وجود دارد

تمام انگیزه‌های لازم برای شادمانی و تعالی در زوایای مغز شما نهفته است. مغز شما پر از اندیشه‌های کارآمدی است که هر وقت بخواهید، می‌توانید از آن بهره بگیرید. آرام باشید و کمی فکر کنید. راهکارهای زیادی در ذهن شماست، شجاع باشید و شروع کنید. این فرمول را فراموش نکنید که «به خود اعتماد کنید، به توانایی و خلاقیت خود ایمان داشته باشید و شجاع باشید».

وقتی از توانایی مغز آدمی سخن می‌گوییم، منظور ما صرفا ماده‌ای که در جمجمه قرار گرفته نیست، درون این ماده، اثری از قدرت خداوند نهفته است. هر گاه اراده کنیم و از تفکر خود کمک بگیریم، در واقع جزئی از قدرت خداوند را به کار گرفته‌ایم، و در واقع شکر نعمتی را که او به ما داده به جا آورده‌ایم، با چنین قدرتی دیگر از هیچ مشکلی نباید بیم داشته باشیم.

رمز توانایی مقابله با بحران‌ها، ایمان و اندیشه‌های توان افزایی است که گنجینه آن در وجود آدمی پنهان است، بنابراین بسیار مهم است که مغز خود را از افکار تیره ناباوری و منفی بافی، خالی نگه داریم. با تفکر منطقی، همواره باید از نفوذ خیالات یاس آور به ذهنمان جلوگیری کنیم .

فوق العاده باشیم

اگر هر کدام از ما، از منابع غنی و سرشار و قدرت های نهفته در مغز و وجودمان آگاه شویم، به کارهای خارق‌العاده‌ای دست می‌یابیم که در بدو امر، باور کردنی نیست. آن که خود را حقیر می‌شمارد، حقیرانه هم می‌اندیشد، ایده‌هایش حقیرانه است و مغزش به تحجر می‌گراید . اما آن که خود را دست کم نمی‌گیرد و به بزرگی خویش می‌اندیشد، توانایی اش روز افزون می‌گردد .شجاعت، لازمه پیشرفت است، شجاعت، انگیزه تفکر منطقی است. با شجاعت به پیش رفتن، نیروهای بسیاری را از هر سو به کمک ما می‌خواند .

راستی، چه قدرت عظیمی در خودباوری، نهفته است، در ایمان به توانایی خویش و این که هر کاری را اراده کنیم، توانستن آن قطعی است. باید ذهن را بکار انداخت. باید موتور ذهن را همیشه روشن نگه داشت. با روشن بودن مدام موتور ذهن، اندیشه‌ها متبلور می‌شوند. برای تغییر در زندگی و ایجاد یک بستر مناسب برای رسیدن به امنیت، رفاه و آرامش و چیزهایی از این دست، حتما باید بر اصل ذهن روشن تکیه داشت. مارک فیشر می‌گوید: اگر می‌خواهی زندگی‌ات را عوض کنی باید از عوض کردن اندیشه‌هایت آغاز کنی.

بدون شک این تغییر رویه در حیات ذهنمان، می‌تواند موجب به وجود آمدن تغییرات بزرگ در زندگی ما شود. اتفاقاتی خلق شود که زندگی ما را به واقع از زندگی‌های معمولی تمیز دهد. مارک فیشر دراین زمینه هم می‌گوید که شاهکارهای بزرگ فقط توسط کسانی آفریده می‌شود که به قدرت ذهن ایمان داشته باشند. افراد موفق هیچ وقت نمی گذارند که اوضاع و شرایط آن‌ها را آزار دهد.

واقعا همینطور است. چون موفقیت را باور داشته‌اند و برای رسیدن به آن که فقط در فرار از روزمره‌گی محقق می‌شود، تلاش کرده‌اند. خب برای تحقق این واقعیت بزرگ، آیا باید برای ذهنمان هم حد و مزری داشته باشیم؟ دقت کنید که محدودیت‌های ذهنی باید کاسته شود و اگر در دایره و خط و مشی خاصی قصد مانور آن را داریم، حداقل گسترده‌ترش کنیم. خیلی از افراد برای ذهن خود نه محدوده‌ای خاص، که هیچ خط رسمی را هم مجسم نمی‌کنند و بدتر از آن عده‌ای هستند که ذهن‌شان را فاقد توانایی دانسته و آن را ناچیز می‌پندارند. خطاب به این افراد باید جمله‌ای از مارک فیشر را بیان کرد که می‌گوید: اندازه شهر تو بسته به محدوده‌ای است که برایش ترسیم می‌کنی. بزرگترین محدودیت‌ها، حدودی است که انسان بر خویشتن تحمیل می‌کند.

پس دوست خوب من، حد و مرزهای ذهن خود را گسترش بده تا حد و مرزهای زندگی‌ات را هر چه بیشتر بگسترانی. محدودیتهایت را منفجر کن، تا محدودیت‌های زندگی‌ات را منفجر کنی.

خوب شاید از خود بپرسید که همه این حرف‌ها که ذهنت را فعال نگه دار و حد و مرزهای ذهنت را مشخص کن، صرفا برای چیست؟ در جواب باید گفت آیا جز این است که می‌خواهیم به هدفمان برسیم؟ ما همه تلاش می‌کنیم که با تقویت و فعالسازی ذهنمان، به یک برنامه مدون، خوب، جامع و زیبا برای تحقق اهدافمان دست پیدا کنیم. مارک فیشر در این‌باره می‌گوید: راز هر هدف این است که هم جاه‌طلبانه باشد هم قابل دسترس. اما فراموش نکن که بیشتر مردم زیادی محافظه کارند. از انفجار محدودیت‌های ذهنی خود می‌هراسند.

تغییر گام بزرگی است که هر کسی نمی‌تواند آن را بردارد

ما نباید اینگونه باشیم. هر چند باید حق داد که به طور کل هر موجود زنده‌ای از تغییر هراس دارد و به راحتی آن را نمی‌پذیرد. تغییر گام بزرگی است که هر کسی نمی‌تواند آن را بردارد. ما به آن چیزی که هستیم و در تصورمان خواهیم بود، عادت کرده‌ایم و این عادت و دوام آن، ما را از خیلی توفیقات بزرگ، محروم خواهد کرد. شک نکنید. خیلی از مردم به جرات بگویم بیشتر مردم، محدودیت‌های ذهنی خود را به عادت بدل کرده‌اند. آن‌ها به همین چیزی که دارند و هستند عادت کرده‌اند و راضی هستند. آنها قطعا از رویا می‌ترسند. و قدرت ریسک ندارند و مشکل هم دقیقا همین نکته است. با این اوصاف این عده هرگز نباید توقع پیشرفت در زندگی را داشته باشند و باید بدانند که آینده‌ای متفاوت با اکنون نخواهند داشت.

بی‌شک ما هر چه که می‌خواهیم برای خوشی و سعادت خودمان است و دراین موضوع، اصلا تردیدی نیست. بسیار خوب، نتیجه این همه بحث هم همین است. ما می‌خواهیم ذهنمان تغییر کند و گسترده شود. باز باشد. اندیشه‌های بزرگی را رقم بزند و از قابلیت‌های زیادی برخوردار باشد ولی مرز این خواستن‌ها باید مشخص شود و برای رسیدن به آن امیدوار بود. مارک فیشر تعریف دیگری ارائه می‌دهد:

- زندگی بسته به چهارچوب‌های ذهنی‌ات می‌تواند به روی زمین باغ گل سرخی یا جهنمی باشد.

یادتان باشد شما همیشه به گل سرخ فکر کنید. مطمئن باشید وقتی برنامه‌ریزیتان درست باشد، ذهن ناهشیارتان برایتان معجزه‌ها خلق می‌کند. شگفتی‌ها می‌آفریند. هیچ تردید نکنید که کسی که بر ذهنش مسلط می‌شود، تقدیرش را در کف اقبال خودش می‌گیرد.

مارک فیشر در این باره نظر جالبی دارد: ذهنتان را برای نشان دادن خودش، به تمرکز کردن عادت بدهید. هرگاه ذهنتان از طریق تمرین‌های تمرکز، نیرومند شد و شما اتکا به نفس پیدا کردید، در خواهید یافت که دیگر مشکلات زندگی، شما را به چنگ نخواهد انداخت. بدانید که هر چه ذهنتان نیرومندتر باشد، مشکلاتتان ناچیزتر خواهد نمود.

اما در انجام این کار نباید یک اصل را فراموش کرد و آن هم تمرین است، تمرین، تمرین و فقط تمرین برای تمرکز و تقویت ذهن.

اصولا همه زندگی، یعنی تمرین تقویت ذهن. مارک فیشر تمرین ذهن را در زندگی اینگونه تعریف می کند که در گذار از هر زندگی ، ذهن به آهستگی خود را کشف کرده و می پروراند. هر گاه ذهنت به بالاترین سطح تمرکز برسد، به وضعیت خارق‌العاده ای دست می‌یابی. که در آن رویاهایت با واقعیت منطبق می‌شود.

مارک فیشر به سادگی از بحث فاصله نمی‌گیرد. او یک راهکار جالب هم درباره ایمان و باور به این تقویت ذهن دارد که جالب است:‌ باید به زندگی و قدرت ذهنت اعتماد کنی. نگران نباش. نخست هدفت را تعیین کن. آنگاه از ناهشیار ژرفت بخواه که تو را به سوی مکنت هدایت کند. نخست بخواه. آنگاه صبر کن. چیزی نخواهد گذشت که پاسخ خواهد آمد. آری پاسخ خواهد آمد.

مخاطبان گرامی، داوطلبان کنکور، دانش‌آموزان عزیز شما هم می‌توانید به راحتی و با کمی دقت موانع موفقیت را پیدا کنید و به خوبی در جهت شناخت آن‌ها برآیید، با تمرکز و تقویت ذهن برای رسیدن به هدف تلاش کنید. همیشه این جمله وینسنت را به یاد داشته باشید که : وقتی همه منابع ذهنی و جسمانی متمرکز بشوند، قدرت انسان برای حل مسائل به طور حیرت‌انگیزی چند برابر می‌شود. و در آخر به قول انیشتین ما هنگامی می‌تونیم به موفقیت برسیم که ابتدا موانع رو پیدا کنیم....



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: هیس! فریاد نزنید، شما محدود شده‌اید ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : پنج شنبه 31 مرداد 1392
یک سیر استخوان و چند لیتر خون
حسین در حالی که همان طور با دست به سینه ی [...] می زد، ادامه داد:«ببین! یک سیر استخون داریم و چند لیتر خونِ نجس، که اگه خدا بخواد، می خوایم بدیم و بریم». بعد نشست و به خوردن غذا مشغول شد.

حسین اسکندلو به سال 1341 در جنوب تهران متولد شد. وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی به سپاه پاسداران انفلاب اسلامی پیوست و زمانی که در اردیبهشت 1365 در منطقه ی عملیاتی «فکه»، بال در بال ملائک گشود، فرماندهی گردان حضرت علی اصغر (از «لشکر10 سیدالشهدا(صلوات الله علیه)») را بر عهده داشتن چه خواهید خواند، خاطره ای است از آن شهید بزرگوار که توسط یکی از همرزمانش، جناب «باقریان» روایت شده :


شهید «حاج حسین اسکندرلو» فرمانده ی گردان حضرت علی اصغر(علیه السلام)
(نفری که دست روی سینه گذاشته)
- شهید «حاج عباس کریمی قهرودی» هم
در تصویر دیده می شود(نفری که می خندد)


بعد از عملیات «خیبر»، در بین یگان های تابعه ی «سپاه منطقه ی 10 تهران» اعتراضاتی نسبت به استراتژی رزمی سپاه در جبهه ی جنوب شکل گرفت که فرماندهی سپاه را تحت فشارهایی قرار داد. کانون این اعتراضات «لشکر10 سیدالشهدا (صلوات الله علیه)» بود. «حسین اسکندرلو» یکی از نفرات اصلی این ماجرا بود. مدتی قبل از عملیات «بدر»، امام خمینی، رزمندگان را به کنار گذاشتن اعتراضات و تبعیت از فرماندهی کل سپاه امر کردند.
یادم می آید، بعد از اعلام نظر حضرت امام، روزی در مقر «لشکر10 سیدالشهدا (صلوات الله علیه)»، بعد از نماز ظهر، برای صرف نهار، به غذا خوری رفته بودیم. بچه ها، دیس های غذا را بر می داشتند و می رفتند داخل صفِ دریافت غذا. «حسین اسکندلو» و [...] جلوی من بودند. این دو نفر خیلی با هم رفیق بودند. [...] داشت به حسین حرف هایی می زد که من هم آن ها را شنیدم و متوجه شدم موضوع صحب همان اعتراضات است. [...] به حسین سرکوفت می زد که چرا ملجرا را پی گیری نمی کند و می گفت چی شده حسین؟ چرا دیگه صدات درنمیاد؟ الان باید پای قضیه وایسیم؟ نباید پشت بچه ها را خالی کنی. نکنه ترسیدی؟ وجود نداری؟ پس اون جیگرت کجا رفته؟ از چی می ترسی پسر؟ آخرش مگه غیر از اینه که فرماندهی رو ازت می گیرن؟ پس اون همه ادعاهات چی شد و ...
این بنده ی خدا یک ریز حرف های سنگین بارِ حسین می کرد و ایشان هم لام تا کام حرفی نمی زد. غذاهایمان را گرفتیم و رفتیم سر میزها. من هم که ماجرا برایم جالب شده بود، پشت سر حسین و [...] رفتم و کنار آن ها نشستم. [...] و حسین، روبروی هم نشستند و [...] همین طور حرف های سرزنش آمیز می زد که یک دفعه حسین بلند شد. ایشان آدم بسیار با اخلاقی بود اما لحن صحبت هایشان داش مشتی بود و خیلی که می خواست به کسی عتاب و خطاب کند، از عبارت «ازگل» استفاده می کرد. حسین اول دستش را گذاشت زیر چانه ی رفیقش و سرش را بالا آورد و بعد با همان لهجه ی جنوب شهری و تحکم آمیز در حالی که با دستش، به سینه ی او می زد، گفت: « ازگل! امام گفته تمومش کنید! من هم خفه شدم! تو هم خفه شو! تمام» بعد در حالی که همان طور با دست به سینه ی [...] می زد، ادامه داد: «ببین! یک سیر استخون داریم و چند لیتر خونِ نجس، که اگه خدا بخواد، می خوایم بدیم و بریم». بعد نشست و به خوردن غذا مشغول شد. [...] هم دیگر حرفی نزد. این ماجرا در ذهن من ماند تا سال 1365 که در جریان عملیات، حسین و گردانش جلو رفتند و خبر دادند که حسین را زدند. آمبولانسی فرستادیم برای انتقال حسین به عقبه. آمبولانس، حسین را برداشت و راه افتاد اما در میانه ی راه، گلوله خورد و منفجر شد. اوضاع که کمی آرام تر شد. بچه ها رفتند سراغ آمبولانس تا بقایای جنازه ها را جمع کنند. وقتی دیدم بچه های تعاون، از «حسین اسکندلو»، تنها یکی - دو مشت خاکستر را توانسته اند جمع کنند. یاد همان حرفی افتادم که حسین در سال 63 به آن رفیقش زد: «ببین! یک سیر استخون داریم و چند لیتر خونِ نجس، که اگه خدا بخواد، می خوایم بدیم و بریم».


:: موضوعات مرتبط: , , ,
:: برچسب‌ها: یک سیر استخوان و چند لیتر خون ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : یک شنبه 27 مرداد 1392
هميشه مي‌توان شاد بود، به همين سادگي

اگر با دقت احوال انسان های شاد و ناشاد را بررسی كنیم، متوجه می شویم كه اندوه مادی متاعی شیطانی و شادی هدیه‌ای رحمانی است. از ابتدای تمدن بشر غم و اندوه مایه توقف و انزجار و شادی و نشاط عامل تحرك و نظم بوده است. انسان از اندوه، غم و تاریكی می‌گریزد و به شادی و نور پناه می‌برد. شاد زیستن آرزوی دیرینه آدمی است. دنیای بدون غم، خشم و جنگ سرشار از مهربانی و شادی، آرزویی است كه ریشه در خلقت و نهاد آدمی دارد. آرزویی كه مقدمه غلبه بر تمام ناكامی هاست. شادی، این معجزه درونی، گره گشای بسیاری از رنج‌هاست. در میراث كهن ما ایرانیان، شادی پدیده‌ای الهی محسوب می‌شود. به گونه ای كه می‌گویند نخستین معجزه زرتشت خندیدن وی در بدو تولد بوده است.

پارسیان شادی را آفریده خداوند و اندوه و غم را آفریده اهریمن می‌دانستند. مردم ایران باستان حدود 60 روز از سال را جشن می‌گرفتند و به ستایش می‌پرداختند. گذشتگان ما برای ارج نهادن به پیدایش انسان جشن بزرگ نوروز را با شكوهی بسیار زیاد برپا می كردند. ایرانیان سعی می‌كردند به هر بهانه‌ای روزگار را به شادی و شكرگزاری سپری كنند. پیشینه تاریخی كشورمان نشان می دهد كه نشاط در همه ادوار مورد توجه ایرانیان بوده است.

چو شادی بكاهد، بكاهد روان، خرد گردد اندر میان ناتوان

مده دل به غم تا نكاهد روان، به شادی همی دار دل را جوان

شادي چيست

در ابتدا مي‌خواهيم که شادی را برای شما تعریف کنیم.تا كنون يك تعريف مشخص از شادي و شاد بودن ارائه نشده است، يعني رواشناسان و حتي فلاسفه، از گذشته تا كنون از شادي تعاريف مختلفي ارايه داده اند. مثلا افلاطون در مورد شادي مي‌گويد: « وقتی بین قوه های استدلال، احساسات و امیال آدمیزاد تعادل وجود داشته باشد، شادی به وجود می‌آید.»اما ارسطو شادی را زندگی معنوی می‌دانست.

در عصر معاصر، تعدادي از روانشناسان شادی را کم بودن هیجان‌های منفی و زیاد بودن هیجان‌های مثبت و رضایت از زندگی می‌دانند. عده‌ای می‌گویند هر چقدر کودک درونتان بیشتر فعال باشد، شادتر هستيد. برخي افراد معتقدند زماني ما احساس شادي و خوشبختي مي‌کنيم که همه چيز بر وفق مرادمان باشد و کارها همان طوري پيش برود که ما مي‌خواهيم.برخي ديگر مي گويند هنگامي که به اهداف و آرزوهاي‌مان مي‌رسيم به يک آرامش دروني و يا به عبارتي ديگر به شادي و خرسندي دست مي يابيم.

در این بین معتبرترین و معقول‌ترین تعریف شادی اين تعريف مي‌باشد كه : « شادی یعنی اینکه آدم چقدر زندگی خود را دوست دارد.» در همین تعریف ساده چند تا نکته‌ي مهم وجود دارد. اول از همه این که شادی امری شخصی است. یعنی دیدگاه هر فرد نسبت به شادی با دیدگاه یک فرد دیگه متفاوت است. ما حتی وقتی از شادی جمعی صحبت می‌کنیم و می‌گوییم شادی ملی، منظور ما این است که شادی همه‌ی افراد یک ملت به علاوه‌ی‌ هم. از طرف دیگه شادی نسبی مي‌باشد. یعنی یک نفر از زندگي خود بيشتر لذت مي‌برد و آن‌را بیشتر دوست دارد و یکی کمتر. به عبارتی فردي شاد است و فرد ديگر شادتر. به طور كلي میزان رضایت از زندگی، به قضاوت افراد از زندگي برمي‌گردد. ما وقتی شاد هستيم که از كل زندگي يا يك برهه از آن برداشت مثبتی داشته باشیم.

اندازه‌گیری شادی

دانشمندان علوم اجتماعی شادی را صرفا با پرسیدن از افراد در مورد اینکه چقدر شادند، اندازه می‌گیرند. این بحث مطرح بوده است که آنچه یک شخص درباره‌ي شادی و خرسندی خودش می‌گوید، با آنچه دوستان و حتی غریبه‌ها ممکن است در صورت مورد سوال قرار گرفتن مي‌گویند، تطبیق می‌کند. اغلب افراد هنگام مورد سوال قرار گرفتن می‌گویند که نسبتا شاد و خرسندند.

پروفسور دینر از دانشگاه ایلینویز می‌گوید که علم شادی براساس ایده‌ای ساده است. به قول او ، گرچه ممکن است احمقانه به نظر رسد، اما ما از افراد می‌پرسیم شاد بودن خود را از ۱ تا ۷ یا از ۱ تا ۱۰ ارزیابی کنند و نکته جالب این است که این نوع پرسش جوا‌ب‌های واقعی بدست می‌دهد که معتبرند. این پاسخ‌ها کامل نیستند، اما معتبرند و براساس آنها می‌توان امور واقعی در زندگی این افراد را پیش‌بینی کرد.

در یک نوع اندازه‌گیری دیگر حتی سعی می‌شود تا میزان شادی افراد در طول روز در مکان‌های مختلف ارزیابی شود. در ارزیابی لحظه به لحظه بوم شناختی از کامپیوترهای دستی استفاده می‌شود. با شخص در جاهای مختلف تماس برقرار می‌شود و یک پرسشنامه برای او فرستاده می‌شود تا پر کند. پروفسور دینر می‌گوید: این اندازه‌گیری کامل نیست، اما فکر می‌کنیم از جهات مختلف به همان دقت اندازه‌گیری‌هایی باشد که اقتصاددانان به کار می‌برند.

قدرت شادی

به گفته‌ي روان‌شناسان كشورمان شاد كردن و شاد بودن جامعه موجب پیشرفت و توسعه اجتماعی، اقتصادی و سیاسی و فرهنگی و خانوادگی جامعه می‌شود؛ از بسیاری مسائل و بروز انواع آسیب‌های جامعه ، جرم و بزهكاری، طلاق ، نابسامانی خانوادگی و سایر مسائل جلوگیری به عمل می آید؛ اختلالات روحی در جامعه كمتر می‌شود و میزان رغبت تحصیلی و دل به كار دادن و تولید، افزایش پیدا مِی‌كند. شادی یك نیاز اساسی انسان است، افراد اگر در جامعه‌ي خود نتوانند این نیاز را برآورده كنند، رو به جوامع دیگری می‌برند، در نتیجه به تدریج از فرهنگ ملی خود دور می‌شوند، به تدریج فرهنگ و ارزش های غربی در جامعه رواج یافته و جامعه مسخ می‌شود.

شادی موجب افزایش دلبستگی و علاقه به كشور، فرهنگ، دین و مذهب می شود و انسجام فرهنگی و ملی میهنی افزایش پیدا می كند

دكتر قرایی مقدم- عضو هیأت علمی دانشگاه تربیت معلم - معتقد است: «باید تا آنجا كه می‌توانیم در برگزاری جشن های ملی و میهنی چه از طریق رادیو و تلویزیون و مطبوعات و چه از طریق چراغانی كردن معابر و میادین و توزیع هدایا و شیرینی در خیابان‌ها كوشش كنیم.

جشن‌های باستانی خود را در میادین یا پایگاه‌های مخصوصی برگزار كنیم. به واقع به نوعی، جامعه را شاد نگه داریم و بساط شادمانی را برای مردم فراهم كنیم تا از بروز هزاران مشكل جلوگیری كنیم و با صرف هزینه‌های كم برای شادی، از پرداخت هزینه‌های هنگفت آسیب‌های اجتماعی در امان باشیم. خوشبختانه در ایران علاوه بر جشن‌های باستانی، اعیاد مذهبی زیادی داریم كه می‌توان برای شاد نگه داشتن جامعه از آنها سود برد. بهتر است همان كاری را كه برای اعیاد مذهبی انجام می‌دهیم، به سایر اعیاد ملی نیز، تعمیم دهیم و به آنچه در رابطه با شادكردن جامعه فكر می‌كنیم، عمل نماییم، چرا كه شادی موجب افزایش دلبستگی و علاقه به كشور، فرهنگ، دین و مذهب می شود و انسجام فرهنگی و ملی میهنی افزایش پیدا می كند.»

پس به نظر می‌رسد که شادی دارای خواصی تقریبا جادویی باشد. شواهد علمی حاکی از آن است که شادی به عمر طولانی، سلامتی، بهبودی و کارکرد بهتر منجر می‌شود . به گفته پروفسور دینر از دانشگاه ایلی‌نویز، شواهد بیانگر آن است که افراد شاد نسبت به افراد افسرده طول عمر بیشتری دارند. به گفته او در یک بررسی ، تفاوت طول عمر میان شادترین گروه و ناشادترین گروه ۹ سال بود. کشیدن سیگار می‌تواند چند سالی از عمر شما کم کند، یعنی حدود سه سال. اگر خیلی سیگار بکشید تا ۶ سال از عمرتان کم می‌شود. در هر حال ۹ سال تفاوت به خاطر شادی تاثیر بسیار بزرگی است.

به گفته پروفسور دینر، یک کلید واحد برای شادی وجود ندارد، بلکه مجموعه‌ای از عناصر در این مورد تاثیر دارند. اولا خانواده و دوستان نقش تاثیرگذاری در این مورد دارند. هرچه ارتباطات شما با اطرافیان‌تان گسترده‌تر و عمیق‌تر باشد، حال شما بهتر خواهد بود. حتی پیشنهاد شده است که دوستی می‌تواند ما را از میکروب‌ها حفاظت کند. مغز ما بسیاری از مکانیسم‌هایی را در بدن ما کنترل می‌کند که مسئول دفاع از بدن هستند.

درست همان طور که استرس می‌تواند باعث بروز بیماری در فرد شود، تصور بر این است که دوستی و شادی می‌تواند اثر محافظتی داشته باشد. بر اساس پژوهش‌ها در مورد شادی، دوستی بطور میانگین نسبت به میزان درآمد یک شخص معمولی اثر بسیار بیشتری در مورد احساس شادی دارد. پروفسور اسوالد اقتصاددانی در دانشگاه وارویک فرمولی دارد تا محاسبه کند فرد به چه مقدار پول اضافی نیاز دارد تا جبران نداشتن دوستان را کند. پاسخ ۵۰ هزار پوند است.

چگونه شاد باشيم

در اينجا راه‌كارهايي را براي كسب رضايت از زندگي فردي و اجتماعي و در نتيجه شاد بودن ارايه مي‌شود . راه‌كارهايي كه به سادگي و با اجراي آنها مي‌توان زندگي شادي براي خود و اطرافيان فراهم نماييم:

* نعمت‌هایی را كه خداوند به شما عطا فرموده است ، بشمارید .

حق شناسی و قدردانی لازمه خوشبختی است . پس بهتر است كه هر روز برای كمترین چیزی كه در اختیار دارید، سپاسگزار باشید.

* ازخود بپرسید :" چه چیزی برای من بیشترین اهمیت را دارد؟"

سعی كنید كه به ارزش های خود توجه بیشتری داشته باشید ، ( مثل جنبه اخلاقی كار خود). به ارزش‌هایی بها بدهید كه در زندگی به كار می‌روند . توقعات و انتظارهای غیرقابل كنترلی را كه نمی‌توانید بر آنها مسلط شده و آنها را عملی و قابل اجرا سازید ، برای خود ایجاد نكنید .

* به واقعیت‌ها بیندیشید.

بررسی‌ها نشان داده است كه موش‌های آزمایشگاهی وقتی در مسیری ناشناخته ( پازل ) به دنبال پنیر می‌روند، اگر فقط دوبار، با نبودن پنیر، رو به رو شوند، از تكرار آزمایش خود‌داری می‌كنند یا مسیر حركت خود را تغییر می‌دهند، در حالی كه ما انسان‌ها، بارها و بارها به دیوارهای غیر واقعی تكیه می‌كنیم و راه‌های تكراری را می‌پیماییم، حتی اگر " پنیری" وجود نداشته باشد!براساس نظر متخصصان ، شادترین مردم ، كسانی هستند كه امیدها و آرزوهایشان بر پایه " واقعیت " استوارست .( كسانی كه اگر جای خالی " پنیر" را ببینند، مسیر خود را عوض می‌كنند.)پس با خود رو راست باشید و سعی كنید آنچه كه دارید و آنچه را كه دنبال می‌كنید ، واقعی باشد. درغیر این صورت به سوی یأس و ناامیدی سوق خواهید یافت .

* از مسیری كه آغاز كرده اید و به پیش می‌روید ، لذت ببرید.

موفقیت خود را از طریق " شایدها" و " ممكن‌ها" ارزیابی نكنید . بلكه در راه درست قدم بردارید تا بتوانید میزان كسب موفقیت خود را بسنجید.

* یك فعالیت تازه را شروع كنید.

در فعالیتی كه حتی ممكن است نتوانید آن را به خوبی انجام دهید، به طور منظم و با برنامه‌ریزی شركت كنید. دراین صورت آنچه به دست می آورید مهارت تازه ، اعتماد به نفس بیشتر و سرگرمی است .و آنچه از دست می دهید زمانی است كه صرف شده است .

* از وسواس بیش ازحد دوری كنید .

آیا تا به حال با فرد وسواسی‌ای رو به رو شده اید كه خوشحال و راضی باشد؟ احتمالاً خیر، زیرا در زیر ماسك وسواس، ترس پنهان شده است . ترس از اشتباه كردن و پاسخگویی به عواقب ناشی از آن.متخصصان معتقدند كه وسواس، یكی از بزرگ ترین موانع تحقق آرزوهاست .

من به سيبي خوشنودم

و به بوييدن يك بوته بابونه

من به يك آينه، يك بستگي پاك قناعت دارم

* مثبت فكر كنید .

مثبت فكر كردن، كلیدی است كه می‌تواند جهانی از تغییرات را شكل بدهد. نگویید : " سعی خودم را می‌كنم ." بگویید: " من انجام خواهم داد."

* با آنچه كه در اختیار دارید كار كنید.

حتی زمانی كه اوضاع ، امیدوار كننده نیست ، بهتر است فهرستی از آنچه كه در اختیار دارید، تهیه كنید. مانند یك شغل ، یك دوست خوب و مهارت‌های اجتماعی و آنها را برای پیشرفت خود به كار ببرید .

* توجه خود را به موضوعات بی ارزش معطوف نكنید.

اگرخود را به دست رسانه‌ها و آگهی‌ها بسپارید، طبق آنچه كه " دارید" ارزشیابی می شوید، نه آنچه كه " هستید" . این ملاك ارزشیابی، رفته رفته جوان‌ترها را نیز متأثر می‌سازد. درحالی كه ارزش انسان از محیط خارج به او اضافه نمی‌شود، بلكه ارزش فردی انسان را، توانایی پذیرفتن مسئولیت‌ها، مقابله‌ی اندیشمندانه با مشكلات، شناختن اهداف و برنامه‌ریزی برای رسیدن به آنها و پذیرفتن مسئولیت اندیشه‌ها و احساسات مشخص می‌سازد. هندی‌ها معتقدند كه هر گزینش و انتخاب تازه‌ای كه می‌كنید، همانند دانه‌ی گیاهی است كه می‌كارید ، گزینش شما رشد می‌كند و به بار می‌نشیند. اگر احساس كم ارزشی، می‌كنید، بهتراست به جای این كه وسوسه شوید به خرید بروید و به آنچه كه " دارید " بیفزایید، پیاده روی كنید، یا با یك دوست خوب به گفت و گو بنشینید .

* با توكل به آفریننده جهان ، آرامش پیدا كنید .

همواره به یاد داشته باشید كه :" یاد خدا آرامش بخش دلهاست و به قول شاعر كاشاني :

هر كه با مرغ هوا دوست شود، خوابش آرامترين خواب جهان خواهد بود .



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: هميشه مي‌توان شاد بود، به همين سادگي ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : جمعه 25 مرداد 1392
شاد باید بود و زیست!

چه کسي تصميم مي‌گيرد که شما شاد باشيد يا نباشيد؟پاسخ اين سؤال روشن است:خود شما. آیا فكر ‌مي‌كنيد افراد شاد، مادرزاد شاد متولد شده‌اند یا این که آنها راهی پیدا کرده‌اند که دیگران از آن بی‌خبرند؟ بیکر می‌گوید: "افراد شاد در مجموع بسیار انعطاف پذیر هستند."همیشه شاد رفتار کنید. یک تحقیق جدید نشان داده است، زمانی که افراد به راحتی برون گرایانه عمل می‌کنند، نسبت به زمانی که درون‌گرانه عمل می‌کنند، احساس نشاط و سرزندگی بیشتری می‌کنند. محققان می‌گویند حتی افراد درون گرا هم می‌توانند برون گرا عمل کنند تا احساس شادی بیشتری کنند.

انسان موجودی شادی خواه و طالب آرامش است. هرگز داشتن مال و اموال، نشانه‌ي خوشبختی و بینوایی و فقر نشانه‌ي بدبختی نیست. اگر چنین بود ثروتمندان شادترین و فقراء بدبخت‌ترین افراد بودند، در حالی که همیشه چنین نیست.

اغلب مردم تقریبا به همان اندازه شاد هستن که انتظارش را دارند

آیا دقت کرده‌اید وقتی که احساس خوبی در مورد خود دارید، دیگران هم بهتر از همیشه به نظر می‌رسند و تمام دنیا در نظر شما دوست داشتنی‌تر است.آري، جهان بازتاب عکس‌العمل رفتار خود ماست.

شاد باشيم و دوست بداریم و بدانیم که یکی از کلیدهای شادی و خرسندی، تمرکز ذهن بر لحظه‌ي حال است. این لحظه، تنها زمانی است که در اختیار داریم و از لحظه‌ي بهتر، چیزی سازیم، که آن شادی است.

آیا شاد بودن غریزی است یا آموختنی؟

امروزه محققان اعتقاد دارند که مغز انسان طوری طراحی شده است که تا اندازه‌ای تعیین کننده‌ی میزان شاد بودن ما است و به بیان دیگر عامل شادی در ژن‌های انسان نهفته است. دانشمندان از تکنولوژی پیشرفته‌ی ایجاد تصویر مغز روی صفحه‌ی نمایش برای نشان دادن قسمتی از مغز، به ویژه قسمت چپ مغز استفاده کرده‌اند که مرکز کنترل احساس‌های مثبت، خوش بینی و شادی است. افرادی که به طور طبیعی این ناحیه از مغزشان فعالیت بیش از حد معمول داشته باشد، از نظر روانی بیشتر احساس‌های مثبت دارند و روز خود را چنان آغاز می‌کنند که گوئی می‌خواهند دنیا را فتح کنند.

یک پروفسور روان شناس اظهار می‌کند: با وجود این که زمینه‌های ژنتیکی در شاد بودن انسان نقش زیادی دارد، هنوز هم تا حدی شادی تحت اختیار انسان است. این موضوع به طور تقریبی شبیه میزان کلسترول خون است، یعنی با وجود این که تحت تأثیر عوامل ژنتیکی است، اما در عین حال تحت تأثیر عادت‌ها و طرز رفتار ما نیز قرار دارد.

به عنوان مثال مطالعه‌ها نشان می دهد که تمرین‌های ورزشی نقش پادزهر را در افسردگی‌های خفیف و اضطراب ایفا می‌کنند. طبق نظریه‌های یکی از محققان، هر یک از ما با یک محدوده‌ی از پیش تعیین شده‌ی مشخص، برای شادی متولد شده‌ایم که خیلی خوب می‌تواند با شرایط مختلف زندگی‌مان تطبیق پیدا کند. او توضیح می‌دهد که هدف شما باید رسیدن و ماندن در بالاترین نقطه‌ی این منحنی شادی (که در حقیقت بخشی از طرح اولیه‌ی ژنتیکی شما است) باشد.

شاد بودن می‌تواند یکی از بزرگترین مبارزات ما در زندگی باشد. برای شاد بودن باید بر افکار شاد متمرکز شويم.لازمه‌ی شاد بودن جستجوی زیبائی‌ها و خوبی‌هاست.همه چیز در دست ماست.به گفته‌ي کازانتراکس : قلم و کاغذ و رنگ در اختیار شماست. بهشت را نقاشی کنید، بعد وارد آن شوید.

در میان ما ایرانی‌ها جمله «این نیز بگذرد» رایج است. ما هرگز نمی‌دانیم که در آینده چه شادی‌ها، ثروت‌ها و نعمت‌هایی در انتظارمان است. پس لحظه‌ي حال را غنیمت بدانیم و نهایت استفاده را از آن ببریم.هرگاه از انجام کاری دل‌زده و خسته شدیم، از خودمان بپرسیم چگونه می‌توان کارهایمان را بهتر، سریعتر، ساده‌تر، آسانتر و سرگرم کننده‌تر انجام دهیم تا به هدف نهایی برسیم!

ما نيز راه‌كارهايي را به شما براي تمرين شاد بودن پيشنهاد مي‌كنيم

1) هرگز از پرسش کردن باز نمانیم:

هرگاه از انجام کاری دلزده و خسته شدیم از خودمان بپرسیم چگونه می توان کارهایمان را بهتر، سریعتر، ساده‌تر، آسان‌تر و سرگرم کننده‌تر انجام دهیم تا به هدف نهایی برسیم!

۲) دیگران را درک کنید :

زمانی را برای شنیدن صحبت‌های کسانی که با آن‌ها زندگی می‌کنید، در نظر بگیرید. چه افراد خانواده‌تان باشند یا هم اتاقی‌های خوابگاه دانشجویی. به هر حال شما با آن ها زندگی می کنید و باید وقتی برای آن‌ها درنظر بگیرید.در این لحظات نه تلویزیون تماشا کنید، نه با تلفن همراه صحبت کنید. لازم نیست درباره‌ي شلوغی و ترافیک خیابان صحبت کنید ، فقط شنونده باشید و اجازه دهید که حرفشان را بزنند و موضوعات شان را با شما در میان بگذارند.

۳) از رؤیا کمک بگیرید:

چشم‌هایتان راببندید و خودتان را تصور کنید که یک فرد کاملاً شاد هستید که در رابطه با دیگران هیچ مشکلی ندارید و می‌توانید مشکل آن‌ها را به راحتی حل کنید. تصور کنید فردی شما را ناراحت کرده و شما به جای این که عصبانی، ناراحت و افسرده شوید، با آرامش مشکل را حل می‌کنید‌، خوب می‌دانید که چطور باید با این مشکل برخورد نمایید.یک نفس عمیق بکشید و از خودتان بپرسید چطور می‌خواهید زندگی کنید ؟ در پاسخ خود بگویید می‌خواهم دیگران را دوست داشته باشم و دیگران هم مرا دوست داشته باشند، بعد فکر کنید که برای این خواسته‌تان چه کار کرده اید.

۴) غصه نخورید :

خودتان رابرای موضوعات بی اهمیت ناراحت نکنید. سعی کنید درباره‌ي موضوعات فکر کنید و ببینید آیا واقعاً ارزش این را دارند که خودتان و دیگران را ناراحت کنید؟ اگر پاسخ منفی بود، موضوع را فراموش کنید . اگر کمی گذشت داشته باشید، می‌توانید شادتر زندگی کنید.

۵) واقعیت را قبول کنید:

شما باید این واقعیت را بپذیرید که تنها کسی که می‌توانید تغییر دهید، خودتان هستید. اگر دوست يا همكارتان کاری کرد که به شدت ناراحت و عصبانی شدید ، خیلی سخت نگیرید و سعی نکنید او را تغییر دهید.اول خوب فکر کنید و ببینید آیا می توانید خودتان کاری کنید که این مشکل برطرف شود یا نه. اگر با دیگران اختلاف نظری داشتید که خیلی برایتان مهم بود و نمی‌توانستید شرایط را تحمل کنید، سعی کنید درباره‌ي موضوع با هم مذاکره و گفت و گو کنید. ریشه‌های مشکل را بررسی کنید و سعی کنید راه حلی پیدا کنید تا شرایط برای هر دو طرف قابل قبول باشد.

۶) الگو انتخاب کنید :

سعی کنید در زندگی‌تان یک الگو انتخاب کنید و در شرایط سخت و دشوار و تصمیم‌گیری‌های حیاتی، قبل از این که خودتان تصمیم بگیرید، اول فکرکنید که الگوی مورد نظرتان اگر در این شرایط قرار می‌گرفت، چه طور باموضوع برخورد می‌کرد و سپس سعی کنید شما هم تصمیمی شبیه او انتخاب کنید.

۷) بخوانید و بنویسید:

سعی کنید درباره‌ي شاد بودن و روش‌های شاد زندگی کردن تا می‌توانید اطلاعات به دست آورید ،کتاب بخوانید،مجلات ، مقالات و روزنامه‌های مربوط به این موضوع را مطالعه کنید و سعی کنید هر روز معلومات خود را در این باره افزایش دهید برای این که مطالب را فراموش نکنید ، یک دفتر یادداشت داشته باشید و نکاتی که به نظرتان جالب می‌آید ،یادداشت کنید و هر وقت فرصت کردید آن‌ها را مرور کنید.

شاد بودن ساده است ، اما نياز به آموزش دارد

به دليل اهميت شادي در زندگي و نياز بشر به شاد بودن و همچنين اهميت آموزش آن، انتشارات بين ‌المللي گاج، كتاب شادكامي به همين سادگي، تاليف تال‌بن‌شاهر را منتشر كرد. اين كتاب چهارمين كتاب از مجموعه كتاب‌هاي خود آفريني مي‌باشد. كتاب شادكامي به همين سادگي با تكنيك‌هايي عملي كه با علم روان‌شناسي، فلسفه و معنويت آميخته است، راهكارهايي را براي شاد زيستن به ما مي‌آموزد و ضمن كمك به رفع تشويش و نگراني ، آرامش و نشاط را براي ما به ارمغان مي آورد.

در زندگي پر از اضطراب و سراسر استرس امروز، داشتن آرامش و روحيه‌اي پرنشاط چيزي است كه بسياري آرزوي آن‌را دارند ، ولي براي دستيابي به اين هدف، تنها آرزو كافي نيست ، بلكه بايد قدم پيش نهاد و كاري كرد. آرامش و خوشبختي چيزي است كه هر كسي در هر شرايطي هم كه باشد مي‌تواند از آن بهرمند گردد . فقط كافي است يك سري اصول ساده را بدانيد و به كار ببنديد.

اگر بسياري از مردم زندگي پرنشاطي ندارند و شادي واقعي را تجربه نمي‌كنند ، تنها به اين دليل است كه نياموخته‌اند چگونه بايد به شادي برسند، زيرا شاد زيستن نياز به آموزش دارد.اين اثر، يك كتاب خود آموز است كه هر فردي مي‌تواند با استفاده از آن، تئوري هاي روان شناسي مثبت‌گرا را در زندگي شخصي خود به كار گيرد.

تال بن ‌شاهر، نويسنده‌ي نامدار و پرآوازه‌ي كتاب‌هاي روانشناسي، در اين كتاب مسيري پنجاه مرحله‌اي را پيش‌پاي شما مي‌گذارد كه در انتهاي آن به گوهري ارزشمند دست خواهيد يافت .

به عقيده‌ي نويسنده، آنچه شما در طول اين كتاب مي‌آموزيد تنها تئوري صرف نيست، بلكه نكاتي كاربردي است كه تاثيري باورنكردني بر زندگي شما خواهد گذاشت و شما را در رويارويي با موانع و مشكلات ياري خواهد كرد.در اين كتاب، تمريناتي در انتهاي هر بخش ارائه شده كه انجام آن‌ها در كيفيت و عمق يادگيري خواننده بسيار موثر است .

نكته مهم ديگر اين اثر، ترجمه اين كتاب مي‌باشد كه سعي شده سبك و سياق متن اصلي و در عين حال سادگي و شيوايي آن حفظ شود و در يافتن معادل‌هاي مناسب نهايت دقت به كار گرفته شده است.

۸) خنده را جدی بگیرید

در توضیح اثرات سودمند خنده می‌توان به تأثیر آن بر بهبود عملکرد رگ‌های خونی و فواید بی‌شمار خنده بر قلب اشاره کرد.این روزها‌، اگر با دقت به آدم‌هاي اطراف خود نگاه كنيد، مردمی را مي‌بينيد که غمگین اند، غصه دارند یا اگر هیچ غمی نداشته باشند، عادت کرده اند هميشه عبوس و ناراحت باشند. انگار یادشان رفته ما ایرانی‌ها ، بهانه‌های بزرگی برای شاد بودن و خندیدن نمی‌خواهیم و در فرهنگ‌مان ، ضرب المثلی نظیر خنده بر هر درد بی درمان دواست را داریم!

تحقیقات مختلفی که در سرتاسر جهان روی تأثیرات خنده بر سلامت انجام شده هم بیانگر این حقیقت است که شاید خنده واقعاً بهترین دارو باشد؛ خنده، فشارهای زندگی روزمره را کاهش می‌دهد و باعث بالا رفتن کیفیت واکنش‌ها در محیط کار می‌شود، استرس را از بین می‌برد و واکنش بدن را هنگام فشارهای عصبی تغییر می‌دهد.با این همه تنها در یک مورد است که دانشمندان در رابطه با خندیدن ، هشدار داده‌اند و آن در بیماران مبتلا به آسم است.

دانش بشری آن چنان پیشرفته شده است که برای هر عامل تأثیرگذاری بر سلامت، رشته‌ای تخصصی در نظر گرفته و به کمک آن، ابعاد مختلف قضیه را به شکلی علمی و تخصصی بررسی می‌کند. مثلاً بررسی روان‌شناختی و تن‌شناختی خنده با اسم ژلاتولوژی (gelatology) به مفهوم خنده شناسی معرفی می‌شود و پژوهشگران موضوع خنده یا ژلاتولوژیست‌ها هم می‌کوشند تا به ماهیت خنده هم پی برده و به این سؤال که چرا انسان می‌خندد ، پاسخی علمی بدهند.

آن‌ها در پژوهش‌های خود دریافته‌اند که مغز انسان چگونه یک لطیفه یا یک شوخی را می‌گیرد و خنده، چگونه می‌تواند واقعاً به صورت بهترین داروها عمل کند. این محققان دریافته‌اند که بخش قدامی یا بیرونی قسمت خاکستری رنگ مغز ، قسمتی است که یک موضوع خنده‌دار بر آن اثر می‌کند و واکنش خنده را به وجود می‌آورد.در این میان دانشمندی به نام رابرت پروواین‌، از دانشگاه مریلند در بالتیمور آمریکا، دریافته است که ما در هنگام گفت و گوهای عادی به نسبت بیشتر می‌خندیم تا با شنیدن جوک و لطیفه که گه گاه پیش می آید.

توصیه هایی برای شادی

شاد بودن آن قدر هم سخت نیست . فرهنگ باستانی ایرانیان بر اساس شاد بودن و شاد کردن پایه گذاری شده است تا انسان‌ها بتوانند قدرتمندتر و تندرست‌تر زندگی کنند.‌روان ‌شناسان می‌گویند توصیه‌های زیر به شما کمک می‌کنند تا شادتر زندگی کنید:

۱) از چیزهای بسیار ساده هم می‌توان لذت برد و شاد شد. دیدن یک منظره زیبا، یک فیلم قشنگ یا یک دوست خوب هم می‌تواند انسان را شاد کند.

۲) بهترین حالت را در خودتان و در شرایط موجود اطراف‌تان پیدا کنید . هیچ کس همه چیز ندارد و هرکس اندوهی دارد که با شادی زندگی آمیخته است. هنر آن است که در شرایط سخت بخندیم.

۳) شما نمی‌توانید همه را از خود خرسند و خشنود کنید، پس اجازه ندهید انتقادها شما را نگران کنند.

۴) اجازه ندهید دیگران معیارهایتان را تعیین کنند، خودتان باشید و به چیزی که نیستید، تظاهر نکنید.

۵) کارهای سودمندی که از انجام آنها لذت می‌برید، بیشتر و بیشتر کنید.

۶) نفرت و حسادت را از خودتان دور کنید، چرا که این دو، دشمن روح شما هستند، روح شما را اندوهگین می‌کنند و هیچ اتفاق خوشی هم برایتان نمی‌افتد.

۷) علایق و دلبستگی‌های زیادی داشته باشید . اگر مسافرت دوست دارید و نمی‌توانید بروید ، سینما را امتحان کنید. کتاب‌های جدید بخوانید، به پارک بروید یا ورزش و پیاده‌روی کنید.

۸) گذشته را در گذشته رها کنید و تنها از آن پند بگیرید و به خاطر داشته باشید در صورتی که مشکلی پیش آمد، همیشه به یافتن راه حل آن فکر کنیم نه به خود مشکل.

۹) خودتان را به کارهای گوناگون سرگرم و مشغول کنید. کسی که سرش گرم باشد فرصتی برای غصه خوردن ندارد!

در آخر يادتان باشد كه مبادا خنده هایتان را برای روز مبادا نگه داريد،‌ همين لحظه روز مباداست .....



:: موضوعات مرتبط: , ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : جمعه 25 مرداد 1392
هميشه مي‌توان شاد بود، به همين سادگي

کاش می‌دانستید زندگی با همه وسعت خویش محفل ساکت غم خوردن نیست

حاصلش تن به قضا دادن و پژمردن نیست، زندگی خوردن و خوابیدن نیست

زندگی عشق به قلب داشتن است. زندگی حس جاری شدن است

زندگی کوشش و راهی شدن است از تماشاگر آغاز حیات

تا به جایی که خدا می داند

حتما شما هم طول روز در مکان‌های مختلف با افرادی برخورد کرده اید که ناراحت یا عبوس و بداخلاق هستند. اگر هم‌صحبتشان شوی، به زور و با اکراه جواب شما را می‌دهند و یا ترجیح می‌دهند سکوت کنند و جواب ندهند. در مدرسه، دانشگاه، خیابان و یا محل کار معمولا افرادی هستند که روزشان را با بدخلقی شروع می‌کنند و هیچ‌گاه هم دلیل مناسبی برای این رفتار خود ندارند. برای این عده لبخند زدن و شاد بودن کار دشواری است، غافل از اینکه همین شاد بودن و یک لبخند ساده بر لب داشتن چه تاثیری بر اطرافیان می‌گذارد. به راستی اگر این افراد که ممکن است دوست، همکار، راننده اتوبوس و تاکسی، فروشنده و یا مدیر شما باشد، یک روز تصمیم بگیرند که با روزهای دیگر متفاوت باشند و روزشان را با شادی و لبخند شروع کنند، جواب سلام شما را با لبخند بدهند، آرام و صبور باشند و با زمین و زمان بد نباشند، چه اتفاقی می افتد. آیا زمین جای بهتری برای زندگی کردن نخواهد شد ؟؟؟

خوش اخلاق باشیم

خوش اخلاقی دارای دو معنای عام و خاص است. معنای عام آن اتصاف به فضایل اخلاقی و تحصیل مجموعه کمالات و خصلت‌های پسندیده‌ای است که انسان در مسیر خودسازی و پرورش نفس، خود را به آن‌ها می‌آراید و معنای خاص آن خوشرویی، خوشرفتاری و برخورد شاد و پرنشاط با دیگران است. مقصود ما از این گفتار معنای خاص خوش اخلاقی است.

به طور کلی رابطه با مردم و اخلاق اجتماعی یکی از مهم‌ترین و گسترده‌ترین عرصه‌های خودسازی و پرورش توانایی‌های انسان است. در این عرصه است که انسان می‌تواند در اثر ارتباط با انسان‌های دیگر ارزش‌های وجودی و سایر مهارت‌های حرفه‌ای، علمی، عقلی و مدیریتی خود را بنمایاند و فضایل اخلاقی و کمالات انسانی را در خویش نهادینه کند و همچنین به شکوفایی توانایی‌هایی دیگران نیز کمک نماید.

صحنه اجتماع عرصه یک تعامل بسیار گسترده است که در آن عوامل خدمت‌رسان، آموزش دهنده، آموزش گیرنده، کارآفرین، کارفرما، کارآموز و کارکنان در تمامی حوزه‌ها در یک شبکه فعال به شکوفایی توانایی‌های یکدیگر کمک می‌کنند و هدف تمامی این سیستم برای تمامی اعضای آن، چیزی جز توانمند سازی فرد و جامعه انسانی در ابعاد گوناگون، نیست.

در عرصه تعامل اجتماعی، حسن خلق و خوش اخلاق بودن، به معنای خاص آن، جایگاه ویژه‌ای دارد. خوش اخلاقی اولین نمود توانایی شخصیت انسانی و پرورش یافتگی او در حوزه ارزش‌های انسانی و اخلاقی است.

در اصطلاح اخلاقی و آموزه‌های دینی اسلام به کسی خوش اخلاق گفته می‌شود که با گشاده رویى، زبانی ملایم و برخوردی شاد با مردم روبرو می‌شود، و در هر شرایطی این توانایی را دارد که با خوش روئى برخورد کند، لب‌هایى پر از تبسم، و کلماتى پر از محبت و لطف داشته باشد. البته همه ما کاملا واقف هستیم که این توانایی در روابط اجتماعى انسان چه تاثیر اعجاز گونه‌ای دارد و چه مقدار کارگشا است.

به عکس، کج خلقى و ترش روئى و سخنان خشن و خشک و فاقد لطف و محبت، حالت آزار دهنده‌ای است که ریشه در شخصیت نابهنجار فرد بد اخلاق دارد و علامت ضعف وجودی و نقصان پرورش یافتگی او می‌باشد. انسان‌های ضعیف، شکست خورده، نا‌امید، عصبانی و ناتوان معمولا بداخلاق می‌شوند. این افراد اغلب در هر شرایطی حالت طلب کاری دارند و عزت نفس و توانایی‌های خود را نادیده می‌گیرند. کج خلقی معمولا باعث ناراحتی عصبی خود فرد، آزار خانواده او، نفرت عمومی و گسستن پیوندهاى اجتماعى واجد آن خواهد شد. صادق آل محمد (ع) در تعریف خوش اخلاقی فرموده: حسن خلق آن است که برخوردت را نرم کنی، سخنت را پاکیزه گردانی و برادرت را با خوش رویی دیدار نمایی و در حدیثی دیگر می‌فرمایند: مؤ من بعداز انجام واجبات پیش خداى عزوجل عملى محبوبتر از این نیاورد که مردم را از لحاظ خلقش در وسعت گذارد. (یعنى تنگ خلق نباشد)

اهمیت خوش اخلاقی: دین اسلام همواره پیروان خود را به نرم خویی و ملایمت در گفتار و رفتار فراخوانده و از درشتی و تند خویی بازداشته است. می‌دانید چرا؟ چون این آموزه یکی از مهم‌ترین عوامل قدرت، موفقیت و پیروزی انسان در زندگی است. آیا می‌دانید مهم‌ترین عامل موفقیت انبیای الهی به خصوص پیامبر گرامی اسلام (ص) در جذب قلوب انسان‌ها و گسترش دین چه بوده است؟ این عامل همانا خوش اخلاقی، گشاده رویی، کلام نرم و دلنشین و نرم خویی آن حضرات بوده است. حسن خلق و خوش رویی در نفوذ سخن انسان در دیگران اثری شگفت دارد. به قول شاعر: از محبت خار‌ها گل می‌شود. و از محبت سرکه‌ها مل می‌شود. از آن روی خدای مهربان پیامبران و سفیران خود را از میان انسان‌های عطوف و خوش اخلاق برگزیده تا بهتر و آسان‌تر در قلب‌ها نفوذ کنند و آنان را به سوی حق‌شناسی و حق پرستی دعوت نمایند. این مردان بزرگ به اندازه‌ای خوش اخلاق و خوش برخورد بودند که نه تنها هر انسان حقیقت‌جویی را جذب می‌نمودند، بلکه گاهی دشمنان را نیز شرمنده خود می‌نمودند و منقلب می‌ساختند.

از پیامبر مهربانی بیاموزیم ...

درباره پیامبر اسلام حضرت محمد (ص) که مصداق کامل حسن خلق بود خدای مهربان فرمود: انک لعلی خلق عظیم. به درستی که تو با اخلاق پسندیده و بزرگ آراسته شده‌ای. بعد در آیه‌ای دیگر فرمود به همین دلیل هم توانستی در دل‌ها نفوذ کنی و آنان را پیرامون خود گرد آوری و در دعوت خویش موفق عمل کنی. فبما رحمه من الله لنت لهم و او کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک. چون در پرتو رحمت و لطف خدا با آنان مهربان و نرم خو شده‌ای اطرافت گرد آمدند و اگر خشن و سنگ دل بودی، هر آینه از گردت پراکنده می‌شدند.

آن حضرت با مردم انس می‌گرفت و هيچ‌كس را زا خود نمی‌راند. بزرگان هر قومي را مورد احترام قرار می‌داد. اگر كسی تقاضايی از آن حضرت می‌كرد، اجابت می‌نمود و اگر ميسر نبود با نهايت محبت اورا قانع می‌كرد. با مردم به گشاده روئی برخورد می‌نمود. برای خدا غضب می‌كرد، ولی هيچگاه برای خودش خشمگين نمی‌شد. هميشه لبخند بر لب داشت. تند خو و سختگير نبود. هرگز دشنام و سخن زشت از دهانش بيرون نمی‌آمد. از كسي عيبجويی نمی‌كرد.

در تاریخ اسلام می‌خوانیم: علی (ع) به فرمان پیامبر گرامی (ص) دو نفر از دشمنان اسلام را که بر علیه مسلمان‌ها توطئه می‌کردند، دستگیر کرد و به نزد آن حضرت آورد. پیامبر (ص) اسلام را به آنان عرضه کرد، ولی نپذیرفتند، بنابراین به جرم توطئه بر علیه اسلام آن دو تن را محکوم به اعدام نمود.

در این هنگام جبرائیل نازل شد و عرض کرد: یکی از آنان خوش اخلاق و سخاوتمند است، پس او را عفو نما. پیامبر از کشتن او در گذشت، آن فرد چون دانست که به خاطر آن دو صفت اخلاقی مورد عفو قرار گرفته است، شهادتین گفت و مسلمان شد. پیامبر خدا (ص) در حق ا و فرمود: او از کسانی است که خوش رویی و سخاوتمندی‌اش او را به سوی بهشت کشانید. پیامبر در جایی دیگر می‌فرمایند: «بر‌ترین اخلاق پیامبران و رادمردان خوشروئى است، هنگامى که به هم می‌‏رسند و مصافحه و دست ‏دادن به یکدیگر است، هنگامى که با هم ملاقات می‌کنند. از آن رو هر وقت ‏پیامبر مسلمانى را می‌دید فورا با او مصافحه می‌‏کرد و بر این امر بسیار تاکید می‌نمود. در روایت است که ‏هرگاه دو مؤمن به هم می‌رسند و دست می‌دهند، گناهان آن‌ها مانند برگ درختان در فصل خزان مى‏ریزد.

از اخلاق حضرت آن بود که به هر کس ‍ می‌رسید سلام مى کرد و با هر که دست مى‌داد، دست خود را نمى کشید تا او دست بکشد و با هر یک از اصحاب دیدار مى کرد با او مصافحه مى‌نمود و دست او را مى گرفت و انگشت در انگشت او مى کرد و سخت مى‌فشرد. در سیره اخلاقی آن حضرت آمده که از همه مردم دیر‌تر خشم مى‌گرفت و از همه زود‌تر خشنود مى‌شد، مهربان‌ترین مردم به آنان و خیرخواه‌ترین و سودمند‌ترین مردم براى آنان بود.

چگونه خوش اخلاق شوم؟

۱. کمی در احوال مردم تامل کنیم: در جامعه افراد خوش اخلاق و بد اخلاق فراوانند. با کمی دقت در احوال دیگران خواهیم دید که افراد خوش اخلاق در زندگی و روابط خود موفق‌تر و شادتر‌ هستند، سالم‌تر زندگی می‌کنند، روزی آن‌ها بیشتر است، دوست داشتنی‌تراند و بیشتر مورد احترام مردم هستند. مردم به آن‌ها اعتماد و وثوق بیشتری دارند و از لذت و سعادت بیشتری برخوردارند و در مقابل آدم‌های بداخلاق کم روزی، منزوی، غمگین، بیمار و دارای شخصیتی شکننده‌تر هستند و از زندگی خود جز رنج و زحمت نصیبی ندارند.

گنجیست محبت که فنایش نبود هیچ

۲. پرورش عواطف انسانی: یکى از ابعاد مهم وجودى انسان عواطف طبیعى، انسانى و ایمانى او است. دوست داشتن دیگران و ایجاد رابطه عاطفى با سایر انسان‌ها قابل رشد و تربیت است. انسان‌های مهربان شاخص‌ترین و دوست داشتنی‌ترین افراد جامعه و یک فامیل هستند. قسمت بزرگى از لذت و شادى زندگى از طریق ایجاد ارتباط عاطفى با دیگران تأمین می‌‏شود باید توجه نمود که این شادى و لذت از طریق خوش اخلاقى، یعنى ایجاد رابطه‏‌ی عاطفى مثبت، محبت کردن و دوست داشتن دیگران بدست می‌‏آید و بد اخلاقى که در واقع‌‌ همان رابطه‌ی عاطفى منفى است، موجب کدورت و عذاب زندگى خواهد بود و دیگران را از گرداگرد انسان می‌‏پراکند. على (ع) فرمود: بداخلاقى زندگى را سخت می‌‏کند و موجب عذاب نفس است.

۳. تمرین و نهادینه سازی: از راه‌هاى دیگر تحصیل خوش اخلاقى و رفع بداخلاقى تمرین عملى خوش اخلاقى هنگام برخورد با دیگران است. هر کس قادر است با یک تصمیم قوى و عزم جزم با رعایت اصل تدریج، به تمرین عملى در این زمینه بپردازد. اگر کسى تصمیم بگیرد حداقل به مدت چهل روز در برخورد خود نسبت به اطرافیان تجدید نظر نماید و در این مدت با روئى گشاده، لبى خندان و رابطه‏‌اى صمیمى برخورد نماید، نرم و زیبا سخن بگوید، قطعا نتایج خوبى خواهد گرفت.

یکی از مهم‌ترین کار‌هایی که در این زمینه باید تمرین کرد، برخورد شاد است. سلام و احوالپرسى توأم با تبسم، دست دادن و گاهی که فاصله‌ها زیاد می‌شود، معانقه همراه با صمیمیت و احترام، اولین فن موثر ارتباطى، به منظور تمرین خوش اخلاق بودن و همچنین جلب محبت دیگران است. اولین لحظه ملاقات از اهمیت فوق‏ العاده‏‌اى برخوردار است، به نحوى که موفقیت یا شکست در امر دوست‏یابى به آن بستگى دارد.

معمولاً افرادى که ما با آن‌ها ملاقات می‌‏کنیم دو دسته‏‌اند:

دسته اول برخوردى شاد و صمیمى دارند. این دسته داراى محبوبیت اجتماعى و دوستان فراوان‏ترى هستند. دسته دوم در برخورد اولیه خشک و بی ‏روح می‌‏نمایند. کسانى که لبخندزدن به چهره دیگران بر ایشان دشوار است. افراد این گروه یا تنها هستند و یا دوستان کمى دارند.

در حکایتی عدى بن حاتم می‌‏گوید: وارد مدینه شدم. پیامبر خدا (ص) مرا شناخت از جاى خود برخاست و دست مرا گرفت و به خانه خود برد. من از فروتنى وى غرق حیرت شدم و از اخلاق پسندیده و ملکات فاضله و از احترام فوق ‏العاده‏‌اى که نسبت به تمام افراد قائل بود، دریافتم که وى فرد عادى و فرمانرواى معمولى نیست.

حتّى وقتى که عمیقاً غمگین و ناراحت هستید، سعی کنید خود را شاد نشان دهید و تبسم نمایید. چنان که امام على (ع) در توصیف مؤمن می‌فرماید: شادى مؤمن در چهره او، و اندوه وى در دلش پنهان است.

۴- شوخ طبعی: یکی دیگر از عوامل خوش اخلاقی، داشتن روحیه شوخی و مزاح است. به عبارت دیگر جدی بودن زیاد سبب سرد شدن روابط می‌شود، بنابراین گاهی هم شوخی و مزاح لازم است. ولی باید توجه داشت که شوخی کردن رفتار بسیار ظریفی است که اگر مناسب نباشد تأثیر معکوس می‌دهد. یعنی به جای شاد کردن، سبب ناراحتی فرد می‌شود. پس باید در شوخی‌ها به شخصیت فرد لطمه وارد نشود و احترام او کاملا حفظ شود و شخصیت و وقار فرد شوخی کننده نیز تضعیف نگردد.

۵. نگرش توحیدی: راه بنیادین تحصیل خوش اخلاقى، نگاه توحیدی و عرفانی به هستی و انسان‌ها است؛ یعنى توجه به این معنى که تمامى انسان‌ها در حقیقت مظاهر و آفریده‌های حق تعالى هستند و هر گونه برخوردى با آن‌ها، در واقع برخورد با آفریننده آنان محسوب می‌‏شود. احترام و مهربانى با هر انسانی، در واقع احترام به پدیدآورنده‏‌ى او به حساب می‌آید و ترش روئى و نا‌مهربانى با ایشان نیز بی‌ارتباط با خالق آن‌ها نیست. در یک مثال ساده چگونه است که احترام و برخورد نیک و بد ما با فرزند کسی که او را می‌شناسیم، به نحوی به پدر او باز می‌گردد، ما اگر با فرزند شخصیتی که او را دوست می‌داریم روبرو شویم، او را به خاطر پدرش گرامی می‌داریم و یا ممکن است نسبت به فرزند یک شخصت ستمگر و دشمن خدا، روی خوش نشان ندهیم، هرگونه معامله‌ای با خلق نیز در حقیقت معامله با خالق آن‌ها به حساب می‌آید. باید به این نکته مهم توجه داشته باشیم که ما از طریق روابطی که با خلق خدای تعالی داریم و نوع برخورد شایسته و نا‌شایست، در حقیقت با خدا معامله می‌کنیم و به خدا نزدیک یا دور می‌شویم.

تمامی این انسان‌ها بندگان خدای هستند و او است که همه آن‌ها را آفریده و آفریدگان خود را دوست دارد و هرگز راضى نمی‌شود کسی با ایشان به ناحق برخوردى نامناسب و ناشایست داشته باشد، از آن روی یکی از راه‌های مهم جلب رضایت خویش را در گشاده‏روئى با خلق و تحصیل رضایت مخلوق و خدمت به آن‌ها، قرار داده. به خاطر همین پیوند عمیق میان خالق و مخلوق است که در روایات وارد شده است: کسى که از مخلوق تشکر نمی‌کند در حقیقت از خالق آن‌ها تشکر نکرده است. این یک قاعده کلی است و کسى که نسبت به مخلوقات الهى ترش روئى نماید، این نوع برخورد، به نوعی ترش رویی با خداوند محسوب می‌شود.

نگرش توحیدی باعث می‌شود که ما بسیاری از کینه‌هایی که نسبت به دیگران داریم فراموش کنیم، دشمنی‌ها را کنار بگذاریم، اهل گذشت باشیم و بدی‌های آنان را به دل نگیریم، هرگز با کسی خشونت نورزیم، به خاطر خداوند، درشتی آن‌ها را تحمل کنیم، با بردباری و مدارا با همگان رفتار نماییم و خوش اخلاق باشیم.

۶- اصلاح شخصیت اخلاقی: دومین راه بنیادین تحصیل خوش اخلاقی، اصلاح شخصیت اخلاقی و ملکات درونی است. اخلاق خوش ظاهری و گشاده رویی از جهتی برآیند و بازتاب شخصیت درونی و فضایل خلقی نهادینه شده در باطن انسان است. کسی که از دیگران متنفر است و نسبت به آن‌ها کینه دارد، چگونه می‌تواند در برخورد اجتماعی خود با آن‌ها، روی خوش، چهره‌ای خندان و همراه با صمیمیت داشته باشد. آدم حسود همین طور. چطور می‌توانیم توقع داشته باشید که یک آدم حسود با محسود خود شاد برخورد نماید، خود خواهی، خودبینی، تکبر، غرور و خودپسندی، خشم و عصبانیت و پرتوقع بودن، همه عوامل بد اخلاقی هستند. اگر بخواهیم در ظاهر انسان خوش اخلاق و خوش برخوردی باشیم، یکی از راه‌های اساسی آن این است که رزایل اخلاقی را از درون خود بپالاییم، تا درون انسان پاک و زلال نباشد، آبی که از چشمه وجود او می‌جوشد، زلال و شفاف نخواهد بود. به قول شاعر از کوزه‌‌ همان برون تراود که در او است.

به طور کلی راه‌های زیادی برای شاد بودن و خلق نیکو داشتن وجود دارد که هر شخصی با توجه به نیاز و روحیات خود باید از این راه کارها استفاده نماید. اما باید همیشه به یاد داشته باشیم با روی خوش بهتر می‌توان فکر کرد، تصمیم گرفت و مشکلات را از سر راه برداشت. باید هر روز صبح برای شروعی تازه آماده باشیم و با لبخند و محبت به دیگران تولدی دوباره را تجربه کنیم. به قول شاعر کاشانی، سهراب سپهری :

صبح ها وقتی خورشید، در می آید متولد بشویم.

هیجان‌ها را پرواز دهیم.

روی ادراک فضا، رنگ، صدا، پنجره، گل، نم بزنیم.

آسمان را بنشانیم میان دو هجای هستی.

ریه را از ابدیت پر و خالی بکنیم.

بار دانش را از دوش پرستو به زمین بگذاریم.

نام را باز ستانیم از ابر، از چنار، از پشه، از تابستان.

روی پای تر باران به بلندی محبت برویم. در به روی بشر و نور و گیاه و حشره باز کنیم.

کار ما شاید این است

که میان گل نیلوفر و قرن پی آواز حقیقت بدویم.



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: هميشه مي‌توان شاد بود , به همين سادگي ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : جمعه 25 مرداد 1392
با خیال راحت معتاد شوید...

جوان باشی و علاقه‌مند به کتاب، نخوانده فراوان داری و مدام مشتاق چیزی تازه هستی، منتظری کتابی را تمام کنی و با لذت از جهان کتاب خوانده شده به جهان کتابی تازه بروی. مسن باشی و مو سفید وارد کتابفروشی که می‌شوی تاریخ را می‌بینی، قفسه شعر برایت یادآور ایام گذشته است، عشق‌های تند و تیز نوجوانی و فراغ‌های پرسوز و گدازش، رمان‌ها حکایت از جدی شدن نم نم جهان دارد و فلسفه و جامعه شناسی و... هم دوران های ماضی را برایت حلاجی می‌کند و می‌گوید نسل تو و آیندگانش کجا ایستاده.

کتابفروشی‌ها جایی برای عواطف شخصی و حالات فردی است، علقه و انسی که نسبت به کتاب ایجاد می‌شود، بیشتر روحی است.

بحث جاماندن بخش بزرگی از ما در تجربه کتاب‌هایی است که در کتابفروشی جمع است. این مکان غریب فشرده جهان است، فشرده همه آنچه بشر بوده، هست و احتمالا خواهد شد. خوب که بنگری از جهان مادی و معنوی هیچ چیز بیرون از کتابفروشی نمانده است.

همیشه به تصورات رمانتیک و خیال‌بافی‌هایمان مربوط می‌شده. کتابفروش بودن تصوری از زیبا زندگی کردن است. در جوانی چه می‌خواهیم جز یک زندگی زیبا، با فضایی فانتزی و شاعرانه. اغلب در نوجوانی و شروع واقعی کتابخوانی است که کتابفروشی خود را چون شغلی ایده آل نشان می دهد. شغلی شیک، ساده، قابل احترام و بی دردسر، با بحث‌ها و گپ‌های گاه پرمدعا و توخالی یا پرمغز و مفید درباره ادبیات، روان شناسی، فلسفه، هنر، سیاست و ...

این تصور آن قدر خیالی و فرامادی است ـ به عکس واقعیت داشتن یک شغل که در درجه اول و به طور طبیعی مرتبط با امور مادی است ـ که وقتی به دلال‌های کتاب و ناشران عصبانی و فروشندگان ورشکسته نگاه می‌کنیم، متعجب می‌شویم. بنابراین در واقعیت کتابفروشی ظاهری دارد و باطنی، در باطن کسب و کاری است مثل همه کسب و کارها، بازاری است مثل بازار بزرگ تهران، با ادبیاتی نزدیک به همان ادبیات و آدم‌هایی مشابه همان آدم‌ها، اما این کار ظاهری هم دارد، ظاهری آرام، مغازه‌های نقلی خیابان‌های فرعی و شهر کتاب‌های لوکس و شیک.

مردانی با سبیل روغن زده و کشیده سپید ـ مشکی و بنددوشی و پیراهن‌های راه راه یا خانوم‌هایی با قدبلند، جدیت و دقتی مثال زدنی، این ظاهر می‌تواند به مشتری آرامش بدهد و او را مجذوب دنیای خیال کند، از تاریخ بگذرد به باغ‌های خیالی ایرانی پا بگذارد، به خیابان‌های کثیف اروپای قرون وسطی برود و از محله‌های بکر و هنوز دست نخورده شهرهای مدرن سر درآورد. پس کتابفروشی ترکیبی متناقض از باطنی بازاری و آغشته به کاسبی و ظاهری لوکس است، اما چنین ترکیب متناقضی چگونه همچنان حیات دارد و جلو می‌رود.

کتابفروشی برای فروش این فانتزی خیال‌انگیز، برای داشتن چراغی روشن با بوی پیپ و فروشندگانی دوست داشتنی، به آن کسب و بازار شلوغ و غریب با کتاب نیاز دارد، اگر بازار، اگر آن باطن دلسردکننده، پرپول و گرم باشد، آن ظاهر دلچسب و لوکس که وصفش رفت، ساخته می‌شود.

در غیر این صورت این مغازه ویرانه بدبویی بیش نخواهد بود. مثل خانه‌ای که برای زیبا چیده شدن، دلپذیر بودن و راحت بودن، برای مناسب ضیافت شدن، به میزان معلومی پول نیاز دارد. خوب یا بد در جهان ما زیباسازی، سلیقه می‌خواهد و ابزار اجرا، برای تهیه ابزار اجرای سلیقه هم دست کم باید درصدی بالاتر از متوسط پول داشت.

۲ ـ با وجود ابهامی که در آمارهای سرانه مطالعه و میزان اقبال مردم به تهیه کتاب وجود دارد، نمی‌توان حرف قابل استنادی در این زمینه زد، تنها می‌توان گفت اوضاع بر وفق مراد نیست. از سوی دیگر درباره میزان چاپ و شکل و ساز و کار تولید، توزیع و تهیه کتاب هم حرف‌ها متضاد و غیرقابل جمع است. در این مورد هم طبق همیشه آمارهای رسمی حکایت از صفا، امنیت و رونق می‌کند و آمارهای ناشران، کتابفروشان و مولفان و... حکایت از بازاری وخیم و ورشکسته دارد!

با وجود همه این ابهام‌ها و تناقضات، درباره سرانه مطالعه گفته‌ها و شنیده‌ها بیشتر ناراحت کننده است؛ حال گیریم که سر جزئیاتش حرف باشد. با وجود چنین مطالعه پایینی در جامعه، فارغ از حرف‌های دولت و ناشر خصوصی، طبیعی است که بازار کتاب، شکننده و آسیب پذیر باشد.

در این میان یکی از اصلی‌ترین عواملی که می‌تواند به رونق و قدرت بازار کتاب کمک کند، فضای کتابفروشی است. کتابفروشی به عنوان نهایی‌ترین بخش تجارت این کالا که با مردم ارتباط دارد، اصلی‌ترین نقش را در جذب مخاطب بازی می‌کند.

کتابفروشی‌ها بر سر راه مردمان، درون پاساژها و محل رفت و آمد آنها قرار می‌گیرند. جایگاهی هستند که مخاطب را با کتاب آشنا کرده و او را به این کالای ارزان با فواید گرانبها انس می‌دهند؛ به زبان ساده کتابفروشی‌ها با عشوه گری و افسون خود کتاب خریدن را در روح شهروندان جا می اندازند.

از اینجاست که فضا و محیط کتابفروشی ـ یعنی همان تصویر رویایی که پیشتر گفته شد ـ بسیار مهم می‌شود. آن تصویر رویایی نوجوانی و جوانی است که به شرط عینیت یافتن و دیده شدن می‌تواند بازار کتاب را رونق بخشد.

پس آن رونق، آن باطن و بازاری که گفته شد هم وابسته است به ظاهر لوکس، شیک و رویاساز. پس سودایی کردن مشتری شرط معتاد کردنش به کتاب است. لازم به توضیح نیست که اعتیاد به کتاب اعتیاد خوب و بی دردسری است و هیچ جای نگرانی ندارد. پس با خیال راحت معتاد شوید!

۳ ـ با به وجود آمدن رسانه‌های مجازی، رسانه‌های کاغذی روز به روز بیشتر به چالش کشیده می‌شود. دیگر می‌توان از طریق یک وسیله کوچک که به اینترنت وصل می‌شود، خبرهای روز و تحلیل‌های متنوع را خواند، پس روزنامه به چه درد می‌خورد؟ می توان هر کتابی را در گوشی تلفن همراه ذخیره و در هر جایی از آن استفاده کرد، بنابراین چه لزومی دارد کتاب بخریم؟

کتاب خریدن هم گران‌تر است، هم به محیط زیست آسیب بیشتری می‌زند و هم به عنوان باری اضافی ممکن است در حمل و نقل اذیتمان کند.

فارغ از نوستالژی‌های مربوط به کتاب، واقعیت این است که کتاب کاغذی و کتابفروشی یک فرهنگ است، یک سبک زندگی، لذا کتاب چیزی فراتر از نوستالژی است، نوعی سنت است که عده‌ای در درون آن زندگی می‌کنند، پس نمی‌توان با دیجیتال شدن براحتی فاتحه‌اش را خواند. کتاب کاغذی متعلق به سنتی است که در آن کیفیت بر کمیت غلبه دارد، کندی به جای سرعت فضیلت است و اشیاء نه کالایی صرف برای رفع نیاز، بلکه وجودی دارای روح و تبار و زیست خاص خودند.

با وجود قدرت گرفتن کتابخوانی دیجیتال، مراوده با خود کتاب کاغذی فارغ از محتوایش، بخشی از همنشینی و زندگی با کتاب است، لذا کتابخوانی به طور کلی یک سلوک است.

این سلوک مانند انتخاب خانه ویلایی به جای آپارتمان، دیدن فیلم در سینما به جای رایانه شخصی، کشیدن نقاشی با قلم مو به جای برنامه‌های رایانه‌ای و... است، پس کتاب کاغذی امری است متعلق به یک فرهنگ و سبک زندگی که خود به نگاهی خاص به عالم مربوط می‌شود. از اصلی ترین حافظان و مروجان فرهنگ کتاب کاغذی، پس از مصرف کنندگان آن، کتابفروشان هستند.

۴ ـ کتابفروشی‌ها امروز دیگر منحصر به کتاب نیستند. کتابفروشی اکنون فضایی است برای سرگرمی و داشتن ارتباط اجتماعی. این ارتباطات و سرگرمی‌ها هم خاص است و هم عام. مخاطب خاص در دنیا متشکل‌تر است؛ گروه‌های کتابخوانی، علاقه‌مندان به یک نویسنده و... کتابفروشی مخصوص خود را هم دارند. آنها یک کتابفروشی را انتخاب می کنند و از فضای آن لذت می برند.

کتاب بازها، پرسه زنان شهری، فرهنگیان و روشنفکران دیگر گروه‌های خاصی هستند که به کتابفروشی می روند، این نمونه‌های اخیر در ایران هم پررنگ و لعاب شدند.

مخاطب عام را طبقه متوسط که معمولا در پی برآورده کردن نیازهایی فرامادی و یافتن سرگرمی‌هایی با کیفیت بالاتر است، تشکیل می‌دهد.

برای همین در کتابفروشی‌ها علاوه بر لوازم التحریر که چاشنی کلاسیک آنها از گذشته بوده، فیلم، موسیقی، پازل و لوازم سرگرمی مثل بازی‌های مختلف، تزئینات فانتزی و... به فروش می‌رسد، اینها در کنار قهوه و چای احتمالی است که ممکن است در گوشه ای از فروشگاه ارائه شود یا کافه‌ای که به شرط بودن فضا تمهید می‌شود و یک کافه ـ کتاب به عنوان یک مجموعه واحد به مخاطب ارائه می‌شود. تمام این جزئیات وابسته به اندازه، جغرافیا و موقعیت و هویت کتابفروشی است.

این هویت و شاکله، گونه کتاب‌ها و کمیتشان را هم تعیین می‌کند، اما بدیهی است که تمام فضاسازی و حواشی در ظاهر بی اهمیت در ساخته شدن یک کتابفروشی و اقبال عمومی به آن موثر است.

البته برای علاقه مندان کلاسیک کتاب و آنها که برای کتاب خواندن نیازی به این تزئینات و گول خوردن ندارند، همچنان کتابفروشی‌های قدیمی بهترین است. همچنان آنها دوست دارند به کتابفروشی‌های راسته انقلاب بروند و دنبال کتاب مورد نیازشان در آنجا بگردند، اما واقعیت این است که از یک سو با رشد شهر کتاب‌ها، حتی کتابفروشی‌های لوکسی که از شهر کتاب گرته برداری کرده‌اند و از سوی دیگر تغییر مخاطبان و فرهنگ و تفکر آنها نسبت به کالای فرهنگی دیگر کتابفروشی‌های خالص رو به افول و نحیف شدن هر روزه‌اند.

کتاب دارد تبدیل به بخشی از فرهنگ عامه می شود و عمومی‌تر از آن می شود که در دهه‌های گذشته بوده است.

با این تغییرات می‌توان امیدوار بود که سرانه مطالعه و علاقه به کتاب هم ـ که به طور بالقوه می‌تواند در هر کسی باشد ـ افزایش یابد.

جذابیت کتابفروشی‌ها یعنی رونق آنها و رونق ناشر، مولف، مترجم و... در نهایت فرهنگ غنی تر مردم.



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: با خیال راحت معتاد شوید , , , ,
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : پایبند
تاریخ : جمعه 25 مرداد 1392
گفتم که...

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌کنم …

گفتی: فانی قریب

*من که نزدیکم (بقره/۱۸۶)*

گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم… کاش می‌شد به تو نزدیک شوم …

گفتی: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال

*هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/۲۰۵)*

گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!

گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لکم

*دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) *

گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشی …

گفتی: و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه

*پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه کنید (هود/۹۰) *

گفتم: با این همه گناه… چکار می‌توانم بکنم؟

گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده

*مگر نمی‌دانید خداوند است که توبه را از بندگانش قبول می‌کند؟! (توبه/۱۰۴)*

گفتم: دیگه روی توبه ندارم …

گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب

*(ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/۲-۳ ) *

گفتم: با این همه گناه، برای کدوم گناهم توبه کنم؟

گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا

*خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/۵۳) *

گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟

گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله

*به جز خدا کیه که گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) *

گفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم می‌آورم! آتیشم می‌زنه؛ ذوبم می‌کنه؛ عاشق می‌شم! … توبه می‌کنم

گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین

*خدا هم توبه‌کننده‌ها و هم آن‌هایی را که پاک هستند، دوست دارد (بقره/۲۲۲) *

ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک

گفتی: الیس الله بکاف عبده

*خدا برای بنده‌اش کافی نیست؟ (زمر/۳۶)*

گفتم: در برابر این همه مهربانیت چکار می‌توانم بکنم؟

گفتی: یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما

* ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد کنید و هر صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خود و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستند تا شما را از تاریکی‌ها به سوی روشنایی هدایت کنند

خدا نسبت به مؤمنین مهربان است (احزاب/۴۱-۴۳)*



:: موضوعات مرتبط: , ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : جمعه 25 مرداد 1392
از ساخت بنای نظامی با ملاقه تا پرتاب تانک 65تنی
دانیل هیلمر در کتاب خود با عنوان "این یک مبارزه با شورش نیست، داستان هشدار آمیز برای نظامیان آمریکایی" صفحه 119 و 120 می‌نویسد که چندی بعد از جنگ 33 روزه یکی از ناظران سازمان ملل متحد هنگامی که پیچیدگی و استحکام یکی از شبکه‌های تونلی حزب الله لبنان در عمق 200 متری از مرزهای فلسطین اشغالی را مشاهده کرد، ‌از این اقدام شگفت‌زده شد.

- جنگ 33 روزه در لبنان از نظر بسیاری از کارشناسان و تحلیگران مسایل نظامی معجراتی از قدرت حزب‌الله لبنان را به همراه داشت که در نوشته‌ها ومقاله‌های بسیاری از این افراد به چشم می‌خورد، روزنامه الاخبار لبنان در همین راستا اقدام به جمع آوری نوشته‌های تعدادی از این کارشناسان درباره واقعیت‌هایی از جنگ 33 روزه کرده است که تاکنون از دید دوست و دشمن مخفی مانده بود.

این مقاله تاکید می‌کند که کارشناسان نظامی آمریکایی از مقاومت و تاکتیک‌های آنها شگفت زده شده‌اند.


ساختمان عجیب حزب‌الله بیخ گوش صهیونیست‌ها

دانیل هیلمر در کتاب خود با عنوان "این یک مبارزه با شورش نیست، داستان هشدار آمیز برای نظامیان آمریکایی" صفحه 119 و 120 می‌نویسد که چندی بعد از جنگ 33 روزه یکی از ناظران سازمان ملل متحد هنگامی که پیچیدگی و استحکام یکی از شبکه‌های تونلی حزب الله لبنان در عمق دویست مرزی از مرزهای فلسطین اشغالی را مشاهده کرد، ‌از این اقدام شگفت‌زده شد. این مرکز در محلی ساخته شده بود که تحت نظارت شدید و دقیق دستگاه‌های جاسوسی پیشرفته ترین دستگاه های جاسوسی جهان قرار داشت و تنها در فاصله چند کیلومتری از مقر نیروهای بین‌المللی یونیفل در منطقه الناقوره لبنان واقع شده بود.



این شبکه پیچیده که به اندازه یک استادیوم فوتبال است، بنا بر توصیف این مقام سازمان ملل به شدت مستحکم است و با یک متر بتون آرمه حفاظت می‌شود، جالب اینجاست که چنین حجم وسیعی از تاسیسات در زیر نظر و نظارت مستقیم اسرائیل ساخته شده بود و صهیونیست‌ها از وجود آن بی‌اطلاع بودند.

این مقام سازمان ملل در حالی که از تاسیس این مرکز شوکه شده، می‌گوید: به نظر می‌رسد حزب الله لبنان این حجم سیمان را با ملاقه به اینجا آورده که از دید اسرائیلی‌ها پنهان مانده است. این موضوع نشان می داد که اسرائیل گذشته از میزان توجه به پیچیدگی بالای این تاسیسات این موضوع را در مخیله خود نیز راه نمی‌داد که چنین شبکه‌ای در مرزهای آن‌ها با این سطح مخفیکاری در زیر بینی آنها تاسیس شده و مستحکم سازی و استتار آن نیز به این صورت انجام شود، به این ترتیب می توان گفت، این مرکز نیز یکی از غافلگیری‌های جنگ 33 روزه بود که مملو از غافلگیر برای اسرائیلی‌ها بود.

جالب اینجا بود که اسرائیلی‌ها حتی در طول جنگ نیز موفق به تخریب این مرکز نشدند و حتی موفق نشدند عناصر مقاومت را از آنجا تخلیه کنند.

م. ماتیو تحلیلگر نظامی آمریکایی در کتاب "وقتی غافلگیر شدیم" صفحه 19، ساخت این مرکز را اعجوبه مهندسی خوانده و می‌افزاید که با وجود اینکه تاسیس این شبکه پیشرفته به خودی خود یک نبوغ ذاتی از سوی حزب الله به شمار می‌رفت، اما حزب‌الله در همین منطقه انبارهای متعدد سلاح و مهمات تاسیس کرده بود که تعداد بسیاری زیادی موشک‌های میان برد و کوتاه برد را در آن جا داده بودند، موشک‌های ضد زره نیز در این انبارها موجود بود و این انبارها تا آخرین روز جنگ 33 روزه به شلیک‌ها و پرتاب‌های خود ادامه دادند و شبکه‌هایی که حزب الله تنها از سال 2000 تا 2006 برای حمله و تجاوز احتمالی اسرائیلی‌ها در این منطقه ترتیب داده بود، شامل شبکه‌های تونل و انبارهای مهمات و مراکز آموزش مبارزان و سیستم فرماندهی و تسلط میدانی بر مبارزات و تجهیزات ارتباطاتی و یگان راداری بود. اسرائیل در جنگ 33 روزه به علت همین تجهیزات بود که شکست خورد.


مختصات یگان‌های موشکی حزب‌الله لبنان

همین نویسنده در صفحه 17 کتاب خود می‌نویسد در مورد موشک‌ها حزب‌الله لبنان در راستای مقابله نظامی راهبردی با اسرائیل یگان‌هایی را برای قرار دادن رژیم صهیونیستی زیر باران موشک‌های خود به صورت دائمی طراحی کرده است. در جنوب رود لیتانی این حزب یگان موشکی خود را با مقادیر زیادی از موشک‌های کاتیوشا 122 میلیمتری در بخش‌های وسیعی پراکنده کرده است تا مانع از برتری هوایی و آتشی ارتش اسرائیل در جنگ شود.

سامانه استفاده شده در این مراکز ساده و در عین حال دقیق و تاثیرگذار است؛ با فعالیت این سامانه ها و عمل کردن سه گروه می‌توان تنها در 28 ثانیه به سوی سرزمین‌های اشغالی شلیک کرد، به این صورت که به محض اعلام گروه رصد مبنی بر خالی شدن منطقه از هواپیماهای اسرائیلی یک گروه کوچک به سرعت سکوها را نصب کرده و عقب می‌کشند، گروه دوم موشک‌ها را به سمت سکوها هدایت می‌کند و گروه سوم نیز در نهایت بعد از عقب‌نشینی گروه دوم از راه رسیده و موشک‌ها را آماده پرتاب می کند، شلیک این موشک ها نیز با دستگاه کنترل از راه دور یا زمان سنج است، به این ترتیب تنها 28 ثانیه طول می کشد که موشک‌ها آماده شلیک به سمت سرزمین‌های اشغالی شوند.



یگان موشکی دوم نیز در جنوب و شمال لیتانی مستقر است و موشک‌های میان برد از جمله فجر و موشک‌های اصلاح شده کاتیوشا را در اختیار دارد، اما حزب‌الله برای اینکه فعالیت‌های موشکی خود را منحصر به این مناطق نکند موشک های دوربردی را نیز با استفاده از سکوهای متحرک سوار شده بر کامیون نظیر زلزال و موشک‌های 610 میلیمتری و سامانه های دیگر ترتیب داده است. (منبع سابق)


30 ثانیه؛ راز برتری حزب‌الله در جنگ لبنان

حزب‌الله لبنان همچنین سامانه منحصر به فردی برای پرتاب موشک‌های خود طراحی کرده که تبعات کشنده‌ای بر روحیه اسرائیلی‌ها به جای گذاشته بود، آلستر کروک و مارک پری تحلیلگران آمریکایی در سلسله مقالاتی در مورد جنگ تموز (33 روزه) می نویسند که فرماندهان و مبارزان حزب‌الله لبنان به خوبی می‌دانند که اسرائیلی‌ها از لحظه شلیک موشک‌ها تا کشف و هدف قرار دادن مکان شلیک و ارسال نیروهای هوایی برای تخریب این منطقه به 90 ثانیه زمان نیاز دارند؛ به همین علت با تمرین‌های گسترده و جدی موفق شده‌اند تا تمام روند شلیک موشک و اختفا را در کمتر از 60 ثانیه انجام دهند.



امیر کولیک در مجله ارزیابیهای استراتژیک وابسته به آکادمی امنیت داخلی اسرائیل جلد 9 شماره 3 در مقاله‌ای با عنوان "حزب الله در مقابله با اسرائیل" می نویسد که ایده نظامی اسرائیلی ها نیز که از طریق توسعه و استفاده گسترده نیروهای هوایی و ایجاد آتش در سرزمین دشمن از سوی آمریکایی‌ها در جنگ خلیح استفاده می شد، در این جنگ شکست خورد. این فرضیه مبتنی بر استفاده از برتری تکنولوژیکی برای کاستن از تلفات انسانی از طریق وارد نشدن در درگیری‌های مستقیم و متمرکز شدن بر قدرت آتش هوایی گسترده بود، از آنجائیکه عربها قدرت ضد هوایی قوی نیز در اختیار ندارند، این موضوع می‌توانست تاثیرات مطلوبی برای اسرائیل داشته باشد؛ اما دشمن
اسرائیلی که پیش از برای اولین بار این ایده را در درگیری های سال 1993 آزموده بود، در درک میزان آمادگی حزب‌الله برای مقابله با این روند و به شکست کشاندن این توطئه ها و کنترل احساسات عمومی ناشی از تاثیرات این حملات هوایی ناتوان مانده بود، از سوی دیگر حزب الله نیز موشک هایی داشت که رژیم صهیونیستی را در معرض آتش خود قرار داد.


جنگ لبنان حمله به ایران را متوقف کرد

شکست نیروی هوایی پیشرفته اسرائیلی‌ها در ژولای سال 2006 نگرانی هایی را در پنتاگون نیز ایجاد کرد، کروک و پری به نقل از یک مقام نظامی برجسته آمریکایی به این مطلب اشاره کردند. پنتاگون حتی پیش از آن زمان به دنبال این بود تا شاید دستوری از کاخ سفید مبنی بر حمله به تاسیسات هسته‌ای ایران را صادر کند این موضوع در بخش دوم کتاب "چگونه حزب الله اسرائیل را شکست داد"، قید شده است. اما جنگ لبنان باعث شد تا آنها در دیدگاه‌ها و طرح های خود تجدید نظر کنند. فیلیپ گوردون تحلیلگر ارشد آکادمی بروکینگر که از حامیان رژیم صهیونیستی است، در مطلبی در واشنگتن پست در آن زمان نوشت که نیروی هوایی به تنهایی نمی‌تواند اهداف جنگ را محقق کند،‌ وی تمام تلاش‌های نظامی اسرائیل از آغاز جنگ را زیر سوال برد، این موضوع در گزارش دیگری که از سوی آکادمی واشنگتن از حامیان سرسخت اسرائیلی‌ها در آمریکا منتشر شد، نیز قید شده بود.


اولین قربانی جنگ لبنان راهبرد جنگی آمریکا بود

این مقاله در ادامه به تبعات این جنگ بر دیدگاه‌های نظامی آمریکایی‌ها و جنجال آن در محافل نظامی این کشور اشاره کرده و می‌نویسد که این جنگ با اینکه در لبنان روی داد، اما تبعات نظامی آن جهانی بود، اولین قربانی این جنگ راهبرد نظامی جدید آمریکا بود که بعد از حوادث 11 سپتامبر آن را در پیش گرفته بود و تنها 4 سال از عمر آن می گذشت.

این تبعات به حدی بزرگ بود که تحلیلگران نظامی در تمام جهان را دچار تردید کرد؛ مدیر آکادمی بررسی‌های جنگ‌ها وابسته به ارتش آمریکا با وجود جانبداری مطلق از رژیم صهیونیستی در گزارش خود با نام سلسله جنگ‌های طولانی تاکید می کند: نتیجه این جنگ در بهترین ارزیابی‌ها بحرانی برای اسرائیل بود که تحلیلگران نظامی در تمام جهان را دچار تردید کرد، ارتش اسرائیل که از مدت‌های طولانی به عنوان حرفه‌ای‌ترین و قوی‌ترین ارتش در خاورمیانه به شمار می‌رفت و تاریخچه ای از پیروزی‌های درخشان در کارنامه خود داشت؛ هیبت خود را از دست داد و چهره‌اش به شدت مخدوش شد.




تونل‌های ایزایی حزب‌الله و فریب صهیونیست‌ها

البته هنوز پازل هماهنگی‌های حزب‌الله کامل نشده است و این معجزه مهندسی تنها با اقدامات یگان های موشکی و هماهنگی‌های آنها با یگان‌های مبارز و نیروهای زمینی کامل می‌شود؛ شبکه‌ای پیچیده و گسترده از تونل ها و یگان‌های موشک‌های ضد زره و یگان‌های محافظت از انبارهای مهمات و انبارهای موشک‌ها با سلاح‌های متنوع و پیشرفته و مهندسی نادر و بی نظیر توزیع مین‌های زمینی در جنوب لبنان فعال است. کافی است این نکته را بدانیم که حزب الله تنها به ساخت شبکه‌ای پیشرفته از تونل‌های محکم و با استتار بالا اقدام نکرده که برخی از آن‌ها حتی سیستم تهویه هوا هم دارند و برخی دیگر در زمین‌های صخره‌ای تا عمق 40 متری زیرزمین هستند، بلکه این حزب علاوه بر اینها شبکه‌های موازی از تونل ها را نیز طراحی کرده تا دشمن صهیونیستی و دستگاه های جاسوسی آن را فریب داده و این همان چیزی بود که
اسرائیل با موشک باران آن تونل‌ها در جنگ 33 روزه فریب خورد و مدعی شد که در جنگ پیروز شده و توانسته مانع از شلیک موشک‌های حزب‌الله لبنان به اسرائیل شود. اما شکست اسرائیل در روز 28 ژولای خود را نشان داده و خلاف و دروغ بودن وعده‌های موساد در مورد این پیروزی، خود را نشان داد.

کروک وپری در این مورد می گویند در این زمان بود که شکاف‌های اولیه در محافل اطلاعاتی اسرائیل خود را نشان داد، در همان روز حزب‌الله پرتاب موشک های خیبر 1 را آغاز کرد و با تعمیق تردیدها در محافل جاسوسی اسرائیل‌، آنها را در جدال مستمر قرار داد.

آلستر کروک و مارک پری در بخش اول کتاب چگونه حزب الله اسرائیل را شکست داد، نوشتند: نزدیک به 600 تونل برای انبار کردن مهمات و تجهیزات در مراکز استراتژیک جنوب رود لیتانی تاسیس شده بود، بنا به دلایل امنیتی هیچ فرماندهی از تمامی این پناهگاه‌ها اطلاع نداشت و هر یگان مبارزاتی تنها سه تونل برای خود داشت که یکی انبار اصلی مهمات و دو تونل دیگر نیز انبارهای ذخیره بود، همچنین نقطه‌های تجمع اساسی و جایگزینی نیز برای یگان‌های مبارزاتی مختلف تهیه شده بود که برای تجهیز و مبارزه در جبهه‌های مختلف بود، پروتکل های امنیتی برای ساماندهی و تجمع نیروهای یگان‌ها با جدیت و قاطعیت در تمام طول جنگ مراقبت می‌شد و هیچ عضوی از حزب‌الله به صورت کامل از ساختار تمام تونل‌های موجود درمنطقه اطلاعی نداشت. به این ترتیب بود که حتی در کشتار قانا نیز تسلط فرماندهی حزب‌الله و ارتباط فرماندهی و عناصر مبارزاتی حزب در جبهه‌های مختلف از هم نپاشید.

م. ماتیو در صفحه 54 از کتاب خود می‌نویسد: سید حسن نصرالله دبیرکل حزب‌الله لبنان در سالروز شهادت سید عباس موسوی در سال 2003 وعده داد که اگر اسرائیلی‌ها بخواهند بار دیگر به لبنان حمله کنند، ‌عناصر مقاومت آنها را در زیر خاک دفن خواهند کرد؛ تنها سه سال بعد زمان آزمایش ای وعده بود و سید مقاومت به وعده خود عمل کرد.




محاصره ستون تانک‌های اسرائیل به دست حزب‌الله

در 12 آگوست 2006 یگان ناحل با هلی برن در اطراف منطقه فرون والغندوریه به فرماندهی نظامی صهیونیست ها اعلام کردند که منطقه کاملا امن است، به همین علت 24 تانک از گردان 401 عبور از منطقه وادی الحجیر را آغاز کردند، اما این ستون مقداری پیش نیامده بود که تانک‌های جلویی متوجه شدند در مقابل راه آنها یک ساختمان خرابه وجود دارد،‌هنگامی که آنها به دنبال مسیر جایگزین بودند؛ یک بمب بزرگ در پشت ستون منفجر شد و مسیر پشتی آنها نیز بسته شد و تانک‌های مرکاوا در این مسیر محاصره شدند. دقیقا در این لحظه یک موشک کورنیت که با لیرز هدف‌یابی می کرد به سوی تانک فرمانده ستون شلیک شد و فرمانده عملیات با تمام کادر تانک از بین رفتند، تنها چند
ثانیه بعد سیل موشک‌های حزب الله لبنان تانک های محاصره شده در این منطقه را هدف قرار داد.

در این زمان بود که عناصر ارتشی که خود را قوی‌ترین ارتش در منطقه می‌دانست، عاجز شده و هیچ کاری از دستشان بر نمی‌آمد مگر اینکه دعا کنند زنده بمانند. این را یکی از سربازان نجات یافته از یکی از تانک‌ها در اظهاراتش می‌گوید. وی می‌افزاید: هنگامی که اولین تانک هدف قرار گرفت، ما متوجه شدیم که کابوس آغاز شده است، خطر از جانب موشک اول نبود، بلکه موشک‌های بعدی در راه بودند، جهنمی در منطقه ایجاد شد، اصلا نمی توانستیم حدس بزنیم که کی نوبت ما خواهد شد و موشک به تانک ما اصابت خواهد کرد. (همان منبع صفحه 54)

سرباز دیگری از یگان پیاده ناحل که برای کمک به ستون تانک‌های اسرائیل به منطقه رفته بود، می گوید: ما فکر کردیم منطقه پاکسازی شده، اما مبارزان حزب الله به ناگاه از خانه ها و پناهگاه ها در آمدند و به سمت ما شلیک کردند، ما مانند سیبل‌های میدان تیر شده بودیم.

تنها 4 روز بعد یعنی در 16 آگوست نافا زورئیل و ایتان گلیکمن جزئیات این حادثه را بنا بر مصاحبه با نظامیان اسرائیلی در روزنامه یدیعوت آحارونوت منتشر کردند و بعد از آن بود که منطقه وادی الحجیر با عنوان اسرائیلی وادی السلوقی را وادی الموت نامیدند.

در پایان این کمین 10 تانک اسرائیلی مرکاوا منهدم شد و 8 نفر از کادر تانک ها و 4 پیاده نظام نیز به هلاکت رسیدند، تعداد زخمی ها نیز هرگز مشخص نشد، البته این آمار بر اساس آمار رسمی اعلام شده از سوی اسرائیل بود. حزب‌الله لبنان تا پایان جنگ 40 تانک مرکاوا یعنی یک دهم از کل تانک‌های مشارکت کننده در این جنگ را نابود کرده و سی نفر از کادر مستقر در تانک‌ها را نیز به هلاکت رساند، یک تحلیلگر آمریکایی گفت که اگر این نکته را مورد توجه قرار دهیم که حزب الله از بالگرد و خودروی های زرهی استفاده نمی‌کند، این آمار شگفت‌آور است و نشان دهنده ابتکار و هوش بالای عناصر مقاومت است.



این در حالی است که الاخبار تاکید می کند که مسلمانان هیچ دلیلی برای باور کردن آمارهای اعلام شده از سوی اسرائیل ندارند؛ چرا که برخی ارزیابی های عربی تعداد واقعی تانک‌ها و خودروهای زرهی منهدم شده اسرائیلی را بالغ بر 100 عدد می‌دانند.

به این ترتیب بعد از 33 روز گردان 162 اسرائیل به رهبری گای تسور با وجود تمام تلاش‌ها موفق نشد از الغندوریه فراتر برود و تسور بعد از عقب نشینی ذلیلانه گردان گفت که حزب‌الله بهترین سازمان جنگ‌های چریکی در دنیا است. (دانیل هلمر صفحه 124)


پرتاب تانک 65 تنی به هوا

این مقاله در ادامه به انهدام اولین تانک مرکاوا اندکی بعد از اسارت دو نظامی صهیونیست به دست حزب‌الله لبنان اشاره کرده و نوشت: تصور کنید که پیشرفته‌ترین تانک دنیا با وزن 65 تن از فولاد، نیکل و سرامیک چطور در اثر انفجار صدها کیلوگرم مواد منفجره قوی به هوا پرتاب می‌شود و تا اندازه قد دو انسان بالا می رود و به صورت یک قطعه آهن آتش گرفته به زمین می‌افتد.

دانیل هلمر در صفحه 117 کتاب خود این حادثه را به این صورت بیان می کند: بعد از عملیات در نوع خود بی نظیر اسارت نظامیان اسرائیلی که به کشته شدن 8 نظامی و زخمی شدن دو تن دیگر و اسارت دو نظامی اسرائیلی منتهی شد، نیروهای واکنش سریع اسرائیل با فرماندهی یک تانک مرکاوا بلافاصله وارد عمل شدند، عناصر حزب الله که شایستگی بالای خود را در طول جنگ ثابت کرده بودند، کمینی را در مسیر نیروهای واکنش سریع قرار دادند که این نیروها در آن گرفتار شده و اولین تانک مرکاوای اسرائیل در آن منهدم شده و 4 نفر از
خدمه تانک نیز بلافاصله به هلاکت رسیدند، یکی از پیاده نظام اسرئیلی نیز به دست تک تیراندازهای حزب الله به هلاکت رسید تا تعداد کشته ها علاوه بر دو نظامی به اسارت رفته به هشت نفر برسد. تانک مرکاوا نیز که پیشرفته‌ترین تانک در جهان به شمار می‌رود، در این انفجار بیش از 10 پا به هوا بلند شد. به نظر می‌رسد حزب الله با این اقدام تنها به دنبال انهدام مرکاوا نبود، بلکه می خواست نمایشی شگفت آور و منحصر به فرد از نبوغ عناصر مقاومت را ایجاد کرد که روحیه نظامیان بازمانده اسرائیلی را نیز تحت تاثیر قرار دهد.


اعتراف دشمنان به پیروزی قاطع حزب الله

اولین بررسی که در مورد جنگ 33 روزه انجام و منتشر شد، تحقیقات آنتونی کوردزمن بود که در روز 17 آگوست 2006 و تنها چند روز بعد از جنگ از مرکز مطالعات راهبردی بین المللی در آمریکا انتشار پیدا کرد. این گزارش از جنجالی‌ترین گزارش‌هایی بود که در مورد جنگ 33 روزه منتشر شده بود؛ گزارش با وجود جانبداری مطلق و آشکار از رژیم صهیونیستی در بررسی مفصلی نتیجه‌گیری کرد که هیچ یک از اهداف پنج گانه اسرائیل از حمله به لبنان محقق نشده است. (آنتونی کوردزمن، نتایج مقدماتی، صفحه 3 تا 9).دو ماه بعد نشریه آسیا تایمز مجموعه ای شامل سه گزارش از 12 تا 14 اکتبر 2006 منتشر کرد که نام آن "چگونه حزب الله اسرائیل را شکست داد" بود. آلستر کروک
کارشناسی که سابقا مشاور عالی خاویر سولانا مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا بوده و مارک پری که مشاور سیاسی کاخ سفید بوده و چندین کتاب در مورد تاریخ آمریکا نگاشته است، در بخش اول این گزارش بعد از تمرکز بر روی گزارش کوردزمن آن را مورد نقد قرار داده و تاکید می کنند که که علاوه بر شکست اسرائیل در این اهداف، حزب الله لبنان پیروزی کامل و قاطعی را در جنگ با اسرائیل به دست آورد. (بخش اول، پیروزی در جنگ اطلاعاتی) آنها تاکید می‌کنند که این پیروزی شکست سیاسی مصیبت باری برای آمریکا به شمار می‌رود که از اسرائیل در این جنگ حمایت کرد و به این ترتیب ضربه سختی به جایگاه آمریکا در منطقه وارد شد. ( بخش دوم، پیروزی در نبردهای زمینی)


وقتی که ژنرال اسرائیلی جیغ زد

در 30 مارس سال 2007 روزنامه صهیونیستی پرتیراژ یدیعوت آحارونوت با انتشار گزارشی با این عنوان که "فرماندهان امنیتی اسرائیل به اولمرت اعلام کردند که جنگ لبنان یک فاجعه بود" از دیدار محرمانه اولمرت با مائیر داگان رئیس وقت موساد و یوال دسکین مسئول وقت شاباک پرده برداشته که بلافاصله بعد از این جنگ انجام شد.

بر اساس کتاب نوشته شده از سوی عوفر شیلح و یوآف لیمور دو خبرنگار اسرائیلی با عنوان "اسرا در لبنان"، فرماندهان اطلاعاتی اسرائیلی در این دیدار از بحرانی ملی برای اسرائیل و مشکلی بزرگ و راهبردی در مسیر این رژیم پرده برداشته و خواستار تشکیل کمیته تحقیق و برکناری دان حالوتس رئیس ستاد ارتش اسرائیل شدند.

عوزی محنایمی در کتاب خود با عنوان "تحقیر یگان ویژه اسرائیل و شکست روحیه ارتش اسرائیل" نوشت که حالوتس نیز که سعی داشت اثبات کند که اسرائیل سست‌تر از تار عنکبوت نیست، در زمان سقوط بالگرد سی اچ 53 اسرائیل کشته شدن تمام کادر پروازی آن کاملا عنان از کف داد و در اتاق عملیات با خشم فریاد زد. چرا که می دانست شخصیت و حرفه خود را باخته است. این داستان را م. ماتیو در صفحه 56 کتاب خود و دیگران نیز نقل کرده‌اند.




حزب‌الله از بخشی از توان خود در جنگ لبنان استفاده کرد

حالوتص در این جنگ صحنه‌های عجز نظامیان اسرائیلی در وادی الحجیر و پرتاب تانک مرکاوا به آسمان و زمین‌گیر شدن یگان نخبه گولانی در بنت جبیل و ... را می‌دید، بنا به نوشته کتاب حزب‌الله چگونه اسرائیل را شکست داد، او می دانست که حزب الله در طول این جنگ تنها با 3 هزار مبارز خود وارد عمل شد و مقامات ارشد این حزب بر خلاف اسرائیل در تمام این 33 روز احساس نکردند که نیروهای خود را تقویت کرده یا یگان‌های ذخیره را به میدان نبرد بفرستند.

شاید به این ترتیب زمان آن فرا رسیده که عرب‌ها اعتراف کنند که مهم‌ترین کلامی که این روزها در منطقه مطرح می‌شود، سخن سید حسن نصرالله است که در پیام پیروزی خود بر بزرگترین قدرت منطقه و از بین بردن جدیدترین نظریه های نظامی در منطقه کوچک بنت جبیل در 26 می سال 2006 گفت: این اسرائیلی که قوی‌ترین سلاح‌های هسته‌ای و قوی‌ترین نیروی هوایی را در منطقه دارد، به خدا سوگند از خانه عنکبوت سست‌تر است. وی خطاب به ملت فلسطین تاکید می کند: ای ملتِ ما در فلسطین؛ بدانید که سرنوشت شما در دست خودتان است، گزینه ها در نزد خودتان و در مقابل چشمان شما است


:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: از ساخت بنای نظامی با ملاقه تا پرتاب تانک 65تنی ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : جمعه 25 مرداد 1392
معرفی رشته علوم قضایی

علوم قضایی

در فرهنگ پربار اسلامی و از جمله در قرآن مجید بر لزوم حکم بر اساس ما انزل ا... به کرات تاکید شده است رعایت این دستور که در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز مورد اشاره قرار گرفته است ایجاب می کند که کسانی که تصدی امر قضا را در محاکم کشور بر عهده می گیرند ضمن آشنایی با آخرین تحولاتی که در عالم علم حقوق رخ می دهد، تسلط کافی بر منابع فقه اسلامی داشته باشند، به طوری که مستقیماً بتوانند با مراجعه به کتب فقهی مرجع احکام مربوطه را استخراج نمایند.
برنامه درسی دوره کارشناسی رشته علوم قضائی
دانشکده علوم فضائی و خدمات اداری در جهت دسترسی به این هدف مهم تنظیم شده و در آن تلاش شده است که در عین رعایت دروس عمومی و دروس تخصصی مصوب رشته حقوق به طور کامل، با افزودن تعدادی واحد فقهی در برنامه درسی و تعدادی واحد عربی به عنوان دروس پیش نیاز تسلط نسبی دانش آموختگان دانشکده بر موازین فقهی تأمین گردد.
هدف اولیه از تشکیل دوره کارشناسی علوم فضائی تربیت نیروی کارآمد جهت تصدی مشاغل قضائی در قوه قضائیه جمهوری اسلامی ایران می باشد.
حداقل و حداکثر تحصیل در دوره کارشناسی علوم قضائی مطابق آئین نامه آموزش مصوب شورای عالی برنامه ریزی است، کلیه دروس حداکثر در (8) ترم ارائه می گردد. طول هر ترم 17 هفته است و زمان آموزش هر واحد درس از نوع نظری هفته ای یک ساعت و عملی 2 ساعت است.
تعداد کل واحد های درس دوره کارشناسی رشته علوم قضائی 135 است.
با توجه به هدف اصلی از تشکیل این دانشکده، فارغ التحصیلان آن توانائی های لازم را برای تصدی امر قضا در محاکم جمهوری اسلامی ایران پیدا خواهند کرد، علاوه بر این با توجه به اینکه دانشجویان دانشکده کلیه دروس تخصصی رشته حقوق را همانند دانشجویان دانشکده های حقوق سراسر کشور مطالعه می کنند، برای مشاغل زیر نیز درست مثل دانش آموختگان حقوق توانایی خواهند داشت:
در مسائل تحریر دعاوی که شامل بازپرسی و دادیاری است.
در مسائل تحریر ادله مانند معاینه محل و استماع گواهان محلی و استماع اظهارات متداعیین معذور از حضور در دادگاهها به دلایل مختلف از قبیل مرض و غیره.
در ادارات تسویه ورشکستگی و سرپرستی محجورین فنی و حقوقی.
در ادارات اجرای احکام (مدنی و کیفری)
در ادارات ثبت اسناد و املاک
در دفاتر اسناد رسمی به صورت سردفتر و دفتریار
در وکالت دعاوی خصوصی و دولتی (داخلی و خارجی)
در تنظیم قراردادهای اقتصادی و بازرگانی داخلی و خارجی که تخصص لازم دارد.
مشاوران حقوقی (کارشناسان حقوقی) در وزارتخانه ها و موسسات دیگر دولتی


:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: علوم قضایی , معرفی رشته علوم قضایی ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : پنج شنبه 24 مرداد 1392
علت پیرشدن سید حسن نصرالله

روزنامه السفیر لبنان امروز گفت وگویی کوتاه با سید حسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان را منتشر کرد که اخیرا انجام شده است، در این گفت‌وگوی دوستانه از نصرالله در مورد علت پیر شدن و سفید شدن محاسن و موهایش سوال شده و گفته شده که آیا این موضوع ارتباطی به جنگ 33 روزه دارد یا نه.

بر اساس این گزارش، سید حسن نصرالله در پاسخ به این سوال با خنده پاسخ داد: اوضاع داخلی لبنان ما را پیر کرد، درگیری با اسرائیلی‌ها آسان‌تر از درگیری‌های داخلی است.

وی تصریح کرد که در درگیری با اسرائیل اهداف و گزینه‌ها در میدان جنگ مشخص است، سلاح‌ها و تاکتیک‌ها و نحوه سخنرانی ها نیز مشخص است، اما در درگیری‌های عرصه سیاست داخلی لبنان دیگر بحث سختی‌ها مطرح نیست، بلکه اوضاع مصیبت بار است.

سید حسن نصرالله دبیرکل حزب‌الله لبنان امروز در یک مصاحبه تلویزیونی با شبکه خبری المیادین و غسان بن جدو مدیر این شبکه حاضر خواهد شد. این مصاحبه به مناسبت سالروز پیروزی مقاومت اسلامی در جنگ 33 روزه انجام خواهد شد.

وی عصر جمعه نیز در منطقه بنت حبیل واقع در دو کیلومتری مرز سرزمین‌های اشغالی سخنرانی می کند. این سخنرانی به گونه‌ای انجام می‌شود که نظامیان صهیونیستی که در پناهگاه‌های خود مستقر شده و احتمالا به علت این تجمع، حالت آماده‌باش در نیروهای نظامی اسرائیل ایجاد شده نیز سخنرانی نصرالله را به صورت مستقیم خواهند شنید.

روزنامه النهار لبنان نیز نوشت که سخنرانی نصرالله در این مراسم درباره ابعاد درگیری‌های مستمر با دشمن صهیونیستی و نقش مقاومت در تحولات منطقه خواهد بود، وی در این سخنرانی از نقش مردم جنوب لبنان و بویژه عیتا الشعب در مقاومت 33 روزه قدردانی کرده و پیام آمادگی کامل حزب‌الله برای مقابله با هر تجاوز احتمالی را مستقیما به گوش صهیونیست‌ها خواهد رساند.



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: علت پیرشدن سید حسن نصرالله ,
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : پایبند
تاریخ : چهار شنبه 23 مرداد 1392
جانشين "عبدالمالک ريگي" کيست؟
اما سازمان هاي امنيتي و جاسوسي جهان مانند CIA، موساد و غيره دست از ايران برنداشته و توطئه اي جديد براي جمهوري اسلامي ايران طراحي کردند.
"عبدالمالک ريگي" رهبر اعدام شده گروهک تروريستي "جند الشيطان" در چند سال اخير با ترورها و عمليات هاي تروريستي که در خاک جمهوري اسلامي ايران انجام داد، شهرتي براي خود کسب کرد.

او بعد از بازداشت توسط سربازان گمنام امام زمان عجل الله فرجه الشريف، به اقدامات تروريستي خود و همچنين ارتباطاتش با سازمان هاي امنيتي و جاسوسي جهان مانند سازمان جاسوسي آمريکا (CIA)، سازمان جاسوسي اسرائيل (موساد) و غيره اعتراف کرد.

وي با همه ارتباطاتي که داشت و دوره هاي آموزشي مختلفي که در نقاط مختلف جهان ديده بود، اما در نهايت بازداشت، محاکمه و به مجازاتش يعني اعدام رسيد.

"عبدالمالک ريگي" رفت و با رفتنش گروهک تروريستي "جند الشيطان" قدرتش از بين رفت به گونه اي که ديگر اثري از آن نيست و مي توان گفت که "جند الشيطان" تقريبا به طور کامل نابود شده است.

اما سازمان هاي امنيتي و جاسوسي جهان مانند CIA، موساد و غيره دست از ايران برنداشته و توطئه اي جديد براي جمهوري اسلامي ايران طراحي کردند.

آنان با ايجاد گروهک تروريستي ديگري بنام "سازمان جيش العدل" که اخيرا در حال شهرت يافتن است، تلاش مي کنند گروهک تروريستي جديدي در قد و قامت "جند الشيطان" وارد صحنه کنند تا رعب و وحشت در دل مردم ايران بياندازند.

رهبر گروهک تروريستي "سازمان جیش العدل" فردي است بنام "صلاح الدین فاروقی". او نيز مانند ريگي به گونه اي رفتار مي کند که گويا در مناطق جنوب شرقي ايران يعني در استان سيستان و بلوچستان به سر مي برد اما به نظر مي رسد وي نيز بيشتر وقتش را در خاک پاکستان، اما در نزديکي مرز ايران حضور دارد.

طي چند ماه اخير چندين بار تصاوير مختلفي از او با چهره اي نقابدار منتشر شد اما وي که اکنون اعتماد به نفسي براي خود بدست آورده، تصوير چهره خود را به همراه پيام تبريکي به مناسب عيد فطر در فضاي مجازي منتشر کرده است.

او در اين پيام با دروغ پردازي هاي گوناگون، شديد ترين انتقادات را متوجه جمهوري اسلامي ايران کرده و عليه آن اعلام جهاد کرده است.

اين فرد تروريست در بخش ديگري از پيام خود دکتر "حسن روحاني" رئيس جمهور منتخب ايران را به شدت مورد حمله و انتقاد قرار داده است.


:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: ریگی , ایران ,
|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : پایبند
تاریخ : چهار شنبه 23 مرداد 1392
هفت حکايت از عنایات‌ غیبی در جنگ 33روزه
به بهانه فرار رسیدن سالروز پیروزی حزب‌الله؛

هفت حکايت از عنایات‌ غیبی در جنگ 33روزه

مجری و برخی از حاضران می‌خندند و مجری رو به سرباز دیگری به نام راقی کرده و می گوید: تو در گزارشت گفتی که مبارزانی بدون سر دیده‌ای؟ چطور چنین چیزی ممکن است. راقی گفت: تنها من آنها را ندیده‌ام؛ تمام افراد یگان من این صحنه را رؤیت کرده‌اند.

- پایگاه مقاومت اسلامی لبنان به تازگی داستان‌هایی از عنایت‌های الهی در جنگ 33 روزه که برای عناصر مقاومت اسلامی این کشور اتفاق افتاده را منتشر کرده که هفت داستان کوتاه از آنها را در متن زیر می‌بینید.



· جنود الهی

یکی از رزمندگان حزب‌الله می‌گفت من به همراه چهار نفر از دوستان همرزمم با دشمن مبارزه می‌کردیم. تشنگی بر ما فشار آورده بود و مسافت زیاد و راه ناهموار کوهستانی، توانی برایمان باقی نگذاشته بود. ما باید خود را به پایگاه می‌رساندیم و از آنجا عملیات خود را آغاز می‌کردیم. در نزدیکی پایگاه خانه‌ای وجود نداشت که ما بتوانیم رفع عطش کنیم. در داخل کوهستان غاری بود که زنی سالمند با خانواده کوچک خود در آن زندگی می‌کرد. آنها از ترس حملات وحشیانه رژیم صهیونیستی به منطقه بنت‌جبیل، بدان جا پناه آورده بودند.

به سمت غار مذکور حرکت کردیم و به آن پیرزن سلام کرده و از وی آب طلب کردیم. وی پاسخ سلام ما را داد و برایمان آرزوی توفیق و پیروزی بر دشمن صهیونیستی کرد. افراد این خانواده برایمان آب آوردند و ما مشغول نوشیدن آب شدیم. وی شروع به پر کردن ظروف از آب شد. در این حال یکی از ما پرسید چه نیازی به این همه آب است. این پیرزن با تعجب گفت من عذرخواهی می کنم که آب کافی برای سیراب کردن ارتشی که پشت سرشماست، ندارم.



این زن در پشت سر ما تعداد زیادی نیروهای ملبس به لباس نظامی مشاهده کرده بود که در حقیقت فرشتگان الهی بودند که خداوند سبحان برای کمک به ما اعزام نموده بود.

با این گفته پیرزن ما با شادی و تعجب و لرزش به همدیگر نگاه می‌کردیم.


· غذای گرم

یکی از جوانان مقاومت لبنان می‌گفت: در هنگام فراگیری آموزش‌های قبل از جنگ، ما می‌توانستیم برای مدتی طولانی گرسنگی را تحمل کرده و غذا را به گونه‌ای تقسیم نماییم که بتوانیم چند روز را بدون غذا سپری کنیم. چنانکه می‌دانید هواپیماهای اسرائیلی از هر روشی استفاده می کردند تا هیچ آذوقه ای به دست ما نرسد. یک روز جنگنده‌های رژیم صهیونیستی به شدت مواضع ما را بمباران کردند و ما چاره ای جز ورود به خانه‌ای که در طی دو سه هفته گذشته خالی از سکنه شده بود، نیافتیم. به محض باز کردن قفل و ورود به آن، با یک سفره غذای گرم که گویی در همان لحظه آماده شده بود، روبرو شدیم. ما فارغ از بمباران دشمن مشغول خوردن شدیم . این غذا آنقدر لذیذ بود که گویا در تمام طول عمرمان چنین غذایی نخورده بودیم.



· معجزه ابراهیم نبی برای عناصر حزب الله

یکی از رزمندگان خط مقدم مقاومت اسلامی می‌گوید: نبرد سختی بین ما و صهیونیست‌ها در جریان بود و دشمن قادر نبود جبهه ما را در هم شکسته و مانع از پرتاب موشک از این جبهه شود. از همین رو با مواد آتش زا محیط پیرامون ما را آتش‌باران کرد. با این اقدام، پایگاه‌های پرتاب موشک در محاصره آتش قرار می‌گرفت و دشمن می‌توانست رزمندگان را شکست دهد.

در چنین شرایطی رزمندگان خود را در حلقه محاصره آتشی بزرگ یافتند، اما خداوندی که آتش را بر ابراهیم خلیل سرد و سالم کرد به رزمندگان کمک کرد. آتش همه چیز را به جز دستگاه‌های پرتاب موشک، مهمات و محل حضور رزمندگان فرا گرفته بود. رزمندگان می دیدند که آتش تا نزدیکی آنها می‌آید و بدون آنکه به آنها آسیبی برساند، از کنارشان عبور کرده و گویی به آنها سلام می‌دهد.

یکی از رزمندگان می‌گوید: آتش مأموریت داشت که به ما آسیبی نرساند. وقتی دشمن دید رزمندگان با وجود این آتش عظیم به مبارزه و پرتاب موشک ادامه می‌دهند، ترس به دلش راه یافت.



· مبارزه مردانی بدون سر

با پایان یافتن تجاوز رژیم صهیونیستی که با شکست نیروهای زبده این رژیم همراه بود و بعد از سؤال و جواب از افسران میدانی، 300 تن از سربازان اسرائیلی شرکت‌کننده در نبردهای بنت جبیل، الخیام، یعترون و مارون الرأس که از نیروهای یگان ایگور و گولانی بودند برای معالجه راهی مراکز درمانی اروپا شدند. این افراد مطالب عجیبی را به روزنامه‌ها گفته بودند و فرماندهان آنها مورد سرزنش واقع شده بودند، چرا که گفته می شد آنها مسئول دیوانگی و جنون این سربازان شده‌اند. در زیر به گفته‌های عجیب و غریب این سربازان اشاره شده است:

دانی: ما می‌دیدیم اشباحی با ما می‌جنگند.

مجری: چگونه؟ می توانی توضیح بدهی؟

دانی: بارها به فرماندهان گفتم که این مسئله واقعیت دارد ولی آنها ما را به مصرف مواد مخدر و قرص‌های روانگردان محکوم کرده و برای صحت این موضوع، معاینه های پزشکی بسیاری بر روی ما انجام می‌دادند.

مجری: دانی تو می‌دانی که اشباح وجود خارجی ندارد، می‌توانی درباره توان استتار و خیزش رزمندگان حزب‌الله برایمان توضیح بدهی. سخن گفتن از این اشباح غیرمنطقی به نظر می‌رسد.

دانی:من مطمئنم که آنها شبح بودند، چرا که آنها در آسمان پرواز می‌کردند.

با این گفته دانی، مجری و برخی از حاضران می‌خندند و مجری رو به سرباز دیگری به نام راقی کرده و می گوید: تو در گزارشت گفتی که مبارزانی بدون سر دیده‌ای؟ چطور چنین چیزی ممکن است.

راقی : تنها من آنها را ندیده‌ام . تمام افراد یگان من این صحنه را رؤیت کرده‌اند.

مجری : با دیدن آنها چه کار کردید؟

راقی: فرار کردیم.

مجری: آیا این امور به خاطر ترس، اضطراب و پریشانی میدان نبرد نبوده است؟

راقی: باید به شما بگویم نه تنها من که تمامی سربازان دیدند که مبارزانی بدون سر به ما حمله می‌کنند.

دانی، راقی و دیگر افراد مجموعه آنها برای خارج ساختن تصاویر مهاجمان بی سر از اذهانشان راهی درمانگاه‌های فرانسه و سوئیس شدند.



· معجزه الهی در سقوط جنگنده دشمن

رمز قدرت واقعی رزمندگان در نماز و دعا و پاسداری از آن در سخت‌ترین شرایط نبرد نهفته است. یکی از رزمندگان مؤمن و دوستدار پیامبر (ص) و اهل البیت(ع) بعد از پایان نماز، سجده‌ای طولانی انجام می‌دهد. وی در این سجده به خواب می‌رود و در عالم رؤیا، بانو فاطمه زهراء(س) و حضرت زینب(س) را مشاهده می‌کند.

وی با نگرانی عرض می‌کند: بانوی من هواپیماهای دشمن خانه و کاشانه ما را ویران و زنان و کودکانمان را به کام مرگ فرستاده است آیا کاری برایمان انجام نمی‌دهید؟

بانو فاطمه زهراء(س) می‌گویند (صبر کنید، پیروز خواهید شد.)

وی می‌گوید: بانوی من! مگر نه این است که ما از شیعیان و دوستداران و ادامه دهندگان راهتان هستیم. ما را از شر این جنگنده‌ها نجات نمی دهید؟

ایشان می فرمایند: صبر کنید، پیروز خواهید شد.

این رزمنده می گوید: بانوی من آیا کاری با این جنگنده‌ها نمی‌کنید، اگر شده یکی از آنها را ساقط کنید تا قلبمان آرام و دلمان مطمئن شود.

وی می‌گوید: فاطمه زهراء (س) ردایی سفید را در آسمان چرخاند و گفت: صبر کنید، پیروز خواهید شد.

به گفته این رزمنده در این حالت من از خواب بیدار شده و ناگهان متوجه شدم یک جنگنده اسرائیلی در دره مریمین سقوط کرد. بدین ترتیب آنچه بانو فاطمه زهراء(س) گفته بود با سقوط این هواپیما محقق شد و پیروزی حاصل شد.



· شنا بلد نبودند ولی عبور کردند

یکی از رزمندگان مقاومت درباره خاطرات جبهه نبرد با دشمن صهیونیستی می‌گوید: حوادث زیادی وجود دارد، ولی یکی از عجیب‌ترین آنها این است که ما گروهی بودیم که سعی داشتیم خود را به دشمن رسانده و عملیاتی را بر ضد آن انجام دهیم. در بین ما مبارزانی بودند که شنا بلد بودند، این در حالی بود که ما ناچار بودیم از منطقه‌ای که رودخانه‌ای پر آب در آن جریان داشت، عبور کنیم.

من از جمله افرادی بودم که شنا بلد نبودم. احساس کردم کسی مرا به آن سوی آب رساند، وقتی از دیگر افرادی که به مانند من شنا بلد نبودند پرسیدم چطور از آب عبور کرده‌اند آنها نیز همین را گفتند.


· خشاب ها خود به خود پر می شدند

یکی از رزمندگان مقاومت می‌گوید: ما در حمله زمینی با دشمن صهیونیستی در حال پیکار بودیم و این در حالی بود که هریک از ما دارای چهار تا پنج خشاب بود. واقعاً درگیری شدید بود. یکی از عناصر مبارز نیز خشاب‌هایش را در جیب لباس‌هایی که می‌پوشید در منطقه‌ای جا گذاشته بود.

این برادر ما وقتی درگیری شدید شد به شدت به سمت دشمن آتش گشود به طوری که تنها یک خشاب برایش باقی ماند با این حال وی از شلیک کردن باز نایستاد تا اینکه فشنگ‌هایش تمام شد ناگهان بدون آنکه بداند چه کسی و چگونه خشاب‌هایش را پر کرده است متوجه شد سلاحش فشنگ پرتاب می کند. گویا اصلاً شلیک نکرده بود.


:: موضوعات مرتبط: , , ,
:: برچسب‌ها: هفت حکايت از عنایات‌ غیبی در جنگ 33روزه , حزب الله , پیروزی , موفقیت حزب الله ,
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : پایبند
تاریخ : چهار شنبه 23 مرداد 1392
روزهای تلخ فرار از خانه / یک تصمیم غلط یک دنیا پشیمانی
فارس گزارش می‌دهد
روزهای تلخ فرار از خانه / یک تصمیم غلط یک دنیا پشیمانی

فرار از خانه با یک تصمیم غلط آغاز می‌شود اما یک دنیا پشیمانی و حسرت را در دل جوانان و به ویژه‌ دختران جای می‌دهد.

خبرگزاری فارس: روزهای تلخ فرار از خانه / یک تصمیم غلط یک دنیا پشیمانی

به گزارش خبرگزاری فارس از کرمان، باندهای مافیایی انسان و مواد مخدر در کمین دختران و زنانی نشسته‌اند که فرار را بر قرار ترجیح می‌دهند تا با سوء‌استفاده از آنها به اهداف شوم و پلید خود و سودهای کلان دست یابند.

آبرویی که در یک شب سیاه از دست رفت

مریم دختر 25 ساله‌ای است، اما غم چشم‌هایش بیانگر دردی کهنه در وجودش است، انگار نای سخن گفتن ندارد، اما آرام‌آرام شروع به حرف زدن می‌کند و می‌گوید: پدرم معتاد بود، وضع خوبی نداشتیم، من از 19 سالگی رفتم سرکار، هم خرج خودم را درآوردم و هم به خانواده‌ام کمک کردم.

وی می‌افزاید: مثل یک مرد کار می‌کردم و هیچ منتی هم برای هیچ کس نداشتم، اما چند سال که گذشت، خانواده‌ام فکر کردند که انگار وظیفه من است که کار کنم و خرجی آنها را بدهم، هر چه من تلاش می‌کردم و به آنها می‌رسیدم، اما آنها مثل همیشه به من بی‌توجه بودند و هیچ محبتی به من نمی‌کردند.

این دختر جوان عنوان می‌کند: زندگی خیلی برایم سخت شده بود، به شدت احساس تنهایی می‌کردم و هیچ کس من را درک نمی‌کرد، هر کدام از اعضای خانواده‌ام فقط به فکر خودشان بودند، اما من آنقدر به فکر خانواده‌ام بودم که حسابی از خودم غافل شدم، حتی گاهی متوجه می‌شدم که خانواده‌ام برای اینکه درآمد من را از دست ندهند، جواب رد به خواستگارهایم می‌دادند.

مریم تصریح می‌کند: وقتی که احساس کردم، عمر خودم را هدر دادم، تصمیم به ترک خانه گرفتم و یک چمدان کوچک برداشتم و از خانه زدم بیرون و به یکی از شهرهای بزرگ رفتم، زمانی که به این شهر رسیدم، نمی‌دانستم، کجا باید بروم، رفتم توی یک پارک نشستم، در افکار خودم غرق بودم که یک زن جوان با لبخندی مهربان کنارم نشست.

مریم در حالی که صدایش می‌لرزد آهسته می‌گوید: زمانی که لبخند این زن را دیدم با خودم گفتم ای کاش مادرم یک بار این گونه با من سخن گفته بود، خودم را تنهای تنها می‌دیدم، هیچ جایی را هم برای ماندن نداشتم، زن من را به خانه‌اش دعوت کرد و من هم قبول کردم و همراه وی به راه افتادم و به خانه‌اش رفتم.

دختر جوان با آهی از ته دل ادامه داد چند روز در خانه این زن بودم و وی به گرمی از من پذیرایی کرد تا اینکه یک روز به من گفت، می‌خواهی تو را با یک پسر خوب آشنا کنم، من که به شدت احساس تنهایی می‌کردم و به محبت نیاز داشتم، قبول کردم و آشنایی من با یک پسر جوان آغاز شد، بعد از چند ماه که از آشنایی ما گذشت به خانه ما آمد و در یک شب سیاه من آبرو و پاکدامنی خود را ناخواسته از دست دادم.

دخترک خود با اذعان به اشتباهش در زندگی گفت: بعد از آن رابطه و علاقه ما بیشتر شد، اما یک روز این پسر به من گفت که اگر بخواهی درآمدی داشته باشی باید چند بسته را به آدرسی که به تو می‌دهم، ببری و من هم بدون اینکه بپرسم که بسته‌ها حاوی چه موادی است، قبول کردم و بعد از اینکه پول خوبی به من داد، متوجه شدم که بسته‌های مذکور حاوی موادمخدر است.

مریم می‌افزاید: به همین راحتی من به عنوان دختری که بهترین سال‌های عمرم را زحمت کشیدم به دام یک باند موادمخدر افتادم و آبرو و حیثیت و اعتبار خودم را نابود کردم.

مصرف دارو برای کمرنگ کردن آثار فرار از خانه

سمیرا یک دختر نوجوان دیگری است که هنوز 18 سالش هم تمام نشده است، وی هم یکی از دخترانی است که اقدام به فرار از خانه کرده است، وی می‌گوید: خانواده من وضع مالی به نسبت خوبی دارند، اما من در خانه همیشه احساس تنهایی می‌کردم، زیرا والدینم تمام هوش و حواسشان به خواهر بزرگم است که از ناحیه پا معلول است و انگار نه انگار که من هم بچه آنها هستم.

وی که به شدت از تبعیض ناراحت است، می‌افزاید: در راه مدرسه با یک پسر جوان آشنا شدم و پس از مدتی تصمیم گرفتم که به همراه وی به یک شهر دیگر بروم تا از این راه جواب تمام بی‌مهری‌های خانواده‌ام را بدهم.

این دختر نوجوان عنوان می‌کند: با خودم فکر می‌کردم که با فرار از خانه روزگار بهتری را در پیش دارم، وقتی که از خانه فرار کردم به خانه یکی از دوستان همان پسری رفتم که با هم فرار کردیم، همان شب نخست که بیرون از خانه بودم، دامن من به گناه آلوده شد و بعد از چند روز توسط ماموران نیروی انتظامی که با شکایت خانواده‌ام به دنبال من بودند، دستگیر شدم و من را به خانه برگرداندند.

سمیرا با غمی در گلوی بغض گرفته خود می‌گوید بعد از فرار به شدت از نظر روحی و روانی به هم ریختم و زیر نظر روانپزشک قرار گرفتم و دارو مصرف می‌کنم و خانواده‌ام هم کنترل بسیار شدیدی بر من دارند.

وی به خبرنگار فارس که از وی در مورد اوضاع و احوال پسری پرسید که سمیرا با وی اقدام به فرار کرده است، می‌گوید: بعد از اینکه به خانه آمدم، چند بار با وی تماس گرفتم، اما جوابم را نداد و فقط یک پیام برایم فرستاد با این مضمون که من این خط را عوض می‌کنم و دیگر با من تماس نگیر.

نوجوان بزه‌دیده در حالی که بغض کرده می‌افزاید: احساس می‌کنم، حماقت بزرگی کردم که دست به فرار از خانه زدم و خانواده‌ام را ترک کردم و حالا دیگر آینده‌ای ندارم.

شباهت‌ها و تفاوت‌های فرار دختران

مریم و سمیرا نمونه‌ای از دختران و زنانی هستند که در نزدیکی ما زندگی می‌کنند و برای فرار از مشکلات خود اقدام به فرار کرده‌اند و هر کدام قصه خودشان را دارند، گر چه قصه‌های قبل از فرار از خانه تفاوت‌های زیادی با هم دارد، اما نتیجه این داستان‌ها بسیار به هم شبیه است، بسیاری از این افراد در کمترین زمان بعد از فرار به دام افراد نااهل می‌افتند و مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرند و اگر راه آنها به زندان و یا خانه‌های فساد ختم نشود، بی‌شک با مشکلاتی چند برابر مشکلات قبل از فرار به خانه برمی‌گردند.

اما چرا دختران و زنان از خانه فرار می‌کنند و محیط ناامن و افراد ناشناس را بر خانه و خانواده خود ترجیح می‌دهند؟

عوامل فرار دختران از خانه چیست؟

مدیر گروه سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد دانشگاه علوم پزشکی کرمان در گفت‌و‌گو با خبرنگار فارس اظهار داشت: زمانی که می‌خواهیم به آسیب‌های روانی بپردازیم، یکسری عوامل خطر وجود دارد که احتمال بروز آسیب‌های روانی را افزایش می‌دهد و از یک طرف هم عواملی وجود دارد که در برابر آسیب‌های روانی حفاظت‌کننده هستند.

علی بهرام‌نژاد ابراز داشت: عوامل خطر در فرار که موجب بروز این پدیده می‌شود در چند بخش طبقه‌بندی می‌شوند که شامل ویژگی‌ها و خصلت‌های فردی، حیطه خانوادگی، گروه همسالان و حیطه اجتماعی است.

دختران فراری گوشه‌گیر و یا سرکش هستند

وی با اشاره به عوامل خطر حیطه فردی در پدیده فرار بیان کرد: بعضی از شخصیت‌ها به دلیل اینکه در برابر ناکامی‌ها و استرس‌ها شکننده هستند در برابر پدیده‌هایی مانند فرار یا آسیب اجتماعی هم شکننده می‌شوند.

این روانشناس بالینی افزود: افرادی که دارای اعتماد به نفس پایین هستند در برابر بیماری‌های روانی، اجتماعی و آسیب‌ها بسیار شکننده و آسیب‌پذیرند.

بهرام‌نژاد استرس را بخشی از زندگی انسان‌ها خواند و بیان داشت: افرادی که به استرس‌ها پاسخ مناسب دهند و استرس را مدیریت کنند، دچار آسیب نمی‌شوند.

وی گفت: استرس‌هایی در زندگی بعضی از زنان و دختران وجود دارد که آنها راه مقابله با این استرس‌ها را بلد نیستند و می‌خواهند با اجتناب و دوری از استرس‌ها این موقعیت را کنترل کنند که این نوعِ برخورد با استرس موجب فرار می‌شود.

بهرام‌نژاد تصریح کرد: اگر افراد این مهارت را داشته باشند که استرس را در درون خانواده مدیریت کنند، استرس منجر به فرار نمی‌شود.

وی وجود انزوا و یا سرکشی و نافرمانی را از دیگر عوامل شخصیتی بروز فرار دانست و اظهار داشت: گوشه‌گیری و عدم تمایل به فعالیت‌های اجتماعی یکی از ویژگی‌های شخصیتی است که در بسیاری از دختران و زنان فراری وجود دارد.

مدیر گروه سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد دانشگاه علوم پزشکی کرمان عنوان کرد: بسیاری از دختران و زنان فراری هم افراد سرکشی هستند که قواعد، قوانین و ارزش‌های خانواده را قبول ندارند و این امر منجر به نافرمانی می‌شود و تلاش می‌کنند که خلاف قواعد، قوانین و هنجارهای خانواده رفتار کنند.

هیچ پدیده‌ای به اندازه طردشدگی آسیب‌زا نیست

بهرام‌نژاد بروز برخی مشکلات مانند بلوغ زودرس را از دیگر ویژگی‌های شخصی افرادی دانست که اقدام به فرار می‌کنند و ابراز داشت: بلوغ زودرس یکی از پدیده‌هایی است که منجر به بروز آسیب‌هایی مانند روابط جنسی زودهنگام، مصرف موادمخدر و رفتارهای ضداجتماعی زودرس می‌شود و مقدمه‌ای برای گرایش فرد به آسیب‌هایی مانند فرار است.

وی با بیان اینکه بسیاری از زنان و دختران فراری مبتلا به طردشدگی هستند، افزود: طردشدگی یکی از احساس‌های بسیار دردناک روانی است و هیچ پدیده‌ای به اندازه طردشدگی آسیب‌زا نیست.

بهرام‌نژاد تصریح کرد: افرادی که احساس طردشدگی دارند، احساس می‌کنند که کارآمد و مفید نیستند که این احساس منجر به رفتارهای ضداجتماعی می‌شود.

شکست‌های تحصیلی و عشقی مقدمه‌ای برای فرار از خانه

وی بیان داشت: شکست‌های تحصیلی و عشقی در زندگی می‌تواند، فرد را آسیب‌پذیر کند و زمینه‌ساز فرار از خانه باشد.

بهرام‌نژاد گفت: زمانی که اطلاعات و دانش در زمینه نحوه تعامل با دیگران و پذیرش هنجارهای موجود در خانه محدود است و افراد پیوند اجتماعی مثبت با جامعه ندارند و ارتباط مثبت با همسر، والدین و بزرگسالان پایین است این عوامل منجر به فرار دختران و زنان از خانه می‌شود.

وی تصریح کرد: دخترانی از خانه فرار می‌کنند که ارتباط مثبت والدینی و آنها در خانواده ضعیف و کمرنگ است.

این روانشناس بالینی با اشاره به آسیب‌های مربوط به خانواده که منجر به فرار دختران و زنان از خانه می‌شود، اظهار داشت: خانواده‌هایی که نظارت بر رفتار نوجوانان در آن پایین است و یا قواعد و انتظارات مشخص در آن خانواده نیست و یا خانواده‌هایی که قواعد سخت دارند، فرار دختران در این خانواده‌ها بیشتر روی می‌‌دهد.

درگیری زوج‌ها موجب فرار زنان از خانه می‌شود

بهرام‌نژاد اعتیاد والدین و فقدان انتظارات هماهنگ از فرزندان که متناسب با شرایط بچه‌ها نیست را از دیگر عوامل فرار از خانه خواند و افزود: درگیری بین زوج‌ها و استرس‌های میان زن و شوهر از عوامل فرار زنان از خانه است.

وی بیان داشت: وقتی که رابطه نزدیک و صمیمانه بین والدین با فرزند و یا خواهر و برادرها وجود نداشته باشد، طردشدگی نمود پیدا می‌کند.

این روانشناس بالینی با اشاره به اینکه موضوع مهم در خانواده توجه به اصول تربیتی هماهنگ و ثبات در این امر است، ابراز داشت: سابقه فرار در خانواده از عوامل فرار است و اگر مادر یا پدر زمانی که به مشکل برخورد می‌کرده، خانه را حتی به صورت موقت ترک کرده است این ترک کردن به عنوان یک راهکار حل مسئله برای فرزند الگو شده است.

بهرام‌نژاد تصریح کرد: اگر افراد درجه یک و یا درجه دو خانواده که نقش آنها در ذهن فرد کلیدی است، اقدام به ترک خانه کند، بچه‌ها این کار را از آنها یاد می‌گیرند.

ازدواج اجباری زمینه‌ساز فرار از خانه است

وی با بیان اینکه عدم مشارکت نوجوانان و جوانان در تصمیم‌گیری‌ها، انجام کارهای خانه یا تصمیم‌گیری جمعی از دیگر عوامل فرار دختران است، افزود: در بعضی موارد که بحث ازدواج مطرح می‌شود، دختر را مجبور می‌کنند با فردی ازدواج کند که دلخواهش نیست و دوستش ندارد که این موضوع مقدمه فرار می‌شود.

مدیر گروه سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد دانشگاه علوم پزشکی کرمان با اشاره به نقش گروه همسالان در بروز پدیده فرار از خانه اظهار داشت: نگرش مثبت همسالان به مسئله فرار و اینکه دوستان مسئله فرار را تایید می‌کنند و به عنوان یک پدیده نابهنجار از آن یاد نمی‌کنند، بار ارزشی مثبت به آن می‌دهد.

بهرام‌نژاد گفت: ارتباط فرد با افرادی که رفتارهای سالم و سازنده ندارند از جمله عواملی است که می‌تواند موجب فرار از خانه شود به طور مثال وقتی فرد در مدرسه با دانش‌آموزانی که رفتار بزهکارانه دارند، معاشرت داشته باشد این گروه‌های بزهکار فرد را به صورت ناخواسته تشویق به فرار می‌کنند.

وی عدم مشارکت فرد در فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی مانند اردوها را در فرار از خانه مؤثر دانست و افزود: زمانی که فرد در این فعالیت‌ها شرکت نمی‌کند این امر منجر به طرد شدن فرد از گروه می‌شود و ممکن است این شخص وقت خود را با پرسه‌ زدن در خیابان و یا به انجام رفتارهای بزهکارانه سپری کند.

مهارت‌های حل مسئله در کاهش فرار از خانه تاثیر دارد

این روانشناس با تشریح عوامل حیطه اجتماعی در بروز پدیده فرار از خانه عنوان کرد: زمانی که مدرسه انتظارات رفتاری و تحصیلی نامشخص از فرد دارد و عدم وجود مراکزی که بتواند در شرایط بحرانی خدمات مناسب را به این افراد ارائه دهد در فرار از خانه و افزایش آسیب‌های ناشی از آن مؤثر است.

بهرام‌نژاد محیط‌های نابسامان مانند حاشیه‌نشینی، فقر، بیکاری و تبعیض را از جمله عواملی خواند که در فرار دختران نقش دارد و اظهار داشت: نبود سازمان‌هایی که بتواند در زمان نابسامانی و تنش در خانواده جایگزین خانواده شود، سبب افزایش آسیب‌های ناشی از فرار می‌شود.

وی عدم وجود موقعیت برای فعالیت‌های اجتماعی، نبود خدمات اجتماعی و نبود ویژه برنامه‌هایی که بتواند، مهارت‌های زندگی را در نوجوان تقویت کند، عنوان کرد: مهارت‌های حل مسئله، کنترل استرس و افزایش خودآگاهی در کاهش فرار از خانه تاثیر دارد.

بهرام‌نژاد اذعان داشت: هر چقدر فرد در زمان فرار از خانه در سن پایین‌تری قرار داشته باشد، مستعد بروز بزهکاری است.

بعضی از فیلم‌ها مروج فرار از خانه هستند

وی در مورد نقش رسانه‌ها در مورد فرار دختران از خانه تصریح کرد:‌ رسانه‌ها اگر آمارهای بیش از اندازه و غلو شده در مورد فرار را اعلام کنند و فرار از خانه به عنوان پدیده‌ای مطرح شود که قبح زیادی ندارد، این امر منجر به افزایش شیوع این پدیده می‌شود.

مدیر گروه سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد دانشگاه علوم پزشکی کرمان عنوان کرد: وقتی که رسانه‌ها فرار یک دختربچه را به عنوان شیوه حل مسئله مطرح می‌کنند و این موضوع سرتیتر رسانه‌ها می‌شود، این امر در افزایش وقوع فرار از خانه تاثیرگذار است.

بهرام‌نژاد با بیان اینکه آسیب‌ها عوامل منطقه‌ای دارند، گفت: از طریق کالبدشکافی روانی باید عوامل هر منطقه شناسایی و راهکارهای مناسب با آن ارائه شود و روش‌های کاربردی و مؤثر صورت گیرد.

وی با اشاره به اینکه رسانه‌ها تغییراتی در رفتار و ادراک فرد ایجاد می‌کنند، ابراز داشت: رسانه‌ها مرکز اطلاعات کلیدی هستند و زمانی که یک فرد فرار و یا خودکشی می‌کند باید علت این پدیده را در رسانه بیان کرد.

این روانشناس اذعان داشت: عدم نظارت خانواده در هنگام تماشای بسیاری از فیلم‌ها و سریال‌ها حتی در شبکه‌های داخلی توسط فرزندان ممکن است پدیده فرار را ترویج دهد.

بهرام‌نژاد شناسایی ریز فاکتورها در پدیده فرار از خانه را مهم دانست و بیان کرد: کسانی که در معرض خطر هستند باید شناسایی شوند و در مدرسه یا جامعه روی این افراد سرمایه‌گذاری در زمینه آموزش صورت گیرد.

فرار از خانه در خانواده‌های پرتنش بیشتر است

وی خاطر نشان کرد: در بحث فرار دختران باید گروه‌های شناسایی در مدرسه، منزل، محیط کار و محیط‌های اجتماعی این دختران را به عنوان گروه‌های در معرض خطر و افرادی که قادر به تصمیم‌گیری نیستند و مهارت‌های اجتماعی ضعیفی دارند را مورد شناسایی قرار دهند.

بهرام‌نژاد بیان کرد: در مدارس می‌توان بچه‌های کم‌رو، خجالتی، منزوی و گوشه‌گیر و یا دانش‌آموزان دارای رفتارهای خشن، سرکش، نافرمان و اختلال شخصیت هستند و افرادی که مورد سوء‌استفاده جسمی و یا جنسی و آزار قرار گرفته‌اند را شناسایی کنیم و با ارائه آموزش موجب از بین بردن پدیده فرار از خانه در بین این افراد شویم.

وی اذعان داشت: کسانی که در خانواده‌هایی زندگی می‌کنند که درون آن خانواده دلبستگی ضعیفی وجود دارد و احساس آرامش کم است بیشتر از دیگران اقدام به فرار از خانه می‌کنند و با شناسایی خانواده پرتنش، بچه‌های طلاق و ازدواج‌های ناموفق و ارائه آموزش‌های مناسب می‌توان به کاهش پدیده فرار از خانه کمک کرد.

مدیر گروه سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد دانشگاه علوم پزشکی کرمان عنوان کرد: بچه‌هایی که پیشرفت تحصیلی ضعیف، سابقه غیبت مکرر و فرار از مدرسه دارند در معرض خطر فرار از خانه هم هستند.

بعد از فرار چه اقداماتی باید انجام داد؟

بهرام‌نژاد تصریح کرد: وقتی که فرار از خانه روی می‌دهد، اقدام نخست ارجاع فرد به مکان امن روانی و عاطفی و ارائه خدمات مشاوره‌ای است، زیرا اگر اقدامات تنبیهی، تحقیر و سرزنش وجود داشته باشد، این عامل را تشدید می‌کند.

وی افزود: بعد از وقوع فرار باید مهارت‌های حل مسئله به افراد آموزش داده شود و زمانی که فرد به خانه برمی‌گردد باید تغییراتی در فرآیند و کارکرد خانواده ایجاد شود.

بهرام‌نژاد با بیان اینکه افرادی که اقدام به فرار می‌کنند بعد از بازگشت به خانه به درمان‌های طولانی ‌مدت نیاز دارند، ابراز داشت: این افراد باید شش ماه تا یک سال تحت درمان مشاوره‌ای یا روانپزشکی قرار گیرند و حتی خانواده‌های آنها هم باید این مشاوره‌ها را دریافت کنند.

مشکلات اخلاقی علت فرار دختران نیست

وی اذعان داشت: در بسیاری مواقع آسیب‌های روانشناختی و کژکاری در سیستم روانشناختی فرد از عوامل فرار از خانه است در صورتی‌که خانواده یا جامعه فکر می‌کنند، افرادی که از خانه فرار می‌کنند دارای مشکلات اخلاقی هستند.

این کارشناس ارشد روانشناسی بالینی بیان کرد: اگر این مشکلات اصلاح نشود، فرد به صورت مجدد این رفتار را تکرار می‌کند و احتمال فرار را افزایش می‌یابد.

مداخله روان‌درمانی بهترین شیوه برای کاهش آسیب‌های فرار

بهرام‌نژاد اظهار داشت: بهترین شیوه برای کاهش آسیب‌های ناشی از فرار مداخله روان درمانی، روانپزشکی و حتی دارویی است.

وی افزود: دختران و زنان فراری بعد از فرار در دام افرادی می‌افتند که منتظر این فرصت هستند و آسیب‌هایی مانند تجاوز، انواع سوءاستفاده‌های جسمی و جنسی و روانی از آنها صورت می‌گیرد که این امر منجر به حساس ناخوشایند نسبت به خود می‌شود و حتی ممکن است، روزنه امیدی که برای رفع مشکلاتشان وجود داشته از بین برود.

بهرام‌نژاد با بیان اینکه آسیب‌های ناشی از فرار از خانه منجر به افسردگی و بروز اختلال استرس پس از حادثه می‌شود، گفت: ممکن است، آسیب‌های این پدیده از پدیده نخست هم بیشتر باشد و فرد باید تحت درمان قرار گیرند و اگر درمان نشود، ممکن است که پدیده خودکشی و یا آسیب به دیگران در این افراد تشدید شود.

دختران فراری قربانی بزه‌کاران می‌شوند

عضو هیئت علمی دانشکده حقوق و الهیات دانشگاه شهید باهنر کرمان در گفت‌و‌گو با خبرنگار فارس در کرمان اظهار داشت: ابتدا باید واژه‌ها و اصطلاحات تعریف شود، زیرا تا زمانی که ما نمی‌دانیم در مورد چه موضوعی صحبت می‌کنیم، کار دشوار است.

محمود روح‌الامینی عنوان کرد: «دختران فراری» به عنوان واژه‌ای معمول در ایران به کار برده می‌شود و واژه «دختر» به جنسیت مربوط می‌شود و ما جنس خاصی را مدنظر داریم، اما «فراری» واژه سختی است و به نظرم باید دو مفهوم متفاوت برای این واژه قائل شویم.

وی با طرح دو مفهوم ترک خانواده و فرار از خانواده برای واژه فرار بیان داشت: برای اینکه این دو مفهوم را تفکیک کنیم باید گفت که دختر در ترک خانواده، خانه را ترک می‌کند، اما رابطه خود با کانون خانواده را قطع نمی‌کند، اما دختران فراری با وجود اینکه خانه را ترک می‌کنند، رابطه با خانواده را هم قطع می‌کنند و مرز ما در این دو مورد مشخص است.

این استاد دانشگاه ابراز داشت: به عنوان مثال یک دانشجو خانه را ترک می‌کند، اما فرار نمی‌کند و آثار این دو نوع ترک خانه برای ما قابل توجه است و می‌توان همان آثار فرار را در ترک خانواده هم داشت.

روح‌الامینی با اشاره به اینکه در فرار از خانه باید سن فرد را مشخص کرد، افزود: از منظر جرم‌شناسی افراد زیر 18 سال را کودک و بالای 18 سال را بالغ می‌دانیم.

وی تصریح کرد: اگر دختر بالای 18 سال خانواده را ترک کند با ترک خانه توسط یک کودک آثار آن یکی نیست، زیرا فرد زیر 18 سال نیاز به حمایت دارد و بنابراین ما باید توجه ویژه‌ای به این بحث داشته باشیم و افراد زیر 18 سال از نظر جرم‌شناسی باید زیر نظارت و حمایت والدین و همچنین اطاعت‌پذیر باشند در حالی که برای افراد بالای 18 سال این موضوع مطرح نمی‌شود.

عضو هیئت علمی دانشکده حقوق و الهیات دانشگاه شهید باهنر کرمان با بیان اینکه افراد زیر 18 سالی که از خانه فرار کرده‌اند به دو دسته دختران فراری بزه‌کار و دختران فراری بزه‌دیده بزه‌کار تقسیم می‌شوند، اذعان داشت: فرار این دختران آثار متفاوتی دارد.

روح‌الامینی بیان داشت:‌ دختری که بزه‌دیده و بزه‌کار است، تحت تاثیر شرایطی که خانواده و یا اجتماع ایجاد کرده و یا مشکلات فردی و روانی اقدام به فرار کرده است و در واقع ابتدا بزه‌دیده به شمار می‌رود و ما دید حمایتی به وی داریم و با انتخاب این راه این فرد بزه‌دیده ممکن است به بزه‌کار تبدیل شود.

وی اظهار داشت: در واقع دختر فراری بزه‌دیده بزه‌کار بر اثر عوامل مختلف از خانه فرار کرده و مرتکب اعمالی شده که در قوانین کیفری ما ممنوع بوده و برای آن مجازات تعیین شده است.

این جرم‌شناس افزود: دسته دوم دختران فراری که شامل افراد بزه‌دیده می‌شوند، دخترانی هستند که بر اثر عواملی از خانه فرار می‌کنند، اما مرتکب جرم نمی‌شوند، بلکه امکان دارد در این فرار خودشان قربانی شوند.

آمار سرقت در بین دختران فراری زیاد است

روح‌الامینی در پاسخ به این پرسش خبرنگار فارس که آیا فرار در قوانین ما جرم است، تصریح کرد: فرار در قوانین ما جرم نیست و از نظر من هم جرم‌انگاری برای فرار درست نیست، البته این امر دلیل نمی‌شود که یکسری ضمانت اجراهای حمایتی و آموزشی در این زمینه وجود نداشته باشد.

وی خاطر نشان کرد: ما می‌توانیم در قوانین کیفری برای افرادی که خانواده را ترک می‌کنند که تاکیدم بر افراد زیر 18 سال است، ضمانت حمایتی و آموزشی داشته باشیم.

روح‌الامینی ابراز داشت: از منظر حقوق مدنی ایران و عرف این کشور دختران از 18 سالگی از تحت حضانت و نظارت خانواده خارج نمی‌شوند.

وی گفت: گاهی دختران زیر 18 سال مرتکب فرار می‌شوند، اما بزه‌کار و یا بزه‌دیده نیستند و ممکن است این فرد فقط حس استقلال‌طلبی داشته باشد و از طریق پولی که از خانواده به دست آورده و یا با حمایت مالی دوستان خانواده را ترک کند.

مدیر پژوهشی انجمن جرم‌شناسی مرکز کرمان اظهار کرد: موضوع مهم به ویژه برای دختران بالای 18 سال بزه‌کار این است که این افراد نمی‌خواهند با خانواده باشند و با توجه به شرایط موجود نمی‌توانند به راحتی در اجتماع منبع درآمد داشته باشند و به ناچار به کارهای خلاف روی می‌آورند.

روح‌الامینی افزود: با توجه به تجربه‌ای که از کشور فرانسه دارم در این کشور پیدا کردن شغل، کار راحتی است و یک دختر می‌تواند در مکان‌های مختلفی مشغول به کار شود، اما در ایران این شرایط وجود ندارد و شرایط جامعه به گونه‌ای نیست که یک دختر بتواند کار کند و درآمد مشروع داشته باشد و ناچار به روابط نامشروع، فروش قاچاق موادمخدر، سرقت و ... است.

وی تصریح کرد: آمار سرقت در بین دختران فراری زیاد است، زیرا سرقت از مغازه‌ها و حتی سرقت از خودرو برای دختران راحت است.

دختران فراری قربانیان اصلی باندهای مواد مخدر

روح‌الامینی ابراز داشت: دختران فراری گاهی قربانی باندهای موادمخدر هستند و به علت کسب درآمد وارد باندهای موادمخدر می‌شوند و این باندها دختران فراری را کنترل می‌کنند و در حمل موادمخدری مانند شیشه این دختران فراری هستند که بدون اطلاع اقدام به جابه‌جایی مواد می‌کنند.

وی اذعان داشت: دختران فراری نمی‌توانند از زیر کنترل باندهای مافیای موادمخدر خارج شوند، زیرا مافیا آنها را کنترل می‌کنند.

این جرم‌شناس بیان کرد: قوانین کیفری باید ضمانت اجراهایی برای آموزش و حمایت از دختران آسیب‌دیده داشته باشد و آموزش و حمایت باید به محل اقامت دختران، مدارس دخترانه و اماکن عمومی راه یابد.

روح‌الامینی اظهار داشت: برای دختران فراری که بزه‌دیده بزه‌کار هستند باید ابتدا علت را شناسایی و سپس با آن مبارزه کنیم و اگر بر روی این موارد کار کردیم، می‌توان روی فرد هم کار کرد.

والدین باید مسئول شوند

وی با بیان اینکه خانواده یکی از عوامل مهم در فرار دختران است، عنوان کرد: والدین وظیفه مراقبت، نظارت و بهداشت اطفال را بر عهده دارند و در قوانین کیفری ما ضمانت اجرایی کیفری برای عدم مواظبت پدر و مادر از کودکان وجود ندارد و عدم کنترل آنها هیچ جرمی برای والدین نیست در حالی که باید والدین را مسئول کنیم که مراتب کنترل را بیشتر کنند.

روح‌الامینی افزود: نکته مهم دیگر و از دلایل فرار دختران در جوامع ما این است که والدین شیوه رفتار با فرزندان را بلد نیستند، زیرا آموزش ندیده‌اند و برخورد نامناسب والدین موجب فرار دختران می‌شود و باید روی خانواده کار کرد.

وی گفت: مدارس جای خوبی برای ارائه آموزش است و مراجع ذی‌ربط می‌توانند در مدرسه‌ها به پدران و مادران آموزش دهند، زیرا سطح دانش مردم در بعضی مسائل کم است.

تحصیل و کار بهانه‌ای برای خروج دختران فراری از کشور

این استاد دانشگاه اذعان داشت: در بحث دختران فراری باندهای مافیایی سریع وارد عمل می‌شوند و گاهی به صورت سازمان یافته دختران را به بهانه تحصیل و یا کار از مرز خارج می‌کنند و سپس آنها را مورد سوء‌استفاده قرار می‌دهند.

روح‌الامینی بیان داشت: ارائه مقالات و پایان‌نامه‌ها نشان می‌دهد که آسیب دختران فراری وجود دارد و شورای پیشگیری از وقوع جرم قوه قضاییه هم باید این موضوع را مورد بحث و بررسی قرار دهد.

وی با بیان اینکه نحوه رفتار بسیار مهم است، تصریح کرد: اگر والدین در ارتباط با فرزندان خوب و علمی برخورد کنند، بسیاری از مشکلات برطرف می‌شود.

پدیده فرار دختران را بپذیریم

معاون اجتماعی فرماندهی انتظامی استان کرمان در گفت‌و‌گو با خبرنگار فارس اظهار داشت: ما باید واقعیت جامعه را بپذیریم، زیرا اگر صورت مسئله را در هر موضوعی نپذیریم، نمی‌توانیم، هیچ تلاشی برای حل مسئله داشته باشیم.

علیرضا پریور بیان کرد: به هر صورت فرار دختران و زنان از منزل یکی از واقعیت‌های جامعه ما است، پس گام نخست این است که ما صورت مسئله را بپذیریم.

وی ابراز داشت: فرار دختران از خانه با توجه به شرایط فرهنگی و اجتماعی جامعه ما یکی از معضلات و آسیب‌های اجتماعی قلمداد می‌شود، لذا با پذیرش این پدیده اجتماعی و واقعیت وجود آن باید به دنبال کشف علل به وجود آورنده و راه حل علمی، منطقی و قابل اجرا برای آن باشیم.

پریور خاطر نشان کرد: فرار دختران و زنان از خانه یکی از پدیده‌های اجتماعی جامعه ما است، پدیده‌ای که می‌توان آن را برطرف کرد، زیرا یکی از ویژگی‌های مسائل اجتماعی قابلیت رفع آنها است، اما در مسائل اجتماعی اینگونه نیست که برای یک مسئله خاص در یک زمان خاص یک نسخه خاص پیچید بلکه باید مکان، زمان و دلیل خاص خودش را داشته باشد.

وی عنوان کرد: یک پدیده اجتماعی متأثر از یکسری پدیده‌های کلان اجتماعی دیگری است که این پدیده‌ها بر تمام فضای عمومی جامعه تاثیرگذار هستند و وجه مشترکی دارند که برخی از آنها در کلیت جامعه ما صدق می‌کند.

دختران فراری در خانه تحقیر شده‌اند

معاون اجتماعی فرماندهی انتظامی استان کرمان با اشاره به اینکه فرار دختران از خانه در شهرستان‌ها هم مشاهده می‌شود، ابراز داشت:‌ یکی از علل فرار از خانه مربوط به خانواده می‌شود، زیرا در مواردی نگرش‌های اجتماعی افراد جامعه به ویژه نسل قبل به نسبت شرایط امروز ما تغییر نکرده و والدین همان افکار و اندیشه‌های قبلی را دارد در حالی که تمام مسائل اجتماعی ما عوض شده و نگرش بچه‌ها متفاوت است.

پریور افزود:‌ در خانواده‌های ما این موضوع مطرح است که یک دختر باید کنترل شود، اما در حال حاضر هر دختری برای خود حق و حقوقی قائل است و به سادگی نمی‌پذیرفتند که حق و حقوقشان با برادرانشان متفاوت است و دختران که تا دیروز می‌پذیرفتند، برادرانشان کنترل‌کننده و بزرگتر آنها هستند، امروز به این امر قائل نیستند.

وی با بیان اینکه ما این واقعیت‌ها را نپذیرفتیم و با روش قبل کار تربیتی خود را ادامه دهیم، اذعان داشت: ما در خانواده به نحوی دختران خود را تحقیر می‌کنیم و اعتماد به نفس و عزت نفس آنها را می‌گیریم و در جامعه پیچیده امور وقتی که عزت ‌نفس از دختران گرفته شود باید منتظر باشیم که هر رفتار خارج از شئون از آنها سر بزند.

پریور تصریح کرد: ما هنوز در خانواده دختر 16 ساله را به برادر 10 ساله‌اش می‌سپاریم در حالی که بلوغ اجتماعی دختران بیشتر از پسران است.

وی عنوان کرد: زمانی فرا می‌رسد که تحمل افراد کاهش می‌یابد، محیط سنگین می‌شود، دختران خودشان را با دیگران مقایسه می‌کنند که در محیط اجتماعی راحت‌تر رفت و آمد می‌کنند و محیط خانوادگی برای آنها غیرقابل تحمل می‌شود در نتیجه باید انتظار فرار را داشت.

نباید به زن به عنوان یک ابراز نگاه کرد

این کارشناس ارشد علوم اجتماعی در مورد فرار زنان متأهل از خانه گفت: زنانی را در جامعه داریم که در خانواده هنوز تصور می‌شود که آنها باید کاملا در بند و زیر کنترل باشند، با کسی ارتباط نداشته باشند و چشم و گوش بسته هر چه به آنها گفتند، حق اعتراض نداشته باشند و تصمیم‌گیری نکنند و مورد بی‌حرمتی قرار می‌گیرند و از آنجا که به عنوان یک ابزار هستند از خانواده فرار می‌کنند و در خانه نمی‌مانند.

پریور ابراز داشت: خانواده برای ما محل و مکان امنی است که هر زمان به خانه وارد می‌شویم باید احساس آرامش کنیم و خانه یک تکیه‌گاه است و خانه باید پناهگاهی باشد که در آن احساس آرامش کنیم و اگر این خانه به عنوان یک تکیه‌گاه برای ما امنیت نداشته باشد و تحمیل بی‌حرمتی و زور در خانه باشد، این محیط غیرقابل تحمل می‌شود.

وی افزود: ما باید بپذیریم که جامعه امروز ما با جامعه 20 سال قبل متفاوت است و نگرش انسان‌ها متفاوت شده است و 10 سال آینده هم با حال حاضر متفاوت است و فرزندان را باید برای زمان خودشان تربیت کنیم.

پریور با بیان اینکه در جامعه ما ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی تغییر پیدا کرده است، اظهار داشت: با این شرایط طبیعی است که نگرش‌های اجتماعی هم تغییر می‌کند و ما بین نسل‌ها با واقعیت اجتماعی روز نتوانسته‌ایم تعادل ایجاد کنیم و این دو نسل با یکدیگر مشکل دارند.

وی گفت: یکی از پیامدهای آسیب اجتماعی این است که دختران و زنان فرار می‌کنند و اگر یک نوجوان و یا جوان از خانه فرار می‌کند به علت این است که محیط امنی که به عنوان پناهگاه داشته را از دست داده است و دنبال پناهگاه می‌گردد.

بیشتر دختران فراری مورد سوء‌استفاده جنسی قرار می‌گیرند

معاون اجتماعی فرماندهی انتظامی استان کرمان با اشاره به اینکه افراد سودجو ممکن است در ابتدا به دختر یا زن فراری پناه دهند، اما در مراحل بعدی از وی سوء‌استفاده می‌کنند، اذعان داشت: زمانی که فرد از خانه فرار می‌کند، یکسری نیازهایی از جمله نیاز به پول ، خوراک و پوشاک دارد که باید به آن دست یابد و زنان و دختران فراری به سرعت توسط افراد سودجو شناسایی می‌شوند و به دام کارهای خلاف می‌افتند.

پریور ابراز داشت: افراد سودجو نیازهای عاطفی دختران فراری را پاسخ می‌دهند که این امر برای این دختران بسیار مهم است و آنها جذب می‌شوند و به آنها اعتماد می‌کنند و سودجویان از این اعتماد بهره می‌برند و بعد از سوء‌استفاده جنسی از این دختران، برای رسیدن به اهداف خود این زنان و دختران فراری را معتاد به مواد مخدر می‌کنند.

وی افزود: برآوردها نشان می‌دهد که بیشتر زنان و دختران فراری در 48 ساعت نخست بعد از فرار مورد سوء‌استفاده جنسی قرار می‌گیرند.

پریور با بیان اینکه نوع فرارها با یکدیگر فرق می‌کند، گفت: ممکن است دختری با پسری قصد ازدواج داشته باشند که به علت مخالفت خانواده‌ها اقدام به فرار می‌کنند و یا در مورد دیگر ممکن است، فرد توسط شخص دیگری اغفال شود و اقدام به فرار کند، یا اینکه فرد از شرایط زندگی به ستوه آمده باشد و دست به فرار بزند و گاهی افراد برای کسب تجربه جدید از خانه فرار می‌کنند که این امر ناشی از عوامل تاثیرگذار بر نگرش این آدم‌ها است.

باید به دادِ خانواده‌ها رسید

وی بیان کرد: خانواده‌ها در ارتباط با فرزندان خود به نوعی با مشکل مواجه هستند، زیرا شیوه‌های تربیتی، کنترلی و نظارتی را نمی‌دانند و باید به داد خانواده‌ها رسید و به آنها یاد داد که چگونه با فرزندان خود برخورد کنند.

این مقام انتظامی اظهار داشت: هنوز این موضوع در جامعه ما نهادینه نشده است که مشاوران و روانشناسان می‌توانند، خوب کار کنند و در حالی که ما برای بیماری جزئی چند 100 هزار تومان هزینه می‌کنیم، اما برای مسئله مهمی مانند ناسازگاری فرزندان حاضر نیستیم، 30 هزار تومان هزینه کنیم در صورتی که کمک از مشاور و روانشناسان راه حل مشکلات خانواده‌های ما است.

پریور عنوان کرد: خانواده یکی از نقاط قوت جامعه ما است، اما خانواده در معرض آسیب قرار دارد و باید فکر اساسی به حال خانواده‌ها کرد و برای تحکیم بنیان خانواده‌ها حرکتی اساسی انجام داد.

اقدامات نیروی انتظامی برای دختران فراری

وی در مورد عملکرد نیروی انتظامی در زمینه دختران و زنان فراری گفت: بعضی از خانواده‌ها بعد از فرار دنبال فرزندانشان هستند و شکواییه‌ای را می‌نویسند که نیروی انتظامی باید اقدامات قانونی در این زمینه را انجام دهد و نیرو با دستورات قضایی ردیابی این افراد را انجام می‌دهد و آنها را به خانواده‌ها تحویل می‌‌دهد.

پریور تصریح کرد: در بعضی موارد هم انتظامی فرد فراری را پیدا می‌کند و سپس از خانواده‌ها دعوت می‌کند و زن و یا دختر فراری را به آنها تحویل می‌دهد.

وی با بیان اینکه یکی از اقدامات نیروی انتظامی در زمینه دختران فراری انجام اقدامات مشاوره‌ای برای افراد فراری و خانواده‌های آنها است، خاطر نشان کرد: ما زنان و دختران فراری که پیدا می‌کنیم و یا دستگیر می‌شوند را به مرکز مشاوره آرامش ارجاع می‌دهیم و اقدامات روانشناختی و مشاوره‌ای برای آنها انجام می‌شود.

ارائه آموزش به دختران فراری نتیجه مطلوبی دارد

معاون اجتماعی فرماندهی انتظامی استان کرمان آسیب‌شناسی فرار دختران از خانه هم توسط نیروی انتظامی انجام می‌شود، گفت: در مراکز مشاوره نیروی انتظامی فرد آسیب‌دیده و خانواده وی را آموزش می‌دهند که این روش نتیجه مطلوبی داشته است.

پریور خاطر نشان کرد: آموزش‌های عمومی از دیگر اقدامات نیروی انتظامی در بحث زنان و دختران فراری است و ما به گروه‌های مختلف آموزش‌هایی را ارائه می‌دهیم و مشاوران ما در نقاط مختلف شهر از جمله محله‌ها و مدارس برای شناسایی مشکلات افراد تلاش می‌کنند و آموزش‌هایی را ارائه می‌دهند.

حرف آخر

گر چه آمار مربوط به دختران و زنان فراری جزو آمارهای محرمانه‌ای است که کمتر از سوی مسئولان و نهادهای ذی‌ربط اعلام می‌شود، اما واقعیت جامعه امروز نشان می‌دهد، بحث دختران فراری پدیده‌ای نیست که به راحتی بتوان از کنار آن گذشت، بنابراین می‌توان علاوه بر مطرح کردن علل و عوامل این آسیب اجتماعی به رفع مشکلات افرادی پرداخت که قصد فرار از خانه و کاشانه خود را دارند.

بی‌شک نقش خانواده را در فرار دختران از خانه نمی‌توان کتمان کرد، اما دستگاه‌های مختلف می‌توانند با ارائه آموزش‌های صحیح به خانواده‌ها و همچنین به زنان و دختران آسیب‌دیده از بروز پدیده ناخوشایند دختران فراری جلوگیری کنند.



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: روزهای تلخ فرار از خانه , یک تصمیم غلط یک دنیا پشیمانی ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : چهار شنبه 23 مرداد 1392
روانشناسی رنگ ها

قرمز رنگی بسیار قوی است. این رنگ معمولا بر روی احتیاط و علائم هشداردهنده استفاده می شود این است که اغلب همراه با توقف و یا “مراقب باشید” همراه است.

این رنگ گرم است که برانگیزاننده احساسات قوی از شور، انرژی، خون و جنگ است. رنگ قرمز اغلب برای پرچم های کشورها استفاده می شود و آنرا به عنوان نمادی از غرور و قدرت می دانند.

نارنجی ترکیبی از قرمز و زرد است. نارنجی نیز یک رنگ روشن و گرم است که نشان دهنده آتش، خورشید و گرمی است. این رنگ دارای خاصیت اشتها آور است. نارنجی باعث افزایش اکسیژن رسانی به مغز است و فعالیت های ذهنی را تحریک می کند به همین دلیل است که به شدت در میان جوانان پذیرفته شده است. در میان مرکبات پرتقال به رنگ نارنجی است.

سبز رنگ طبیعت و سلامتی است این رنگ نشان دهنده رشد، طبیعت، پول، باروری و ایمنی است. سبز آرامش بخش است. بسیاری از شرکت های دارویی و غذایی از رنگ سبز در آرم خود برای تبلیغ محصولات سالم و طبیعی استفاده می کنند. سبز تیره معمولا نماد ارتش، پول، امورمالی و بانکداری می باشد. سبز در حال تبدیل شدن به یک رنگ بسیار محبوب در طراحی وب سایت ها هم است.

آبی رنگ سرد و آرام بخش و نشان دهنده خلاقیت و هوش است. رنگ محبوب در میان شرکت ها، بیمارستان ها و شرکت های هواپیمایی بزرگ است. این رنگ نماد وفاداری، قدرت، حکمت و اعتماد است. آبی اثر آرام بخش بر روی روح و روان دارد. آبی رنگ آسمان و دریا است آبی رنگی است که به طور کلی خوب به نظر میرسد و رنگ محبوب در میان مردان می باشد.

بنفش ترکیبی از ثبات رنگ آبی و انرژی های قرمز است. در طول تاریخ بنفش با خانواده سلطنتی، اشراف و اعتبار شده همراه بوده است. این رنگ نماد رمزو راز، سحر و جادو و قدرت است. معمولا از بنفش برای به تصویر کشیدن پادشاهان قدرتمند، رهبران، جادوگران و شعبده بازان استفاده می شود. بنفش در ترکیب با طلا می تواند زرق وبرق دار و ثروت و زیاده روی را به تصویر بکشد. بنفش و صورتی یک رنگ محبوب در میان دختران نوجوان است.

زرد درخشان ترین رنگ برای چشم انسان است که نشان دهنده سرگرمی، شادی و نور خورشید است. این رنگِ شاد پر از انرژی است از این رنگ برای اسباب بازی ها و لباس های کودکان استفاده می شود.

قهوه ایمعمولا از قرمز و زرد تشکیل شده با درصد زیادی از سیاه و سفید. قهوه ای بیانگر زمین و جهان طبیعی است. این رنگ گرم است و نماد قابلیت اطمینان، پشتیبانی و قابل اعتماد بودن را دارد.

سیاه معمولا برای به تصویر کشیدن چیزی بد، افسرده، مرگ و ترسناک استفاده می شود اما نشانه خوش ذوقی و ظرافت نیز می باشد کسانی که دوستدار این رنگ هستند برای شخصیت اطرافیان خود احترام زیادی قائل هستند و از کمک کردن به دیگران لذت می برند.



:: موضوعات مرتبط: , ,
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : پایبند
تاریخ : دو شنبه 21 مرداد 1392
خدا جون

همیشه دوست داشتم بهت سلام کنم
باهات حرف بزنم

روبه روت بشینم
بغلت کنم
طوری که همه ی وجودت راحس کنم
هرچی فکرمی کنم حرفی یا سخنی پیداکنم
که لایقت باشد نمی شد اخه
همه چیزدر برابرت ضعیف وکوچک است
چیزی جزاینکه بگم
خداجون خودتو میخوام و دوستت دارم
چیزدیگه ای به نظرم نمیاد
ای معبود من ای معشوقه ی هستی
من نه بهشتت برایم مهم است و
نه ازجهنمت میترسم
چون تو را دارم
تمام هستیم توایی
همه ی وجودم مملو از توست
چطورتورابابهشتت معامله کنم
خداجون دوست دارم فقط یک لحظه
یک لحظه ببینمت
میخوام نوازشت کنم
خدای مهربون
وقتی گناهی انجام میدم
خجالت میکشم سرم را بالا بگیرم
دوست دارم توبه نکنم تا عذابش راببینم
امامی ترسم
می ترسم ایینه ی دلم باگناه توبه نکرده
کدر بماند و دیگه تو را در آن نبینم
بارویی شرمنده میام به درگاهت وتوبه میکنم
خدایایک سوال دارم
چرا بعضی از مردم عشق تو را فراموش کردند و
به عشقهای زمینی سره خودشون راگرم کردن؟؟؟؟


|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : پایبند
تاریخ : دو شنبه 21 مرداد 1392
رموز موفقیت : مطالب جالب و خواندنی
آنتونى رابينز

این متن بدون شک یکی
از بهترین متون موفقیتی است که دریافت کرده ام. امیدوارم که برای شما هم مؤثر واقع شود

6 دقیقه وقت دارید:
حتی
اگر خرافاتی نباشید، توصیه های خوب و قدرتمندی لابه لای این خط ها وجود
دارد. این متن توسط مؤسسه ی آنتونی رابینز برای موفقیت شما
فرستاده شده است و تا بحال 10 بار در سرتاسر جهان فرستاده شده است .

این پیام را نگه ندارید .
6 دقیقه همه ی کارهایتان را کنار بگذارید. این مساله کاملاً واقعیت دارد، حتی اگر خرافاتی، کافر یا بی ایمان نباشید .

یک- به مردم بیش از آنچه انتظار دارند بدهید و این
کار را با شادمانی انجام دهید .
دو-
با مرد یا
زنی ازدواج کنید که عاشق صحبت کردن با او هستید. برای اینکه وقتی پیرتر می
شوید، مهارت های مکالمه ای مثل دیگر مهارت ها خیلی مهم می شوند .
سه- همه ی آنچه را که می شنوید باور نکنید، همه ی آنچه را که دارید خرج نکنید و یا همان قدر که می خواهید نخوابید .
چهار- وقتی می گویید: دوستت دارم. منظورتان همین باشد .
پنج- وقتی می گویید : متاسفم. به چشمان شخص مقابل نگاه کنید .
شش- قبل از اینکه ازدواج کنید حداقل شش ماه نامزد باشید .
هفت- به عشق در اولین نگاه باور داشته باشید .
هشت- هیچ وقت به رؤیاهای کسی نخندید. مردمی که رؤیا ندارند هیچ چیز ندارند.
نه- عمیقاً و با احساس عشق بورزید. ممکن است آسیب ببینید ولی این تنها راهی است که به طور کامل زندگی می کنید .
ده- در اختلافات منصفانه بجنگید و از کسی هم نام نبرید .
یازده- مردم را از طریق خویشاوندانشان داوری نکنید .
دوازده- آرام صحبت کنید ولی سریع فکر کنید .
سیزده- وقتی کسی از شما سوالی می پرسد که نمی خواهید پاسخ دهید، لبخندی بزنید و بگویید : چرا می خواهی این را
بدانی؟
چهارده- به خاطر داشته باشید که عشق بزرگ
و موفقیت های بزرگ مستلزم ریسک های بزرگ هستند .
پانزده- وقتی کسی عطسه می کند به او بگویید : عافیت باشد .
شانزده- وقتی چیزی را از دست می دهید، درس گرفتن از آن را از دست ندهید .
هفده- این سه نکته را به یاد داشته باشید: احترام به خود، احترام به دیگران و مسئولیت همه کارهایتان را پذیرفتن.
هجده- اجازه ندهید یک اختلاف کوچک به دوستی بزرگتان صدمه بزند .
نوزده- وقتی متوجه می شوید که اشتباهی مرتکب شده اید، فوراً برای اصلاح آن اقدام کنید .
بیست- وقتی تلفن را بر می دارید لبخند بزنید، کسی که تلفن کرده آن را در صدای شما می شنود .
بیست و یک- زمانی را برای تنها بودن اختصاص دهید .


یک دوست واقعی کسی است که دست شما را بگیرد و قلب شما را لمس کند . این پیام را پیش خود نگه ندارید


:: موضوعات مرتبط: , ,
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : پایبند
تاریخ : دو شنبه 21 مرداد 1392
گلوله ارتش اسرائیل در بدن کودکی در شکم مادر!!


:: موضوعات مرتبط: , ,
|
امتیاز مطلب : 10
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : پایبند
تاریخ : دو شنبه 21 مرداد 1392
همه را دوست داشته باش

دنبال نگاه ها نرو، چون میتونن گولت بزنن، دنبال دارایی نرو چون کم کم افول می کنه دنبال کسی برو که باعث بشه لبخند بزنی چون فقط با یک لبخند میشه یه روز تیره را روشن کرد. کسی را پیدا کن که تو را شاد کنه.


*برای عشق تمنا کن ولی خار نشو.برای عشق قبول کن ولی غرورت را از دست نده. برای عشق گریه کن ولی به کسی نگو.برای عشق مثل شمع بسوز ولی نگذار پروانه ببینه.برای عشق پیمان ببند ولی پیمان نشکن.برای عشق جون خودتو بده ولی جون کسی رو نگیر.برای عشق وصال کن ولی فرار نکن.برای عشق زندگی کن ولی عاشقانه زندگی کن.برای عشق خودت باش ولی خوب باش برای عشق بمیر ولی کسی رو نکش.


*عشق ایستادن زیر باران و خیس شدن زیر باران نیست، عشق آن است که یکی برای دیگری چتری شود، و او هیچوقت نداند که چرا خیس نشده.

بیست بار دیدمت، نوزده بار بهت خندیدم، هیجده بار به من اخم کردی، هفده بار ازم خسته شدی، شانزده بار دیگه سعی کردم و پانزده جمله عاشقانه رو چهارده بار به سیزده زبان و دوازده لهجه و یازده روز و روزی ده بار به کمک نه نفر به تو گفتم، اما تو هشت بار ازم قهر کردی، هفت بار صورتتو ازم برگردوندی و من شش بار برات مردم، پنج بار قربانت رفتم و چهار بار نازت رو کشیدم. تو سه بار ناز کردی و دو بار خندیدی و جونمو به لب رسوندی تا یک بار بگی: دوسم داری

همه را دوست داشته باش ولی به 1 نفر عشق بورز... توی قلب همه باش اما قلبت ماله 1 نفر باشه.... عشق مثل گنجشک می مونه اگه محکم بگیریش تو دستات می میره اگه شل بگیریش فرار می کنه پس باید یه جوری بگیریش که تو دستات خوابش ببره



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: دوست داشتن همه ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : پایبند
تاریخ : یک شنبه 20 مرداد 1392
ادامه جنایات در میانمار در سکوت مطلق مسلمانان
اين روزها جهان ناظر نسل كشي و كشتار وحشيانه مسلمانان ميانمار است. جنايتي كه با سكوت پرسش برانگير جامعۀ حهاني مواجه است.

نسل‎کشی مسلمانا میانمار را که براساس آمار غیر رسمی با کشته شدن چندين هزار مسلمان همراه شده است شاید بتوان خونین‎ترین نسل‎کشی تاریخ علیه مسلمانان خواند.

نسل کشی‏‎های صورت گرفته در حلبچه، سربرنیتسا، اردوگاه صبرا و شتیلا، پاراچنار و هم اکنون میانمار، پنج نسل کشی دردآور علیه مسلمانان در سی سال اخیر هستند، نسل‎کشی‏‌هایی که با مرگ بیش از 66 هزار مسلمان و سکوت جامعه جهانی همراه بودند. در این میان با توجه به آمار موجود، مسلمان میانماری با کشته شدن 50 هزار نفر از هم‌کیشان خود، شاهد تلخ‏‎ترین و خونین‏‌ترین نسل کشی مسلمانان در قرن اخیر بوده‏‌اند.

در کنار روایت داستان تلخ و خونین نسل کشی مسلمانان میانماری، وسعت کشتار مسلمان در میانمار و سکوت جامعه جهانی به چنین اقدام غیرانسانی، یادآور نسل‏ کشی مسلمان در قرن اخیر است، داستانی که گویا قرار است در هر گوشه جهان، هر بار به نحوی تکرار شود و هربار روایت تازه‏‌ای از مظلومیت مسلمانان رقم بخورد.

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : یک شنبه 20 مرداد 1392
شعری از استاد شهریار


گینه گلدی رمضان هامی مسلمان اولاجاق
دین اسلام اوجالوب خلق نماز خوان اولاجاق

گله جق غیرتده فاسق ، اولاجاق اهل تمیز
ایتدیقی معصیته جمـــــــله پشیمــان اولاجاق

بیر محرمده چخوب شاهقلی بو مسجد دن
بیر ده بو آیده گلــــوب داخـل ایوان اولاجا ق

روزه سین میل ایلینلر چیخاجاقلار سفـره
ایله بیر هاموسی زوار خـــراسان اولاجا ق

او آداملار که ایدوب میلته چوخ جور وستم
هاموسی بیر گئجه ده قاری قرآن اولاجاق


هچ گناه اولماسا بسدور بیزه بو صوم وصلاه
قبر ایچینده بیزه او حائیل سوزان اولاجاق

ترجمه فارسی:
ماه رمضان آمد و همه مسلمان خواهند شد
دین اسلام بلند مرتبه شده و همه نماز خوان خواهند شد

فاسق غیرتمند و اهل تمیز خواهد شد
برای تمام معصیتهایی که کرده پشیمان خواهد شد

شاهقلی یکبار در ماه محرم به این مسجد آمده است
بار دیگر هم در این ماه وارد ایوان خواهد شد

روزه خواران به مسافرت خواهند رفت
گویا همه شان برای زیارت به خراسان خواهند رفت

آنانکه به مردم ظلم و ستم بسیار کرده اند
همه شان ناگهان یک شبه قاری قران خواهند شد

تصور میکنند با این همه گناه خواندن نماز و روزه گرفتن
درون قبر حائلی برای آتش سوزان جهنم خواهد شد.



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : یک شنبه 20 مرداد 1392
ماجرای انتخاب همسر برای شاهزاده چین(بسيار خواندني و آموزنده)

دویست و پنجاه سال پیش از میلاد؛ در چین باستان؛ شاهزاده ای تصمیم به ازدواج گرفت. با مرد خردمندی مشورت کرد و تصمیم گرفت تمام دختران جوان منطقه را دعوت کند، تا دختری سزاوار را انتخاب کند.
وقتی خدمتکار پیر قصر، ماجرا را شنید غمگین شد چون دختر او هم مخفیانه عاشق شاهزاده بود. دختر گفت او هم به آن مهمانی خواهد رفت.
مادر گفت: تو شانسی نداری، نه ثروتمندی و نه خیلی زیبا. دختر جواب داد: می دانم که شاهزاده هرگز مرا انتخاب نمی کند، اما فرصتی است که دست کم یک بار او را از نزدیک ببینم.
روز موعود فرا رسید و همه آمدند. شاهزاده رو به دختران گفت: به هر یک از شما دانه ای می دهم، کسی که بتواند در عرض شش ماه زیباترین گلرا برای من بیاورد، ملکه آینده چین می شود.
همه دختران دانه ها را گرفتند و بردند. دختر پیرزن هم دانه را گرفت و در گلدانی کاشت. سه ماه گذشت و هیچ گلی سبز نشد، دختر با باغبانان بسیاری صحبت کرد و راه گلکاری را به او آموختند، اما بی نتیجه بود، گلی نرویید.
روز ملاقات فرا رسید، دختر با گلدان خالی اش منتظر ماند و دیگر دختران هر کدام گل بسیار زیبایی به رنگها و شکلهای مختلف در گلدانهای خود داشتند.
لحظه موعود فرا رسید شاهزاده هر کدام از گلدانها را با دقت بررسی کرد و در پایان اعلام کرد دختر خدمتکار همسر آینده او خواهد بود!
همه اعتراض کردند که شاهزاده کسی را انتخاب کرده که در گلدانش هیچ گلی سبز نشده است.

شاهزاده توضیح داد: این دختر تنها کسی است که گلی را به ثمر رسانده که او را سزاوار همسری امپراتور می کند: گل صداقت... همه دانه هایی که به شما دادم عقیم بودند، امکان نداشت گلی از آنها سبز شود... .



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: ماجرای انتخاب همسر برای شاهزاده چین(بسيار خواندني و آموزنده) ,
|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : پایبند
تاریخ : یک شنبه 19 مرداد 1392
جزئیات دسته‌بندی رشته‌های تحصیلی کنکور ۹۲

رشته‌های مختلف تحصیلی کنکور ۹۲ با توجه به ماهیت و گسترش در سطح کشور به ۴ دسته تقسیم ‎بندی می‌شوند.

به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری فارس،رشته‌های مختلف تحصیلی با توجه به ماهیت و گسترش در سطح کشور به 4 دسته تقسیم‌‎بندی می‌شوند.

بر اساس این دسته‌بندی رشته‌ها در 4 گروه با عناوین رشته‌های استانی، ناحیه‌ای، قطبی و منطقه‌ای معرفی و شناخته می‌شوند.

بنابراین گزارش، رشته‌های استانی به رشته‌هایی اطلاق می‌شود که در اکثر استان‌ها گسترش داشته یا از نظر کاربردی به متخصصان بومی نیاز دارند.

لازم به ذکر است، اینگونه رشته‌ها در جدول (رشته‌های تحصیلی،زیرگروه،مقاطع تحصیلی و نوع گزینش) هر یک از گروه های آزمایشی مختلف در دفترچه راهنمای انتخاب رشته مشخص شده‌اند.

در توضیح رشته‌های ناحیه‌ای لازم به توضیح است که این عنوان به رشته‌هایی اطلاق می‌شود که در اکثر استان‌ها وجود نداشته ولی در چند استان مجاور که به عنوان یک ناحیه بومی تلقی می‌شود (مطابق جدول دسته‌بندی نواحی بومی) موجود است.

شایان ذکر است، اینگونه رشته‌ها در جدول (رشته‌های تحصیلی زیرگروه ، مقاطع تحصیلی و نوع گزینش) هر یک از گروه‌های آزمایشی مختلف در دفترچه راهنمای انتخاب رشته مشخص شده‌اند.

همچنین رشته‌های قطبی به رشته‌هایی اطلاق می‌شود که در اکثر نواحی وجود نداشته ولی در چند ناحیه بومی مجاور که به عنوان قطب بومی تلقی می‌شود (مطابق جدول دسته‌بندی قطب‎های بومی) موجود است.

گفتنی است، اینگونه رشته‌ها در جدول (رشته های تحصیلی، زیرگروه ، مقاطع تحصیلی و نوع گزینش) هر یک از گروه‌های آزمایشی مختلف در این دفترچه راهنما مشخص شده‌اند.

در پایان لازم به ذکر است که رشته‌های کشوری نیز به رشته‌هایی اطلاق می شود که در اکثر قطب‎های بومی وجود نداشته و تنها در تعدادی از دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالی ارائه می‌شود. اینگونه رشته‌ها در جدول (رشته‌های تحصیلی، زیرگروه ، مقاطع تحصیلی و نوع گزینش) هر یک از گروه های آزمایشی مختلف در این دفترچه راهنما مشخص شده‌اند.



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: انتخاب رشته کنکور ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : شنبه 19 مرداد 1392
یک داستان واقعی

پیرمرد یه همبرگر یک چیپس و یه نوشابه سفارش داد...

همبرگر را به ارامی از توی پلاستیک در اورد و با دقت خیلی زیاد به دو قسمت تقسیم کرد...

یک نیمه اش را برای خودش برداشت و نیمه دیگر را جلوی زنش گذاشت...

بعد از ان پیرمرد با دقت خیلی زیاد چیپس ها رو دانه دانه شمرد و
انها را دقیقا به دو قسمت تقسیم کرد

و نصفی از انها را جلوی زنش گذاشت و نصفه دیگر را جلوی خودش...

پیرمرد یه جرعه از نوشابه ای که سفارش داده بودند را خورد...

پیرزن هم همین کار را کرد و فقط یک جرعه از نوشابه را خورد
و بعدش ان را دقیقا وسط میز قرار داد...

پیرمرد چند گاز کوچک به نصفه همبرگر خودش زد...

بقیه افراد که توی رستوران بودن فقط داشتن انها را نگاه می کردن
و به راحتی می شد پچ پچ هایشان رو در مورد پیرمرد و پیرزن شنید:
"
این زوج پیر و فقیر رو نگاه کن...طفلکی ها پول ندارن واسه خودشون دو تا همبرگر بخرن..."

پیرمرد شروع کرد به خوردن چیپس ها ...

در همین حال بود که یک مرد جوان که دلش به رحم امده بود به میز انها اومد
و خیلی مودبانه پیشنهاد داد که یه همبرگر دیگر برایشان بخرد...

پیرمرد جواب داد:
"
نه...ممنون...ما عادت داریم همیشه همه چیز رو با هم شریک بشیم..."

بعد از ۱۰ دقیقه افرادی که پشت میزهای کناری نشسته بودن متوجه شدن
که پیرزن هنوز لب به غذا نزده...

پیرزن فقط نشسته بود و غدا خوردن شوهرش رو تماشا می کرد
و فقط هر از وقتی جایش را با شوهرش توی نوشابه خوردن عوض می کرد...

در همین حال بود که دوباره مرد جوان به میز انها امد و دوباره پیشنهاد داد که برایشان یه همبرگر دیگر بخرد...

این بار پیرزن جواب داد:
"
نه خیلی ممنون... ما عادت داریم که همه چیزها رو با هم شریک بشویم..."

چند دقیقه بعد پیرمرد همبرگرش را کامل خورده بود و مشغول تمیز کردن دست و دهنش بود

که دوباره مرد جوان به میز انها امد وبه طرف پیرزن که هنوز لب به غذا نزده بود رفت و گفت:می تونم بپرسم منتظر چی هستید؟

"پیرزن به صورت مرد جوان خیره شد و گفت:"دندان



:: موضوعات مرتبط: , ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : شنبه 19 مرداد 1392
سخنان زیبای ناپلون


در دنیا فقط از یک چیز باید ترسید و آن خود ترس است .

اولین شرط توفیق شهامت و بی باکی است .

نایاب ترین چیزها در جهان دوست صمیمی است .

دردها و رنج ها فکر انسان را قوی می سازد

کسانی که روح نامید دارند مقصرترین مردم هستند.

کسی که می ترسد شکست بخورد حتما شکست خواهد خورد.

یک روز زندگی پر غوغا و در شهرت و افتخار بهتر از صد سال گمنامی است.

پیروزی یعنی خواستن .

عشق گوهری است گرانبها ، اگر با عفت توام باشد.

عفت در زن مانند شجاعت است در مرد ، من از مرد ترسو همچنان متنفرم که از زن نانجیب

فداکاری در راه وطن از همه فضایل باارزشتر است



:: موضوعات مرتبط: , ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : شنبه 19 مرداد 1392
فلسفه مورچه

سلام خدمت تمامی دوستان عزیزم من واقعا نتونستم از این مطلب بگذرم و پست نذارمش چون خیلی جالب و پر محتواست امیدوارم ازش درس بگیرید...

مورچه ها در سراسر دنیا دیده می شوند و تعدادشان بسیار زیاد است ولیکن زندگی مورچه ها سرشار از فلسفه است و بیایید با هم چند نمونه از آن را مرور کنیم و بیندیشیم و ..............

مورچه ها:

1.بسیار پرتلاش اند.

2. راههای گوناگونی را جستجو می کنند.

3. از مانع عبور می کنند؛ هر اندازه بزرگ یا خطرناک باشد.

4.اگر عبور از مانع ممکن نباشد، مانع را دور می زنند.

5. تا به هدفشان نرسند، دست از راه رفتن بر نمی دارند ؛ حتی در سر بالائی های مسیر می افتند ولی دوباره ادامه میدهند و بیشتر سعی و تلاش میکنند .

6. بااحتیاط اند.

7. اتحاد دارند؛ هیچ کدام تنها با دشمنان نمی جنگند.

8.زندگی دستجمعی دارند و هیچ مورچه ای تنها زندگی نمی کند.

9. با هم و در کنار هم و با تقسیم کاری شگفت انگیز زندگی می کنند.

10. روح صرفه جویی دارند؛ آنها هیچ وقت تمام آذوقه زمستانی را نمی خورند و همواره در لانه خود غذای چند سال آینده را آماده دارند. با این روش، در زمستان سرد و سخت، غذای کافی دارند.

11. عاشق آفتاب اند. در زمستان، هنگامی که هوا آفتابی می شود، آنان بیدرنگ از لانه گرم خود بیرون می آیند.

12- در اثر ممارست آنقدر ورزیده شده اند که گویند قویترین موجود روی زمین است زیرا که چندین برابر وزن خود را میتوانند از روی زمین بلند کند .

بله، مورچه های کوچک به انسان فلسفه زندگی می آموزند! مورچه ها با عمل خود به ما نشان می دهند که هرگز ناامید نشویم؛ محتاط باشیم؛ با آرزو مأنوس شویم؛ تمام توانمان را برای موفقیت به کار گیریم؛ قدر نعمتهای خدا را بدانیم؛ صرفه جو باشیم؛ از کنار هم بودن لذت ببریم؛ با هم آینده را بسازیم؛ از تنهایی گریزان باشیم؛ منافع جمع را بر منافع خودمان ترجیح دهیم و حال

نظر شما چیست ؟



:: موضوعات مرتبط: , ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : شنبه 19 مرداد 1392
موفقیت یعنی ...

موفقیت یعنی از مخروبه شکست،
کاخ پیروزی ساختن.

موفقیت یعنی از ناممکن ها،
ممکن ساختن.

موفقیت یعنی همیشه جانب حق را نگاه
داشتن.

موفقیت یعنی با ارامش زیستن.

موفقیت یعنی ناکامی ها را جدی
نگرفتن.

موفقیت یعنی از تجارب انسان های
موفق درس گرفتن.

موفقیت یعنی اشتباه را پذیرفتن و تکرار
نکردن ان.

موفقیت یعنی با شرایط مختلف خود را
وفق دادن.

موفقیت یعنی حفظ خونسردی در شرایط
دشوار.

موفقیت یعنی تکیه گاه بودن برای
دیگران

موفقیت یعنی قدردان بودن.

موفقیت یعنی خسته نشدن از مبارزه با
دشواری ها.

موفقیت یعنی خندیدن به انچه دیگران
مشکلش می پندارند.

موفقیت یعنی توانایی دوست داشتن.

موفقیت یعنی به وظیفه خود خوب عمل
کردن.

موفقیت یعنی عاشق زندگی بودن.

موفقیت یعنی صبور بودن.

و شما موفقیت را چطور معنی می کنید منتظر پاسخ های زیبا شما هستم؟



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: موفقیت یعنی ,
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : پایبند
تاریخ : شنبه 19 مرداد 1392
کدام را سوار می کنی؟!

یک شرکت بزرگ قصد استخدام یک نفر را داشت.

بدین منظور آزمونی برگزار کرد که یک پرسش داشت. پرسش این بود:

شما در یک شب طوفانی در حال رانندگی هستید. از جلوی یک ایستگاه اتوبوس می‌گذرید. سه نفر داخل ایستگاه منتظر اتوبوس هستند. یک پیرزن که در حال مرگ است. یک پزشک که قبلاً جان شما را نجات داده است. یک خانم/آقا که در رویاهایتان خیال ازدواج با او را دارید. شما می‌توانید تنها یکی از این سه نفر را سوار کنید. کدام را انتخاب خواهید کرد؟ دلیل خود را شرح دهید.

پیش از اینکه ادامه حکایت را بخوانید شما نیز کمی فکر کنید.

؟!

؟!

؟!

؟!

؟!

؟!

؟!

؟!

؟!

؟!

؟!

؟!

؟!

؟!

؟!

قاعدتاً این آزمون نمی‌تواند نوعی تست شخصیت باشد زیرا هر پاسخی دلیل خودش را دارد.

پیرزن در حال مرگ است، شما باید ابتدا او را نجات دهید. هر چند او خیلی پیر است و به هر حال خواهد مرد.

شما باید پزشک را سوار کنید. زیرا قبلاً جان شما را نجات داده است و این فرصتی است که می‌توانید جبران کنید. اما شاید هم بتوانید بعداً جبران کنید.

شما باید شخص مورد علاقه‌تان را سوار کنید زیرا اگر این فرصت را از دست دهید ممکن است هرگز قادر نباشید مثل او را پیدا کنید.

از دویست نفری که در این آزمون شرکت کردند، شخصی که استخدام شد دلیلی برای پاسخ خود نداد. او نوشته بود:

سوئیچ ماشین را به پزشک می‌دهم تا پیرزن را به بیمارستان برساند و خودم به همراه همسر رویاهایم منتظر اتوبوس می‌مانیم.

همه می‌پذیرند که پاسخ فوق بهترین پاسخ است، اما هیچکس در ابتدا به این پاسخ فکر نمی‌کند. چرا؟

زیرا ما هرگز نمی‌خواهیم داشته‌ها و مزیت‌های خود را (ماشین) از دست بدهیم.

اگر قادر باشیم خودخواهی‌ها، محدودیت ها و مزیت‌های خود را از خود دور کرده یا ببخشیم گاهی اوقات می‌توانیم چیزهای بهتری به دست بیاوریم.

تحلیل فوق را می‌توانیم در یک چارچوب علمی‌تر نیز شرح دهیم:

در انواع رویکردهای تفکر، یکی از انواع تفکر خلاق، تفکر جانبی است که در مقابل تفکر عمودی یا سنتی قرار می‌گیرد.

در تفکر سنتی، فرد عمدتاً از منطق، در چارچوب مفروضات و محدودیت‌های محیطی خود، استفاده می‌کند و قادر نمی‌گردد از زوایای دیگر محیط و اوضاع اطراف خود را تحلیل کند.

تفکر جانبی سعی می‌کند به افراد یاد دهد که در تفکر و حل مسائل، سنت شکنی کرده، مفروضات و محدودیت ها را کنار گذاشته، و از زوایای دیگری و با ابزاری به غیر از منطق عددی و حسابی به مسائل نگاه کنند.

در تحلیل فوق اشاره شد اگر قادر باشیم مزیت‌های خود را ببخشیم می‌توانیم چیزهای بهتری به دست بیاوریم.

شاید خیلی از پاسخ‌دهندگان به این پرسش، قلباً رضایت داشته باشند که ماشین خود را ببخشند تا همسر رویاهای خود را به دست آورند.

بنابراین چه چیزی باعث می‌شود نتوانند آن پاسخ خاص را ارائه کنند. دلیل آن این است که به صورت جانبی تفکر نمی‌کنند.

یعنی محدودیت ها و مفروضات معمول را کنار نمی‌گذارند .

اکثریت شرکت‌کنندگان خود را در این چارچوب می‌بینند که باید یک نفر را سوار کنند و از این زاویه که می‌توانند خود راننده نبوده و بیرون ماشین باشند، درباره پاسخ فکر نکرده‌اند.

پیروزو سربلند باشید



:: موضوعات مرتبط: , , ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : شنبه 19 مرداد 1392
من برنده ام
من برنده ام... من برنده ام:چون زندگی را زیبا میبینم و وقتی به زندگی زیبا نگریستم ان گاه زیبا خواهد شد من برنده ام:چون میدانم اگر به معجزه اعتقاد و ایمان داشته باشم برایم اتفاق خواهد افتاد و این معجزه اعتقاد و ایمان است من برنده ام:چون میدانم هر اقدام بزرگ ابتدا محال به نظر میرسد س تمام تلاشم را میکنم تا محال را به ممکن تبدیل سازم من برنده ام:جون ذهنم را ان گونه ساخته ام که جهنم را برایم به بهشت تبدیل کند نه انکه بهشت را به جهنم! من برنده ام:چون در انتهای فعالیت روزانه ساعتی را با خودم خلوت میکنم و با تکیه بر صداقت بی رحمانه با خود عملکرد روزم را با دقت ارزیابی میکنم من برنده ام:چون نقشه زندگی خود را چنان شفاف رسم کرده ام که تنها راه باقی مانده ساختن ان است من برنده ام:چون هم نا امیدی را میشناسم هم صبر و حوصله را و البته خوب میدانم که صبر و حوصله شکل دیگری از نا امیدی است که انسان بهتر می تواند ان را تحمل کند من برنده ام:چون برای رسیدن به سرزمین اهدافم اولین قدم رابرداشته ام قدم اول یعنی تصمیم! من برنده ام:چون میدانم مشکلات مانند صخره هایی هستند که در مسیر رود وجود دارند اگر صخره نبود رود هیچ اوازی سر تقدیم به تمام کسانی که به دنبال موفقیت هستند

:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: من برنده ام ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : شنبه 19 مرداد 1392
کمی مکث کنید!
لطفا کمی مکث کنید؟ پس انداز کردن هنر بزرگی است،و چگونه خرج کردن هنری بزرگ تر افراد کوته نظر وقتی از درک مطلبی عاجز می مانند از حربه تمسخر و نیشخند استفاده میکنند انها که انزوا و گوشه گیری پیشه کرده اند،بهترین فرصت را برای هجوم افکار مزاحم فراهم ساخته اند فکر کردن و صرف انرژی برای خواسته های محال و نا ممکن،مثل مشت زدن بر دیوار بتونی است برای افراد نیک بین در هر بن بست راه خروجی است و برای افراد منفی گر هر را باز به مثابه یک بن بست است شاد زندگی کردن باعث میشود هرگز تنها نمانی اگر روزی تنها ماندی هیچکس جز خودت را مقصر ندان همیشه فکر کردن در مورد حوادث بد و ناگوار، از روبرو شدن با ان حوادث سخت تر است انچه که یه فرد افسرده را از یک فرد شاد متمایز می سازد نوع نگرش او نسبت به اطراف است هیچگاه برای تغییر روش و منش شخصیتی دیر نیست،به شرط انکه ارزش ها را به خوبی بشناسی ان که می بخشد خداوند او را می بخشاید انسان های بزرگ را نه *شما* خطاب کردنشان خیلی خوشحال میکند و نه *تو* خطاب کردنشان ناراحت انچه بین زن و شوهر فاصله می اندازد نبود عشق نیست، عدم درک خواسته ها و درک یکدیگر است همیشه ان باش که الگو قرار گیری نه ان که از این و ان تقلید کنی

:: موضوعات مرتبط: , ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : شنبه 19 مرداد 1392
سخنانی ارزشمند از حضرت علی ع
سلام دوستان اینم یه سری از سخنان گوهر بار حضرت علی ابن ابیطالب (ع) که خیلی هم معرکه است علی ابن ابیطالب : سخنان شما سنگهای سخت را نرم می کند علی ابن ابیطالب : در فتنه ها همچون بچه شتر باش که نه پشت دارد تا بر آن سوار شوند و نه پستانی که از آن شیر بدوشند . علی ابن ابیطالب : دعوت کننده ای که فاقد عمل باشد مانند تیر اندازی است که کمان او زه ندارد علی ابن ابیطالب : کسی که بر مرکب شکیبایی سوار شود به پیروزی نهایی دست می یابد علی ابن ابیطالب : چه زشت است کوچکی به هنگام نیاز و سرکشی به هنگام بی نیازی علی ابن ابیطالب : حاجت محتاج را به تاخیر نینداز زیرا نمی دانی از اینکه فردا برای تو چه پیش خواهد آمد علی ابن ابیطالب : حق سنگین است اما گوارا ، باطل سبک است، اما در کام چون سنگی خارا علی ابن ابیطالب : دوست مومن عقل است ، یاورش، علم ، پدرش مدارا و برادرش ، نرمش علی ابن ابیطالب : علم خویش را به جهل و یقین خود را به شک مبدل نکنید، آنگاه که به علم رسیدید عمل کنید و آنگاه که به یقین دست یافتید ،اقدام نمایید. علی ابن ابیطالب : حق بگویید تا به حق معروف شوید،حق را به کار ببندید تا از اهل حق باشید علی ابن ابیطالب : آنچه را نمی دانی مگو ، بلکه هر آنچه را که می دانی نیز اظهار مکن علی ابن ابیطالب : پیش از این که نسبت به کاری تصمیم بگیری مشورت کن ، و قبل از این که وارد عمل شوی ، فکر کن علی ابن ابیطالب : اطمینان را با امیدواری مبادله نکن علی ابن ابیطالب : همانا پاداش دانشمند از شخص روزه دار و شب زنده دارکه در راه خدا جهاد می کند بیشتر است علی ابن ابیطالب : عاقل ترین مردم کسی است که عواقب کار را بیشتر بنگرد علی ابن ابیطالب : بزرگترین نادانی ها برای بشر عدم شناخت خود است علی ابن ابیطالب : برای مردم آن را بخواه که برای خود می خواهی و با دیگران طوری رفتار کن که مایلی درباره ات آنچنان کنند علی ابن ابیطالب : گیتی برای تو شیواترین پندآموز است اگر پندپذیر باشی علی ابن ابیطالب : بپرهیز از انجام کاری که اگر فاش شود انجام دهنده را خوار و خفیف سازد علی ابن ابیطالب : بهترین شیوه صداقت وفای به عهد است علی ابن ابیطالب : هیچ ارثی مانند ادب و اخلاق پر ارج و گرانمایه نیست علی ابن ابیطالب : بهترین شیوه عدل ، یاری مظلوم علی ابن ابیطالب : مربی لایق کسی است که از غریزه عشق به کمال و ترقی خواهی کودک استفاده کند علی ابن ابیطالب : بوسیدن فرزند ، رحمت و محبت است علی ابن ابیطالب : اسرار خویش را به کسی علی ابن ابیطالب : سرلوحه کتاب سعادت بشر ، رفتار پاک و سجایای اخلاقی اوست علی ابن ابیطالب : بی خردتر از همه کسی است که خود را خردمندتر از همه پندارد علی ابن ابیطالب : شکیبایی در مصیبت ، از نشانه های مومن است علی ابن ابیطالب : شرط خرد حفظ تجربه ها و بکار بستن آنهاست علی ابن ابیطالب : هر کس در نقطه ضعف های دوست خود دقیق شود ، پیوند دوستی او قطع خواهد شد علی ابن ابیطالب : آدمی به گفتارش سنجیده می شود و به رفتارش ارزیابی می گردد، چیزی بگو که کفه سخنت سنگین شود و کاری کن که قیمت رفتارت بالا رود علی ابن ابیطالب : هیچ شرافتی مانند فروتنی نیست علی ابن ابیطالب : برای مشاورت ، خردمندان را برگزین تا از ملامت و ندامت در امان باشی به امید زندگی بهتر

:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: سخنانی ارزشمند از حضرت علی ع ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : شنبه 19 مرداد 1392
قانون 80/20

ایا با قانون هشتاد بیست اشنا هستید؟

در سال ۱۹۰۶ یک اقتصاد دان ایتالیایی به نام ویلفردوپارتو در حین تحقیقات راجع به ثروت در ایتالیا متوجه شد که ۸۰ درصد ثروت کشور در دست ۲۰ درصد افراد کشور است.او ۲۰ درصد با نفوذ و ثروتمند را * اقلیت مهم *و بقیه ۸۰ درصد جمعیت جامعه را * اکثریت کم اهمیت نامید * بسیاری از محققان این پدیده را در امور تخصصی خود مورد بررسی قرار دادند و به نتایج مشابه جالبی رسیدند.پیشتاز مدیریت کیفیت دکتر ژزف جوران که در سال ۱۹۴۰ در امریکا می زیست یک اصل جهان مشمول را شناسایی کرد و ان را به پارتو نسبت داد.او این اصل را اصل پارتو یا قانون ۲۰/۸۰ نامید.

قانون مذکور یکی از مفیدترین مفاهیم موجود در زمینه مدیریت و زندگی است.به مثال های زیر توجه کنید:

۸۰ درصد سود شما مربوط به ۲۰درصد از محصولات یا خدمات شما است

۸۰ درصد بیماران دچار۲۰ درصد بیماری ها میشوند

۸۰ درصد انبار شما از ۲۰ درصد لوازم شما پر شده است

۸۰ درصد تصادفات مربوط به ۲۰ درصد جرایم رانندگی است

۸۰ درصد شاخص سهام مربوط به ۲۰ درصد شرکت ها

۸۰ درصد مشکلات پرسنلی سازمان شما مربوط به ۲۰ درصد کارکنان است

جمله طلایی:

۸۰درصد موفقیت مربوط به ۲۰ درصد فعالیت شماست.شما اغلب افرادی را میبینید که در تمام مدت کار میکنند اما ظاهرا کار زیادی انجام نمیدهند اما انجام یک یا دو کار اصلی را به بعد موکول میکنند.

قاعده کلی ۲۰/۸۰ میتواند به عنوان یک یاداوری روزانه در خدمت شما باشد و به ما یاداوار شود که ۸۰ درصد زمان و انرژی خود را بر ۲۰ درصد انچه واقعا مهم است متمرکز کنیم.

بدین منظور قبل از شروع هر کاری از خود بپرسید:

ایا این کار در زمره بیست درصد مهم است یا هشتاد درصد کم اهمیت؟

تنها هوشمندانه کار کردن کافی نیست بلکه باید هوشمندانه به روی چیزهای درست و مهم تمرکز کنیم


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : شنبه 19 مرداد 1392
قانون طلایی زندگی

اکنون شما در مکانی هستید که افکار و اعمالتان در چند سال اخیر شما را به آنجا آورده اند . آن چه در ده ، بیست سال آینده تجربه خواهید کرد ، متاثر از کارهایی است که همین امروز انجام می دهید دوستان شما ، خانواده و شغل و حساب بانکی و محل سکونت شما ، تماما" توسط انتخابی که صورت می دهید ، فراهم خواهد شد .
آنچه امروز انجام می دهید ، بر آنچه فردا می خواهید انجام دهید ، تاثیر خواهد نهاد ، رنج و زحمت امروز ، گنج فردا را تدارک خواهد دید .
می توانید تصمیم به ترک یک عادت ناپسند بگیرید یا ساعتی را در کنار خانواده بگذارید ، یا برای آینده خود برنامه ریزی کنید ...


این دیگر عزم و اراده شماست که انجام کارها را میسر می سازد .


انسان نا آگاه هرگز قادر به درک این مسائل نخواهد بود اما هر موجود خردمند و عاقلی این نکته باریک تر از مورا می بیند ومیداند که آن چه امروز انجام می دهد از اهمیت خاصی برخوردار است . شما می توانید تا مدتی هم که شده از مقابله با حوادث و رویدادهای زندگی شانه خالی کنید و آنها را به هیچ بگیرید ، ولی دیر یا زود متوجه خواهید شد خلاصی از دست آنها میسر نیست . می بینید که صورت حساب هایتان را پرداخت نکرده اید ، کارتان را نیمه تمام رها کرده اید و دیگری را مسئول و مقصر کارها می دانید و چند ماهی زندگی را به همین شیوه می گذرانید . پس از آن چه اتفاقی می افتد ؟! سرانجام ، یک روز زیر آوار مشکلات از پای درمی آیید و از این که هیچ ذوق و شوقی برای کار کردن ندارید ، شگفت زده میشوید و زمانی تعجبتان بیشتر میشود که در می یابید موجودی بانکی تان ته کشیده و کسی را هم دم دست ندارید که دق دلیتان را سر او خالی کنید و بهتر بگوئیم دیگر دوستی برایتان باقی نمانده و کاملا" تک و تنها شده اید . بنابر این ، این زندگی است که به شما خاطرنشان می سازد که حتی یک لحظه از امروز را از دست ندهید .


هر لحظه تاثیر خاص خودش را دارد و نباید آن را نادیده گرفت .



:: موضوعات مرتبط: , ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : شنبه 19 مرداد 1392
جایزه

جنایت کاری که یه ادم را کشته بود در حال فرار و اوارگی ...

با لباس ژنده و پر گرد و غبار و دست و روی کثیف خسته و کوفته به یه دهکده رسید...

چند روزی چیزی نخورده بود و بسیار گرسنه بود ...

او جلوی مغازه میوه فروشی ایستاد و به پرتقال های بزرگ و تازه خیره شد...

به خاطر همین دو دل بود که پرتقال را به زور از میوه فروش بگیرد یا ان را گدایی کند..

دستش توی جیبش تیغه چاقو را لمس میکرد که به یکباره پرتقال فروش را جلوی چشمش دید ...

بی اختیار چاقو را در جیب خود رها کرد و پرتغال را از دست میوه فروش گرفت...

میوه فروش گفت: بخور نوش جانت پول نمیخواهم...

سه روز بعد ادم کش فراری باز جلوی دکه میوه فروش ظاهر شد....

این دفعه بی انکه که کلمه ای ادا کند صاحب دکه فورا چند پرتقال را در دست او گذاشت ...

فراری دهان خود را باز کرد گویی که میخواست چیزی بگوید...

ولی نهایتا در سکوت پرتقال ها را خورد و با شتاب رفت...

اخر شب صاحب دکه وقتی که بساط خود را جمع میکرد صفحه اول یک روزنامه به چشمش خورد...

میوه فروش مات و متحیر شد وقتی که عکس توی روزنامه را شناخت ...

عکس همان مردی بود که با لباسهای ژنده از او پرتقال مجانی میگرفت ...

زیر عکس او با حروف درشت نوشته بودند :

قتل فراری و برای کسی که او را معرفی کند نیز مبلغی به عنوان جایزه تعیین کرده بودند...

میوه فروش بلافاصله شماره پلیس را گرفت پلیس ها چند روزی متوالی در اطراف دکه در کمین بودند...

سه چهار روز بعد مرد جنایتکار دوباره در دکه میوه فروشی ظاهر شد با همان لباسی که در عکس روزنامه پوشیده بود...

او به اطراف نگاه کرد گویی متوجه وضعیت غیر عادی شده بود دکه دار و پلیس ها با کمال دقت جنایتکار فراری را زیر نظر داشتند...

او ناگهان ایستاد وی چاقویش را از جیبش بیرون اورد و به زمین انداخت و با بالا نگه داشتن دو دست خود به راحتی وارد حلقه محاصره پلیس شد و بدون هیچ مقاومتی دستگیر گردید....

موقعی که داشتند او را میبردند زیر گوش میوه فروش گفت:

ان روزنامه را من پیش تو گذاشتم برو پشتش را بخوان سپس لبخند زنان و با قیافه کاملا راضی سوار ماشین پلیس شد...

میوه فروش با شتاب ان روزنامه را بیرون اورد و در صفحه پشتش چند سطر دست نویس را دید که نوشته بود:

من دیگر از فرار خسته شده ام از پرتقالت متشکرم...

هنگامی که داشتم برای پایان بردن به زندگی تصمیم میگرفتم نیکدلی تو بود که بر من تاثیر گذاشت بگذار جایزه پیدا کردن من جبران زحمات تو باشد...



:: برچسب‌ها: جایزه ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : شنبه 19 مرداد 1392
زرتشت

داشتم یه وب گردی کوچیک میکردم که چشمم با این افتاد خیلی واسم جالب و زیبا بودم:

از زرتشت پرسیدند زندگی خود را بر چه بنا کردی؟

گفت : چهار اصل
1- دانستم رزق مرا دیگری نمیخورد پس آرام شدم
2- دانستم که خدا مرا میبیند پس حیا کردم
3- دانستم که کار مرا دیگری انجام نمی دهد پس تلاش کردم
4- دانستم که پایان کارم مرگ است پس مهیا شدم





:: برچسب‌ها: زرتشت ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : شنبه 19 مرداد 1392
10 سوء تعبیر از موفقیت

-بعضی از مردم به خاطر گذشته‌شان، تحصیلاتشان و... موفق نیستند. هیچ کس نمی‌تواند موفق باشد مگر بخواهد و سپس برای بدست آوردنش بکوشد.

2- افراد موفق اشتباه نمی‌کنند.
آن‌ها هم مثل ما اشتباه می‌کنند فقط اشتباهشان را تکرار نمی‌کنند.

3- برای موفق شدن باید 60 (70، 80، 90 و...) ساعت در هفته کار کرد.
موفقیت به «زیاد» انجام دادن کاری ربط ندارد، بلکه بیشتر به «درست» انجام دادن آن ربط دارد.

4- فقط اگر قواعد خاصی را اجرا کنیم موفق می‌شویم.
چه کسی قواعد را به وجود می‌آورد؟ موقعیت‌ها متفاوتند. گاهی لازم است از قواعد خاصی پیروی کنیم و گاهی نیز باید قواعد ساخته خودمان را بکار بندیم.

5- اگر کمک بگیریم، این دیگر موفقیت نیست.
موفقیت به ندرت در تنهایی رخ می‌دهد. آن‌هایی را که به موفق شدن تو کمک می‌کنند، شناسایی کن. تعدادشان کم نیست.

6- باید خیلی شانس بیاوریم تا موفق شویم.
بله، کمی باید شانس آورد اما بیشتر به کار سخت، دانش و جدیت احتیاج است.

7- فقط اگر زیاد پول درآوریم موفقیم.
پول یکی از نتایج موفقیت است، اما ضامن آن نیست.

8- باید همه بدانند که ما موفق هستیم.
شاید با بدست آوردن پول و شهرت بیشتر، افراد بیشتری از کارتان باخبر شوند. اما، حتی اگر شما تنها کسی باشید که از این موضوع باخبرید، هنوز آدم موفقی هستید.

9- موفقیت، یک هدف است.
موفقیت بعد از رسیدن به اهداف بدست می‌آید. وقتی می‌گویی «می‌خواهم آدم موفقی شوم» از شما سوال می‌کنند: «در چه چیزی؟»

10- به محض این‌که موفق شویم، گرفتاری‌ها هم تمام می‌شوند.

شاید فرد موفقی باشی، اما خدا که نیستی. پستی و بلندی‌ها در پیش‌اند. از موفقیت امروزت لذت ببر، فردا روز دیگری است.



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: 10 سوء تعبیر از موفقیت ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : شنبه 19 مرداد 1392
ازدواجدوالدین مقدس اردبیلی

شخصی کنار جوی آبی نشسته بود ، دید سیبی بر روی آب می آید دست برد و سیب را برداشت و خورد . بعد از خوردن سیب به فکر افتاد که این سیبی که خوردم از کجا بود ؟ از کدام باغ بود ؟ رفت تا به باغی که سیب از آن باغ بود ، رسید . وقتی صاحب باغ را پیدا کرد از او سئوال کرد : من سیبی از روی آب برداشتم و خوردم و بعد فهمیدم که سیب از باغ شما بوده است . نزد شما آمده ام که مرا حلال کنید یا آنکه قیمتش را بپردازم . صاحب باغ در جواب گفت : این باغ فقط از من نیست ، ما چهار برادریم و من سهم خودم را به شما بخشیدم . گفت : بسیار خوب ، آن سه برادر کجا هستند ، جواب داد : دو تا دیگر از برادرانم در ایران هستند و یکی در خارج از ایران .

نزد آن دو برادر رفت و حلالیت طلبید و سپس بار سفر بست و به خارج از ایران رفت ( گویا برادر دیگر در شوروی بوده است ) و خود را به در خانه ی آن برادر رسانید و قصه را بیان کرد . آن برادر چهارم تعجب کرد که این فرد کیست که برای یک چهارم سیب این همه راه را طی کرده و به اینجا آمده تا حلالیت بطلبد . گفت : من سهم خودم را به شما بخشیدم ولی به یک شرط . و آن شرط این است : دختری دارم از چشم ، کور و از زبان ، لال و از گوش ، کر است اگر قبول کنی با او ازدواج کنی حلالت می کنم و الا نه .

جوان قدری تامل کرد و پذیرفت .

وقتی مراسم عقد تمام شد و داخل حجله رفتند ، عروس را حوریه ای از حوران بهشتی دید . از حجله بیرون آمد و به پدر دختر گفت : شما گفتید دخترتان کور و کر و لال است . گفت : آری ، من دروغ نگفتم ، گفتم : کور است چون تا به حال چشمش به نامحرم نیفتاده ، و اینکه گفتم : کر است ، گوش او صدای نامحرم و صدای ساز و آواز و غنا نشنیده ، و گفتم : لال است ، زبانش به دروغ و غیبت و ناسزا و تکلم با نامحرم باز نشده است . مدتها از درگاه حضرت حق درخواست می کردم که خدایا داماد خوبی که هم کفو این دختر باشد به من مرحمت کن . خدا دعای مرا مستجاب کرد و دامادی متقی چون تو که این همه مسافت راه را پیمودی ، برای این که یک چهارم سیبی را که خوردی حلال باشد نصیبم کرد .

از این ازدواج خداوند فرزندی صالح و بی نظیر ، عالمی ربانی افقه الفقهاء زمان شیخ احمد مقدس اردبیلی را عنایت فرمود .



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: ازدواج والدین مقدس اردبیلی , مقدس اردبیلی , ازدواج مقدس اردبیلی ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : پنج شنبه 17 مرداد 1392
مقدس اردبیلی و موسی ع

وى شبى پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) را در خواب ديد كه حضرت موسى(عليه السلام) در خدمت آن بزرگوار نشسته است و مقدس نيز در آنجا حضور دارد. پس حضرت موسى از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) سؤال كرد: اين مرد كيست؟ پيامبر فرمود: از خودش سؤال كن. حضرت موسى(عليه السلام)از مقدس پرسيد تو كيستى؟ مقدس جواب داد. من احمد پسر محمد از اهل اردبيل هستم و در فلان كوچه، فلان خانه منزل من است. حضرت موسى(عليه السلام)تعجب كرد و گفت: من از اسم تو سؤال كردم اين همه تفصيل براى چه بود؟ مقدس در جواب گفت خداوند عالم وقتى از تو سؤال كرد كه اين چيست كه در دست تو است تو چرا آن قدر در پاسخ تفصيل دادى([1])! حضرت موسى(عليه السلام) به پيغمبر(صلى الله عليه وآله) گفت: راست گفتى كه علماى امّت من همانند انبياى بنى اسرائيل مى باشند.([2])* - اشاره به آيه «قال هى عصاى اتوكّأ عليهاو...» در اين آيه خداوند از حضرت موسى(عليه السلام) پرسيد اين چيست در دست تو و او در پاسخ گفت اين عصاى من است بر آن تكيه مى كنم و بوسيله آن برگ را براى گوسفندان جدا مى كنم و فايده هاى ديگرى هم برايم دارد.

قصص العلماء، ميرزا محمد تنكابنى، ص345


:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: مقدس اردبیلی , داستان های مقدس اردبیلی ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : پنج شنبه 17 مرداد 1392
معرفی استان‌های شاگرد زرنگ‌ها!


نتایج بررسی رتبه های یک رقمی ، دو رقمی و سه رقمی کنکور در چهار سال اخیر نشان می دهد، تهران ،مازندران، خراسان رضوی ، اصفهان ،فارس،یزد، آذربایجان شرقی،کرمان، خوزستان و آذربایجان غربی بیشترین سهم را از نفرات برتر کنکور دارند.


کنکور

کنکور سراسری سال 92 به دومین ایستگاه خود رسیده است. هفته گذشته سازمان سنجش اسامی نفرات برتر آزمون سراسری سال 92 را به تفکیک گروه‌های آزمایشی اعلام کرد که بر اساس آن در کنکور امسال از میان 36داوطلب حایز رتبه‌ برتر در گروه‌های آزمایشی مختلف، استان تهران با 12داوطلب، بیشترین تعداد را از لحاظ رتبه‌های برتر به خود اختصاص داد. پس از تهران، یزد با سه داوطلب، مشهد، ممسنی و کرج، شیرازو اهواز با 2 داوطلب دیگر شهرهای موفق از نظر رتبه‌های برتر کنکور 92 بوده‌اند. سایر حایزان رتبه‌های برتر کنکور امسال نیز از شهرهای قوچان، قم، مبارکه، ارومیه، رشت، ساری، تبریز، بروجرد، شیروان، اصفهان و قزوین هستند. از نکات قابل‌توجه در کنکور سراسری امسال برتری پسران نسبت به دختران و حضور دو دانش‌آموز برتر از شهرستان ممسنی در استان فارس است که جمعیت این شهرستان طبق سرشماری سال 1385، برابر با 166،308نفر بوده ‌است. همچنین در کنکور امسال 22 نفر از رتبه برتری‌ها را پسران و 14نفر را دختران تشکیل داده‌اند. به‌عبارت دیگر 61درصد برترین‌های کنکور امسال را پسران تشکیل داده‌اند.

البته این اولین‌بار نیست که پسران سهم بالاتری در نفرات برتر کنکور داشته‌اند. به‌طوری‌که از سال 1389 تا سال 1392 پسران هر سال درصد بالاتری از نفرات برتر کنکور را به خود اختصاص داده‌اند. بر این اساس در سال 1389 دختران 15و پسران 21نفر، در سال 1390 دختران هفت و پسران 13نفر، در سال 1391 دختران 16 و پسران 20نفر و در سال 1392 دختران 14 و پسران 22نفر از نفرات برتر کنکور را به خود اختصاص داده‌اند.

پس از تهران، یزد با سه داوطلب، مشهد، ممسنی و کرج، شیرازو اهواز با 2 داوطلب دیگر شهرهای موفق از نظر رتبه‌های برتر کنکور 92 بوده‌اند. سایر حایزان رتبه‌های برتر کنکور امسال نیز از شهرهای قوچان، قم، مبارکه، ارومیه، رشت، ساری، تبریز، بروجرد، شیروان، اصفهان و قزوین هستند

با این حال نتایج یک تحقیق از رتبه های یک رقمی ، دو رقمی و سه رقمی کنکور در چهار سال اخیر نشان می دهد، تهران،مازندران ،خراسان رضوی ، اصفهان ،فارس،یزد، آذربایجان شرقی،کرمان، خوزستان و آذربایجان غربی بیشترین سهم را از نفرات برتر کنکور دارند.

در جدول زیر سهم شهرهای کشور از نفرات یک رقمی، دو رقمی، سه رقمی کنکور در چهار سال اخیر را بخوانید:

رتبه

استان

سهم شهرها از دوطلبان رتبه زیر هزار

1

تهران

433
2

مازندران

332
3

خراسان رضوی

301
4 اصفهان

270

5 فارس 262
6

یزد

228

7

آذربایجان شرقی

223
8

کرمان

219
9

خوزستان

179
10

آذربایجان غربی

128
11

البرز

123
12

لرستان

114
13

گیلان

109
14

کهکیلویه و بویراحمد

106
15

کردستان

105
16

خراسان شمالی

99
17

گلستان

95
18

قم

89
19

قزوین

86
20

کرمانشاه

86
21

همدان

75
22

اردبیل

71
23

خراسان جنوبی

68
24

مرکزی

60
25

ایلام

51
26

چهارمحال بختیاری

49
27

سمنان

49
28

زنجان

44
29

هرمزگان

38
30

بوشهر

35
31

سیستان و بلوچستان

19



:: موضوعات مرتبط: , ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : پنج شنبه 17 مرداد 1392
از جعل سوره سيب و صدور فتواي جهاد نكاح تا سرقت آثار ادبي ديگران
اين شيخ وهابي تكفيري را بهتر بشناسيد؛
عريفي در اقدامي جنجالي كه واكنش مفتی‌های افراطی سعودي نظير صالح فوزان را برانگيخت، قرآن را به تمسخر گرفته و سوره‌اي به نام «تفاح» (سوره سيب) جعل نمود و آن را با لحن و آهنگ قرآني، قرائت کرد.

گروه گزارش ویژه مشرق - هرچند به تعبير يكي از انديشمندان مصري «علماي وهابي» در حد واندازه‌هاي «طلبه‌هاي الازهر» هم سواد ندارند، به همين خاطر اساساً شايد پرداختن به چنين شخصيت‌هاي چيزي جز اتلاف وقت نباشد، اما از آنجا كه برخي از همين به اصطلاح علماء سلفي بهتر است بگوييم علماي تكفيري وهابي- در جهت آتش‌افروزي ميان مسلمانان و دامن زدن به تفرقه و جنگ شيعه و سني و اعلام جهاد عليه مقاومت در راستاي نقشه‌هاي شوم دشمنان امت اسلامي گام برمي‌دارند، لازم است كه براي آگاه نمودن اذهان به صورت اجمالي با سابقه، تحصيلات، مواضع و رفتارهاي يكي از همين شيوخ به نام «محمد العريفي» آشنا شويم.

محمد عريفي كيست؟



«محمد بن عبدالرحمن العريفي» مبلغ و عالم جوان سعودي است كه در 15 جولاي 1970 در شهر دمام واقع در استان شرقي عربستان به دنيا آمد.


عريفي در سنين نوجواني


وي ليسانس خود را در سال 1991 در رشته اصول دين از دانشگاه امام محمد بن سعود در رياض و فوق ليسانس خود را در سال 1996 در اصول دين با گرايش عقيده و مذاهب معاصر از همين دانشگاه اخذ كرد. عنوان پايان نامه وي پژوهش و بررسي «الكافية الشافية في الانتصار الفرقه الناجية ابن قيم» بود كه با رتبه ممتاز دفاع كرد. عريفي تحصيلات خود را ادامه داد و توانست در سال 2001 دكتراي خود را در اصول دين با گرايش عقيده و مذاهب معاصر از همان دانشگاه محمد بن سعود به پايان برساند. عنوان تز دكتري وي نيز «نظريات شيخ الاسلام بن تيمية درباره صوفيه» مي‌باشد.



عريفي عضو هيات امناي كميته عالي رسانه‌هاي اسلامي وابسته به «رابطة العالم الاسلامي» و عضو تعدادي از دفاتر تبليغي و انجمن‌هاي اسلامي و مشاور در تعدادي از مراكز اسلامي و استاد مدعو تعدادي از دانشگاه‌ها در عربستان و خارج از آن است.

علاوه بر اين عريفي عضو وزارت امور اسلامي است و با بخش‌هاي عقيدتي و ديني امنيت كشور، دفاع ملي، وزارت دفاع، دانشكده هوايي ملك فيصل و گارد ملي و وزارت آموزش و پرورش همكاري مي‌كند. عريفي كه خطيب مسجد جامع «بواردي» در جنوب رياض است، تفسير و فقه را نزد شيخ بن باز، فقه و توحيد را نزد شيخ عبدالله بن جبرين و توحيد را نزد شيخ عبدالله بن قعود و فقه را نزد شيخ عبدالرحمن بن ناصر براك گذرانده است. وي در زمينه تلاوت و قرائت قرآن و حديث از استادادن مصري و عربستاني اجازه‌نامه شرعي دارد. او همچنين در زمينه فقه، اصول، تفسير و سيره نبوي مشغول به تدريس مي‌باشد. عريفي در كنفرانس‌هاي متعددي در داخل و خارج عربستان شركت كرده است و تاكنون بيش از بيست عنوان كتاب و كتابچه با موضوعات ديني به رشته تحرير در آورده است.


كتاب «از زندگي‌ات لذت ببر» تاليف شيخ عريفي

عريفي همچنين بالغ بر 120 خطبه و بيش از پنجاه سخنراني ضبط شده در اينترنت دارد. وي مقالات متنوعي در روزنامه‌ها و مجلات عربي به چاپ رسانده و در كشورهاي امارات، قطر و عمان و كويت بويژه در ماه رمضان برنامه‌هاي تلويزيوني دارد. وي هم اكنون عضو هيات علمي بخش مطالعات اسلامي دانشكده معلمين در رياض و امام و خطيب مسجد دانشكده امنيتي ملك فهد مي‌باشد.


عريفي كه حضور فعالي نيز در تويتر دارد و روز به روز بر طرفدارانش ‌افزوده مي‌شود، در ميان ساكنان كشورهاي حاشيه خليج فارس با 5 ميليون و ششصد هزار طرفدار جايگاه اول را به خود اختصاص داده است. پس از وي نيز سلمان العوده با 3 ميليون طرفدار قرار دارد.


عريفي عاشق فيسبوك و تويتر است.

عريفي متاهل بوده و پنج دختر و سه پسر و يك نوه دختري از دختر بزرگش دارد. عريفي در فتواهاي خود بر لزوم داشتن فرزندان زياد و عدم جلوگيري از بارداري زنان تاكيد مي‌ورزد.


عريفي همچنين به همراه برخي از شيوخ عربستاني از جمله سلمان العوده، عائض القرني، محسن العوجي كه ذيل جريان موسوم به «الصحوة» تعريف مي‌شوند، به اتحاديه جهاني علماي مسلمانان به رياست يوسف قرضاوي پيوسته‌اند. اين اتحاديه ويترين رسانه‌اي سازمان بين المللي اخوان است. جريان الصحوة جريان فكري سعودي است كه در اوايل دهه هشتاد قرن گذشته ايجاد شد و به دنبال سازش ميان تفكر وهابي و تفكر اخواني بود، به گونه‌اي كه تفكر وهابي را در زمينه اعتقادي و تفكر اخواني را در زمينه سياسي پذيرفت.

از دهه نود قرن گذشته، علماي الصحوه كه خود را تحت سلطه علماي سنتي وابسته به نهاد ديني وهابيت مي‌ديدند، عليه آنان به پا خاستند. شيوخ الصحوة درون منظومه آموزشي سعودي تربيت يافته و از دانشكده‌هاي ديني وابسته به دانشگاه‌هاي سعودي فوق ليسانس و دكتراي خود را گرفته‌اند. اين روند نقش بازيگران مذهبي را درون عرصه ديني سعودي به آنان بخشيده و آنان توانسته‌اند خود را بر عرصه ديني تحميل نمايند. علماي الصحوه در دانشكده‌هاي ديني وابسته به دانشگاه‌هاي سعودي به تدريس پرداخته و در نظام آموزشي تاثيرگذار بوده و برخي پست‌هاي متوسط درون نهادهاي ديني مختلف نظير هيت‌هاي امر به معروف و نهي از منكر را در اختيار گرفته‌اند. اما با اين وجود، كانون عرصه ديني دور از دسترس اينان باقي مانده و همين مسأله نارضايتي علماي صحوه را برانگيخته است؛ چرا كه رياست تمامي نهادهاي مهم اسلامي نظير شوراي عالي قضايي، هيات علماي بزرگ و مجمع پژوهش‌هاي علمي و افتاء و دعوت و ارشاد بدون استنثاء همچنان در انحصار علماي سنتي وهابيون قرار دارد.

علماي سنتي از تمامي امتيازات و تشريفات برخودار هستند، اما شيوخ الصحوه در پروتكل ديني در جايگاه ثانويه قرار دارند. علماي الصحوه‌ مي‌خواهند كه رسيدن به قله عرصه‌هاي ديني براي همگان فراهم باشد، نه اينكه صرفاً علماي سنتي وهابيت شايسته چنين امتيازي باشند.


از اين رو افرادي نظير العريفي و العوده تلاش مي‌كنند تا چهره‌‌اي جوان از خود به نمايش بگذارند، با جوانان نشست و برخاست كنند، براي جذب مخاطبان حضور گسترده‌اي در فضاي مجازي و نيز كانال‌هاي ماهواره‌اي و تلويزيوني داشته باشند تا بدين ترتيب زمينه افزايش طرفداران خود را فراهم نموده و جايگاه بالاتري را در نهادهاي ديني سعودي بدست آورند.


العريفي سعي مي‌كند به جوانان نزديك شود


فتواهاي عجيب/ از جهاد نكاح تا جعل سوره سيب و توهين به پيامبر (ص)
عريفي تاكنون چندين فتواي عجيب و غريب صادر كرده است كه جنجالي‌ترين فتواي وي همان است که در آن به شورشيان سوری، اجازه می‌دهد تا با زنان ازدواج کوتاه و چندساعته داشته باشند. شیخ عریفی در این فتوا گفته است که بهترين جهادها، جهاد نكاح است و ازدواج بین این مجاهدین و زنان می‌تواند تمایلات شهوانی این جنگجویان را برآورده کرده و عزم آنها را برای جنگ با دولت بشار اسد افزایش دهد.


فتواي جنجالي عريفي درباره جهاد نكاح در سوريه كه با واكنش‌هاي شديدي روبه رو شد.

این ازدواج‌ها که وی آن را ازدواج‌های مناکحه یا موقتی می‌نامد، شامل زنان و دختران 14 سال به بالا، مطلقه‌ها و بيوه‌ها می‌شود. او همچنین در این فتوا، بهشت را به آن دسته از زنانی که به این نوع ازدواج با شبه نظامیان رضایت می‌دهند، وعده داده است.


پس از اين فتوا موج عظيمي از خشم جهان اسلام را فراگرفت و حتي بسياري از علماي حتي اهل سنت عليه اين فتوا موضع گرفتند و‌ آن را نوعي زنا و ترويج فساد و فحشا دانستند تا اينكه عريفي تحت فشارهاي اسلامي و عربي ناگزير شد فتواي خود را پس گرفته و اعلام كند كه اين فتوا از وي صادر نشده است. اما اين انكار عريفي مانع از آن نشد كه شورشيان سوري آن را تحريم كنند بلكه همچنان بسياري از آنها به اين فتوا عمل مي‌كنند.

اين فتوا منجر به گسترش فساد و فحشا در ميان شورشيان سوري گرديد و بسياري از آنان پدران سوري را مجبور مي‌كنند تا دخترانشان را در اختيار آنان قرار دهند وگرنه دشمن خدا بوده و مستحق مرگ هستند. اين فتوا تنها به نكاح موسوم به جهاد خلاصه نشد بلكه منجر به ظهور پديده‌ي لواط و همجنس‌بازي در ميان گردان‌هاي شورشي نيز گرديد. اخيرا تصاويري منشتر شده است كه نشان از گسترش اين پديده شوم در ميان شورشيان سوري دارد.




گسترش پديده شوم هم‌جنس‌بازي در ميان شورشيان سوري

از سوي ديگر، العریفی مدتی پیش در برنامه ای تحت عنوان «پایان جهان» ادعاهایی تعجب برانگیز مطرح کرد و گفت: حدیثی در مورد آخرالزمان و حوادث پایان جهان از «أبو هریره» وجود دارد که در آن نام افرادی همچون "جمال عبدالناصر" و "انور سادات" رؤسای جمهور سابق مصر و نیز "صدام حسین" دیکتاتور سابق عراق آمده است.

عريفي همچنين در اقدامي جنجالي كه واكنش مفتی‌های افراطی سعودي نظير صالح فوزان را برانگيخت، قرآن را به تمسخر گرفته و سوره‌اي به نام «تفاح» (سوره سيب) جعل نمود و آن را با لحن و آهنگ قرآني، قرائت نمود. وي در اين سوره جعلي به زبان عربي مي‌گويد: «ذهب احمد إلى السوق ، واشترى تفاحة ، ثم ركب الأتوبيس، ثم رجع إلى شقته وضيع المفتاح، ثم دخل إلى بيت جيرانهم ودخل إلى بيته و ارتاح» «احمد به بازار رفت، يك سيب خريد، سپس سوار اتوبوس شد، سپس به آپارلمان خود بازگشت و كليدش را گم كرد، سپس به خانه همسايگانش رفت و وارد منزل خود شد و به استراحت پرداخت».


http://www.youtube.com/watch?v=OXCnjUZzzT8&feature=related
فيلم تحريف قرآن از سوي عريفي

وي به تمسخر قرآن اكتفا نكرده و در اظهاراتی توهین آمیز در یک شبکه تلويزيوني اماراتی، مدعی شد قبل از تحریم شراب افرادی به پیامبر شراب هدیه می دادند، پیامبر اسلام نیز این شراب را می فروخته و یا هدیه می داد. این مفتی وهابی همچنین مدعی شد شراب نجس نیست زیرا پس از تحریم شراب مردم بطری های شراب را در معابر و كوچه‌ها خالی مي‌كردند، به همین دلیل پای صحابه هنگام رفتن به مسجد برای نماز به شراب آغشته می شد، ولی با همین لباس آلوده به شراب به مسجد رفته و نماز می خواندند؛ این امر بیانگر آن است که شراب نجس نیست!.

http://www.youtube.com/watch?v=wVbxd5s0Wp8
عريفي به پيامبر (ص) توهين كرده و ايشان را تاجر شراب معرفي مي‌كند

در اثر واكنش‌هاي شديد به اين اظهارات، محمد عریفی سرانجام در بیانیه ای با اعتراف به اینکه در اظهارات خود به پیامبر اسلام (ص) توهین کرده است، به خاطر این اشتباه عذرخواهی کرده و گفت: «پس از تأمل دریافتم که در اظهارات خود دچار اشتباه شدم، و به درگاه خداوند به خاطر این اظهارات توبه می کنم .. تأکید دارم که سنی ها به مقام پیامبر (ص) احترام می گذارند و قدر ایشان را می دانند».

همچنين شیخ محمد عریفي در اقدامي كم‌سابقه و عجيب در ميان علماي سعودي، از طريق تويتر احلام خواننده زن مشهور عرب را به ترک خوانندگی و پیوستن به راه دعوت فرا خواند. شيخ به احلام گفته بود: آیا این روز را به عنوان نقطه تحولی در زندگیات قرار نمیدهی؟ تا رمضان این سال به جای احلام خواننده، احلام دعوتگر داشته باشیم؟ احلام نيز در پاسخ از خداوند براي وي درخواست پاداش كرد.


عريفي و احلام خواننده مشهور عرب

وي در فتواي عجيب ديگري در پاسخ به سوالي درباره آزار و اذيت دختر از سوي پدرش گفت دختر نبايد به تنهايي با پدرش بنشيند مگر آنكه مادر يا برادرانش نيز حضور داشته باشند. وي گفت: «هيچ دختري نبايد در برابر پدرش لباس نامناسب بپوشد، چرا كه برخي دختران داراي اندام زيبايي هستند ... لباس تنگ مي‌پوشند و با همين لباس در مقابل پدرشان ظاهر مي‌شوند و آنها را در معرض گناه قرار مي‌دهند». آنچه شگفتي‌آور است بقيه سخنان وي است كه مي‌‌گويد: «پدر ممكن است جوان باشد و هنگامي كه به دخترش سلام مي‌دهد يا او را مي‌بوسد يا در بغل مي‌گيرد شايد شيطان او را به گناه بياندازد». عريفي در نهايت خطاب به دختر مي‌گويد: «دختر نبايد با پدرش خلوت كند و به تنهايي با او بنشيند بلكه بايد مادر يا برادران وي حضور داشته باشند»


بازتاب فتواي عجيب عريفي در رسانه هاي عربي

كينه شديد عريفي نسبت به سوريه و حزب الله/ ملائكه در كنار شورشيان سوري مي‌جنگند!

عريفي كه روابط نزديكي با بندر بن سلطان دارد، تنها به صدور فتوا عليه سوريه اكتفا نكرده و در دو سال گذشته به امر سازماندهی جمع‌آوری کمک از سوی وهابی‌ها برای حمایت مالی از گروه‌های شورشي در سوریه مشغول بوده است. این مبلغ وهابی سعودی از حاميان سرسخت شورشي‌هاي سوريه است و درباره سوریه و نظامیان بشار اسد در اظهاراتي جنجالي مدعی شد که جنیان در کنار او هستند و با تروریست‌ها مبارزه می‌کنند و با مبارزه جنیان، فرشته‌های وهابی از ترس مبارزه با نظام سوریه پا به فرار گذاشته‌اند! این مفتی وهابی سعودی مدعی شد که جنیان سوار بر اسب سفید به کمک ارتش سوریه می آیند تا افراد مسلح را شکست دهند.
اين اظهارات باز با واكنش علماي وهابي همراه شد. عادل الکلبانی و صالح فوزان دو تن از علماي برجسته وهابي داستان روایت شده از سوی محمد العریفی درباره نزول فرشتگان و جنگ آنها در کنار کسانی که آنها را «انقلابیون» سوریه نامید، محكوم كردند. كلباني در واكنش به سخنان عريفي تأکید کرد: ای مردم فقط اندکی مغز خود را به کار بیندازید .. آیا ارتش سوریه تا آن حد قوی است که فرشتگان نیز در برابر آن ناتوانند.!!


كاريكاتور: فرشته ايهود باراك و فرشته نتانياهو در كنار شورشيان سوري عليه سوريه مي‌جنگند


العریفی حتي مدعی شده است؛ نقشی که دبیرکل حزب الله برای ایران ایفا می کرد، پایان یافته است، تاثیرگذاری عربی وی از بین رفته است، بعید نمی دانم ایران سید حسن نصرالله را ترور کند تا وی با اسرارش بمیرد! این شیخ وهابی با توهین بی شرمانه به سید حسن نصرالله ادعا کرده، او معتقد به کافر بودن ما و مباح دانستن خون ما است، امروز شام (در اشاره به سوریه) او را رسوا کرده است، کودکان را می کشد و نوامیس را هتک حرمت می کند و با این کارها به مجوس(اشاره به ایران) تقرب می جوید.


افترائات عريفي نسبت به تشیع/ از توهين به آيت الله سيستاني تا رفتن به نبرد با حوثي‌ها براي گرفتن عكس يادگاري

عريفي ديدگاهي منفي نسبت به شيعيان دارد و تاكنون چندين بار با الفاظ اهانت‌آميز شيعيان و مراجع شيعي را خطاب قرار داده است. وي هنگامي كه دولت يمن به شيعيان حوثي حمله برد، ضمن محكوم نمودن مقاومت حوثی‌هاي یمن در برابر حملات دولت آن کشور که با حمایت و دخالت مستقیم دولت عربستان صورت پذيرفت، اساس مذهب شیعه را مجوس نامید و آیت الله العظمی سیستانی را در جملاتی اهانت‌آمیز این گونه توصیف نمود: «شَیخٌ کَبیرٌ زِندِیقٌ وَ فَاسِقٌ فِی طَرَفٍ مِن أطرَافِ العِرَاقِ؛ پیر مرد کافر، فاسق و زندیقی که در گوشه‌ای از کشور عراق به سر می برد»


عريفي در تاريخ 14/1/1431هـ از سربازان عربستان واقع در مرزهاي جنوب كشور كه در حال نبرد با حوثي‌ها بودند، ديدن كرد. بسياري گفتند كه هدف وي از اين ديدار، گرفتن عكس يادگاري با سربازان و نشان دادن خود به عنوان يك فرد مبارز بوده است.



شيخ در اين ديدار از اين قهرمانان! تشكر كرد و گفت كه از صميم قلب دوست داشت كه يكي از اين سربازان باشد. شيخ عريفي در اين سفر اصرار كرد كه لباس نظامي بر تن كرده و سلاح به دست بگيرد و با سربازان و نيروهاي ارتش عكس يادگاري بگيرد.


عريفي در خط مقدم: «با حوثي‌هاي گمراه مبارزه مي‌كنيم»

وي مانند اظهارات بي‌پايه ديگر خود، اساس مذهب تشيع را آيين «زردتشت» مي‌دانست و مدعي شد اين آيين قبل از اسلام در سرزمين ايران جاري بود. وي پيروان تشيع را «اهل بدعت» دانست كه امامان خود را تا مرتبه نبوت و بلكه الوهيت بالا مي‌برند. وي در اظهاراتي سخيف مدعي شد شيعه در طول تاريخ عليه اسلام توطئه كرده است و براي اين كار مثلا با مغول‌ها عليه خلافت عباسي متحد شده است. وي درباره شيعيان سعودي نيز مدعي شد «اگر هوشياري دستگاه امنيتي نبود اين افراد چه كارهاي عجيبي كه نمي‌كردند» بسياري از شخصيت‌هاي اسلامي سني و شيعي به اين اظهارات عريفي واكنش نشان دادند و حتي شيعيان خليج فارس از دولت‌هاي خود خواستند تا مانع از ورود عريفي به كشورشان جهت ايراد سخنراني شود. وي بار ديگر تحت فشارهاي عربي و اسلامي مانند گذشته مجبور به عدول از سخنان خود شد و در اظهاراتي متفاوت گفت: «آيت الله سيستاني بر مدار فرمايشات الهي گام برمي‏دارد و به همين دليل است که ايشان را بر بسياري از علماي اهل‏سنت ترجيح مي‏دهم». وي با چرخشي آشکار نسبت به مواضع خود تاکيد کرده که شخصيت عالمان شيعه را نسبت به علماي اهل‏سنت، به هدايت رسول الله و فرمايشات ايشان در زهد، نزديک‏تر مي‏داند. گفته مي‌شود وي به دليل ترس از واكنش شيعيان كشورهاي حاشيه خليج فارس و ترس از دست دادن تريبون‌ها و برنامه‌هاي تلويزيوني خود در اين كشورها از اظهارات پيشين خود عدول كرده است.

عريفي؛ اولين شيخي كه درخواست سفر به سرزمين‌هاي اشغالي كرد

عريفي را اولين مبلغ ديني سعودي مي‌دانند كه اعلام كرد قصد دارد از بيت المقدس ديدن كند. وي چندي پيش در سخناني گفت: براي تاكيد بر اين مطلب كه بيت المقدس حق مسلمانان است، قصد دارم از اين مكان مقدس ديدن كنم.

اين اظهارات با استقبال گرم وزرات خارجه رژيم صهيونيستي و رسانه‌هاي اين رژيم همراه شد. روزنامه «اورشليم پست» اسرائيل به نقل از مقامات اسرائيلي گفت: «قدس متعلق به اسرائيل است و تمامي افراد از اديان مختلف مي‌توانند به اينجا بيايند و از آن لذت ببرند» وزارت خارجه اسرائيل نيز از اين درخواست عريفي استقبال كرد.


رژيم صهيونيستي از اظهارات عريفي استقبال كرد

اين اظهارات عريفي بار ديگر با واكنش شديد، انتقادات و حملات تندي مواجه شد. شيخ حامد بيتاوي رئيس انجمن علماي فلسطين و خطيب مسجد الاقصي در اين باره گفت: «اين ملاقات كه در چارچوب عادي‌سازي روابط با اشغالگران صورت مي‌گيرد، بدون هماهنگي با اشغالگران مهيا نيست و باعث مي‌شود كه ساير علما و مشايخ ديني به شيخ عريفي اقتدا نمايند. چنين ديداري زمينه را براي پذيرش حاكميت رژيم صهيونيستي بر قدس اشغالي فراهم نموده و سنت سيئة‌اي را بنيان مي‌گذارد». وي خطاب به شيخ عريفي تاكيد كرد: «اي شيخ ما اجتهاد كردي اما اجتهادت اشتباه بود»
عريفي همچنين در فتوايي بيان كرد كه هك سايت‌ها و پايگاه‌هاي صهيونيستي شرعاً جايز نيست و از اهل سنت و جماعت خواست كه در اين باره از ايرانيان و مجوسي‌هاي كافر تقليد نكنند.


فتواي عريفي در ممنوعيت هك سايت‌هاي صهيونيستي


عالم بي عمل/ حمله به عريفي در لندن/ عريفي عامل شكاف ميان اهل سنت و شيعيان در انگليس

چندي پيش برخي رسانه‌هاي عربي خبر دادند كه محمد عريفي هنگام خروج از رستوان مك دونالدز ( كه يك رستوران اسرائيلي است) در لندن مورد حمله شديد از سوي دو تن از جوانان شيعه عراقي قرار گرفت. كاربران شبكه اجتماعي توئيتر نيز تصويري از او در بيمارستان منتشر كردند كه بعداً مشخص شد آن عكس مربوط به چند سال قبل است. اين سايت‌ها با اشاره به تناقض موجود در فراخوان العريفي برای جهاد در سوريه و سفر وی به لندن، او را "عالم بي عمل" توصيف كردند. خبرهاي منتشر شده در رسانه هاي سعودي حاکي از آن بود که شيخ "محمد العريفي" براي گذراندن تعطيلات تابستاني خود، به لندن سفر کرده است. در پي انتشار خبر سفر العريفي به لندن،‌ هزاران تن از کاربران اينترنتي با انتشار مطالبي در اين باره در صفحات شخصي خود در سايت‌هاي اجتماعي، او و ديگر مفتي‌هاي وهابي را به باد تمسخر گرفتند.


كاربران اينترنتي عريفي را به باد تمسخر گرفته و گفتند كه وي براي جهاد نكاح به لندن سفر كرده است

يکي از جالب ترين مطالب نوشته شده در اين باره اين است که مي گويد: «جوانان براي جهاد به سوريه مي روند و العريفي براي "جهاد نکاح" به لندن مي رود! اکنون اين چند پرسش مطرح مي شود که آيا خود اين مفتي ها براي جهاد به سوريه مي روند؟! آيا اگر جهاد در سوريه واجب است، خودشان به اين واجب و وظيفه عمل مي کنند؟! چرا اين مفتي ها مانند محمد العريفي که جوان هم هستند و توانايي جنگيدن هم دارند، به سوريه نمي روند؟! چرا جوانان مردم را براي کشته شدن در سوريه دعوت مي کنند اما خودشان براي خوش گذراني به لندن مي روند؟» اين خبر در حالي مطرح شد كه تعدادي از سايت‌هاي خبري ديگر از قول شیخ تکفیری سعودي نوشتند كه مورد حمله هيچ كس قرار نگرفته است.


در همين راستا پس از سفر عريفي به لندن، روزنامه انگليسي "اينديپندنت" با انتشار گزارشي به موضوع شکاف ميان شيعه و سني در لندن پرداخت و "محمد العريفي" مفتي سرشناس وهابيت در عربستان را عامل دامن زدن به اختلاف و تفرقه ميان اهل سنت و شيعيان آنجا معرفي کرد. در اين گزارش مفصل، به اظهارنظرها، افکار، فتواها و اقدامات افراط‌گرايانه عريفي اين شيخ افراطي اشاره شده است. از جمله عوامل اصلي که در اين گزارش به آن اشاره شده، فتواهاي جهادي العريفي است. اين گزارش در بخشي ديگر نيز به درگيري هاي رخ داده ميان شيعيان و اهل سنت در لندن و ديگر شهرهاي انگليس اشاره کرده و علت اصلي هر کدام را بيان کرده است. در بيشتر اين حوادث،‌ اظهارنظر مستقيم و گاهي غير مستقيم افرادي مانند محمد العريفي موجب رخ دادن درگيري ميان شيعه و سني شده است.

منتقدان درباره عريفي چه مي‌گويند؟ شيفته حضور در شبكه‌هاي ماهواره‌اي، خود بزرگ‌بين، علامه دهر!، سارق آثار ادبي

مخالفان عريفي معتقدند كه وي براي حضور در برنامه‌هاي مختلف ماهواره‌اي و تلويزيوني علاقه زيادي دارد و اين به خاطر كسب درآمد است. دكتر آل زلفه عضو هيات علمي دانشگاه ملك سعود مي‌گويد: «از عريفي بپرسيد در طول عمرش به جايي رفته است كه خبري از پول نبوده باشد»


در عين حال بسياري عريفي را به خود بزرگ‌بيني و توهين به ديگران متهم مي‌كنند. در همين رابطه عمار بوقيس نويسنده سعودي از عريفي انتقاد كرد و گفت: «متاسفانه عريفي از اينكه با من در تلويزيون ظاهر شود، اجتناب ورزيد، به اين بهانه كه ظاهر من براي حضور در تلويزيون نامناسب است، من اين توهين وي را تحمل و تلاش كردم تا با وي وارد درگيري نشوم» وي افزود: «فكر كردم موضوع تمام شده است تا اينكه ديدم وي به صراحت مي‌گويد اشتباه نكرده است و من از اين رفتار وي شگفت‌زده شدم چرا كه وي مثلا مبلغ است در حالي كه با اين روش زشت با من برخورد مي‌كند».

عريفي از حضور در تلويزيون در كنار بوقيس به دليل ظاهر وي اجتناب ورزي

منتقدان عريفي را كسي مي‌دانند كه ادعا مي‌كند علامه دهر است و همه چيز را مي‌داند و به تمامي علوم احاطه دارد. خود را هم فقيه، هم شاعر، محدث، واعظ، انديشمند سياسي، كارشناس اقتصادي، جامعه شناس و عالمي كه در جهت ياري رساندن به ملت‌ها تلاش مي‌كند و در كنار آنان مي‌ايستد، مي‌پندارد. عريفي دچار بيماري خودبزرگ بيني و غرور است. يك جا ادعا مي‌كند كه افرادي را در كمتر از پنج دقيقه به راه راست هدايت كرده، جاي ديگر با لباس‌هاي نظامي در كوه‌هاي جنوب عربستان براي مبارزه با حوثي‌ها ظاهر مي‌شود و هدف وي نيز همان عكسي است كه مي‌گيرد و آن را در پايگاه‌هاي اينترنتي پخش مي‌كند و مي‌خواهد به مردم بگويد من تنها مرد حرف نيستم بلكه مردم عملم. وي فتواهاي عجيب و غريبي مي‌دهد كه توهين به اخلاق و ارزش‌هاي جامعه است.


عريفي و انتخاب مصر به عنوان زمين بازي جديد خود

با روي كار آمدن اخوان المسلمين مصر، عريفي فرصت را براي نشر افكار و ايده‌هاي مخرب وهابي خود و تبليغ عليه ايران و تشيع در مصر مناسب ديد و با ايراد چندين خطبه درباره فضايل مصر جاي پاي خود را در اين كشور مستحكم نمود. وي به بسيج سلفي‌ها عليه شيعيان پرداخت و با تلاش‌هاي خود چندين كنفرانس ضد شيعي و ضد ايراني و ضد سوري برگزار نمود.


عريفي هرگونه برقراري روابط با ايران را اشتباهي بزرگ مي‌داند


اكنون عريفي به يك چهره شناخته شده در ميان مصري‌ها تبديل شده است و اين پس از آن بود كه در دسامبر گذشته وي در مسجد بورادي خطبه اي درباره فضايل مصر ايراد كرد و اين خطبه به سرعت برق در پايگاه‌هاي ارتباط جمعي پخش شد و مورد استقبال مصري‌ها قرار گرفت. وي در اوايل ژانويه گذشته براي ايراد چندين خطبه به مصر رفت. البته گفته مي‌شود وي متن اين خطبه را از فرد ديگري به سرقت برده است.


منتقدان عريفي را فردي مي‌دانند كه آثار و افكار ديگران را به سرقت برده و به نام خودش منتشر مي‌كند. وي تاكنون چندين بار افكار و متون شعري و پژوهش‌ها و مقالاتي را از ديگران ربوده و به مخاطبان خود گفته است كه از ابداعات خودم است. حتي خطبه وي با عنوان «فضائل مصر» نيز از مقالات پژوهشگر سعودي دكتر محمد موسي شريف ربوده شده است كه در مجله سعودي «جامعه» تحت عنوان «فضائل مصر و مزاياي مردمان آن» منتشر مي‌شده است.


خطبه عريفي درباره مصر كه گفته مي‌شود متن آن را از يك انديشمند عربستاني به سرقت برده است.

يكي از همين كنفرانس‌هاي ضد ايراني در 10 ژانویه 2013 با عنوان "یاری مردم عرب اهواز"! در یکی از هتل های بزرگ مصر برگزار شد. العریفی، از سخنرانان اصلي اين کنفرانس بود که بیش از هر سخنران دیگری حرف های تند بر ضد عملکرد دولت ایران در داخل این کشور بر زبان آورد. او گفت: «فشار و موارد اعدام در ایران بالاتر از آن است که ما در فلسطین شاهد هستیم و آنچه یهودیها در حق برادران فلسطینی ما انجام می دهند، یا در بسیاری دیگر از کشورها که مسلمانان در آن رنج می برند».
وي همچنين در نشست علماي اسلامي در قاهره خواستار جهاد با مال و جان و سلاح عليه نظام بشار اسد و حزب الله لبنان شد.


عريفي در كنفرانس حمايت از سوريه، عليه حزب الله، سوريه و ايران اعلام جهاد كرد.


آيا شيوخ تندروي سلفي در نهاد معتدل الازهر نيز رسوخ پيدا كرده‌اند؟


متاسفانه در كشوري مانند مصر که دانشگاه ریشه دار «الازهر» در آن قرار دارد و نیازی به علما و مبلغان سلفی و وهابی کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس ندارد، مي‌بينيم كه شيوخ وهابي در اين نهاد ميانه‌رو هم نفوذ كرده و جولان مي‌دهند. به ویژه که شيوخ وهابي نظير العريفي بر این باورند که به علت کاهش نقش نهادهای دینی مصر، این کشور فضای مناسبی برای انتشار افکار اندیشه های وهابیت و سلفی‌گری است.

البته سفرهاي العریفی به مصر و سخنرانی جنجالی و جوسازی وی علیه ایران با انتقادات زيادي از سوی محافل مصری و برخی منتقدین در عربستان روبرو شده است. يكي از مصري‌ها در اين باره مي‌گويد: «العریفی بعد از اتمام خطبه خود سوار بر اتومبیل آخرین مدل خود شده و به سوی قصرش حرکت کرد در حالی که از مسلمانان فقیر و عموم مردم خواست تا خود را برای جهاد آماده كنند».


عريفي در مصر تلاش مي‌كند تا بر تنش میان مسلمانان اهل تسنن و شیعیان بیفزاید.

جمع‌بندي

العريفي مبلغ تندروي وهابي اخواني وابسته به جريان الصحوة عربستان است كه تلاش مي‌كند با صدور برخي فتاواي جنجالي نظير فتواي جهاد نكاح و برخي اظهارات عجيب و غريب نظير جعل سوره سيب، توهين به پيامبر اكرم (ص) و ... توجهات را به سوي خود معطوف ساخته و بدين ترتيب جايگاه بالاتري را در ميان علماي وهابي سعودي براي خود دست و پا نمايد.

منتقدان عريفي را فردي خود بزرگ بين مي‌دانند كه ادعا مي‌كند به همه علوم تسلط دارد حال آنكه وي بسياري از آثار خود را از ديگران به سرقت برده است. وي ادعا مي‌كند در راستاي دفاع از حقوق ملت‌ها گام بر مي‌دارد حال آنكه با اظهارات و فتواهايش در جهت شعله‌ور نمودن آتش اختلاف ميان اهل سنت و شيعيان حركت مي‌كند. يكي از ويژگي‌هاي عريفي آن است كه وي بارها به انکار حرف‌های خود و پس‌گرفتن فتواهایش اقدام كرده است كه اين نشان از بي‌اساس بودن بسياري از اظهاراتش است. عريفي همچنين در جهت انتشار افکار فرقه گرایانه «وهابیت» در ميان ساير كشورهاي اسلامي نظير مصر و تونس فعاليت مي‌كند، حال آنكه این تفكرات سلفی افراطی خطر ویرانگری برای مردم اين كشورها به شمار می‌آیند.



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: جهاد ، نکاح ، شیخ ، وهابی ، محمد ، عریفی ، سوره ، سیب ، سرقت ، آثار ، ادبی ، گزارش ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : چهار شنبه 16 مرداد 1392