خاطره‌ای که شهید مطهری را 20 دقیقه خنداند!


اخیرا خاطره‌ای به نقل از علامه جعفری در فضای مجازی منتشر شده که جالب و خواندنی است.

علامه جعفری می‌گوید: فردی تعریف می‌کرد تو یکی از زیارتام که مشهد رفته بودم به امام رضا گفتم یا امام رضا دلم میخواد تو این زیارت خودمو از نظر تو بشناسم که چه جوری منو می‌بینی. نشونه‌شم این باشه که تا وارد صحنت شدم از اولین حرف اولین کسی که با من حرف می‌زنه من پیامتو بگیرم.

وارد صحن که شدم خانممو گم کردم. اینور بگرد، اونور بگرد، یه دفه دیدم داره میره. خودمو رسوندم بهش و از پشت سر صداش زدم که کجایی؟ روشو که برگردوند دیدم زن من نیست. بلافاصله بهم گفت: «خیلی خری!» حالا منم مات شده بودم که امام رضا عجب رک حرف میزنه.

زنه دید انگار دست‌بردار نیستم دارم نگاش می‌کنم گفتش «نه فقط خودت، پدر و مادر و جد و آبادتم خرند.»

علامه می‌گوید این داستان را برای مطهری تعریف کردم تا 20 دقیقه می‌خندید.



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: خاطره‌ای که شهید مطهری را 20 دقیقه خنداند! ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : شنبه 30 شهريور 1392
امام خمینی:حجاب اجباری نیست!


عكس ها و فیلم های به جا مانده از دوران مبارزات انقلابی مردم ایران در قبل از 22 بهمن 57، نشانگر آن است كه زنان بسیاری در این انقلاب حضور داشتند كه مقید به حفظ حجاب نبودند، هر چند تعدادشان بسیار كمتر از زنان محجبه ای بود كه در فعالیت های انقلابی مشاركت داشتند.


پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز، در ماه های نخست، نسبت به زنان، درباره حجاب، محدودیت های خاصی اعمال نمی شد.

در روزنامه های آن ایام، تیترهای فراوانی از قول مسوولان انقلاب وجود دارد كه تصریح كرده اند اجباری در باره حجاب وجود ندارد. حتی در یكی از شماره های روزنامه اطلاعات به نقل از دادستان كل انقلاب آمده است كه "مزاحمان خانم های بی حجاب، ضد انقلابی هستند."

بارها و بارها مسأله‌ی حجاب و حکم شرعی آن توسط نویسندگان محترم، مطابق نظر فقهای شیعه بیان شده و حکم وجوب ضروری آن برای زنان مسلمان بیان گردیده، اما عده‌ای با انتخاب گزینشی سخنان مرحوم آیت‌الله طالقانی و امام خمینی (ره)در اوائل شکل‌گیری نظام اسلامی و عدم تبیین شرایط حاکم در آن زمان، قصد دارند این مساله‌ی مهم را در حاشیه قرار داده و از سخنان ایشان، آنچه مقصود خودشان هست، برداشت کنند!

به همین مناسبت بی جهت ندیدیم که قسمتی از نظرات امام(ره) را پیرامون الزام حجاب مرور کنیم و آن را مجددا یادآوری نماییم.

پیروزی انقلاب اسلامی و جنجال بر سر حجاب اجباری

بحث حجاب اجباری از نخستین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی مورد توجه بسیاری از فعالان سیاسی و اجتماعی قرار گرفت و روزهای سرد 15 تا 27اسفند سال 57 با تنور این مسئله به شدت داغ شد.

حضرت امام(ره) در این روزها در اقدامی با صلابت از وضعیت حجاب در ادارات دولتی گلایه کردند و خواستار سامان دهی فوری به این اوضاع شدند.

ایشان در این باره فرمودند:

« الآن وزارتخانه‏ ها- این را میگویم كه به دولت برسد، آنطورى كه براى من نقل مى‏ کنند- باز همان صورت زمان طاغوت را دارد. وزارتخانه اسلامى نباید در آن معصیت بشود. در وزارتخانه‏هاى اسلامى نباید زن هاى (بى حجاب) بیایند، زنها بروند اما با حجاب باشند. مانعى ندارد بروند اما كار بكنند، لكن با حجاب شرعى باشند، با حفظ جهات شرعى باشند.»

در آن روزها بسیاری از مذهبیون بر این باور بودند که حجاب مدنظر امام صرفا «چادر» است که تلاش آیت الله طالقانی نیز در تصحیح این طرز تفکر برای عموم جامعه بود

پس از این اعلام نظر امام بود که واکنش برخی از گروه ها به تندترین شکل ممکن بروز کرد و تجمعات و راهپیمایی ها در اعتراض به این موضع امام آغاز گردید.

صبح روز چهارشنبه(یک روز پس از اعلام نظر امام) در دانشکده‌ فنی تهران، کمیته‌ی برگزاری روز جهانی زن مراسمی را برگزار کرد و زنان معترض به حجاب اجباری در دانشگاه تهران تجمع کردند. آن‌ها شعار می‌دادند: «می‌جنگیم علیه حجاب اجباری» و «زن آزاده حجاب فطری دارد.» مردانی هم بیرون از دانشگاه جمع شدند و شعار می‌دادند: «ای زن به تو این گونه خطاب است، بهترین زینت زن حفظ حجاب است.»

متاسفانه پس از اعلام نظر امام، برخی از نیروهای مذهبی با برداشت نادرست از جمله امام، بر این باور بودند که حجاب مد نظر امام تنها چادر است و این موضوع موجب گشت تا در برخی از موارد برخورد تندی حتی با خانم های مانتویی داشته باشند.

این مسئله موجب گشت که آیت الله اشراقی با اظهار نظر خود تا حد زیادی به تنقیح افکار عمومی بپردازد و اینگونه بیان دارد که:

«باید قوانین اسلام مو به مو به قدر امکان اجرا بشود... معنای حجاب اسلامی هم چادر نیست. چادر یکی از مصارفش این است که البته بهتر خانم‌ها را می‌پوشاند... مردم هم نباید هرج و مرج ایجاد کنند و باید در نهی از منکر، منکر را با منکر دیگر دفع نکرد. این اسلام نیست...»

جنجال ها پیرامون این مسئله همچنان ادامه داشت که یک اظهار نظر از سوی آیت الله طالقانی و تایید نظر ایشان از سوی امام خمینی موجب سوء تفاهم فراوان گشت.

نظر جنجالی آیت الله طالقانی و تایید حضرت امام

آیت الله طالقانی در تاریخ 20 اسفند 57 در مصاحبه ای اعلام می کنند که:

«حجاب اسلامی حجاب شخصیت و وقار است و هیچ اجباری هم در مورد آن در کار نیست...مسلما نظر امام هم به مصلحت زنان ما و هم خواهران و دختران ماست و هم مطابق با موازین اصول دین مبین اسلام است... حجاب یک مسئله‌ی سنتی و تاریخی است در عمق تاریخ ما و تاریخ شرق... اشتباه می‌کنند خانم‌های ما که اگر یک روسری روی سرشان بگذارند این‌ها از حیثیت آن‌ها کم خواهد شد... حجاب ساخته‌ی من و فقیه و این‌ها هم نیست، نص صریح قرآن است. آیه‌ی حجاب برای شخصیت دادن به زنان است... آیا این مانع از آن است که کار اداری داشته باشند؟ نه. مانع از این است که کار فرهنگی داشته باشند؟ نه. به شرطی که در راه خدمت باشد... اصل مسئله این است که هیچ اجباری هم در کار نیست و مسئله‌ی چادر هم نیست.»

حضرت امام نیز در پاسخ به در پاسخ به یک خبرنگار زن فرانسوی که درباره‌ی مسئله‌ی حجاب و اعتراض زنان ایرانی پرسیده بود، پاسخ داد: «همان نظراتی که آقای آیت الله طالقانی فرمودند، مورد نظر من و صحیح است.»

بسیاری با توجه به اجباری نبودن اجبار در نظر آیت الله طالقانی و تایید نظر ایشان توسط امام خمینی، به این نتیجه رسیده اند که حجاب از منظر امام خمینی نیز اجباری نبوده است!

اما این افراد به چند نکته مهم توجه نکرده اند؛ اول اینکه مرحوم طالقانی در ابتدای مصاحبه خود اعلام نموده اند که نظر حضرت امام(پیرامون الزامی بودن حجاب) هم به مصلحت جامعه است و مطابق با موازین دین بنابر این آیت الله طالقانی نیز ابتدائا نظر پیشین حضرت امام را پذیرفته بودند.

بارها و بارها مسأله‌ی حجاب و حکم شرعی آن توسط نویسندگان محترم، مطابق نظر فقهای شیعه بیان شده و حکم وجوب ضروری آن برای زنان مسلمان بیان گردیده، اما عده‌ای با انتخاب گزینشی سخنان مرحوم آیت‌الله طالقانی و امام خمینی (ره)در اوائل شکل‌گیری نظام اسلامی و عدم تبیین شرایط حاکم در آن زمان، قصد دارند این مساله‌ی مهم را در حاشیه قرار داده و از سخنان ایشان، آنچه مقصود خودشان هست، برداشت کنند!

دوم اینکه این جریانات به اوائل انقلاب و شکل‌گیری نظام اسلامی در اسفندماه سال 57 بر می‌گردد؛ پس طبیعتاً اگر از همان ابتدا بخواهند با تندروی و اجبار با مساله‌ی حجاب برخورد کنند، بدتر باعث ضربه به اصل‌ِ انقلاب خواهد بود، فلذا اگر ایشان با صراحت می‌فرمایند اجباری در کار نیست، بخاطر تلطیف فضا و جا افتادن فوائد و آثار مثبت این موضوع در بین مردم می‌باشد. و اگر به قسمت‌های مهم متن دقت کنید، تمام صحبت ایشان این است که وظیفه‌ی دینی ایجاب می‌کند که فرد حجاب داشته باشد، نه اینکه بالکل در اسلام اجباری در مساله‌ی حجاب وجود نداشته باشد.

سومین نکته نیز بدین مسئله اشاره دارد که در آن روزها بسیاری از مذهبیون بر این باور بودند که حجاب مدنظر امام صرفا «چادر» است که تلاش آیت الله طالقانی نیز در تصحیح این طرز تفکر برای عموم جامعه بود.

علاوه بر مطالب یادشده پس از تصویب قانون الزامی بودن حجاب در سال 62 شاهد هیچ اعتراضی- چه به صورت مستقیم و چه به صورت تلویحی- از سوی امام نبوده ایم که این مسئله نیز رضایت حضرت امام نسبت به الزامی بودن حجاب در جامعه را می رساند.



:: موضوعات مرتبط: , , ,
:: برچسب‌ها: امام خمینی:حجاب اجباری نیست! ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : شنبه 30 شهريور 1392
جومونگ باز می گردد

قسمت 133 جومونگ جدید در راه است و قرار است باز رسانه ملی با شخصیتی چشم بادامی مهمان خانه های شما باشد. آیا فصل سوم از این سری مجموعه ها را تماشا می کنید؟

این روزها شبکه های سیما در حال بازپخش سریال های پرطرفدار چشم بادامی ها هستند اما هنوز این باز پخش ها تمام نشده خبر جدیدی آمد. این که از مجموعه 8 سریال زبان خارجی شبکه سه که در حال دوبله اند دو سریال کره ای جدید محصول 2011در راه هستند.

این خبر را مدیر شبکه سوم سیما داده و افزوده است" دو سریال یکی از آنها افسانه خورشید و ماه نام دارد که از مضمونی خانوادگی برخوردار است. سریال دیگر نیز سرزمین آهن نیز نام دارد سریال جنگی و تاریخی است و بیشتر شبیه جومونگ است."

مجموعه های تلویزیونی کره ای در ایران طرفداران خاص خود را دارد طرفدارانی که هنگام ورود شخصیت جومونگ به تهران در خیابان هتل محل استقرار وی با موج استقبال خود ترافیک آفریدند! یا جوانی که در یکی از شهرستان ها به خاطر سوسانو خود کشی کرد.



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: جومونگ باز می گردد ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : شنبه 30 شهريور 1392
آیا همه باید به دانشگاه بروند؟

آیا همه باید به دانشگاه بروند؟

تحلیلی بر روندی که در پیش رو گرفته شده و به نظر می رسد که اشتباه باشد

در شرایط کنونی جامعه ما هر کس که اراده کند می تواند در دانشگاه به تحصیل ادامه دهد البته نه هر دانشگاهی.
این امر اگر چه که در یک نگاه بسیار ظاهری باعث افزایش سطح علمی جامعه و کشورمان می شود اما همه می دانیم که حقیقت چیز دیگری است.
در شرایطی که حتی در شهر های با جمعیت 10000 (و گاها با کمال تعجب زیر 10000 و حتی 5000) نفر دانشگاه های ازاد و پیام نور همچون قارچ در حال رشدند این در حالیست که این دانشگاه از نظر علمی سطحی بسیار ضعیف و پایینی دارند
این امر علاوه بر تربیت دانشجویان با دانش علمی کم خسارات جبران ناپذیری دارد هر چند که فوایدی را نیز داراست.
اما مضرات افزایش قارچ مانند دانشگاه های بی کیفیت:
*اموزش دانشجویان با سطح بسیار پایین
*تنگ کردن عرصه کار و اشتغال برای دانشجویان دانشگاه های خوب و با کیفیت
*بیکار ماندن عده زیادی از دانشجویان در اینده که فارغ التحصیل شده ولی با توجه به مدرکشان حاضر به انجام کارهای سطح پایین نیستند
*به هدر رفتن وقت ارزشمند کثیری از جوانان در دانشگاه بدون علم اندوز و فایده ای برای جامعه صرفا برای مدرک
*استادانی که جزوه ای 10-20 صفحه ای را در دانشگاه های ازاد دور میدهند تا دانشجویان به جای کتاب300-500 صفحه ای جزوه را بخوانند اما دانشجویان راضی به این امر نشده و خود سوالات پایان ترم را از استادشان میطلبند
اما فواید این امر
*شاید بزرگترین فایده این کار پر کردن اوقات جوانانی است که دوره دبیرستان را تمام کرده و امکان کار کردن و ازدواج برای انان فراهم نیست و در صورت بیکار ماندن این جوانان ممکن است مضرات اجتماعی فراوانی را به همراه خواهد داشت
همانگونه که دریافت می شود مسئولان به جای ایجاد شرایط کار و ازدواج برای جوانان چون قادر به فراهم کردن این امکانات نیستند این افراد را با دانشگاه سرگرم میکنند تا از مضرات اجتماعی ان جلوگیری شود.
اما به جای این کار ایا نمی توان اقدامات دیگری را انجام داد چون فراهم نمود شرایط ورزش برای جوانان.
ایا نتیجه ی این امر به سرخوردگی کسانی که در دانشگاه های معتبر و روزانه و در رشته های خوب تحصیل میکنند ولی پس از کلی زحمت و تلاش بیکار می مانند نیست؟
از این نمونه افراد بیکار در هر شهری و استانی بسیار زیاد است که روزهایشان را در خیابان های شهر سپری می کنند و در افسردگی به سر می برند. در حالی بهترین رتبه های کنکور را داشته اند زیر 100 یا زیر 1000 ولی پس از اتمام تحصیلات بیکارند. واقعا که چنین سرنوشتی غم انگیز است.
مسئولان به فکر چاره ای باشید.



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: آیا همه باید به دانشگاه بروند؟ ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : جمعه 29 شهريور 1392
نکته هایی طلایی برای شب امتحان
در این مطلب مهارت‌های مدیریت زمان و نکته‌های طلایی چگونه مطالعه کردن در شب امتحان را فرا خواهید گرفت.

آیا درس‌هایتان را تلنبار کرده و برای شب امتحان نگه داشته‌اید؟ آیا نگران نمره درسی‌تان هستید؟ آیا فکر می‌کنید فرصت مطالعه ندارید؟

نگران نباشید در این مطلب مهارت‌های مدیریت زمان و نکته‌های طلایی چگونه مطالعه کردن در شب امتحان را فرا خواهید گرفت.

نخستین گام

اگر جزو دانش‌آموزانی هستید که شب قبل از امتحان درس می‌خوانید بهتر است به ساعات فکر کنید نه به دقایق. فکر کنید چه مطالبی را می‌توانید در زمان کوتاه یاد بگیرید.

قبل از این که مطالعه را شروع کنید به موارد زیر توجه کنید :

_ مواد مغذی برای تقویت ذهن مصرف کنید

قطعاً مواد مغذی شامل پفک، چیپس و پاپکورن نمی شود. تخم‌مرغ و چند تکه شکلات تلخ در وعده شام بسیار مؤثر است. شکلات تلخ کارایی مغز را افزایش می‌دهد.

_ اگر احساس خستگی می‌کنید، دوش آب سرد بگیرید

دوش آب سرد به احساس تازگی و طراوت و بیدار ماندن کمک می‌کند. خوردن یک دسر سبک مانند سیب کارایی را چند برابر افزایش می‌دهد و استرس را دور می‌کند. غذاهای سنگین نخورید، این غذاها باعث احساس خواب‌آلودگی می‌شوند. درحالی که این چیزی است که قصد دارید از آن جلوگیری کنید. اگر در طول مطالعه آدامس بجوید، حواستان پرت شده و نمی‌توانید چیزی را که مطالعه کردید، به خاطر بیاورید.

_ تغذیه سالم قبل از مطالعه باعث می‌شود احساس گرسنگی نکرده و برای خوردن تنقلات وسوسه نشوید

مطالعه را با یک نوشیدنی یا آبمیوه خنک شروع و احساس کنید سر جلسه امتحان نشسته‌اید پس جدی باشید. در این حالت هیچ بهانه‌ای ندارید که از جا بلند شوید.

-همه لوازم مورد نیاز را که برای آزمون نیاز دارید در کنار دست‌تان قرار دهید.

جزوات، کتاب‌های درسی، سوالات آزمون‌های قبلی، یادداشت‌ها و… را روی میز کار بگذارید.

_ ساعت را برای ۴۵ دقیقه تنظیم کنید، در بازه‌های زمانی ۴۵ دقیقه مطالعه کنید و ۵ دقیقه بعد از این مدت استراحت کوتاهی کرده و دوباره مطالعه را ادامه دهید. چنانچه بخواهید برای ساعات نامحدود مطالعه کنید، مغز بیش از حد خسته شده و مجبور می‌شوید برای حفظ تمرکز زمان طولانی‌تری را صرف کنید.

بهتر است اهداف‌تان را با پاداش‌های کوچک ( زنگ تفریح ) دنبال کنید در این حالت می‌توانید تا زمانی که لازم است به مطالعه ادامه دهید فقط کافی است زمان‌سنج را برای ۴۵ دقیقه تنظیم کنید.

_ راهنمای درسی و مواد امتحانی را دنبال کنید؛

به یادداشت‌ها، جزوات، کتاب‌ها و آزمون‌های قبلی که احتمال می‌دهید در امتحان مورد توجه باشد، مراجعه کنید. معلم‌ها سوال‌ها را از درس‌هایی که در کلاس ارائه شده، طرح می‌کنند بنابر این یادداشت‌ها و جزوات منابع باارزشی به شمار می‌روند. یادداشت‌ها را هرگز برای مطالعه در شب قبل از آزمون فراموش نکنید. به سوالاتی که آخر هر فصل وجود دارد توجه کنید و خود را با بررسی این سوالات بیازمایید. علاوه بر آن به دو صفحه اول هر بخش که خلاصه‌ای از مطالب فصل مربوطه است توجه کنید تا اطلاعات اساسی و اولیه را درباره هر فصل یاد بگیرید.

_ مسابقه پرسش و پاسخ با یک دوست یا اعضای خانواده سرعت یادگیری را افزایش می‌دهد

از مادر، برادر، پدر و خواهر یا یک دوست صمیمی بخواهید به تعدادی از سوالات شما خیلی سریع پاسخ دهد. لیستی از مطالبی که شما را درگیر کرده و نمی‌توانید آن‌ها را به خاطر بسپارید تهیه کنید و در قالب سوال آن‌ها را از اطرافیان بپرسید و بخواهید خیلی سریع به سوال‌تان پاسخ دهند. تکرار پرسش و پاسخ باعث می‌شود آن‌ها ملکه ذهن شوند. علاوه بر آن مسابقه پرسش و پاسخ کمک می‌کند تا نقاط ضعف موجود را جبران کنید.

_ تهیه یک لیست برای بررسی سریع، همه نکات درسی، مطالب حفظی، تاریخ‌های مهم و معادلات پیچیده را روی یک ورق کاغذ بنویسید. این لیست را قبل از آزمون و صبح روز بعد مطالعه کنید.

هیچ چیز بدتر از آن نیست که شب قبل از آزمون به اندازه کافی نخوابیده باشید. ممکن است وسوسه شوید و همه شب را بیدار بمانید و خود را برای امتحان آماده کنید اما هنگامی که زمان امتحان فرامی‌رسد قادر نخواهید بود همه اطلاعاتی را که یاد گرفته‌اید به خاطر بیاورید. مغز در این حالت فقط برای بیدار ماندن تلاش می‌کند. مطالعات نشان می‌دهد نخوابیدن در شب امتحان عملکرد حافظه را نابود کرده و به شدت پایین می‌آورد.

-نگاهی کوتاه به لیست مرور؛

سعی کنید صبح روز امتحان حدود ۴۵- ۳۰ دقیقه زودتر از خواب بیدار شوید. نگاهی کوتاه به لیست مرور و فلش‌کارت بیندازید. زمانی که منتظر هستید تا جلسه آزمون شروع شود، صفحات مرور را کنار بگذارید.

نکته‌های خوب برای مطالعه و یادگیری مطالب مهم

_ آرام باشید، ممکن است کمی سخت باشد ولی کافی است یک نفس عمیق بکشید. سعی کنید افکارتان را متمرکز کنید. یک مکان خوب و ‌آرام برای مطالعه پیدا کنید. تختخواب و مبل راحتی انتخاب خوبی نیستند. دراز کشیدن روی تختخواب یا مبل راحتی به این معنی است که شانس خود را برای موفقیت در آزمون فردا به خطر می‌اندازید.

_ کتاب‌های درسی و یادداشت‌هایتان را باز کنید و از ابتدا شروع کنید روی جزییات کوچک چندان تمرکز نکنید. به مطالب مهم و برجسته که احتمال می‌دهید در آزمون فردا از آن‌ها سوال مطرح شود، تمرکز کنید.

_ اطلاعات مهم را در کاغذهای کوچک یادداشت بنویسید و با صدای بلند بخوانید. این فرآیند به مغز و قدرت یادگیری کمک می‌کند.

_ فلش‌ کارت درست کنید. تهیه فلش کارت روش خوبی است تا خود را بیازمایید. فلش کارت کمک می‌کند تا اطلاعات را پردازش کنید. نکات مهم را در فلش کارت‌ها مرتب نوشته و با صدای بلند بخوانید.

_ اطلاعات و نکات را در راه مدرسه در ذهن مرور کنید. هرگز قبل از شروع آزمون سراغ جزوات و کتاب‌های درسی نروید. این کار اشتباه بزرگی است و اعتماد به نفس را کاهش می‌دهد.

_ سعی کنید مطالبی را که می‌خوانید درک کنید. با این کار هیچ مشکلی برای به خاطر آوردن آن‌ها سر جلسه امتحان نخواهید داشت. به خاطر داشته باشید فرار از درس‌های تلنبار شده به راحتی ممکن نیست. شاید تلنبار کردن برای یک درس چندان کار نادرستی نباشد اما این موضوع برای همه درس‌ها بویژه درس‌های با حجم سنگین صدق نمی‌کند.

صبحانه کامل

قطعاً صبحانه کامل معده درد یا دل درد را از شما دور می‌کند. قبل از آزمون آب کافی بنوشید. توجه کنید اگر نمی‌توانید بیدار بمانید قهوه بنوشید اما اگر احساس می‌کنید قهوه شما را خیلی عصبی و مضطرب می‌کند سعی کنید برای این‌که بیدار بمانید و خواب‌آلودگی سراغ‌تان نیاید، مقداری ورزش کنید.

نوشیدنی‌های انرژی‌زا علاوه بر این‌که سلامتی را به خطر می‌اندازند باعث افزایش استرس و اضطراب می‌شوند پس هرگز شب قبل از آزمون از این نوشیدنی‌ها استفاده نکنید.

تصور کنید شب قبل از امتحان است و می‌خواهید برای روز بعد خود را آماده کنید. پیشنهادات زیر را دنبال کنید.

شب قبل از امتحان

_ یادداشت‌برداری کنید

اگر زمان کوتاهی برای مطالعه جهت آزمون روز بعد دارید، یادداشت‌برداری کنید. البته مهارت یادداشت‌برداری خیلی مهم است تا بیشترین بهره را شب قبل از امتحان ببرید. اگر معلم قبل از امتحان یک جلسه مرور گذاشت حتماً در آن شرکت کنید. معلم‌ها در جلسات مرور نکات ریز و مهم که برای امتحان ضروری هستند را یادآوری می‌کنند. یادداشت‌های سر کلاس را جدی بگیرید به طور منظم سر کلاس حاضر شوید و یادداشت‌برداری کنید. چنانچه یادداشت‌برداری نکردید، یادداشت‌های همکلاسی‌هایتان را کپی‌برداری کنید.

_ نکات سر کلاس و یادداشت‌ها گنج قابل دسترس هستند

مفاهیم، تعاریف و معادلات مهم را در کارت‌های سه در پنج سانتیمتری بنویسید و مجموعه‌ای مفید از فلش کارت‌های دستی تهیه کنید. عمل بازنویسی به یادگیری و حفظ مطالب کمک می‌کند. اگر یادگیری بصری شما خوب است پس این عمل قطعاً کمک خواهد کرد.

_ اگر یادگیری شنوایی خوبی دارید به این معنی که با شنیدن، مطالب را یاد می‌گیرید، کلماتی را که در فلش‌کارت‌ها نوشته‌اید بلند بخوانید

شاید در ابتدا تصور کنید این بازنویسی در فلش کارت‌ها به درد نمی‌خورد اما اگر قصد دارید اطلاعات مهم را یاد بگیرید، بسیار مفید است. یادگیری معادلات و مسائل کاربردی و عملی از طریق تکرار، عمل مفیدی نیست.

_ نکات کلیدی را شناسایی کنید

نخستین صفحه از هر فصل اغلب نکات کلیدی که هدف اصلی درس است را شامل می‌شود، این صفحات را حتماً نگاه کنید.

_ خود را بیازمایید

اگر معلم‌تان نمونه سوال داده آن را حل کنید. برای سوالات زمان زیادی صرف نکنید اگر پاسخ سوالی را نمی‌دانید از فلش‌کارت کمک بگیرید. ممکن است به بازخوانی مجدد فلش‌کارت‌ها نیاز داشته باشید. برخی از استراتژی‌های حفظ را یاد بگیرید. سعی کنید با استفاده از گیره، یادداشت‌ها و فلش‌کارت‌ها را آویزان کنید. برقرار کردن ارتباط تصویری با اطلاعات نتیجه خوبی خواهد داد.

_ مطالعه را با مهمترین اطلاعات درسی شروع کنید

ابتدا مفاهیم کلی را یاد بگیرید و درباره یادگیری جزییات نگران نباشید زیرا هدف یادگیری ایده‌های اصلی در زمان کوتاه است.

_ حافظه، اطلاعاتی را که شما در شروع و پایان مطالعه، یاد گرفته‌اید بهتر از موضوعاتی که در وسط مطالعه یاد گرفته‌اید، به خاطر می‌سپارد.

_ با مطالعه روزانه، مفاهیم به مدت طولانی در حافظه بلندمدت باقی می‌ماند اما اگر وضعیتی پیش آمده و مطالعه را به لحظات پایانی موکول کرده‌اید مفاهیم در حافظه کوتاه مدت باقی می‌ماند و زود فراموش می‌شوند. پس سعی کنید مفاهیم را درک کنید.

_ به یک موسیقی آرامبخش مانند موسیقی کلاسیک با صدای کم گوش کنید

موسیقی برخی از خستگی‌های مطالعه را کم می‌کند. هرگز بعد از زمانی که معمولاً می‌خوابید مطالعه نکنید در بعدازظهر یا ساعات اولیه عصر مطالعه کنید. اگر فرد سحرخیزی هستید مطالعه اوایل صبح نتیجه خوبی خواهد داشت.

_ نگرش مثبت و برنامه ریزی برای مطالعه راهی به سوی موفقیت است. برنامه‌ریزی زمان انجام کار را برای فرد برجسته و مهم می‌کند.

_ هنگامی که تلاش می‌کنید درس تاریخ را حفظ کنید اسامی و سایر اطلاعات واقعی را در ذهن بسپارید. اگرچه این عمل مقداری طول می‌کشد اما روش بازنویسی و تکرار و تلاوت مؤثر است. در مورد مسائل ریاضی و علم معادلات به مسائلی که معلم سرکلاس تاکید کرده، توجه کنید. در اینجا تکنیک یادداشت‌برداری به کمک خواهد آمد.

قسمت دوم : روز امتحان

پس صبحانه روز آزمون را فراموش نکنید. کمی زود بیدار شوید، صبحانه کامل بخورید و حداقل یک ساعت زودتر قبل از امتحان در جلسه حاضر شوید از این‌که تنها از کربوهیدرات‌ها استفاده کنید، بپرهیزید. حداقل ۱۰ دقیقه قبل از آزمون سریع یادداشت‌ها و لیست مرور را مرور کنید تا مغزتان به‌صورت خودکار مفاهیم را تنظیم کند.

مطالعات اخیر نشان می‌دهد افرادی که خیلی پریشان و مضطرب هستند مطالعه گروهی مانند شکستن طلسم برای این فاجعه عمل می‌کند. مطالعه با یک گروه از همکلاسی‌ها کمک می‌کند تا آرامش و تمرکز را حفظ کرده و وقت کمتری را تلف کنید.

دانش‌آموزان معمولاً حین مطالعه گروهی نکات کلیدی را یاد می‌گیرند و از اشکالات آگاه می‌شوند



:: موضوعات مرتبط: , , ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : جمعه 29 شهريور 1392
چگونه فرزندم را به درس خواندن علاقه مند کنم؟

146550
هر روز از فرزند خود بپرسید که باید چه تکالیفی را انجام دهد. محیطی آرام را برای او در نظر بگیرید تا بتواند تکالیف خود را به خوبی انجام دهد.
برای بیشتر والدین بردن کودکان به مدرسه کاری ضروری محسوب می شود. هدف آنها این است که فرزندان شان- چه کودک و چه نوجوان- در مدرسه احساس امنیت و راحتی کنند و درس ها را به خوبی یاد بگیرند. غالباً والدین خود را از آموزگار و مدرسه فرزندشان جدا می دانند.
به نظر می رسد در زمان حضور کودکان در مدرسه، والدین مسئولیتی بر روی دوش خود احساس نمی کنند و در این مدت کودکان شان را به دست غریبه ها می سپارند!
اگر والدین نقش فعال تری ایفا کنند نه تنها کودکان به تحصیل ترغیب می شوند بلکه نگرانی خود آنها نیز کاهش می یابد.
در این صورت والدین در تجربیات تحصیلی فرزندشان نقش پررنگ تری برعهده می گیرند و در ضمن رابطه خوبی با آموزگاران برقرار می کنند.
ولی یک سؤال:
اگر مدرسه از سطح بالایی برخوردار باشد آیا دیگر جایی برای ایفای نقش والدین باقی می ماند؟ پاسخ این است: بله. والدین نباید اهمیت نقش خود و نیز مرزبندی های مدرسه را نادیده بگیرند. آنها در ضمن باید از اعتماد به نفس لازم برخوردار باشند تا در صورت لزوم از جانب کودک خود وارد عمل شوند. برای برقراری یک ارتباط قوی با اولیای مدرسه به توصیه های زیر توجه کنید:
۱ – زمان خاصی را برای رفتن کودک به بستر تعیین کنید
شب ها زودتر کودکان را به بستر بفرستید. کودکان باید قبل از رفتن به مدرسه آمادگی کامل داشته باشند و این وظیفه برعهده والدین آنهاست.
۲ – وداع را کوتاه کنید
صبح ها زودتر از خانه خارج شوید تا کودکان برای رسیدن به مدرسه استرس نداشته باشند. هنگام جدایی، کودک خود را به گرمی در آغوش بگیرید و ببوسید و سپس بلافاصله مدرسه را ترک کنید.
بیشتر کودکان از وداع های طولانی ناراحت می شوند. نگران نباشید معلم ها به خوبی می دانند که چگونه کودکان را آرام کنند. یادتان باشد کودکان به ندرت پس از جدا شدن از والدین شان، به گریه کردن ادامه می دهند.
اگر هنگام وداع قاطعیت داشته باشید فرزندتان «استقلال» را یاد می گیرد. وداع زمان مناسبی برای حرف زدن با معلم ها نیست. این کار را به زمان بهتری موکول کنید، زمانی که بتوانید با آرامش به مذاکره بپردازید.
۳ – از کلاس فرزندتان دیدن کنید
با آموزگار فرزندتان صحبت کنید و از او اجازه بگیرید ساعاتی را در کلاس درس بگذرانید.
با این کار والدین کلاس درس را از نگاه فرزندشان و معلم او می بینند. در ضمن کودکان متوجه می شوند که والدین به سرنوشت آنها اهمیت می دهند و نگران شان هستند.
۴ – در فعالیت های مدرسه شرکت کنید
برای انجام کارهای مدرسه داوطلب شوید. این کار به سود مدرسه است و مهم تر از آن به کودکان نشان می دهد که تحصیل مقوله ای ارزشمند می باشد.
۵ – لباس های مناسبی برای فرزند خود در نظر بگیرید
اگر مدرسه فرزندتان اونیفورم خاصی ندارد لباس های مناسبی برای او در نظر بگیرید. لباس های تنگ یا بدن نما ابداً توصیه نمی شود. کودکان باید متوجه این مسئله شوند که مدرسه جای خودنمایی نیست و در آنجا فقط باید به تحصیل فکر کنند. لباس ها و کفش هایی را انتخاب کنید که کودک در آنها احساس راحتی کند.
۶ – مراقب وسایلی که کودکان به مدرسه می برند باشید
اجازه ندهید فرزندتان اسباب بازی، بازی های ویدیوئی، وسایل الکترونیکی، و… را به مدرسه ببرد در غیر این صورت نمی تواند بر روی یادگیری تمرکز کند. به والدین توصیه می شود محتویات کیف فرزند خود را بررسی کنند.
۷ – در صورت لزوم به عنوان وکیل فرزند خود وارد عمل شوید
نخستین وظیفه والدین این است که در انتخاب مدرسه فرزند خود دقت کنند. یک آموزگار خوب می تواند بسیاری از مشکلات را به شیوه ای حرفه ای و ماهرانه حل کند. البته گاهی لازم است والدین وارد عمل شوند. در این مواقع آنها باید به حرف های کودک و آموزگار خود به دقت گوش دهند و به دنبال یک راه حل فوری نباشند.
۸ – برای فرزند خود فضای مناسبی برای انجام تکالیف مدرسه فراهم کنید
هر روز از فرزند خود بپرسید که باید چه تکالیفی را انجام دهد. محیطی آرام را برای او در نظر بگیرید تا بتواند تکالیف خود را به خوبی انجام دهد.
در صورت لزوم به راهنمایی فرزندتان بپردازید و از انجام تکالیف او مطمئن شوید. خواندن- برای بچه ها یا به همراه آنها- باید بخشی از برنامه شبانه باشد. شما می توانید برای کودکان کم سن و سال کتاب بخوانید.
کودکان بزرگ تر نیز می توانند گاهی کتاب بخوانند و گاهی به کتاب خواندن شما گوش دهند.
شما باید عشق به مطالعه را در فرزندتان نهادینه کنید.
اگر هر شب قبل از خواب برای کودکان کتاب بخوانید آنها قوه تخیل خود را به کار می اندازند و انگیزه زیادی برای خواندن پیدا می کنند.
۹ - کودکان بیمار باید در خانه بمانند
در صورت مشاهده هرگونه علائم بیماری های مسری از فرستادن کودک به مدرسه خودداری کنید. بهتر است در این مورد با مسئولین مدرسه هماهنگ باشید ولی معمولا آبریزش از بینی، حالت تهوع و بیرون روی علائمی هستند که با مشاهده آنها کودک را باید در خانه نگه دارید. اگر والدین بیشتر مراقب باشند مدارس محیط سالم تری خواهند داشت.
از این امر مطمئن شوید که اولیای مدرسه شماره تلفن های شما را در اختیار دارند. در ضمن اگر کودکان شماره تلفن پدر و مادر خود را به خاطر بسپارند احساس امنیت بیشتری خواهند کرد.
۱۰ – خوراکی های سالم و مغذی را برای فرزندتان آماده کنید
خوراکی های حاوی پروتئین و کربوهیدرات های پیچیده مثل هویج، پنیر، کلوچه خشک، آب میوه طبیعی، بوقلمون و میوه گزینه های بسیار خوبی هستند و انرژی مورد نیاز فرزندتان را فراهم می کنند.
۱۱ – هنگام شام فرصت خوبی برای حرف زدن اعضای خانواده است
زمانی که اعضای خانواده بر سر سفره شام می نشینند فرصت خوبی است که والدین و کودکان در مورد روزی که گذرانده اند با یکدیگر حرف بزنند. والدین می توانند درباره مدرسه و مسائلی که برای فرزندشان پیش آمده از او سؤال کنند. باید هنگام صرف شام فضای گرم و صمیمانه ای حاکم باشد به طوری که اعضای خانواده احساس کنند پس از گذراندن روزی پرمشغله یک پناهگاه امن در انتظار آنان است.
توصیه های پایانی :
والدین نباید ترسی از معلم ها و اولیای مدرسه داشته باشند بلکه باید بتوانند به راحتی با آنها در مورد نگرانی های شان حرف بزنند.
والدین باید خود را با سیاست های مدرسه هماهنگ کنند.
با به کار بستن توصیه های فوق والدین می توانند نقش مهمی در روند تحصیل فرزند خود ایفا کنند و در ضمن کودکان به درس خواندن ترغیب می شوند و به نتایج بهتری دست خواهند یافت.
والدین نباید از یاد ببرند که هر چند کودک در دوران تحصیلی خود با معلم های زیادی سر و کار خواهد داشت ولی خود آنها برای او تأثیرگذارترین الگو خواهند بود.


:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: علاقه مندی به درس , علاقه مند کردن فرزندان به درس ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : جمعه 29 شهريور 1392
تازه ترین آمار و اطلاعات از معتادان کشور

معاون ستاد مبارزه با مواد مخدر از وجود یک میلیون و 325 نفر معتاد در ایران خبر داد و افزود: از این تعداد 133 هزار و 500 نفر زن هستند که معادل 3,2 درصد (سه و دو دهم درصد) است.
معاون ستاد مبارزه با مواد مخدر با اشاره به اینکه ۲۲ درصد از معتادین در کشور دارای مدرک لیسانس و بالای لیسانس هستند، گفت: در همین رابطه، ۱۵ درصد معتادین دارای مدرک فوق دیپلم و ۳۸ درصد دارای مدرک دیپلم هستند.
به گزارش مهر، بابک دین‌پرست در حاشیه همایش بهبود یافتگان استان زنجان با اشاره به اینکه ستاد هیچ گونه خلاء قانونی برای انجام ماموریت‌های خود ندارد، گفت: در این راستا ستاد برنامه‌های متعددی در امر مبارزه و پیشگیری از مواد مخدر در دستور کار دارد.

22 درصد معتادین در کشور دارای مدرک لیسانس هستند
وی با اشاره به اینکه 22 درصد از معتادین در کشور دارای مدرک لیسانس و بالای لیسانس هستند، گفت: در همین رابطه، 15 درصد معتادین دارای مدرک فوق دیپلم و 38 درصد دارای مدرک دیپلم هستند.
معاون کاهش تقاضا و توسعه مشارکت‌های مردمی ستاد مبارزه با مواد مخدر در کشور افزود: از این تعداد 50 درصد معتادین در کشور شاغل و متاهل هستند.
معاون کاهش تقاضای ستاد در ادامه، از وجود یک میلیون و 325 نفر معتاد در ایران خبر داد و افزود: از این تعداد 133 هزار و 500 نفر زن هستند که معادل 3,2 درصد (سه و دو دهم درصد) است.

دین‌پرست یادآورشد: بازه سنی معتادین در کشور 15 تا 64 سال است که 2,65 درصد (دو و شصت و پنچ صدم درصد) جمعیت را به خود اختصاص می‌دهد.
وی افزود: استان زنجان رتبه 31 در امر مواد مخدر را دارد چرا که 98 صدم درصد از معتادین در این استان هستند.
وی تصریح کرد: در راستای مساعدت و همکاری دستگاه‌های اجرایی در امر مبارزه با مواد مخدر و پیشگیری از این معضل تعداد دستگاه‌ها، از 8 دستگاه به 15 دستگاه اجرایی در سال‌جاری افزایش یافته و همچنین در سال گذشته برای اقدامات پیشگیرانه 20 میلیارد تومان اختصاص یافت که 80 درصد را خود ستاد و مابقی را دستگاه‌های ذی‌ربط تقبل کردند.
دین‌پرست افزود: در همین راستا مصوب شد استانداران ده درصد از اعتبارات بخش فرهنگی دستگاههای اجرایی را به اجرای اقدامات پیشگیرانه هزینه کنند.

نگاه سنتی باید در امر مواد مخدر اصلاح شود
وی با بیان اینکه افغانستان تولیدکننده مواد مخدر سنتی در دنیا است، گفت: جمهوری اسلامی ایران همانند کشورهای دیگر در امر مواد مخدر تلاش‌ها و برنامه‌هایی را در دستور کاری خود قرار داده است. مواد مخدر تهدیدکننده محیط زیست، خانواده و جامعه است و در کنار تهدیدات هسته‌ای دو هزار میلیارد دلار هزینه دارد چرا که در دنیا 10 میلیون نفر در چرخه مواد مخدر فعالیت می‌کنند و قاچاقچی این مواد هستند.
معاون کاهش تقاضای ستاد، رویکرد مبارزه با مواد مخدر در کشورهای مختلف را متفاوت اعلام کرد و افزود: در بعضی کشورها کنترل، پیشگیری، مقابله در اولویت کاری مبارزه با مواد مخدر است که در این راستا در ایران مدیریت در اولویت کاری بوده چرا که مدیریت باعث کاهش آسیب‌های مواد مخدر می‌شود.

دین‌پرست گفت: متاسفانه اعتیاد بیماری‌هایی از قبیل ایدز، عفونی را به دنبال دارد چرا که عوارض مواد مخدر تنها اعتیاد نیست بلکه بدتر از آن بیماری دردناکی است که فرد معتاد می‌گیرد. وی افزود: ریشه کنی مواد مخدر نیازمند یک نگاه درست است که در این راستا باید هم مسئولان و هم مردم نگاه سنتی خود را به فرد معتاد اصلاح کنند و به طور منطقی با معتاد فرد برخورد کنند.

دین‌پرست در ادامه تاکید کرد: برخورد با معتاد در امر ترک اعتیاد او بسیار موثر است که در این راستا تحولات بسیار خوبی در عرصه مبارزه با مواد مخدر در دستور کار ستاد شورای مواد مخدر انجام شده است.
این مقام مسوول در ستاد با اشاره به اینکه شیوه‌های تولید و توزیع مواد مخدر تغییر پیدا کرده است، گفت: همچنین امروزه گرایش جوانان به امر مصرف مواد مخدر صنعتی بیشتر شده است.
دین‌پرست علل گرایش جوانان به مواد مخدر صنعتی را کنجکاوی، تفریح و لذت یاد کرد و گفت: متاسفانه در این راستا آگاه‌سازی لازم انجام نشده است؛ چرا که آگاه‌سازی جوانان از مصرف مواد مخدر صنعتی مانع رفتن آنها به سمت اعتیاد و مصرف مواد مخدر صنعتی می‌شود.


:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: تازه ترین آمار و اطلاعات از معتادان کشور , امار معتادان ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : پایبند
تاریخ : جمعه 29 شهريور 1392
مدرک معادل چه کسانی تبدیل به مدرک رسمی می‌شود

غلامعلی نادری در گفتگو با خبرنگار مهر درباره شرایط ادامه تحصیل آن دسته از دانشجویانی که دارای مدرک معادل هستند با خاطرنشان ساختن یک مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی در سال ۷۷، گفت: بر اساس مصوبه سال ۷۷ شورای عالی انقلاب فرهنگی، ارائه مدرک معادل ممنوع است و در صورتی‌ که دارندگان مدرک معادل در آزمون‌های جامع ورودی دانشگاه‌ها شرکت می‌کردند می‌توانستند در مقطع بالاتر ادامه تحصیل دهند که به این منظور، سه آزمون جامع برای آنان برگزار شد.

سال ۷۷ یک خط قرمز برای مدرک معادل‌ها

وی ضمن دسته‌بندی دارندگان مدرک معادل، به شرایط و ضوابط جدیدی که وزارت علوم به تازگی برای ادامه تحصیل این افراد تصویب کرده، اشاره کرد و افزود: برخی دارندگان مدرک معادل که از موسسات آموزش عالی متنوعی مدرک مذکور را دریافت کردند، نتوانستند در آزمون جامع شرکت کنند. بنابراین برای ارائه یک فرصت دیگر جهت ادامه تحصیل این افراد، تمهیداتی اندیشیده شد.

نادری ادامه داد: در صورتی که برخی متقاضیان پیش از سال ۷۷ در آزمون شرکت کرده و پذیرفته شده باشند امکان ادامه تحصیل در مقاطع بالاتر را دارند اما اگر اتمام درس و دریافت اصل مدرک برای عده ای به بعد از سال ۷۷ موکول شده، مدرکشان معادل باقی می ماند ولی به این دلیل که پیش از سال مذکور پذیرفته شده اند، تحصیلشان منعی ندارد.

مدارک چه کسانی مورد تایید نیست

به گفته مدیر کل دفتر آموزشهای غیردولتی وزارت علوم، گروه سوم را آن دسته از داوطلبانی تشکیل می دهند که بعد از سال ۷۷ در آزمون شرکت کرده، پذیرفته شدند و مدرک معادل دریافت کردند اما نمی توانند در مقاطع بالاتر ادامه تحصیل دهند و مدرکشان مورد تایید نیست.

نحوه ادامه تحصیل کاردانی‌ها و کارشناسی‌ها

این مقام مسئول وزارت علوم با اشاره به آن دسته از افرادی که مدرک معادلشان مربوط به مقاطع کاردانی و کارشناسی است، اظهار داشت: افرادی هم که می‌توانند ادامه تحصیل دهند و مدرک معادل کاردانی و کارشناسی داشتند به دو گروه تقسیم می‌شوند، گروه اول: اگر محل تحصیل و دروسی که گذرانده‌اند مورد تایید وزارت علوم باشد، می‌توانند در دوره‌های رسمی ورود به دانشگاه شرکت کرده و به مقطع بالاتر بروند، اما ممکن است دانشگاه‌های آزاد یا پیام نور مانع تحصیل عده‌ای از این افراد شده باشند؛ بر اساس آیین نامه اعلام شده، تحصیل این دانشجویان نیز منعی ندارد اما نکته ای که وجود دارد این است که چنانچه در دانشگاه‌های دولتی یا آزاد و در مقطع ارشد قبول شوند، تحصیلشان منعی ندارد، ولی مدرک معادلشان در مقطع کاردانی و کارشناسی تبدیل به مدرک رسمی نمی شود، در واقع مدرک جدید تحصیلی دریافت می‌کنند، اما مدرک معادلشان به دوره رسمی تبدیل نمی‌شود.

ارائه ۲۰ واحد جبرانی

وی درباره گروه دوم، اظهار داشت: گروه دوم، افرادی هستند که دوره‌های کاردانی و کارشناسی را گذرانده‌اند، ولی محل تحصیلشان دارای مجوز نیست، اما دوره آنان دارای مجوز از شورای گسترش است، این افراد می‌توانند در آزمون ارشد شرکت کنند، اما دانشگاه به این افراد ۲۰ واحد جبرانی ارائه می‌دهد. همچنین نمره این ۲۰ واحد نیز نباید از ۱۲ کمتر باشد تا مشروطی تلقی نشوند.

شرایط عدم تغییر مدرک معادل

نادری درباره عده‌ای دیگر از دارندگان مدرک معادل، گفت: دارندگان مدرک معادل در مقطع کارشناسی ارشد در صورتی‌ که موسسه محل تحصیل و مواد درسی شان مورد تایید وزارت علوم باشد حق شرکت در ورودی مقطع دکتری نیمه متمرکز دولتی و دانشگاه آزاد را دارند و می‌توانند مدرک رسمی دریافت کنند، اما مدرک معادلشان در ارشد، بدون تغییر باقی می‌ماند.

دکتری‌ها حد نصاب بگیرند

وی ادامه داد: گروهی دیگر از دارندگان مدرک معادل در مقطع کارشناسی ارشد که دوره شان از شورای گسترش مجوز ندارد، اما برگزاری دوره‌های رسمی وزارت علوم را گذرانده‌اند، می‌توانند در مقطع دکتری ادامه تحصیل دهند اما باید حد نصابی را در آزمون دکتری کسب کنند.

وی ادامه داد: یک سری از داوطلبان هستند که متقاضی ورود به مقطع دکتری هستند، اما دوره آنان از شورای گسترش مجوز ندارد و دوره‌های رسمی را نیز طی نکرده‌اند. این داوطلبان به هیچ عنوان امکان ادامه تحصیل ندارند.

مدیرکل دفتر آموزش‌های غیردولتی وزارت علوم، با اشاره به کمیته ای که برای دارندگان مدرک معادل راه اندازی شده، گفت: گروهی که باید حد نصاب را بیاورند و ۲۰ واحد جبرانی بگذرانند در کمیته‌ای سه نفره شامل سازمان سنجش برنامه‌ریزی آموزش عالی و گسترش، مورد بررسی قرار می‌گیرند تا حد نصاب لازم برای مقطع دکتری برایشان مشخص شود، همچنین تصمیم‌گیری درباره گذراندن ۲۰ واحد جبرانی در این کمیته صورت می‌گیرد.



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: مدرک معادل چه کسانی تبدیل به مدرک رسمی می‌شود , وضعیت ادامه تحصیل با مدارک معادل ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : پایبند
تاریخ : جمعه 29 شهريور 1392
بارم بندی جغرافیا پیش دانشگاهی انسانی

در صورت ارائه بارم دروس نهایی 93 این بارم ها روی وبلاگ قرار خواهد گرفت.

به روز رسانی 92/10/14

--------------------------

بارم بندی جغرافیا پیش دانشگاهی انسانی سال 91-92

1.نوبت اول

درس 1-----------------6 نمره

درس2------------------4 نمره

درس3------------------5 نمره

درس4------------------5نمره

2.نوبت دوم.شهریور.بزرگسالان.دی ماه

درس بارم

1.-----------------------------------2

2.-----------------------------------1

3.-----------------------------------1

4.-----------------------------------1

5.--------------------------------1/5

6.--------------------------------3/5

7.----------------------------------3

8.----------------------------------3

9.---------------------------------4



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: بارم بندی جغرافیا پیش دانشگاهی انسانی , بارم بندی جغرافیا ,
|
امتیاز مطلب : 7
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نویسنده : پایبند
تاریخ : پنج شنبه 28 شهريور 1392
بارم بندی عربی سوم انسانی

بارم بندی عربی سوم انسانی سال تحصیلی91-92

1.نوبت اول

دروس اول تا هشتم ----------هر درس 5/2 نمره

2.نوبت دوم.شهریور . بزرگسالان . دی ماه

دروس اول تا هشتم -----------هر درس 1 نمره

دروس نهم تا شانزدم ----------هر درس5/1 نمره



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: بارم بندی عربی سوم انسانی ,
|
امتیاز مطلب : 9
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3
نویسنده : پایبند
تاریخ : پنج شنبه 28 شهريور 1392
آلا گوءزلر

یئنه قیلینجینی چکدی اوستومه،

قوربانی اولدوغوم او آلا گؤزلر

یئنه جلاد اولوب دوردی قصدیمه،

قلم قاش آلتیندا پیالا گؤزلر

باشیمدان گئتمیشدی سئودانین غمی،

خیالیم گزیردی بوتون عالمی

بو دوستاق کؤنلومی، دئیین، ینه‌می

چکدینیز سورغویا، سئوالا، گؤزلر؟

سودا یولچوسویام ازل یاشیمدان،

کؤنلوم آیری گزیر جان سیرداشیمدان؛

داغی‌دیر هوشومی آلیر باشیمدان

سوزولوب گئدنده خیالا گؤزلر

گرد‌نین مینا‌دیر، بویون تماشا،

آی‌دا حسد چکیر او قلم قاشا

بیر جوت اولدوز کیمی وئریب باش- باشا،

یانیب شعله سالیر جمالا گؤزلر

منیم سئوگیلیم‌دیر او گؤزه‌ل پری،

قوی اوزه وورماسین کئچن گون‌لری

من قدیر بیلنم ازل‌دن بری،

سیزینله یئتمیشم کمالا، گؤزلر

جهاندا هر حکمی بیر زامان وئریر،

دونن دوران سورن بوگون جان وئریر

ایللر خسته‌سی‌یم، یارام قان وئریر،

سیز منی سالدینیز بو حالا، گؤزلر

شاعر: صمد وورغون 1940



:: برچسب‌ها: آلا گوءزلر , صمد وورغون ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : چهار شنبه 27 شهريور 1392
خلایقدن جفا گوردوم تماماً بی‌وفا گوردوم

خلایقدن جفا گوردوم تماماً بی‌وفا گوردوم

وفاسیز آشنالردن عجائب ماجرا گوردوم

اولارکی لاف یک‌رنگی ووروب آخر دو رنگ اولدی

تمام اقربالر عقرب اولدی جان‌گزا گوردوم

کیمه بیل باغلادیم قطع اولدی امیدیم بلیم سیندی

فقط بیر آشنا عقرباده تک خدا گوردوم

فقط بیر تخم مرغی ساده و یکرنگ بیلمیشدیم

اونوندا کوینگین رد ایلدیم رنگین دو تا گوردوم

جهاندا قورخما دشمنن همیشه آشنادن قورخ

نه اینکه اشنانون حیله و مکرین خفا گوردوم

الونن اوپسه آلانما چکر آخر ایاقونن

سو اوپسه پای دیواره ییخیب ویران سرا گوردوم

زلیخا ایستمیردی یوسفی اوز نفسین ایستیردی

حامی اوز نفسینین محبوبیدور دنیانی لا گوردوم

صمیمیت محبت عشق بازی ایتده کاملدی

بو حیوانین وفاسین راه حقه آشنا گوردوم

شاعر: منعم



:: موضوعات مرتبط: , , ,
:: برچسب‌ها: خلایقدن جفا گوردوم تماماً بی‌وفا گوردوم ,
|
امتیاز مطلب : 10
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : پایبند
تاریخ : چهار شنبه 27 شهريور 1392
زندگی نامه و شعر شاه اسماعیل خطایی

اسماعیل، ملقب به ابوالمظفر بهادر خان حسینی، و معروف به شاه اسمعیل مؤسس سلسله صفوی به عنوان اولین سلسه تماماً ایرانی، حاکم بر سراسر ایران پس از اسلام است. وی با رسمی کردن مذهب شیعه و با زنده کردن هویت ایرانی مرزهای ایران را به حدود مرزهای ساسانیان رسانید و در واقع ایران را به عنوان یک واحد سیاسی مستقل پس از اسلام پس از حدود ۷۰۰ سال اشغال تأسیس و تثبیت کرد. از وی اشعاری به ترکی و به فارسی با تخلص «خطایی» بر جا مانده است.

تبار: تبار اسماعیل به شیخ صفی الدین اردبیلی می رسد و فرزند شیخ حیدر است و مادرش مارتا دختر سلطان اوزون حسن آق قویونلو و کوراکاترینا شاهزاده یونانی ترابوزان بود.

کودکی: اسماعیل در ۸۶۶ در اردبیل دیده به جهان گشود. پدرش شیخ حیدر به همراه مریدان خود، که به دلیل بر سر داشتن کلاه قرمز رنگ قزلباش(سرخ سر) خوانده می شدند، به عنوان جهاد با مسیحیان چرکس به نواحی قفقاز رفتند. توسعه طلبی حیدر باعث شد که با شیروان شاهان وارد جنگ شود و سلطان یعقوب آق قویونلو به کمک شروان شاهان رفت و نهایتاً حیدر تیر خورد و به اسارت در آمد و جان خود را در این مبارزه از دست داد و فرزندانش نیز به اسارت در آمدند. در این زمان اسماعیل کودکی شیرخوار بود.

در فارس: اسماعیل به همراه مادر و دو برادرش در استخر فارس به مدت چهار سال و نیم زندانی شدند. در این دوره سلطان یعقوب آق قویونلو مرد و بین فرزندانش رستم و بایسنقر جنگ در گرفت و رستم برای مقابله با بایسنقر، «سلطان علی» برادر بزرگ اسماعیل و خانوادهاش را آزاد کرد، تا بتواند از پشتیبانی قزلباشان خانقاه اردبیل برخوردار شود. سلطان علی با شکوه فراوان وارد تبریز شد و با سپاهی از صوفیان بایسنقر را شکست داد. رستم از قدرت سلطان علی به وحشت افتاد و وی را در میانه راه تبریز و اردبیل به قتل رساند. سلطان علی برادر هفت ساله اش اسماعیل را به یاران صمیمی و وفادارش سپرد.

در اردبیل و لاهیجان: اسماعیل مدتی پنهانی در اردبیل زیست و سپس برای امنیت بیشتر به لاهیجان رفت و نزد امیر آنجا «کارکیا میرزا» پناه گرفت. کارکیا میرزا علی، فرمانروای محلی لاهیجان و دیلمان، که شیعه و سید و دوستدار خاندان صفوی بود در تربیت اسماعیل خردسال اهتمام کرد. اسماعیل تا ۹۰۵(قمری) با مراقبت های شمس الدین لاهیجی که از فضلای آن دیار بود؛ فارسی، عربی، قرآن و مبانی و اصول شیعه امامیه را فرا گرفت. همچنین در این مدت، زیر نظر هفت تن از بزرگان صوفی لاهیجان فنون رزم آموخت.

بدین ترتیب اسماعیل از یک سو تحت تأثیر فرهنگ صوفیانه خانقاه شیخ صفی بود و از سوی دیگر احتمالاً در گیلان با برخی آموزه های ایران باستان و تشیع امامی آشنا شده و مجموعه این آموزه ها او را برای بدل شدن به یک حاکم مقتدر، فرمانده نظامی و پیشوای مذهبی آماده ساخته است.

از قیام تا پادشاهی: اسماعیل سیزده ساله مدتی در اردبیل اقامت کرد و گروه کثیری از صوفیان قزلباش به او پیوستند. او مانند پدرانش جنید و حیدر به قصد جنگ با مسیحیان گرجستان و در واقع برا ی انتقام گرفتن از «الوند بیک آق قویونلو» و شروان شاه اقدام به تدارک سپاه کرد. اسماعیل برای گردآوری سپاه بیشتر به آناتولی(قراباغ و وان) رفت و در سال ۹۰۶ ه.ق. همراه با هفت هزار سپاهی قزلباش به سمت شروان لشکر کشید. در جنگی که نزدیک قلعه گلستان روی داد، فرخ یسار با وجود بیست هزار جنگاور مغلوب و کشته شد. اما قلعه گلستان در مقابل سپاه صوفیان به مقاومت پرداخت و بلافاصله تسلیم نشد. با این حال باکو تسلیم شد و سردار خردسال به جای آنکه وقت خود را برای محاصره و تسخیر قلعه گلستان ضایع کند، از حوالی شروان عزیمت کرد و راه آذربایجان را پیش گرفت. در نزدیک نخجوان الوند بیگ آق قویونلو را مغلوب کرد(۸۸۰ش/۹۰۷ق/۱۵۰۱م) و خود پیروزمندانه وارد تبریز شد و سلطنت خود را با اعلام و اظهار سلطنت شیعه که به هر حال با آیین اکثریت اهل شهر مغایر بود، اعلام داشت. وی در حالی که چهارده سال بیشتر نداشت به کمک مریدانی که سخت به او معتقد بودند در سال هشتصد و هشتاد هجری شمسی شاه ایران شد و سلسله خویش را به نام جدش صفی الدین «صفویه» نامید که در تاریخ ایران به دو دلیل اهمیت بسیار دارد:

یکی این که این سلسله اولین سلسله کاملاً مستقل ایرانی بعد از حمله اعراب به ایران(در سال ۳۲ ه.ق) بوده است. یعنی پس از هشتصد سال توانست با افتخار نام ایران را بر روی نقشه ها برگرداند. دوم اینکه مذهب تشیع در ایران توسط شاه اسماعیل مذهب رسمی اعلام شد و در واقع جانشین تسنن گشت.

اعلام تشیع به عنوان مذهب رسمی: شاه اسماعیل در اولین اقدام مهم خود، در شهر تبریز مذهب تشیع را به عنوان مذهب رسمی دولت و مملکت صفوی اعلام نمود. نکته جالب این است که در آن هنگام اکثریت مردم تبریز نیز سنی مذهب بودند(چیزی حدود دو سوم). امرا قزلباش این مطلب را به شاه اسماعیل تذکر دادند اما شاه در پاسخ عنوان کرد که «در این کار خداوند و امامان او را یاری خواهند کرد و اگر مردم بخواهند در مقابل او کوچکترین اعتراضی کنند پاسخشان شمشیر خواهد بود»(ایران در عصر صفوی، راجر سیوری، چاپ سیزدهم، صفحه ۲۷). البته در سراسر ایران از سوی مردم عادی تقریباً هیچ مقاومتی نیز بر علیه این تصمیم وی نشد.

پیوستن قبایل ترک آناتولی: ایلات ترک بهارلو(از اولاد بایرام خوجه بهارلو و از ایلات تشکیل دهنده قراقوینلوها بودند) قبل از تسخیر تبریز(۹۰۷ق/۱۵۰۲م) به سرکردگی حسن خان به شاه اسماعیل پیوستند.

ایجاد وحدت ملی: پس از سقوط ایلخانان مغول و به مدت حدود دو قرن در ایران از بلخ تا دیاربکر وضعیت ملوک الطوایفی حاکم بود. «روملو» در خصوص سال ۸۸۰ ه.ش/۹۰۷ ه.ق مجموعه ای از حکام محلی را نام می برد، که مهمترین آنها عبارت بودند از: سلطان حسین بایقرا آخرین شاه تیموریان در خراسان، بدیع الزمان میرزا در بلخ، سلطان مراد در عراق عجم، حسین کیای چلاوی در سمنان، مرادبیک بایندر در یزد و شاه اسماعیل در آذربایجان.

شاه اسماعیل با برخورداری از نیروی جان بر کف قزلباش عزم نمود، که ایران را متحد سازد. ابتدا سلطان مراد حاکم عراق عجم، که پسر سلطان یعقوب آق قویونلو بود، را در نواحی مابین همدان و بیجار شکست داد و سلطان مراد به شیراز گریخت. شاه اسماعیل او را تعقیب نمود و او از ترس به بغداد گریخت و شاه اسماعیل بدون جنگ شیراز را تصرف نمود و از آنجا به قم رفت. سپس بر حسین کیای چلاوی حاکم سمنان و فیروزکوه پس از جنگی سخت غلبه کرد و نهایتاً یزد و ابرقو را که در اختیار محمدکره بود، تصرف کرد و از شهری به شهری رفت و حکام محلی را برانداخت و یا تابع خود نمود. آنگاه در سال ۸۸۷ ه.ش(۹۱۴ه.ق) عازم عراق عرب شد و بغداد و نجف را نیز فتح نمود. بدین ترتیب او در مدت هفت سال تمام ایران بزرگ به جز برخی نواحی نظیر خراسان و ارمنستان را تصرف نمود و حکومتی واحد و مستقل را در آن برقرار ساخت و به عنوان پادشاه ایران تاجگذاری نمود.

کشورداری: شیوه کشور داری شاه اسماعیل و ترویج مذهب شیعه احتمالاً مانع تجزیه ایران آشوب زده میان دو قدرت بزرگ عثمانی و ازبک شد. وی برای تعدیل سیاست های افراطی سران قزلباش، صوفیان و مریدان حیدری، علمای ایرانی و نیز جبل عامل، کوفه و بحرین را به تدوین کتابهای فقهی در زمینه شیعه جعفری دعوت کرد(ایران در روزگار شاه اسماعیل و شاه طهماسب، ص ۱۲۶). محقق کرکی که در نشر فقه و اصول مذهب جعفری شخصیت مهمی‏ محسوب می‏شد، از جمله آنان بود. از جمله اقدامات شاه صفوی برای تجلیل از امامان شیعه ضرب سکه با نام ائمه اثنی عشری، قرار دادن نام ۱۲ امام معصوم به عنوان سجع مهر شاهی(درباره مهرهای شاه اسماعیل اول، صص ۱۸۲–۱۸۵)؛ تعمیر و توسعه آرامگاه امامان در شهرهای عراق و مشهد و نیز ایجاد ساختمان مقبره برای امامزاده‏ها در شهرهای ایران و طرح آب رسانی از فرات به نجف بود.

شاه اسماعیل کلیه وظایف اداری و کشوری را به ایرانیانی سپرد، که در اعتقادشان به تشیع جای شک و شبهه نبود و بسیاری از آنان پیشینه طولانی در کارهای دیوانی داشتند. نامدارترین رجال او عبارت بودند از: امیر زکریا تبریزی، محمود خان دیلمی، قاضی شمس الدین لاهیجانی، امیر نجم رشتی، امیر نجم ثانی، میر سید شریف شیرازی و شمس الدین اصفهانی.

شاه اسماعیل به رسوم و آیین های مذهبی و ملی بسیار علاقه نشان می‏داد و به ایجاد آبادانی و بناهای یادبود اهتمام داشت. مهمترین آثاری که از دوران وی به یادگار مانده، عبارتند از: ۴ بازار دور میدان قدیم اصفهان؛ مدرسه ‏هارونیه و بقعه امام زاده هارون در اصفهان. وی بناهای یادبودی هم در اوجان فارس و شیراز و آبادانی و ساختمان های متعددی در خوی و تبریز بنیاد کرد.

جنگ با دشمنان خارجی: شاه اسماعیل که به سختی با مذهب تسنن دشمنی می کرد تبریز را به پایتختی برگزید و در همان سال تاجگذاری به جنگ قوم ازبک رفت(این قوم در شمال شرق ایران در ازبکستان فعلی ساکن بوده و هرگاه که فرصتی به دست می آورند به خاک ایران تجاوز می کردند). در این جنگ که در حوالی مرو رخ داد ۱۷۰۰۰ ایرانی توانستند ۲۸۰۰۰ سپاهی ازبک را در هم کوفته و فرمانروای آنان به نام محمد شیبانی که قصد فرار داشت را دستگیر و مقتول سازند.

اما در همین هنگام با یورش عثمانی ها مواجه شد. خلیفه عثمانی به نام سلطان سلیم که شیعیان را کافر می دانست و خود را نیز خلیفه تمامی مسلمانان جهان می خواند به قصد اشغال کامل ایران به این کشور لشکرکشی کرد. شاه اسماعیل به قصد دفع حمله عثمانیان به غرب لشکر کشید و در نبرد چالدران(۸۹۳ ه.ش) آن چنان دلیرانه جنگید که علی رغم شکست خوردن، نبرد او در زمره نبردهای بزرگ تاریخ و از افتخارات ایرانیان محسوب می شود. در این جنگ ۲۹۰۰۰ سرباز ایرانی که تنها از سلاح های سرد مانند شمشیر و نیزه استفاده می کردند در برابر سپاه دویست هزار نفری عثمانی که مجهز به توپ و تفنگ بود به سختی ایستادگی کرده و کشتار زیادی از دشمن به عمل آوردند و از ایشان تنها ۸۵ نفر زنده ماندند اما حتی یک نفر اسیر هم ندادند.

ترکان عثمانی در این جنگ قسمت بزرگی از آذربایجان را به اشغال خود در آورند، که البته با مقاومت دلیرانه مردم تبریز سلطان سلیم، مجبور به تخلیه شهر شد. اشغال بخش هایی از آذربایجان توسط عثمانی تا زمان شاه عباس کبیر ادامه داشت(البته پس از شاه اسماعیل نیز آنان هرگاه که فرصتی بدست می آوردند به ایران حمله می کردند و اختلافات مرزی و مذهبی دو کشور تا زمان سقوط امپراتوری عثمانی در جنگ جهانی اول طول کشید).

شاه اسماعیل توانست در مدتی کوتاه با تدابیر جنگی و نیز با خشونت هایی که به کار می برد ایران را متحد کرده و در برابر هجوم دشمنان داخلی و خارجی به خصوص ازبکان و عثمانی ها که از شرق و غرب به ایران حمله می کردند به خوبی مقاومت کند.

سروده های شاه اسماعیل: وی مردی بسیار زیبا و خوش اندام بود، اشعار صوفیانه به ترکی آذربایجانی می گفت که تا به امروز نیز این اشعار باقیمانده است. مانند شعر زیر که وی آن را قبل از جنگ برای سلطان عثمانی فرستاد و سلطان نیز پس از خاتمه جنگ شعری به فارسی گفت و به عنوان پاسخ به شاه ایران داد. ترجمه فارسی شعر شاه اسماعیل از این قرار است:

من به مرشد خویش به چشم جوهر و ذات وجود می نگرم،

و خویشتن را در راه او قربانی می کنم،

من دیروز به دنیا آمده ام و امروز خواهم مرد،

بیا، اگر تو می خواهی بمیری، این پهنگاه مرگ است...

مرگ شاه اسماعیل: سلطان سلیم اول که در فتح تبریز موفق شده بود که همسر محبوب شاه اسماعیل را به اسارت در آورد پس از خروج از ایران وی را گروگان گرفت و برای آزادی وی از شاه امتیازات کلانی خواست. اما اسماعیل برای به دست آوردن همسر محبوب خود حاضر نشد یک وجب از خاک ایران را به سلطان سلیم تسلیم کند و آن چنان که گفته شده از دوری همسر خویش در سن سی و پنج سالگی درگذشت. پس از وی فرزند وی شاه طهماسب اول به پادشاهی ایران رسید.

منبع: انجمن ادبی شفیقی با اندکی تخلیص



:: موضوعات مرتبط: , , , , ,
:: برچسب‌ها: زندگی نامه و شعر شاه اسماعیل خطایی ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : چهار شنبه 27 شهريور 1392
شفقت باجیسی

گل آنا یوردیمین قیزی، گلینی

ایندی هنر وقتی، غیرت دمی‌دیر

سن‌ده اسیرگمه کمک الینی

هر سوزون، صحبتین جان ملحمی‌دیر

آدین شرفلی‌دیر سنین، ای قادین!

داهی‌لر آناسی چاغرییر آدین

الینله قوردیغین بارلی باغچالار

طوفانلار قوپسادا سارالیب سولماز

بیزیم بو یئرلرده بیر مثل ده وار

«اصلانین ارککی، دیشی‌سی اولماز!»

جبهه‌لر چاغیریر، گل دوشه‌ک یولا،

ظفر بیزیمکی‌دیر، اوغورلار اولا!...

ازل‌دن تمیزدیر، صاف‌دیر اوره‌گین

بیرده شاعرانه طبیعتین وار

حیات عاشقی‌دیر عشقین، دیلگین

دیلده داستان اولان محبّت‌ین وار

وار اولسون جهاندا عشقین، املین

وار اولسون دائماً یارادان الین!

گل چیخاق جبهه‌یه، امر ائدیر وطن

سن‌ده بو میداندا کوکره‌ییب چاغلا!

دشمنین گولله‌سی دگسه سینمدن

مهربان الینله یارامی باغلا!

حیات وئره‌جکدیر بیزه درمانین

الینله پوزیلسین حکمی زمانین

گل ایندی جبهه‌ده یولداش اولاق بیز

بیرجوت اصلان کیمی وورشاق قوشا

ظفرله قورتارسین مبارزه‌میز

سونرا ئوز ائوینده بختیار یاشا

وطنین گوزلری ایندی بیزده‌دیر

آزادلیق چراغی الیمیزده‌دیر

گل آی جمالینین صاف شعله‌سندن

بیرده ایشیقلانسین سینمده اوره‌ک

گل، وطن عشقینین یوروش سسیندن

سئل کیمی کوکره‌ییب هجوما کئچه‌ک

آشیب شیش داغلاری، مئشه‌لیگ‌لری

گونده بیر ظفرله گئده‌ک ایره‌لی

گل قیزیل اردویا! ساریل بو گونه!

پارلا یاز گونونین سحری کیمی

توتوم اوزنگینی، قالخ آت اوستونه

سن قاچاق نبی‌نین هجری کیمی

هجوما کچدیکجه نعره چکیب‌سن

گونش نور توکه‌جک اوستونه گوگدن

الینله قوردوغون بارلی باغچالار

طوفانلار قوپسادا، سارالیب سولماز

بیزیم بو یئرلرده بیر مثل‌ده وار!

«اصلانین ارککی، دیشی‌سی اولماز!»

جبهه‌لر چاغیریر، گل دوشه‌ک یولا

ظفر بیزیمکی‌دیر، اوغورلار اولا!...

شاعر: صمد وورغون 1941



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: شفقت باجیسی , وورغون ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : پایبند
تاریخ : چهار شنبه 27 شهريور 1392
یا علیّ المرتضی

عرضه یازدیم من سنه، ای شاه خوبانیم مدد

عرض حالیم سن بیلورسن، دین و ایمانیم مدد

شرمسارم، پرگناهم، سن باغیشلا یا کریم!

جمله لرنی یارلیغایین، کامل احسانیم مدد

مست و مجنون اولمیشام من فرقتیندن یا حبیب!

ای حقیقت عالمینده اینجه ارکانیم مدد

بو الیم دور دامنینیز یا علیّ المرتضی

بوی وصلیندور سنون هر درده درمانیم مدد

هر یانا عزم ائیلر اولسان سوره ی فتح اولدی فتح

آچیلور باغلو قاپی، دولتلی دربانیم مدد

بو "خطایی" نین گناهین سن گتورمه یوزینه

شاه مردان، شیر یزدان، سرّ سبحانیم مدد

یارلیغایین= باغیشلایین

شاعیر: شاه اسماعیل صفوی(خطایی)



:: موضوعات مرتبط: , , ,
:: برچسب‌ها: یا علیّ المرتضی ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : پایبند
تاریخ : چهار شنبه 27 شهريور 1392
اوغرادیم

بیر بلادان قاچیبان یوز مین بلایا اوغرادیم

بیر زامان شاد اولمادیم درد و بلایا اوغرادیم

قان یوتوب هر لحظه بیر درد و بلایا اوغرادیم

نئیله ییم ائى دوستان من بی وفایا اوغرادیم


شول فلکین گردیشى، هئچ وقت منى شاد ائتمه دى

خسته کؤنلوم بیر بلادن، غمدن آزاد ائتمه دى

آیرى دوشدوم قووم و قارداشدان منى یاد ائتمه دى

من تکین بختى قارانى خانه ویران ائتمه دى

نئیله ییم ائى دوستان، من بى وفایا اوغرادیم؟


گؤرسه لر احوالیمى هر موبتلا ییغلار منه

آه و ناله مدن یانیب شاه و گدا ییغلار منه

دال ائدیپ بیگانه لر هر آشینا ییغلار منه

رحم ائدیب هر مفلس و هر بینوا ییغلار منه

نئیله ییم ائى دوستان، من بى وفایا اوغرادیم؟


ائى خودایا ائیله دین غمدن صنوبرى نه حال

هئچ موسلمان اولماسین من تک غم ایچره موبتلا

لوطف ائدیب یا خیضرى پئیغمبر مدد ائت سن منا

قالمیشام دار و فنا ایچره گیریفتار و بلا

نئیله ییم ائى دوستان، من بى وفایا اوغرادیم؟

ترجمه اشعار:

بهر فــرار از یک بلا، افتــــاده ام در صد بلا

ناشــاد مــاندم هر زمــان، با درد و آلام و بلا

خون خوردم اندر دل بسی، در موج غم ها غوطه ور

گوئیــد با هر دوستی، گشتم اسیــر بی وفا


از گردش چرخ فلک، ناشاد ماندم هر زمان

با قلب مملو از غم و بیداد ماندم هر زمــان

در بند و دور از یاد هر، آزاد ماندم هر زمان

در حسرت یک خانه آباد ماندم هر زمــان

گوئید با هر دوستی، گشتم اسیــر بی وفا

برحــال زارم می کنی، گریه اگر بینی مرا

از نالـه ام سوزد دل شهزاده و پیــر گـدا

گرید بر احوال دلــم، بیگـانه و هر آشنــا

آرد بحالم رحم دل، هر مفلس و هر بینــوا

گوئید با هر دوستی، گشتم اسیـر بی وفـا

قد صنوبرسـای من، از غم شده لام ایــخدا

هرگز نگردد مسلـمی چون من به غم ها مبتلا

ای خضر پیغمبر مـدد؛ بر حال من لطفی نمـا

افتــاده ام مهــجور در آلام و اصــــرار بلا

گوئید با هر دوستی، گشتم اسیــر بی وفـا

شاه اسماعیل صفوی



:: موضوعات مرتبط: , , ,
:: برچسب‌ها: اوغرادیم ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : پایبند
تاریخ : چهار شنبه 27 شهريور 1392
عاشیق دل‌خسته گؤر دلداره دؤندرمیش یوزون

عاشیق دل‌خسته گؤر دلداره دؤندرمیش یوزون

عالمی ترک ائیله‌میش اول یاره دؤندرمیش یوزون

حاش‌لله کیم، کؤنول یوزون قاپوندن دؤندره

بولبول بیچاره دور گولزاره دؤندرمیش یوزون

دؤندریب زاهد یوزون محرابه، هر دم یاش تؤکر

عاشیقون دیواری یوخ، دیداره دؤندرمیش یوزون

یاره دؤندرمیش یوزون گؤرگج رقیبه سؤیله‌دوم

اول گول خندانی گؤرکیم، خاره دؤندرمیش یوزون

دنیادا مقصودینه هر کیمسه یوزون دؤنده‌رور

بو «خطایی»! سن بت عیّاره دؤندرمیش یوزون

شاه اسمعیل صفوی(خطایی)



:: موضوعات مرتبط: , , ,
:: برچسب‌ها: عاشیق دل‌خسته گؤر دلداره دؤندرمیش یوزون , اشعار شاه اسماعیل ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : پایبند
تاریخ : چهار شنبه 27 شهريور 1392
گئتدی اول دلبر،

گئتدی اول دلبر، بسی درد و بلا قالدی منه،

نی بلا، بل کیم، یوکوش جور و جفا قالدی منه

مونجا گلدیم من گدایه هئچ عنایت قیلمادون،

ائشیگونده قالدوغیم دست دعا قالدی منه

مژده گلدی دلستانومدن کی، قتل اولدی رقیب،

شکر کیم، بیگانه گئتدی، آشنا قالدی منه

آنجه کوکب کیمی، یاش تؤکدی، غموندن گؤز‌لریم،

یئر ایله، گؤگ ایله، کیواندا باخا قالدی منه

ای "خطایی"! زولفو تک آریندی یوز‌دن زنگبار،

دلبر چین و ختن، خوب "ختا" قالدی منه

شاه اسماعیل صفوی(خطایی)



:: موضوعات مرتبط: , , ,
:: برچسب‌ها: گئتدی اول دلبر، ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : پایبند
تاریخ : چهار شنبه 27 شهريور 1392
دریا ائله دیم

ترکی بیر چشمه ایسه، من اونی دریا ائله دیم

بیر سویرق معرکه نی محشر کبرا ائله دیم

بیر ایشیلتیدی سها اولدوزی تک گورسنمز

گوز یاشیلما من اونی عقد ثریا ائله دیم

امیدیم وار که بو دریا هله اقیانوس اولا

اونا ضامن بو زمینه که مهیا ائله دیم

عرفانا چاتماسا شعر و ادب ابقا اولماز

من ده عرفانه چاتیب شعریمی ابقا ائله دیم

ابدیتله یاناشدیم دوغولا حافظه تای

شیرازین شاهچراغین تبریزه اهدا ائله دیم

ترکی نین جانینی آلمیشدی حیاسیز طاغوت

من حیات آلدیم اونا، حق ایچون احیا ائله دیم

(فیض روح القدس) اولدی مددیم حافظ تک

من ده حافظ کیمی اعجاز مسیحا ائله دیم

قمه قداره لر آغزیندا دیل اولمیشدی سوگوش

من سه وینج ائتدیم اونی، خنجری خرما ائله دیم

ایندی گویلرده گوزل صفله صفا ایله گزیر

منجلابلاردا اوزن اردگی دورنا ائله دیم

باخ که(حیدر بابا)افسانه تک اولموش بیر قاف

من کیچیک بیر داغی سر منزل عنقا ائله دیم

بوردا(روشن ضمیرین)ده هنرین یاد ائده لیم

من اون دا قلمین طوطی گویا ائله دیم

نه تک ایراندا منیم ولوله سالمیش قلمیم

باخ که ترکیه ده، قافقازدا نه غوغا ائله دیم

باخ که تهراندا نه شاعرلری شیدا ائله دیم

هم(سهندیه) سهندین داغین ائتدی باش اوجا

هممن ئوز قارداشیمین حقینی ایفا ائله دیم

آجی دیللرده شیرین ترکی اولوردی حنظل

من شیرین دیللره قاتدیم اونی حلوا ائله دیم

هر نه قالمیشدی کئچنلردن اونا بال پتگی

اریدیب موملو بالین شهد مصفا ائله دیم

ترکی، واللاه، آنالار اوخشاغی، لایلای دیلی دیر

دردیمی من بو دوا ایله مداوا ائله دیم

شهریار، حیف ساووخدیر بو دگیرمان هله ده

دارتماغا یوخدی دنی، من ده مدارا ائله دیم

استاد شهریار



:: موضوعات مرتبط: , , ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : چهار شنبه 27 شهريور 1392
ناز ایله میسن!

چوخلار انجیکدی کی، سن اونلارا ناز ایله میسن

من ده اینجیک کی، منیم نازیمی آز ایلمه میسن

ائتمیسن نازی بو ویرانه کؤنولده سلطان

ائوین آباد اولا، درویشه نیاز ایله میسن

هر باخیشدا چالیبان کیپریگی مضراب کیمی

بیر قولاق وئر بو سینیق قلبی نه ساز ایله میسن؟

باشدان آچ یایلیغی افشان ایله سوسن- سنبل

سن بیزیم بایراممیزسان قیشی یاز ایله میسن

سن گون اول، قوی غم میز داغدا قار اولسون، اریسین

منیم آنجاق ایشیمی سوز و گداز ایله میسن

من بو معناده غزل یازمالی حالیم یوخدی

سن جوجوق تک قوجانی فرفره باز، ایله میسن

کاکلی باشدا بوروب باغلامیسان تاج کیمی

او قیزیل ساچدان اونا، گوللی قوتاز ایله میسن

سینه بیر دشت مغان دیر، قوزی یان- یانه یاتیب

منیم آغلار گوزومی اوردا آراز ایله میسن

بو گوزللیک کی جهاندا سنه وئرمیش تانری

هر قدر ناز ائله سن ایله، کی آز ایله میسن

من بو سوز یله آتدین، آرالاندین بیلیرم

آرانی بیر پارا نامردیله ساز ایله میسن

دستماز ایله دیگین چشمه،مسیحا قانی دیر

بیلمیرم هانسی کلیساده نماز ایله میسن؟

من«عشیران» اوخوسام، پنجه«عراق» اوسته گزه ر

گوزلیم، «ترک» اولالی، ترک «حجاز» ایله میسن

تازا شاعر، بوده نیز هر نه باخیرسان دیبی یوخ

چوخ اوزاتسان بوغازی، اوردهگی قاز ایله میسن

بسکه زلف و خط خالین قوپالاغین گؤتدون

زلفعلی نین باشینی آزقالا داز ایله میسن

گل! منیم ایسته دیگیم کعبه ییخیلماز، اوجالار

باشدادا کژ گئده سن، دیبده تراز ایله میسن

خط و خالیندن آلیب مشقیمی قرآن یازارام

بو حقیقت له منی، اهل مجاز ایله میسن

منی، دان اولدوزی، سن یاخشی تانیرسان که سحر

افقی خلوت ائدیب رازو نیاز ایله میسن

«شهریار»ین داغیلیب، داغدا داشا دالدالانیب

ئوزون انصاف ایله، محمودی ایاز ایله میسن

استاد شهریار




:: موضوعات مرتبط: , , ,
:: برچسب‌ها: ناز ایله میسن! ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : چهار شنبه 27 شهريور 1392
تا ابد خدا

ای بر سَریر مُلک اَزل تا ابد خدا

وصف تو از کجا و بیان من از کجا

تنها تویی که هستی و غیر از تو هیچ نیست

ای هرچه هست و نیست به تنهایی‌ات گوا

کشتی‌شکسته، دست ز جان شوید، از تو نه

آنجا که عاجز آمده، تدبیر ناخدا

آنجا که دست هیچ‌کسش نیست دستگیر

مسکین دل شکسته، تو را می‌کند صدا

ای جذبه محبت تو مِحور وجود

بی‌جود جذبه‌های تو، اجزا ز هم جدا

یارب تجلّی تو، به غیب و شهود چیست

جز جان و تن نواختن از هدیه هدی

ورنه به کبریای تو نبود عیارسنج

نه زهد ابن‌اَدهم و نه کفر بوالعلا

یارب به بنده چشم‌ و دلی ده خدای‌بین

تا عرش و فرش آینه بیند خدانما

یارب به کشور سخنم شهریار کن

ای خسروان به خاک درت کمترین گدا

شهریار



:: موضوعات مرتبط: , , ,
:: برچسب‌ها: تا ابد خدا ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : چهار شنبه 27 شهريور 1392
نامه استاد شهریار به انشتاین

پیام به انشتن

انشتن یک سلام ناشناس البته می‌بخشی،

دوان در سایه روشن‌های یک مهتاب خلیایی

نسیم شرق می‌آید، شکنج طرّه‌ها افشان

فشرده زیر بازو شاخه‌های نرگس و مریم

از آن‌هایی که در سعیدیه‌ی شیراز می‌رویند

زچین و موج دریاها و پیچ و تاب جنگل‌ها

دوان می‌آید و صبح سحر خواهد به سر کوبید

در خلوت سرای قصر سلطان ریاضی را.

***

درون کاخ استغنا، فراز تخت اندیشه

سر از زانوی استغراق خود بردار

به این مهمان که بی‌هنگام و ناخوانده است، دربگشا

اجازت ده که با دست لطیف خویش بنوازد،

به نرمی چین پیشانی افکار بلندت را

به آن ابریشم اندیشه‌هایت شانه خواهد زد

نبوغ شعر مشرق نیز با آیین درویشی

به کف جام شرابی از سبوی حافظ و خیام

به دنبال نسیم از در رسیده می‌زند زانو

که بوسد دست پیر حکمت دانای مغرب را

***

انشتن آفرین بر تو،

خلاء با سرعت نوری که داری، در نوردیدی

زمان در جاودان پی شد، مکان در لامکان طی شد

حیات جاودان کز درک بیرون بود پیدا شد

بهشت روح علوی هم که دین می‌گفت جز این نیست

تو با هم آشتی دادی جهان دین و دانش را

انشتن ناز شست تو!

نشان دادی که جرم و جسم چیزی جز انرژی نیست

اتم تا می‌شکافد جزو جمع عالم بالاست

به چشم موشکاف اهل عرفان و تصوّف نیز

جهان ما حباب روی چین آب را ماند

من ناخوانده دفتر هم که طفل مکتب عشقم،

جهان جسم، موجی از جهان روح می‌دانم

اصالت نیست در مادّه

***

انشتن صد هزار احسنت و لیکن صد هزار افسوس

حریف از کشف و الهام تو دارد بمب می‌سازد

انشتن، اژدهای جنگ...!

جهنم کام وحشتناک خود را باز خواهد کرد

دگر پیمانه‌ی عمر جهان لبریز خواهد شد

دگر عشق و محبت از طبیعت قهر خواهد کرد

چه می‌گویم!

مگر مهر و وفا محکوم اضمحلال خواهد بود؟

مگر آه سحرخیزان سوی گردون نخواهد شد؟

مگر یک مادر از دل «وای فرزندم» نخواهد گفت؟

***

انشتن بغض دارم در گلو دستم به دامانت

نبوغ خود به کام التیام زخم انسان کن

سر این ناجوانمردان سنگین دل به راه آور

نژاد و کیش و ملّیت یکی کن ای بزرگ استاد

زمین، یک پایتختِ امپراطوریِ وجدان کن

تفوق در جهان قائل مشو جز علم و تقوا را

***

انشتن نامی از ایران ِ ویران هم شنیدستی؟

حکیما، محترم می‌دار مهد ابن سینا را

به این وحشی تمدّن گوشزد کن حرمت ما را

انشتن پا فراتر نه جهان عقل هم طی کن

کنار هم ببین موسی و عیسی و محمّد را

کلید عشق را بردار و حلّ این معمّا کن

و گر شد از زبان علم این قفل کهن واکن

انشتن بازهم بالا

خدا را نیز پیدا کن

استاد شهریار



:: موضوعات مرتبط: , , ,
:: برچسب‌ها: نامه استاد شهریار به انشتاین ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : چهار شنبه 27 شهريور 1392
یار قاصدى

سن یاریمین قاصیدی سن

اگلش سنه چاى دئمیشم

خیالینى گوندره‌یب دیر

بس کى من آخ- واى دئمیشم

آخ! گئجه‌لر یاتمامیشام

من سنه لاى- لاى دئمیشم

سن یاتالى، من گؤزومه

اولدوزلاری سای دئمیشم

هر کس سنه اولدوز دئیه

اؤزوم سنه آى دئمیشم

سندن سونرا، حیاته من

شیرین دیسه، زاى دئمیشم

هر گوزه‌لدن بیرگول آلیب

سن گؤزه‌له پاى دئمیشم

سنین گون تک باتماغیوى

آی باتانا تای دنمیشم

ایندى یایا قیش دئییرم

سابق قیشا یاى دئمیشم

گاه طویووی یاده سالیب

من ده لى، ناى- نای دئمیشم

سونرا یئنه یاسه باتیب

آغلاری های هاى دئمیشم

اتک دولو دریا کیمى

گؤز یاشیما، چاى دئمیشم

عمره سوره‌ن من قره گون

آخ دئمیشم، وای دئمیشم



:: موضوعات مرتبط: , , ,
:: برچسب‌ها: یار قاصدى ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : چهار شنبه 27 شهريور 1392
پروانه و شمع

برق اولمادی، قیزیم گئجه یاندیردی لاله‌نی

پروانه‌نین، اودم ده باخیردیم اداسینه

گؤردوم طواف کعبه ده یاندیقجا یالواریر

سؤیلور: «دؤزوم نه قدر بو عشقین جفاسینه؟

یا بو حجاب شیشه‌نی قالدیرکی ساورولوم

یا سوندوروب بو فتنه‌نی، باتما عزاسینه!»

باخدیم کی شمع سؤیله دی: «ای عشقه مدعی !

عاشق هاچان اولوب یئته اؤز مدعا سینه؟

بیر یار مه لقادی بیزی بئیله یاندیران

صبر ائیله یاندیران دا چاتار اؤز جزاسینه»

اما بو عشقی آتشی عرشی‌دی، جاندا دیر

قوی یاندیریب خودینی یئتیرسین خدا سینه



:: موضوعات مرتبط: , , ,
:: برچسب‌ها: پروانه و شمع ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : چهار شنبه 27 شهريور 1392
تاریم منیم

سیزلاییر احوالیما صبحه قدر تاریم منیم

تکجه تاریم دیر قارا گونلرده غم‌خواریم منیم

چوخ وفالی دوستلاریم واردیر، یامان گون گلجه‌یین

تاردان اوزگه قالماییر یار وفاداریم منیم

یئر توتوب غمخانه ده، قیلدیم فراموش عالمی

من تارین غمخواری اولدوم، تار غم‌خواریم منیم

گوزلریمه هر تبسم سانجیلیر نئشتر کیمی

کیپریگی خنجردی، آه، اول بی وفا یاریم منیم

آسمان آلدی کناریمدان آی اوزلو یاریمی

یاش توکر اولدوز کیمی بو چشم خون‌باریم منیم

ای بو غملی کونلومون تاب و توانی، سویله بیر

عهد و پیمانین نه اولدو، نولدو ایلغاریم منیم

شهریارم گر چی من سوز مولکونون سلطانی‌یم

گوز یاشیمدان باشقا یوخدور در شهواریم منیم

استاد محمدحسین شهریار



:: موضوعات مرتبط: , , ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : چهار شنبه 27 شهريور 1392
ملال محبّت

گاهی گر از ملال محبّت برانمت

دوری چنان مکن که به شیون بخوانمت

چون آه من به راه کدورت مرو که اشک

پیک شفاعتی است که از پی دوانمت

تو گوهر سرشکی و دردانه‌ی صفا

مژگان فشانمت که به دامن نشانمت

سرو بلند من که به دادم نمی‌رسی

دستم اگر رسد به خدا می‌رسانمت

پیوند جان جدا شدنی نیست ماه من

تن نیستی که جان دهم و وا رهانمت

ماتمسرای عشق به آتش چه می‌کشی

فردا به خاک سوختگان می‌کشانمت

ماتم‌سرای عشق به آتش چه می‌کشی

فردا به خاک سوختگان می‌کشانمت

دست نوازشی به سر و گوش من بکش

سازی شدم که شور و نوایی بخوانمت

تو ترک آب‌خورد محبّت نمی‌کنی

این‌قدر بی‌حقوق هم ای دل ندانمت

ای غنچه‌ی گلی که لب از خنده بسته‌ای

بازآ که چون صبا به‌دمی بشکفانمت

یک‌شب به رغم صبح به زندان من بتاب

تا من به رغم شمع سر و جان فشانمت

چوپان دشت عشقم و نای غزل به لب

دارم غزال چشم سیه می‌چرانمت

لبخند کن معاوضه با جان شهریار

تا من به شوق این دهم و آن ستانمت

شاعر: استاد شهریار



:: موضوعات مرتبط: , , ,
:: برچسب‌ها: ملال محبّت , شعر فارسی , شهریار ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : سه شنبه 26 شهريور 1392
اخگر نهفته

ای دل به ساز عرش اگر گوش می‌کنی

از ساکنان فرش فراموش می‌کنی

گر نای زهره بشنوی ای دل به گوش هوش

آفاق را به زمزمه مدهوش می‌کنی

شب کز نهیب شیر فلک خفته‌ی خراب

خواب سحر حواله به خرگوش می‌کنی

چون زلف سایه پنجه درافکن به ماهتاب

گر خواب خود مشّوش و مغشوش می‌کنی

بر ابر پاره گوشه‌ی ابروی ماه بین

گر خود هوای زلف و بناگوش می‌کنی

عشق مجاز غنچه‌ی عشق حقیقت است

گل گو شکفته باش اگر بوش می‌کنی

از من خدای را غزل عاشقی مخواه

کز پیریم چو طفل، قلمدوش می‌کنی

زین اخگر نهفته دمیدن، خدای را

بس اخگر شکفته که خاموش می‌کنی

ناقوس دیر را جرس کاروان مگیر

سیمرغ را مقایسه با قوش می‌کنی

با شیر از گوزن حکایت کنند و میش

خود کیست گربه تا سخن از موش می‌کنی

من شاه کشور ادب و شرم و عفّتم

با من کدام دست در آغوش می‌کنی

پیرانه سر مشاهده‌ی خطّ شاهدان

نیش ندامتی است که خود نوش می‌کنی

من خود خطا به توبه بپوشم تو هم بیا

گر توبه با خدای خطاپوش می‌کنی

گو جام باده جوش محبّت زند، چرا

ترکانه یاد خون سیاووش می‌کنی

دنیا خود از دریچه‌ی عبرت عزیز ماست

زین خاک و شیشه آینه‌ی هوش می‌کنی

با شعر سایه چند چو خمیازه‌های صبح

ما را خمار خمر شب دوش می‌کنی

تهران بی صبا ثمرش چیست شهریار

نیما نرفته گر سفر یوش می‌کنی

شاعر: شهریار



:: موضوعات مرتبط: , , ,
:: برچسب‌ها: شعر فارسی , شهریار ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : سه شنبه 26 شهريور 1392
وظیفه و عملکرد کلیدهایF:
ردیف بالای صفحه کلید شما را 12 کلید F اشغال کرده اند ، اما آیا تا به حال به طرز کار این کلیدها و وظیفه ای که هر یک از آنها ایفا میکنند دقت کرده اید؟ در اینجا قصد داریم تا وظیفه و عملکرد هر یک از این کلیدها را برای شما شرح دهیم:

F1 : در اکثر برنامه ها از جمله خود ویندوز برای کمک رسانی (Help) به کار می رود

F2 : اگر یک فایل یا دایرکتوری را انتخاب کنید با فشردن کلیدF2 روی آن می توان اسم آن را عوض کرد. با زدن کلید Esc تغییرات اعمال نمی شود و با زدن کلید Enter تغییرات شما ثبت می شود.

F3: پنجره ی جستجو (search) را برای شما باز می کند.

F4 : منوی منوی نشانی پنجره ی فعال ویندوز را به شما نشان می دهد تا بتوانید یک نشانی دیگر انتخاب کنید.

F5 : اطلاعات موجود در صفحه را بازخوانی (Refresh) می کند تا از تغییرات احتمالی پس از بازکردن آن پنجره مطلع شوید.

F6 : همانند کلید Tab عمل می کند و انتخاب محل های مختلف پنجره فعال را امکان پذیر می کند.

F10 : منوی بالای پنجره را انتخاب می کند که می توانید با مکان نما بر روی منوها حرکت کنید. با زدن دوباره F10 یا Esc می توانید از این حالت خارج شوید.

F11 : نیز پنجره را به حالت تمام صفحه (Full Screen) در می آورد. با زدن دوباره F11 هم می توانید پنجره را به حالت قبلی باز گردانید.


:: موضوعات مرتبط: , , ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : سه شنبه 26 شهريور 1392
نقش والدین در انتخاب رشته‌ تحصیلی جوانان
در یک تحقیق دانمارکی بررسی شد
نقش والدین در انتخاب رشته‌ تحصیلی جوانان
نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که دانشجویان از دل خانواده خود الهام می‌گیرند.
نتایج یک نظرسنجی جدید در دانمارک نشان داد که بسیاری از جوانان بر اساس سابقه تحصیلی والدین‌شان، رشته‌ دانشگاهی‌ خود را انتخاب می‌کنند.
در این نظرسنجی آشکار شد حتی دانشجویان دانمارکی که در دسترسی به آموزش شرایط کاملا برابری دارند نیز رشته‌های تحصیلی خود را متاثر از پیشینه تحصیلی والدین خود و طبقه اجتماعی خانواده انتخاب می‌کنند.
مطالعه اخیر در دانشگاه کپنهاک دانمارک تایید کرد انتخاب رشته‌های تحصیلی دانشجویان اغلب تحت تاثیر شرایط خانوادگی و موقعیت اجتماعی و اولیا آنها است. به عنوان مثال نوجوانان طبقه کارگری به دنبال انتخاب رشته‌هایی هستند که آینده شغلی روشن و درآمد بالایی داشته باشند در حالی که برای فرزندان والدینی که تحصیلات دانشگاهی دارند، شان و منزلت خانوادگی است که تعیین می‌کند آنها چه نوع رشته‌ تحصیلی را انتخاب کنند.
دانشجویان رشته‌های پزشکی، مهندسی، اقتصاد و جامعه شناسی اغلب از خانواده‌هایی هستند که والدین آنها تحصیلات عالی دانشگاهی دارند و در مقابل جوانانی که در رشته‌های داروسازی و تجارت تحصیل می‌کنند از خانواده‌هایی با پیش زمینه طبقه کارگری هستند.

به گزارش ایسنا به نقل از ساینس دیلی، «جنز پیتر تامسن»، جامعه شناس آموزشی و یکی از افراد حاضر در این مطالعه گفت: میان انتخاب رشته تحصیلی دانشجویان و پیشینه اجتماعی آنها ارتباط آشکاری وجود دارد. حتی در بین داوطلبانی که نمرات ممتازی را در آزمون‌های ورودی کسب می‌کنند و داوطلبانی که انتخاب گسترده‌ای برای پذیرش موفقیت‌آمیز در دانشگاه‌ها دارند، سطح سواد و طبقه اجتماعی والدین نقش مهمی در انتخاب رشته تحصیلی آنها ایفا می‌کند.
این مطالعه روی 60 دانشجوی دانمارکی از شش دانشگاه مختلف این کشور و در رشته‌های پزشکی، مهندسی، معماری، جامعه شناسی، اقتصاد، داروسازی و علوم بازرگانی انجام شده است. نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که دانشجویان از دل خانواده خود الهام می‌گیرند. در بیشتر موارد اگر والدین‌ جوانان پزشک یا مهندس با تحصیلات عالی باشند بدون شک در انتخاب رشته تحصیلی خود راه پدران و مادران خود را دنبال می‌کنند.

این محقق در ادامه افزود: برای جوانانی که والدین آنها تحصیلات دانشگاهی دارند، عواملی نظیر منزلت اجتماعی و حس هویت و اعتبار بسیار اهمیت دارد.
از سوی دیگر جوانان در خانواده‌های طبقه کارگری تنها بین پنج تا 9 رشته خاص را انتخاب می‌کنند. آنها به عنوان مثال رشته‌هایی نظیر جامعه شناسی را انتخاب نمی‌کنند چون آینده شغلی واضحی ندارد. این الگو را در آمریکا و سایر کشورهای اروپای نیز می‌توان مشاهده کرد.
از آنجا که در دانمارک همه فرصت برابری برای انتخاب رشته دانشگاهی دارند، حقیقت «پیشینه اجتماعی» نقش مهمی را در این انتخاب ایفا می‌کند.


:: موضوعات مرتبط: , , ,
:: برچسب‌ها: نقش والدین در انتخاب رشته‌ تحصیلی جوانان ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : سه شنبه 26 شهريور 1392
با تقویت «EQ» به اهداف خود دست یابید
چند روز دیگر، برای اولین بار در ایران همایشی برگزار خواهد شد که در آن شرکت‌کنندگان خواهند توانست با ارتقای توانایی‌های خود در زمینه «هوش هیجانی» از این پتانسیل ذاتی که در تمام آدم‌ها وجود دارد، در مسیر دستیابی به اهداف متعالی خود در زندگی بهره‌برداری کنند.
چند روز دیگر، برای اولین بار در ایران همایشی برگزار خواهد شد که در آن شرکت‌کنندگان خواهند توانست با ارتقای توانایی‌های خود در زمینه «هوش هیجانی» از این پتانسیل ذاتی که در تمام آدم‌ها وجود دارد، در مسیر دستیابی به اهداف متعالی خود در زندگی بهره‌برداری کنند.
به گزارش ميگنا به نقل از روزنامه آسیا ، این همایش که روز 22 شهریورماه در سالن کهن‌دیار واقع در مجموعه فرهنگی و هنری باغ‌موزه ایرانی برگزار می‌شود، شامل مهارت درون‌نگری و زندگی در فضای آگاهی درونی است که به همت موسسه فرهنگی پویشگران بعد چهارم برنامه‌ریزی شده است.

سهیل سهیلی‌زاده که به عنوان مربی و سخنران در این همایش با مخاطبان سخن خواهد گفت، به مدرسان، مدیران، مشاوران مدیریتی، مشاوران روان‌شناسی، مربیان ورزشی، مربیان تربیتی و عموم علاقه‌مندان آموزش خواهد داد که چگونه با بهره‌برداری از قابلیت‌های ذاتی هوش هیجانی خود، مسیرهای تازه‌ای در زندگی شغلی و فردی خود شناسایی کرده و گام در راه تازه‌ای بگذارند زیرا تحقیقات نشان داده نقش EQ در تمامی جنبه‌های زندگی مهم‌تر و حیاتی‌تر از IQ است و اهمیت آن به‌ویژه در نقش‌های رهبری و مدیریتی، چندین برابر است.
در این همایش که از ساعت 11 صبح شروع و تا 3 بعد از ظهر ادامه خواهد داشت، حاضرین به درک این مساله خواهند رسید که به قول دکتر استفان کاوی "امروزه دیگر خودآگاهی، خودانگیزه‌بخشی و نظم و انضباط شخصی سنگ زیربنای همدلی و دیگر مهارت‌های اجتماعی به حساب می‌آید".


:: موضوعات مرتبط: , , ,
:: برچسب‌ها: با تقویت «EQ» به اهداف خود دست یابید ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : سه شنبه 26 شهريور 1392
خاطراتی از مراودات آیت‌الله خامنه‌ای و استاد شهریار

علی‌اصغر فردی، شاگرد غزل‌سرای بزرگ شهریار، خاطراتی از مراودات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای و استاد شهریار را به رشته‌ تحریر درآورده است.

شهریور روز بزرگداشت «شعر و ادب فارسی» است. بهانه‌ی این نام‌گذاری، وفات شاعر برجسته‌ی ایرانی، محمدحسین بهجت تبریزی (شهریار) است که به تعبیر رهبر انقلاب اسلامی باید او را «حکیم» خواند. به همین مناسبت آقای علی‌اصغر فردی، شاگرد این غزل‌سرای بزرگ، خاطراتی از مراودات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای و استاد شهریار را به رشته‌ تحریر درآورده است.

شهریارشناس

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای طبق اظهارات خود و با توجه به ذوق ادبی‌شان، از اوائل جوانی و دوران تحصیل در مشهد مقدس با آثار مرحوم استاد حکیم شهریار آشنایی داشته‌اند. نخست این‌که شهریار در سال‌های 1310 تا 1314 که دوران تبعید خود را در خراسان سپری می‌کردند، با أجلّه‌ی شاعران خراسان مانند مرحوم نوید، محمود فرخ، گلشن آزادی و غیره معاشر بودند. از همین جهت است که مراودات آیت‌الله خامنه‌ای با أعاظم شعرای مشهد که خود از مداومان انجمن‌های شاخص ادبی مشهد بودند، مزید بر آشنایی ایشان با احوال و آثار شهریار می‌شد. یک بار معظم‌له در دوران ریاست‌جمهوری فرمودند که حین فراغت از دراسات و مباحثات، گاه کنار حوض مدرسه‌ی علمیه‌ی مشهد اشعاری از شهریار را (مخصوصاً «علی ای همای رحمت» را نام بردند) با خود زمزمه می‌کرده‌اند و حتی یادم است که فرمودند معمولاً آن غزل را در دستگاه همایون ترنم می‌کرده‌اند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به نظر این‌جانب از برترین شهریارشناسان معدود هستند که از دیرباز در جریان احوال و آثار شهریار بوده‌اند. بنا به مسموعات نسبتاً دقیقم، ایشان حداقل سه دوره‌ی کامل آثار شهریار را مطالعه‌ی تنقیدی کرده و در حواشی، ملاحظات خود را یادداشت فرموده‌اند. در هر یک از ملاقات‌ها ایشان نکته‌های بدیعی درباره‌ی ظرائف اشعار استاد حکیم شهریار گفته‌اند. در هر یک از دیدارهای عمومی یا فردی با معظم‌له نکته‌هایی را افاده فرموده‌اند که توجه به آن مفاهیم، تعمق در آثار و احوال شهریار را می‌طلبد و مهم‌ترین نکته این‌که شخصیت راستین و پایه‌ی معنوی استاد حکیم شهریار را بهتر از ایشان کسی توفیق ارزیابی نداشته است. ایشان در ملاقات اعضاء و مهمانان کنگره‌ی یکصدمین سالگرد میلاد شهریار در سال 1385، شهریار را با اتّکاء به أدلّه و إقامه‌ی براهین متقن علمی، «حکیم» خواندند.

این نماز می‌شود أحلی من عسل!

بلاشک می‌توانم بگویم که استاد یک شیفتگی و شوق بی‌بدیلی نسبت به امام و آقا داشتند. پس از انقلاب و تفویض امامت جمعه‌ی تهران به معظم‌له، مرحوم استاد با ایشان آشنا شدند و این آشنایی بلافاصله و شاید از همان اولین نظر به یک علاقه و عشقی بدل شد. استاد اهل عبادت و ذکر دائم بود و جز اخبار و خطابه‌های حضرت امام خمینی به تلویزیون نگاه نمی‌کردند، اما از نخستین هفته‌های نماز جمعه‌ی ایشان، مداوم و تعقیب‌کننده‌ی خطبه‌ها و کل نماز ایشان شدند، اما با چه کیفیتی؟

حتی نکته‌ای بین جوانان متدین متداول شده بود که این را کسی به اعتبار علاقه‌ی استاد حکیم به نمازهای آقای خامنه‌ای به ایشان نقل کرده بود و از آن پس استاد آن لطیفه را می‌گفتند و می‌خندیدند و به لطافت در باب بحث رایج وجوب نماز جمعه می‌گفتند: این وجوب قید دارد و اگر آقای خامنه‌ای بخواند، واجب است.

در تحسین و تبجیل نماز آقای خامنه‌ای می‌فرمودند: نماز با این شرائط می‌شود أحلی من عسل. همه‌ی زیبایی‌ها و شرائط کمال در ایشان مجتمع است و نماز ایشان جشنواره‌ای از شیوایی‌هاست. امام جمعه‌ای که صدایی به این گرمی و بمی و گیرایی دارد، فصاحت و بلاغتی چندین، جزالت و سلاست بیانی چندان، لهجه و رعایت قواعد تجویدی در قرائت خطبه‌ی عربی هم مزید بر این‌ها و شگفت‌تر این‌که نماز را به آوازی دلاویز در مقامات می‌خوانند. این می‌شود مجموعه‌ی زیبایی‌ها و مجمعه‌ی گل‌ها. این عشق استاد حکیم به اقامه‌ی نماز جمعه توسط آقا در شِعری نیز بازتاب یافت.

یک روز فرمودند: آقای خامنه‌ای سوره‌ی منافقون را در گوشه‌ی رهاب تلاوت می‌کنند، اما رهاب یک روایت قدیم دارد که من از قُدما آموخته‌ام. دستگاه ضبط صوتی بیاور که بخوانم و به آقای خامنه‌ای برسان. ایشان رهاب را بسیار کامل خواندند و غزلی را هم به دستخط خود نوشتند و توشیح به نام آقا کردند تا خدمتشان برسانیم. به اتفاق دوستی با دفتر معظم‌له تماس گرفتیم و سال 1364 بود که هم نوار و هم شعر را تقدیم ایشان کردیم.

بهترین غزل

پاییز 1359 گروهی از صدا‌و‌سیما به تبریز آمدند و خواستند که با استاد حکیم گفت‌وگوی تلویزیونی انجام دهند. تا آن روز تقریباً کسی نمی‌دانست که موضع استاد حکیم شهریار نسبت به انقلاب اسلامی چگونه است. استاد ضمن گلایه‌ای رندانه و اشاره به غزل معروف خود گفتند که «حالا چرا؟» و این‌گونه اظهار کردند که: باید از همان ابتدای انقلاب از همراهی وی با نظام بهره‌مندی می‌شد. استاد حکیم در آن دیدار تلویزیونی با مردم چند غزل و قصیده در تکریم انقلاب اسلامی و امام خمینی خواندند و در پاسخ به سؤال خبرنگار که کدام غزل را بهترن غزل می‌داند، جواب عجیب و گرانبهایی را دادند و گفتند به نظر من همین شعار مردم که می‌گویند «خدایا! خدایا! خمینی را نگهدار»، بهترین و زیباترین غزل است.

این حداکثر کمربستگی بلندآوازه‌ترین و بزرگ‌ترین شاعر معاصر با یک تفکر و یک رهبر بود که بسیاری از طیف‌های معارض را عصبانی کرد.

حکیم شهریار از همان ایام نخست وقوع انقلاب اسلامی، نظر به پیشینه‌ی دینی و وِلایی افکار و عقایدشان، با انقلاب اسلامی و قیام امام همراهی جانانه کردند. به قول آقا «مرد کهنی» که از معاشرت با همه إعراض می‌کرد، در منتهای تواضع و چابکی به هر مراسمی که مربوط به یکی از موضوعات انقلاب بود، می‌رفتند و با گشاده‌رویی دعوات را می‌پذیرفتند و اثری می‌سرودند و می‌خواندند. بارها به این‌جانب اصرار می‌کردند که ایشان را به جبهه‌های جنگ و دفاع مقدس مشایعت و ملازمت رکاب کنم تا در جمع رزمندگان حاضر شود و آنها را حضوراً بستاید. ایشان برای همه‌ی مَنویّات و شعائر انقلاب، حتی کمیته‌ی انقلاب و امداد و بنیاد شهید و سوادآموزی و کشتار خونین حجاج ایرانی و شهداء و مجلس و قوای سه‌گانه و بسیج و سپاه و ائمه‌ی جمعه و خانواده‌های شهدا و رزمندگان و جانبازان و خلاصه برای هر موضوعی که مربوط به موضوعات انقلاب باشد، شاهکارها آفریدند.

نگاه هوشمندانه‌ی ایشان با یک درک سیاسی که ریشه در تاریخ همه‌ی‌ ادوار بشکوه تاریخ اسلام داشت موجب می‌شد که در اشعار خود به نکات ظریفی متذکر شوند که امروز هم دارای کاربرد است. مثلاً این دو بیت را ببینید که با وضع امروز چه تطبیقی دارد و محتوی چه نگاه منیعی است:

در این محاصره‌ی اقتصاد و فتنه‌ی جنگ گرت تورم و کمبود بود خرده مگیر

ضعیف نیست مدیریت این فشار قوی است چرا که مهلت شیطان طویل نیست قصیر

ایشان در آن یک دهه، یک دیوان کامل پانصد صفحه‌ای شعر انقلاب ساختند که در حیاتشان دو دفتر حاوی آن اشعار را این‌جانب گرداوری و منتشر کردم، اما بیست سال است که هنوز دیوان مکملی از ایشان منتشر نشده و همه‌ی دیوان‌ها ناقص و مخصوصاً فاقد آثار انقلابی استاد هستند.

روزی ایشان در اثر ذکاوت و تیزبینی رندانه و حکیمانه‌ی خود شعری به ترکی سرودند که ده سال بعد از آن جهان اسلام با مشکل آن یک بار دیگر به طور جد مواجه شد و آن دعوت کشورهای ترک‌زبان ترکیه و قفقاز و آسیای مرکزی به تغییر الفبا از لاتین و کریل به الفبای اسلامی بود که آن دو الفبا را الفبای شیطان و الفبای ما را الفبای قرآن خواندند و 10 سال قبل از فروپاشی شوروی آنها را به جهاد اسلامی و پیوستن به پیکره‌ی جنبش جهانی اسلام فراخواندند. این‌جانب شعر را با صدای ایشان آماده‌ی پخش از رادیو برون‌مرزی مرکز تبریز کردم که به زبان‌های ترکی استانبولی و قفقازی پخش می‌شد.

مدیر واحد و مدیر مرکز از پخش آن اجتناب کردند که نباید شوروی را در این بحران جنگ آزرده کنیم. من مراتب را به معاونت برون‌مرزی در تهران منعکس کردم و تلکسی از آن معاونت آمد که با پخش آن شعر مخالفت کرده بودند. تصویر نسخه‌ی‌ مخطوط شعر را به انضمام همان تلکس و یک نامه‌ای در ایضاح مراتب را خدمت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بردم. ایشان با هوشمندی سیاسی و فرهنگی که دارند، به معاونت برون‌مرزی صدا‌و‌سیما دستور فرمودند که شعر مکرراً پخش شود و یک نسخه‌ی صوتی ضبط‌شده از آنتن را هم به ایشان تقدیم کنند. آن شعر موج عظیمی در قفقاز و ترکیه ایجاد کرد که موجب ایجاد اصطکاکات فکری گسترده‌ای در آن جوامع گردید.

هدیه‌ی رئیس‌جمهور

کنگره‌ی بزرگداشت استاد شهریار به مناسبت هشتادمین سالگرد میلادشان را برگزار کردیم. آقا هیأتی را به نمایندگی از سوی خود برای شرکت در آن کنگره اعزام فرمودند. شادروان دکتر محمود بروجردی قائم‌مقام وزیر ارشاد بود و آقای دکتر شیرازیان و معاونین وزیر ارشاد و شاعران مُعنوَن تهران برای دیدار خصوصی و انتقال پیام آقا وقت ملاقاتی خواستند. در محل هتل آقای دکتر بروجردی به من گفتند که آقا هدایایی هم برای استاد فرستاده‌اند که موقع مناسبی برای تقدیم آن هدایا را در نظر داشته باشم. این موضوع موجب تشویش خاطرم شد، چون می‌دانستم استاد حکیم از پذیرفتن هرگونه هدیه‌ای اعراض خواهند کرد و اگر این اتفاق بیفتد، چون موضوع حکومتی و رسمی‌ است، شاید در صورت بروز بهانه، سوءاستفاده و ردّ احسان تلقی شود. به هر حال به دنبال شیوه‌ای می‌گشتم که به منزل استاد رفتیم.

بعد از تعارفات آقای دکتر بروجردی هدیه‌ای را از جانب مقام محترم ریاست‌جمهوری تقدیم استاد کرد. استاد حکیم با ابراز امتنان پاکت را گرفتند و بی‌آن‌که به محتوایش نگاهی کنند، با قلم خود نوشتند که برای بنیاد بازسازی مناطق جنگی استفاده شود. سپس استاد بیانات خود را با ذکر معالی و فضائل آقای خامنه‌ای و مراتب عشق خود به ایشان آغاز کردند. استاد در آن کنگره یکی از بهترین و سخته‌ترین و پخته‌ترین غزل‌های شهریارانه را به تجلیل از مقام رئیس‌جمهور محترم وقت به نام «شهید زنده» خواندند که بعضی از ابیات آن به شرح زیر است:

جـهـاد عـشـق تـو پـیروزی اسـت پـایـانـش کـه سـایـه‌پـرور سـیـمرغ پــور دسـتـانـــش

تهمتنی چـو تـو از هـفت‌خـوان نـینـدیـشد نهنگ عـشق چه بیـم از نـهیـب طـوفـانـش

شـهـیـد زنـده‌ی ما خود رئیس جمهوری‌ست که دست داده به قرآن که جـان به قربانش

طبیعی بود که کشور و مسئولین مملکتی بعد از پیروزی انقلاب و ابتلائات پیاپی فرصت نوازش بزرگان ادبی و فرهنگی کشور را به دست نمی‌آوردند و استاد نیز متوقع نوازشی نبود و همه‌ی کارهای خود را حداقل ایفاء وظیفه‌ی شرعی می‌دانست و حتی شرمگین بود که چرا سالخورده است و امکان شرکت در حرب با کفار و عوامل کفر را ندارد و همین جهادی قلم از ایشان برمی‌آید. بنابراین مدتی هیچ‌گونه واکنشی از مسئولین به استاد و این قیام ایشان به عمل نیامد که من شخصاً از این موضوع آزرده می‌شدم تا آقا به تصدی ریاست‌جمهوری درآمدند و چندی بعد، از دفتر ایشان تماسی با ارشاد استان گرفته شده و سلام و احوالپرسی آقای رئیس‌جمهور را به ایشان ابلاغ کردند و مسئول روابط عمومی درخواست تمهیدی برای برقراری ارتباط کردند.

سخنرانی حراره و سازمان ملل

شبی استاد به بنده زنگ زدند و فرمودند: تلویزیون را می‌بینی؟ اگر نمی‌بینی، برو ببین، بعد صحبت کنیم. من برای دیدن تلویزیون رفتم و دیدم آقا در کنفرانس حراره ایراد خطابه می‌کنند. شاید تمامی مدت صحبت را بی‌اراده حتی مجال به خود آمدن برای نشستنم نیافتم و ایستاده گوش کردم. چنان هیجان‌زده بودم که بعد از إتمام نطق آقا، باشتاب به منزل استاد رفتم. شب دیروقت بود، اما استاد در کمال إعجاب و هیجان گریه می‌کردند و جملات برجسته‌ی آقا را تکرار می‌کردند که دانه‌دانه دردهای مسلمانان را برمی‌شمرد و منشوری برای جهان اسلام می‌پرداخت. استاد می‌گفتند: من فقط می‌گریستم و دستم بر دعا بود که خدایا این سید را از تمام بلیات من‌لایحتسب محافظت فرما.

باری دیگر نطق شاهکار آقا در سازمان ملل بود که با هم و به‌اتفاق تماشا کردیم. احتمالاً در این نطق بود که ایشان سرآغاز برخی از بندها را با منادای «آقای رئیس!!» می‌گفتند و استاد حکیم سراسر این خطبه را گریان و داعی و دادخواه از خدا و دو دست به سوی عرش گوش داد و پس از پایان نطق، ساعتی بحث در پیرامون زوایای ظرائف و طرائف این خطابه‌ی ‌تاریخی بود. همین سخنان را علی‌الصّباح به ابیاتی ریختند:

جهاد بود که شخص رئیس جمهوری صلای عشق به گوش جهانیان درداد

خطابه بود ولی دیکته‌کرده‌ی جبریل که دل صدای خدا می‌شنفت از آن فریاد

غریو زینب کبری به خطبه چون طوفان ....خراب ساخته قصر یزید و ابن زیاد

فکنده زلزله در کاخ ارتجاع عرب ...به‌لرزه‌ اردن و مصر است و بصره و بغداد

و این ابیات بعداً شعری کامل شد با عنوان «هفته‌ی جنگ».

ابوالفضل مایی

یکی از روزهای تابستان سال 1365 بود که از روابط عمومی ریاست‌جمهوری زنگ زدند و گفتند که آقای رئیس‌جمهور عزم تبریز دارند و مایل هستند ملاقاتی با استاد تدارک شود که بهتر است چند تن از شعرای مُعنوَن تبریز هم در آن دیدار ملتزم و مشایع باشند. روز بعدش معظم‌له به تبریز آمدند و چون حضور ایشان در منزل استاد یا منزل محل ورود آقا که منزل امام جمعه‌ی وقت بود، مناسب نمی‌بود، سالن استانداری را در نظر گرفتیم و حدود 20 تا 30 تن از شعرای تبریز را هم دعوت کردیم. بعد از نماز مغرب بنده استاد را از منزلشان به میعاد ملازمت کردم.

دیدار آقا و استاد حکایتی است که با کلام توصیف نمی‌شود. بسیار صحنه‌ی دلاویزی بود. از این جهت که من با تمامی رفتارها و سکنات استاد حکیم آشنایی دارم، برای من این نوع استقبال از استاد بسیار شگفت‌انگیز بود. این دو همدیگر را به آغوش کشیدند و استاد تا دست آقا را در دست گرفت، گریه‌ی عجیبی سرکرد. دست آقا را به سینه فشرد و گفت «ابوالفضل مائی». آخر این چه شقاوتی است که با این دست چنین بکنند؟ گریان و دادخواه زمزمه می‌کرد و من گوش به این نجواها خوابانده. منظره تاریخی بود. گریه امانش نمی‌داد و تا دقائقی بعد از این‌که هر دو جلوس فرمودند، استاد همچنان می‌گریست و هنگام نشستن هم چندی دستشان را روی دست آقا گذاشته بودند. این واقعه، عینی‌ترِ هر باری بود که آقا در نماز دست به قنوت می‌گشودند. استاد هر بار در این ملاحظه، منقلب می‌شدند و اینک دیگر همان دست در آغوشش بود.

بعد از مبادله‌ی تعارفات، حضرت آقای خامنه‌ای از استاد خواستند اشعاری را بخوانند و استاد چند غزل از آخرین سروده‌هایشان را خواندند و سپس برنامه با اشعار دیگر شاعران حاضر ادامه یافت و به پایان رسید.

در پایان، آقا بیانات فاضلانه‌ای إشعار فرمودند و مراتب رضایت و حتی تعجب خود را از وجود چنین شعرای مقتدری در حول چراغ شعر استاد اظهار کردند و سپس برای صرف شام به تالاری دیگر منتقل شدیم. باز آقا در کنار استاد جلوس فرمودند و فرزندوار به استاد مهربانی‌ها می‌کردند. غذا به بشقاب ایشان می‌کشیدند و نان و آب تعارف می‌کردند و پیش از ایشان شروع به میل نمی‌کردند و پس از شام نیز چندی بیتوته ادامه یافت. صحبت‌ها از خراسان و شعر و حیدربابا و اوزان و ظرائف و دقایق بلاغی و شعریّات رفت و آقا از ساعات شبانه‌روزی استاد سؤال می‌کردند و استاد سیاق روزمره را توضیح می‌دادند تا آقا فرمودند که دیگر دیرهنگام است و مزاحمت برای استراحت استاد نشود و مجلس را به پایان بریم.

استاد نگاهی به من کردند و وقت را استفهام کردند. من عرض کردم که ساعتی از نیمه شب گذشته و استاد گفتند: چون آقای خامنه‌ای مسافرند و خسته، رفع زحمت کنیم. به‌اتفاق به منزل برگشتیم. ساعت یک بامداد بود و استاد گفتند من خسته نیستم، بلکه قلباً مائل و شائق بودم تا صباح این معاشرت ادامه می‌داشت. استاد عجیب شکفته بودند. من در تمام آن‌همه سال‌ها استاد را چنین به وجد ندیده بودم؛ بسیار بانشاط. شهریار که عمری با أجلّه و أکابر رجال معاشرت داشتند و مؤانس مردانی چون ملک‌الشعراء بهار و میرزاده‌ی عشقی و سعید نفیسی و رهی معیری و دیگران بودند، بعد از مراجعت به تبریز جز مدت کوتاهی در همان اوائل که با رجال آن زمان تبریز معاشرت‌هایی داشتند، سال‌ها در خلوت و انزوایی زندگی کرده بودند و از جماعات بند و پیوند گسسته، در به روی خلق بسته و پیوسته با خدا مشغول بودند.

البته معاشرتی درخور شأن استاد حکیم کمتر اتفاق می‌افتاد و از این رو است که ایشان از آن مصاحبت سیر نشده بودند. تا دیرهنگام به مرور آن ساعات گذراندیم و همواره از نزاکت‌ها و نکته‌طرازی‌های آقا صحبت به میان بود. یادم هست که نکته‌ای از طرز افاده و بیان آقا را تأکید کردند و گفتند که این‌گونه ظرافت‌ها دیری ‌است که منسوخ شده و کمتر کسی به این دقائق در گفتار عنایت می‌ورزند و یکی از آن ظرائف و طرائف افادات آقا این بود که در بیان خاطرات خودشان دائر بر علاقمندی دیرین به اشعار استاد گفتند: از ابتدای جوانی به خواندن و حفظ کردن اشعار ایشان مبادرت می‌کردم و حال که ایشان «مرد کهنی» هستند و ... این عبارت را استاد نشانی دیگر از مراتب نازک‌رفتاری آقا تعبیر کردند و گفتند ایشان اگر هر عبارتی جز این را به کار می‌بردند، به این نزاکت نمی‌بود و این طرز خطاب شیواترین و بلیغ‌ترین نوع نکته‌طرازانه‌ای است که در توصیف یک پیرمرد می‌توان ساخت و پرداخت.

آن شب استاد بارها اشاره به دست مجروح آقا داشتند و روز بعد که مشرف شدم، شعری را پیش رویم نهادند که در آن این بیت‌ها بود:

شهید زنده‌ی ما خود رئیس جمهوری‌ست که چون وصیّ رسولش بوَد جمال غدیر

نگاه داشت به یک دست پرچم اسلام که خونبهای ابوالفضل می‌زند شمشیر

به قدّ اوست قبای ریاست جمهور که خلعتی‌است الهی و نیستش تغییر

نسخه‌ی قدیمی «حیدر بابا»

در دوران ریاست‌جمهوری، بین آیت‌الله خامنه‌ای و استاد شهریار مراسلاتی انجام می‌گرفت و ادامه داشت. مثلاً یکی از خویشان استاد حکیم نسخه‌ای از چاپ قدیم منظومه‌ی شاهکار جهانی استاد حکیم به نام «حیدربابا» را پیدا کرده بودند که استاد آن را به قول خودشان «نسگل» کردند به آقا داده بشود و با قلم خود یادداشتی به همراه یک قطعه شعری که ارتجالاً به همان مناسبت تقدیم نسخه حیدربابا سرودند و نوشتند.

شاعرنوازی

یک بار استاد به من گفتند که دلم برای شنیدن صدای آقای خامنه‌ای تنگ آمده است و کاش می‌شد که تلفنی اظهار عشقی به ایشان می‌کردیم. استاد معمولاً با تلفن صحبت نمی‌کردند و حتی با آداب صحبت تلفنی هم آشنا نبودند. مثلاً «الو» نمی‌گفتند یا تعارفات متعارف در صحبت‌های تلفنی را مراعات نمی‌کردند و به‌شدت از صحبت با تلفن استنکاف می‌کردند. این است که برای من بسیار عجیب بود. تا بنده زنگ زدم و مسئول دفتر آقا گفتند که آقا در جلسه‌ی فوق‌العاده‌ی شورای عالی دفاع با فرماندهان نظامی هستند، اگر فوریت دارد که در داخل جلسه به اطلاعشان برسانیم و اگر اضطراری نیست که ما تماس را بعد از جلسه برقرار می‌کنیم. بنده عدم اضطرار را گفتم و خواهش کردم که در صورت فراغت ارتباط حاصل شود. حتی یک ربع ساعت نگذشته بود که زنگ زدند و صحبت کردند. این یکی از نمونه‌های قابل مثال کیفیت معاشرت و شاعرنوازی یک رئیس‌جمهور در جهان معاصر بود.

آخر شاهنامه

آقا در طول مدت استراحت استاد در یکی از بیمارستان‌های تهران یک یا دو بار شخصاً از استاد عیادت به عمل آوردند و به‌کرّات و مرّات هیأت‌هایی را برای عیادت از استاد به نمایندگی خودشان اعزام می‌فرمودند.

اما آخر شاهنامه مشکورتر بود. نزدیک صبوح 27 شهریور سال 1367، استاد به پرستار می‌فرمایند که چراغ اتاق را روشن کن و برو که من مهمان خواهم داشت. پرستار نقل کرد که استاد حکیم سرشان را به طرف درگاه اتاق برگردانده و خیره مانده بودند. باری که سر زدم، با تبسمی به من فرمودند: مهمانم آمد؛ ما را تنها بگذارید دخترم. من هولناک و کمی ترسان از اتاق خارج شدم، اما لحظه‌ای بعد فکر کردم که من نباید مریض بدحال را به حال خود رها کنم و تا به اتاق برگشتم، استاد خرقه تهی کرده و به سوی ملکوت أعلا عروج کرده بودند. و این اتفاق در ساعت 4.45 دقیقه‌ی بامداد 27 شهریور افتاده بود.

بعد از نماز صبح، در اولین ساعت روز، حضرت آقا شخصاً به بیمارستان رفته و با استاد حکیم شهریار تودیع فرموده بودند. شاهدی مراتب تودیع آقا با استاد را بسیار عجیب تعریف کرده است که چون شخصاً ناظر نبودم، از نقل مراتب و دقائق احترام آقا نسبت به پیکر استاد امتناع می‌کنم. بعد از ساعتی از دفتر آقا به این‌جانب زنگ زدند و مراتب استمالت و تسلیت معظم‌له را به این‌جانب ابلاغ کردند و اوامر ایشان را منتقل کردند که نظر مبارک، برگزاری باشکوه مراسم تدفین و فاتحه‌ی ایشان بود که هر مانع و مشکلی هم پیش آید، به خودشان گزارش کنیم که نسبت به رفع و حلّ آن إصدار امر کنند.

چنین هم شد؛ زمزمه‌هایی پیدا شدند که پیکر استاد حکیم شهریار را در مکان‌هایی مانند حرم حضرت سیّدعبدالظیم یا در روستای نیاکانی و دامنه‌ی حیدربابا دفن کنند و چون اما طبق برنامه‌ی مسبوق، مراتب انتقال پیکر استاد به مقبرة‌الشعراء تبریز را فراهم آوردیم. مقامات استانی مصراً می‌خواستند که بنا به ملاحظاتی، مراسم تدفین لدی‌الورود انجام گیرد و نظر این‌جناب برگزاری مراسم تدفین سه روز پس از فوت بود که باز متوسل به دفتر مقام مکرم ریاست‌جمهوری شدیم و آن نحو معاضدت نیز معمول گردید. ظرف این سه روز تمام تمهیدات برای برگزاری در حدّ أعلای شوکت و حشمت صورت گرفت و تمام علاقمندان را فرصت مشارکت حاصل شد و باز هیأتی عالی از وزرا و نمایندگان ویژه‌ی رئیس‌جمهور از سوی حضرتشان اعزام شد.

پیام تسلیت بسیار متینی با امضای ایشان صادر شد و حسب امر ریاست محترم جمهور وقت، هیأت دولت یک روز عزای عمومی اعلام کرد و در سطح استان نیز به اعلام سه روز عزای عمومی نائل شدیم. پس از چهلم استاد حکیم شهریار، بنده به پاس ابراز شکران و امتنان از بابت همه‌ی لطف‌های لایُعدّ و لایُحصای ایشان، به دیدار ایشان رفته و یک طرح حاوی شانزده بند را در جهت تداوم تبجیل و تجلیل از مقامات ادبی و عرفانی استاد حکیم شهریار را به پیشگاهشان تقدیم کردم که حقاً و انصافاً یکایک مفاد آن طرح در حد و درجه‌ی أعلا با مزائد دیگر پیرو اشارت معظم‌له انجام شد.

امروز بر حسب همان برکات، شاهد تکریم رسمی یاد و نام استاد هستیم و چون ذکر همه‌ی مسائل را مناسبتی نیست، از بیان برخی فتنه‌ها إعراض می‌کنم که اگر هنوز توجهات شاعرنوازانه‌ی‌ ایشان نمی‌بود، بسیاری از معاندان و یا ساده‌لوحان مانع و رادع مراتب تکریم استاد می‌شدند که آخرینِ آن، حیله‌ی ‌تغییر تقارن روز شعر و ادب با سالروز درگذشت استاد حکیم شهریار بود که باز با نیم‌نظر معظم‌له رفع شد.



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: خاطراتی از مراودات آیت‌الله خامنه‌ای و استاد شهریار , شهریار ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : سه شنبه 26 شهريور 1392
گفتگویی خواندنی با دختر طلايي رياضي دنيا
: "آيناز افتخار اردبیلی" اهل نماز اول وقت است، از 9 سالگي روزه هايش را به جاي آورده و به طور معمول روزي 4 تا 5 ساعت درس مي‌خواند و مطالعه مي‌كند...

"آيناز افتخار اردبیلی" دختر 14 ساله، يكي از صدها فرزند موفق اردبيلي است كه اخيراً پرچم جمهوري اسلامي ايران را با افتخار در مسابقات بين المللي رياضي سنگاپور بالاي سر برد، آيناز كه خانواده‌اش ساكن تهران است به اردبيلي بودنش افتخار مي‌كند و مي‌گويد كه اردبيلي‌ها در عرصه‌هاي گوناگون ثابت كرده‌اند كه در ايران و جهان جزو برترين‌ها هستند و شايسته ايستادن بر قله‌هاي افتخار هستند.

دختر طلايي مسابقات بين‌المللي رياضي كه سعي مي‌كند با صحبت‌هايش علاقه قلبي‌اش را به ديار اردبيل نشان دهد مي‌گويد: افتخارات مشاهیر قدیم و جدید ما در استان اردبيل آنقدر زیاد است که همه ما سربلندیم؛ مردم ایران ما اردبيلي‌ها را به پاکدامنی، صداقت،غیرت و خانواده‌دوستی می‌شناسند.

وی اظهار می دارد: افتخار میکنم که اردبیلی هستم؛ اردبيلي‌ها را به مهربانی وغیرت و جوانمردی میشناسم قدر خودشان را بدانند چون میدانم هروقت خودشان را شناخته اند بهترین های ایران و جهان شده اند.

«آيناز» مي گويد: آخرین باري كه به اردبيل آمدم تابستان سال گذشته بود و خیلی هم خوش گذشت؛ خانواده دوستم هم به تشويق ما برای اولین باراردبيل آمده بودند و خیلی کیف کردند امسال می‌گفتند باز هم برویم اردبيل که ما درگیر المپیاد بودیم.

"آیناز افتخار اردبیلی" می گوید: وقتی پدرم از خاطراتشان در مرکز تحقیقات ملی فرانسه و اینکه ایرانی‌ها بااستعداد هستند تعریف میکردند باورم نمی‌شد اما وقتی با دانش‌آموزان برتر جهان در رشته ریاضی مسابقه دادم فهمیدم خداوند به ما ایرانی‌ها و مخصوصاً اردبیلی‌ها استعداد فوق‌العاده‌اي داده است.به همشهريان همسال خودم مي گويم كه در تحصيل، پشتکار داشته باشند و با قدم های کوچک شروع کنند تا با پشتکار کارهای بزرگي را انجام دهند.

"آيناز"ها در اردبيل زياد هستند به شرطي که تشويق و حمايت شوند

اين دانش آموز افتخارآفرين اردبيلي مي گويد: باعث افتخار است كه با همكاري و مساعدت مسئولان استان به خصوص مديران آموزش و پرورش استان، شرايطي فراهم شود تا در ميان همشهريان و همسالانم در اردبيل حاضر شوم و از نزديك با آنان صحبت كنم چرا كه بر اين باورم "آيناز"ها در اردبيل زياد هستند به شرطي که تشويق و حمايت شوند.

وي در بخش ديگري از سخنان خود درباره نحوه انتخاب خود براي شركت در مسابقات بين‌المللي رياضي سنگاپور نیز می افزاید: آقاي عرب در مدرسه ما المپياد رياضي تدريس مي‌كرد، اسفند پارسال آزموني از ما گرفتند كه 10 نفر قبول شدند. فروردين امسال نيز مرحله دوم آزمون برگزار شد كه من و 4 دانش‌آموز ديگر مدرسه بيشترين نمره‌ها را كسب كرديم. بعد هم آقاي عرب به ما گفت ما 5 نفر براي شركت در مسابقه رياضي سنگاپور انتخاب شده‌ايم. پس از 4 هفته كلاس آموزشي نيز سرانجام راهي سفر شديم.

دختر طلايي مسابقات بين‌المللي رياضي كه به دو زبان فرانسه و انگليسي تسلط دارد درباره روز مسابقه هم مي گويد: مسابقه با حضور هزار و 200 شركت‌كننده از كشورهاي مختلف برگزار شد. براي پاسخ به 18 سؤال يك ساعت و نيم زمان داشتيم. پس از پايان امتحان، سرپرست هر گروه برگه‌ها را بررسي كرد و به مسئول برگزاري مسابقه داد. روز بعد هم رتبه‌ها را اعلام كردند كه خوشبختانه تيم كشور ايران و گروه ما به عنوان برترين گروه معرفي شد.

آيناز كه به گفته والدينش(پدر داراي دكتري فيزيك دريا و مادر ليسانس فيزيك) اهل نماز اول وقت است و از 9 سالگي روزه هايش را به جاي آورده و به طور معمول روزي 4 تا 5 ساعت درس مي‌خواند و مطالعه مي‌كند اظهار مي‌كند: مطمئنم كه در آينده رشته رياضي را ادامه خواهم داد و كسب مدال طلاي المپياد بين‌المللي رياضي آرزويم است كه اميدوارم با كمك‌هاي پدر و مادرم و تلاش خودم به آن دست پيدا كنم.

دختر طلايي مسابقات بين‌المللي رياضي، فرزند سربلند سبلان سرافراز از نوادگان میرزاایوب افتخاراردبیلی است که اجدادش به افتخارالذاکرین معروف بوده است.



:: موضوعات مرتبط: , , , ,
:: برچسب‌ها: گفتگویی خواندنی با دختر طلايي رياضي دنيا ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : سه شنبه 26 شهريور 1392
این خوردنی بدترین عصرانه است!

untitled
فنجانی قهوه با چند تکه کیک شکلاتی مغزدار یا یک لیوان شیر با کلوچه گردویی یا استکانی چای دیشلمه با چند عدد کیک یزدی چنان اشتها برانگیزند که اگرهوس خوردن آن به سرمان بزند هیچ نیرویی نمی تواند جلویمان را بگیرد.
این موضوع زمانی دردسرسازتر می شود که در یک همایش یا میهمانی، عصرانه ای از انواع و اقسام شیرینی ها تدارک دیده باشند و شما هم بخواهید از هر کدام آن بچشید! اما خوب است بدانید کیک، کلوچه و بیسکویت بدترین میان وعده هایی است که متاسفانه بیشتر خانواده ها اغلب به عنوان عصرانه از آن استفاده می کنند. میان وعده ای که در کوتاه ترین فرصت با افزایش قند خون سیرمان می کند و در کوتاه ترین زمان ممکن چنان ترشح انسولین را تحریک می کند که ناگهان قند خون در پایین ترین سطح خود قرار گرفته و چنان ضعف گریبان مان را می گیرد که گویی چند روز غذا نخورده ایم و به ناچار مجبور به صرف بیشتر شیرینی می شویم و این گونه می شود که میل به شیرینی خواری در ما تبدیل به عادت می شود. در واقع امروز اگر یک شیرینی بخوریم فردا باید با دو عدد شیرینی هوس مان را کنترل کنیم، اما اگر امروز به حس خود «نه» بگوییم فردا قدرت این ذائقه کمتر می شود و به تدریج می توانیم به مرحله ای برسیم که شیرینی را کنار گذاشته و حتی چای صبحانه را هم بدون شکر بنوشیم.
بیسکویت رژیمی نداریم!
در میان طیف وسیع بیسکویت ها انواع کرمدار و شکلاتی پرکالری تر هستند. کرم موجود در این بیسکویت ها و ویفرها برخلاف خامه لبنی از شیر تهیه نشده و مزایای تغذیه ای آن را نداشته و چند برابر خامه پر چرب است. ویفرها در مقایسه با بیسکویت های کرمدار کم کالری تر هستند. اسانس میوه ای موجود در این محصولات برای کودکان در حال رشد و افرادی که سیستم ایمنی ضعیفی دارند، مخاطره آمیز است. روغن، آرد و کالری شیرینی به کار رفته در بیسکویت های سبوس دار و آنهایی که با شیره توت، انگور یا خرما تهیه می شوند در مقایسه با بیسکویت معمولی به یک اندازه بوده و برای افراد چاق و دیابتی محدودیت مصرف دارد. کراکر یا چوب شور نیز نوعی بیسکویت ترد با سطوح آغشته به ذرات نمک است که برای افراد با فشار خون بالا، بیماران کلیوی و قلبی ضرر دارد.
کیک کشمشی بهتر از کلوچه
کیک ها انواع مختلف شکلاتی، ساده، خامه ای، یزدی و کشمشی دارند و پرکالری ترین آن شکلاتی وخامه دار و مناسب ترین آن کشمشی خانگی است. این شیرینی به دلیل اسفنجی بودن مستعد جذب رطوبت و فساد بوده و به همین دلیل برای افزایش ماندگاری محصول در آن از مواد نگهدارنده، ضد کپک، عمل آورنده و بهبود دهنده به وفور استفاده می شود؛ بنابراین بهتراست کیک را به صورت خانگی با آرد سبوس دار تهیه و با مقداری شیر، کشمش و برخی مغزها ارزش تغذیه ای آن را بالا ببرید.
کلوچه هایی با طعم اسانس
کلوچه در مقایسه با کیک های ساده قدرت چاق کنندگی بالاتری دارد. بزرگ ترین عاملی که باعث پایین آمدن ارزش تغذیه ای این محصول می شود، استفاده از گردوی نامرغوب یا مواد پرکننده اسانس داری است که به عنوان مغزی داخل کلوچه به کار می رود. خوب است بدانید گردوهای نامرغوب بیشتر حاوی سم آفلاتوکسین بوده و ابتلا به سرطان کبد را افزایش می دهد و آرد به کاررفته در این محصول نیز از آرد موجود در کیک ها کم ارزش تر است و به دلیل مواد بهبوددهنده موجب سوزش معده و ترش کردن می شود.
راه تـرک شیرینی
خوردن شیرینی شاید یک عادت باشد، اما باید توجه کرد که این خوردنی سرشار از شکر و خامه است. شکر کالری بالا و ارزش غذایی کمی دارد و مصرف آن، کالری را به سرعت بالا می برد. بیشتر شکلات ها و شیرینی ها حاوی میزان بالایی چربی های ترانس و اشباع شده است. ما می توانیم مقدار کمی شیرینی بخوریم، اما اگر از اضافه وزن یا چاقی مفرط رنج می بریم، شاید بهتر باشد مصرف کلی این ماده را کاهش دهیم. باید توجه داشت که با کاهش کالری روزانه، می توان میل به شکر را کاهش داد، در ضمن شیرینی های با کالری بالا را در خانه نگهداری نکرده و وعده های غذایی را حذف نکنید؛ زیرا میل شما به شکر افزایش خواهد یافت. در صورت لزوم مواد غذایی شیرین سالم تر مانند میوه ها را انتخاب کنید.منبع


:: موضوعات مرتبط: , , ,
:: برچسب‌ها: بدترین عصرانه ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : سه شنبه 26 شهريور 1392
طرز تهیه کافه گلاسه

مواد لازم :

شیر نصف لیوان

بستنی نصف لیوان

شکر نصف قاشق سوپخوری

نسکافه یک قاشق غذاخوری

طرز تهیه :

ابتدا شیر و شکر و نسکافه را می جوشانیم و بعد از خنک شدن آن را در لیوان بلندی می ریزیم و در داخل یخچال می گذاریم تا کاملا خنک شود و در آخر بستنی را اضافه می کنیم در صورت تمایل می توانید از پودر پسته برای تزیین استفاده نمایید.



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: طرز تهیه کافه گلاسه ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : سه شنبه 26 شهريور 1392
رابطه دین و نعمت ها

خداوند حکیم از سویی به انسان نعمت های زیادی داده و به نوعی کل دنیا را در خدمت انسان قرار داده است و از سوی دیگر راه های استفاده صحیح از این نعمات را با اعزام پیامبران و ارسال دین ارائه کرده تا انسان با استفاده درست از نعمات مسیر رشد وتعالی را بپیماید. دین در یک معنا کانون سعادت و طرز استعمال نعمت ها و راه استفاده از داده های الهی است. نعمت های بیشمار و عنایت های نامحدود خداوند حکیم که در زندگی انسان فراوان و بی حساب است، بدون انضباط آن ها به وسیله احکام دین هر قدر هم بزرگ و مهم باشند، نه تنها قابل استفاده نیستند، بلکه زیان آور و موجب بلا و نقمت خواهند بود.

به عنوان مثال چشم یکی از نعمت های گرانبهای خدادادی است و به وسیله آن انسان امور خویش را اداره می کند و از مناظر دلگشای زمینی و چشم اندازهای زیبای آسمانی به وسیله آن کسب طرب و بشاشت می نماید و از همه گرانبهاتر وسیله تعلیم و تعلم و فراگرفتن انواع فنون و معارف است، اما اگر این نعمت بزرگ به وسیله دیانت کنترل نشود، به هوس و چشم چرانی میل کند و به مطالعه نامحرمان عادت نماید، بلای جان انسان خواهد شد، و حتما زیانش از نفع آن بیشتر و موجب توفان فضای وجود و ناراحتی جسم و جان و جنون روح و روان و علت جنایتها و خیانت ها و همه نوع تیرگی در حیات و زندگی خواهد بود.درد چشم که مرض ظاهری است هر گاه خوب نشود فقط خودش را نابود می سازد، اما درد بی درمان چشم چرانی و دزدی نوامیس چه بسا تن و جان را در معرض خطر قرار می دهد و آبرو و اعتبار و همه چیز شخص را نابود می سازد. بنابراین اعمی هزار بار از این بینا شریف تر و آسوده تر است و نابینایی به مراتب از این بینایی خوش تر است.

زبان را هم تصور کنیم که وسیله انس و نشاط و واسطه تفهیم و تفهم و مظهر ناطق بودن انسان است و در واقع نعمت ذیقیمت وجود آدمی به شمار می آید، اما اگر تحت مراقبت دین به کار نیفتد، دروغ بگوید، فحاشی نماید، غیبت کند، افترا ببندد و میلیون ها بدبختی و شقاوت به بار می آورد، در این صورت گنگ بودن به راحتی و آزادی نزدیک تر است. امام زین العابدین(ع) در باب زبان می فرماید: زبان را باید از دشنام ارجمندتر بدانی و به سخن خوب عادتش دهی و مودبش سازی، سکوت اختیار کنی، مگر در وقت حاجت برای سود دین و دنیا و از پر گفتن و یاوه سرایی بپرهیزی که ایمنی از زیانش نیست. آیین اسلام که پایه و اساس سعادت بشر است راه استفاده از نعمت های پروردگار را به ما تعلیم می دهد. به عنوان مثال درباره چشم که یکی از نعمت های بزرگ است اسلام نظاماتی قرار داده است.

امام سجاد(ع) درباره استفاده این نعمت می فرماید: چشم را باید از هر ناروا پوشاند و فاسدش نساخت استفاده از چشم برای دین و عبرت گرفتن است که انسان بینا شود یا دانشی از راه چشم به دست آورد، زیرا دیده وسیله عبرت است. یکی دیگر از نعمت ها ثروت و مال است که اگر در راه صحیح به کار گرفته شود، عاقبت انسان را به خیر می کند. احادیث زیادی درباره محاسن ثروت و مذمت آن آمده است. علمای اخلاق می گویند سودگرایان که انگیزه ای جز اندوختن ثروت ندارند و محرک شان فقط بهره های مادی است تمامی فضایل را که سد راه خود می بینند به چنگ و ستیز با آن می پردازند و معیار اخلاق را فقط عیش و نوش و عیاشی می دانند، اما استفاده کنندگان واقعی از ثروت کسانی هستند که با انفاق آن در مسیر الهی بهره ای بی پایان از آن می برند و با ثروت ناپایدار خود را پایدار می کنند.



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: رابطه دین و نعمت ها ,
|
امتیاز مطلب : 7
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : پایبند
تاریخ : جمعه 22 شهريور 1392
وقتی حاج آقا مجتبی تهرانی از جلال آل احمد تجلیل کرد...

تقي دژاكام از فعالان رسانه‌اي در وبلاگ خود نوشت:

شاید هیچ وقت در پای سخنرانیهای حاج آقا مجتبی تهرانی، آنقدر که آنشب شگفت زده شدم، تعجب نکرده بودم. اخلاق حاجی این بود که در درسهای اخلاق و مجالس عمومی (خصوصی را خبر ندارم)، بسیار بسیار بندرت اسم خاص به کار می‌برد مگر استاد بزرگش امام خمینی را. شاید در کل این سالها من سه یا چهار بار اسم خاص از زبان ایشان شنیدم: شهید مطهری، شهیدمدنی، شهید صیاد شیرازی و آن شب: جلال آل احمد.

کسانی که با سیره علمای بزرگ و بخصوص حاج آقا مجتبی تهرانی آشنایی دارند می‌دانند در تجلیل از کسانی که روزی روزگاری سابقه نامطلوبی بویژه در حوزه دین و سیاست داشته‌اند خیلی با احتیاط و سخت برخورد می‌کنند. حالا اگر طرف سوابق توده‌ای بودن داشته و به عنوان روشنفکر شناخته بشود و برخی روابط اجتماعی آنچنانی هم داشته باشد که دیگر هیچ!


آنشب حاجی فکر کنم بحث «محبت» و «ارادت» را مطرح می‌کرد و ناگهان بدون هیچ مقدمه‌ای به نامه جلال به امام که در سفر حج نوشته بود اشاره کرد و دقایق طولانی در تجلیل از این نامه، این شیوه ابراز محبت و شخص جلال آل احمد سخن گفت. نفسم بند آمده بود اما حاجی همچنان می‌گفت و می‌گفت که کجا شما نمونه دیگری دارید که مریدی به مراد خودش اینچنین عرض ارادت بکند و تأکید می‌کرد روی بخشهایی مثل آنجا که جلال نوشته بود: کتاب «غربزدگی» را زیر چاپ جمع کردند، فدای سر شما!اگر موافقید یک بار دیگر این نامه تاریخی را با هم مرور کنیم:


«مکه- روز شنبه ۳۱ فروردین ۱۳۴۳- ۸ذی حجه۱۳۸۳»آیت اللها!


وقتی خبر خوش آزادی آن حضرت، تهران را به شادی واداشت، فقرا منتظر الپرواز (!) بودند به سمت بیت الله. این است که فرصت دست بوسی مجدد نشد.اما این جا دوسه خبر اتفاق افتاده و شنیده شده که دیدم اگر آنها را وسیله‌ای کنم برای عرض سلامی بد نیست.اول این که مردی شیعه جعفری را دیدم از اهالی الاحساء- جنوب غربی خلیج فارس، حوالی کویت و ظهران- می گفت 80 درصد اهالی الاحساء و ضوف و قطیف شیعه‌اند و از اخبار آن واقعه مولمه پانزده خرداد حسابی خبر داشت و مضطرب بود و از شنیدن خبر آزادی شما شاد شد. خواستم به اطلاعتان رسیده باشد که اگر کسی از حضرات روحانیون به آن سمت‌ها گسیل بشود، هم جا دارد و هم محاسن فراوان.


دیگر این که در این شهر شایع است که قرار بوده آیت الله حکیم امسال مشرف بشود، ولی شرایطی داشته که سعودی‌ها دو تایش را پذیرفته‌اند و سومی را نه. دوتایی را که پذیرفته‌اند داشتن محرابی برای شیعیان در بیت‌الله و تجدید بنای مقابر بقیع و اما سوم که نپذیرفته‌اند حق اظهار رأی و عمل در رؤیت هلال. به این مناسبت حضرت ایشان خود نیامده‌اند و هیئتی را فرستاده‌اند گویا به ریاست پسر خود.خواستم این دو خبر را داده باشم.
دیگر این که گویا فقط دو سال است که به شیعه در این ولایت حق تدریس و تعلیم داده‌اند، پیش از آن حق نداشته‌اند.


دیگر این که [کتاب] «غرب زدگی» را در تهران قصد تجدید چاپ کرده بودم با اصلاحات فراوان. زیر چاپ جمعش کردند و ناشر محترم متضرر شد. فدای سر شما.


دیگر اینکه طرح دیگری در دست داشتم که تمام شد و آمدم، درباره نقش روشنفکران میان روحانیت و سلطنت. و توضیح این که چرا این حضرات همیشه در آخرین دقایق طرف سلطنت را گرفته‌اند و نمی بایست. اگر عمری بود و برگشتیم تمامش خواهم کرد و به حضرتتان خواهم فرستاد. علل تاریخی و روحی قضیه را گمان می کنم نشان داده باشم. مقدماتش در «غرب زدگی» ناقص چاپ اول آمده.


دیگر این که امیدوارم موفق باشید والسلام جلال آل احمد


بعد التحریر: «همچنانکه آن بار در خدمتتان به عرض رساندم فقیر گوش به زنگ هر امر و فرمانی است که از دستش برآید. دیده شد که گاهی اعلامیه‌ها و نشریاتی به اسم و عنوان حضرات در می‌آمد که شایستگی و وقار نداشت. نشانی فقیر را هم حضرت «صدر» می‌داند و هم اینجا می‌نویسم: تجریش- آخر کوچه فردوسی.والسلام»




اما نکته‌ای که برای من از این هم جالبتر بود، اظهارات رهبر عزیز انقلاب در جلسه دیدار انجمن قلم ایران با ایشان در اسفند ماه حدود ده سال پیش بود که ایشان در آن جلسه به تفصیل درباره «اهمیت و نقش روشنفکری» در بیداری و خیزش اجتماعی سخن گفتند و در این باره به نقش مهم و تأثیرات غیر قابل انکار کسانی چون جلال آل احمد و دکتر شریعتی در آگاهی مردم و آماده سازی جامعه برای انقلاب اسلامی اشاره و تأکید کردند که اگر این دو نبودند، انقلاب اسلامی به این شیوه به پیروزی نمی‌رسید!


حضرت آیت الله خامنه‌ای البته سالها پیش از این سخنرانی، در یادداشت مفصل چهار پنج صفحه‌ای خود به چند پرسش درباره جلال جواب داده و از جمله همین نکته را یادآور شده و نوشته بودند:- به نظر من سهم جلال [در پیروزی انقلاب اسلامی ایران] بسیار قابل ملاحظه و مهم است. یک نهضت انقلابی از «فهمیدن» و «شناختن» شروع می‌شود. روشنفکر درست، آن کسی است که در جامعه جاهلی، آگاهیهای لازم را به مردم می‌دهد و آنان را به راهی نو می‌کشاند و اگر حرکتی در جامعه آغاز شده است، با طرح آن آگاهیها، بدان عمق می‌بخشد. برای این کار، لازم است روشنفکر اولاً جامعه خود را بشناسد و ناآگاهی او را دقیقاً بداند؛ ثانیاً آن «راه نو» را درست بفهمد وبدان اعتقادی راسخ داشته باشد؛ ثالثاً خطر کند و از پیشامدها نهراسد. در این صورت است که می‌شود: «العُلَماءُ وَرَثَةُ الانبیاء».

آل احمد، آن اولی را به تمام وکمال داشت (یعنی در فصل آخر و اصلی عمرش). از دومی و سومی هم بی بهره نبود. وجود چنین کسی برای یک ملت که به سوی انقلابی تمام عیار پیش می‌رود، نعمت بزرگی است. او حداقل یک نسل را آگاهی داده است و این برای یک انقلاب، کم نیست.شاید هیچ کس – از دوست و دشمن – در این تردید نداشته باشد، بارزترین ویژگی جلال این بود که زبان حقگو و آزاده‌ای داشت و بی ملاحظه و محافظه کاری سخن می‌گفت و از هیچ کس ترسی نداشت. این به دلیل این بود که جلال خودش را به چرب و شیرین هیچ دولتی و هیچ مقامی آلوده نکرد تا دهانش بسته بماند و قدرت انتقاد و اعتراض را از او بگیرد.

در این مورد شاید ذکر خاطره‌ای از او نقل بد نباشد: «یکی از دانشجویانش، سر کلاس اجازه گرفت تا نکته‌ای بگوید. جلال اجازه داد. دانشجو گفت: شنیده‌ام که از طرف دولت انگلستان 250 هزار تومان به شما داده شده است که به جزیره خارک بروید و آن منطقه را برای صدور نفت، مناسب اعلام کنید. ظاهراً شما پس از دیدار و بررسی، اعلام کرده‌اید که چنانچه چنین کاری بشود، نسل آهوانی که در آنجا هستند از بین خواهد رفت و در هر صورت به صادرات کشور لطمه وارد می‌شود. می‌گویند شما مبلغ مزبور را نگرفته‌اید و آنچه به نظرتان صحیح می‌رسیده است را بدون واهمه اعلام کرده‌اید آیا صحت دارد؟و جلال در جواب گفته بوده است: من تا 250 هزار تومان را امتحان دادم، اما معلوم نبود اگر یک میلیون تومان می‌دادند که می‌توانستم ویلایی در کنار دریای مدیترانه خریداری کنم، می‌توانستم از آن صرف نظر کنم!».

البته جلال یک ویژگی بارز دیگر هم داشت و آن اینکه همیشه در حال تکاپو برای «شدن» و «پیدا کردن حقیقت» بود. اولی، روز به روز سیر انفسی او را تکمیل می‌کرد به گونه‌ای که در سالهای آخر عمر، از کم توجهی به دین و مذهب به اعتقاد عمیق و این بار قلبی به مکتب رسید و حتی احکام شرعی و نماز خود را هم با دقت و توجه می‌خواند و دومی سیر آفاقی او را و باعث شد در فعالیتهای سیاسی و اجتماعی به بالاترین حد از تحلیل و درک و شعور برسد.


دکتر غلامرضا امامی می‌گوید: «در اولین جلسه‌ای که شریعتی به دیدن جلال آمد، پس از اینکه آل احمد به تفصیل درباره اینکه آینده سیاسی و اقتصادی جهان در دست چین خواهد بود سخن گفت، رو کرد به شریعتی و گفت: «آقای دکتر! همان طور که فکر می‌کنم آینده سیاسی جهان در دست چین است، به همان روشنی می‌بینم که این حکومت [شاه]، سقوط می‌کند». دکتر پرسید: «شما چه دلیلی برای سقوط حکومت دارید؟». جلال گفت: « مذهب شیعه اثنا عشری، مذهب رسمی این مملکت است و در متمم قانون اساسی، پنج تن از علما باید این قوانین را تصویب کنند. معنا ندارد که مملکت، مذهب شیعه اثنا عشری باشد و مرجع تقلیدش [امام خمینی] تبعید باشد. بالاخره مردم از خودشان می‌پرسند این چه کشوری است؟ مثل ترکیه، قید مذهب را بردارید و بگویید که ما یک کشور لائیک هستیم؛ وگرنه به این شکل معنا ندارد».


جلال به همت حسادت و البته تیزبینی دشمنان و بیشتر از آن غفلت دوستان، همچنان پس از سه و نیم دهه از انقلاب اسلامی ایران ناشناخته مانده است و نسل جوان و حتی میانسال کشورمان چیز زیادی از او نمی‌دانند. رهبر عزیزمان سالها پیش در همان پاسخ مفصل به پرسشهای شمس آل احمد درباره جلال، نوشته بود:


- مسکوت ماندن جلال، تقصیر شماست؛ شمایی که او را می‌شناسید و نسبت به او انگیزه دارید. از طرفی مطهری و طالقانی و شریعتی در این انقلاب، حکم پرچم را داشتند؛ همیشه بودند، تا آخر بودند. چشم و دل مردم (و نه خواص) از آنها پُر است و این همیشه بودن و با مردم بودن، چیز کمی نیست. اگر جلال هم چند سال دیگر می‌ماند... افسوس»!



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: وقتی حاج آقا مجتبی تهرانی از جلال آل احمد تجلیل کرد , , , ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : پایبند
تاریخ : جمعه 22 شهريور 1392
نماز اول وقت

با همرزمانش نشسته بود و صحبت می کرد.
وقت نماز شد.محمد به پا خاست،به طرف منبع آب رفت تا وضو بگیرد.
دوستانش گفتند:"بیا با هم چایی بخوریم،بعد همگی می رویم و نماز می خوانیم."
محمد لبخندزنان گفت:"امام حسین(ع) ظهر عاشورا اول نماز خواند،بعد،با فرشتگان در بهشت،آب و طعام های بهشتی خورد."
او وضو گرفت و به نماز ایستاد.

ناگهان خمپاره ای فرود آمد و محمد را آسمانی کرد.



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: نماز اول وقت ,
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : پایبند
تاریخ : جمعه 22 شهريور 1392
دو راهی

همیشه انتخاب تو دو راهی ها سخت بوده و هست

باید به همه چی خوب فکر کنی

نتیجه هر انتخاب رو تو ذهنت متجسم کنی

بعد انتخاب

اما واقعا این انتخاب خیلی مشکله

از مشکل ترین انتخاب ها

مخصوصا تو بعضی موضوعات

اینده انسان در نتیجه این انتخاب ها رقم خواهد خورد

اما چاره ای نداری جز انتخاب

پس خوب فکر کن

همه جوانب کار رو به طور کامل بسنج

بعد تصمیم بگیر

و توکل به خدا کن

وانتخاب

امیدوارم در چنین شرایطی هرگز قرار نگیرین یا خیلی کم این جور انتخابا باشه

ولی حقیقت اینه که

زندگی ادمی پر این دوراهی ها هستش

و مهم ترین مسئله بشریت هم

انتخاب

حالا کمی از دید علمی و روانشناسی:

تعارض هایی که برای ادمی پیش میاد:

1.گرایش-گرایش مثل اینکه مجبوریم از بین موضوع خواستنی فقط بتونیم یکی رو انتخاب کنیم دارای کم ترین فشار وانی

مثل اینکه در این رشته تحصیل کنم یا اون یکی

2.تعارض اجتناب - اجتناب مجبور بین دو هدف ناخواستنی یکی رو انتخاب کنی. مثل انتخاب این که امپول بزنی یا همچنان بیمار بمونین فشار روانی زیاد و در واقع بیشترین فشار روانی رو ایجاد میکنه

3.تعارض گرایش - اجتناب یه کاری رو دوست داری که انجام بدی اما هم دارای فوایدی برات هست هم مضرات و خطرات -این نوع تعارضا شایع ترین تعارض در زندگی ادمی هست و خیلی برای ادما پیش میاد مثل اینکه بخوای پرواز کنی و این کار رو دوست داشته باشی اما از سقوط و خطر سقوط هم میترسی پس باید یا پرواز کنی و خطر رو به جونت بخری و یا اینکه پرواز نکنی که در این صورت احساس بی کفایتی کنی.

بلاخره انتخاب کلا خیلی سخته ولی باید کاملا عاقلانه فکر کنین و دست به انتخاب بزنین.

موفق باشید



:: موضوعات مرتبط: , , , ,
:: برچسب‌ها: گوناگون , گوناگون 20 , گوناگون20 , دوراهی , دو دلی ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : جمعه 22 شهريور 1392
نشانی از علائم آخرالزمان +عکس

شیعه آنلاین نوشت: اخبار رسيده از شهر کوفه در نزديکي نجف أشرف حاکي از آن است که همزمان با سالروز ضربت‌ خوردن مولاي متقيان، حضرت امیرالمؤمنین علي عليه السلام، بخشی از دیوار مسجد کوفه ترک خورد.

گفتني است بر اساس روايت هاي موجود، ترک خوردن ديوار مسجد کوفه همزمان با سالروز ضربت خوردن حضرت علي عليه السلام،‌ از نشانه‌های آخرالزمان و ظهور حضرت وليعصر أرواحنا فداه به شمار مي رود.
در همين راستا در روايتي که توسط شیخ مفید نقل شده آمده که امام جعفر صادق علیه السلام فرمودند: «إذا هدم حائط مسجد الکوفة ممَّا یلی دار عبد الله بن مسعود فعند ذلک زال ملک القوم وعند زواله خروج القائم علیه السلام» ترجمه: چون دیوار مسجد کوفه در قسمت خانه عبدالله بن مسعود ویران شود، در آن هنگام حکومت قوم به فرجام می‌رسد و قائم علیه السلام ظهور می‌نماید.
در همين حال خبرنگار صفحه عربي شيعه آنلاين با "فراس الکويتي" مسئول بخش اطلاع رساني مسجد کوفه تماس گرفته تا جزئيات و درستي يا نادرستي اين موضوع را جويا شود.
"فراس الکويتي" ضمن تأييد خبر ترک خوردن ديوار مسجد کوفه در شب ضربت خوردن حضرت علي عليه السلام، در اين باره گفت: اکنون در حال بررسي بيشتر اين موضوع هستيم.


:: موضوعات مرتبط: , , ,
:: برچسب‌ها: نشانی از علائم آخرالزمان +عکس ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : پایبند
تاریخ : جمعه 22 شهريور 1392
صنايع دستي اردبيل

بيش تر توسط عشاير و ساكنان شهرها و روستاهاي كوچك منطقه صورت مي گيرد. قالي بافي، گليم بافي و جاجيم بافي از کهن ترين صنايع دستي شهرستان اردبيل است که داراي شهرت فراوان و اهميت ويژه اي هستند.
گليم بافي در اين ميان از اهميت بسيار زيادي برخوردار بوده و فرش اردبيل در مجموعه فرش هاي نفيس آذربايجان به شمار مي آيد. نقشه شكسته و اسليمي، زمينه فرش هاي توليدي فرش بافان اردبيلي را تشكيل مي دهد. از مهم ترين طرح هاي اين نقشه ها مي توان به طرح قيچي، تک گل، ستاره، ريزماهي، وان، هريس، زيرخاكي، كله قوچ، زرين قلم، طرح قره باغ، لچک ترنج و مانند اين ها اشاره كرد. بر اساس آمار موجود 80 درصد فرش توليدي شهرستان اردبيل، به خارج از كشور و بيش تر به كشورهاي آلمان، ايتاليا، فرانسه و ژاپن صادر مي شود. از ديگر صنايع دستي شهرستان اردبيل مي توان شال بافي، جوراب هاي پشمي، پشتي، قلاب دوزي، خورجين بافي، نقره كاري، قلمزني، خاتم كاري، صنايع چوبي و فلزي و سفال گري را نام برد.

قالی بافی:

قالی بافی در استان اردبيل دارای سابقه طولانی است. قالی هايی با گره ترکی و طرحهائی چون هراتی، مشايخی، گلدانی، ظل السلطان و ترنجدار شيخ صفی در اين منطقه بافته می شود. بی مناسبت نيست که به قالی معروف اردبيل که شهره خاص و عام است نيز اشاره ای داشته باشيم.

قالی اردبيل:

اين قالی مشهور از آن جهت قالی اردبيل ناميده می شود که از مسجدی واقع در مصلّی اردبيل که شاه اسماعيل و جد او شيخ صفی الدين (که سلسله صفويه نام خود را از او گرفته) مدفون شده اند، به دست آمده است. اين قالی بنابه توصيه "ويليام موريس" از شرکت "ونيست رابينسون" خريداری شد که شرکت مزبور آن را از شرکت "زيگلر" واقع در تبريز خريده بود. قالی اردبيل از نظر طرح و بافت يکی از نفيس ترين و مشهورترين قالی های جهان است. از لحاظ تاريخی نيز سند و مدرک مهمی محسوب می شود زيرا دارای تاريخ و امضاء است، و از اين رو هسته مرکزی گروه قالی های ترنجدان ياسبک مشابه است که با اطمينان کامل می توان آن را متعلق به اواسط قرن شانزدهم دانست. چه قالی در سال 1539 ميلادی(946ه. ق.) يعنی در سيزدهمين سال سلطنت پنجاه و دوساله شاه طهماسب بافته شده است. تار و پود اين قالی ابريشم و گره آن فارسی است و در هراينج مربع تقريباً 19 × 17 گره دارد، که مساوی بهترين نوع قالی کاشان است. قالی اردبيل برخلاف بسياری ديگر از قالی های مشهور آن زمان طرحی آرام دارد و فاقد تصاوير حيوان و انسان است، چه هدف از بافت قالی استفاده از آن در مکانی مقدس بوده است. قالی در تبريز و در دربار شاه طهماسب که تبريز را به پايتختی برگزيده بود و در کارگاههای سلطنتی بافته شده است.

گليم بافی :

با توجه به مواد اوليه فراوان و آشنايی اغلب صنعتگران هنرمند روستائی استان اردبيل به بافت گليم، اين رشته از صنايع دستی در بسياری از شهرها و روستاهای اين استان رواج داشته و از معروفيت خاصی برخوردار است. به طور مثال می توان از گليم نمين يا عنبران گرمی و خلخال نام برد. نوعی از گليم مناطق مزبور که به "مسند" شهرت دارد و معمولاً در اندازه 5/1 × 1 متر بافته می شود، دارای کيفيت بالائی است و بافندگان سليقه و هنر زيادی را در بافت و ترکيب رنگ و طرح آن به کار می برند. گليم های مسند، گليم های دورو است. نوع ديگر زيرانداز "ورنی" يا گليم سوماک است که مهمترين مراکز توليد آن مناطق عشايری و روستايی مغان، بيله سوار، پارس آباد و مشکين شهر است. طرحها و نقش های زيادی رامی توان در گليم های توليدی مناطق اردبيل مشاهده نمود، از جمله نقش های لچک و ترنج و لچک تکرار شوند.
تفاوت گليم های ساده يا دوروی توليد شده در استان اردبيل درطرحها و نقش ها و گاه ابعاد و اندازه های آن است. مثلاً گليم های ساده توليد شده در مغان به اصطلاح دراز و باريک با طولی در حدود 3 تا 5 متر و عرضی حدود يک متر است و معمولاً در دو قسمت بافته و از جهت طولی به نحو مخصوصی به هم دوخته می شود. ضمن آن که در مناطق عشايری استان بيشتر به استفاده از چله پشمی در توليد کار تمايل دارند و کمتر از نخ پنبه ای به عنوان چله يا تار استفاده می کنند.
گليم های توليدی خلخال در اندازه 5/1 × 3 متر مربع است و طرح گليم نيز معمولاً با يک يا چند ترنج و يک حاشيه همراه است ومتن زمينه از يک رنگ است و خرده نقشی ندارد.

ورني:

ورنی که گاه به آن گليم سوزنی نيز گفته می شود، نه تنها يکی از گليم های معروف اردبيل بلکه يکی از شاخصترين "سوماک" های ايران است. اين نوع زيرانداز در آثار پژوهشگران خارجی به نام "سوماک" معروف است و منسوب به شهر "شوماخی" در قفقاز است، ضمناً در ميان عشاير جمهوری های آذربايجان و ترکيه نيز ورنی با نقش هايی کم و بيش شبيه ورنی اردبيل و به همين نام شهرت دارد. بافت "ورنی" در ايران تنها در بين ايلات و عشاير استانهای آذربايجان شرقی و اردبيل رواج دارد و روستائيان استانهای مذکور نيز به دليل آميختگی با اين عشاير به بافت اين نوع گليم زيبا و منحصر به فرد می پردازند. "ال سون" ها و نيز عشاير "ارسباران" عمده ترين توليد کنندگان ورنی هستند. تفاوتی که در بافت گليم و "ورنی" وجود دارد اين است که در گليم، بافت به صورت گره های منقطع انجام می شود و نقوش آن توسط پود شکل می گيرد و تار بوسيله پود کاملاً پوشيده می شود، در حاليکه در بافت ورنی ايجاد طرح و نقوش بر سطح آن توسط پودگذاری اضافی حاصل می شود و تار و پود هر دو پوشيده است. پود اضافی، که پود اصلی خوانده می شود، مانند پود گليم به صورت ساده از بين تارها عبور نمی کند، بلکه به دور تار حرکت پيچشی و غيره منقطع دارد. متداول ترين مصارف ورنی شامل خورجين، مفرش(رختخواب پيچ يا فرمش) و زيراندازهايی است که غالباً در اندازه های 3/1×1 متر و 5/1×1 متر روی دارهای عمودی بافته می شود. مناطق مهم ورني بافي استان بشرح ذيل ميباشد.

1- قشلاق هاي حسين حاجيلو، گبلو، ايمان قويسي، جليلو، بران علياوسفلي، گوزلي از توابع اصلاندوز، قره قباغ ، پلنگر
2- محمدتقي كندي ، قره آقاج ، تولاچي، زيوه از توابع تازه كند انگوت شهرستان گرمي
3- روستاهاي كوجنوق، ساريخانلو، صاحب ديوان ، پريخان، از توابع شهرستان مشكين
4- مناطق شهري مانند اصلاندوز و مشكين شهر
5- مناطق حاشيه‌اي و مهاجرنشين اطراف شهرستان اردبيل

نقوشي كه بر روي ورني ها نقش مي بندد نشانگر محيط زيست انعكاس آن در اذهان زنان و دختران ورني باف است و نمودار ذهني توانايي و استعدادهاي بالقوه فكري آنان ميباشد. بيشتر نقوش از اشكال حيوانات ووحوش منطقه تاثير پذيرفته و نقش عمده حيوانات عبارتست از گوزن، آهو، سگ گله، بوقلمون، مرغ و خروس، گربه، مار، عقاب، گوسفند، ببر، شتر، شير، روباه، شغال، طاووس، و پرندگان محلي رنگ هاي الهام گرفته از طبيعت محيط بوده و با توجه به اينكه اكثر ورني‌ها در قشلاق بافته مي‌شود دختران و زنان با استفاده از رنگ هاي تند و ملايم و با نقش گل هاي كوچك و زيبا در بافت ورني گويي خاطره ييلاق را در وجود زنده كرده و جسم و خشك و بي جان قشلاق را جان بخشيده و بهاري نو در گلستان كوچك كومه خود پديد مي آورند عمل توليد صرفاً خانگي بوده و ابزار ان از قبيل دار، دفتين بوده و غالباً در همان اتاقي كه خانوارعشايري ، روستايي سكونت دارد توليد صورت مي‌پذيرد. ورني هاي توليد استان اردبيل معمولاً در زمينه رنگ هاي لاكي، سرمه اي، كرم،سفيد پيازي، آبي روشن با نقش حيوانات در وسط و حاشيه‌اي حداكثر به عرض بيست سانتي متر در طرفين است. بطور معمول ورني در همه اندازه هاي پشتي، پادري، قاليچه، كناره، مسند و قالي بر حسب نياز بازار توليد مي شود. ورني‌هاي ابريشمي پشمي ساخته شده در استان علاوه بر فروش در داخل كشور عمداً به خارج از كشور مانند كشورهاي اروپايي همچون ايتاليا، فرانسه، آلمــــان صادر و نقش مهمي را در اقتصاد استان و كشور ايفا مي نمايد.

جاجيم بافی:

بافت جاجيم در اکثر روستاها و مناطق عشايری اردبيل دارای سابقه ديرينه است و به علت وجود مواد اوليه در بين دامداران و عشاير تقريباً اغلب خانواده ها به اين فن آشنائی دارند. در استان اردبيل، منطقه خلخال، از نظر نوع بافت و ميزان توليد آن، از مراکز مهم جاجيم بافی اردبيل به شمار می رود. موارد استفاده از جاجيم شامل پشتی و رويه تکميلی کيف و ساک و مبلمان است. نقش های جاجيم به دو صورت ساده و گلدار طراحی می شود. نوع ساده آن با تعيير رنگ تارها به صورت راه راه بافته می شود و نوع گلدار آن که بيشتر مورد استفاده قرار می گيرد به عنوان رويه کرسی، پشتی، انواع ساک و کيف به کار می رود. اندازه جاجيم معمولاً دارای عرض 20 تا 30 سانتيمتر و به طول دلخواه تا 70 متر است. پس از اتمام بافت و دوختن کناره های عرض جاجيم بر اساس نوع مصرف، قابل استفاده است.



:: موضوعات مرتبط: , , ,
:: برچسب‌ها: صنايع دستي اردبيل ,
|
امتیاز مطلب : 7
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : پایبند
تاریخ : جمعه 22 شهريور 1392