Ardabil earthquake

he 1997 Ardabil earthquake was a destructive earthquake that occurred on 28 February 1997. The epicenter was located near the city of Ardabil in northern Iran.

Background and tectonics

Ardabil and the surrounding province which bears its name are agricultural lands, primarily populated by Azeris. Two other earthquakes damaged northern Iran the month before, killing at least 79 people.[1]

Damage and casualties

The earthquake occurred at 12:57UTC (4:27p.m. Iran Standard Time) and lasted for 15 seconds.[1] At least 1,100 people were killed, 2,600 injured, 36,000 homeless, 12,000 houses damaged or destroyed and 160,000 livestock killed in the Ardabil area of northwestern Iran. Severe damage was observed to roads, electrical power lines, communications and water distribution systems around Ardabil.[2] Hospitals and other medical buildings were overflowing with patients as a result of the earthquake. More than 83 villages experienced some form of damage.[1]

Within the village of Villadareh, 85 corpses were recovered from the rubble. In Varania, another small village near the epicenter that had previously had a population of 85, all but 20 residents had perished.[1]

Aftershocks

Roughly 350 aftershocks followed the main Ardabil earthquake. The largest one had a magnitude of 5.2 on the Richter scale.[3] Aid workers and rescuers approximate death toll as high as 3000. [4]

Aftermath and relief efforts

In the aftermath of the tremor, 18 inches (46cm) of snow fell, hampering rescue efforts. The Iranian government declared three days of mourning to honor victims.[1] Iranian president visited the damaged area on 4 March.[3] Rescue workers at the scene disputed the official government death toll, claiming it was as much as three times higher.[4]

Nonetheless, head of the Iranian Branch of Red Crescent Seifollah Vahid Dastjerdi was satisfied with the pace of relief work. More than 8,700 tents, 21,800 blankets, 15,300 heaters and lanterns, 2,000 bottles of baby formula and 80 tons of bread were given to the victims. Additionally, 60 ambulances, 127 trucks and vans and two helicopters transported victims, relief workers, and supplies to and from the affected region.[4]

Air crash

On 3 March, a small aircraft on a relief mission crashed about 16 miles (25 km) northeast of Ardabil. Its wreckage was discovered the following day. There were four people on board the Falcon aircraft but no survivors. The crash was blamed on poor weather and heavy snowfall.[3]



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: Ardabil earthquake ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : شنبه 27 مهر 1392
Rahim Moazzen Zadeh Ardabili

Rahim Moazzen Zadeh Ardabili (Persian: رحیم موذن زاده اردبیلی‎; 1925 – 25 May 2005) was a prominent Shia Moazzen in Iran.

He was born in Ardabil Province in a very religious family. His father Abdul Karim Moazzen Zadeh Ardabili was himself the first Moazzen to call azaan. When Sheikh Abdul Karim Moazzen Zadeh Ardabili called out to prayer (Azan), his voice was broadcast on line by radio. In 1943-1947, he carried out morning program of radio in Imam Mosque in Tehran. In 1947 he died and his son, Rahim Moazenzadeh called out to prayer after him. Rahim Moazenzadeh's famous prayer call (Azan) is in Bayat Tork, style (it is a style in Persian music), and it was performed in no: 6 studio of radio station located in 15th Khordad square in 1955. The Azan can still be heard from radio and television.[1] For recording this prayer call, he examined different styles but he accepted none of them. Then he selected Bayat Turk style for his calling prayer, he has always stated: "During the last years, a spiritual pride had been along with me for recording this prayer call, and this spiritual wealth is enough for me". Moazzen Zadeh Ardabili died on 25 May 2005 in Tehran, at the age of 80.



:: موضوعات مرتبط: , ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : شنبه 27 مهر 1392
ما شیعه ایم!
بهترین عرض ارادت به ساحت مقدس پیامبر و فرزندان پاک و معصومش، عمل به فرامین و دستورات ایشان است. در عمل باید شیعه بودن خود را ثابت نماییم و تنها به زبان بسنده نکنیم.

در محبت و علاقه مردم مسلمان ایران زمین به پیامبر و اهل بیتشان شک و تردیدی وجود ندارد. بیشتر مردم مسلمان ایران خود را شیعه و پیرو اهل بیت می نامند. محبت و عشق به چهارده ستاره درخشان عالم هستی افتخاری بس بزرگ و بی بدیل است. این افتخار آن چنان بزرگ است که محبان اهل بیت با افتخار خود را غلام آل الله علیهم السلام می نامند.

بسیاری از مردم ما هنگامی که صحبت پیامبر و فرزندانش می شود، حاضر به انجام کارهایی می شوند که اگر به عشق آل الله علیهم السلام نبود حاضر به انجامش نمی شدند. مسجد سازی، حسینیه سازی، ساخت مدرسه، احداث بیمارستان، کمک به بینوایان و محرومان و ...بیشتر این کارها را به خاطر قرب به آل الله علیهم السلام انجام می دهند.

طلاب و روحانیون باید به مردم گوشزد نمایند که مهمترین خواسته پیامبر و امامان پاک و مطهر ما، انجام فرامین الهی و گردن نهادن به دستورات رب العالمین است. مردم باید آگاه شوند که نمی شود تنها با ظاهر سازی و ادعای زبانی به مقام شیعه گری نائل شد و باید اضافه بر زبان و ظاهر ، عمل و رفتارمان نیز چون شیعیان راستین باشد.

باید با بندگی خدا و با رفتار نیک و شایسته و خداپسندانه، شیعه بودن خود را به اثبات رسانیم.

آل الله علیهم السلام با تمام وجود به بندگی خدا می پرداختند. ایشان در انجام فرامین الهی سر از پا نمی شناختند. معیار دوستی ایشان، اطاعت و بندگی خدا بود.

آیا امیرالمومنین علی علیه السلام که عدالت محور و دادگر بود و شهید راه عدالت شد، ظالمانی که از حق خود تجاوز می کنند و حقوق مردم را پایمال می نمایند، شیعه خود می داند!

آیا امام حسینی که در وسط کارزار جنگ دست از پیکار بر می دارد و رو به محبوب می کند و سر به آستانش خم می کند، جوانی را که اهل نماز نیست را محب و شیعه خود می داند!

آیا پیامبری که از دروغ و دروغگو بیزار است، دروغگویان را پیرو و شیعه خود می داند!

آیا امام محمد باقر علیه السلام که پرهیزکار و خدا ترس بود و از خوف خدا به خود می لرزید، کسانی را که اهل تقوا و پرهیزکاری نیستند و بی مهابا دست به گناه می زنند را شیعه خود می نامد!

امام محمد باقر علیه السلام در این راستا می فرمایند: فو الله ما شیعتنا الا من اتقی الله و اطاعه .سوگند به خدا شیعه ما نیست، مگر کسی که پرهیزکار بوده و از خدا اطاعت کند.(1)

ابولهب عموی پیامبر صلی الله علیه و آله است اما محبوب دل پیامبر نیست چرا که او کافری طغیان گر و سرکش بود. بلال حبشی، برده ای سیاه پوست بود اما رسول الله او را دوست می دارند چرا که او بنده ای خاضع و مطیع پروردگار بود.

معیار دوستی پیامبر و اهل بیت علیهم السلام، خداست. هر که طوق بندگی خدا را به گردن آویخته باشد و اهل عبادت و بندگی باشد و از ابلیس رجیم فراری و از گناه رویگردان باشد، مورد محبت و لطف آل الله علیهم السلام قرار می گیرد و شیعه و پیرو راستین آنان به شمار می آید.

این طور نیست که هر کسی که مدعی شیعه گری بود تنها به صرف ادعا و سخن، شیعه به حساب بیاید.

نه هر که چهره بر افروخت دلبری داند نه هر که آینه سازد سکندری داند

نه هر که طرف کله کج نهاد و تند نشست کلاه داری و آیین سروری داند

در این دنیا می توان در ظاهر ادعای شیعه گری نمود و با زبان شیعه بودنمان را ثابت نماییم اما فردای قیامت در صحنه محشر باید با رفتار و کردار خود شیعه بودنمان را ثابت نماییم. در آن روز که زبان از کار می افتد و تنها ملاک و معیار نامه اعمال است، کم خواهند بود شیعیان و پیروان پیامبر و اهل بیت علیهم السلام .

آفریدگار مهربان در قرآن کریم می فرماید:

قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونی یحببکم الله و یغفر لکم ذنوبکم و الله غفور رحیم. بگو: اگر خدا را دوست می دارید، از من پیروی کنید! تا خدا (نیز) شما را دوست بدارد؛ و گناهانتان را ببخشد؛ و خدا آمرزنده مهربان است.(2)

آل الله علیهم السلاماز ما اجرای فرامین الهی را می خواهند. آنان از ما که ادعای شیعه گری می کنیم، انتظار دارند که واجبات الهی را انجام دهیم و نواهی را ترک نماییم.

در زمانی که امام رضا علیه السلام به اجبار مامون در طوس به سر می بردند، گروهی در شهری دور دست که خود را شیعه می نامیدند و ادعای شیعه گری داشتند و آلوده به گناهانی بودند، قصد زیارت حضرت کردند. ایشان پس از مسافرتی طولانی و خسته کننده خود را به طوس رساندند. آنان پس از ورود به شهر طوس، با هزار شور و امید،خود را به پشت درب خانه امام رضا علیه السلام رساندند. با کمال تعجب دربان حضرت به آنان اجازه شرفیابی نداد. آنان نا امید نشدند و عصر آن روز بار دیگر به دیدار حضرت شتافتند اما این بار هم موفق به زیارت حضرت نشدند. آنان فردا و فردای فردا و... به درب خانه حضرت رفتند اما هر بار ناامید بر می گشتند.

روز آخر که عزم برگشت به دیارشان را نمودند برای آخرین بار به خانه حضرت رفتند اما باز دربان به آنان اجازه ورود نداد.آنان از روی عجز و التماس از دربان خواهش کردند که لااقل از طرف ما به امام رضا علیه السلام بگو: ما از راه دور آمده ایم اگر شما را ملاقات نکنیم، رو سیاه خواهیم شد، و هنگام مراجعت به وطن، در نزد مردم، شرمنده و سرافکنده می گردیم، به ما اجازه ملاقات دهید...

دربان پیام آنان را به حضرت رساند، امام اجازه ورود را صادر کردند.پس از شرفیابی به محضر سلطان طوس، امام به آنان این گونه فرمودند:

این که اجازه به شما ندادم، از این روست که شما ادعا می کنید، شیعه حضرت علی علیه السلام هستید، ولی دروغ می گویید، شیعه علی علیه السلام، حسن و حسین علیهما السلام، و سلمان و ابوذر و مقداد و عمار و... بودند، شما مدعی هستید که شیعه امیرمومنان علی علیه السلام هستید، ولی در بیشتر اعمال، با آن حضرت مخالفت می نمایید...

آنان پس از شنیدن سخنان حضرت شرمنده شدند و بی درنگ توبه کردند و امام با مهربانی تمام از آنان پذیرایی کرد و به دربان دستور دادند به تعداد مرتبه هایی که به درب خانه حضرت آمده بودند(60 بار)به پیش آنان بیاید و سلام کند و سلام حضرت را به آنان ابلاغ کند.

مگر می شود ادعای دوستی کسی را داشت و دل او را با رفتار ناشایست به رنج آورد!



:: موضوعات مرتبط: , ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : شنبه 27 مهر 1392
زندگی خصوصی آن مداح و این مجری به ما چه؟!


کم نیستند کسانی که گمان می کنند اگر آنچه می گویند واقعیت باشد گناهی متوجه آنان نیست؛ در حالی که بدِ دیگران را گفتن و یا درباره دیگران، بد گفتن اگر راست باشد غیبت است و اگر دروغ باشد تهمت.


آبرو

حیات اجتماعی انسان بسته به آبروی اوست برای همین به آن حیثیت اجتماعی هم می گویند. آبرو در بین مردم همان کاری را می کند که روح برای بدن می کند برای همین است که مردم همان اندازه که به فکر جان خود هستند به فکر آبروی خویشند؛ بلکه بیشتر از آن؛ چرا که حاضرند برای حفظ آبروی خود، جانشان را به خطر اندازند و یا حتی به راحتی از آن بگذرند. همه می دانند کسی که در جامعه آبرو ندارد بسان مرده ایست که مردم با تنفر و انزجار تلاش می کنند چشمشان به او نیفتد و اگر افتاد رخ برکشند و با سرعت از کنارش عبور کنند.

این گوهر عزیزتر از جان، گاهی چه بی رحمانه و ناجوانمردانه بازیچه دست عده ای می شود و در چشم بر هم زدنی و مثل آب خوردن از هستی ساقط می گردد. چه آنها که با غرض به حیثیت افراد یورش می برند و چه آنها که با چشمانی ذوق زده از یک کشف بزرگ در لگدمالی شرف و آبروی یک انسان شرکت می کنند؛ همه در خلق این جنایت، شریک جرمند.

و این یکی از دردهای بزرگ جامعه ماست. کافیست خبری غیر منتظره از طریقی حتی از طریق یک پیامک سرگردان به دست این عده برسد که البته هر چه بدتر بهتر؛ هر چه وقیح تر خوشایندتر و هر چه شخصیت خبر، نام آشناتر باشد برای این عده جذاب تر خواهد بود.

این عده بعد از دریافت خبری از این دست، بی آنکه درنگی در صحت اصل خبر و یا وثاقت منبع خبر کنند و یا اینکه از وظیفه شان در برابر چنین خبری آگاهی یابند برای آنکه از قافله خبرپراکنی عقب نمانند و دیگران آنها را بر داشتن چنین اخباری شگفت، تشویق کرده و یا بر تعداد کلیک سایت و وبلاگ خود بیفزایند بلافاصله به انتشار آن خبر می پردازد و بعد می شود آنچه نباید بشود.

موضوع سخن این مجری و آن مداح و فلان سخنران نیست؛ موضوع سخن این است که ما حق نداریم دهان باز و افسار قلم پاره کنیم و بی مجوز شرعی، جرم اثبات شده کسی را بازگو کرده و آبرویش را بر باد دهیم تا چه رسد به اتهامات اثبات نشده

ظلم به دیگران که هم عذاب این دنیا و هم عقاب آن دنیا را به دنبال دارد تنها محدود به قتل و دزدی و کارهای کثیفی از این دست نمی شود؛ صدمه زدن و ناکار کردن آبروی مردم هم ظلم به آنهاست؛ ظلمی که غیبت و تهمت شعبه های شوم آنند. کم نداریم آیات و روایاتی که از آن کارها به بدی یاد کرده و با بیان عذابهای در کمین، همگان را از این اعمال زشت بر حذر داشته اند.

کم نیستند کسانی که گمان می کنند اگر آنچه می گویند واقعیت باشد گناهی متوجه آنان نیست؛ در حالی که بدِ دیگران را گفتن و یا درباره دیگران، بد گفتن اگر راست باشد غیبت است و اگر دروغ باشد تهمت.

درست است که در مواردی غیبت جایز است [1] ؛ اما در همان موارد محدود و مشخص هم اولا آن خبر باید قطعی باشد نه خبری ظنی و احتمالی و به صرف یک پیامک یا درج در سایتی و گفته مردم، ثانیا بیانش نه واجب است و نه مستحب، ثالثا در همین موارد جایزی هم اگر انسان نگوید و پخش نکند بهتر است.

مرحوم ابن میثم در بحث غیبت و بدگویی از دیگران، جمله ای در خور توجه دارد. او بعد از ذکر مواردی از غیبتهای مجاز می‌نویسد: « لكن تركها إلى السكوت أولى‏» ؛ لیكن ترک غیبت و خاموشى سزاوارتر است.[2]

برای مصون ماندن از این خطر مهلک که هم گوینده را می سوزاند و هم شنونده را و هم آبروی صاحب خبر را به باد فنا می دهد؛ عمل به این روایت امام صادق علیه السلامبسیار راه گشا است و دستگیر:

امام صادق علیه السلامدر کلامی فوق العاده کلیدی و ارزشمند برای آنکه بندگان خدا به پرتگاه گناهانی از این دست سقوط نکنند مسیری را به آنها نشان می دهد که در کنار آن دو حفاظ محکم قرار دارد. آن مسیر، راه برخورد صحیح با اخبار است. امام در این کلام گوهربار با استناد به آیات (169/ اعراف) و (40/ یونس) دو ویژگی بندگان خدا را اینگونه بیان می کند:

الف. أَنْ لَا یَقُولُوا حَتَّى یَعْلَمُوا: چیزی را که به درستی آن یقین ندارند نمی گویند.

ب. لَا یَرُدُّوا مَا لَمْ یَعْلَمُوا: چیزی را که دلیلی بر انکارش ندارند رد نمی کنند.[3]

گناه

در واقع امام صادق علیه السلامبه تمام کسانی که می خواهند راه بندگی خدا را به درستی بپیمایند دستور می دهد تا اینگونه مراقب زبان و قلمشان باشند که تا یقین و دلیل محکمه پسند برای نقل سخن یا خبری ندارند به جد از نقل آن بپرهیزند.

در فرهنگ اسلام برای نقل یک سخن یا خبر، اول باید از صحت آن یقین پیدا کرد و بعد دید آیا اجازه نقل آن وجود دارد یا نه؟ که در بیشتر موارد، مجوز انتشار در همان مرحله اول گیر می کند و کار به مرحله دوم نمی رسد.

این است فرهنگ نجات بخش و انسان ساز اسلام که اگر تنها به همین یک مورد عمل شود و در سطح جامعه تبدیل به یک فرهنگ عمومی شود بسیاری از گناهان حیثیتی رخت بربسته و پرونده های قضایی بسته می شوند.

باید بپذیریم که بازی با آبروی دیگران، دردی است در پیکر جامعه که هر روز عضوی را آزرده و تا مرگ آن پیش می رود و در این بین هر چه معروف تر و خوشنام تر باشی بیشتر در معرض این خناس های جامعه خواهی بود.

برای نمونه:

چندی پیش فرزاد جمشیدی همان که با ماه خدا، مهمان سحرهای میلیونها ایرانی بود با نوشتن نامه ای با مردم خداحافظی کرد. نامه ای که پُر بود از گلایه و شکایت به خدا از کسانی که بر آبرویش تاختند و بر باد دادنش.

موضوع سخن این مجری و آن مداح و فلان سخنران نیست؛ موضوع سخن این است که ما حق نداریم دهان باز و افسار قلم پاره کنیم و بی مجوز شرعی، جرم اثبات شده کسی را بازگو کرده و آبرویش را بر باد دهیم تا چه رسد به اتهامات اثبات نشده.

ظلم به دیگران که هم عذاب این دنیا و هم عقاب آن دنیا را به دنبال دارد تنها محدود به قتل و دزدی و کارهای کثیفی از این دست نمی شود؛ صدمه زدن و ناکار کردن آبروی مردم هم ظلم به آنهاست؛ ظلمی که غیبت و تهمت شعبه های شوم آنند. کم نداریم آیات و روایاتی که از آن کارها به بدی یاد کرده و با بیان عذابهای در کمین، همگان را از این اعمال زشت بر حذر داشته اند

اگر خود، اعتراف نکرده که نکرده و اگر دادگاه صالحه حکم به وقوع جرم نداده که نداده پس نسبت دادن جرم به او می شود تهمت. اینکه مقام معظم رهبری کار رئیس جمهور در افشای یک جرم ثابت نشده را خلاف شرع دانستند برای همین بود. به فرض اگر ثابت هم شد یا خود اعتراف کرد باز هم گفتنش ممنوع است چرا که می شود غیبت مگر آنکه مجوز شرعی داشته باشد.

برخی چه مفت و آسان برای خود جهنم می خرند! بی آنکه ذره ای منفعت ببرند.

کوتاه سخن اینکه:

اسلام براى آبروى مسلمان احترامى به اندازه خون او قائل است و آبرو و خون ، (عِرْض و دَمْ) در روایات اسلامى در كنار هم قرار مى گیرند؛ بنابراین كسى كه شخصیت اجتماعى دیگرى را با ریختن آبروى او مى كشد، گویى شخص او را كشته است. به همین دلیل در روایات به طور مكرّر آمده است كه چنین کسی باید بهاى سنگینى در قیامت در برابر بدگفتن هایى که بی دلیل و بی مجوز شرعی كرده است بپردازد.

امید است مردم شریف و با ایمان ما فرمایش امام صادق علیه السلامدر این باره را تبدیل به یک فرهنگ عمومی کنند؛ فرهنگی که در آن آبروها در امان است و هر کس آبروی دیگری را بسان آبروی خود محترم می شمرد و برای حفظ آن تلاش می کند.



:: موضوعات مرتبط: , ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : جمعه 26 مهر 1392
معنای کسب توفیق در انجام عبادات از زبان آیت‌الله بهجت(ره)



آیت‌الله بهجت می‌گویند: انسان خیال می‌کند که در انجام اعمال خیر، فاعل حقیقی خودش است و اوست که می‌تواند هر کاری را انجام دهد در حالی که نمی‌داند چقدر عمر خواهد کرد و آیا می‌تواند تا انتها آن را انجام دهد یا نه؟!


آیت الله بهجت

توفیق یعنی چه؟

توفیق از مباحث دینی است که بسیار به آن توصیه شده است. در محاورات عرفی نیز مردم به یکدیگر می‌گویند: «خدا به شما توفیق دهد».

انجام کارهای خیر و عمل صالح، توفیق الهی را می‌طلبد یعنی چه؟ و آیا این موضوع با اختیار ما منافاتی ندارد؟ می‌گوید:اگر توفیق ودستگیری خداوند نباشد، مگر کارهای اختیاری انسان انجام می‌گیرد؟!

توفیق یعنی فراهم‌شدن اسباب . امیرالمومنین علی علیه السلام فرمود: التَّوْفِیقُ عِنَایَةُ الرَّحْمَنِ. توفیق عنایت خداوند رحمن است. (تصنیف غرر الحكم و درر الكلم)

بایددستگیری و توفیق از ناحیهخداوند باشد تا با اِعمال اختیار و اراده ازسوی بنده، کارهای اختیاری انجام گیرد. تازه انجام افعال اختیاری مشروط به بقای حیات و صحت و عدم موانع است.

مثلاً برای انجام نماز باید بنده ساجد و ... باشد و عنوان سجود به قیام مبدل شود و شخص قائم، راکع و ساجد شوداین‌ها همه ازخداوند تعالی و به اوست؛ زیرا نه تنهاوجود و ایجاد، بلکهحرکات و سکنات، همگیتحت اراده او است چنان که می‌فرماید:

«وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلَکِنَّ اللّهَ رَمَى»؛ آن هنگام که (سنگریزه‌ها را) پرتاب نمودی این تو نبودی که انداختی، بلکه خدا آن را انداخت.

ما همین اندازه می‌دانیم که خداوند امر فرموده و نهی کرده و ما در فعل و ترک کار، مضطر نیستیم و بین افعال مضطر و غیر مضطر فاصله است همین مصحّح عقوبت است و نیز بالوجدان ثابت است کهخود را در مورد تکلیف، فاعل ما یشاء و مختار و خالق فعل می‌دانیم، حالاین کههمگی مخلوق خداست و اختیار بنده نیز بر فرض ابقای خداست و باید خدا او را باقی بدارد تا فعل را«عن إرادته و إختیارٍ»انجام دهد.

انسان «فاعل ما بِهِ» است نه «فاعل ما مِنْهُ»؛ یعنی علت مُعدّ و زمینه ساز فاعل حقیقی است نه فاعل حقیقی و ایجادی.

وی خیال می‌کند که «فاعل ما مِنْهُ» است و این فعل از او صادر می‌شود و حال آنکه نمی‌داند چقدر طول می‌کشد و یا به آخر می‌رسد یا نه؟ و یا اینکهاصلاً تا آخر،موفق به انجام آنکار می‌شودیا نه؛ با این که ازاول قصد انجام فعل راتا آخر آندارد.

تفاوت جد و جهد با توفیق

انسان باید کوشش کند که اسباب عادی یک کار را فراهم کند، که به آن جد و جهد و تلاش گویند و خداوند نیز اسباب معنوی را فراهم می‌کند که به آن توفیق می‌گویند.

امام جواد (علیه السلام) در روایتی می‌فرمایند که مۆمن باید سه خصلت داشته باشد، که نخستین آن توفیق از سوی خدا است، یعنی آدمی که در کردار و اعمال و... توفیق الهی نداشته باشد، به درد نمی‌خورد و دومین و سومین خصلت نیز داشتن واعظ درونی و پذیرفتن نصیحت دیگران است

توصیه آیت الله مرعشی (ره)

آیت‌الله سید محمود مرعشی می‌گوید: آیت الله‌ مرعشی نجفی (ره) به خویشاوندان و نزدیكان و بویژه فرزندان خود سفارش می كرد كه در منزل هیچ وقت قرآن را دور از دسترس قرار ندهند، بلكه در جایی بگذارند تا همیشه دیده شود و می فرمود: «یادتان نرود كه هرگاه چشمتان به آن می افتد، چند آیه ای از آن تلاوت كنید و كوشش نمایید تا آیاتی را از آن حفظ كنید» و توصیه می‌كردند كه حتماً با وضو و طهارت قرآن را تلاوت كنید. اگر می خواهید توفیق از شما سلب نشود هر روز یك جزء یا هر مقدار كه می توانید، قرآن بخوانید؛ زیرا قرآن به شما آرامش خاطر و امنیت می بخشد. (بشارت ج3 ص 27)

در روایات، توفیق بدون تلاش و کوشش وجود ندارد، به این معنا که خداوند توفیق دهد و ما کوشش نداشته باشیم.

تلاش و کوشش انسان، بدون توفیق نیز معنا ندارد و به سامان نمی‌رسد.

امام رضا علیه السلام فرمودند: وَ مَنْ سَأَلَ اللَّهَ التَّوْفِیقَ وَ لَمْ یَجْتَهِدْ فَقَدِ اسْتَهَزَأَ بِنَفْسِهِ؛ هر كس از خدا توفیق بخواهد و كوشش ننماید خود را مسخره كرده است. (بحار الأنوارج‏75، ص: 356)

توفیق درتفسیر قرآن

آیت الله جوادی آملی می‌گویند: مرحوم علامه طباطبایی هر جا سخن از بحث تفسیر می شد، مرتب آیه را می خواند و تفسیرش را بیان می نمود. اگر گوشه ای از قرآن در شخصی ظهور پیدا كرد و آن شخص هم امین وحی خدا و در محضر قرآن بود، مشمول وعده خداوند می شود. ایشان تلاش می كردند كه با ابزار عقل، در محضر قرآن و سنت باشد، مواظب بود كه هر غذایی را نخورد، هر كتابی را مطالعه نكند، هر درسی را نگوید و هر حرفی را گوش ندهد. (نشریه بشارت – موسسه امام رضا(علیه السلام) ش 8 ص 30-31 )

در روایات، توفیق بدون تلاش و کوشش وجود ندارد، به این معنا که خداوند توفیق دهد و ما کوشش نداشته باشیم. تلاش و کوشش انسان، بدون توفیق نیز معنا ندارد و به سامان نمی‌رسد. امام رضا علیه السلام فرمودند: وَ مَنْ سَأَلَ اللَّهَ التَّوْفِیقَ وَ لَمْ یَجْتَهِدْ فَقَدِ اسْتَهَزَأَ بِنَفْسِهِ؛ هر كس از خدا توفیق بخواهد و كوشش ننماید خود را مسخره كرده است

داشتن توفیق اولین ویژگی مۆمن است

اگر می‌خواهیم ببینیم که خدا از ما راضی است باید به قلب خودمان مراجعه بکنیم، اگر دیدیم که ما از خدا راضی هستیم، پس متوجه خواهیم شد که خدا نیز از ما راضی است.

امام جواد (علیه السلام) در روایتی می‌فرمایند که مۆمن باید سه خصلت داشته باشد، که نخستین آن توفیق از سوی خدا است، یعنی آدمی که در کردار و اعمال و... توفیق الهی نداشته باشد، به درد نمی‌خورد و دومین و سومین خصلت نیز داشتن واعظ درونی و پذیرفتن نصیحت دیگران است.

به واسطه توفیق الهی، مسیرهای سعادت در دنیا و آخرت برای انسان هموار می‌گردد،‌ پرهیز از گناهان سبب می‌شود که توفیقات الهی متوجه انسان شود.

مرحوم محدث قمی در کتاب کنی والالقاب نقل می‌کند که سبب توفیق‌یافتن «بشر حافی» برای توبه این بود که وی روزی در راه قطعه کاغذی یافت که در آن بسم‌الله الرحمن الرحیم نوشته شده بود و ناخواه پایمال می‌شود،‌ بشر برای احترام به اسم خدا آن را برداشت و پاکیزه کرد و در جای مناسبی قرار داد و این امر سبب هدایت و توبه او شد



:: موضوعات مرتبط: , ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : جمعه 26 مهر 1392
اگر کم طاقت هستید بخوانید!



انسان ها با توجه به عوامل متعدد از جمله محیطی كه در آن زندگی می كنند و افرادی كه با آنها به طور مداوم در ارتباطند و همچنین از نظر عوامل وارثتی و ژنتیكی سلایق و ویژگی های متعدد و متفاوتی دارند و شاید نتوان دو نفر را كه از ویژگی های كاملا یكسانی برخوردار باشند را در روی كره خاكی پیدا كرد.


سختی

از میان این ویژگی ها و خصوصیت های فراوان و غیر قابل شمارش برخی از آنها فراوانی بیشتری دارند و بیشتر در افراد ظهور و بروز می كند كه از جمله آنها ویژگی كم طاقتی و بی تابی انسان ها است .

اینكه یك شبه به اهداف خودمان دست پیدا كنیم و هیچ مشكلی حق نداشته باشد بر سر راه ما سبز شود و اگر خدایی ناكرده با مشكلی مواجه بشویم زمین و زمان را به هم بدوزیم از جمله خصوصیت هایی است كه ما را تبدیل به یك انسان كم طاقت و بی تاب می كند .

می توان كم طاقتی انسان ها را یكی از بزرگترین موانع رسیدن آدمی به موفقیت بیان كرد، چرا كه هیچ گاه فردی با رویارویی نادرست در برابر مشكلات نتوانسته است آنها را پشت سر گذاشته و بر آنها پیروز شود و به همین خاطر این ویژگی یكی از خصوصیت هایی است كه بارها از آن به عنوان یك صفت منفی در قرآن مجید سخن به میان آورده شده است و ویژگی های افراد بی تاب و كم طاقت را برای ما به تصویر كشیده است تا با شناخت آنها بتوانیم وجود خودمان را كاملا از بی تابی و كم طاقتی خالی كنیم و هیچ گاه اجازه ورود دوباره این ویژگی ها را به درون خود ندهیم.

خداوند متعال در سوره معارج یكی از ویژگی های انسان را كم طاقتی و بی تابی بیان می كند چرا كهاز طرفی نه طاقت تحمل كردن مشكل و سختی ها را ندارد و نه وقتی به او نعمتی داده می شود آن را در جهت درست بكار می گیرید و استفاده می كند :

ِ(انَّ الْإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً *إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً *وَ إِذا مَسَّهُ الْخَیْرُ مَنُوعاً: به راستى كه انسان سخت آزمند [و بى‏تاب‏] خلق شده است. چون صدمه‏اى به او رسد عجز و لابه كند. و چون خیرى به او رسد بخل ورزد(معارج 19 -21)

حال با توجه به اینكه این ویژگی یك خصوصیت فراگیر در میان انسان ها است و مانع و سدی محكم در رسیدن افراد به موفقیت و خوشبختی قلمداد می شود اگر می خواهید در جاده موفقیت قدم بگذارید قبل از هر چیز باید بدانید كه چه طور با این ویژگیو خصلت مذموم مبارزه و آن را از درون خود ریشه كن كنید و گرنه باید برای همیشه قید رسیدن به قله خوشبختی را بزنید و آن را فراموش كنید.

خداوند متعال بعد از اینكه در سوره معارج ویژگی كم طاقتی و بی تابی را برای انسان ها بیان می كند، بلافاصله در آیات بعد راه مبارزه به این خصلت مذموم را برای ما به تصویر می كشد و افرادی را معرفی می كند كه با توجه به ویژگی های منحصر به فردی كه دارند هرگز اجازه ورود این صفت را ساختمان روح و روان خود نمی دهند، ویژگی هایی كه در راس آنها اهمیت و تاكید بر نماز ذكر شده است

به دنبال معجون شرح صدر باشید

اگر بخواهیم یك معنای ساده و روان برای شرح صدر بیان كنیم باید اینگونه بگوییم :

شرح یعنی وسعت دادن به یك چیز و صدر هم كه در عربی به معنای سینه است و معنای كلی آن اینگونه است كه با بدست آوردن این ویژگی و خصلت طلایی درجه تحمل و صبر و مدارای انسان آن قدر بالا می رود كه می تواند به راحتی در برابر مشكلات و سختی ها و مسئولیت های طاقت فرسایی كه به او محول می شود ایستادگی كند و آنها را یكی بعد از دیگری پشت سر بگذارد .

این خصلت طلایی و معجزه گر آن قدر از اهمیت ویژه ای برخودار است كه به عنوان یكی از نعمت های مهم از طرف خداوند متعال به پیامبر اکرم یادآوری می شود :

(أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ : آیا براى تو سینه‏ات را نگشاده‏ایم؟)( الشرح : 1)

سوالی كه در اینجا ممكن است به ذهن شما خطور كند این است كه چگونه می توان این نعمت مهم را از آن خود كرد تا در نتیجه در برابر مشكلات و سختی ها جزع و فزع نكنیم و آنها را به راحتی پشت سر بگذاریم ؟

برای بدست آوردن این ویژگی مهم و حیاتی ،در آیات الهی به نكاتی مهم اشاره شده است كه به صورت اختصار آنها را بیان می كنیم:

1)جزء خواسته های اصلی ما از خداوند باشد

ما انسان ها در دعاهای خود خواسته های زیادی را مطرح می كنیم، اما به نظر می رسد آنچه از اولویت بیشتری برخوردار است، دعا كردن برای بدست آوردن شرح صدر و قدرت تحمل پذیری بالاست چنانچه حضرت موسی علیه السلام برای تحمل سختی ها و مشكلات و مسئولیت سنگین رسالت به عنوان اولین خواسته خود این ویژگی را از خداوند متعال طلب كرد و فرمود:

(قالَ رَبِّ اشْرَحْ لی‏ صَدْری،وَ یَسِّرْ لی أَمْری: گفت: «پروردگارا، سینه‏ام را گشاده گردان،و كارم را براى من آسان ساز(طه : 25 -26)

خداوند متعال در سوره معارج یكی از ویژگی های انسان را كم طاقتی و بی تابی بیان می كند چرا كه از طرفی نه طاقت تحمل كردن مشكل و سختی ها را ندارد و نه وقتی به او نعمتی داده می شود آن را در جهت درست بكار می گیرید و استفاده می كند: ِ(انَّ الْإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً *إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً *وَ إِذا مَسَّهُ الْخَیْرُ مَنُوعاً:به راستى كه انسان سخت آزمند [و بى‏تاب‏] خلق شده است. چون صدمه‏اى به او رسد عجز و لابه كند. و چون خیرى به او رسد بخل ورزد

2) نقش ایمان و نماز را در زندگی خود پر رنگ كنید

خداوند متعال بعد از اینكه در سوره معارج ویژگی كم طاقتی و بی تابی را برای انسان ها بیان می كند، بلافاصله در آیات بعد راه مبارزه به این خصلت مذموم را برای ما به تصویر می كشد و افرادی را معرفی می كند كه با توجه به ویژگی های منحصر به فردی كه دارند هرگز اجازه ورود این صفت را ساختمان روح و روان خود نمی دهند ،ویژگی هایی كه در راس آنها اهمیت و تاكید بر نماز ذكر شده است:

(انَّ الْإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً *إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً *وَ إِذا مَسَّهُ الْخَیْرُ مَنُوعاً: به راستى كه انسان سخت آزمند [و بى‏تاب‏] خلق شده است. چون صدمه‏اى به او رسد عجز و لابه كند. و چون خیرى به او رسد بخل ورزد.(معارج 19 -21)

مگر كسانی كه این ویژگی ها را داشته باشند :

(إِلاَّ الْمُصَلِّینَ*الَّذینَ هُمْ عَلى‏ صَلاتِهِمْ دائِمُونَ *وَ الَّذینَ فی‏ أَمْوالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ *لِلسَّائِلِ وَ الْمَحْرُومِ :غیر از نمازگزاران: همان كسانى كه بر نمازشان پایدارى مى‏كنند. و همانان كه در اموالشان حقّى معلوم است، براى سائل و محروم.)

و به همین جهت است كه خداوند متعال در آیات متعدد برای مبارزه با مشكلات و گرفتاریها همه را دعوت به كمك گرفتن از نماز می كند :

(یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اسْتَعینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرینَ: اى كسانى كه ایمان آورده‏اید، از شكیبایى و نماز یارى جویید؛ زیرا خدا با شكیبایان است.)( البقرة : 153)

چرا كه علاوه بر فوائد غیر قابل شمارشی كه این عبادت دارد می تواند به انسان شرح صدری عنایت كند كه با آسودگی و آرامش خاطر به مبارزه با مشكلات اقدام كند.



:: موضوعات مرتبط: , , , ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : جمعه 26 مهر 1392
سفر به خطرناک ترین شهر دنیا


عجیب ترین شهری است که تا به حال وصف آن را می شنیدم , شهری که بر خلاف شهرهای دیگر نقشه جغرافیای آن هم عجیب و غریب است چرا که این شهر مانند مثلثی استکه از سه ضلع تشکیل شدهو بیشتر دره ها و مرداب های این شهر در اطراف آن یعنی بر سه ضلع آن قرار داشت .


شهوت

شهرکوچکی است, اما خیلی عجیب و غریب است, هم زیبا و هم خطرناک , زیبا, چون منظره های زیبایی در آن به چشم می خورد و خطرناک, چون علاوه بر منظره های زیبا دره ها و مرداب های خطرناکی دارد که هر آن ممکن استدر مرداب این شهر غرق شوی و در دره های عمیق آن سقوط کنی .

هر کسی جرات نمی کندوارد این شهر شود, چون واقعا خطرناک است و هر ثانیه ممکن است برای آدمی حادثه ای جبران ناپذیر رخ دهد و یک عمر پشیمانی به وجود بیاورد .

عده زیادی از خیر منظره های زیبای این شهر می گذرندو از ترس دره های وحشتناک این شهر حتی نزدیک این شهر هم نمی شوند و نه تنها نزدیک نمی شوند بلکه از صدها کیلومتری این شهر فرار می کنند .

اما در این میان عده ای بدون هیچ هراس و ترس و دلهره ای با راحتی خیال و آرامش وصف ناشدنی بارها به این شهر سر می زنند و از منظره های آن دیدن می کنند. این افراد فقط منظره های این شهر را می بیننداما از خطر دره ها و مرداب های آن غافل هستند .

شاید بتوان گفت, عجیب ترین شهری است, که تا به حال وصف آن را می شنیدم, شهری که بر خلاف شهرهای دیگر نقشه جغرافیای آن هم عجیب و غریب است چرا که این شهر مانند مثلثی استکه از سه ضلع تشکیل شدهو بیشتر دره ها و مرداب های این شهر در اطراف آن یعنی بر سه ضلع آن قرار داشت .

شهرداری این شهر آن را به سه منطقه تقسیم کرده بود و برای هر منطقه نیز اسمی گذاشته بود :

منطقه 1: منطقه نگاه

منطقه یک این شهر همان منطقه ای است که پر از منظره های به ظاهر زیبا و دل انگیز است که انسان های زیادی را به طرف خود می کشاند و به عبارتی دیگر یک منطقه توریستی به همراه کلی جاذبه برای جذب کردن افراد است .

به عبارتی می توان گفت که این منطقه همان سرزمینی است که گذرگاه ورود به منجلاب انحرافات و فساد جنسی «چشم چرانی» و نگاه به نامحرم است. نگاه های آلوده، تخم شهوت را در دل بارور ساخته، صاحبش را به فتنه و انحراف مبتلا می کند.

حضرت امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود:

«اَلنَّظرَهُ بَعْدَ النًّظرَهِ تَزرِعُ فی الْقَلبِ الشَّهْوَهَ وَ کَفی بِها لِصاحِبِها فِتْنَه» [روضه المتقین، ج 9،‌ص 434]؛ چشم چرانی، تخم شهوت را در دل می کارد و چنین کاری برای نگاه کننده کافی است که منشأ فتنه گردد.

این منطقه همان سرزمینی است که گذرگاه ورود به منجلاب انحرافات و فساد جنسی «چشم چرانی» و نگاه به نامحرم است. نگاه های آلوده، تخم شهوت را در دل بارور ساخته، صاحبش را به فتنه و انحراف مبتلا می کند

نگاه کردن به ناموس دیگران،‌ خواست شیطان است. چشمی که تیرهای آلوده نگاه را به نامحرمان پرتاب می کند، محل کمین شیطان است. شیطان از کمان چشم های او ناموس دیگران را نشانه می گیرد.

پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود:

«النَّظَرُ سَهمٌ مَسْموُمٌ مِنْ سِهامِ اِبلیسَ...» [بحارالانوار، ج 104، ص 38.]

نگاه (به نامحرم) تیز زهرآلودی از تیرهای شیطانی است....

امیرمؤمنان ـ علیه السلام ـ فرمود: «الْعُیونُ مَصائِدُ الشَّیطانَ» [همان، ج 77، ص 294] چشم ها، کیمنگاه های شیطان است.

پس باید مراقب چشمان خویش باشیم، تا شیطان از آن برای تخریب ایمان ما و ناموس مردم استفاده نکند.

منطقه 2: منطقه گناه

توریست های زیادی از این منطقه دیدن می کنند و در حقیقت اکثر آنها به خاطر دیدن منطقه یک که همان منطقه نگاه است خواه ناخواه به این منطقه کشانده میشوند و این قانونی بود که شهرداری این شهر تصویب کرده بود که هر کسی که از منطقه یک دیدن کند به ناچار باید از منطقه دو نیز دیدن کند و همه توریست ها و افراد نیز به ناچار این قانون را پذیرفته اند .

منطقه 3: منطقه زنا و ویرانی

این منطقه, خطرناک ترین منطقهاین شهر است که هر کسی وارد این شهر شود نابود می شود و راه برگشتی ازمنطقه نیست, چرا که در طول تاریخ این شهر عده زیادی به خاطر مسافرت به منطقه های یک و دو این شهر وارد این منطقه شدند و بلافاصله بعد از ورود به این منطقه نامه هلاکت و شکست و بدبختی و ذلت خود را امضا کردند و یک عمر پشیمان از اینکه ای کاش هیچ گاه وارد این شهر شوم نمیشدند .

گناه

در حقیقت منطقه زنا سرزمینی است که بزرگترین گناهان را در آغوش خود می گیرد و چنان که در روایات فرموده‌اند و برای كبیره بودنش به آیه‌ 68 سوره‌ فرقان تمسك شده كه می‌فرماید: «از جمله صفات بندگان خدا آن است كه نپرستند و نخوانند با خدای به حق، خدای دیگری را (یعنی مشرك نباشند) و آن نفسی كه خدا كشتنش را حرام فرموده نكشند و زنا نكنند، و كسی كه اینها را به جا آورد (شرك، قتل، زنا)، برسد و ببیند جزای خود را كه شكنجه‌اش در روز قیامت دو چندان است و همیشه به خواری در آتش است».[و الذین لایدعون مع الله الها آخر ولا یقتلون النفس التی حرم الله الا بالحق ولا یزنون و من یفعل ذلك یلق اثاماً یضاعف له العذاب یوم القیمه و یخلد فیه مهاناً (سوره فرقان، آیه 68)]

بوی گند زناكار در صحرای محشر

و چون از قبرش بیرون شود از بوی گندش مردم اذیت می‌شوند پس به این بوی زننده شناخته می‌شود و دانسته می‌گردد كه زناكار است تا اینكه امر كرده می‌شود او را به آتش برند. زینهار، به درستی كه خداوند محرمات را حرام فرموده و حدودی را تعیین فرموده. پس هیچ كس از خداوند غیرتمندتر نیست و از غیرت الهیه است كه فواحش را حرام فرموده.[ وسائل الشیعه، كتاب نكاح، باب 9، ص243]

همه، زناكاران را در محشر لعنت می‌كنند

حضرت امیر المؤمنین ـ علیه السّلام ـ فرمود: در روز قیامت به امر خدا، بوی گندی وزیده می‌شود كه تمام اهل محشر ناراحت می‌شوند، تا اینكه نفس كشیدن بر آنها مشكل می‌گردد، پس منادی ندا می‌كند آیا می‌دانید این بوی گند چیست؟ گویند نمی‌دانیم و سخت ناراحتمان كرده، پس گفته می‌شود: این بوی عورت زناكاران است كه بدون توبه از دنیا رفته‌اند پس آنها را لعنت كنید كه خدا آنها را لعنت كرده پس نمی‌ماند در محشر كسی مگر اینكه آنها را نفرین می‌كند و می‌گوید خدایا زناكاران را لعنت فرما.[ وسائل الشیعه، كتاب نكاح، باب 10، ص243]

خداوند متعال در این آیه رابطه تنگاتنگی بین منطقه یک این شهر که همان منطقه نگاه است و منطقه دو و سه که منطقه گناه و زنا است بر قرار کرده است و این رابطه دلالت بر این مطلب دارد که اگر می خواهید در منطقه دو وسه این شهر وارد نشوید باید از ورود به این شهر خود داری کنید و امکان ندارد که بگویید من وارد می شوم و فقط این منطقه را مشاهده می کنم و بعد به سرعت ازآن خارج می شوم

شهردار این شهر کیست:

این شهر سه ضلعی شهری است که قرآن کریم به زیبایی هرچه تمام تر آن را به تصویر کشیده است شهری که شهردار آنکسی نیست جز شیطان,که برای کسانی که وارد این شهر میشوند برنامه های زیادی را تدارک دیده است ازجمله:

1) شراب و قمار و گناه برای مسافران تدارک دیده شده:

(إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَیْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطانِ : شراب و قمار و بتها و تیرهاى قرعه پلیدند [و] از عمل شیطانند)( المائدة: 90)

2) فحشا و منکر در این شهر به کثرت دیده میشود:

(وَ مَنْ یَتَّبِعْ خُطُواتِ الشَّیْطانِ فَإِنَّهُ یَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَر:، و هر كس پاى بر جاى گام هاى شیطان نهد [بداند كه‏] او به زشتكارى و ناپسند وامى‏دارد)( النور : 21)

3) گمراهی و حسرت در انتظار کسانی است که وارد این شهر میشوند :

(وَ لَأُضِلَّنَّهُمْ وَ لَأُمَنِّیَنَّهُمْ : و آنان را سخت گمراه و دچار آرزوهاى دور و دراز خواهم كرد.)( النساء : 119)

اما خداوند متعال در آیات فروانی افراد را از مسافرت به این شهر که شاید بتوان خطرناک ترین شهر در دنیا است نهی کرده است و بارها فرموده است که فریب تبلیغات این شهر را نخورید چرا که اگر وارد این شهر شوید به ناچار باید از سه منطقه آن دیدن کنید و بعد از آن دیگر راهی برای برگشت باقی نمی ماند و شما محکوم خواهید شد .

خداوند متعال در آیات سوره مبارکه نور به زیبایی هر چه تمام تر انسان ها را از سفر کردن به این منطقه یک این شهر که همان منطقه نگاه است منع کرده است و فرموده :

(قُلْ لِلْمُؤْمِنینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِكَ أَزْكى‏ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبیرٌ بِما یَصْنَعُونَ : به مردان با ایمان بگو: «دیده فرو نهند و پاكدامنى ورزند، كه این براى آنان پاكیزه‏تر است، زیرا خدا به آنچه مى‏كنند آگاه است)( النور : 30)

خداوند متعال در این آیه رابطه تنگاتنگی بین منطقه یک این شهر که همان منطقه نگاه است و منطقه دو و سه که منطقه گناه و زنا است بر قرار کرده است و اینرابطه دلالت بر این مطلب دارد که اگر می خواهید در منطقه دو وسه این شهر وارد نشوید باید از ورود به این شهر خود داری کنید و امکان ندارد که بگویید من وارد می شوم و فقط این منطقه را مشاهده می کنم و بعد به سرعت ازآن خارج می شوم .

آری شهری سه ضلعی را به تصویر کشیدیم که عده زیادی هر ساله برای سفرهای خود آن را انتخاب می کنن غافل از اینکه این شهر شهری است پر از اندوه و افسردگی و گمراهی و برای افادی که به آن سفر می کنند جز پشیمانی به دنبال نخواهد داشت .



:: موضوعات مرتبط: , ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : جمعه 26 مهر 1392
ناامیدی و امید احمقانه به خدا؛ راه‌هایی برای نفوذ شیطان



از آنجا که قرآن برای همه زمانها و همه مردم نازل شده است، به همه حالتهای اساسی انسانی توجه کرده است. حالت یأس و ناامیدی یکی از این حالات است که درباره آن باید از قرآن درس بگیریم .در اینجا می‌خواهیم آن را به عنوان یکی از راه‌های نفوذ شیطان معرفی کنیم. در ادامه می‌خوانیم که نقطه مقابل آن یعنی امید کاذب هم راه دیگری از شیطان برای نفوذ در انسانهاست.


در آن هنگام که پیری به سراغ ابراهیم علیه السلام آمده بود و همسرش هم نازا بود، فرشتگان خدا به او مژده پسری بردبار را به او دادند. او بعد از کمی صحبت با فرشتگان گفت:قَالَ وَمَن یَقْنَطُ مِن رَّحْمَةِ رَبِّهِ إِلاَّ الضَّآلُّونَ(حجر، 56) گفت: «چه كسى- جز گمراهان- از رحمت پروردگارش نومید مى‏شود؟»

با این جمله، ابراهیم علیه السلام به خدا گفت که من از رحمت تو هیچ گاه مأیوس نیستم ، هرچند درباره اموری باشد که خیلی احتمالش کم است.

ضالون و ضالین از یک ریشه هستند که معنای آن برای همه ما روشن است زیرا روزانه ده بار در نمازهای خود می گوییم: غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِمْ وَلاَ الضَّالِّینَ ؛ همواره از راه گمراهان به خدا پناه می‌بریم.

با کنار گذاشتن این آیه و جمله‌ای که ابراهیم علیه السلام فرمود، روشن می‌شود که هر کس که جزو ضالین نباشد ، حتماً به رحمت خدا امید دارد؛ بنابراین ما روزانه در نمازهای خود به خدا اعلام می‌کنیم که به رحمت خدا امید داریم و هرگز از آن قطع امید نکرده‌ایم.

با این حال، رفتار عمومی انسانها به گونه دیگری است. خدا در قرآن به ما گوشزد کرده است که عموم انسانها مراقب حالت امید خود نیستند. به سبب ظاهربینی گاه به رحمت خدا امیدوارند و گاه ناامید:

وَلَئِنْ أَذَقْنَا الإِنْسَانَ مِنَّا رَحْمَةً ثُمَّ نَزَعْنَاهَا مِنْهُ إِنَّهُ لَیَئُوسٌ كَفُورٌ (هود، 9)

و اگر از جانب خود رحمتى به انسان بچشانیم، سپس آن را از وى سلب كنیم، قطعاً نومید و ناسپاس خواهد بود.

از اینجا می‌فهمیم که یأس جزو حالات احساسی شایع در میان انسانهاست و بنابراین لازم است درباره آن هرچه بیشتر بدانیم.

اگر بخواهیم در قرآن کریم به دنبال معادل معنایی ناامیدی باشیم، به دو کلمه"یأس" و "قنوط " بر می‌خوریم.

در قرآنمی‌خوانیم که انسان همواره از خدا خیر را می‌خواهد و اگر شری به او برسد ناامید می‌شود:لَا یَسْأَمُ الْإِنسَانُ مِن دُعَاء الْخَیْرِ وَإِن مَّسَّهُ الشَّرُّ فَیَۆُوسٌ قَنُوطٌ (فصلت، 49)

همانگونه که ناامیدی خطرناک است،‌ امید داشتن بی‌مبنا و از خوش خیالی هم خطرناک است. قرن نام این حالت را "مکر خدا" گذاشته است یعنی عده‌ای از مردم در خوش‌خیالی، خود را مشمول رحمت خدا می‌دانند در حالیکه ایمان و اعمال نها شایستگی رحمت خدا را ندارد. این حس امنیت کاذب، ایمنی از مکر خدا است. قرن می‌فرماید که تنها "خاسران" دچار این حالت می‌شوند

در عین اینکه مأیوس بودن از رحمت خدا جزو صفات عمومی انسانهاست، خدا آن را برای بندگان خود حتی بندگان گنهکار خود نمی‌پسندد.

خدا به گنهکارترین افراد هم وعده داده است که اگر توبه واقعی کنند، توبه‌شان را می‌آمرزد به آن حد که هیچ گناهی برایشان باقی نماند.(إِنَّ اللهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعا)

از اینجا واضح می‌شود که امیدوار بودن به رحمت خدا از نشانه‌های ایمان است و همانطور که قبلاً گفتیم تنها گمراهان هستند که از رحمت خدا مأیوس هستند.

از طرف دیگر می‌دانیم که شیطان برای گمراه کردن ما از هیچ تلاشی فروگذاری نمی‌کند. یکی از حربه‌های او همان است که ما را از رحمت خدای مهربانمان ناامید کند. پس از آن دیگر هر کاری از ما ممکن است سر بزند. این در حالی است که اولیای دین هرگز مردم را از رحمت خدا مأیوس نمی‌کرده‌اند حتی برای کسانی که گناهان بزرگی انجام داده باشند.

از رسول خدا صلی الله علیه و آله درباره گناهان بزرگ به این مضمون نقل شده است که در صورتی که گناهکاری توبه کند و دیگر به سوی گناه باز نگردد و خدا هم از قلبش بشناسد که او دیگر به سوی گناه بر نمی‌گردد، توبه‌اش را قبول می فرماید و گناهش را عفو می کند.(مستدرک الوسائل، ج 12،‌ص131)

علاوه بر اینها که گفتیم، ناامیدی جزو سپاهیان جهل است. در حدیث مشهور جنود عقل و جهل می‌خوانیم که امیدواری و طمع به خدا جزو لشگریان عقل هستند اما ناامیدی و یأس جزو لشگریان جهل هستند.(کافی، ج1، ص20)

توبه

حمله شیطان از پشت سر

خلاصه آنچه تاکنون گفتیم آن بود که هیچ گاه در رحمت الهی را بر روی خود بسته نبینیم تا شیطان نتواند از راه ناامیدی بر ما نفوذ کند؛ اما شیطان دشمنی کهنه کار است. دشمن بودن او را خدا به ما گوشزد کرده تا از خود در مقابلش مراقبت کنیم.

اگر در صحنه جنگ، دشمنی نتواند از پیش رو نتواند حمله کند، همواره گوشه نظری هم به عقب دارد، ‌شاید بتوانند از پشت بر حریف خود شبیخون بزند. همین مسأله درباره شیطان هم صادق است.

اگر از راه یأس نتواند بر بندگان خدا نفوذ کند، به دنبال نقطه مقابل آن یعنی امید می‌رود؛ شاید از راه امید افراطی بتواند به هدف خود برسد.

منظور ما کسانی هستند که بدون اعمال شایسته، خود را مستحق رحمت خدا می‌دانند. در مقابل، خدا با آنها مکر می‌کند و با آنها به گونه‌ای رفتار می‌کند که خیال ‌کنند مورد رحمت خاص الهی هستند.

امکانات مادی و حالت های خوش روانیشان را نشانه‌ لطف ویژه خدا می‌گیرند؛ اما همه اینها برای این است که به شکل خطرناکی تحت قانون فریب الهی قرار گرفته‌اند و سرانجامشان بسیار وخیم خواهد بود.

ناامیدی جزو سپاهیان جهل است. در حدیث مشهور جنود عقل و جهل می‌خوانیم که امیدواری و طمع به خدا جزو لشگریان عقل هستند اما ناامیدی و یأس جزو لشگریان جهل هستند

به عبارت دیگر همانگونه که ناامیدی خطرناک است،‌ امید داشتن بی‌مبنا و از خوش خیالی هم خطرناک است. قرآن نام این حالت را "مکر خدا" گذاشته است .

به عبارتی عده‌ای از مردم در خوش‌ خیالی، خود را مشمول رحمت خدا می‌دانند در حالی که ایمان و اعمال آنها شایستگی رحمت خدا را ندارد. این حس امنیت کاذب، ایمنی از مکر خدا است. قرآن می‌فرماید که تنها "خاسران" دچار این حالت می‌شوند.

به عبارت دیگر آنها که سرمایه‌های حقیقی خود را می‌بازند همانها هستند که نسبت به مکر خدا احساس امنیت می‌کنند؛ غافل از اینکه مشمول مکر خدا هستند. بعدها متوجه می‌شوند که سرمایه‌های خود را در ازای دریافت هیچ بهایی از دست داده‌اند.

دین شناسان واقعی را بشناسیم

از اینجا معلوم می‌شود که راه درست زندگی نه آن است که دچار ناامیدی از رحمت خدا شویم و نه آنکه امیدمان به خدا از نوع امیدهای کاذب باشد. ماندن در حالت میانه همانی است که مورد رضایتخداست.

راه مبلغان دین هم در اینجا باریک و ظریف است. دین شناسان واقعی کسانی هستند که مراقبند با گفتار خود مردم را در همین حالت میانه نگهدارند.

این نوشته را با کلامی از امیرالمومنین در معرفی دین شناسان به انتها می‌رسانیم:

دین شناس واقعی کسی است که مردم را از رحمت خدا و قدرت خدا ناامید نکند و نیز به آنان درباره مکر خدا احساس امنیت کاذب نبخشد.

الْفَقِیهُ كُلُّ الْفَقِیهِ مَنْ لَمْ یُقَنِّطِ النَّاسَ مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ وَ لَمْ یُۆْیِسْهُمْ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ وَ لَمْ یُۆْمِنْهُمْ مِنْ مَكْرِ اللَّهِ (نهج البلاغه، بخش کلمات قصار، شماره 90)



:: موضوعات مرتبط: , ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : جمعه 26 مهر 1392
دل گـفـتــه هــای پنهــانی بـا خــدا

دل گـفـتــه هــای پنهــانی بـا خــدا

سفارش مرا هم به خدا بکن

همه ما پنهانی ودر نهان با خداوند، دل گفته هایی با خدا داریم، کسی از آن خبر ندارد وخود می گوییم و خدا شنونده است. آن چه می آید بخشی هایی از گفتگوهای «من وشما» با خداست. اگر می دانید، مطلبی باید اضافه شود در نظرات این مطلب بگذارید تا اضافه شود.

گفتم: خسته‌ام

گفت: لاتقنطوا من رحمة الله

.:: از رحمت خدا نا امید نشید(زمر/53) ::.

گفتم: انگار، مرا فراموش کرده ای!

گفت: فاذکرونی اذکرکم

.:: منو یاد کنید تا یاد شما باشم (بقره/152) ::.

گفتم: تا کی باید صبر کرد؟

گفت: و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا

.:: تو چه می‌دانی! شاید موعدش نزدیک باشد (احزاب/63) ::.

گفتم: تو بزرگی و نزدیکیت برای منِِِ کوچک، خیلی دوره! تا آن موقع چه کار کنم؟

گفت: واتبع ما یوحی الیک واصبر حتی یحکم الله

.:: کاراهایی که به تو گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کند (یونس/109) ::.

گفتم: خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! من بنده‌ات هستم و ظرف صبرم کوچک است... یک اشاره‌ کنی تمامه!

گفت: عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم

.:: شاید چیزی که تو دوست داری، به صلاحت نباشه (بقره/216) ::.

گفتم: انا عبدک الضعیف الذلیل... اصلا چطور دلت میاد؟

گفت: ان الله بالناس لرئوف رحیم

.:: خدا نسبت به همه‌ی مردم - نسبت به همه – مهربان است (بقره/143) ::.

گفتم: دلم گرفته

گفت: بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا

.:: (مردم به چی دلخوش کردن؟!) باید به فضل و رحمت خدا شاد باشند (یونس/58) ::.

خانه خدا

گفتم: اصلا بی‌خیال! توکلت علی الله

گفت: ان الله یحب المتوکلین

.:: خدا آنهایی را که توکل می‌کنند دوست دارد (آل عمران/159) ::.

گفتم: خیلی چاکریم!

ولی این بار، انگار گفتی: حواست را خوب جمع کن! یادت باشد که:

گفت: و من الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الآخره

.:: بعضی از مردم خدا را فقط به زبان عبادت می‌کنند. اگه خیری به آنها برسد، امن و آرامش پیدا می‌کنند و اگر بلایی سرشان بیاید تا امتحان بشوند، رو گردان میشوند. خودشان تو دنیا و آخرت ضرر می‌کنند (حج/11) ::

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌کنم ؛

گفت: فانی قریب

.:: من که نزدیکم (بقره/???) ::.

گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم... کاش می‌شد به تو نزدیک بشوم

گفت: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال

.:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/???) ::.

گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!

گفت: ألا تحبون ان یغفرالله لکم

.:: دوست ندارید خدا شما را ببخشد؟! (نور/??) ::.

گفتم: معلومه که دوست دارم مرا ببخشی

گفت: و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه

.:: پس از خدا بخواهید شما را ببخشد و بعد توبه کنید (هود/??) ::.

گفتم: با این همه گناه... آخر چه کاری می‌توانم بکنم؟

گفت: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده

.:: مگر نمی‌دانید خداست که توبه را از بنده‌هایش قبول می‌کند؟! (توبه/???) ::.

گفتم: دیگر روی توبه ندارم

گفت: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب

.:: (ولی) خدا عزیزو دانا است، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/?-?) ::.

گفتم: با این همه گناه، برای کدام گناهم توبه کنم؟

گفت: ان الله یغفر الذنوب جمیعا

.:: خدا همه‌ی گناه‌ها را می‌بخشد (زمر/??) ::.

قاصدک هایی برای خدا

گفتم: یعنی اگر بازهم بیابم؟ بازهم مرا می‌بخشی؟

گفت: و من یغفر الذنوب الا الله

.:: به جز خدا کیه که گناهان را ببخشد؟ (آل عمران/???) ::.

گفتم: نمی‌دانم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتشم می‌زند؛ ذوبم می‌کند؛ عاشق می‌شوم! ... توبه می‌کنم

گفت: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین

.:: خدا هم توبه‌کننده‌ها و هم آنهایی که پاک هستند را دوست دارد (بقره/???) ::.

ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک

گفت: الیس الله بکاف عبده

.:: خدا برای بنده‌اش کافی نیست؟ (زمر/??) ::.

گفتم: در برابر این همه مهربانیت چه کار می‌توانم بکنم؟

گفت:یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما

.:: ای مؤمنین! خدا را زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشته‌هایش بر شما درود و رحمت می‌فرستند تا شما را از تاریکی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیاورند. خدا نسبت به مؤمنین مهربان است. (احزاب/??-??) ::.

گفتم: هیچ کسی نمی‌داند تو دلم چه می‌گذرد

گفت: ان الله یحول بین المرء و قلبه

.:: خدا حائل هست بین انسان و قلبش! (انفال/24) ::.

گفتم: غیر از تو کسی را ندارم

گفت : نحن اقرب الیه من حبل الورید

.:: ما از رگ گردن به انسان نزدیک‌تریم (ق/16) ::.

گفتم : ...

گفت : ...



:: موضوعات مرتبط: , , ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : جمعه 26 مهر 1392
درمان افسردگی

پاد زهر افسردگي کشف شد

بسیاری از متخصصان برای درمان افسردگی داروهایی را تجویز می‌کنند که بیشتر این داروها برای گروه سنی بزرگسال تولید شده و عوارض جانبی به همراه دارند، از این رو برای مبتلایان به بیماری افسردگی که در سنین نوجوانی یا پیری قرار دارند داروی مناسبی وجود ندارد که حداقل عوارض را برای بیمار به همراه داشته باشد.


به همین دلیل متخصصان طب مکمل و جایگزین برای درمان بیماری افسردگی در گروه‌های سنی نوجوان و سالمند شیوه‌های درمانی را توصیه می‌کنند که کمترین عوارض و خطر را برای این گروه سنی به همراه داشته باشد.

متخصصان طب مکمل و جایگزین به این دلیل که هنوز تحقیق‌های جامعی روی داروهای ضدافسردگی برای گروه سنی نوجوان و سالمند صورت نگرفته، معتقدند بهتر است از این داروها برای درمان افسردگی استفاده نکرده و به تکنیک‌های دیگری چون شیوه‌های درمانی طب مکمل و جایگزین اشاره کرد.

باید با نور آشتی کنید

یکی از شایع‌ترین عوامل بروز افسردگی در بیماران دریافت نکردن نور کافی از خورشید است. همین مسئله یکی از دلایل

اصلی بروز و تشدید این بیماری در فصل‌های پاییز و زمستان است. برای درمان این نوع افسردگی متخصصان توصیه می‌کنند تا بیماران به‌صورت روزانه در معرض تابش نور خورشید قرار بگیرند.

در حقیقت متخصصان معتقدند، به واسطه تاثیرات نور خورشید می‌توان این نوع از افسردگی را که در اصطلاح افسردگی فصلی نامیده می‌شود، درمان کرد.

افسردگی‌های فصلی عموما با آغاز فصل پاییز در بیمار به‌وجود آمده و تا نیمه فصل بهار با بیمار همراه است.

بهترین گزینه برای درمان این نوع افسردگی در معرض نور خورشید قرار گرفتن به‌ویژه در ساعت‌های آغازین روز است. کارشناسان طب مکمل معتقدند تابش نور خورشید در درمان بیمارانی که دچار انواع دیگر افسردگی هستند نیز پرفایده است. این شیوه یکی از تأیید شده‌ترین شیوه‌های درمانی در جهان است که برای دریافت افسردگی به بیماران توصیه می‌شود.

ماساژ ضد افسردگی

دریافت ماساژ و دیگر مهارت‌های یداوی که از جمله شیوه‌های درمانی طب مکمل و جایگزین در جهان است، تاثیر زیادی در روند درمان افسردگی در کودکان و بزرگسالان دارد. براساس یافته‌های متخصصان دریافت ماساژ از سوی درمانگران می‌تواند تاثیر زیادی بر هورمون استرس کورتیزول داشته باشد.

در حقیقت ماساژ می‌تواند میزان ترشح هورمون استرس را در بدن کاهش داده و انتقال هورمون سروتونین و هورمون دوپامین که برای ایجاد آرامش و ریلکسی اعصاب لازم است را در بدن تقویت کند. این هورمون‌ها از جمله مهم‌ترین هورمون‌هایی هستند که تاثیر بسیار قدرتمندی بر درمان افسردگی در کودکان و بزرگسالان دارند.

علاوه بر ماساژ درمانی، تکنیک‌های دیگری چون ریلکسیشن، گوش سپردن به موسیقی‌های خاص و تمرینات تنفسی نیز از دیگر شیوه‌های طب مکمل و جایگزین است که برای درمان افسردگی کارایی بسیار زیادی دارد.

افسردگی

هنر هم می‌تواند دارو باشد

بسیاری از متخصصان طب جایگزین معتقدند استفاده از هنر درمانی و خلق آثار هنری در درمان انواع افسردگی مۆثر است. در شیوه هنر درمانی از انواع هنرهای بصری برای درمان افسردگی کمک گرفته می‌شود. در این شیوه افکار، اندیشه‌ها و احساسات بیمار به واسطه خلق آثار هنری و خلاقانه به درمانگر منتقل شده و متخصص برای درمان بیمار اقدامات لازم را انجام می‌دهد. در این روش متدهای مختلفی از مکتب هنر درمانی مثل نقاشی درمانی، قصه درمانی، رنگ درمانی، تئاتر درمانی و دیگر متدهای هنر درمانی مورد استفاده درمانگران قرار می‌گیرد.این شیوه‌ها با کمک تکنیک‌هایی خاص، بیمار را دعوت به خلق اثر هنری کرده و به این وسیله روند درمانی را به سرانجام می‌رسانند.

ادامه مطلب را در لینك زیر مطالعه كنید.



:: موضوعات مرتبط: , , , ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : جمعه 26 مهر 1392
حافظه، کودکی که نباید رهایش کرد

اشکان با ناراحتی رو به مادرش گفت: "آخه یادم نمی مونه، كاش با یك بار خوندن، مطلب رو می فهمیدم و فراموش نمی كردم. می دونم حافظه ام مشکل داره." و مادرش به این فکر می کرد که چه راه کاری برای قوی تر شدن حافظه وی فراهم سازد؟ کلی کتاب در این باره تهیه و کلی یادداشت برداری کرد و از خود پرسید:"چرا برخی در یادآوری اطلاعات مشکل دارن؟ چگونه می‌توان حافظه‌ رو تقویت کرد؟ چرا حافظه ما همواره یکسان عمل نمی کنه و بعضی افراد حافظه بهتری دارن؟"

شخصیت فرزندان خود را به خاطر نمره ضعیف تخریب نکنید

آری، اگر چون اشکان یقین داشته باشید که برخی افراد حافظه قوی دارند و بعضی دیگر ضعیف، سخت در اشتباه هستید. باید بدانید که همه حافظه نیرومند دارند؛ اما مشکل این است که افراد نمی‌دانند چگونه از قدرت حافظه خویش استفاده کنند؟ حافظه خوب، به جز در موارد استثنایی، هدیه خاص برای افراد خاص نیست، بلکه اکثراً محصول تلاش آگاهانه و سازمان یافته هر فرد است که از نیاز به دانستن و یادآوردن، ناشی می شود.

با کمی تمرین و مقداری آگاهی کلی از عواملی که در ایجاد یک حافظه بهتر موثرند، به نتایج مثبتی می توان دست یافت. مطالعه از شیوه های یادگیری كلامی می باشد كه در كنار شكل گفتاری قرار دارد. هر یك از این دو شیوه، مهم ترین شیوه های كسب و انتقال اطلاعات به حافظه می باشند كه حس شنوایی در شكل گفتاری و حس بینایی در شكل نوشتاری یادگیری كلامی، امر كسب اطلاعات را به عهده دارند.

دوره کردن دروس

تحقیقات نشان می دهد، بیشترین بازدهی در مطالعه بر مبنای یادداشت برداری حاصل می شود. یادداشت برداری بر اساس استخراج و چگونگی تنظیم نكات كلیدی، بازدهی زیادی به دنبال دارد. اگر ضعفی در حافظه خویش احساس می‌کنید، به علت عدم به کارگیریش بدانید؛ چون انسان قادر است حافظه و ظرفیت آن را تقویت کند.

همان طور که با ورزش کردن قوای جسمانی افزایش می‌ یابد، می توان برای دستیابی به حافظه بهتر آن را ورزش داد. اگر حافظه را ورزش دهید و تقویت کنید نیرومند می‌شود؛ اما در غیراین صورت، ناتوان می‌ گردد. حافظه چون کودکی است که هیچ گاه نباید به حال خود رهایش کرد و اگر به آن توجه نداشته باشید، ضعیف می شود. حافظه این توانایی را دارد که هر روز نیرومند‌تر از روز قبل شود و این سیر پایان و انتهایی ندارد. بنابراین با تقویت حافظه علاوه بر قوی شدن آن، میزان تمرکز و استدلال خود را هم افزایش ‌دهید.

تقویت حافظه:

برای تقویت حافظه تمرکز حواس داشته باشید. تمرکز، یعنی توجه، دقت اختصاصی و منحصر به فرد، درباره یک شی‏ء، یک هدف، یا یک موضوع.از راه‌های مفید در تقویت حافظه و ورزش دادن آن، حفظ کلمات (خواندن موثر) است.

روش اول ذخیره سازی با تکیه بر حافظه

خوب مشاهده کردن هم کمک بزرگی می کند. آیا تابه حال اندیشیده اید که چرا به سادگی نقشه ایتالیا را به خاطر می‏آورید؛ اما به دشواری می‏توانید شکل سرزمین‏های انگلیس یا فنلاند را به یاد آورید؟ جواب اینست که از کودکی آموخته اید ایتالیا شبیه یک چکمه است. یادتان باشد که از قدرت تصویر ذهنی خود بیشتر استفاده کنید! متخصصان حافظه می‏گویند: هر چه به تصویر درآید، به سادگی در خاطر سپرده می‏شود.

شنیدن نیز موثرمی باشد، وقتی پای صحبت های افراد مطلع می نشینید کلماتی را که به کار می‌برند بر شما ملموس خواهد بود و توانایی درک مطالب گفته شده را پیدا می‌کنید. هرقدر با لغات و واژگان ادبی بیشتری آشنا شوید، قدرت و توانایی نوشتاری بالاتری پیدا می‌کنید. آن گاه قادر به درک مقالات، متون ادبی، نوشته‌های ارزشمند هستید و مطالعات شما صرف خواندن متون ساده و ابتدایی نخواهد بود (خواندن مۆثر یعنی تلاش برای تبدیل واژه‌ها به اندیشه‌ها و افکار). حتی می توانید دفتر یادداشتی تهیه کنید و از مطالبی که معمولاً فراموش می‏کنید، فهرست برداری نمایید.

سۆال کنید؛ با سۆال کردن، شروع به فکر کردن می‏کنید.

همچنان که پیامبر( ص) دراین باره می فرمایند:

دانش گنجینه‏هایى دارد و كـلـیدهاى آن پرسش است؛ پس ، خدایتان رحمت كند، بپرسید ، كه با این كار چهار نفر اجر مى‏یابند: پرسشگر ، پاسخگو ، شنونده و دوستدار آنان .(تحف العقول : 41 منتخب میزان الحكمة : 260)

امام صادق(ع) نیزمی فرماید: حكایت و بدبختى مردم براى اینست كه نمى‏پرسند. (كافى، ج‏1، ص‏40)

بنابراین مطالبی را که ممکن است فراموش کنید، به صورت سۆال در آورید و در طول روز چندین بار آن سۆال را خود بپرسید. مسائل، با ایجاد سۆال در ذهن شما حک می‏شوند و تصویر سۆال، نا خود آگاه با تصویر پاسخ آن، حالت تداعی پیدا می‏کنند. احتمالاً سۆالاتی هستند که با این روش به آسانی پاسخ آن ها را به خاطر نمی‏آورید و باید توجه خاصی به خرج دهید.از دیگران بخواهید که سۆالاتی را که احتمالاً پاسخ آن ها را فراموش می‏کنید، از شما بپرسند. با تکرار این تمرین، شما بر نقاط ضعف حافظه خود تسلط پیدا می‏کنید و فرا می‏گیرید که همیشه آماده پاسخ به هر سۆالی باشید. در نتیجه ذهنتا ن مطلب مورد نظر را به صورت آماده باش نگه می‏دارد تا آرام آرام آن مطلب به دانسته‏های دائم شما اضافه گردد.

مطالب را با هدف یافتن پاسخ‏های معین برای پرسش‏های معین بخوانید و تداعی معانی آگاهانه داشته باشید.تداعی معانی کاملا در کنترل اراده و خواست شماست، همان نیروی اتصالی که حافظه را بیدار و تربیت می‏کند؛ پس ارتباط میان معانی برقرار نمایید. فرض کنید می‏خواهید معنای کلمه New را به خاطر بسپارید؛ در ذهن خود با تکرار کلمه «نیو»، به یاد کلمه نو می‏افتید. نو و تازه، معنای کاملاً نزدیک به جدید، یعنی کلمهNew دارد. سپس شما با نام نیو به یاد نو ودر نتیجه به یاد جدید و تازه می‏افتید.

مصرف مواد قندی را كاهش دهید چرا که مصرف زیاد مواد قندی باعث بروز علائم عصبی و رنج آور، ضعف حافظه و سایر اختلالات عصبی می شود. تغذیه مناسب داشته باشید، از گندم سبوس دار استفاده نمایید و شب‌ها غذای سبك بخورید. غذا و سبزیجات غنی از ویتامین ب كمپلكس رامصرف كنید؛ این ویتامین تقویت كننده حافظه است.برای همین به نظر می رسد که کندر می تواند دارای تاثیری مثبت بر روند تکامل مغز و احتمالا شکل گیری مناسب درخت های دندریتی، اکسون ها و برقراری ارتباطات صحیح بین آنها شود.

خواب کودک

خوب بخوابید؛ کودکانی که دارای خواب منظم هستند در یادگیری زبان، خواندن و حل مسائل ریاضی نسبت به کودکانی که در ساعات متفاوتی به رخت خواب می‌روند موفق‌تر هستند. دانشمندان مرکز SRI International ( موسسه تحقیقات آمریکایی در کالیفرنیا) متوجه شدند، هر چه فرد زودتر به رخت‌خواب برود به همان میزان در مدرسه موفق‌تر خواهد بود.

-ذهن خود را ورزش دهید؛ شطرنج، جدول، پازل و دیگر بازی‌های فکری، همگی برای مغز همچون ورزش هستند. استرس رااز خوددور نمایید؛ خنده نیزبرای مغز شما خوب است پس زمانی را نیزبه تفریح با دوستان اختصاص دهید.

تقویت حافظه دانش آموزان در آموزه‏های اسلامی:

  • پرخوری قوای عقلی را ضعیف می‏کند و کم خوری یکی از راه‏های زیاد شدن حافظه است. همچنان که زیاد از حد آب خوردن و بدون احساس نیاز آب نوشیدن، موجب کندی ذهن می‏شود.
  • مسواک زدن منظم، حافظه را زیاد می‏نماید و بی توجهی نسبت به بهداشت دهان و دندان، موجب بروز حالات و امراضی می‏گردد که سبب فراموشی و کند ذهنی می شود.
  • شست‏وشوی بینی یا استنشاق آب، یکی از راه‏های تقویت و گشایش حافظه می باشد. بدیهی است که اصلاح وضعیت تنفسی و رسیدن اکسیژن کافی به مغز، قدرت قوای ذهنی را افزایش می‏دهد.
  • حجامت در محل متعارف آن یعنی میان دو کتف، یکی از عوامل افزایش حافظه است و علاوه برآن، بر عقل نیز می‏افزاید. جالب است که میان افزایش تحرک و قدرت جابه جایی اجزای خون که با حجامت حاصل می‏گردد با خون رسانی صحیح و آسان به کوچکترین عروق مغزی، رابطه نزدیکی وجود دارد.
  • خواب کوتاه قبل از نهار (قیلوله) از عوامل تقویت حافظه و ترک آن از عوامل فراموشی است.
  • مویز، کندر، سیب، انار، به، سرکه، بادام و پسته، پیاز و سیر، شیر گوسفند و فلفل سیاه برای تقویت حافظه، مفید هستند.

امیدواریم با رعایت تمام این نکات، که منجر به انجام فعالیت های ذهنی و به کارگیری حافظه خواهد شد؛ کودک حافظه خویش را به درستی پرورش دهید.



:: موضوعات مرتبط: , , ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : جمعه 26 مهر 1392
هشت راه برای تقویت حافظه

حافظه

1- مکالمه و حرف زدن

هنگامی که شما با یک نفر مشغول صحبت کردن هستید، احساس رضایت مندی می کنید. تحقیقاتی در دانشگاه میشیگان راجع به انواع مختلف ارتباطات کلامی و اثر آن ها بر روی مغز انجام گرفته است. این تحقیقات نشان داده که صحبت های منفی هیچ فایده ای ندارند. در حالی که اگر مکالمه ای مفید صورت گیرد، افراد مکالمه کننده عملکرد اجرایی و ادراکی خوبی را به دست می آورند و این عملکردها همان حافظه می باشد.

تحقیقات دیگری بر روی مکالمات سودمند و معنی دار انجام شد و محققان به این نتیجه رسیدند که فرد مکالمه کننده بیشتر سعی می کند که فکر طرف مقابل را بفهمد و حتی صحبت های بعدی را حدس بزند که این کار باعث تحریک منطقه ای در مغز می گردد که وابسته به حافظه است.

2- نداشتن استرس

آیا تا به حال برای شما اتفاق افتاده است که به آشپزخانه بروید و از خودتان بپرسید که چرا من اینجا هستم و چه کاری می خواستم انجام دهم؟ این یکی از مشکلات رایج حافظه می باشد که از استرس منشأ می گیرد.

هنگامی که شما استرس دارید، هورمون کورتیزول در مغز افزایش می یابد و حافظه کوتاه مدت را از بین می برد.پس بهتر است به مغزتان آموزش دهید که در صورت مواجهه با استرس و عصبانیت، بهتر عمل کند. مدیتیشن و تنفس عمیق باعث دوری از استرس و آرامش فرد می گردد.

اضطرابی که فروکش می کند!

3- یادگیری یک زبان دیگر

محققان به این نتیجه رسیده اند که یادگیری یک زبان جدید بر روی قدرت حافظه اثر فوق العاده زیادی دارد. تحقیقات نشان داه است افرادی که با بیشتر از دو زبان صحبت می کنند (مثلا فارسی و ترکی)، کمتر قدرت حافظه خود را در طول زندگی از دست می دهند.

در ضمن هر چه قدر تعداد زبان هایی که فرد می تواند با آنها صحبت کند بیشتر باشد، کاهش حافظه کمتر است؛ برای مثال، فردی که به 4 زبان و بیشتر می تواند صحبت کند، نسبت به فردی که به 2 زبان صحبت می کند، پنج بار کمتر دچار مشکلات حافظه می گردد. و یا فردی که به 3 زبان حرف می زند، نسبت به فردی که به 2 زبان حرف می زند، سه بار کمتر دچار مشکلات فهمی می گردد.

پس از همین امروز تصمیم بگیرید یک زبان دیگر را هم بیاموزید تا حافظه تان قوی تر گردد.

4- نوشیدن آب چغندر

آب چغندر حافظه را تقویت می کند. آب چغندر دارای نیترات می باشد که در بدن تبدیل به نیتریت می شود و باعث تسریع در جریان خون و اکسیژن رسانی بیشتر می شود.

تحقیقات نشان داده است که دیوانگان و افرادی که قدرت فهم کمی دارند، فاقد اکسیژن در منطقه خاصی از مغز می باشند. نیترات می داند که کدام قسمت از بدن نیاز به جریان خون بیشتر و اکسیژن بالاتری دارد. پس این نظریه ثابت شد که غذاهای غنی از نیترات مانند: چغندر، کلم، کرفس و اسفناج می توانند قدرت فهم را افزایش دهند و باعث تقویت مغز و فکر گردند.

باور وزیربهداشت و نگرانی دستجردی

5- رژیم غذایی مدیترانه ای

رژیم غذایی مدیترانه ای سرعت کاهش فهم و حافظه را در افراد بزرگسال کم می کند.

به طور کلی، افرادی که بیشتر از سبزیجات تازه، حبوبات، روغن زیتون و ماهی استفاده می کنند، کمتر دچار کاهش فهم می شوند.

6- وقفه تنفسی در خواب (آپنه خواب)

آپنه خواب باعث بیدار شدن فرد در نصف شب می گردد. اگر این مشکل را درمان نکنید، باعث خواب آلودگی و فراموشی می گردد. افراد مبتلا به آپنه از اکسیژن کافی محروم هستند که این امر، بر روی قشر خاکستری مغز (بافت عصبی مغز) اثر منفی می گذارد. بیشترین اثرات منفی نیز در قسمت حافظه می باشد.

اختلال ضربان قلب

7- بیماری قلبی

اگر شما دارای کلسترول بالا و فشار خون بالا باشید، علاوه بر احتمال بروز بیماری های قلبی در شما، مغزتان نیز در معرض خطر قرار دارد.

10 تحقیق در انجمن اعصاب شناسی در امریکا انجام شد و نشان داد افرادی که در معرض خطر بیماری قلبی وجود دارند، دارای نقصان عملکردهای ادراکی هستند و برعکس.

8- ورزش مغز

مغز نیز همانند عضلات، نیاز به ورزش دارد. اگر آرنج دست چپ تان به مدت 6 ماه بی تحرک باشد، برای آن چه کار می کنید؟ مغز نیز همانند آن است.

بهترین راه برای تقویت حافظه، استفاده روزانه از آن است؛ برای مثال اگر برای شما حفظ کردن شماره های تلفن سخت است، برای حفظ کردن آنها وقت بگذارید. بعد از چند وقت می بینید که تمام شماره های تلفن را حفظ هستید.




:: موضوعات مرتبط: , ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : جمعه 26 مهر 1392
کنکوری ها بدانند

دوست عزیز سلام!خنده

مطالعه برای کنکور و در پی آن انتخاب رشته و مشاوره، از مهم ترین مشغولیات ذهنی اغلب نوجوانان است.

سایت تبیان و به طبع آن مرکز یادگیری، نیز در راستای اهداف و رسالت خود همواره سعی نموده تا شما عزیزان را در این مهم یاری نماید.

انتخاب رشته؛ ترسیم آینده

.

در ادامه برخی از سوالات رایج که برای کنکوری ها مطرح است به همراه پاسخ آن ها ارائه می گردد. که امیدواریم راه گشای شما عزیزان گردد.

سوالات مطرح شده:

  1. 1- می خواستم بپرسم کسی که بومی استانو قطب دیگریست می تواند جای دیگری شرکت کند؟
  2. 2- من امسال از رتبه کنکورم راضی نیستم و می خوام سال دیگه دوباره کنکور بدم. متولد 18/12/71 هم هستم. آیا سرباز هستم سال دیگه؟ برای اینکه دوباره بتونم کنکور بدم و به سربازی نرم، چه پیشنهادی دارید؟
  3. تحصیل
    3- من امسال کلاس دوم دبیرستان بودم. آیا از هم اکنون باید برای کنکور درس بخوانم؟ لطفا راهنمایی کنید.
  4. 4- لطفا در مورد دانشگاه های مالک اشتر و نیروی انتظامی و مزایای آن ها از جمله استخدام، راهنمایی نمایید. در ضمن آیا دانشکاه مالک اشتر بورسیه می کند و یا هزینه دارد؟ در مورد ادامه تحصیل در مقاطغ بالاتر در هر دو دانشگاه نیز راهنمایی فرمایید.
  5. 5-اگر کسی دانشجوی دوره شبانه باشد می تواند بدون اینکه از دانشگاه انصراف دهد در کنکور سال بعد شرکت کند؟ امکان تعویض رشته یا گرایش های یک رشته در دانشگاه های روزانه و شبانه وجود دارد؟
  6. 6-من سال سوم رشته ی انسانی و معارف هستم درحال حاضر دو رشته را با هم می خوانم . سال اول برای انتخاب رشته خیلی به من اصرار شد تا رشته ریاضی را انتخاب کنم ولی من با توجه به اهداف بلند مدتم وارد انسانی و معارف شدم . در درس های مفهومی مشکلی ندارم و درس های ریاضی و عربی حتی درس جامعه شناسی ام خوب است ولی حافظه بلند مدت من به شدت ضعیف است و نمی توانم مطالب حفظ کردنی را به مدت طولانی نگه دارم همچنین حجم زیاد دروس به من اجازه نمی دهند که دوره زیادی داشته باشم . با معدلم تاکنون مشکلی نداشته ام ولی نگران کنکور هستم چون خیلی زود همه چیز را فراموش می کنم .
  7. 7- آیا مدرک پودمانی دانشگاه جامع علمی و کاربردی در استخدام اعتبار دارد. و آیا با این مدارک می توان در آزمون کارشناسی ارشد شرکت کرد؟

پاسخ 1:

می توانید رشته ای را از ناحیه و قطب دیگر انتخاب کنید اما احتمال قبولی شما تا حدی کمتر خواهد بود.

پاسخ2:

چون متولد نیمه دوم سال 71 هستید می توانید با اخذ برگ اعزام به خدمت بدون مهر غیبت که تاریخ اعزام ان نیمه دوم سال 91 خواهد بود در کنکور سراسری شرکت کنید ضمنا به تبصره زیر که در دفترچه راهنمای خدمت وظیفه آورده شده است توجه نمایید:

تبصره 1 : اعزام مشمولان دیپلمه ( فنی و حرفه ای و کار و دانش ) و فارغ التحصیل پیش دانشگاهی متولد نیمه دوم سال که می بایستی در نیمه دوم سال اعزام، جهت انجام خدمت دوره ضرورت اعزام شوند می توانند با ارسال مدارک از طریق مراکز پلیس +10 تا قبل از زمان برگزاری آزمون ورودی دانشگاه ها، اعزام خود را تا زمان اعلام نتایج آزمون ورودی دانشگاهها و موسسات آموزش عالی سال بعد اعزام (18 مهر ماه) به تعویق اندازند.

موفق باشید

پاسخ 3:

تحصیل

قطعا باید از امسال شروع کنید یعنی باید در سال سوم نهایت تلاش خود را انجام دهید تا نمرات بالایی کسب کرده و با توجه به تاثیر 40 تا 50 درصدی نمرات در کنکور شرایط خوبی کسب کنید.

دوست عزیز به نکات زیر هم توجه کنید:

1- اگر تاکنون برای مطالعه دروس برنامه ریزی نمی کرده اید از همین سال تحصیلی به برنامه ریزی عادت کنید

2- در تابستان امسال سعی کنید زمان خود را به دو قسمت تقسیم کنید:

الف) دروس سال دوم را مرور کنید و حتی المقدور یادداشت برداری لازم را از محتوای کتب داشته باشید.

ب) برخی از کتاب های سال سوم را تهیه کرده و سعی کنید آن ها را مطالعه کنید این کار باعث می شود ذهن شما برای ورود به سال تحصیلی جدید آماده شود.

3- چون نمرات سال آینده (سال سوم) در کنکور شما بسیار تاثیر گذار می باشد پس سعی کنید سال تحصیلی آینده را خوب شروع کرده و خوب به پایان برسانید.

4- اگر می توانید از همین امسال و از همین تابستان در کنکورهای آزمایشی شرکت کنید.

پاسخ4 :

امتیازات دانشگاه نیروی انتظامی:

1- دانشجویان از بدو ورود به استخدام رسمی درخواهند آمد

2- دانشجویان ضمن دریافت كمك هزینه تحصیلی از امكانات رفاهی، خوابگاه و بیمه خدمات درمانی

بهره مند خواهند شد .

3- فارغ التحصیلان در طول خدمت برابر مقررات بنیاد تعاون از وام خرید مسكن و سایر امتیازات متعلقه برخوردار خواهند شد.

4- فارغ التحصیلان مقطع كاردانی و كارشناسی ضمن دریافت مدرك تحصیلی مورد تایید وزارت علوم، تحقیقات و فناوری به ترتیب به درجات ستوان سومی و ستوان دومی نائل آمده و ترفیعات بعدی آنان برابر قوانین و مقررات ناجا خواهد بود.

5- ادامه تحصیل كاركنان برای مقاطع بالاتر در رشته های تحصیلی مصوب و در صورت نیاز ناجا بلامانع خواهد بود.

دانشگاه مالک اشتر استخدام قطعی ندارد ولی در شرایط این دانشگاه آمده است که : براساس برنامه تامین نیروی انسانی وزارت دفاع دربرنامه پنجم توسعه آندسته از دانشجویانی كه صلاحیت های علمی،اخلاقی و عمومی لازم را برابر دستورالعملهای وزارت دفاع تا پایان تحصیلات خویش دارا باشند در سال چهارم تحصیل برگزیده وجذب سازمان های تابعه وزارت دفاع می شوند.

تست زدن

پاسخ 5:

بله می توانید بدون انصراف در آزمون سراسری شرکت کنید و در صورت قبولی در رشته مورد نظر از رشته فعلی انصراف دهید.

بله طبق شرایطی امکان تغییر رشته وجود دارد که بایستی از دانشگاه بپرسید.

پاسخ 6:

اگر می خواهید چیزی را درست بیاموزید و فراموش نكنید:

1 - موقع مطالعه تمركز داشته باشید.

2-تمرین و تكرار پس از مطالعه را فراموش نكنید.

3-مطالب خوانده شده راحتما مرور كنید.

4-به محتوی ذهن خود با خواندن مطالب مشابه پشت سر هم نظم بدهید.

5- از علائم ونشانه ها برای یاد آوری مطالب استفاده كنید.

6 - استفاده از قلم وكاغذ هنگام مطالعه جهت تمركزحواس را فراموش نكنید.

7- مرور بایستی در زمان مناسب خود انجام شود و چنانچه فاصله زمانی مطالعه تا مرور زیاد باشد بازده یادگیری بسیار پایین خواهد آمد. بهتر است به آدرس زیر مراجعه کنید تا با این موضوع بهتر آشنا شوید:

پاسخ 7:

بله در صورت شرکت در آزمون جامع و اخذ مدرک کارشناسی می توانید در آزمون ارشد شرکت کنید. از نظر استحدامی نیز معتبر می باشد.



:: موضوعات مرتبط: , ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : پنج شنبه 25 مهر 1392
ترامادول؛ مسکنی اعتیادآور

ترامادول مسکنی بسیار قوی است که معمولا برای سرکوب دردهای مزمن و شدید استفاده می شود. افرادی که از دردهای مزمن رنج می برند، ممکن است مدت ها به مصرف دوزهای مداومی از ترامادول توصیه شوند که به آنها کمک می کند این درد مزمن و آزار دهنده را از خود دور کنند.


ترامادول

ترامادول یک داروی نارکوتیک است. این بدین معناست که خیلی افراد با مصرف طولانی مدت آن ممکن است در معرض خطر اعتیاد به آن قرار بگیرند.

این اعتیاد با احساس نیاز اجباری به مصرف مداوم و مکرر قرص شناخته می شود. احساسی که به فرد دستور می دهد به مرور مصرف قرص را افزایش دهد، به طوری که فرد بدون مصرف ترامادول هیچ کاری نمی تواند انجام دهد.

فراموش نکنید که خطر مصرف مواد مخدر هم در افراد وابسته به مصرف ترامادول به شدت افزایش می یابد، چراکه فرد به مرور نیاز بیشتری به مصرف قرص در خود می بیند و گاهی برای تامین این نیاز از مخدرهای قویتر و البته غیر قانونی کمک می گیرد.

تاثیرات کوتاه مدت ترامادول

ترامادول با مهار ارسال پیام درد از اندام ها به مغز، تاثیر خود را به عنوان داروی مسکن بر بدن می گذارد. از این رو بیماران به مرور مصرف آن را خودسرانه افزایش می دهند، با این هدف که به آرامش بیشتری برسند.

این افزایش مصرف کوتاه مدت ترامادول، تاثیرات زیر را بر بدن فرد می گذارد:

- احساس شادی: ترامادول تاثیری مشابه داروهای ضد افسردگی بر بدن دارد. بدین معنی که با افزایش سطح سروتونین در مغز، باعث احساس شادی و انرژی بیشتر می گردد.

- کاهش استرس و اضطراب: ترامادول به دلیل تاثیر بر عملکرد مغز، باعث احساس آرامش کاذب در فرد می گردد. از این رو امروزه به دارویی تبدیل شده که متاسفانه نوجوانان و جوانان در هنگام رویارویی با مشکلات و شکست ها، آن را تنها راه برای کسب آرامش می دانند.

- از بین رفتن درد: همانطور که گفتیم ترامادول یک مسکن قوی است. بدین صورت که با مهار کردن ارسال پیام درد به مغز باعث سرکوب احساس درد می گردد. این تاثیر می تواند از آن جهت خطرناک باشد که فرد در این شرایط هیچ دردی را حتی در زمان جراحت احساس نمی کند و نمی تواند در این شرایط از خود محافظت کند.

این علائم و نشانه ها بدون شک برای بسیاری از افراد و مخصوصا جوانان مطلوب است و آنها را به مصرف هرچه بیشتر قرص و در نتیجه اعتیاد به آن وامی دارد. مخصوصا اگر فرد دچار افسردگی و یا اضطراب باشد.

بسیاری از افراد معتاد به ترامادول، در خیابان ها دنبال آن نمی گردند. در واقع بیشتر افراد شروع مصرف خود را با تجویز پزشک گزارش کرده اند، در حالی که خودسرانه مقدار مصرف را افزایش داده و بنابر دستور پزشک، مصرفشان را توقف نکرده اند

عوارض

گذشته از تمام اثرات ترامادول که آن را برای بیمار دارویی مطلوب و آرامش دهنده می کند، مصرف ترامادول بیش از یک مدت کوتاه درمانی، عوارض سوء زیادی نیز بر بدن بر جای می گذارد.

افرادی که سابقه حملات عصبی مانند صرع و تشنج دارند نباید از ترامادول استفاده کنند، چراکه مصرف این دارو می تواند باعث حمله عصبی مجدد گردد.

ترامادول همچنین باعث بی ثباتی، عدم تعادل، سرگیجه و احساس بی خیالی در افراد می شود.

اثرات بلند مدت مصرف ترامادول

به دلیل عوارض نامطلوب، این دارو معمولا برای درمان و مصرف طولانی مدت توصیه نمی شود. اثرات سوء مصرف درازمدت ترامادول بسیار متنوع و شدیدند که از میان آنها به برخی موارد اشاره می کنیم:

تحمل و عادت کردن به دارو: از آنجایی که ترامادول با تاثیر بر مغز و عملکرد عصبی تاثیرات خود را می گذارد، خطر عادت کردن و تحمل بدن نسبت به این دارو بسیار بالا است. در واقع وقتی بدن به حضور ترامادول عادت می کند، برای رسیدن به تاثیرات اولیه سرکوب درد و سایر تاثیرات مطلوب آن، فرد نیاز دارد مقدار داروی مصرفی را بالا و بالاتر ببرد.

وابستگی: همراه با تحمل دارو، خیلی از افراد در اثر مصرف بلندمدت ترامادول به آن عادت کرده و در واقع به آن وابسته می شوند. در این زمان است که از تاثیرات درمانی دارو خبری نیست و در حقیقت بدن فرد ترامادول را به عنوان ماده ضروری و اصلی برای عملکرد طبیعی بدن می شناسد. در این هنگام، توقف مصرف و یا حتی کاهش مقدار مصرف دارو، فرد را به شدت ضعیف و بیمار می کند.

همه این عوارض است که منجر به اعتیاد به ترامادول می شود. بسیاری از افراد معتاد به این دارو در خیابان ها دنبال آن نمی گردند. در واقع بیشتر افراد شروع مصرف خود را با تجویز پزشک گزارش کرده اند، در حالی که خودسرانه مقدار مصرف را افزایش داده و بنابر دستور پزشک، مصرفشان را توقف نکرده اند. این افراد پس از دوره درمان، به دنبال راه های غیر قانونی برای پیدا کردن ترامادول هستند.

اگر این اتفاق برای شما یا کسی از نزدیکانتان افتاده است، خجالت نکشید. بر اساس تخمین های بین المللی تقریبا 20 درصد افراد، دوره ای از زندگی خود را رفتارهای مخاطره آمیز در مصرف داروها را داشته اند. مهم این است که هرچه سریع تر و با بهترین راه از این دام رهایی یابیم.

درمان سوء مصرف ترامادول

اگر شما تصمیم خود را گرفته اید که از مصرف این داور، عوارض سوء آن و البته هزینه های بالایی که در این راه صرف کرده اید رهایی یابید، باید حتما با پزشک مشورت کنید.

پزشکان در این شرایط بسته به شرایط شما و نیز اینکه چه مقدار از دارو را برای چه مدت مصرف کرده اید، بهترین راه درمانی را برای شما انتخاب می کنند.

در این روش، پزشک داروهای دیگری را جایگزین داروهای کنونی شما کرده و به مرور مقدار ترامادول مصرفی را کم می کنند تا در نهایت مصرف آن به کلی کنار گذاشته شود.

در این شرایط فرد کمترین عوارض را از کنار گذاشتن ترامادول تجربه می کند.

روش دیگری به نام سم زدایی سریع وجود دارد که با خارج کردن دارو از بدن، فرد را از شر اعتیاد به ترامادول و سوء مصرف داروهای دیگر رها می کند.

با این حال این بیماران نیز نیاز دارند که مورد بررسی و پیگیری قرار گیرند و پزشک برنامه های درمانی خاصی و نیز داروهای مناسبی را برای آنها در نظر می گیرد.

منبع : تبیان



:: موضوعات مرتبط: , ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : پنج شنبه 25 مهر 1392
به جای عصبانیت، خوش اخلاق باش!

شکی نیست که قدرت اراده و عزم، و هنر زندگی و نیکو زیستن را باید نخست در برقراری رابطه صمیمی با اعضای خانواده جستجو کرد.


پیدا کردن یک همسر خوش‌اخلاق

برای رسیدن به این هدف امور زیر را رعایت کنید:

حرف‌هایی برای گفتن در خانواده

برای هر روز، حرف‌هایی برای گفتن در خانواده تهیه کنید. این حرف‌ها می‌تواند لطیفه و شوخی یا از خبرهای جالب روزنامه‌ها، مجلات، صدا و سیما، یا از اقوام و خویشان باشد. برای این کار، یك راه حل این است كه دفترچه یادداشتی همیشه همراه شما باشد.

توقعات خود را کاهش دهید

توقعات خود را از اطرافیان کاهش دهید و سعی کنید به دیگران، به خصوص خانواده کمک دهید، تا کمک بگیرید.

از بدبینی بپرهیزید

اعضای خانواده را دلسوز و یار و یاور ایام خوشی‌ها و ناخوشی‌های خود بدانید و از بدبینی نسبت به دیگران، به شدت بپرهیزید.

گرسنه نمانید

هر وقت گرسنه شدید، چیزی بخورید. هیچ وقت با حالت گرسنگی یا تشنگی وارد خانه نشوید، ولی سعی کنید تا جایی که ممکن است نهار و شام و صبحانه را در جمع اعضای خانواده بخورید و کنار هم بنشینید تا صمیمیت بیشتر گردد.

بیش از حد توان، کار نكنید

فعالیت‌های فکری یا بدنی شما متناسب با میزان توانتان باشد. کار بیش از حد توان، بر اعصاب و روان تأثیر منفی می‌گذارد.

کم خونی

اگر در ایام عادت ماهانه، عصبانیت شما زیادتر است، بدانید که کم خونی دارید، حتماً به پزشک مراجعه کنید و از قرص‌های آهن ساز و غذاهای مانند عدسی و اسفناج استفاده کنید.

با سلام و خنده وارد خانه شوید

در شیوه رفتار خود با خانواده، تغییرات محسوسی ایجاد کنید تا نگاه و ذهنیت اطرافیان نسبت به شما تغییر یابد، مثلاً با سلام و خنده و چهره‌ای شاد و گاهی هم با هدیه، وارد خانه شوید. بررسی کنید چه کارهایی و چه نوع اخلاق و رفتاری مورد پسند اعضای خانواده ‌است و شما همان کار را انجام دهید.

از مشاجره دور شوید

خود را از صحنه مشاجره دور کنید و از ابراز نظر خود، جز در موارد ضروری پرهیز کنید.

کتاب بخوانید

با مطالعه برخی کتاب‌های روان‌شناسی جوان و نوجوان و آیین معاشرت و برقراری ارتباط با دیگران، بینش و نگرش فردی و اجتماعی خویش را تغییر دهید.



:: موضوعات مرتبط: , , , , ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : پنج شنبه 25 مهر 1392
رمزمه‌های ظهور

اگر چه گسترش شور و شوق عمومی برای ظهور حضرت حجت (عج) پدیده‌ی مبارکی است، اما اگر این پدیده به تعیین زمان برای ظهور و امیدوار ساختن مردم به ظهور حضرت حجت (عج) در زمانی معین منجر گردد، جای تأمل بسیار دارد؛ زیرا بر اساس روایات نقل شده از اهل بیت (ع)، هیچ کس جز خدای تبارک و تعالی، از زمان دقیق ظهور آگاهی ندارد.


شیعه یعنى انتظار

برخی حوادث و رویدادهایی که در سال‌های گذشته در جهان رخ داده، به ویژه انتشار اخباری در زمینه‌ی انتظار مسیحیان برای بازگشت حضرت مسیح (ع)، در آغاز هزاره سوم میلادی، شور و شوق ظهور مصلح آخرالزمان، حضرت بقیه الله الاعظم، ارواحنا فداه، را در جامعه ما دامن زده و این زمزمه را در میان بسیاری از مشتاقان و منتظران قدوم آن حضرت پدید آورده که آیا ظهور نزدیک نیست؟! آیا نباید در آینده‌ی نزدیک، در انتظار وقوع واقعه‌ی خوش ظهور بود؟! و...

حتی عده‌ای در این میان، به پیش بینی زمان ظهور پرداخته و مردم را به آمادگی برای استقبال از قدوم حضرت مهدی (عج) در آینده‌ای بسیار نزدیک فرا خوانده‌اند!

اگر چه گسترش شور و شوق عمومی برای ظهور حضرت حجت (عج) پدیده‌ی مبارکی است و جای این دارد که علاقه‌مندان آن حضرت، اشتیاق ظهور را بیش از پیش در جامعه ما گسترش دهند و مردم را برای ظهور آماده سازند؛ اما اگر این پدیده به تعیین زمان برای ظهور و امیدوار ساختن مردم به ظهور حضرت حجت (عج) در زمانی معین منجر گردد، جای تأمل بسیار دارد؛ زیرا بر اساس روایات نقل شده از اهل بیت (ع) هیچ کس جز خدای تبارک و تعالی، از زمان دقیق ظهور آگاهی ندارد و لذا تعیین وقت برای ظهور (توقیت) جایز نیست و هیچ کس حق ندارد که بر اساس برداشت‌های شخصی خود، به پیش بینی زمان رخداد عظیم ظهور بپردازد.

برای روشن شدن بیشتر موضوع یاد شده در این مقاله، در ضمن چند عنوان، به بررسی جوانب مختلف موضوع تعیین زمان برای ظهور می‌پردازیم.

1. انتظار، رمز پایداری و پویایی شیعیان

انتظار منجی، از سویی عاملی برای پایداری و شکیبایی در برابر سختی‌ها و مشکلات عصر غیبت و از سویی دیگر، عاملی برای پویایی و تحرک شیعیان و آماده باش همیشگی آنان است. بر اساس تعالیم ائمه معصومین (ع)، منتظر باید هر لحظه آماده‌ی ظهور باشد و زندگی خود را چنان سامان دهد که هر زمان اراده خدا به ظهور تعلق گرفت، بتواند با سربلندی در پیشگاه حجت خدا ظاهر شود.

به عبارت دیگر، انتظار ظهور حجت در آینده‌ای نامشخص، هم بیم‌دهنده و هم نویدبخش است. بیم‌دهنده است؛ زیرا منتظر با خود می‌گوید شاید همین سال، همین ماه و یا همین روز، ظهور رخ دهد، پس باید آماده‌ی حضور در پیشگاه حجت خدا و ارائه اعمال خود به آن حضرت باشم؛ و امیدبخش است؛ چرا که منتظر می‌اندیشد شاید در آینده‌ای نزدیک ظهور رخ دهد و سختی‌ها و مشکلات او به پایان برسد و لذا باید پایداری و مقاومت ورزید و تسلیم جریان‌هایی نشد که در پی غارت سرمایه‌های ایمانی و اعتقادی‌اند.

با توجه به مطالب یاد شده، می‌توان گفت که تعیین زمان برای ظهور، برخلاف مفهوم و فلسفه‌ی انتظار است و چه بسا منتظر را به سستی و یا ناامیدی بکشد؛ زیرا وقتی گفته شود که تا فلان زمان مشخص، هر چند آینده‌ای نه چندان دور، ظهور به وقوع نخواهد پیوست، ما به طور طبیعی دچار سکون و رکود می‌شویم و به این بهانه که هنوز تا ظهور فاصله داریم؛ از به دست آوردن آمادگی لازم برای ظهور خودداری می‌کنیم.

از سویی دیگر، اگر ظهور به هر دلیل در زمانی که به ما وعده داده شده، رخ ندهد، ما دچار ناامیدی و یأس می‌شویم و چه بسا که در اصل اعتقاد به ظهور منجی آخرالزمان نیز دچار تردید شویم. این نکته‌ای است که در روایات نیز مورد توجه قرار گرفته است.

به پیامبر (ص) عرض شد: ای رسول خدا، آن قائم که از نسل شماست چه وقت ظهور می‌کند؟ آن حضرت فرمود: ظهور او مانند قیامت است. تنها خداوند است که چون زمانش فرا رسد آشکارش می‌سازد. فرا رسیدن آن بر آسمانیان و زمینیان پوشیده است. جز به ناگهان بر شما نیاید.

از جمله در روایتی که فضیل بن یسار از امام محمد باقر (ع)، نقل کرده، آن حضرت در پاسخ این پرسش که «آیا برای این امر (برخاستن قائم (عج))، وقت (مشخص) وجود دارد، فرمود:

کذب الوقّاتون، کذب الوقّاتون. کذب الوقّاتون، انّ موسی، (ع)، لمّا خرج وافداً الی ربّه واعدهم ثلاثین یوماً، فلمّا زاده الله علی الثلاثین عشراً قال قومه: قد أخلفنا موسی فصنعوا ما صنعوا... (2).

کسانی که برای این امر وقت تعیین می‌کنند، دروغ می‌گویند (آن حضرت سه مرتبه این سخن را تکرار کرد و آنگاه فرمود: زمانی که موسی (ع) قومش را برای رفتن به قراری که با پروردگارش داشت، ترک کرد، به آن‌ها وعده داد که تا سی روز دیگر بر می‌گردد، اما زمانی که خداوند ده روز دیگر بر آن سی روز افزود، قومش گفتند: موسی خلاف وعده کرد پس آن کردند که کردند...

داستان ارتداد قوم یهود و گوساله پرست شدن آن‌ها در پی تأخیر ده روزه‌ی حضرت موسی در تاریخ، مشهور است و این هشداری است به همه کسانی که در پی تعیین وقت برای ظهورند.

آتچه در روایت امام باقر (ع) در مورد فلسفه‌ی تعیین نشدن وقت ظهور آمده بود، به بیانی دیگر در روایتی که از امام موسی کاظم (ع) نقل شده، آمده است. آن حضرت در این زمینه می‌فرماید:

فلو قیل لنا: انّ هذا الامر لا یکون الی مائتی سنه او ثلاث مأئه سنه لقست القلوب ولرجع عامّه الناس عن الاسلام، و لکن قالوا: ماأسرعه و ماأقربه تألفاً لقلوب الناس و تقریباً للفرج. (3)

اگر به ما گفته شود: این امر [ظهور قائم] تا دویست سال و یا سیصد سال دیگر واقع نمی‌شود؛ دل‌ها سخت می‌شد و بیشتر مردم از اسلام برمی‌گشتند. اما گفته‌اند: این امر چه با شتاب پیش می‌آید و چه نزدیک است! تا دل‌های مردم الفت گیرد و فرج، نزدیک احساس می‌شود.

بنابراین، همه‌ی نویسندگان و گویندگانی که به عشق امام عصر (ع) قلم می‌زنند و سخن می‌رانند، باید تلاش خود را متوجه اصل قضیه انتظار فرج، منتظر نگهداشتن مردم، حفظ شادابی و سرزندگی انتظار در آن‌ها و یادآوری وظایف منتظران کنند و از نوشته‌ها و سخنانی که مردم را بدون دلیل به وقوع ظهور در وقت مشخصی امیدوار می‌کند، خودداری نمایند.

مهدی منتظر در نهج البلاغه(2)

2- ظهور، ناگهانی فرا می‌رسد

در بسیاری از روایاتی که از پیامبر گرامی (ص) و امامان معصوم (ع) نقل شده، این نکته مورد تأکید قرار گرفته که ظهور نیز همانند قیامت، ناگهانی و غیرمنتظره فرا می‌رسد و زمان آن را هیچ کس جز خداوند حکیم نمی‌داند. از جمله در روایتی که امام رضا (ع) به واسطه‌ی پدران بزرگوارش از پیامبر اکرم (ص) نقل می‌کند، چنین آمده است:

أنّ النبیّ، صلّی الله علیه و آله، قیل له: یا رسول الله متی یخرج القائم من ذریّتک؟ فقال، صلّی الله علیه و آله: مثله مثل الساعه التی «لا یجلّیها لوقتها إلاّ هو ثقلت فی السموات والأرض لا یأتیکم إلاّ بغته (4)» (5).

به پیامبر (ص) عرض شد: ای رسول خدا، آن قائم که از نسل شماست چه وقت ظهور می‌کند؟ آن حضرت فرمود: ظهور او مانند قیامت است. تنها خداوند است که چون زمانش فرا رسد آشکارش می‌سازد. فرا رسیدن آن بر آسمانیان و زمینیان پوشیده است. جز به ناگهان بر شما نیاید.

امام باقر (ع)، نیز در تفسیر این آیه شریفه:

هل ینظرون الاّ الساعه أن تأتیهم بغته و هم لایشعرون. (6)

آیا چشم به راه چیزی جز آن ساعتند که ناگاه و بی خبرشان بیاید؟ می‌فرمایند:

هی ساعه القائم (عج)، تأتیهم بغته. (7)

مراد از ساعت، ساعت قیام قائم (عج) است که ناگهان، برایشان بیاید.

حضرت صاحب‌الامر (عج) نیز در یکی از توقیعات خود بر این نکته تأکید می‌ورزند که ظهور، ناگهانی و دور از انتظار فرا می‌رسد:

فإنّ أمر نابغته فجاء حین لا تنفعه توبه و لا ینجیه من عقابنا ندم علی حوبه. (8)

فرمان ما به یکباره و ناگهانی فرا می‌رسد و در آن، زمان توبه و بازگشت برای کسی سودی ندارد و پشیمانی از گناه، کسی را از کیفر ما نجات نمی‌بخشد.

این دسته از روایات، از یکسو هشداری است به شیعیان که در هر لحظه، آماده‌ی ظهور حجت حق باشند و از سویی دیگر، تذکری به همه کسانی است که در پی تعیین وقت برای ظهورند.

3. نهی از تعیین وقت برای ظهور

چنانکه گفته شد؛ تعیین وقت برای ظهور، جایز نیست و بر اساس روایات معصومین (ع) ما وظیفه داریم کسانی را که به تعیین وقت برای ظهور می‌پردازند، تکذیب کنیم. در اینجا برای آشنایی شما عزیزان به برخی از این روایات اشاره می‌کنیم.

امام صادق (ع) در روایتی خطاب به محمد بن سلم می‌فرماید:

یا محمد، من أخبرک عنّا توقیتاً فلاتهابنّ أن تکذّبه، فإنا لانوقّت لأحد وقتاً. (9)

ای محمد؛ هر کس برای تو خبری از ما درباره‌ی تعیین وقت [ظهور] نقل کرد، در تکذیب او درنگ نکن؛ زیرا ما [اهل بیت] برای هیچ کس، وقت ظهور را تعیین نکرده‌ایم.

بر اساس روایات نقل شده از اهل بیت (ع) هیچ کس جز خدای تبارک و تعالی، از زمان دقیق ظهور آگاهی ندارد و لذا تعیین وقت برای ظهور (توقیت) جایز نیست و هیچ کس حق ندارد که بر اساس برداشت‌های شخصی خود، به پیش بینی زمان رخداد عظیم ظهور بپردازد.

در روایات دیگری، وقتی «مهزم» به امام صادق (ع) عرض می‌کند:

جعلت فداک، أخبرنی عن هذا الأمر الذی ننتظر، متی هو؟

فدایت شوم، در مورد این امری که ما در انتظار آنیم، مرا آگاه کنید که چه زمانی واقع می‌شود؟

آن حضرت می‌فرماید:

یا مهزم، کذب الوقّاتون و هلک المستعجلون، و نجا المسلمون. (10)

ای مهزم؛ آنان که [برای این امر] تعیین وقت می‌کنند، دروغ می‌گویند و آن‌ها که [در این امر] شتاب می‌کنند، نابود می‌شوند و کسانی که تسلیم می‌شوند، نجات می‌یابند.

همچنین در توقیعی که از ناحیه‌ی مقدسه صاحب الزمان (عج)، در پاسخ به پرسش‌های «اسحاق بن یعقوب» وارد شده چنین می‌خوانیم:

وأمّا ظهور الفرجّ فانّه إلی الله، تعالی ذکره، وکذب الوقّاتون. (11)

اما آشکار شدن فرج، به اراده‌ی خداوند است و آنان که [برای ظهور] وقت تعیین می‌کنند، دروغ می‌گویند.

توجه به روایات یاد شده، به خوبی این نکته را بر ما روشن می‌سازد که ما نه تنها حق نداریم به استناد برخی رویدادهای اجتماعی و یا حوادث طبیعی به پیش بینی زمان ظهور و تعیین وقت برای آن بپردازیم؛ بلکه بر ما لازم است که ادعای کسانی را که مدعی دانستن زمان ظهورند، تکذیب کنیم و جلوی نشر این گونه ادعاها را بگیریم.

فلسفه‌ی این حکم نیز روشن است؛ شما تصور کنید اگر هر از چندی، زمانی برای ظهور تعیین شود و ظهور به وقوع نپیوندد، چه پیش خواهد آمد. آیا مردم رفته رفته ناامید نمی‌شوند و اعتقاد خود را نسبت به اهل اندیشه مهدویت و ظهور منجی از دست نمی‌دهند؟! بنابراین باید بسیار مواظب بود و اجازه نداد که «انتظار فرج»، به عنوان ارزشمندترین سرمایه‌ی اعتقادی شیعه در عصر غیبت، بازیچه‌ی دست جاهلان و یا شهرت طلبان گردد.

انتظار قرآن کی نگاہ میں

4. ظهور را از نزدیک ببینیم

اگر چه ما از تعیین زمان برای ظهور نهی شده‌ایم، اما این بدان معنا نیست که با موضوع ظهور به عنوان واقعه‌ای دور از دسترس که در آینده‌ای دور و نامعلوم به وقوع می‌پیوندد، برخورد کنیم، بلکه باید همواره خود را در چند قدمی ظهور ببینیم و امیدوار باشیم که در زمان حیات خود، ظهور حضرت حجت (عج) را درک کنیم.

این نکته‌ای است که از مجموع روایاتی که در این زمینه از ائمه معصومین (ع) نقل شده استفاده می‌شود؛ که از جمله می‌توان به بخشی از دعای عهد که از امام صادق (ع) نقل شده، اشاره کرد. در بخشی از دعای یاد شده چنین می‌خوانیم:

اللّهمّ اکشف هذه الغّمه عن هذه الامّه بحضوره و عجّل لنا ظهوره إنّهم یرونه بعیداً و نریه قریباً... (12).

بار خدایا؛ اندوه و دل‌تنگی این امت را با حضور ولی خود برطرف ساز و در ظهور او شتاب کن. دیگران ظهور او را دور می‌بینند، ولی ما آن را نزدیک می‌بینیم...

5. توجه به نشانه‌های ظهور

بخش عمده‌ای از روایاتی که در زمینه‌ی مهدویت و انتظار از پیامبر گرامی اسلام (ص) و امامان معصوم (ع) نقل شده، مربوط به نشانه‌های ظهور است. که این نشانه‌ها عبارتند از برخی رویدادهای اجتماعی مانند جنگ‌ها، شورش‌ها، کشته شدن افرادی خاص، زوال برخی حکومت‌ها و...؛ برخی رویدادهای طبیعی مانند، سیل‌های ویرانگر، قحطی، خشکسالی، خورشید گرفتگی و ماه گرفتگی غیر عادی و... و همچنین برخی حوادث مانند برخاستن ندایی در آسمان که نام قائم (ع) را در همه جا طنین انداز می‌سازد. (13)

چنانکه در روایات تصریح شده، وقوع برخی از نشانه‌های یاد شده، حتمی است و تا آن‌ها واقع نشوند، ظهور رخ نخواهد داد. برخی از آن‌ها نیز غیر حتمی هستند و چه بسا که واقع نشوند. این نشانه‌ها از یک سو هشدار و آماده باشی برای منتظران و از سویی، راهی برای شناخت ادعاهای بی اساس مدعیان دروغین مهدویت و به عبارت دیگر، وسیله‌ای برای حفظ مردم از غلتیدن در خطا و اشتباه است. بنابراین همه ما وظیفه داریم که نشانه‌های ظهور را بر اساس روایات صحیح و قابل اعتماد بشناسیم و از کم و کیف آن‌ها به درستی آگاه شویم تا هر ادعایی را بدون دلیل نپذیریم.

6. دعا برای تعجیل فرج

یکی از وظایف اصلی ما در دوران غیبت، دعا و استغاثه به درگاه الهی برای تعجیل فرج است و هیچ چیز نباید ما را از این وظیفه باز دارد.

چنانکه در توقیعی که از طرف وجود مقدس امام عصر (عج) صادر شده می‌خوانیم:

وأکثروا الدعاء به تعجیل الفرج فأنّ ذلک فرجکم. (14)

برای تعجیل فرج بسیار دعا کنید، که فرج شما در همان است.

این دعا و استغاثه، ضمن این که اسباب نزدیک شدن فرج مولایمان حضرت صاحب‌الامر (عج) را فراهم می‌کند، موجبات ارتباط مستمر و همیشگی ما با آن حجت الهی را فراهم آورده و جلوی یأس و نومیدی ما را در دوران طولانی غیبت می‌گیرد.

بنابراین، شایسته است که همه منتظران امام عصر (عج) که امیدوارند در این زمان‌ها شاهد ظهور آن حضرت باشند، بیش از پیش به دعا و توسل برای تعجیل فرج روی آورند و آتش سوزان سینه‌ی خود را با خنکای دعاهای دلنشینی همچون دعای عهد، دعای ندبه، زیارت آل یاسین و دیگر ادعیه و توسلات، آرامش بخشند. باشد تا خداوند رحمان بر همه‌ی ما ترحم کند و ظهور پر برکت آن امام انس و جان را نزدیک سازد.



:: موضوعات مرتبط: , ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : پنج شنبه 25 مهر 1392
نکته‌های نوجوانانه

ما والدین با شناخت ویژگی‌های دوره نوجوانی بسیاری از رفتارهای ناخوشایند آنان را غیرطبیعی نپنداریم که موجب بروز عکس‌العمل در ما شود و به تیرگی روابط با نوجوان نیانجامد.

ارتباط با نوجوان

مشکل به مسئله‌ای می‌گویند که بر کارکرد فردی- اجتماعی شخصی و بر کارکرد گروه و یا جامعه معیّن اثر می‌گذارد و یا او از آن متأثر می‌شود. با توجه به این تعریف، نوجوانان معمولاً دارای مشکلات ویژه‌ای هستند که این نوع مشکلات با مشکلات دوران کودکی و بزرگسالی تفاوت زیادی دارند به همین جهت از دوران نوجوانی غالباً به عنوان دوره مشکل و نامتعادل و غیرقابل پیش‌بینی تعریف شده است.

برای غلبه بر این مشکلات چند راهکار پیشنهاد می‌شود:

1- شناخت شخصیت نوجوان: ما والدین با شناخت ویژگی‌های دوره نوجوانی بسیاری از رفتارهای ناخوشایند آنان را غیرطبیعی نپنداریم که موجب بروز عکس‌العمل در ما شود و به تیرگی روابط با نوجوان نیانجامد.

2- استفاده از روش تغافل (نادیده گرفتن): از موثر‌ترین روش‌های تربیتی در این دوره «روش تغافل» است. یعنی مسائل و مشکلات نوجوان را بزرگ نشان ندهیم که در او ایجاد وحشت نماید و یا او را به لحاظ رفتار‌هایش دائم باز خواست ننمائیم بلکه نوجوان بایستی همواره در حالت خوف و رجاء باشد.

3- ایفای نقش راهنمایی، به جای دستوری: در برخورد با مسائل نوجوان بهتر است از خودش کمک بگیریم یعنی این واقعیت را بداند که نخستین مسئول حلّ مشکل او، خودش است و برای حل آن باید اقدام نماید و ما والدین فقط وظیفهء راهنمایی او را داریم که از عواقب تصمیم خودش مطلع شود.

4- آموزش: مهم‌ترین دلیل ترس و اضطراب از هر موضوعی جهل و ناآگاهی نسبت به آن موضوع می‌باشد که ضروری است برای کاهش ترس و اضطراب‌های نوجوانی آموزش‌های لازم در مورد بلوغ، دوست‌یابی، حل مساله، گذراندن اوقات فراغت، برنامه‌ریزی درسی و مواردی از این قبیل به نوجوان آموزش داده شود.

5- برقراری رابطه دوستانه و عاقلانه: ما والدین با مراقبت دوستانه و عاقلانه خود احساس ایمنی و اطمینان را در وجود نوجوان ایجاد می‌کنیم.

6- اعتماد سازی: باید بیاموزیم که چگونه حس اعتماد نوجوان را نسبت به خودمان جلب و جذب کنیم، چنانچه اعتماد میان نوجوان و والدین کمرنگ شود او برای حل مسائل خود به دیگران مراجعه می‌کند.

نوجوان بایستی بیاموزد که از مشکلات گریزان نباشد بلکه برای حل مشکلاتش به دنبال کشف راه حل باشد و این زمانی است که اجازه خطا کردن را به او بدهیم تا از خطا کردن احساس گناه نکند و بتواند فرصت یافتن راه حل را بیابد

7- ارتباط کلامی مقدمه ارتباط عاطفی: ما والدین با تنظیم ساعات کار خود و بسترسازی مناسب در منزل بایستی فرصت کافی برای «ارتباط‌های کلامی» با اعضای خانواده به ویژه نوجوان را فراهم آوریم چرا که ارتباط کلامی خود مقدمه «ارتباط عاطفی» است که نوجوان سخت به آن نیازمند است.

8- تاکید بر محبت و پرهیز از خشونت: ارتباط با نوجوان اگر بر اساس عشق و علاقه و صمیمیت استوار باشد اعتماد به نفس را در او تامین و تضمین می‌نماید و اگر بافشار و خشونت همراه باشد ممکن است موجب اختلال عصبی و دشواری‌های روانی در او شود.

9- الگوهای رفتاری والدین: نوجوان علاقمند است که والدین دارای شخصیتی مستحکم و با ثبات و پایدار باشند چون به اتکاء شخصیت و همانند سازی آنان نیازمند است و توجه والدین به الگوهای رفتاری خود مورد تاکید است.

10- پرهیز از مناقشات خانوادگی: خانه بایستی محل آرامش و امن و مستحکمی برای اعضاء خانواده به ویژه نوجوان باشد و مناقشات و جرو بحث‌ها و دعواهای علنی والدین به آن لطمه نزند و بهانه گریز نوجوان از خانواده را فراهم نیاورد.

11- گوش دادن: با نوجوان صحبت کنیم و به سخنان او با علاقه گوش فرا دهیم و بدانیم که خوب گوش کردن به حرف‌های نوجوان رمز ارتباط موثر با اوست.

12- تکیه بر نقاط قوت:با مشاهدهء برخی ضعف‌ها، نوجوان را تحقیر و سرزنش و یا با دیگران مقایسه‌اش نکنیم بلکه بیشتر سعی نمائیم برای از بین بردن ضعف‌هایش قوتش را تجلی بخشیم.

13- انتظار به اندازه: با کسب شناخت همه جانبه از نوجوان به اندازهء توان و ظرفیت وجودیش از وی انتظار داشته باشیم.

14- اجازه خطا کردن به‌ نوجوان بدهیم: نوجوان بایستی بیاموزد که از مشکلات گریزان نباشد بلکه برای حل مشکلاتش به دنبال کشف راه حل باشد و این زمانی است که اجازه خطا کردن را به او بدهیم تا از خطا کردن احساس گناه نکند و بتواند فرصت یافتن راه حل را بیابد.

ارتباط با نوجوان

15- مشورت با نوجوان: نوجوان در اندیشهء مستقل شدن است بنابراین نبایستی عقاید خود را بر او تحمیل کنیم بلکه بایستی او را تحمل کرد و با مشورت گرفتن از او در امور خانه در کسب استقلال یاریش کنیم.

16- فعال بودن نقش پدر در تربیت نوجوان: همان‌گونه که «مادر» نخستین گذرگاه کودک و نوجوان به زندگی اجتماعی است آنچه که بسیار مورد نیاز یک نوجوان است وجود «پدری» است که خانواه بتواند بر او تکیه کند. «پدری» که گرم، مهربان و پرشور باشد.

17- پذیرش بدون قید و شرط نوجوان: نوجوان را همانطور که نشان می‌‌دهد بپذیریم نه ‌آن‌طور که در رویا و تخیل خود تصور می‌کنیم و بدانیم اگر نوجوان در خانواده مورد احترام قرار گیرد، یاد می‌گیرد خودش را آن‌طور که هست بپذیرد.

18 - شناخت دوستان: دوستان نوجوان خود را بشناسیم. کودکان وقتی بزرگ می‌شوند و به مدرسه می‌روند به خصوص زمانی که به سن نوجوانی می‌رسند، بیشتر از دوستان خود تقلید می‌کنند. نوجوان بسیار آسیب پذیر است و اگر دوستان او رفتارهای خوبی نداشته باشند به راحتی می‌توانند او را به بدآموزی و خلافکاری بکشانند.

19 - ایجاد محیط امن در خانواده: خانواده نقش مهمی در تربیت کودکان دارد و برای نوجوان تکیه گاهی است که می‌تواند به کمک آن مشکلات خود را حل کند. اختلافات پدر و مادر و برخوردهای نامناسب آن‌ها با یکدیگر و با فرزندان، محیط خانه را ناآرام و ناسالم می‌سازد. نوجوانی که در چنین محیطی به سر می‌برد به ناچار تکیه‌گاه خود را در خارج از محیط خانواده جست‌و‌جو می‌کند و چون بسیار آسیب پذیر است ممکن است که با خطر‌ها و انحرافات زیادی روبه رو شود.

20 - ایجاد تعادل بین آزادی نوجوان و مراقبت از او: نوجوان بزرگ شده است و به آزادی نیاز دارد. اما چون آسیب پذیر است و در بسیاری از موارد به جای عقل و منطق از احساسات خود پیروی می‌کند، به مراقبت مناسب هم احتیاج دارد، اگر بتوانیم در دادن آزادی به نوجوان و مراقبت از او زیاده روی نکنیم و اندازه نگه داریم و به هر دو نیاز او جواب مثبت داده‌ایم و از خطرهایی که آزادی زیاد و مراقبت شدید ایجاد می‌کنند، پیشگیری کرده‌ایم، ‌با توجه به نکات بالا می‌توانیم به فرزندان خود در گذار از دوره سخت و دشوار نوجوانی یاری رسانیم و پایه‌ای محکم برای زندگی آینده آنان پی ریزی کنیم.

بخاطر داشته باشیم که زندگی سالم در گرو نوجوانی سالم است.



:: موضوعات مرتبط: , , ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : چهار شنبه 24 مهر 1392
قرآن در قیامت چگونه شفاعت می کند؟

كلمة شفاعت در لغت به معنای جفت شدن و كنار هم قرار گرفتن دو چیز است.[1]

در اصطلاح كلامی نیز شفاعت به معنای وساطت اولیا و برگزیدگان الهی، برای رساندن بندگان به فیض رحمت و مغفرت الهی و دستگیری و نجات آنان است.[2]


شفاعت

شهید مطهری می گوید: شفاعت اقسامی دارد كه برخی از آنها نادرست و ظالمانه است و در دستگاه الهی وجود ندارد ولی برخی، صحیح و عادلانه است و وجود دارد. نوع نادرست شفاعت كه به دلایل عقلی و نقلی مردود شناخته شده است این است كه گناهكار بتواند وسیله ای برانگیزد و به توسط آن از نفوذ حكم الهی جلوگیری كند، درست همان طوری كه در پارتی بازی های اجتماعات منحطّ بشری تحقق دارد. اما شفاعت صحیح كه تأیید كنندة قانون و حافظ نظام است و آیات و روایات زیادی از طریق شیعه و سنی وجود آن را اثبات می كند بر دو گونه است:

1. شفاعت «رهبری» یا شفاعت «عمل».

2. شفاعت «مغفرت» یا شفاعت «فضل».

شفاعت رهبری، شفاعتی است كه شامل نجات از عذاب و نیل به حسنات و حتی بالا رفتن درجات می باشد.

شفاعت مغرفت، شفاعتی است كه تأثیر در از بین بردن عذاب و در مغفرت گناهان است و حداكثر ممكن است سبب وصول به حسنات و ثواب ها هم بشود، ولی بالا برندة درجة شخص نخواهد بود، و رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ دربارة این قسم از شفاعت فرمود: «من شفاعتم را برای گناهكارانی از امتم كه مرتكب گناه كبیره شده اند ذخیره كرده ام، اما نیكوكاران مورد مۆاخذه قرار نمی گیرند.»[3]

چه كسانی شفاعت می كنند؟

از جمله شفاعت كنندگان پیغمبران می باشند و در اینكه رسول گرامی اسلام دارای مقام شفاعت می باشد تردیدی نیست و اهل سنت و شیعه نیز در آن اتفاق نظر دارند.

در روایتی از امام صادق ـ علیه السّلام ـ آمده است كه هیچ یك از انبیاء و رسل شفاعت نمی كنند تا اینكه خدا به آنها اجازه دهد به جز پیغمبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ كه خدا قبل از قیامت اجازة شفاعت را به او داده است و شفاعت نخست، برای او و امامان از فرزندان او سپس برای انبیاء است.[4]

به یقین امامان معصوم نیز شفاعت خواهند كرد و روایاتی برای این معنی دلالت دارد كه برخی از آنها را ذكر می كنیم:

از امام صادق ـ علیه السّلام ـ دربارة آیة شریفة (فَمَا لَنَا مِن شَافِعِینَ )[5] (كافران گویند) پس برای ما نه شفیعانی هست و نه دوستان صمیمی. فرمود: شفیعان ائمه هستند و دوستان از مۆمنین.[6]

روایات بسیاری دربارة شفاعت حضرت فاطمه (سلام الله علیها) و فرزندان او غیر از ائمه هدی و مۆمنان حتی بچه های سقط شده آنها نیز وارد شده است.[7]

پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: فقرای از شیعیان علی و خاندان علی را پس از او سبك مشمارید كه هر یك از آنان عده ای همچون قبایل ربیعه و مضر را شفاعت می كنند.[8]

بدانید که قرآن شفاعت کننده است و شفاعت او پذیرفته می شود و گوینده است و گفتارش تصدیق می گردد و هر کس قرآن برای وی روز قیامت شفاعت کند شفاعت قرآن در باره او پذیرفته می شود

امیرمومنان امام علی علیه السلام می فرمایند:

از جمله شفیعان علماء و شهدا می باشند. حضرت امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمودند: چون روز قیامت شود خداوند عالم و عابد را برانگیزد، پس به عالم می گویند بایست و برای مردم شفاعت كن به پاداش اینكه آنان را نیكو تربیت كردی...[9]

از جملة شفیعان، زائران قبر امام حسین ـ علیه السّلام ـ هستند. امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمودند: ... به زوار قبر امام حسین ـ علیه السّلام ـ گفته می شود دست هر كه را كه دوست دارید بگیرید و آنها را به بهشت ببرید...[10] و از جمله شفاعت كنندگان ملائكه می باشند[11] همان طور كه قرآن كریم نیز شفاعت می كند.[12]

شفاعت

قرآن در قیامت شفاعت می کند

هر كسی كه در جوانی قرآن را بخواند به طوری كه با گوشت و خون او مخلوط شود خداوند او را با سفرای گرامی و ابرار خود قرار می دهد و قرآن روز قیامت از او حمایت و جانب داری می کند و در درگاه الهی عرض می کند خداوندا هر صاحب کرداری به اجر عمل خود رسیده است مگر آنکس که به گفتار من عمل نمود.

خداوندا اعطایای خود را به او برسان. خداوند دو حله از حله های بهشت به او می پوشاند و تاج کرامت بر سر او می نهد آنگاه به قرآن خطاب می فرماید و می گوید فزونتر از این مایل بودم سپس خداوند مقام امن را در دست راست و مقام خلد را در دست چپ او می نهد و وارد بهشت می گردد به او گفته می شود یک آیه از آیات قرآن را تلاوت کن و یک درجه بالاتر برو آنگاه به قرآن خطاب می شود آیا عطایای خود را به او دادیم و تو را راضی نمودیم؟

قرآن می گوید: آری خداوندا

بنابراین قرآن از خداوند در خواست می کند و در درگاه الهی شفاعت می کند. (الکافی، ج 2، ص 601)

راجع به شفاعت قرآن روایت فراوانی در کتاب سنی و شیعه نقل شده است:

از پیامبر اسلام نقل شده:

قرآن شفاعت کننده ای است که شفاعت او پذیرفته می شود و شکایت کننده ای است که خصومت او تصدیق می شود.

از پیامبر اسلام نقل شده:

قرآن را بیاموزید زیرا قرآن برای اصحاب خود روز قیامت شفاعت خواهد نمود.

از جمله شفیعان علماء و شهدا می باشند. حضرت امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمودند: چون روز قیامت شود خداوند عالم و عابد را برانگیزد، پس به عالم می گویند بایست و برای مردم شفاعت كن به پاداش اینكه آنان را نیكو تربیت كردی...

از پیامبر اسلام نقل شده:

روزه و قرآن برای کسی که روزه گرفته است و در شبها قرآن تلاوت کرده استشفاعت می کنند روزه می گوید پروردگارا این شخص را از خوردن غذا و انجام شهوات در روز مانع شدم پس شفاعت مرا درباره او بپذیر.

قرآن می گوید من این شخص را از خواب شب باز داشتم پس شفاعت مرا درباره او بپذیر. پس شفاعت هر دو درباره او پذیرفته می شود.

از حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم نقل شده:

سوره تبارک که سی آیه است برای شخصی که آن را خوانده است شفاعت می کند تا او آمرزیده شود.

از حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم نقل شده:

شفاعت کنندگان پنج تایند: 1 – قرآن 2 – خویشاوندان 3 – امانت 4 – رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم 5 – اهل بیت علیه السلام

امیرمومنان امام علی علیه السلام می فرمایند:

بدانید که قرآن شفاعت کننده است و شفاعت او پذیرفته می شود و گوینده است و گفتارش تصدیق می گردد و هر کس قرآن برای وی روز قیامت شفاعت کند شفاعت قرآن در باره او پذیرفته می شود



:: موضوعات مرتبط: , ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : چهار شنبه 24 مهر 1392
یک کتاب دیگر؟ خیلی پیر شده‌ام

آلیس مونرو: هرگز فکر نمی‌کردم جایزه نوبل ببرم


«آلیس مونرو»، نویسنده برنده جایزه نوبل که چند ماه قبل از دنیای ادبیات خداحافظی کرد، در مصاحبه‌ جدیدش از احتمال نگارش کتابی جدید صحبت کرد.

آلیس مونرو

«آلیس مونرو»، داستان‌نویس مشهور کانادایی یک روز پس از کسب جایزه نوبل ادبیات 2013 در مصاحبه‌ای با روزنامه‌ «گلوب اند میل» اعلام کرد، شاید اثری جدید را به نگارش دربیاورد.او در پاسخ به سوالات مطرح شده با خنده گفت: یک کتاب دیگر؟ نمی‌دانم، من خیلی پیر شده‌ام.وی در ادامه افزود: ممکن است، شاید. تو هیچ‌وقت از این چیزها سردر نمی‌آوری.مونرو در ادامه سخنانش خوشحالی خود را از کسب جایزه نوبل ادبیات ابراز کرد و گفت: این همه هیجان را نمی‌توانم باور کنم. بردن نوبل خیلی عالی و شگفت‌انگیز بود. این بدین معناست که خیلی‌ها تو را تحسین می‌کنند و برای یک نویسنده این خیلی غافلگیرکننده است.

این داستان‌نویس معروف که عنوان نخستین نویسنده کانادایی‌الاصل را در میان برندگان نوبل ادبیات یدک می‌کشد، هوادارانش را به مطالعه ترغیب کرد و گفت: هنوز نمی‌دانم با جایزه نقدی بیش از یک میلیون دلار چه کنم.

خبر برنده شدن این نویسنده 82 ساله نخست از طریق پیغامی تلفنی برای وی فرستاده شد، اما مونرو در آن زمان خواب بود.این داستان‌کوتاه نویس برنده جایزه بوکر بین‌المللی گفت، هیچ‌گاه فکر نمی‌کرده که جایزه نوبل را ببرد.«پیتر انگلوند» دبیر دائمی آکادمی نوبل اعلام کرد، پیش از اعلام رسمی برنده شدن مونرو، موفق نشده وی را مطلع کند. بنابراین روی دستگاه پیغامگیر تلفنی وی پیام داده است. مونرو پس از شنیدن خبر برگزیده شدنش به عنوان سیزدهمین زن برنده نوبل ادبیات گفت: می‌دانستم که نامزد دریافت نوبل شده‌ام اما هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم آن را ببرم.

آلیس مونرو یکی از بزرگترین داستان کوتاه نویسان معاصر است، این نویسنده تا کنون چندین و چند مجموعه داستان کوتاه از جمله«رقص سایه‌های شاد»، «زندگی دختران و زنان»، «فکر کردی کی هستی؟» و «فرار» را نوشته است.

او برنده جایزه پن/مالامود، جایزه حلقه منتقدان کتاب ملی، جایزه اوهنری و جایزه بین‌المللی بوکر بوده است. از این نویسنده داستان‌های مختلفی به صورت پراکنده به فارسی ترجمه شده است. مژده دقیقی مجموعه داستان «فرار» او را به فارسی ترجمه و انتشارات نیلوفر آن را منتشر کرده است.

آلیس مونرو در شماره 137 تابستان سال 1994 مجله معتبر «پاریس ریویو» شیوه نوشتن خود را چنین توضیح می‌دهد:

هر داستانی که قرار است خوب باشد دستخوش تغییر می‌شود. مثلا همین الان روی داستانی کار می‌کنم. خیلی داستان را دوست ندارم. هر روز صبح روی آن کار می‌کنم و چنگی به دلم نمی‌زند. واقعا دوستش ندارم اما ادامه می‌دهم شاید جایی تغییری رخ دهد و جذب آن شوم.

اغلب پیش از شروع به نوشتن داستانی کلی با آن نشست و برخاست می‌کنم. وقتی بطور مرتب وقت نوشتن ندارم داستان‌ها مدام در ذهنم رژه می‌روند، تا جایی که وقتی می‌نشینم به نشستن کاملا در آن غرق شده‌ام. این روزها این غرق شدن را با یادداشت برداشتن انجام می‌دهم.

چندین و چند دفترچه یادداشت دارم که با خط خرچنگ قورباغه پر شده‌اند، همه چیز را در آن می‌نویسم. گاهی وقتی به این نسخه‌های اولیه نگاه می‌کنم با خودم می‌گویم واقعا سودی هم دارند؟ می‌دانید من از آن نویسندگانی نیستم که از موهبت سرعت برخوردار هستند و سریع می‌نویسند.

خیلی با میل و اشتیاق سراغ «چیزی» نمی‌روم، و این «چیز» همه امور زندگی را شامل می‌شود. گاهی به مسیر اشتباه می‌روم و باید دور بزنم.

ممکن است روزی کار کنم و بگویم خوب کار کرده‌ام و بیشتر از همیشه نوشته‌ام. بعد فردایش از خواب بیدار می‌شوم و می‌بینم دیگر دلم نمی‌خواهد روی آن داستان کار کنم. وقتی از نزدیک شدن به داستان پرهیز دارم، وقتی باید خودم را مجبور به ادامه کنم آن موقع می‌فهمم یک جای کار بدجوری می‌لنگد.

اغلب یعنی 75 درصد اوقات همان ابتدای کار می‌فهمم که باید بی‌خیال داستان شوم. یکی دو روز دچار افسردگی می‌شوم و دور خودم می‌چرخم. به چیز دیگری که می‌توانم بنویسم فکر می‌کنم. مثل یک رابطه می‌ماند. وقتی می‌خواهید کسی را فراموش کنید با فرد دیگری بیرون می‌روید که اصلا علاقه‌ای به او ندارید اما هنوز این مسئله را متوجه نشده‌اید.

خبر برنده شدن این نویسنده 82 ساله نخست از طریق پیغامی تلفنی برای وی فرستاده شد، اما مونرو در آن زمان خواب بود.این داستان‌کوتاه نویس برنده جایزه بوکر بین‌المللی گفت، هیچ‌گاه فکر نمی‌کرده که جایزه نوبل را ببرد.«پیتر انگلوند» دبیر دائمی آکادمی نوبل اعلام کرد، پیش از اعلام رسمی برنده شدن مونرو، موفق نشده وی را مطلع کند.

بعد ناگهان چیزی درمورد داستانی که کنار گذاشته‌ام به ذهنم می‌رسد و می‌فهمم چطور باید آن را بنویسم. اما این «درک» زمانی پیش می‌آید که به خودم می‌گویم این داستان را باید فراموش کنم.

گاهی موفق نمی‌شوم و تمام روز بدعنق هستم. تنها زمانی است که غیرقابل تحمل می‌شوم. اگر همسرم در خانه این طرف و آن طرف برود و سروصدا راه بیندازد عصبانی می‌شوم. اگر آواز بخواند یا چیزی شبیه آن که دیگر نورعلی‌نور است.

می‌خواهم به چیزی فکر کنم و مدام به دیوار می‌خورم و نمی‌توانم از آن رد شوم. کمی این کار را ادامه می‌دهم و بعد بی‌خیال فکر کردن می‌شوم. این پروسه شاید یک هفته طول بکشد، پروسه فکر به راه‌حل را می‌گویم. با خودم می‌گویم باید از این زاویه دید و از آن زاویه دید روایت کنم، این شخصیت را حذف کنم، یا اینکه این شخصیت مجرد است و از این قبیل چیزها. تغییر بزرگ اغلب تغییری اساسی است.

حتی نمی‌دانم این تغییر به نفع داستان است یا خیر. اما به من کمک می‌کند به نوشتن ادامه دهم. به همین دلیل می‌گویم چیزی درون من نیست که داستان را برایم دیکته کند. انگار فقط به آنچه می‌نویسم چنگ می‌زنم و با دشواری تمام ادامه می‌دهم.

گاهی اصلا مطمئن نیستم و راوی اول شخص را با سوم شخص مدام عوض می‌کنم. این از مشکلات اصلی من هنگام نوشتن است. گاهی با اول شخص شروع می‌کنم تا خودم را وارد داستان کنم و بعد می‌بینم این کار جواب نمی دهد. اینطور مواقع به حرف دیگران حساسم و هرچه بگویند همان کار را انجام می‌دهم. اما در آخر خودم تصمیم می‌گیرم.

خیلی راحت متوجه نکات منفی داستانم می‌شوم، راحت‌تر از دیدن نکات مثبت آن. برخی داستان‌ها به قدرت بقیه نیستند و برخی سبک‌تر هستند.

وقتی در شهری کوچک زندگی کنی چیزهای بسیاری می‌شنوی، از همه نوع آدم. اما در شهر بزرگ داستان‌هایی که می‌شنوی درمورد آدم‌هایی مثل خودت هستند. در شهر کوچک همه چیز دست اول است اما در شهر ممکن است از طریق روزنامه متوجه موضوعی شوی. برخی داستان‌هایم از تجربیات اطرافم سرچشمه گرفته‌اند که اگر در روزنامه می‌خواندم شاید سراغشان نمی‌رفتم.

نوشته‌های جدیدم کمتر شخصی هستند، به یک دلیل مشخص چون از همه پتانسیل کودکی و جوانی‌ام در داستان‌ها بهره برده‌ام. شاید بهتر باشد توصیه کنم داستان‌هایی بنویسید که از مشاهده می‌آیند.

هیچ وقت مشکل ماده خام داستانی نداشتم. منتظر می‌شوم ایده بیاید و می‌آید. همیشه در نوشتن اعتمادبه‌نفس بالایی داشتم. اعتمادبه‌نفسی همراه با جسارت که کم کم اعتمادبه‌نفس جای آن را گرفت. به نظرم اعتمادبه‌نفسم نتیجه احمق بودنم است. چون خارج تمامی جریان‌ها زندگی کردم، وقتی مثل من در شهر کوچکی می‌نویسی که بقیه فقط می‌توانند بخوانند فکر می‌کنی موهبتی به تو رسیده است و این اعتمادبه‌نفس می‌آورد.



:: موضوعات مرتبط: , ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : سه شنبه 23 مهر 1392
نایی با برنده نوبل ادبی

نام آلیس مونرو به عنون سیزدهمین نویسنده زن برنده جایزه ادبی نوبل ثبت شد و این در حالی است که او سال پیش اعلام بازنشستگی کرده بود.

آلیس مونرو

آلیس مونرو به عنون نخستین نویسنده زن کانادایی از سال 1901 که جایزه نوبل ادبیات اهدا می‌شود، نام خود را در تاریخ این جایزه به ثبت رساند.مونری 82 ساله «آلیس مونرو» 10 جولای 1931 در شهر وینگهام کانادا در خانواده‌ای به دنیا آمد که پدرش کشاورز و مادرش معلم مدرسه بود.او در نوجوانی نویسندگی را آغاز کرد و در سال 1950 اولین رمان خود با نام «ابعاد یک سایه» را زمانی که مشغول به تحصیل در دانشگاه اونتاریو غربی بود، منتشر کرد. او در سال 1951 دانشگاه را ترک و ازدواج کرد و به همراه همسرش به شهر ویکتوریا مهاجرت کرد.مونرو سپس در سال 1968 با اولین جلد از مجموعه داستان کوتاه «رقص لاله‌های خوشحال» موفق به کسب جایزه گاورنر جنرال کانادا شد. این روند موفقیت با انتشار کتاب «زندگی‌های دختران و زنان» در سال 1971 و کتاب «فکر می‌کنی چه کسی هستی؟» در سال 1978 ادامه یافت که این کتاب دومین جایزه گاورنر جنرال را برایش به ارمغان آورد.او سپس برای معرفی کتاب‌های خود در قالب تور جهانی سه ساله به کشورهای استرالیا، چین و منطقه اسکناندیناوی سفر کرد و سپس در دهه‌های 80 و 90 میلادی به تدریس در دانشگاه بریتیش کلمبیا مشغول شد. او در این سال‌ها به طور میانگین هر چهار سال یک رمان کوتاه به رشته تحریر درآورد.بیشتر کتاب‌های وی در نشریات و روزنامه‌های معتبری چون نیویورکر، گرند استریت، آتلانتیک مانسلی و پاریس ریویو منتشر شده و در اختیار علاقه‌مندان قرار گرفته‌اند.او سپس رمان «خرسی که کوه را به تسخیر درآورد» را نوشت که دست‌مایه ساخت فیلمی به کارگردانی «سارا پولی» شد که در جشنواره تورنتو 2006 مورد تشویق قرار گرفت.پس از آن در سال 2006 کتاب «دورنمای کاسل راک» را منتشر کرد و در سال‌های بعد نیز رمان‌های «شادی فراوان» را به رشته تحریر درآورد.او در اکتبر 2009 اعلام کرد که از ناراحتی قلبی و سرطان رنج می‌برد. تم اصلی داستان‌های مورنو وقایع تخیلی است هر چند که او به دلیل بزرگ شدن در یک محیط روستایی در بسیاری دیگر از داستان‌هایش نیز از محیط روستا برای بیان احساساتش استفاده کرده است.آخرین داستان بلند وی در سال 2012 تحت عنوان «زندگی عزیز» منتشر شد و آخرین مجموعه داستانی وی نیز در سال 2011 انتشار یافت.کتاب‌های «فرار» با ترجمه‌ی مژده دقیقی، «رۆیای مادرم» با ترجمه‌ی ترانه علیدوستی، «دست‌مایه‌ها» با ترجمه‌ی مرضیه ستوده و «دورنمای کاسل راک» با ترجمه‌ی زهرا نی‌چین از جمله ترجمه‌هایی هستند که از آثار این نویسنده در ایران منتشر شده‌اند.آلیس مونرو اوایل تابستان از دنیای نویسندگی اعلام بازنشستگی و اعلام کرد احتمالا دیگر چیزی نخواهد نوشت. وی با اعلام اینکه «بهتر است ناگهانی بروم»، از علاقه‌مندان‌ آثارش خواسته کتاب‌های قدیمی او را دوباره و چندباره بخوانند که تعدادشان هم زیاد است.

مونرو از نگاه مترجمان ایرانی

خجسته کیهان:آلیس مونرو نویسنده‌ی 82 ساله کانادایی بارها برنده جایزه‌های جهان بوده و 3 بار برنده معتبر ترین جایزه کانادا شده است. «رقص سایه‌ها» اولین کاری از اوست که این جایزه را گرفته است.او چندین مجموعه بهم پیوسته هم دارد که بسیاری معتقد هستند که این مجموعه‌ها بیش‌تر رمان هستند. او 14 مجموعه داستان نوشته، اما هرگز رمانی را منتشر نکرده است. مونرو در سال 1971 برای داستان «زندگی زنان و دختران» و در سال 1978 برای مجموعه داستان «خیال می‌کنی کی هستی؟» بالاترین جایزه کانادا را از ان خود کرده است.داستان‌های آلیس مونرو در مجله‌های معتبری چون نیویورکر و پاریس ریویو منتشر شده‌است. او در سال 2006 گفت که دیگر نمی‌نویسد، اما نوشتن را ادامه داد.

مونرو نویسنده داستان‌های کوتاه است. داستان کوتاه حوزه‌ای است که در آن استادان زیادی هستند، اما مونرو خوب کار کرده است. اساس این است که که داوران جایزه نوبل، داستان کوتاه را جدی نمی‌گرفتند و جایزه مونرو نشان می‌دهد که داستان کوتاه جای خودش را باز کرده است و نوبل به این حوزه هم توجه نشان داده است.

اسدالله امرایی: مونرو نویسنده داستان‌های کوتاه است. داستان کوتاه حوزه‌ای است که در آن استادان زیادی هستند، اما مونرو خوب کار کرده است. اساس این است که که داوران جایزه نوبل، داستان کوتاه را جدی نمی‌گرفتند و جایزه مونرو نشان می‌دهد که داستان کوتاه جای خودش را باز کرده است و نوبل به این حوزه هم توجه نشان داده است.

زهرا نی‌چین: داستان‌هایی که من از مونرو ترجمه کرده‌ام، از لحاظ روانشناختی بسیار قوی است و خیلی راحت می‌شود آنها را به فیلمنامه تبدیل کرد. در واقع داستان‌های او هم رئال است و هم داستان‌هایی است که گرچه دارای توصیفاتی است، اما در مجموع داستان خیلی منطقی از آب در می‌آید. مونرو به راحتی قادر است در یک داستان راوی‌های آن را عوض کند؛ از دانای کل به اول شخص و یا سوم شخص و به این ترتیب زبان داستان را تغییر می‌دهد و شاید به خاطر این قبیل خصوصیات است که داستان‌های کوتاه او را برای مطالعه به نوینسدگان جوان توصیه کرده‌اند.

کدام کتاب‌های «آلیس مونرو» در ایران ترجمه شده‌اند؟

از مونرو تاکنون حدود هفت کتاب به فارسی برگردانده و منتشر شده است. کتاب‌های «گریزپا»، «پاییز داغ»، «رویای مادرم»، ‌«دورنمای کاسل‌راک»، «عشق زن خوب»، «فرار» و «خوشبختی در راه است» ترجمه‌هایی هستند که از آثار این نویسنده در ایران منتشر شده‌اند.مجموعه داستان «گریزپا» با ترجمه شقایق قندهاری در سال 85 از سوی نشر افق منتشر شده است. این کتاب که در حوزه ادبیات کودک و نوجوان قرار گرفته، در سال 2004 برگزیده جایزه گیلر شده است.«فرار» عنوان اثر دیگری از آلیس مونروست که در ایران با ترجمه مژده دقیقی منتشر شده است. این مجموعه داستان از سوی نشر نیلوفر، یک بار در سال 86 و بار دیگر در سال 89 منتشر شده است.«فرار» شامل هشت داستان است که در هر کدام از آن‌ها زنی در موقعیتی متفاوت قرار گرفته است، تفاوت‌هایی که درنهایت همگی به اشتراک‌هایی می‌رسند، این‌که موقعیت‌های انسانی به طرز تکان‌دهنده‌ای شبیه هم هستند.«پاییز داغ» اثر دیگری از برنده نوبل ادبیات 2013 است که در ایران با ترجمه شیرین احدزاده از سوی انتشارات کوله‌پشتی و گسترش فرهنگ در سال 89 به چاپ رسیده است.همچنین «دورنمای کاسل‌راک» اثر دیگر آلیس مونرو، با ترجمه زهرا نی‌چین در سال 90 از سوی نشر افراز منتشر شده است.«عشق زن خوب» هم با ترجمه شقایق قندهاری در سال 90 از سوی نشر قطره منتشر شده است. این کتاب برگزیده جایزه گیلر در سال 1998، برنده‌ جایزه برترین اثر داستانی از سوی انجمن منتقدان ملی کتاب آمریکا در سال 1998 و برنده‌ی جایزه تریلیوم در سال 1998 شده است.مجموعه داستان «رویای مادرم» نوشته برنده نوبل ادبیات 2013 نیز در سال 91 با ترجمه ترانه علیدوستی از سوی نشر مرکز منتشر شده است.همچنین «خوشبختی در راه است» کتاب دیگر آلیس مونروست که با ترجمه مهری شرفی در سال 92 از سوی نشر ققنوس در ایران به چاپ رسیده است.



:: موضوعات مرتبط: , , ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : سه شنبه 23 مهر 1392
سهراب،شاعرنقاش

سهراب سپهری وقت نقاشی شعر می‌گفت و حالا همه او را با شعرهایش می‌شناسند؛ اتفاقی که باعث شد وجه هنری این شاعر در زمینه‌ی نقاشی پس از گذشت سال‌ها، برای بسیاری ناشناخته باقی بماند.

سهراب ، شاعرنقاش

دیروز یعنی 15 مهر ماه سال‌روز تولد سهراب سپهری، شاعر و نقاش ایرانی بود. پس از 40 سال که از فعالیت او در حوزه‌ی نقاشی می‌گذرد، هنوز هم آثار او در معتبرترین نمایشگاه‌های هنری به نمایش در می‌آیند و با قیمت‌های بالا به فروش می‌رسند. سبک نقاشی او که وام‌دار طبع شاعرانگی و لطیفش بوده است در میان هنرمندان مورد توجه قرار می‌گیرد و باعث می‌شود بسیاری از علاقه‌مندان به این هنر برای به دست آوردن تابلوهای او سر و دست بشکنند.

سپهری دوره‌ی ابتدایی و متوسطه را در زادگاهش، شهر کاشان گذراند و تحت تاثیر پدرش که دستی در این هنر داشت، به نقاشی علاقه‌مند شد و به گفته‌ی خودش این پدرش بود که او را به نقاشی عادت داد. با شروع تحصیل در دانشکده هنرهای زیبای تهران شعر هم وارد زندگی‌اش شد. او پس از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه، به عنوان مدرس در هنرستان هنرهای زیبا مشغول فعالیت شد.

همه سهراب سپهری را با شعرهایش می‌شناسند؛ زمانی اولین مجموعه‌های شعر خود را منتشر کرد که موفق به دریافت نشان درجه‌ی یک علمی از دانشکده هنرهای زیبا شده بود و چندین نمایشگاه مختلف از آثارش در تهران برگزار کرده بود. هنر نقاشی تا پایان عمر سهراب، حتی زمانی که او به شاعر معروفی تبدیل شده بود ادامه داشت و حضور در نمایشگاه‌های نقاشی از عمده فعالیت‌های هنری او محسوب می‌شد.

سبک آثار سپهری متاثر از سفرهای او به کشورهای شرقی و آشنایی با فرهنگ و هنر این سرزمین‌ها بود. بیشتر نقاشی‌های سهراب مربوط به مناظری از طبیعت هستند. گذراندن دوران کودکی در کاشان و منطقه‌ای که دارای طبیعتی چهار فصل بوده و همچنین طبع شاعرانگی سهراب در نگاه به طبیعت پیرامونش در انتخاب سوژه‌های نقاشی این هنرمند تاثیرگذار بوده است.

تابلوهای نقاشی سهراب همانند شهرهایش مملو از عناصر طبیعت هستند. در آثار آبستره‌اش هم این عناصر حضور خود را با سبک تازه‌ای حفظ می‌کنند؛ درختان به خطوط تیره‌ای تبدیل می‌شوند که طول صفحه نقاشی را می‌گذرند و لکه‌های رنگ به رنگ میان آن‌ها یادآور گل و ماهی و سبزه است. سپهری در سفرهایش به اروپا و نیویورک، سبک‌های مختلف نقاشی مدرن را تجربه و در نمایشگاه‌هایی شرکت می‌کند.

با این‌که سهراب سپهری را بیشتر با اشعار احساسی و بدیعش می‌شناسند، هنوز هم تابلوهای نقاشی او در معتبرترین نمایشگاه‌ها و حراجی‌های داخل و خارج از کشور در معرض دید عموم قرار می‌گیرد و مورد استقبال هنرمندان و علاقه‌مندان به هنر نقاشی واقع می‌شود. در نمایشگاه «صد اثر، صد هنرمند» که امسال در گالری گلستان برگزار شد، دو تابلوی نقاشی از سهراب به نمایش درآمده بود که 200 و 250 میلیون تومان قیمت‌گذاری شده بودند.

سپهری با بورس تحصیلی در هنرستان هنرهای زیبای پاریس به همراه حسین زنده‌رودی در رشته‌ی لیتوگرافی مشغول به تحصیل شد، اما با قطع شدن بورس‌اش برای ادامه‌ی تحصیل مجبور شد شیشه‌ی آپارتمان‌ها را پاک کند و از برج‌های چند طبقه آویزان شود. سفرهای او به کشورهای مختلف جهان و دیدن آثار نقاشان بزرگ غرب او را با تحولات عمیق این هنر آشنا می‌کند. تابلوهای سبک کوبیسم او در موزه هنرهای معاصر که با موضوع چهره و طبیعت بیجان نقاشی شده‌اند، حاصل آشنایی او با نقاشی‌های پیکاسو و سبک کوبیسم هستند.

با این‌که سهراب سپهری را بیشتر با اشعار احساسی و بدیعش می‌شناسند، هنوز هم تابلوهای نقاشی او در معتبرترین نمایشگاه‌ها و حراجی‌های داخل و خارج از کشور در معرض دید عموم قرار می‌گیرد و مورد استقبال هنرمندان و علاقه‌مندان به هنر نقاشی واقع می‌شود. در نمایشگاه «صد اثر، صد هنرمند» که امسال در گالری گلستان برگزار شد، دو تابلوی نقاشی از سهراب به نمایش درآمده بود که 200 و 250 میلیون تومان قیمت‌گذاری شده بودند.

همچنین در دوره‌ای از حراج «ساتبی» لندن که با حضور معروف‌ترین هنرمندان ایرانی و عرب برگزار شده بود، تابلویی از نقاشی‌های سهراب سپهری به عنوان گران‌ترین اثر این حراجی و با قیمت پایه‌ی 325 هزار دلار چکش خورده بود که نشان‌دهنده‌ی اهمیت و زیبایی این اثر در بین هنرمندان حاضر در این حراجی بود.

سهراب ، شاعرنقاش

از معروف‌ترین تابلوهای این شاعر و نقاش می‌توان به «طبیعت بیجان»، «علف‌ها و تنه درخت»، «شقایق‌ها، جویبار و تنه درخت» و «منظره کویری» اشاره کرد. همچنین نمایشگاه‌های بسیاری از آثار او برپا شد که از آن‌ها حضور در دوسالانه‌ی ونیز، دوسالانه‌ی تهران، دوسالانه‌ی سن پائولو، جشنواره‌ی بین‌المللی نقاشی در فرانسه و نگارخانه‌های مختلف تهران را می‌توان برشمرد.

سپهری در سال 58 و براثر ابتلا به سرطان خون درگذشت و در صحن امامزاده سلطان‌علی ا‌بن محمدباقر روستای مشهد اردهال، در نزدیکی زادگاهش به خاک سپرده شد.

شعر معروف زیر گویای علاقه‌ی این شاعر و هنرمند به نقاشی است:

اهل کاشانم

پیشه‌ام نقاشی است؛

گاه‌گاهی قفسی می‌سازم با رنگ، می‌فروشم به شما

تا به آواز شقایق که در آن زندانی است،

دل تنهایی‌تان تازه شود.



:: موضوعات مرتبط: , ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : سه شنبه 23 مهر 1392
انگیزش تحصیلی
انگیزش تحصیلی


آیا تاکنون از خود سوال کرده اید که چرا بعضی ها انگیزش پیشرفت سطح بالایی دارند و در رقابت با دیگران برای کسب موفقیت به سختی تلاش می کنند ، درحالی که عده ای دیگر انگیزه ی چندانی برای پیشرفت ندارند و برای کسب موفقیت از خود تلاشی نشان نمی دهند؟؟؟

انگیزش تحصیلی(academic motivation ) چیست؟

کودکان به طور طبیعی با انگیزه برای یادگیری متولد می شوند. دست زدن کودک به اشیا،غذا خوردن بدون کمک دیگران، راه رفتن و... از جمله ی اولین انگیزش ها برای یادگیری است که بعدها پاسخگوی فعالیت های وابسته به مدرسه مانند خواندن و نوشتن است.

زمانیکه کودکان انگیزه ای برای یادگیری ندارند، یعنی مانعی در راه انگیزش طبیعی آنها وجود دارد، احساس می کنند که به خوبی نمی توانند وظایف مربوط به مدرسه را انجام دهند و در نتیجه تلاششان را متوقف می کنند، یا به اندازه ی کافی تلاش جدی از خود نشان نمی دهند.این قبیل کودکان،براحتی سرخورده( frustrated ) می شوند واز آنجا که تلاششان را متوقف می کنندویادگیری آنها با موفقیت همراه نمی شود، تجربه ی شوروهیجان( thrill ) ناشی ازیادگیری مباحث جدید را کسب نمی کنند و معتقد می شوند همه ی موفقیتها به شانس و تصادف یا اوضاع و احوال( circumstance ) مربوط است.

برخی عوامل اثر گذار بر یادگیری ، مثل : یاد نگرفتن ، وجود مشکلاتی در خلق و خو ( temperament ) ،به تاخیر انداختن امور، فشارهای روانی و افسردگی ( depression )،یادگیری در مدرسه را سخت تر می کنند.

سه عامل ابتدایی در مدرسه ممکن است باعث انگیزش تحصیلی پایین در دانش آموزان شود:

  1. کودکانی که والدین یا همسالان آنها ، فکر می کنند مدرسه مهم نیست و اهمیت مدرسه را تشخیص نمی دهند و دائم این مسئله رادرگوش کودک می خوانند.
  2. رقابت در مدرسه ، برای کودکانی که ممکن است هرگز بهترین نباشند . گرچه آنها می توانند مطالب آموزشی فراوانی یاد بگیرند ولی موفقیت را تجربه نمی کنند یا موفقیت آنها تشخیص داده نمی شود.
  3. در برخی موارد، والدین انتظاراتی غیرواقع بینانه دارند که می تواند موجب مایوس شدن فرزندانشان شود.

افزایش انگیزش تحصیلی

آموختن عادات مطالعه ی صحیح و مفید و فراهم آوردن فرصت کسب موفقیت برای خود ، دارای اهمیت فراوان است.

  1. وقتی برای خود مقرراتی در درس خواندن یا تفریح کردن ، در نظر می گیرید ، در برابر خود، قاطع و منصف باشید.
  2. برای مطالعه ی خود هدف های کوتاه مدت در نظر بگیرید و در صورت رسیدن به آن هدف ، پاداش و در غیر این صورت خود را تنبیه کنید.
    (مثلا" اگر فردا برنامه ی خود را به موقع انجام دادم ، حق دارم نیم ساعت از اینترنت استفاده کنم . اگر 3 روز متوالی از برنامه ام عقب ماندم ، یک هفته حق استفاده از اینترنت را نخواهم داشت.)
  3. تلاش کنید با اعضای خانواده روابط نزدیک و صمیمی داشته باشید، چون در هنگام درس خواندن به حمایت و کمک و آرامش نیاز خواهید داشت. سعی کنید در کنار خانواده ی خود، اوقات خوش و مرفحی داشته باشید .
  4. سعی کنید خیلی خوب و دقیق و منطقی (به دور از حرف و سخن دیگران ) به علایق و استعدادها و تواناییها و اهداف خود فکر کنید تا جایی که برای خودتان ، قانع کننده و آشکار باشد.
  5. وقتی موفقیتی بدست می آورید هر چند هم که کوچک باشد ، معتقد باشید که آن در نتیجه ی سعی و تلاش شما بوده ، نه شانس و اتفاق و...
  6. شما برای کسب انرژی لازم برای رسیدن به یک هدف (قبولی در کنکور) باید انگیزه ی قوی داشته باشید. انگیزه هم وقتی قوی می شود که درونی و خودجوش باشد نه بیرونی و با زور!

یعنی اینکه شما معتقد به ادامه تحصیل وداشتن زمینه ی شغلی مناسب باشید ،نسبت به مطالعه ، سطح سواد ، موقعیت اجتماعی و... احساس نیازکنید، از خواندن مطالب مورد علاقه ی خود لذت ببرید و نسبت به عملکرد خود احساس رضایت داشته باشید. نه اینکه به خاطر ترس از حرف دروهمسایه و فامیل ، به خاطر اینکه پدرو مادرم ازمن خواستند و چنین انتظاری دارند، درس بخوانید ، این دلایل شاید برای ایجاد انگیزه خوب باشند ولی برای پایدار نگه داشتن انگیزه به دلایل و عوامل درونی نیازمندیم.

(مثل کسانی که دائم می گویند:"خوب ، این همه لیسانس بیکار، اصلا" واسه چی آدم باید درس بخونه؟!" خوب چنین کسی ، هیچ اعتقادی به ذات ادامه تحصیل ندارد ، تنها هدفش شغل بوده ، که آنهم به خاطر دیدن چند تجربه ی اتفاقی ، به سرعت زیر سوال رفته، پس نمی توان از این


شخص انتظار انگیزه ی بالا برای درس خواندن و قبولی داشته باشیم ، مگر اینکه نگرش و دید خود را نسبت به مسائل تغییر دهد.)

نکاتی در زمینه ی افزایش یادگیری

  1. شما باید با برنامه درس بخوانید ، اگر برنامه ریزی زمان بندی شده برای خود نداشته باشید، هرچقدر هم که درس بخوانید و نمره ی خوب بگیرید، هیچگاه متوجه ی جایگاه خود نمی شوید. متوجه نمی شوید در چه اوقاتی، چه درسی را بهتر می فهمید و یاد می گیرید ، متوجه نمی شوید چه زمانهایی را بی خود از دست داده اید . اصلا" تشخیص نمی دهید که برای چه درسی چقدر باید وقت بگذارید وچه درسی را به چه روشی بخوانید.
    پس یک برنامه ریزی زمان بندی شده ، هرچقدر هم که ساده باشد ، خیلی چیزها را مشخص می کند.
    {برای این منظور می توانید به جدول خود کنترلی اسکینر، موجود درصفحه ی کنکور، مراجعه کنید.}
  2. سعی کنید مکانی که در آن درس می خوانید ساده و آرام (نه سکوت محض)، حتی المقدور در منزل خودتان باشد . در غیر این صورت می توانید از کتابخانه ی نزدیک محل سکونت خود استفاده کنید.
  3. سعی کنید همیشه به کارهای مدرسه و درس خواندن ، الویت دهید و بعد از انجام آنها به فعالیتهای دیگر(تماشای تلویزیون ، استفاده از کامپیوتر، تفریح ، مهمانی و...) بپردازید.

برای تفریحات خود هم برنامه ی زمان بندی شده داشته باشید. حتما" برایتان پیش آمده که در طول روز 8 ساعت می خوابید و مثلا" 4 ساعت درس می خوانید ، ولی هرچقدر فکر می کنید ، نمی دانید 12 ساعت بقیه را چه کار کرده اید؟!!!
این همان وقت تلف شده است ، شما چون نمی دانید در آن زمان طولانی ، چه کار خاصی انجام داده اید، پس به نظرتان می آید که با اینکه هیچ تفریحی نداشتید ، باز هم نتوانستید درس بخوانید و ساعات مطالعه اتان بسیار کم است ولی خسته اید و نتیجه ی مطلوبی هم نمی گیرید.
چرا؟

  1. چون برای آن 12 ساعت برنامه ای نبوده و خیلی راحت به هدر رفته بدون اینکه احساس کنید کار خاصی انجام داده اید.
    اما اگر دیروز برای این 12 ساعت برنامه می ریختید( 10 تا 11 شب ، استفاده از اینترنت- 1 تا 3 ظهر، دیدن فیلم سینمایی کمدی – 5/5 تا 6 عصر، حرف زدن با تلفن – 5/8 تا 9 شب، کمک به مادر با شستن ظروف شام و....) آخر شب فردا با رضایت خاطر و بدون احساس بطالت ، به کارهایتان نگاه می کردید.

اگر قبلا" مشکلاتی در زمینه ی پیشرفت تحصیلی داشته اید:

  1. درباره ی آن مشکل خوب فکر کنید و با معلمها و مشاورین و پدرو مادر خود ، مشکل را در میان بگذارید تا بتوانید نقاط ضعف را شناسایی کنید و قبل از اینکه مزمن و کهنه شود ، راه حلی برایشان پیدا کنید.(مثلا"دوست نداشتن درس خاصی ، احساس یاد نگرفتن درس خاصی، اضطراب امتحان ، خوب درس نخواندن و.....)
  2. در حین رفع نقاط ضعف ، روی نقاط قوت و تواناییهای خود نیز تاکید کنید و برای پروراندن آنها هم برنامه بریزید . دانستن نقاط ضعف نباید باعث شود که شما کل تواناییهایتان را زیر سوال ببرید.
  3. به تناسب پیشرفتها ، پاداشهایی را برای خودتان درنظر بگیرید.
    هرچند وقت یکبار به عنوان پاداش به کارهای بسیار مورد علاقه ای که برایتان لذت بخش است ، بپردازید. مثلا" به خودتان قول بدهید که اگر یک هفته ی کامل از شنبه تا پنج شنبه ، برنامه اتان را به موقع به انجام برسانید و از برنامه عقب نیفتید ، جمعه ی آن هفته را به کوه بروید.
  4. عوامل مخل یادگیری را محدود کنید .
    (زیاده روی در تماشای فیلم و تلویزیون ، انجام بازی های کامپیوتری یا استفاده ی بیش از حد از اینترنت ، بیرون رفتن از خانه به منظورهای مختلف و مکالمه ی بیش از حد با تلفن وخواب بیش از اندازه و....)
  5. ساعات مطالعه ی خود را کم کم (حتی اگر شده روزی 10 دقیقه ) ولی پیوسته افزایش دهید .مثلا" یک روز 7 ساعت مفید درس نخوانید و 3 روز بعد روزی 2 ساعت ، مگر اینکه اتفاق غیر مترقبه ای افتاده باشد.
    چون 50% کارآیی مدت مطالعه بستگی به عادت مطالعاتی شما دارد.
  6. از هدف هایی که نیازمند تلاش ، ولی قابل دسترسی اند، استفاده کنید . برای خود ، هدفهای بسیار سطح بالا که امکان دسترسی به آنها بسیارمشکل یا غیر ممکن است ، در نظر نگیرید.
  7. مراقب تاثیر مخرب رقابت بیش از حد باشید . به جای اینکه خود را با دیگران مقایسه کنید ،همیشه خود را با دیروز خودتان مقایسه کنید.
  8. برای خود علایق و یادگیری های جدید بوجود آورید ، چون لذت یادگیری های قبلی ، یادگیری های آتی را تشویق می کند.


:: موضوعات مرتبط: , ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : سه شنبه 23 مهر 1392
شب کنکور (فقط کنکوریها بخوانند)

شب کنکور (فقط کنکوریها بخوانند)

شب کنکورشروع شده وخیلی از دانش آموزان و حتیفارغ التحصیلیخیلی راحت می تونن این شب رو با خوبی و شادی پشت سربگذارن.

بهتره کهیواش یواش هر چی که خوندین، جمع و جور کنین و مداد سیاه و پاک کن و تراش و خودکار آبی را برای کنکور آماده کنین. یه دقت کوچولو داشته باشین کهمداد سیاه بهترهبا نوک نرم باشه. افرادی کهتا حالا چند بارکنکور آزمایشیداده باشن یا این که از پیش کسوت های کنکور پرسیده باشین ،ممکنه بهتون بگن که مهم ترین گذرگاه کنکور این پیچ آخره یعنی دو هفته آخر.

این که استرس تو این دو هفته نسبت به هفته های گذشته بیشتره و ممکنه مطالبموضوع های مختلف یک درس با هم کمی قاطی بشن، حواستون باشه این دو هفته بهتره جمع بندی های درسی تونو انجام بدین.

دوست خوب کنکوری

یادت نره که کنکور تنها درس خوندن نیست بلکه اون کسی موفق میشه که کنکوری درس بخونه یعنی روی اصول و با شیوة درست درس بخونه. باور کن هیچ کدام از آن هایی که در کنکور موفق شدند معجزه نکردند. اما خوب بلد بودند درس بخونند. به خاطر همین هم موفق شدند. از این حرف ها که بگذریم. الان می خواهم چند تا نکتة شب کنکوری بگم که اگر انجام بدهیبه قبولیت تو کنکور می تونه کمک کنه:

دردو هفتهنزدیک کنکور،فک کنم خیلیاز شماتمام درس هاتون رو مرور کردی.

لازمه این مرورها، این است که حتماً جزوه های خلاصه شدة خوبی داشته باشی. پس اگر جزوهای ازدرس های کنکوریت نداری حتماً از دوستان و کتاب های کنکور تهیه کن.

با نشاط درس بخوان یعنی به مدت طولانی درس نخوان ودر بین مطالعه برای خود ساعتی برای استراحت قرار بده. فراموش نکن که تغذیه خوب و مرتب و خواب مناسب بسیار به شما کمک خواهد کرد.

تست زدن

برای کنکور علاوه بر درس خواندن، به دقت و سرعت هم نیاز داری، برای این که دقت و سرعتت زیاد شود و اضطراب کنکورهم در دلت کمتر گردد، سعی کن تا حتماً در فضایی شبیه به کنکور، تست بزنی. پس سعی کن هر روز سۆالات کنکور یکی از سال های نزدیک به امسال را جلوی خودت بگذاری و بعد در همان زمانی که در دفترچة سۆالات آمده و یا حتی کمتر از آن زمان، کنکور آن سال را بزنی. این کار هم باعث می شود تا سریعتر تست بزنی، هم میزان دقت بالاتر می رود و هم اضطرابت کمتر می شود. فراموش نکن که تست ها را باید مانند جلسة کنکور بزنی و الا این فایده ها را شاید نداشته باشد.

بعد از تست زدن حتماً پاسخ نامه را با دقت بررسی کن. زیرا حداقل 70 درصد سۆالات کنکور با کمی تغییر در سال های پیش آمده است.

در شب کنکور سعی کن با فشار کمتری مطالعه کنی تا برای کنکور ذهن آماده ای داشته باشی. باید در آن شب خوب بخوابی و تغذیه مناسبی نیز داشته باشی.

اولین و آخرین و مهم ترین کاری که برای کنکور و تمام زندگی به آن نیاز داری،توکل به خداست. زیرا در این دنیا همه چیز قابل پیش آمدن است. و تمام امور بدست و تقدیر خداوند است.



:: موضوعات مرتبط: , ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : سه شنبه 23 مهر 1392
توصیه هایی برای زمان مطالعه

در زمان مطالعه، حتماً به نکات زیر توجه داشته باشید:

  1. با مدّ نظر قرار دادن هدف خویش از مطالعه و درس خواندن، اشتیاق خود را بیشتر کنید. به خاطر داشته باشید که داشتن هدف به انسان انگیزه می دهد. حالا که در مسیر کنکور قدم گذاشته اید حتماً اهداف خاصی دارید؛ پس در زمان شروع مطالعه یا هر زمان که احساس خستگی کردید، به اهدافتان فکر کنید.
  2. به هنگام مطالعه یا حضور در کلاس، از افکار ناامید کننده، کسل کننده و غیر منطقی بپرهیزید و همواره امید، قدرت و توانایی را در ذهن خود حفظ کنید.
  3. همیشه برای مطالعه یا یادگیری در کلاس، کاغذ و قلمی داشته باشید و نت برداری کنید یا خلاصه ای از مطالب را یادداشت کنید تا در فضای روانی درس و مطالعه قرار داشته باشید؛ نه اینکه به دنبال افکار و ذهنیات خود باشید.
  4. زمان و مکان مطالعه، باید از نظر فیزیکی و روانی از شرایط مناسب برخوردار باشد و هر گونه عاملی (نظیر سر و صداها، سرما و گرما، نور کم یا خیلی شدید و ...) را که می تواند باعث حواس پرتی شود از محیط مطالعه حذف کنید.
  5. به مقدار کافی بخوابید؛ زیرا در هنگام خواب است که اطلاعات جدید پردازش و اندوزش می شوند. بدن هر انسان در شبانه روز بین شش تا هشت ساعت خواب احتیاج دارد؛ بنابراین، با توجه به عادات و ساختار بدنی خود حتماً خواب مناسبی داشته باشید؛ سعی کنید که برنامه خواب خود را از ساعت یازده شب تا پنج صبح قرار دهید؛ زیرا بدن در این زمان به کمترین بازدهی ممکن می رسد، البته بسیاری از داوطلبان هم هستند که به شب بیداری عادت دارند و احساس می کنند که در این زمان نیز یادگیری خوبی دارند؛ اما اگر محیط منزل شما برای مطالعه مناسب است، سعی کنید که در طول روز مطالعه کنید؛ در ضمن چرت کوتاه بعد از ظهر هم می تواند باعث تمدید نیروی شما و یادگیری بهتر شود؛ البته به شرطی که ساعت خوابتان از بیست دقیقه تا نیم ساعت پس از بیدار شدن از خواب نیز مطالعه نکنید.
  6. اگر مشکلات شخصی، اجتماعی، خانوادگی و ... باعث عدم تمرکز حواستان می شود، بدانید که زندگی فردی هیچ کس، خالی از مشکل نیست و ذهن هیچ فردی خالی محض نیست؛ از طرف دیگر، با فکر کردن و مشغولیت ذهنی درباره چنین مشکلاتی، هیچ دردی دوا نخواهد شد، پس به خود تلقین کنید که هنگام درس یا مطالعه، ذهن خود را از آن مسائل برهانید. به هنگام مزاحمت آن افکار، به خود قول بدهید که در این باره خواهید اندیشید و زمانی را برای این کار در شبانه روز اختصاص دهید، و در نهایت در صورت امکان، موضوع را با یکی از افراد خانواده در میان بگذارید. وقتی شخص دیگری از بیرون به مشکل شما نگاه کند و برای شما ابعاد مختلف آن را شرح دهد، تازه متوجه می شوید که موضوع آن گونه که شما هم فکر می کردید نیست یا اینکه راه حل های مختلفی دارد.
  7. خود را به مکان خاصی برای مطالعه کردن محدود نکنید و سعی کنید که با تمرین کردن در همه مکان ها، حتی مکان های شلوغ، هم مطالعه کنید. بهترین مکان برای مطالعه خانه است؛ زیرا همیشه در دسترس است.
    روشهای صحیح مطالعه
  8. برای جلوگیری از حواس پرتی، مکانی را انتخاب کنید که کمترین محرک مزاحم را برای شما نداشته باشد. سعی کنید از آنچه که می خوانید، یک تصویر ذهنی برای خود بسازید، بین آموخته های خود ارتباط برقرار کنید، و هرگاه چیز تازه ای را می آموزید آن را با آموخته های پیشین خود مرتبط نمایید. با انجام این کار، شما اطلاعات تازه را چنان دسته بندی خواهید کرد که به سادگی می توانید آنها را بازیابی کنید.
  9. در صورتی که تعدد کارها و فعالیت های غیر درسی، باعث عدم تمرکز می شود، آنها را به حداقل ممکن برسانید و مهم ترین وظیفه و کار خود را مطالعه و درس خواندن و ارتقای سطح علمی خود بدانید.
  10. از مواد حاوی گلوکز (خرما، عسل و شیرینی جات طبیعی)، مواد دارای کلسیم و فسفر و ویتامین های D، C، B، A مانند لبنیات، روغن ماهی، پرتقال، گوجه فرنگی، سبوس گندم، سبزیجات تازه، هویج و جگر، به مقدار کافی استفاده کنید. می توانید در صورت دسترسی نداشتن به بعضی از این غذاها از قرص های ویتامین موجود در داروخانه ها استفاده کنید. اینکه با تغذیه به توان مغزی خود برسید بسیار مهم است؛ زیرا مغز در فرایند یادگیری انرژی بسیاری صرف می کند و این ویتامین ها و سایر مواد غذایی برای مغز بسیار مهم است.
  11. ورزش کردن و داشتن تحرک جسمانی، در فراگیری بهتر و ایجاد انگیزه بیشتر به شما کمک می کند. سعی کنید که در طول زمان آمادگی برای کنکور، روزانه حداقل 30 دقیقه ورزش کنید.
  12. با پیش مطالعه وارد کلاس شوید و پرسش هایی را که درباره درس به ذهنتان می رسد، از معلمتان بپرسید و نگذارید که سۆال مطرح شده، ذهنتان را به خود مشغول کند. با این روش ساده، می توانید فرایند تدریجی و محتوای درسی کلاس را پی گیری کنید و خود را در فضای درسی یا مطالعه قرار دهید.
    روش های تقویت تمرکز حواس و جلوگیری از حواس پرتی
  13. هنگام مطالعه یک فصل یا یک کتاب، اول به کل آن نظر بیندازید و سپس به مطالعه جزئیات و زیر عنوان ها بپردازید؛ نه آنکه از همان آغاز فصل، پاراگراف به پاراگراف و بدون یک نگاه کلی به تمام فصل یا کتاب، مطالعه را شروع کنید.
  14. با سازمان دهی مطالب می توان به راحتی آن ها را یاد گرفت، حفظ کرد و سپس به یاد آورد. برای یادگیری و حفظ موضوع و مطلبی که دارای زیر مجموعه و زیر شاخه های متعدد و متکثر است، آن را در سلسله مراتبی منطقی قرار دهید و از کل به جزء و از بالا به پایین به زیر شاخه های جزئی تر تقسیم کرده و به خاطر بسپارید.
  15. اگر در حفظ و یادگیری برخی از دروس مشکل دارید، می توانید از طریق تصویر سازی ذهنی، حفظ کردن آن ها به شکل رمزهای مخصوص به خود، ترکیب حرف اول برخی از مطالب مرتبط به هم و مواردی از این قبیل، آن ها را راحت تر به خاطر بسپارید.

به خاطر داشته باشید که سبک مطالعه شما تأثیر بسیار زیادی در میزان یادگیری و ماندگاری مطالب در ذهن شما می گذارد؛ پس سعی کنید که به دلیل نگرانی از تمام نشدن دروس در موقع مقرر در برنامه ریزی یا موضوعاتی از این قبیل، با عجله و به صورت شتاب زده عمل نکنید. اگر هر یک از ارکان یادگیری را که در بالا به آن اشاره شد حذف کنید یا به قدر کافی روی آن قوت نگذارید، مطمئن باشید که نمی توانید نتیجه ای را که انتظار دارید از تلاش و زحمت خود بگیرید؛ پس با حوصله، امید و تلاش فراوان قدم در راه بگذارید و ایمان داشته باشید که موفق می شوید.



:: موضوعات مرتبط: , ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : سه شنبه 23 مهر 1392
انش آموزان عزیزی كه برای امتحان كنكور آماده می شوید به نكات زیر توجه نمایید :

انش آموزان عزیزی كه برای امتحان كنكور آماده می شوید به نكات زیر توجه نمایید :

قبل از كنكور :

1- علائم زیر می تواند ناشی از اضطراب باشد : تپش قلب ، نفس تنگی ، سرگیجه ، حالت تهوع ، بی قراری ، احساس ضعف ، بی حالی و سستی ، عرق سرد ، دل پیچه ، دل درد، تكرّرادرار، سرگیجه، حواس پرتی و ....

2- اضطراب در جلسه كنكور و یا هر امتحانی باعث می گردد كه علاوه بر علائم فوق حافظه و تمركز به هم ریخته ودریادآوری آنچه را كه یاد گرفته اید دچار مشكل شده و حالت فراموشی به شما دست دهد.

3- اگر احساس می كنید كه اضطراب كنكور دارید هر چه زودتر به پزشك مراجعه كنید تا از بروز حالت های فوق پیشگیری نمایید . مطمئن باشید كه با مختصری دارو آرامش لازم را به دست خواهید آورد .

4- هیچگاه فراموش نكنید كه شما نهایت سعی و تلاش خود را نموده اید و در حد لازم و توانایی كه داشته اید به درس خواندن پرداخته اید . لذا بیشتر از این به خودتان فشار نیاورید .

5- به تغذیه ، خواب و استراحت خود بیشتر توجه كنید ، در 24 ساعت، ششتاهفت ساعت را خوب بخوابید. توجه داشته باشید كه مغز شما به استراحت نیاز دارد .

6- نگرانی شما هیچ تأثیری در نتیجه كنكور ندارد ، بلكه باعث می گردد كه اضطراب شما شدت یابدو ایندرنتیجه كنكور اثر منفی می گذارد .

7- چند روز به كنكور مانده را به استراحت ، گردش ، تفریح و ورزش و آنچه كه شما را آرام و خوشحال می سازد بپردازید .

در جلسه كنكور و در پاسخ به سؤالات بهتر است موارد زیر را رعایت نمایید :

الف : سعی كنید آرامش خود را حفظ كنید و اگر سئوالی را نمی دانید به آن اهمیت ندهید بلكه به سئوالات بعدی بپردازید .

ب : ابتدا به سئوالات ساده ای كه آنها را می دانید و وقت كمتری می گیرد پاسخ دهید .

ج : در مرحله دوم به سؤالاتی كه نسبتاً سخت است و نیاز به كمی فكر كردن دارد پاسخ دهید .

د : در وقت باقی مانده به سئوالات سخت و مشكل بپردازید.

ن : هیچگاه وقت خود را صرف سؤالاتی كه نخوانده اید و یا نمی دانید نكنید.

و : بدانید كه در پایان جلسه كنكور ذهن ، فكر و حافظه شما خسته شده است ، بنابراین به پاسخ هائی كه داده اید شك نكنید و آنها را دست كاری نكنید. مطمئن باشید جواب هایی كه داده اید صحیح و درست است .

ه : تنظیم وقت را با تعداد سئوالات فراموش نكنید .

بعد از كنكور:

1ـ توجه داشته باشید كه كنكور پایان یافته ، نگرانی و اضطراب شما در نتیجه كنكور هیچ تأثیری نخواهد داشت. در انتظار نتیجه كنكور،زندگی را به خود سخت نگیرید .

2- سعی كنید تنها نمانید بلكه به كارهای عقب مانده ، معاشرت با افراد خانواده ، گردش ، ورزش ، تفریح و ... بپردازید .

3- این را بپذیرید كه خوب زندگی كردن و خوشبخت بودن حتماً در گرو قبولی و ورود به دانشگاه نیست .

4- اگر اولین سالی است كه كنكور می دهید و قبول نشدید می توانید یك سال دیگر را صرف درس خواندن نمایید.

5- اگر دومین سالی است كه كنكور می دهید و قبول نشدید بیشتر از این وقت خود را هدر ندهید .

6- راه های دیگری را برای زندگی كردن انتخاب كنید و هرگز بیكار نمانید .

7- تأسف خوردن ، گریه كردن ، غمگینی ، اضطراب ، گوشه نشینی ، پرخاشگری ، عصبانیت و ... هیچ تغییری در نتیجه كنكور به وجود نخواهد آورد. سعی كنید در روند زندگی خود این واقعیت و بسیاری از واقعیت های تلخ و ناكامی ها و آنچه را كه بر خلاف میل و خواسته شماست بپذیرید .

8ـ اگر احساس شكست شدید می كنید و علائم فوق را در خود احساس می نمایید ، برای جلوگیری از بروز افسردگی به روانپزشك ، روانشناس و یا مشاور مراجعه كنید تا بتوانید با آرامش،به زندگی خود و به خوبی ادامه دهید.



:: موضوعات مرتبط: , ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : سه شنبه 23 مهر 1392
از یادداشت های رتبه آخر کنکور امسال!

از یادداشت های رتبه آخر کنکور امسال!

از یادداشت های رتبه آخر کنکور امسال

شنبه

امروز هوا خیلی گرم بود و این نکته به فکرم رسید که موقع درس خواندن در کتابخانه خودم را خنک کنم تا درصد یادگیری ام کاهش پیدا نکند. بنابراین یک بادبزن خریدم و شروع کردم به باد زدن خودم. همه چیز خوب پیش می رفت که سر و کله این بچه زرنگ کتابخونه پیدا شد. زد روی شانه ام و آهسته گفت: این جوری که خیلی اذیت می شی... تست هم نمی تونی خوب بزنی!

همین ادعای عقل کل بودنش حرصم را در می آورد. اما من که فکر این جا را کرده بودم، روزنامه ای را که از قبل آماده کرده بودم در آوردم و خبر کشف تازه دانشمندان را نشانش دادم که: گرما، قدرت یادگیری را کاهش می دهد!

او هم برای این که ضایع نشود سری تکان داد و گفت: این که درسته... پس حداقل سرت را ثابت نگه دار و باد بزن را تکان بده... مخت تا روز کنکور جا به جا می شه ها!

می بینید؟ علاوه بر احساس عقل کل بودن فضول هم هست... آخه یکی نیست بگوید تو حواست به درس خواندن است یا دید زدن این که مردم چطوری خودشان را باد می زنند؟!

یکشنبه

از وقتی در یک مجله علمی خواندم که گوش کردن به موسیقی، باعث بهبود یادگیری در موش ها شده است، هدفون داخل گوشم می گذارم و موسیقی های ملایم گوش می کنم. امروز هم داشتم راندمان مطالعه ام را بالا می بردم که دیدم بقیه پشت کنکوری های کتابخانه دارند با هم بحث می کنند. همین دیگر... به جای بهبود یادگیری، وقت شان را صرف حرف های صد تا یک غاز می کنند. یکی از آن ها با اشاره از من خواست هدفون ها را از داخل گوشم در آورم. وقتی این کار را کردم پرسید: به نظر تو چند درصد می شه زد؟ من هم بلا فاصله گفتم: به احتمال نود درصد منچستر بارسلون را می زنه! دهان همه شان از تعجب باز ماند. آخه من از کجا می دانستم صحبت آن ها درباره درصد تست زبان در کنکوره؟ باشه... اشکالی ندارد. بگذارید مرا مسخره کنند... روز کنکور که بالای نود درصد زبان زدم و آخر هفته هم که منچستر بارسلون را زد قیافه های شان دیدنی است!

از یادداشت های رتبه آخر کنکور امسال

دوشنبه

شام خانه عمه ناهید دعوت داشتیم. جای شما خالی بعد از خوردن شام بحث کنکور بین فامیل گل انداخت. بعد قرار شد هر کدام از بچه های پشت کنکوری خانواده بگویند دلشان می خواهد در چه رشته ای قبول شوند. پسر عمه ام گفت می خواهد مهندس عمران شود و بعد عمه و شوهر عمه ام حسابی تشویقش کردند. دختر عمو هم گفت می خواهد در رشته گرافیک قبول شود و نیم ساعت بعدش هم دایی و زن دایی از تلاش های دخترشان تعریف کردند. اما وقتی نوبت به من رسید و گفتم می خواهم دکتر شوم، ناگهان همه زدند زیر خنده و بابا و مامان هم مثل لبو قرمز شدند. وقتی به خانه برگشتیم بابا حسابی دعوایم کرد که چرا جلوی فامیل سکه یک پولش کردم؟ مگر من در رشته انسانی درس نخواندم و برای کنکور هم همین رشته را انتخاب نکردم؟ بفرمایید! مرا بگو که برای سرافرازی خانواده ام می خواستم بروم بر خلاف میل باطنی ام دکتر بشوم... البته من می خواستم این موضوع را با بابا و مامان در میان بگذارم ولی دیدم آن ها بر سر این که من دقیقاً به کدامشان رفتم دچار اختلاف جدی شدند و فعلاً صلاح نیست وسط حرفشان بپرم!

سه شنبه

امروز در یک کنکور آزمایشی شرکت کردم. به محض گرفتن ورقه به سرعت دست به کار شدم و تا آخر وقت حتی نتوانستم سرم را از روی ورقه بر دارم. موقع جمع کردن پاسخ نامه ها فهمیدم اگر نفر اول نشوم حتماً نفر دوم شدنم روی شاخش است! چون من تنها کسی بودم که توانسته بود، تمام مستطیل های خالی پاسخ نامه را به دقت و بدون بیرون زدگی از خط رنگ کنم! بقیه داوطلب ها طفلکی ها یک عالمه خانه رنگ نشده داشتند... جداَ پدر و مادر های این بچه ها موقع گرفتن نتیجه کنکور آزمایشی چه حالی پیدا می کنند؟

چهار شنبه

امروز در کتابخانه بین بچه ها بحث بر سر این بود که کنکور شبیه چیه؟ یکی گفت شبیه قیف است. یکی دیگر معتقد بود شبیه اکوانِ دیو است که در شاهنامه خیلی حال رستم را گرفت و اگر رستم هم الان در کتابخانه ما بود حتماً از دست این همه تست، با کمال میل گرزش را بر می داشت و بر می گشت پیش همان دیو ها! آقای عقل کل و مخ کتابخانه هم نظر داد که کنکور امسال شبیه کنکور پارسال است، چون واقعاً این پدیده بی نظیر را با هیچ چیز دیگری جز خودش نمی توان مقایسه کرد! تا این که یکی از بچه ها از من که داشتم تست ادبیات می زدم، پرسید که نظرم در این باره چیه؟ من هم پس کله ام را خاراندم و گفتم: کنکور مثل زرافه است! همه با تعجب نگاهم کردند. توضیح دادم که: این جا نوشته آن قدیم ها به زرافه می گفتند شتر گاو پلنگ چون هر چیزش شبیه یکی از این سه جانور بوده... حالا به نظر من کنکور هم همین وضعیت را دارد، چون امتحان هست ولی شبیه هیچ کدام از امتحانایی که تا حالا دادیم نیست. سرنوشت ساز هست ولی حتی مثل بازی های مهم فوتبال در لیگ برتر، رفت و برگشت ندارد و از همه مهم تر این که می گن غول نیست، ولی تو هر شهری نصف بیشتر مردم آن جا یا دارند کلاس کنکور می روند یا کلاس کنکور دارند! همه بچه ها، حتی آقای عقل کل هم اعتراف کردند که تعریف من از کنکور رودست ندارد... فقط حیف که در کنکور تعریف شناسی هیچ درصدی ندارد!

پنجشنبه

از یادداشت های رتبه آخر کنکور امسال

امروز آخرین روزی است که یادداشت می نویسم، چون هم فردا تعطیل است و هم دیروز در یک نشریه علمی- آشپزی خواندم که دانشمندان به این نتیجه رسیدند که نوشتن خاطرات روزانه باعث جلوگیری از پیشرفت می شود. البته امروز اتفاق خاصی هم رخ نداد جز این که نتایج کنکور آزمایشی آمد در خانه و بابا و مامان با دیدنش، دوباره سر این که من به کدامشان رفتم دعوای شان شد... بله؟ یعنی شما هم واقعاً فکر کردید من نمی دانم نباید همه مستطیل های پاسخ نامه را سیاه کرد؟ معلومه که می دانستم و این کار را کردم تا کنکور را به خودش مغرور کنم و کاری کنم که نتواند تا روز آزمون به قدرت واقعی من پی ببرد... بله... در روز کنکور است که مثل رستم می روم سر جلسه و برای گرفتن حال کنکور هم که شده جواب هم تست ها را پشت پاسخ نامه ام به صورت تشریحی می نویسم تا کنکور بفهمد با کی طرف شده!

پس از کنکور

بالاخره کنکورم را هم دادم، حالا منتظر نتایج آزمون هستم تا ببینم من با کنکور طرف شدم یا کنکور با من!!!!!!!! که البته بر همگان واضح و مبرهن است که حتی کنکور هم با همه سختی و دشواری‏ اش توان غلبه بر اعتماد به نفس مرا ندارد.



:: موضوعات مرتبط: , , ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : سه شنبه 23 مهر 1392
کنکور، تمام زندگی نیست

کنکور، تمام زندگی نیست

الان که دارید این مقاله را می خوانید، چندهفته است که شما از مهم ترین هدفی که در طول یک سال یا بیشتر برایش برنامه ریزی کردید، یعنی شرکت در آزمون سراسری امسال فارغ شده اید. قبل از هر چیزی باید به همه شما عزیزان، یک تبریک خاص و ویژه عرض کنیم؛ به خاطر این که با وجود تمام افت و خیزها توانستید این مرحله مهم از تحصیل و زندگی تان را پشت سر بگذارید.

مثل تمام آزمون ها، احتمالاً الان خیلی از شما عزیزان از نتیجه تلاش و زحمت خودتان راضی و خوشحال هستید و بعضی ها هم چندان از جلسه آزمون و نتیجه احتمالی تان راضی نیستند؛ حتی ممکن است عده ای هم وجود داشته باشند که به شدت افسوس بخورند.

ضمن عرض یک تبریک دیگر به گروه اول، امروز روی سخن من با شما عزیزان گروه سوم است؛ یعنی کسانی که به خوبی آزمون نداده اند، ناراحتند و پیوسته با مقصر دانستن همه افراد و موضوعاتی که به ذهنشان می رسد، دنیا را تیره و تار می بینند. ما با داوطلبان زیادی در مقاطع مختلف برخورد داشته ایم که بعد از آزمون احساس می کردند دنیا به آخر رسیده و زندگی دیگر هیچ زیبایی و مفهومی برای آنان ندارد.

همه ما بارها در طول زندگی مان اشتباهاتی کرده و برای پیامدهای آن افسوس خورده ایم. گاهی نتیجه یک اشتباه تا همیشه گریبان ما را می گیرد و ما را بر آن می دارد تا پیوسته افسوس بخوریم.

افسوس خوردن باعث ایجاد ناامیدی، و نا امیدی، باعث افسردگی و عدم اعتماد به نفس در ما می شود و موجب می شود تا در تمامی شرایط به نداشته ها فکر کنیم و نتوانیم داشته هایمان را ببینیم.

در بیشتر مواقع، دلیل اصلی افسوس خوردن این است که آن طور که باید و شاید تلاش نکرده ایم و موقعیت هایی را از دست داده ایم؛ مثلاً ممکن است افسوس بخوریم که چرا فلان دوره آموزشی را ندیدیم یا وقت بیشتری برای کاری که می بایست انجام می دادیم، نگذاشتیم.

مسایلی که ممکن است خیلی از افراد را از پا در بیاورد، شاید برای بسیاری که از کسانی که از بیرون به ماجرا نگاه می کنند بسیار سطحی و پیش پا افتاده باشد. موفقیت در کنکور نیز یکی از این مسایل است.

درست است که اهداف ما برایمان بسیار مهم است، و از جمله این هدف ها هم یکی قبولی در کنکور است، اما باید به این نکته توجه داشته باشیم که هر هدف در زندگی ما چقدر ارزش دارد.

آیا یک هدف، آن قدر مهم است که به قیمت افسردگی و اختلال در امور مختلف زندگی ما تمام شود؟

روی سخنم با همه داوطلبان عزیز است؛ آیا تا به حال به این موضوع فکر کرده اید که واقعاً کنکور چقدر در زندگی شما اهمیت و نقش دارد؟

شاید پاسخ شما این باشد که دوست دارم با کسب یک رتبه خوب در کنکور و تحصیل در رشته پزشکی یا حقوق و ... به یک موقعیت عالی در جامعه دست پیدا کنم.

این دلیل به طور حتم، علت اصلی شرکت تعداد بسیار زیادی از شما عزیزان در کنکور و کسب رتبه خوب است. ممکن است که در میان شما داوطلبان عزیز، کسانی نیز وجود داشته باشند که کنکور را رۆیا و تمام زندگی خود قرار نداده باشند،اما به خاطر اصرار خانواده و توقعات غیر منطقی و بیش از حد والدین، مانند گروه اول به کنکور نگاه کنند؛ در واقع آن ها هم ناچارند تا به خاطر خشنودی و کسب تأیید والدین، موفقیت در این آزمون را جزو آمال و اهداف خود قرار دهند؛ به هر حال، کسب یک رتبه خوب و قبولی در یک دانشگاه عالی، هدف بزرگ گروه زیادی از شما داوطلبان است. در راه تحقق این هدف نیز تلاش و کوشش خوب است؛ اما کسب نکردن یک نتیجه دلخواه نباید به تمام زندگی فرد آسیب بزند.

با خود صادق باشید و به این سۆال ها پاسخ دهید:

آیا رسیدن به یک جایگاه اجتماعی و اقتصادی خوب فقط از راه درس خواندن میسر است؟

آیا در اطراف خود کسانی را نمی شناسید که بدون ادامه تحصیل در یک رشته و دانشگاه خوب به جایگاه مناسبی رسیده باشند و یا در میان مردم قابل احترام و بزرگ باشند؟

در ضمن باید به این نکته نیز توجه داشته باشید که کنکور نه یک هدف، بلکه وسیله ای برای تحقق اهداف شما است آیا راه های دیگری برای تحقق اهداف شما وجود ندارد؟

آیا حاضرید که به هر قیمتی به اهداف خود، این گونه جامه عمل بپوشانید؟

معمولاً بعد از کنکور دو گروه از آزمون ناراضی هستند:

داوطلبان کوشا و زرنگ که بسیار زحمت کشیده و درس خوانده اند و با توجه به نتایجی که در آزمون های آزمایشی یا آزمون هایی که خود در منزل انجام می دادند، احساس می کرده اند که کنکور را به خوبی پشت سر خواهند گذاشت و به اهداف و آرزوهای خود خواهند رسید، و

گروه دوم، داوطلبانی هستند که به اندازه کافی، وقت و انرژی خود را برای این آزمون نگذاشته اند و اکنون از عملکرد خود ناراحتند.

روی سخنمان با هر دو گروه است. قبل از هر چیز سعی کنید تا برای آن جه که گذشته و تغییر آن از توان شما خارج است ناراحت نشوید؛ چون این کار، فقط باعث می شود تا انرژی و روحیه خود را از بین برده و از لحظاتی که در پیش رو دارید نیز لذت و استفاده لازم را نبرید.

به قول آن ضرب المثل معروف «گذشته ها گذشته و برای گذشته نباید افسوس خورد».

داوطلبان زرنگ که معمولاً بیشترین ضربه را از نتیجه غیر دلخواه خود در کنکور می گیرند نیز باید توجه داشته باشند که آن چه بیشترین اهمیت را دارد این است که تمام زحمت و توان خود را برای این آزمون گذاشته اند و گرچه از آزمون رضایت کافی ندارند، اما باید بدانند که مهم ترین موضوع در چنین شرایطی این است که به خودشان بدهکار نیستند؛ زیرا تمام تلاش خود را کرده اند و در هر رقابتی، هر چند که گروهی کاملاً آماده نیز باشند، ممکن است که برخی از اتفاقات پیش بینی نشده، در هدف ما اختلال و نقصان ایجاد کند.

گرچه، کمی سخت است، اما شما عزیزان باید با تمرین و ممارست، با افکار منفی مغزتان مبارزه کنید تا بتوانید احساس گناه را از خود دور کنید و دایم با خود تکرار کنید که افسوس خوردن بی فایده است.

مسأله دیگری که از شما خواهش می کنیم به طور عمیقی به آن فکر کنید، این است که ممکن است در مسیر زندگی ما اتفاقاتی بیفتد که ما در آن لحظه احساس کنیم که زندگی ما را به هم زده و ما را از رسیدن به اهدافمان بازداشته است، اما بعدها و شاید پس از گذشت سال ها متوجه می شویم که آن اتفاق به ظاهر تلخ، به نفع ما بوده است؛ به این دلیل که خداوند همیشه به فکر ماست و حتی در لحظه هایی که احساس ناکامی و شکست می کنیم نیز تدبیر امور را در مسیر خوشبختی و منفعت ما قرار داده است؛ به عنوان نمونه، اگر امسال شما با هدف قبولی در رشته حقوق در یک دانشگاه عالی، زحمت کشیده و مطالعه کرده اید، اما احتمال می دهید که چنین نتیجه ای را نگیرید و در آن رشته پذیرفته نشوید، شاید در کوتاه مدت بسیار ناراحت شده و بر جریان امور افسوس بخورید؛ اما به این نکته فکر کنید که شاید بعدها توانایی لازم برای موفقیت در این رشته را نداشته باشید و مثلا در رشته مدیریت یا روان شناسی از نظر کار و حضور درجامعه موفق تر باشید.

گروه دوم نیز باید توجه داشته باشند که ما در بیشتر مواقع، حتماً نتیجه کار و تلاش خود را می بینیم و وقی تلاشی صورت نگیرد، نتیجه مطلوبی نیز در میان نخواهد بود.

اگر در طول دوره آمادگی برای کنکور، وقت کافی و برنامه مناسبی برای موفقیت در کنکور نداشته اید، اگر با بازیگوشی و درس خواندن های پراکنده به برنامه خود عمل نکرده اید و یا به خاطر تفریحات و علایق خود، کنکور را در حاشیه قرار داده بودید، پس آزمون خوبی هم نداده اید.

حالا که پس از آزمون، متوجه اشتباهات خود شده اید، بدون احساس ناراحتی و گناه و به جای مۆاخذه خود به دنبال دلیل باشید و «باید» و «نباید» ها را نادیده بگیرد و همراه با خود، نگاهی کوتاه به گذشته کرده و از اشتباهات خود درس بگیرید و به خود قول بدهید که دیگر هرگز آن اشتباه را مرتکب نخواهید شد.

مطمئن باشید که به اندازه کافی وقت برای جبران این اشتباهات وجود دارد. باور کنید که با این دیدگاه، یعنی پی بردن به اشتباهات خود و تصمیم به اجرای یک برنامه اصولی و درست برای رسیدن به اهدافی که در پی آن بوده اید، حس شما نسبت به خودتان کاملا عوض خواهد شد و احساس نا امیدی و ناراحتی، جای خود را به فردی خواهد داد که با تجربه های جدید به دنبال اهداف خود می رود.

ممکن است که در میان شما عزیزان، داوطلبان مردی هم وجود داشته باشند که در صورت عدم قبولی در کنکور مجبور باشند به خدمت سربازی روند. حتماً این افراد با خواندن مطالب بالا با خود می گویند «گرچه این مطالب درست است، اما برای ما دیگر وقتی نمانده است.» باید به این نکته اشاره کنیم که سخن شما درست است، اما سربازی، وظیفه ای است که بیشتر آقایان مجبورند این دوره را قبل یا بعد از انجام تحصیلات عالی طی کنند. اگر بعضی از شما داوطلبان در چنین شرایطی هستید، می توانید در دوره سربازی، برنامه ای مناسب برای خود ریخته و دوباره برای کنکور آماده شوید. بسیاری از کسانی که در کنکور، رتبه های خوب و قابل قبولی کسب کرده اند داوطلبانی بوده اند که پس از گذراندن خدمت سربازی در کنکور شرکت کرده اند.

نکته بسیار مهمی که همه شما داوطلبان باید به آن توجه داشته باشید این است که کنکور، یک آزمون جمعی است و نه فردی، و تلاش و نمره شما با تلاش و نمره بقیه داوطلبان در آن سنجیده می شود؛ پس حتی اگر احساس می کنید که به خوبی آزمون نداده اید، به این نکته توجه داشته باشید که از وضعیت داوطلبان دیگر آگاه نیستید و ممکن است با توجه به نمره بقیه، شما رتبه خوبی را کسب کنید؛ به علاوه این موضوع را نیز فراموش نکنید که ممکن است بسیاری از سۆالاتی که برای شما سخت بوده است، برای گروه زیادی از دواطلبان نیز این گونه باشد؛ پس بدون توجه به افکار منفی و ناراحت کننده، از این اوقات فراغت استفاده کنید و لذت ببرید و منتظر نتیجه باشید.

اجازه ندهید که افکار منفی و ناراحت کننده بر شما غلبه کنند. سعی کنید با افکار و انرژی مثبت به خود نهیب بزنید که احساس خوبی از آزمونی که دادید، دارید و منتظر نتیجه آن می مانید. به فکر کارهایی باشید که می توانید در زمان حال و آینده انجام دهید.

زمانی که در حال افسوس خوردن هستیم به منزله این است که داریم به گذشته ها می اندیشیم. ما تنها زمانی اجازه داریم به گذشته ها فکر کنیم که بخواهیم از آن ها عبرت بگیریم و تجربه کسب نماییم. حال باید با فکر کردن به لحظه ای که در آن هستیم، برای انجام اموری که می خواهیم برنامه ریزی کنیم و با اراده ای مصمم تا سر حد موفقیت پیش برویم.

برای جلوگیری از ناراحتی و افسوس خوردن به خاطر آزمونی که از آن رضایت ندارید، سعی کنید که کارهای زیرا را انجام دهید:

1-کنکور، آزمونی گروهی است؛ پس تا آمدن نتیجه، خود را دچار تنش و استرس های بی جا نکنید؛ زیرا نتیجه شما در کنار سایر داوطلبان سنجیده می شود.

2- افسوس خوردن، باعث بازگشتن روزهای قبل از کنکور نمی شود؛ پس به جای شماتت خود و دیگران، از اوقات فراغت خود لذت ببرید و منتظر نتیجه باشید. نگذارید تا افکار منفی به شما غلبه کند و وقتی چنین اتفاقی افتاد با خود بگویید که حتماً نتیجه، بهتر از آن چیزی است که شما تصورش را می کنید.

3-نیازی نیست که خیلی نگران اشتباهاتمان باشیم؛ فقط مسأله مهم این است به اشتباه عادت نکنید و تا جایی که امکان دارد، رفتارهای غلط را از خود دور نمایید.

4-اگر به این نتیجه رسیده اید که آزمون سراسری را آن طور که مد نظرتان بوده، نگذرانده اید، خود ار از اشتباه مبرّا ندانید. اولین و اساسی ترین قدم برای این که اشتباهات خود را به حداقل برسانید، همین اصل است. بدانید که هه مردم در بعضی از امور زندگی شان، حتماً یک بار یا بیشتر دچار اشتباه می شوند.

5-تا حد امکاناز توجیه اشتباهات تان خودداری کنید. تجربه نشان داده است که معمولاً توجیه اشتباهات تأثیر مطلوبی روی کمرنگ جلوه دادن یا بی اثر کردن اشتباهات ندارد و چه بسا اوضاع را از آن چه که هست خراب تر می نماید؛ پس به دنبال توجیه ساختگی برای اشتباه خود نباشید؛ آن را بپذیرید و در صورت لزوم یا در صورت امکان، جبران کنید.

6-مهم ترین نکته این است که با خود صادق باشید. اگر فکر می کنید که به اندازه کافی برای کنکور زحمت نکشیده اید، از تکرار یک اشتباه بپرهیزید و تجربیات گذشته را از یاد نبرید. این موضوع اهمیت بسیاری دارد. گاهی اوقات، گذشت زمان باعث می شود تا درس هایی را که از اشتباهات گذشته گرفته اید، به نفع شما تمام شود؛ گرچه که یک سال وقت خود را برای آن داده باشید. مطمئن باشید که این تجربه ها، باعث موفقیت بیشتر شما خواهد شد.

7-همه درها را به روی خود نبندید. گاهی اوقات پیش می آید که دیگر هیچ راهی برای جبران اشتباهات وجود ندارد. این اشتباهات غیر قابل جبران هم،ارزش افسوس خوردن و ناراحتی را ندارند. توجه داشته باشید که نتیجه آزمون از این گروه از اشتباهات نیست و به راحتی قابل جبران است و ناراحتی برای آن، جز به هم زدن لحظه های زیبایی که در پیش رو دارید، نتیجه خاصی نخواهد داشت.

8-خونسردی خود را حفظ کنید و به این نکته فکر کنید که نتیجه ممکن است با آن چه شما فکر می کنید تفاوت بسیاری داشته باشد.

9-تلاش کنید که تا رسیدن نتیجه، آرامش خود را حفظ کنید. ضمناً از پیش داوری خود داری کرده و بگویید که پس از دیدن رتبه ام به بقیه موضوع فکر خواهم کرد.

10-اگر داوطلب ضعیفی هستید و از نتیجه آزمون نگرانید، یادتان باشد که ظرفیت دانشگاه ها، افزایش پیدا کرده و احتمال قبولی اکثر داوطلبان در آزمون سراسری بسیار است.

11-با انرژی مثبت و افکار خوشایند به جنگ افکار منفی و مخرب بروید و وقت خود را برای برنامه هایی صرف کنید که تصمیم داشتید پس از کنکور به آن ها بپردازید؛ مثلاً ورزش کردن، دیدن دوستان و صرف وقت با آن ها، رفتن به مسافرت و ...

12-فراموش نکنید که کنکور تمام شد و

زندگی زیباتر از هر روز ادامه دارد

و چنین لحظه هایی، هرگز تکرار نخواهد شد؛ پس برای آن چه که از دسترس شما خارج است، افسوس نخورید و از لحظه های زندگی خود لذت ببرید.

13-کنکور، تمام زندگی نیست؛ وسیله ای برای رسیدن به یک هدف در زندگی شماست؛ پس قبل از اعلام نتیجه، ناراحتی و افسوس را مهمان وجودتان نکنید. بدترین نتیجه ممکن نیز نباید افکار شما را به هم بریزد و نگرانتان کند؛ چون دنیا به آخر نرسیده و همه چیز قابل جبران است



:: موضوعات مرتبط: , ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : سه شنبه 23 مهر 1392
جمع بندی مطالعه برای کنکور

جمع بندی مطالعه برای کنکور

دوست داوطلب كنكوری!

اولین حرف:

اگر خود را شكست خورده « بپندارید» شكست می خورید. اگر خود را شكست خورده نپندارید پیروزید. اگر حتی خواستار پیروزی هستید، اما « فكر می كنید» توا نایی آن را ندارید موفق نخواهید شد. اگر « فكر می كنید» كه می بازید، حتماً بازنده می شوید. اگر خود را ا نسانی عاجز و مفلوك « می دا نید» مفلوك وعاجزید. برای پیروزی و دریافت جایزه باید به خود مطمئن باشید. لزوماً همیشه قوی ترین ها وسریع ترین ها پیروز نمی شوند. پیروز كسی است كه « فكر می كند» می تواند پیروز شود.

روش صحیح جمع بندی(خرداد ماه):

اهمیت دوران جمع بندی وروش برنامه ریزی دراین ماه را همه می دانند. با استفاده ی صحیح از ماه خرداد واجرای روش صحیح جمع بندی درهر جایگاهی كه باشید، رشد خواهید كرد.

در ایام باقی مانده سعی كنید به تمرین تست مجموعه ای بپردازید،مجموعه تست هایی كه انتخاب می نمایید ترجیحاً سؤالات كنكور سراسری و آزاد سال های 83 تا 86 باشد،ایام هفته را به 2 بازه 3روزه به همراه روز جمعه كه معمولاً اكثر دانش آموزان دراین روز در كنكورهای آزمایشی شركت می نمایند،تقسیم نمایید ودر هر بازه 3 روز به اینگونه عمل نمایید كه این 3 روز را به 6 نیمروز تقسیم كنید،و در نیمروز اول یك تست مجموعه ای را دقیقاً به مانند شرایط كنكور از خود امتحان بگیرید وپس از تحلیل این آزمون به این گونه عمل نمایید كه هر نیمروز از این 5 نیمروز باقی مانده را به مطالعه یك درس اختصاصی بپردازید،حال برای تعیین نیاز خود دردروس اختصاصی به این گونه عمل نمایید كه در هر درس،بخشی از آن درس را میخوانید كه بیشترین تعداد سؤالات غلط یا نزده در آزمون مذكور از آن بخش یا فصل كتاب باشد،حال اگر شما در بازه 3 روزه بعدی،تست مجموعه ای دیگری را از خود آزمون بگیرید،این بار نیاز به مطالعه بخش های دیگری از دروس را خواهید داشت،بعد از اینكه چند سری به این نحو عمل نمودید خواهید دید كه مهمترین بخش های كتب كه بیشترین ضعف را در آنها داشته اید مورد مطالعه قرار گرفته اند.

لازم به ذكر است كه شما باید در این ایام فارغ از اجرای این روش به هر روز حدود 4 ساعت را به مطالعه و مرور دروس عمومی اختصاص دهید

دوران جمع بندی، زمان تثبیت یافته هاست نه یادگیری. بنابراین مطالب جدید نخوانید.

همان طور كه ذكر شد، شرایط كنكور را از هر نظر شبیه سازی كنید. این كار باعث می شود تا درروز كنكور، شرایط بسیار آرامی را سپری كنید.

اگر هنوز متقاعد نشده اید كه این روش، بسیار مفیدتر است، دست كم 2 دوره (6روز) این كار را انجام دهید و درآزمون سوم ( روزهفتم) خواهید دید كه چه تحولی در آزمون شما ایجاد شده است.

فرم تحلیل آزمون وتشخیص اولویت های هر درس

نام آزمون:........................ سال:.............................

جمع بندی مطالعه برا ی کنکور

« سوالات متداول داوطلبان در دوران جمع بندی»

سوال 1):من هنوز درس ها را تمام نكرده ام چگونه می توانم روش جمع بندی را اجرا كنم؟

پاسخ: اولاً زمان محدود است ثانیاً فراموش نكنید معنی جمع بندی این است كه ابتدا درس هایی را كه خوانده اید مرور كنید و سپس ( درصورتی كه وقت كردید) برای دروس نخوانده، برنامه ریزی كنید.

سوال 2): چگونه مطمئن باشیم با این روش تمام كتاب ها دوره خواهند شد؟

پاسخ: دردوران جمع بندی هم ما درحال دوره كردن هستیم، اما فصل ها و صفحه های مهم كتاب ها دوره می شود، زیرا با انجام چند دوره تست و آزمون های سال های قبل تا حدود زیادی می توانیم مطمئن باشیم، اگرمبحث مهمی دركتاب ها بوده، درخلال این چند دوره آزمون مطرح شده است.

* ضمناً قرار نیست كارهای غیرممكن انجام دهید، می خواهید دریك فاصله ی زما نی محدود بهترین ودرست ترین كار را انجام دهید.

سوال 3): اگر نتیجه ی آزمون اولم خوب نشد آیا می توانم این روش را رها كنم؟

پاسخ: خیر. هدف اززدن تست مجموعه ای در ابتدا آموزش است نه سنجش، یعنی شما بتوانید با توجه به وضعیت خودتان برای 5/2 روز باقی مانده تان برنامه ریزی كنید به عبارتی آزمون به شما كمك می كند بتوانید برای خودتان برنامه ی شخصی بهتری تنظیم كنید.

سوال 4): درزمان جمع بندی ما از همه ی زما نمان استفاده می كنیم. آیا لازم است باز هم دفتر برنامه ریزی را بنویسیم؟

پاسخ: فراموش نكنید هنگامی كه وقت شما كم وكارتان زیاد است، ضرورت داشتن یك برنامه منظم از هرزمان دیگری بیشتر است.

سوال 5): دردوران جمع بندی می خواهم به جای دو درس عمومی معارف و ادبیات، یك درس اختصاصی را به طوركامل بخوانم، زیرا من در دروس ادبیات ومعارف قوی هستم.

پاسخ: علت پیشنهاد ما درخواندن ادبیات ومعارف این است كه هردرسی را می توان به طوركامل خواند. مطالعه ی ادبیات یا معارف اولاً وقت زیادی نمی گیرد، ثانیاً این دو درس چون فرار هستند اگر نزدیك تر به كنكور خوانده ( مرور) شوند كمك بیشتری به شما می كند.

مطالعه ی كامل یك درس اختصاصی كه تا كنون خوب نخوانده اید بسیار وقت گیر است، لذا زمانی را كه می توانید روی جمع بندی همه ی درس ها بگذارید روی خواندن تنها یك درس نگذارید.

سوال 6): دردوران جمع بندی دفتر تحلیل آزمون تا چه حد مورد استفاده قرارمی گیرد؟

پاسخ: دراین مقطع زما نی ( دوران جمع بندی)، برنامه ی شخصی اهمیت ویژه ای می یابد، یعنی هرداوطلب بسته به وضعیت درسی خود به مرور و جمع بندی مطالب خوانده شده خویش می پردازد و كلاسور ارزیابی گنجینه ای است كه هركس نكته ها واشكال های مخصوص به خود را در آن جمع آوری كرده است و با توجه به این كه مرور 20 آزمون ممكن است میسر نباشد مطالعه ی كلاسور ارزیابی كاملاً راه گشا است.

سوال 7): آیا اگر تست های مجموعه ای سال 81 تا 86 را بزنیم كافی است؟ بهتر نیست از تست های جدید تر استفاده كنیم چون تست های كتاب زرد را قبلاً در كتابای تست دیده ایم.

پاسخ: شبیه ترین سوال ها به كنكور امسال، سوال های سال های گذشته ی كنكور سراسری و آزاد وبه خصوص سال های اخیر است. ضمناً بهترین كار دردوران جمع بندی تكرار تست هایی است كه قبلاً داشته اید. چرا كه علاوه بر یاد آوری وتسلط روی همان تست ها اشتباهاتی كه قبلاً داشته اید یاد آوری می شوند. بنا براین بهترین منبع، كتاب زرد و مكمل آن كتاب آبی، آزمون های قبلی تان و به خصوص كلاسور ارزیابی وخلاصه برداری های خودتان می باشد.

سوال 8): پس از هر آزمون برای 5/2 روز باقی مانده از چه منابعی استفاده كنیم؟ آیا می توانیم یك بار تست های آزمون های قبلی را بزنیم؟

پاسخ؟ قراراست درزمان نظرگرفته شده برای هردرس بهترین كارممكن را انجام دهید و بهترین منبع را با توجه به وضعیت خود در آن درس انتخاب كنید. آزمون های قبلی هم ممكن است یكی از منابع شما باشد. دقت كنید برای هردرس و مبحث، منبعی ( وروشی) را انتخاب كنید كه به شما كمك كند در آزمون بعدی كمی بهتر شوید.

سوال 9): برای مطالعه ی درس ها در فاصله ی 3 روزه وقت كم است. آیا می توان به جای مطالعه ی بعضی درس ها فقط تست كار كرد؟

پاسخ: شاید برای دروسی كه قوی هستید بهترین كار ممكنتان تست زدن باشد ولی برای دروسی كه نخوانده اید باید توجه داشته باشید كه مراحل یادگیری 5 مرحله است وهیچ مرحله ای را نمی توان جایگزین دیگری كرد وتا زمانی كه روی مفاهیم كتاب وتمرین اشراف نداشته باشید تست زدن هیچ كمكی به شما نمی كند.

سوال10): با استفاده از روش جمع بندی چند بار می توانیم درس هارا دوره كنیم؟

پاسخ: مباحث مهم تر را به دفعات مرور خواهید كرد. مثلاً اگر پس از اولین آزمون روی مبحث نورهندسی فیزیك تمركز كنید، این مبحث درتمامی آزمون های بعدی كه از خودتان می گیرید تكرار دوره می شود.

سوال 11): من قبل از عید خوب درس نخواندم ولی پس ازعید تلاشم را بیشتر كرده ام. آیا امكان دارد دردوران جمع بندی نواقص كارم را جبران كنم ودرس های عقب مانده را مطالعه كنم؟

پاسخ: بهتر نیست به جای فكر ودغدغه ی درس های عقب مانده، البته آن قسمت هایی را كه قبلاً مطالعه كرده اید از آن خود كنید تا آرامش واطمینان بیشتری بیابید. زیرا درجلسه ی كنكور هیچ چیز ناراحت كننده تر از این نیست كه شما سوالی را كه قبلاً دیده اید ومطالعه كرده اید نتوانید پاسخ دهید. بنا براین به جای فكر كردن به دروس عقب مانده، به این فكر كنید كه چگونه می تو انید به حد ایده آل خودتان برسید.

توصیه مهم برای روزهای باقیمانده و جلسه کنکور

  1. درحال حاضر اكثریت دانش آموزان این تصور را دارند كه هیچ یك از مطالبی كه تا به حال خوانده اند را به یاد ندارند اما نگران نباشید به محض اینكه درجلسه كنكور حاضر شوید وسوالات را ببینید متوجه خواهید شد كه مطالب را به خوبی به خاطر دارید.
  2. اگرهنوز منتظر هستید تا دوره درس ها به پایان برسد وتست كار كنید بدانید كه هیچ گاه این اتفاق نمی افتد درواقع هیچ گاه دوره ی درس ها به اتمام نخواهد رسید چون شما هرمطلبی را كه دوره كنید، مطلبی می ماند كه احساس می كنید فراموش كرده اید واحتیاج به دوره دارد. بنا براین اگر هنوز شروع به تست زدن به صورت منسجم وكنكوری نكرده اید زمان را ازدست ندهید واز همین الان شروع به تست زدن كنید.
  3. درزمان باقی مانده تا كنكور دست به كارهای عجیب نزنید. همان روش مطالعه قبلی كه تا به حال اجرا كرده اید را ادامه دهید. به هیچ عنوان ساعت خواب خود را كم نكنید زیرا بازده مطالعاتی شما را به طرز چشمگیری كاهش خواهد داد.
  4. درزمان باقی مانده تا كنكور شب ها قبل از خواب چند دقیقه وضعیت خود را دركنكور مجسم نمایید. تصوركنید كه سرجلسه كنكور حضور یافته اید وبه پاسخ گویی سوالات مشغول هستید و به راحتی می توانید به تمامی سوالات پاسخ دهید وهیچ گونه مشكلی درجواب گویی به آنها ندارید.ویا خود را در شرایطی تصور كنید كه با سؤالات دشواری مواجه شده اید، استفاده از این روش سبب می شود تا استرس وترس شما از حضور درجلسه ی كنكور تا حد زیادی كاهش یابد.
  5. از همین حالا وضعیت خواب وتغذیه خود را منظم كنید. حتماً به نوعی برنامه ریزی كنید كه صبح ها ساعت 6 از خواب بیدار شوید.

درهفته قبل از كنكور:

  1. درهفته قبل از كنكور مطلب جدید نخوانید.
  2. الف) اگر تست های مجموعه ای را تا به حال تمام نكرده اید، از شما می خواهیم كه فقط سوال های آزمون های سراسری چند سال اخیر را امتحان دهید.
    ب) اگر تست های مجموعه ای را تا به حال تمام كرده اید، به شما توصیه می كنیم كه تورق سریع را انجام دهید، می توانید به عنوان منابع از یادداشت هایی كه تا به حال داشته اید، حاشیه نویسی های كنار كتاب ها و به ویژه دفتر تحلیل آزمون وبه طور كلی از این نوع ابزارهای خلاصه برداری ویادداشت برداری می توانید استفاده كنید.
  3. حتماً درتمرین های تست مجموعه ای كه انجام می دهید، تكنیك های مدیریت زمان را اجرا نمایید واین مطلب را فراموش نكنید كه شما نباید درسرجلسه آزمون وقت كم بیاورید و باید برسید یك بار تمامی سوال ها را مطالعه كنید.

روز قبل از كنكور:

به شما توصیه می كنیم كه اصلاً درس نخوانید واگر طاقت واراده كافی را ندارید، حداقل نیمه دوم روز را درس نخوانید ولی به طور كل توصیه مااین است كه روز قبل از كنكور درس نخوانید، چون با معلومات 12 سال قبل خودتون و با جمع بندی یك ما هتون می روید و آزمون می دهید ودرسرجلسه آزمون حاضرمی شوید بنا براین یك روز آخر برای مطالعه اهمیتی ندارد ودراین روز به استراحت كامل بپردازید.

  • فكر كنید روز قبل از كنگور، روز پس از كنكور است وفكر كنید كه شما هم اكنون امتحان خود را داده اید ودرحد صلاحیت خودتان (هرچه كه بوده) نتیجه گرفته اید.
  • توصیه می كنیم كه دركنارخانواده و پدرومادرتان باشید و به همراه آنها به پارك یا دامان طبیعت بروید.
  • توصیه می كنیم فعالیت جسمی وورزشی انجام دهید، چون به شما كمك می كند تا شب كنكورراحت تر بخوابید وكلاً به شما توصیه می كنم كه چند روز مانده به كنكور، اگر بعضی ها، عادت دارید كه شب ها تا دیروقت بیدار بمانید، این عادت را كنار بگذارید وسعی كنید كه به موقع بخوابید.
  • سعی كنید كه یك فیلم كمدی شاد، روز قبل از كنكور ببینید.
  • شب قبل از كنكور تا دیروقت بیدار نمانید.
  • وسایلی را كه خدمتتان عرض می كنم، به پدرومادر خود بسپارید كه شما را كنترل نمایند تا این وسایل را روز قبل از كنكور آماده كرده و درداخل بسته ای قرارداده تا در روز كنكور این وسایل را به همراه خود داشته باشید.

1- كارت ورود به جلسه. 2- شناسنامه ( كارت ورود به جلسه خود را داخل شناسنامه بگذارید، درضمن فراموش نكنید كه شماره داوطلبی خود را دریك جا یادداشت كنید. 3- دو عدد مداد سیاه نرم. 4- پاك كن و سعی كنید پاك كن را از وسط سوراخ كرده و با نخی درگردن خود آویزان كنید كه درجلسه به مشكلی برنخورید. 5- ساعت مچی.

6- بطری آب یك بار مصرف. 7- دستمال كاغذی. 8- سنجاق، تا كارت ورود به جلسه را به سینه خود نصب كنید. 9- تراش . 10- خودكار آبی.

  • روز قبل از كنكور به حوزه ی برگزاری امتحانتان سری بزنید. ودراطراف آن كمی قدم بزنید. مدت زمانی را كه طول می كشد تا از منزل به حوزه امتحانتان برسید را محاسبه كنید.
  • شب قبل از كنكور حتماً زود به بستر بروید. در این شب شام رو زودتر بخورید و قبل از رفتن به بستر یك لیوان شیر میل كنید.

روز كنكور:

  • وسایل اضافی دست و پا گیر را با خود به همراه نبرید ( بردن موبایل و ماشین حساب درجلسه تقلب محسوب می شود).
  • خانم ها با حجاب كامل و آقایان با لباس وظاهری متعارف وساده سرجلسه حاضر شوید چون تذكردادن مسئولین حوزه به شما ممكن است، باعث آشفتگی ذهنی برای شما شود، بنا براین تمامی ضوابط ومقررات را رعایت كنید.
  • اگر احیا ناً صندلی شما درسرجلسه مناسب نیست و یا چپ دست هستید، قبل از شروع آزمون با لحنی محترمانه از مراقب جلسه بخواهید تا اقدامات لازم را صورت دهد.
  • دقت كنید با دست چرب دستتان را بر روی پاسخ برگ نكشید، اگر احیا ناً به شما كیك دادند وكاغذ آن چرب بود ودست شما چرب شود و آن را برروی پاسخ برگ بكشید، ممكن است دستگاه قرائت گر نوری، مشكل برایش داشته باشد.
  • هریك ربع یك بار به ساعت مچی خود نگاهی بیاندازید.
  • با توجه به تحقیقات انجام شده درتست هایی كه درجواب آنها شك دارید. اولین گزینه ای كه به ذهن شما می رسد، درست ترین گزینه می باشد. پس اگر تستی را جواب داد ه اید گزینه را تغییر ندهید مگر آنكه برای تغییر كاملاً مطمئن باشید.
  • گروهی از دانش آموزان جواب تست ها را ابتدا در برگه سوالات وارد می كنند و پس ازآن به پركردن پاسخ نامه می پردازند. این روش از ریسك بالایی برخورداراست وممكن است دچار مشكلات فراوانی شوید. پس بهتر است تست ها را همان زمان كه پاسخ دادید وارد پاسخ نامه كنید وهر 10تست یك بار شماره ی سوال را با شماره ی پاسخ نامه انطباق دهید.
  • درصد زیادی از اشتباهات دانش آموزان مربوط به عدم دقت به فعل های آخر جملات می باشد برای اینكه درصد این اشتباهات كاهش یابند حتماً دور فعل های آخر جملات را خط بكشید تا به این وسیله دقت بیشتری روی معنی آنها داشته باشید.
  • دقت داشته باشید باید امتیاز تست ها با هم برابر است پس وقت خود را برای تست های سخت و مبهم یا زمان بر ازدست ندهید. به محض اینكه به این گونه تست ها برخورد كردید با زدن یك ضربدر دركنار شماره تست به سراغ تست بعدی بروید ودرانتهای پاسخ گویی به سوالات، از وقت اضافه ای كه به دلیل كنار گذاشتن ان گونه تست ها بدست آورده اید، می توانید دوباره به تست هایی كه علامت ضربدر دارند مراجعه كنید و به حل آنها بپردازید.
  • توجه داشته باشید، سرجلسه ی كنكور، اگرچند تا سوال اول درسی رو بلد نباشید، اصلاً روحیه تون رو از دست ندهید چون معمولاً سوال سخت رو اول هردرس می گذارند. پس، با روحیه ای قوی به پاسخ گویی ادامه سؤالات بپردازید و مطمئن باشید كه به راحتی می توانید به سوال ها پاسخ درست رو بدهید. ( حتی سوالهای اول).
  • دقت كنید، سركنكور، اگر به سوال سختی رسیدید مطمئن باشید كه این سوال برای همه سخت است. اگر شما قادربه پاسخ گویی به آن سوال نیستید حتماً خیلی از داوطلبین هم نمی توانند به این سوال جواب بدهند. پس، كنار سوال علامت بگذارید از روی سوال رد بشوید و بعد از اینكه سوال ها رو تا انتها جواب دادید برگردید و روی اون سوال فكر كنید.

بعد از كنكور:

امكان دارد، بعد از اینكه كنكور تمام شد و به منزل تشریف بردید، شما از نتیجه آزمون خود راضی نباشید و انتظار داشتید كه بهتر ازاین نتیجه می گرفتید، مطمئن باشید كه این به علت روحیه كمال طلبی شماست. وخاطرجمع باشید كه اكثریت داوطلبان كنكور، چنین فكری را می كنند وچنین وضعیتی را دارند و بنده به شما توصیه می كنم كه اولاً بدانید كه این وضعیت برای همه داوطلبان خواهد بود كه از نتیجه ای كه بدست می آورند تا حدی كه می خواهند راضی نیستند و ثانیاً بعد از اینكه رفتید منزل واستراحت كردید تا 2 ساعت ناراحت باشید وگریه كنید ولی بعدش با اطمینان كافی بنشینید و برای دانشگاه آزاد بخوانید، چرا كه شما دو احتمال برای قبولی دارید ودانشگاه آزاد را به خاطراینكه حتی اگر كنكور سراسری را خوب داده اید، از دست نمی دهید.

رشته های تحصیلی خاص (بورسیه):

رشته های تحصیلی خاص نیز در واقع همانند رشته های نیمه متمرکز به شمار می آید، هنگامی که برای دریافت کارت ورود به جلسه آزمون سراسری مراجعه می کنید، برگه ای به شما تحویل خواهند داد که در آن رشته های خاص تحت عنوان بورسیه معرفی شده اند، این رشته ها به موسسات و سازمان های مختلفی تعلق دارند که به طور مستقل دانشجو می پذیرند یا در بعضی از دانشگاه ها، سهمیه هایی را به خود اختصاص داده اند، هر داوطلب می تواند در صورت تمایل، حداکثر دو کد رشته را در کارت ورود به جلسه خود یادداشت کرده و در سر جلسه آزمون، هنگامی که اعلام شد، این کدها را در جای مخصوص در نظر گرفته شده پاسخ برگ خود وارد نماید.

اسامی معرفی شدگان چند برابر ظرفیت این رشته ها توسط پیک سنجش در ویژه نامه مستقلی قبل از توزیع کارنامه و فرم انتخاب رشته، اعلام می شود. نهادها و موسسات اشاره شده از داوطلبان معرفی شده برای انجام مصاحبه، معاینه و سایر مراحل دیگر گزینش، دعوت به عمل می آورند، این گروه از داوطلبان، چه برای مصاحبه، معاینه یا مراحل دیگر مراجعه کرده باشند یا نکرده باشند، یا در مراحل مذکور پذیرفته شده یا نشده باشند هنگام انتخاب رشته باید رشته یا رشته های مذکور را در اولویت 1 تا 9 قرار دهند اگر در این اولویت ها قرار نگیرند، یک یا دو رشته انتخابی داوطلب حذف خواهد شد چنانچه در اولویت های 9 به بعد قرار گیرد، محاسبه نخواهد شد. در غیر این صورت کد رشته های یاد شده که بعد از اولویت 9 باشد، حذف خواهد شد.

تغییر رشته و انتقال از رشته های دارای شرایط خاص (بورسیه) و به طور کلی رشته هایی که پذیرفته شدگان آنها دارای تعهد خاصی هستند ( دبیری، بورسیه مناطق محروم و ...) به سایر رشته ها یا موسسات ممنوع است.

توجه: معرفی شدگان دانشگاه امام حسین (ع) (روزانه و شبانه) و دانشگاه افسری امام علی (ع) می توانند که رشته های دانشگاه های مذکور را در اولویت 1 تا 30 قرار دهند.



:: موضوعات مرتبط: , ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : سه شنبه 23 مهر 1392
زگیل های شایع؛ انواع و درمان

زگیل های شایع، توده های موضعی بی ضرر و کوچک روی پوست هستند. زگیل هایی که معمولا روی پوست دیده می شوند، ناشی از عفونت های ویروسی هستند. در واقع مقصر این بیماری، ویروس HPV است که باعث ورم و برآمدگی پوست می شود. این ویروس ها به راحتی از فردی به فرد دیگر قابل انتقال اند و در محیط های آلوده به راحتی به افراد منتقل می شوند.


زگیل انگشت دست

زگیل ها عمدتا شامل زگیل های معمولی، زگیل های مسطح، زگیل های کف پایی، زگیل های زیر ناخنی، و زگیل های رشته ای هستند.

زگیل ها معمولا خودشان به مرور از بین می روند، ولی ممکن است چند سال طول بکشد.

زگیل های شایع چه زگیل هایی هستند؟

زگیل های معمولی یا شایع، زگیل هایی هستند که بر روی ناحیه ای خاص از پوست می رویند و ناشی از عفونت با ویروس HPV هستند. بیش از 100 نوع از این ویروس وجود دارد که برخی از آنها دستگاه تناسلی زنان و همچنین دهان را خیلی راحت عفونی کرده و می توانند حتی باعث سرطان در این مناطق شوند. در واقع هر نوع از این ویروس ها در جای خاصی از بدن می رویند.

برخی دیگر از ویروس های HPV مسئول زگیل های شایع پوست و برخی سرطان ها هستند. زگیل ها معمولا بر روی پوست و نیز غشای موکوسی ایجاد می شوند. اگرچه این زگیل ها را مسری دانسته اند، ولی واقعیت آن است که این سرایت در افرادی از خانواده که خودشان آنها را دارند شایع تر است.

اگر زگیل مدت زیادی بدون درمان به حال خود گذاشته شود، درمان آن پیچیده تر خواهد شد

البته زگیل معمولا بخش خاصی از بدن یک فرد را تحت تاثیر قرار می دهد (مثلا فقط دست یا پا)، اما با کندن و دست زدن به آن، به راحتی قابل انتقال به بخش های دیگر بدن است.

این گونه زگیل ها مشکل رایج در کودکان، بالغین و مخصوصا زنان هستند. در حالت عادی ورود ویروس به بدن باعث رشد و تکثیر زگیل می شود. البته ممکن است آثار این زگیل ها 1 تا 8 ماه بعد از عفونت ایجاد شود.

زگیل کف پا

انواع زگیل های شایع

1- برخی زگیل ها برآمده و گنبدی شکل هستند و معمولا در پشت انگشتان دست، پنجه پا و نیز زانو ایجاد می شوند.

2- زگیل های کف پا که معمولا در قسمت های صاف پا ایجاد می شوند.

3- زگیل ها مسطح بر روی صورت، پاها و جاهای دیگر از بدن و معمولا در تعداد بالا ایجاد می شوند.

4- زگیل های زیر ناخنی زگیل هایی هستند که در اطراف ناخن ها و یا زیر ناخن ها ایجاد می شوند.

5- زگیل های رشته ای که معمولا به صورت یک خط، مخصوصا در صورت رشد می کنند.

درمان زگیل های معمولی

بهتر است هر شخص پس از پی بردن به وجود زگیل، آن را به یک پزشک متخصص پوست نشان دهد تا نوع زگیل تشخیص داده شود.

اگر زگیل مدت زیادی بدون درمان به حال خود گذاشته شود، درمان آن پیچیده تر خواهد شد. البته روش های خانگی متعددی برای درمان زگیل ها و برداشتن آنها وجود دارد.

در افراد سالم، به طور متوسط 50 درصد زگیل ها به طور خود به خود در طی 18 ماه از بین می روند.

مطالبی که در این مقاله اراده می شود مربوط به درمان زگیل های شایع روی پوست بدن است نه زگیل های دستگاه تناسلی یا زگیل های درون دهان.

درمان های خانگی زگیل

1- محلول اسید سالسیلیک

امروزه این محلول به صورت قطره، ژل، پدهای استریل و نیز پماد در دسترس است. این محصولات برای استفاده در هر نوع زگیلی تهیه شده اند.

درمان با اسید سالسیلیک در واقع یک روش درمانی کراتولیتیک است. بدین معنی که اسید سالسیلیک، پروتئین موجود در زگیل به نام کراتین که تشکیل دهنده اصلی زگیل و نیز بافت ها مرده اطراف آن است را مورد حمله قرار داده و آن را حل می کند و در نتیجه زگیل از بین می رود.

درمان زگیل کف پا

2- سرمادهی

روش درمانی اورسول نیز قابل استفاده است. در این روش با استفاده از اسپری هایی، زگیل ها را سرما داده و در دمای منفی 57 درجه سانتی گراد فریز می کنند.

این روش با روش نیتروژن مایع که عمدتا توسط متخصصان پوست انجام می شود، قابل مقایسه است. البته در روش نیتروژن مایع، دما به منفی 200 درجه سانتی گراد کاهش داده می شود.

3- نوار چسب کانال دار

زگیل ها با استفاده از نوار چسب کانال دار و یا هر نوارچسب سوراخ دار دیگری قابل درمان اند. در این روش لازم است نوار چسب که سوراخی به اندازه ی زگیل دارد به طور دائم بر روی زگیل قرار گیرد. به طوری که حداکثر چند ساعت در هفته نوار چسب بر روی زگیل نباشد. البته نوارچسب ها باید هر دو روز یک بار عوض شوند.

4- سایر درمان ها

یکی از معروف ترین درمان ها، استفاده از ویتامین E از طریق آغشته کردن زگیل و محیط اطراف آن به محلول ویتامین E و در ادامه ریختن آب سیر بر روی زگیل است. سپس زگیل با یک نوار چسب بسته می شود. در این حالت معمولا طی یک هفته،آب سیر موجب ایجاد تاول و بیرون آمدن زگیل می شود.

روش دیگر درمان زگیل، آب پیاز خام است. در این روش پیاز خام خرد می شود و سپس با اضافه کردن نمک، برای یک شب تمام نگهداری می شود. در این حالت یک آب پیاز نمکی تشکیل می شود. روز بعد این محلول بر روی زگیل قرار داده می شود. این کار باید روزی دو مرتبه انجام شود و آنقدر ادامه یابد تا زگیل ها ناپدید شوند.

البته استفاده از شیره برگ درخت انجیر نیز به عنوان یک روش درمانی در نظر گرفته شده است.

روش های درمانی دیگری نیز وجود دارند که تنها توسط پزشک متخصص پوست انجام می شوند. یکی از این روش ها، جراحی سرمادهی (cryosurgery) است که در آن از نیتروژن مایع استفاده می شود. نیتروژن مایع در حالت طبیعی، دمای منفی 200 درجه سانتی گراد دارد. استفاده از این محلول در محل زگیل، باعث یخ زدن و فریز شدن بافت ها و در نتیجه مرگ سلول های توده زگیل می گردد. از این رو پزشک به راحتی قادر خواهد بود بافت عفونی زگیل را از روی پوست بردارد.



:: موضوعات مرتبط: , ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : سه شنبه 23 مهر 1392
رمای امسال بدون سرماخوردگی با این مواد غذایی

اولین سوز سرما که می‌آید میکروب‌ها مجال پیدا کرده و عرض اندام می‌کنند. برای همین هم لازم است با مصرف مواد مغذی لازم کمکی به سیستم ایمنی بدنتان برسانید.

سرماخوردگی

سیستم ایمنی خط مقدم بدن در برابر ویروس‌ها، میکروب‌ها، سلول‌های غیرنرمال و مواد شیمیایی است. باکتری‌ها، ویروس‌ها و قارچ‌های بیماری‌زا دشمنان خارجی بدن محسوب می‌شوند و سلول‌های غیر نرمال یا همان سلول‌های سرطانی دشمنان داخلی آن. سیستم ایمنی بدن همچنین حواسش به احیای بافت‌های آسیب‌دیده از یک زخم یا بیماری نیز می‌باشد. گاهی پیش می‌آید که دستگاه ایمنی بدن یک ماده‌ی بیگانه‌ی غیر مهاجم را نیز دشمن تلقی کرده و عکس‌العمل آلرژیک نشان می‌دهد مثل مواردی مانند تب یونجه یا آسم و غیره. در برخی موارد نادر نیز پیش می‌آید که سیستم ایمنی بدن یک سیگنال داخلی را بد برداشت می‌کند و به بافت‌های بدن آسیب می‌رساند که باعث بیماری‌های خود ایمنی می‌شود مانند دیابت نوع 1، آرتریت روماتوئید و غیره.

ویژگی اصلی و مورد توجه سیستم ایمنی بدن این است که می‌تواند ماهیت ترکیبات یا میکروارگانیسم‌های بیگانه را به خاطر بسپارد. زمانی که یک میکروارگانیسم مانند ویروس وارد بدن می‌شود این سیستم پادزهر تولید می‌کند تا ویروس را شناسایی کرده و اولین مقاومت‌ها را از خود نشان دهد. نگاه‌های ارزشمندتان را از مقاله‌ی ما دریغ نکنید تا ادامه دهیم.

اگر بدن چنین مصلح است پس چرا مریض می‌شویم؟

شاید بپرسید زمانی که بدن مجهز به چنین سیستم ایمنی می‌باشد پس چرا وقت و بی‌وقت مریضی به سراغ ما می‌آید؟ در جواب باید بگوییم بین زمانی که یک میکروارگانیسمِ دشمن وارد بدن می‌شود تا وقتی که سیستم ایمنی وارد عمل شده و آن را دفع کند وقفه‌ای وجود دارد. این میکروارگانیسم‌ها هم از این وقفه استفاده کرده و به سلول‌ها غلبه می‌کنند و یا آن‌ها را از بین می‌برد. در واقع شدت بیماری به قدرت سیستم ایمنی بدن بستگی دارد. عفونت‌ها، سرطان و دیگر بیماری‌ها زمانی رشد بیشتری می‌کند که ویروس‌ها یا میکروارگانیسم‌ها سیستم ایمنی بدن را ضعیف کرده باشند، یا تغذیه نامناسب باشد و یا اینکه فردی پیر شده باشد. خوشبختانه آنتی‌بیوتیک‌ها بیشتر مشکلات و بیماری‌های ناشی از باکتری‌ها را ناکار می‌کنند. همچنین پزشکان می‌توانند با ضعیف کردن عمدی سیستم ایمنی یک بیمار برخی از بیماری‌های خود ایمنی را درمان کنند.

چه باید کرد؟

داشتن یک رژیم غذایی سالم که حاوی مواد مغذی متنوعی است می‌تواند برای تقویت سیستم ایمنی بدن معجزه کند. زمانی که به خوبی غذا می‌خورید نیازی نیست که به سراغ مکمل بروید. زمانی مکمل‌ها موثر واقع می‌شوند که بدنتان نیاز داشته باشد و البته پزشک تجویز کند. برای اینکه سیستم ایمنی‌تان را بدون نیاز به مکمل تقویت کنید و پاییز و زمستان امسال را بدون سرماخوردگی پشت سر بگذارید مطالعه‌ی این مطلب را از دست ندهید.

خودتان را از خواص بی‌نظیر چای سبز محروم نکنید. این چای علاوه بر مصون نگه داشتن بدنتان از بیماری‌ها افسردگی و چاقی را هم از شما دور می‌کند

پروتئین بیشتری میل کنید

پروتئین‌ها برای عملکرد خوب سیستم ایمنی بدن لازم‌اند. اسیدآمینه‌های موجود در آن‌ها برای تولید پادتن‌ها و دیگر ترکیبات محافظت‌کننده بدن در برابر مهاجم‌ها لازم هستند و می‌توانند از بروز عفونت و بیماری‌ها جلوگیری کنند. مواد غذایی مصرفی ما اغلب به اندازه‌ی کافی پروتئین دارد. گوشت، تخم‌مرغ، ماهی، حبوبات و غیره حاوی پروتئین می‌باشند.

اسیدهای چرب امگا 3 و امگا 6 سیستم ایمنی بدن را تقویت می‌کنند

اسیدهای چرب امگا 3 برای مقابله با التهاب‌ها و اثرات مضر آرتریت روماتوئید و دیگر بیماری‌های خود ایمنی موثر عمل می‌کنند. نتایج پژوهش‌های متعدد نشان می‌دهد که اسیدهای چرب امگا 3 به کاهش التهاب‌های حاصل از عکس‌العمل سیستم ایمنی بدن کمک می‌کنند. این اسیدهای چرب، عناصر دستگاه ایمنی بدن را تحریک می‌کنند. عناصری که وظیفه‌ی مقابله با سلول‌های مهاجم و نابودی آن‌ها را بر عهده دارند. ماهی، گردو، روغن ماهی، روغن‌های گیاهی مانند روغن زیتون و غیره این اسیدهای چرب را به بدنتان می‌رسانند.

ویتامین E را دریابید

ویتامین E در روغن‌های گیاهی، بادام، آجیل‌ها، غلات کامل و آووکادو به میزان کافی وجود دارد و به تولید پادتن‌ها کمک زیادی می‌کند.

ویتامین c

ویتامین C: ویتامین تقویت‌کننده

این ویتامین به تولید و محافظت مخاط‌ها و کلاژن کمک کرده و جداره‌ی رگ‌های خونی را تقویت می‌کند. همچنین وظیفه‌ی تحریک سلول‌های ایمنی را بر عهده دارد.

مکمل‌های ویتامین C برای کوتاه کردن دوره‌ی سرماخوردگی موثرند. فلفل دلمه ای قرمز، مرکبات، کیوی و توت‌فرنگی منابع فوق‌العاده ویتامین C محسوب می‌شوند.

ویتامین A: نقش کلیدی دارد

این ویتامین در جگر، ماهی، شیر پرچرب، کره، پنیر و تخم‌مرغ به میزان قابل‌توجهی وجود دارد. ویتامین A با حفظ سلامت مخاط، تحریک ترشح پادتن‌ها و افزایش تعداد گلبول‌های قرمز شدت بیماری‌های عفونی را کاهش می‌دهد. باید بدانید که بتاکاروتن ها پیش ساز ویتامین A می‌باشند که در میوه و سبزیجات به ویژه نارنجی و زردرنگ وجود دارند.

زینک(روی) برای افزایش قدرت سیستم ایمنی بدن

کمبود زینک باعث کند شدن سرعت التیام زخم‌ها و بهبود بیماری می‌شود. بهترین منابع غذایی زینک عبارت‌اند از غذاهای دریایی، گوشت قرمز، گوشت پرندگان و جگر. البته باید بدانید که در تخم‌مرغ، شیر، لوبیاها و میوه‌های خشک و غلات کامل نیز زینک وجود دارد. توجه داشته باشید که مصرف خودسرانه و زیاد مکمل زینک(روی) کاملا برعکس عمل کرده و به سیستم ایمنی بدن آسیب می‌رساند.

سلنیومهم ضروری است

بهترین منابع غذایی سلنیوم گردوی برزیلی، غذاهای دریایی، گوشت، ماهی، نان سبوس‌دار، سبوس گندم، جوانه‌ی گندم، جو دو سر و برنج قهوه ای می‌باشد.

پروبیوتیک‌ها باکتری‌های پرخاصیتی هستند که در برخی از محصولات لبنی مانند ماست و کفیر وجود دارند و می‌توانند سیستم ایمنی را در برابر ویروس‌ها مجهز کنند

آهن همیشه و همه جا

آهن باعث تولید لنفوسیت‌های B و T می‌شود و همچنین وظیفه‌ی اکسیژن‌رسانی به سلول‌ها و بهبود عملکرد آن‌ها در برابر بیماری‌ها را بر عهده دارد. اگر می‌خواهید به اندازه‌ی کافی آهن جذب کنید گوشت قرمز، جگر، تخم‌مرغ، غلات کامل و حبوبات را دریابید. پس تا می‌توانید اجازه ندهید بدنتان دچار کمبود آهن شود که به دردسر می‌افتید.

آنتی‌اکسیدان‌ها رادیکال‌های آزاد را ناکار می‌کنند

محققان به این نتیجه رسیده‌اند که لیکوپن های موجود در گوجه‌فرنگی، بتاکاروتن های موجود در مواد غذایی گیاهی نارنجی، قرمز، زرد و همچنین سبزیجات برگ سبز تیره می‌توانند سلول‌های ایمنی را در برابر رادیکال‌های آزاد (همان مولکول‌های مضر) تقویت کنند. این مولکول‌های آزاد همان‌هایی هستند که به DNA آسیب می‌رسانند.

سیر و پیاز

پیاز و سیر: از ما گفتن!

سیر و پیاز حاوی ترکیبات گوگردی بسیار قوی هستند که ماکروفاژها و لنفوسیت‌های T را تقویت کرده و می‌توانند از عرض اندام آنزیم های آسیب‌رسان به بافت‌های سالم جلوگیری کنند. پس تا می‌توانید غذاهایتان را با سیر و پیاز غنی‌سازی کنید.

انگور و میوه‌های ریز

انگور، تمشک، اگر گیرتان آمد بلوبری و غیره سرشار از آنتی‌اکسیدان‌های قوی می‌باشد که سیستم ایمنی بدن را تقویت می‌کنند و بیماری‌ها را تا حد ممکن از شما دور می‌کنند.

چه می‌کند چای سبز!

EGCG، نام آنتی‌اکسیدان‌های مخصوص موجود در چای سبز است که می‌تواند با رشد سلول‌های سرطانی مقابله و خطر رادیکال‌های آزاد را خنثی کنید. خواهش می‌کنیم خودتان را از خواص بی‌نظیر چای سبز محروم نکنید. این چای علاوه بر مصون نگه داشتن بدنتان از بیماری‌ها افسردگی و چاقی را هم از شما دور می‌کند.

ماست و کفیر

پروبیوتیک‌ها باکتری‌های پرخاصیتی هستند که در برخی از محصولات لبنی مانند ماست و کفیر وجود دارند و می‌توانند سیستم ایمنی را در برابر ویروس‌ها مجهز کنند.

همه چیز که غذا نیست، ورزش را فراموش نکنید

بر اساس نتایج پژوهش‌های متعدد، ورزش (منظورمان ورزش‌های سنگین و حرفه‌ای نیست) عملکرد سیستم ایمنی بدن را بهبود می‌بخشد. به ویژه افرادی که در مرحله‌ی رسیدن به سالمندی هستند باید بیشتر به فکر تحرک بدنی باشند. پیاده‌روی، شنا و دوچرخه‌سواری را در برنامه‌ی روزانه‌تان قرار دهید و سالم باشید.

هیچ رژیم معجزه‌گری وجود ندارد

گفتیم که تغذیه‌ی خوب سیستم ایمنی بدن را تقویت می‌کند اما مراقب باشید. هیچ ماده‌ی غذایی، هیچ ویتامین و هیچ ماده‌ی معدنیِ معجزه‌گری وجود ندارد که بتواند یک تنه و بدون شکست با ویروس‌ها مقابله کند. احتمالاً شما هم تبلیغات برخی از رژیم‌های معجزه گر را شنیده‌اید که بدنتان را تمیز می‌کنند و با ویتامین‌ها و مواد معدنی و اسیدهای آمینه‌ی بی‌نظیرشان سیستم ایمنی شما را تضمین می‌کنند. اما گوشتان به این حرف‌ها بدهکار نباشد. هیچ متد معجزه‌گری در برابر بیماری‌ها وجود ندارد. شما فقط می‌توانید بدنتان را تقویت کنید، استرس و فشارهای روحی را از خود دور کنید و در نهایت به خدا توکل داشته باشید تا همیشه سالم و تندرست بمانید.



:: موضوعات مرتبط: , ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : سه شنبه 23 مهر 1392
انشای بامزه وخنده داریک کوچولو درباره ازدواج !

هر وقت من یک کار خوب انجام میدم مامانم به من می گه بزرگ که شدی برات یک زن خوب می گیرم.تا به حال من پنج تا کار خوب کرده ام و مامانم قول پنج تایش را به من داده است

حتمن ناسرادین شاه خیلی کارهای خوب می کرده که مامانش به اندازه استادیوم آزادی برایش زن گرفته بود. ولی من مؤتقدم که اصولن انسان باید زن بگیرد تا آدم بشود ، چون بابایمان همیشه می گوید مشکلات انسان را آدم می کند.در عزدواج تواهم خیلی مهم است یعنی دو طرف باید به هم بخورند. مثلن من و ساناز دختر خاله مان خیلی به هم می خوریم.


ا
ز لهاز فکری هم دو طرف باید به هم بخورند، ساناز چون سه سالش است هنوز فکر ندارد که به من بخورد ولی مامانم می گوید این ساناز از تو بیشتر هالیش می شود.در عزدواج سن و سال اصلن مهم نیست چه بسیار آدم های بزرگی بوده اند که کارشان به تلاغ کشیده شده و چه بسیار آدم های کوچکی که نکشیده شده.

مهم اشق است !اگر اشق باشد دیگر کسی از شوهرش سکه نمی خواهد و دایی مختار هم از زندان در می آید من تا حالا کلی سکه جم کرده ام و می خواهم همان اول قلکم را بشکنم و همه اش را به ساناز بدهم تا بعدن به زندان نروم.

مهریه و شیر بلال هیچ کس را خوشبخت نمی کند. همین خرج های ازافی باعث می شود که زندگی سخت بشود و سر خرج عروسی داییمختار با پدر خانومش حرفش بشود دایی مختار می گفت پدر خانومش چتر باز بود.. خوب شاید حقوق چتر بازی خیلی کم بوده که نتوانسته خرج عروسی را بدهد.

البته من و ساناز تفافق کرده ایم که بجای شام عروسی چیپس و خلالی نمکی بدهیم. هم ارزان تر است ، هم خوشمزه تراست تازه وقتی می خوری خش خش هم می کند!اگر آدم زن خانه دار بگیرد خیلی بهتر است و گرنه آدم مجبور می شود خودش خانه بگیرد. زن دایی مختار هم خانه دار نبود و دایی مختار مجبور شد یک زیر زمینی بگیرد.
میگفت چون رهم و اجاره بالاست آنها رفته اند پایین! اما خانوم دایی مختار هم می خواست برود بالا! حتمن از زیر زمینی می ترسید. ساناز هم از زیر زمینی می ترسد برای همین هم برایش توی باغچه یک خانه درختی درست کردم. اما ساناز از آن بالا افتاد و دستش شکست.. از آن موقه خاله با من قهر است.قهر بهتر از دعواست. آدم وقتی قهر می کند بعد آشتی می کند ولی اگر دعوا کند بعد کتک کاری میکند.

*:"> blushing



:: موضوعات مرتبط: , ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : دو شنبه 22 مهر 1392
دانشجوهای شیطان!

مرحله اول حضور هر فرهنگی در یک کشور و جامعه حضور نمادهای آن فرهنگ است و مراحل بعد به حضور مبانی فکری و جهان بینی و رفتارها و اعتقادات مربوط می شود. امروز شیطان پرستی نمادهای خود را به کشورمان رسانده و مانند همیشه برخی پیدا شده اند که با دیدن هر پدیده نو و جدیدی به بهانه "مد" هم که شده به سمت این نمادها رفته و حتی به تبلیغ آنها نیز می پردازند.


شیطان پرستیعنوانی است که هر چند با ورودش به ایران نشان داد که با باورها و اصالتهای بومی ایران همخوانی ندارد اما متاسفانه در بخشی از عرصه عمومی جامعه مشاهده می شود و تاسف مضاعف اینکه حضور گروههایی تحت این عنوان و یا با عناوینی دیگر اما متضمن نمادهای شیطان پرستی در برخی فضاهای دانشگاهی کشور قابل مشاهده است.

شیطان‌پرستی

مدیران فرهنگی دانشگاهها اگر بازدید شبانه ای از خوابگاههای دانشجویی داشته باشند مشاهده خواهند کرد که از برخی اتاقها هر چند اندک اما صدای موزیکهم شنیده می شود.

اگر سری به دانشگاهها بزنیم ، هر چند کم ، اما قابل توجه هستند که آگاهانه یا ناآگاهانه نمادهای شیطان پرستی را حمل می کنند اما گویا کسی آنها را نمی بیند.

نمادهایشیطان پرستیاز انگشتری ها و حلقه های گوشواره ای گرفته تا انواع پوششهای مخصوص شیطان پرستی که از دروازه های میهن توسط سوداگران وارد می شوند و خود را بر قامت بخشی هر چند اندک از سرمایه های انسانی کشورمان غالب کرده و با فیلمها، عکسها، موسیقی های خاص و ... فضای فرهنگی را متاثر کرده اند. البته این نمادها فقط فضای دانشگاه را آزار نمی دهند و در شکل وسیع تری جامعه را متاثر کرده اند.

باید توجه داشت که دانشگاه ها به علت گستردگی و تعداد زیاددانشجویان بیشتر مورد هجمه تبلیغاتی قرار می گیرند و دشمن سرمایه گذاری بیشتری برای تبلیغ بر روی این افراد انجام می دهد که این موضوع لزوم آگاه بودن دانشجویان کشور نسبت به این نوع فرقه ها را می طلبد.ما از دانشجویان انتظار داریم که با توجه بهبینش و آگاهی بالا در راستای شناسایی این آسیب اجتماعی به دیگر آحاد جامعه نقش اساسی داشته باشند

علت گرایش جوانان به عرفان‌های نوظهور

از جمله دلایل گرایش جوانان به این مكاتب و عرفان‌های نوظهور استفاده از روش‌های سهل و عامه‌پسند است و رهبران این گروه‌ها ضمن استفاده از سخنان و رفتارهای فریبنده و ایجاد تنوع انسان را در مسیر فلسفه، آرامش مصنوعی و نوعی حالت توهم تكامل قرار می‌دهند.

این فرقه‌ها چندی است كه به دنبال ایجاد پایگاه در میان جمعیت قریب 3.5 میلیونی دانشجویان كشور برآمده و بخشی از اهداف خود را با بهره‌گیری از تكنولوژی و حضور در فضای اینترنتی پیش می‌برند.

نمادها- شیطان پرستی

نمادهای مكاتب انحرافی

نمادهای مكاتب انحرافی در قالب نگین انگشتر، دستبند، گردنبند، پیراهن، شلوار، ادكلن، ساعت و ... عنوان شده است ستاره صبح، عدد 666 نشان سمبل با عنوان «شماره تلفن شیطان»، چشمی كه در حال نگاه كردن و مسلط به همه جاست، تبر وارونه به نماد ضدعدالت، سر بُز، چشم شیطان، تصویر حرف ای انگلیسی (A) كه نماد هرج و مرج است و سمبل شهوت‌رانی و باروریاست، از دیگر نمادهای این فرقه‌های شیطانی و منحرف است.

مصرف مواد مخدر شرط پذیرش در گروه شیطان‌پرستی

نکته‌ای که بسیار جای تأمل دارد این است کهبسیاری از شرایط عضویت و پذیرش از سوی گروه‌های نوظهور شیطان‌پرستی مصرف مواد تخدیری بسیار قوی از جمله کوکائین، جشیش و قرص های اکس است و دلیل استفاده این گروه ها از این مواد ورود به حالت خلسه برای انجام مراسم های ویژه آنان است.

راهکار برای حل این معضل اجتماعی

چند سال پیش مقام معظم رهبری در بیاناتشان فرمودند که دانشجوی ایرانی باید فعال، پویا و شاداب و آگاه به تمام امور باشد در حال حاضر هم تعداد بی شماری از دانشجویان با فعالیت در عرصه های مختلف اجتماعی، سیاسی و فرهنگی ایران را در بین کشورهایی قرار داده اند که دانشجویان پویا، فعال و آگاه دارد.

ما نمی توانیممنكر وجود فرقه های انحرافی در دانشگاه ها باشیم و ادعای پاکسازی صد در صد آن هم خوش خیالی است چرا که 10 تا 20 درصد این فرقه ها در دانشگاه ها به صورت مخفیانه فعالیت می کنند.نبود معنویت و آزادی و بدمطرح کردن مطالبه های دانشجویی باعث سوء استفاده این فرقه ها از این خلأ ها می شود، یک جو غالب را طراحی می کنند و مانور تبلیغاتی دروغین به راه می اندازند

اما باید توجه داشت که دانشگاه ها به علت گستردگی و تعداد زیاددانشجویان بیشتر مورد هجمه تبلیغاتی قرار می گیرند و دشمن سرمایه گذاری بیشتری برای تبلیغ بر روی این افراد انجام می دهد که این موضوع لزوم آگاه بودن دانشجویان کشور نسبت به این نوع فرقه ها را می طلبد.ما از دانشجویان انتظار داریم که با توجه بهبینش و آگاهی بالا در راستای شناسایی این آسیب اجتماعی به دیگر آحاد جامعه نقش اساسی داشته باشند.

دانشجویان ما بهتر می توانند اطلاعات و آمار را به دست آورند و باید سدی در برابر هر گونه آسیب اجتماعی باشند.

ما می بایست تفکر موجود در ذهن جوانان در دانشگاه ها را هدایت کنیم، عزیزان ما چون آشنایی کافی و دقیق با معارف اسلامی ندارند به معارف انحرافی گرایش پیدا می کنند.

اگرما معارف اسلامی را به طور کامل دقیق آموزش بدهیم آن گاه به طور یقین جوانان به دنبال این معارف دروغین نمی روند.

ما نمی توانیممنكر وجود فرقه های انحرافی در دانشگاه ها باشیم و ادعای پاکسازی صد در صد آن هم خوش خیالی است چرا که 10 تا 20 درصد این فرقه ها در دانشگاه ها به صورت مخفیانه فعالیت می کنند.نبود معنویت و آزادی و بدمطرح کردن مطالبه های دانشجویی باعث سوء استفاده این فرقه ها از این خلأ ها می شود، یک جو غالب را طراحی می کنند و مانور تبلیغاتی دروغین به راه می اندازند.

این گروه ها موسیقی های غربی، رقص های زیرزمینی و مهمانی های شبانه را خارج از دانشگاه به راه می اندازند اما بستر اصلی عضوگیری را در داخل دانشگاه انجام می دهند.

متأسفانه ما در کشور در بحث برخورد با فرق باطله هیچ منبعی که قانونی باشد نداریم، تا زمانی که این خلأ قانونی وجود دارد اگر تمام عوامل فرهنگی را برای مبارزه با این گروه ها بسیج کنیم،فایده ندارد زیرا قانون کامل کننده همه چیز است.

برفرض که نیروی انتظامی این افراد را دستگیر کند با چه قانونی می خواهد با این مجموعه برخورد کند؟ تنها مشکلی که برایشان ایجاد می شود در موضوعاتی مثل شرب خمر و پارتی های شبانه است که نهایتا با مدتی کوتاه زندانی شدن و گرفتن تعهد این مشکل رفع می شود.

اگر یک قانون منسجم و مستدل دراین باب وجود داشته باشد و برخورد قانونی و فیزیکی با این افراد شود عقب نشینی می کنند متأسفانه این گروه ها از این خلأ قانونی استفاده می کنند و با ورود به عرصه فرهنگ تهاجم فرهنگی به راه انداخته و ما بخاطر نداشتن ابزارها و مکانیزم قانونی نمی توانیم برخورد کنیم.

درصورتی که تعیین شود دانشجو بهائی است نهایت برخورد اخراج دانشجوی خلافکار است اما برای شیطان پرستی و همجنس گرا بودن یا عضو فرقه ای باطل بودن، هیچ قانونی در دستگاه قضا نداریم.

منبع : تبیان



:: موضوعات مرتبط: , , ,
:: برچسب‌ها: دانشجوهای شیطان! , شیطان پرستی , شیطان پرستی میان دانشجویان , نفوذ شیطان پرستی در دانشجویان ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : دو شنبه 22 مهر 1392
خسارت سنگین حاجی ها به اقتصاد!

دبیر کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی گفت: خریدهایی که حجاج در عربستان انجام می‌دهند موجب می‌شود که متأسفانه خسارات بسیار سنگینی به اقتصاد کشور لطمه وارد شود. ابراهیم نکو اظهار داشت:‌در بحث حجاج یک سری ایرادات و نواقصی وجود دارد که به نظر می‌رسد باید کارشناسان مرتبط یک نشست علمی در این زمینه داشته باشند و کارگروه ویژه‌ای در این زمینه ایجاد شود تا متخصصان امر بتوانند این مشکلات را ساماندهی کنند.

وی اضافه کرد: الان حجاج زیادی از ایران که به حج مشرف می‌شوند در یک زمینه می‌توانیم با یک برنامه‌ریزی خوب اقتصاد کشور را کمک کنیم. به عنوان مثال خریدهایی که حجاج در عربستان انجام می‌دهند موجب می‌شود که متأسفانه خسارات بسیار سنگینی به اقتصاد کشور لطمه وارد شود. لذا می‌توان با تشکیل کارگروه‌هایی در این زمینه و برگزاری نمایشگاه‌های مناسب در این زمینه در داخل کشور و در موسم حج این نیاز را برطرف کنیم.

نکو تصریح کرد:‌در این صورت می‌توان اجناسی با کیفیت مناسب را در اختیار حجاج خانه خدا قرار داد لذا به نظر می‌رسد باید حجاج تشویق شوند که خریدها را داخل کشور و پس از مزاجعه به کشور حج انجام دهند. ضمن اینکه این موضوع به کسب‌وکار و رونق اقتصادی کشور نیز کمک شایانی می‌کند.

دبیر کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی یادآور شد: در بحث مربوط به پول‌هایی که از حجاج گرفته می‌شود و مدت زیادی، حدود 20 سال یا کم و بیش در بانک‌ها سپرده می‌شود، سازمان حج و زیارت می‌تواند این پول‌ها را در حساب ویژه‌ای سرمایه‌گذاری و در زمینه‌های خاص مثل زمینه‌های فرهنگی و اقتصادی که بتواند آموزه‌های دینی ما را در بعد داخلی تقویت کند تا بتواند با تهاجم فرهنگی مقابله کندهزینه کند.

در بحث مربوط به پول‌هایی که از حجاج گرفته می‌شود و مدت زیادی، حدود 20 سال یا کم و بیش در بانک‌ها سپرده می‌شود، سازمان حج و زیارت می‌تواند این پول‌ها را در حساب ویژه‌ای سرمایه‌گذاری و در زمینه‌های خاص مثل زمینه‌های فرهنگی و اقتصادی که بتواند آموزه‌های دینی ما را در بعد داخلی تقویت کند تا بتواند با تهاجم فرهنگی مقابله کندهزینه کند

نکو خاطرنشان کرد: ضمن اینکه سازمان حج و زیارت با این سرمایه‌گذاری می‌تواند بخش‌هایی از جامعه را تقویت کند که بیشتر در بعد دینی و مذهبی و حتی اقتصادی هستند، لذا پیشنهاد من این است که برای سال‌های بعد، مبالغ موجود در بانک‌ها را به نوعی در یک بخش متمرکز شود و با یک هیئت مدیره خاص به گونه‌ای هدایت شوند که به نفع کشور در ابعاد و حوزه‌های مختلف باشند.

سود هنگفت سعودی ها از حج

سود خالص عربستان سعودی از مراسم حج سال گذشته 16 میلیارد و 500 میلیون دلار بود.

حجاج-خرید

در مجموع 12 میلیون مسلمان از سراسر جهان برای برگزاری حج تمتع و عمره در سال گذشته قمری به عربستان سفر کردند. به گزارش خبرگزاری فرانسه ، زایران حج تمتع امسال 3 میلیون و 100 هزار نفر بودند . از این تعداد 1 میلیون و 700 هزار زائر خارجی بودند که 62 میلیارد ریال سعودی (16 میلیارد و 500 میلیون دلار) سود عاید این کشور کردند.

این رقم در مقایسه با درآمد سال 1390، 10 درصد افزایش داشته بود و پیش بینی می شود امسال هم این رقم افزایش یابد.

بر اساس آمارهای بانک جهانی، عربستان سعودی سالیانه کم و بش 30 میلیارد دلار از موسم حج درآمد (ناخالص) کسب می‌کند.

عربستان که هم اکنون به طور متوسط روزانه 9.5 میلیون بشکه نفت خام تولید و از این میزان حدود 6.2 میلیون بشکه آن را صادر می‌کند، سالیانه پذیرانی 22 میلیون زائر از کشورهای مختلف اسلامی است که از این تعداد، بیش از 2 میلیون زائر مربوط به حج تمتع است.

منبع : تبیان



:: موضوعات مرتبط: , , ,
:: برچسب‌ها: سود هنگفت سعودی ها از حج , خسارت سنگین حاجی ها به اقتصاد! , ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : دو شنبه 22 مهر 1392
عوامل تقویت اعتماد به نفس

برای موفقیت خود به خداوند توکل و توسل داشته باشید و از او بخواهید در تنهایی‌ها و ناامیدی‌ها، دستگیری کند. چشم امید از غیر او بستن و به او پیوستن، اعتماد به نفس شما را تقویت می‌کند.


اعتماد به نفس

1. ارزیابی امکانات و محدودیت‌های خود:

تطابق واقع‌بینانه بین توانایی‌ها و محدودیت‌ها را لحاظ كنید. اگر کسی بیش از توانایی خود، از خود انتظار داشته باشد، او گامی برخلاف اعتماد به نفس برداشته است.

2. ثبت و یادآوری نقاط درخشان زندگی:

فهرستی از موفقیت‌های کوچک و بزرگ گذشته خود تهیه کنید و هر از گاهی آن را مرور کنید. یادآوری و مرور آن، به شما یک نوع مسرّت باطنی می‌دهد.

3. تلقین به نفس:

مغز حتی در خواب نیز در حال فعالیت و پردازش اطلاعات است. قبل از خواب، جملات مثبتی را به خود تلقین کنید. این امر اگر تکرار شود، اثر با دوام در شخصت شما بر جای می‌گذارد.

4. احراز شایستگی در عمل:

کارهای محول شده به خود را (کوچک و بزرگ) به خوبی انجام دهید و با این کار، مهر تأییدی از طرف دیگران بر رفتار و عمل خود دریافت کنید. معمولاً افرادی که کارهای خود را نیمه تمام رها می‌کنند، احساس خوبی در مورد خودشان ندارند. ملاک ارزیابی شخصیت، صرفاً در کارهای بزرگ ظاهر نمی‌شود، بلکه در چگونگی انجام کار تجلی می‌یابد.

5. مطالعه زندگینامه بزرگان:

این کار به شما نیرو می‌دهد که در مقابل سختی‌ها سر فرود نیاورید و توانایی‌های خود را بسیج کنید و به جنگ ضعف‌های خود بروید. این کار باعث می‌شود که شما به جنبه‌های مثبت شخصیت، زندگی و انسان‌ها بیشتر توجه داشته باشید، اغلب انسان‌های موفق بر اثر تلاش، بردباری، تحمل فقر و نداری به مراتب عالی رسیده‌اند. فقط کافی است شما زندگی افراد موفق را مطالعه کنید. این کار بهتر است به طور روزنامه و 5 الی 10 دقیقه انجام شود تا اثربخش‌تر باشد.

6. توسعه اطلاعات عمومی:

اطلاعات عمومی به شما فرصت می‌دهد که با آمادگی در مباحث گوناگون به بحث و تبادل نظر بپردازید و با تشویق‌های دیگر مواجه شوید و نیرو بگیرید تا گامی بلندتر بردارید.

7. تقویت ارتباط با خدا:

برای موفقیت خود به خداوند توکل و توسل داشته باشید و از او بخواهید در تنهایی‌ها و ناامیدی‌ها، دستگیری کند. چشم امید از غیر او بستن و به او پیوستن، اعتماد به نفس شما را تقویت می‌کند.

8. تقویت اراده:

اعتماد به نفس، امری اکتسابی است. انسان‌های شاخص، تنها با همت خویش، آن اطمینان خاطر و اعتماد به نفس را ذره ذره اندوخته‌اند.

9. تمرکز فکر:

مثل ذره‌بین عمل کنید، نور را متمرکز کنید و آتش ایجاد کنید. یعنی از پراکنده کاری پرهیز کنید. اگر توانایی‌های شما، یک جا جمع شود، موفق‌تر خواهید بود. (به داشته‌های خود تمرکز بخشید)

پرورش اعتماد به نفس

10. متین و جدی باشید:

متین و جدی باشید، و با خود کم‌بینی و کم رویی مبارزه کنید. بدانید که کم رویی، یک معلولیت اجتماعی است.

11. در جمع نظر دهید (جامعه پذیری).

12. خندان و متبسم باشید.

13. انتقادپذیر باشید.

انتقادپذیر باشید و جواب انتقاد را با انتقاد ندهید. سعی کنید با خوب شنیدن انتقادها، زمینه خودشناسی (شناخت ضعف و نکات قوت) را فراهم آورید؛ و همچنین از انتقاد سازنده و محترمانه، نترسید. [1]



:: موضوعات مرتبط: , , , , ,
:: برچسب‌ها: اعتماد به نفس , تقویت اعتماد به نفس ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : دو شنبه 22 مهر 1392
بازار گرم خوراکی‌های نارنجی

خوردن میوه‌ها و سبزیجات رنگی، بخش مهمی از زندگی هر فرد محسوب می‌شود. این خوراکی‌های رنگی در کنار هم، علاوه بر زیبایی، دامنه وسیعی از ویتامین‌ها، مواد معدنی، فیبر و آنتی‌اکسیدان‌های ضد سرطان را برای بدن فراهم می‌کنند.


به خاطر داشته باشیم که باید ظرف غذای ما، از رنگ‌های متفاوت خوراکی‌ها پر شود؛ گروه غذاهای آبی، بنفش، سفید، سبز، زرد، قرمز و نارنجی. غذاهای نارنجی، منبع آنتی‌اکسیدان، ویتامین، فیبر و فیتونوترینت هستند که برای سلامت پوست، چشم و قلب مفیدند و همچنین از خطر سرطان می‌کاهند. بهترین ماده مغذی موجود در این خوراکی‌ها، ماده‌ای است که دافع سرطان و پیری پوست است. در این مطلب به بررسی برخی از این خوراکی‌های نارنجی می‌پردازیم.

پرتقال

پرتقال، اکسیر زندگی

از پرتقال به نام اکسیر زندگی یاد کرده‌اند، زیرا سرشار از ویتامین c است و فیبر موجود در آن، در برابر سرطان مفید است و محافظ خوبی برای روده محسوب می‌شود. با مصرف به اندازه پرتقال، تا حد زیادی از خطر ابتلا به سرطان روده، دور می‌مانید. همچنین پرتقال می‌تواند بدن را در برابر سنگ کلیه محافظت کند.

کاهش میزان کلسترول خون یکی دیگر از مشخصات پرتقال است و از آنجا که مانع تشکیل لخته خون می‌شود، جلوی سکته قلبی یا مغزی را می‌گیرد. اگر پس از غذا، پرتقال مصرف شود دهان را پاک و ضدعفونی، ترشحات معده را زیاد و عمل هضم را راحت‌تر می‌کند. دم کرده برگ پرتقال و به ویژه گل پرتقال، برای افرادی که به بی‌خوابی دچار شده‌اند مفید است.

سالاد پرتقال

یادتان باشد برای درست کردن سالاد غیر از سبزیجات می‌توان از میوه‌هایی چون پرتقال نیز استفاده کرد. میوه‌ها می‌توانند علاوه بر زیبا کردن سفره‌تان، طعم خوبی هم به غذایتان بدهند. به طور مثال می‌توانید چند ورقه پرتقال را به سالاد اسفناجتان بیفزایید. با این کار امتیاز دیگری هم نصیبتان می‌شود چون ویتامین c موجود در پرتقال، کمک می‌کند آهن اسفناج به راحتی جذب بدنتان شود.

نارنگی

نارنگی‌ها همیشه اشتهاآور هستند. خوردن نارنگی از پرتقال راحت‌تر است. ضد التهاب است و جلوی غلیظ شدن خون و در نتیجه سکته قلبی را می‌گیرد. با مصرف این میوه، می‌توان قدرت سیستم ایمنی بدن را در برابر سرطان سینه و پوست افزایش داد. اگر مبتلا به بدخوابی هستید، یکی دو ساعت قبل از خواب، نارنگی بخورید و خواب راحتی را تجربه کنید.

نارنگی‌ها همیشه اشتهاآور هستند. ضد التهاب است و جلوی غلیظ شدن خون و در نتیجه سکته قلبی را می‌گیرد.

نارنگی، طبع سردی دارد، بنابراین مسکن خوبی برای اعصاب به حساب می‌آید و از آنجا که ادرارآور است، سموم بدن را دفع می‌کند و در تشکیل استخوان و اسکلت بدن مفید است و به دلیل داشتن فسفر فراوان، حافظه و هوش را تقویت می‌کند.

هشدار: افراط در مصرف نارنگی، موجب افزایش گاز روده می‌شود و ناراحتی‌های گوارشی برای مصرف‌کننده به همراه می‌آورد و همچنین باعث بروز آفت و التهاب در دهان و زبان می‌شود.

دارابی (گریپ‌فروت)

این میوه، از خانواده مرکبات است و مزه‌ای ترش مایل به تلخی دارد. دارابی، منبعی غنی از ویتامین c است و در تحقیقات مشخص شده كه به پایین آوردن چربی خون، بسیار کمک می‌کند. افرادی که قصد دارند رژیم بگیرند این میوه بهترین گزینه در برنامه غذایی‌شان است، زیرا سوخت و ساز بدن را افزایش می‌دهد. دانه‌های دارابی، خواص ضد میکروب نیرومندی دارد و به جنگ عفونت‌های قارچی می‌رود.

این میوه، اشتها را تقویت و با سرعت بخشیدن به ترشح شیره معده، عمل هضم را آسان می‌کند. در حفظ سلامت قلب و عروق و تولید قند مورد نیاز، بسیار موثر است. میوه‌ای مناسب رفع عطش، درمان اختلالات مفصلی و عفونت‌های ریوی و تب است. کسانی که مبتلا به ریزش مو هستند با مصرف دارابی می‌توانند جلوی ریزش موهایشان را تا حد زیادی بگیرند. چنانچه صبح ناشتا مصرف شود، ادرارآور و سم زداست. دم کرده آن نیز به کمک بیماران مبتلا به زکام و تب می‌آید.

خرمالو

خرمالو

خرمالو، یکی از منابع غنی آنتی‌اکسیدان و ضد پیری است. خرمالو به جذب آهن کمک می‌کند و در درمان کم‌خونی بسیار موثر است. به هضم غذا کمک می‌کند و پرکالری است و مناسب کسانی که رژیم گرفته‌اند، نیست.

خرمالو سرشار از ویتامین و مواد معدنی مفید برای بدن است و نقش فوق‌العاده‌ای در سلامت فرد دارد. اشتهاآور و شست‌وشو دهنده کلیه و کبد و مناسب برای افراد مبتلا به نقرس است. از چربی خون می‌کاهد. البته گاهی موجب یبوست می‌شود. از آب خرمالو می‌توان در درمان زخم‌ها استفاده کرد. همچنین این میوه برای آفت دهان و گلو درد بسیار مفید است. مصرف مداوم خرمالو، مانع حمله قلبی بر اثر تصلب شریان می‌شود و ضد تومور و سرطان است.

هشدار: طبع خرمالو گرم است، پس در مصرف آن زیاده‌روی نکنید و چون میوه‌ای اسیدی است و نباید با معده خالی مصرف شود. خرمالو به صورت‌های مختلف تازه، خشک شده، خام یا پخته مصرف می‌شود.

نارنج، بوی خوش بهار

این میوه از خانواده مرکبات است که بوی بسیار معطر و مطبوعی دارد و گل‌های آن به نام بهارنارنج معروف است. از گل این میوه برای تهیه عطر، طعم‌دهنده و عرق بهارنارنج استفاده شده است. عرق این میوه، نشاط‌آور، تقویت‌کننده مغز، از بین برنده ترشحات سینوس و مناسب دستگاه تنفس است. مصرف صبحگاهی آن در درمان اسهال و تپش قلب موثر است.

همچنین اگر لازم است خواب‌آلودگی را از خود دور کنید و هوشیار بمانید، این میوه را بو کنید، زیرا زیاد بوییدن آن، بی‌خوابی می‌آورد. نارنج به هضم غذا کمک می‌کند، انرژی‌زا، خلط‌آور، ضد سرفه و آرامش‌بخش است. نارنج، صفرا را دفع می‌کند و سلول‌های کبدی را به فعالیت وامی‌دارد و سموم بدن را از بین می‌برد. پوست نارنج در درمان یبوست و ترشی معده نیز مناسب است.

نارنج به هضم غذا کمک می‌کند، انرژی‌زا، خلط‌آور، ضد سرفه و آرامش‌بخش است. نارنج، صفرا را دفع می‌کند و سلول‌های کبدی را به فعالیت وامی‌دارد و سموم بدن را از بین می‌برد.

خربزه درختی (پاپایا)

ظاهر این میوه، شبیه خربزه و طعمی شبیه موز، انبه و هلو دارد. دانه‌های این خربزه، سیاه رنگ و شبیه خاویار است. این میوه بسیار مقوی است و تقریباً تمام ویتامین‌های بدن را می‌تواند تأمین کند. این میوه، ضد قارچ بوده و علیه بیماری‌های قارچی می‌جنگد. میوه رسیده خربزه که نارنجی رنگ است، معمولاً بدون پوست و دانه مصرف می‌شود، اما میوه کال آن که هنوز سبز است، پخته شده و با سوپ یا سالاد مصرف می‌شود.

این میوه برای پوست، معده و روده مصرف دارویی دارد. خربزه درختی برای چشم و دستگاه گوارش مفید است و درمان ورم مفاصل است. از آنجا که خربزه درختی به خوبی موجب هضم غذا می‌شود و بدن، مواد مغذی را دریافت می‌کند و به مدت طولانی، شاداب می‌ماند، موجب پیشگیری از پیری زودرس می‌شود. استفاده آن روی پوست می‌تواند عفونت‌های قارچی و سوختگی‌ها را درمان کند. در واقع بافت‌های مرده ناشی از سوختگی را تجزیه می‌کند و از بین می‌برد.

زالزالک

زالزالک منبعی غنی از ویتامین‌های A، B و C و برای تقویت قلب و معده بسیار مفید است. در واقع، زالزالک حرکات نامنظم قلب را تنظیم می‌کند و دم کرده آن برای درمان بیماری‌های مزمن، مناسب است. آنتی‌اکسیدانی بسیار قوی است و در تنظیم وزن، قند خون و عملکرد انسولین، نقش موثری دارد. می‌تواند به بیماران کم‌خون و مبتلا به سل کمک کند. زالزالک، اشتهاآور و آرامش‌بخش است. جوشانده زالزالک، برفک دهان را درمان و غرغره آن، گلو درد و آنژین را خوب می‌کند.

هویج

هویج‌های رنگ پریده

اولین هویج‌های کشت شده در دنیا، رنگ‌های متفاوتی از جمله قرمز، زرد و بنفش داشتند. در واقع تا سال 1700 هیچ کس هویج رنگ پریده نارنجی را ندیده بود. این نوع هویج در هلند رشد کرد و سپس به دلیلی که واقعاً معلوم نیست، نارنجی، رنگ استاندارد هویج شد. البته هویج‌های رنگ دیگر، هنوز هم وجود دارد و نوع قرمز آن بیشتر برای تغذیه حیوانات مزرعه استفاده می‌شود.

هویج را می‌توان غذای اصلی سلامت دانست. هویج می‌تواند با بسیاری از بیماری‌ها بجنگند و ضد سرطان، به ویژه مثانه و سینه است و علاوه بر آن به جنگ سرطان پروستات، روده، نای و مری می‌رود. از خطر سکته مغزی می‌کاهد و به دلیل فیبر موجود در آن، سطح کلسترول بدن را پایین می‌آورد. یکی از خواص جالب و منحصر به فردش این است که هنگام خرد شدن، نه تنها از خاصیتش کاسته نمی‌شود، بلکه ارزش غذایی‌اش بیشتر هم می‌شود. 87 درصد هویج، حاوی آب است که برای بدن بسیار مفید است.

هشدار: اگرچه تاکنون هیچ یک از انواع هویج‌ها اثر بدی نداشته‌اند، اما مصرف بیش از حد آن‌ها به دلیل وجود بتاکاروتن، ممکن است پوست را به سمت رنگ نارنجی و زرد پیش ببرد، که البته جای هیچ نگرانی نیست، زیرا با قطع مصرف آن، رنگ پوست نیز به حال عادی بازمی‌گردد.



:: موضوعات مرتبط: , ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : دو شنبه 22 مهر 1392
مشورت در احادیث و روایات

پیامبر اکرم (ص) فرموده‌اند: مشورت کردن با خردمند خیرخواه، مایه هدایت و میمنت است و توفیقی است از جانب خداوند؛ پس هر گاه خیرخواه خردمند، تو را راهنمایی کرد، مبادا مخالفت کنی که موجب نابودی می‌شود.


مشورت کردن

امام علی (علیه‌السلام) فرمودند:

رأی و نظر کسی برتر است که خود را از رأی مشاور، بی نیاز نداند. (غررالحکم و دررالکلم، ح 3152)

امام علی (علیه‌السلام) فرمودند:

بهترین مشاوران، دارندگان عقل، علم، تجربه و دوراندیشی‌اند. (غررالحکم، ح 4990.)

امام حسن (علیه‌السلام) فرمودند:

هیچ گروهی در کارهای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و... با یکدیگر مشورت نکرده‌اند مگر آن که به رشد فکری و عملی و ... رسیده‌اند. (بحارالأنوار، ج 75، ص 105، ح 4)

امام علی (علیه‌السلام) فرمودند:

وظیفه مشورت شونده، کوشش در ارائه نظر [درست] است؛ امّا ضمانت پیروزی بر عهده او نیست. (غررالحکم و درر الکلم، حدیث 6194)

امام علی (علیه‌السلام) فرمودند:

هیچ بخیلی را به مشورت خود درنیاور، که تو را از میانه‌روی بازمی‌گرداند و از فقر می‌ترساند. (غررالحکم و درر الکلم، حدیث 10348)

امام علی (علیه‌السلام) فرمودند:

هیچ ترسویی را به مشورت مگیر، که تو را از کار، ناتوان می‌کند و کاری را که بزرگ نیست، بر تو بزرگ می‌نمایاند. (غررالحکم و درر الکلم، حدیث 10349)

امام علی (علیه‌السلام) فرمودند:

با دروغ‌گو مشورت مکن، که دروغ‌گو سراب را می‌ماند: دور را در نظرت نزدیک و نزدیک را در نظرت دور می‌نمایاند. (غررالحکم و درر الکلم، حدیث 10351)

امام علی (علیه‌السلام) فرمودند:

با هیچ آزمندی مشورت مکن، که بدی را بر تو آسان می‌نماید و حرص و ولَع را در نظرت می‌آراید. (غررالحکم و درر الکلم، حدیث 10353)

پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) فرمودند:

هر کس برادر مۆمنش با او مشورت کند و او صادقانه راهنمایی‌اش نکند، خداوند عقلش را از او بگیرد. (بحارالأنوار، ج 72، ص 104، ح 36)

امام علی (علیه‌السلام) فرمودند:

با خردمندان مشورت کن، تا از لغزش و پشیمانی در امان مانی. (غررالحکم، ح 5755)

امام علی (علیه‌السلام) فرمودند: وظیفه مشورت شونده، کوشش در ارائه نظر [درست] است؛ امّا ضمانت پیروزی بر عهده او نیست

امام علی (علیه‌السلام) فرمودند:

در کارهای خود، با افراد خداترس مشورت کن، تا راه درست را بیابی. (غررالحکم، ح 5756)

امام علی (علیه‌السلام) فرمودند:

رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) مرا به (امارت) یمن فرستاد و به من سفارش کرد: ای علی؛ کسی که از خدا طلب خیر کرد، سرگردان نشد و کسی که مشورت نمود، پشیمان نگشت. (أمالی شیخ طوسی، ص 136)

امام علی (علیه‌السلام) فرمودند:

مشورت کردن، اندیشه‌های درست دیگران را برای تو کسب می‌کند. (غررالحکم، ح 1509)

امام علی (علیه‌السلام) فرمودند:

کسی که مشورت کند، از لغزیدن در خطاها مصون می‌ماند. (غررالحکم، ح 1207)

امام علی (علیه‌السلام) فرمودند:

مشورت کننده، بر لبه پیروزی است. (غررالحکم، ح 1217)

امام علی (علیه‌السلام) فرمودند:

مشورت کردن، مایه راحتی تو و زحمت دیگری است. (غررالحکم، ح 1857)

امام علی (علیه‌السلام) فرمودند:

ستم کردن به مشورت کننده، هم ظلم است و هم خیانت. (غررالحکم، ح 6037)

امام علی (علیه‌السلام) فرمودند:

هر گاه با فکر خود به جایی نرسیدی، از اندیشه خردمندی که مشکل تو را حل می‌کند، پیروی کن. (غررالحکم، ح 4156)

امام علی (علیه‌السلام) فرمودند:

خردمند، از مشورت کردن بی‌نیاز نیست. (غررالحکم، ح 10693)

امام علی (علیه‌السلام) فرمودند:

خیانت کردن به فرد تسلیم شده و مشورت کننده، از شنیع‌ترین کارها و بزرگ‌ترین بدی‌ها است و موجب عذاب آتش افروخته می‌شود. (غررالحکم، ح 5075)

امام علی (علیه‌السلام) فرمودند:

با دشمن دانای خود مشورت کن و از نظر دوست نادان خود بپرهیز. (غررالحکم، ح 2471)

مشورت کردن

پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) فرمودند:

هر که به مسلمانان در مشورتی خیانت کند، من از او بیزارم. (عیون أخبار الرضا (علیه‌السلام)، ج 2، ص 66)

پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) فرمودند:

با دانشی که برادر شما را راهنمایی می‌کند و با نظری که راه درست را به او نشان می‌دهد، به وی صدقه بدهید. (بحار الأنوار، ج 75، ص 105)

پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) فرمودند:

مشورت کردن با خردمند خیرخواه، مایه هدایت و میمنت است و توفیقی است از جانب خداوند؛ پس هر گاه خیرخواه خردمند تو را راهنمایی کرد، مبادا مخالفت کنی که موجب نابودی می‌شود. (محاسن، ج 2، ص 438)

پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) فرمودند:

هیچ پشتیبانی قابل اعتمادتر از مشورت نیست. (محاسن، ج 2، ص 435)

پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) فرمودند:

دوراندیشی آن است که با صاحب نظر، مشورت کنی و به نظر او عمل نمایی. (بحار الأنوار، ج 75، ص 105)

پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) فرمودند:

هیچ انسانی از مشورت کردن نابود نمی‌شود. (محاسن، ج 2، ص 436)

امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند:

مشورت، جز با حدود چهارگانه آن تحقق نپذیرد، نخستین حد آن این است که کسی که با او مشورت می‌کنی، خردمند باشد؛ دوم این که آزاده و متدین باشد؛ سوم این که دوست و برادروار باشد؛ و چهارم اینکه راز خود را به او بگویی و او به اندازه خودت از آن راز آگاه باشد، اما آن را بپوشاند و به کسی نگوید. (مکارم الأخلاق، ج 2، ص 98)

امام رضا (علیه‌السلام) فرمودند:

امام رضا (علیه‌السلام) هنگامی که در حضور پدر بزرگوارش سخن به میان آمد، فرمودند: هیچ خردی با خرد آن حضرت برابری نمی‌کرد؛ با این حال، گاه با یکی از غلامان سیاه خود مشورت می‌کرد به ایشان عرض شد: با چنین کسی مشورت می‌کنی؟ فرمودند: چه بسا که خدای تبارک و تعالی (نظر درست را) بر زبان او جاری کند. (مکارم الأخلاق، ج 2، ص 99)

امام سجاد (علیه‌السلام) فرمودند: حقّ مشورت کننده این است، که اگر برای راهنمایی او نظری داری، راهنمایی‌اش کنی و اگر اطلاعی نداشته باشی، او را به کسی که (در آن زمینه) آگاهی دارد، راهنمایی کنی.

امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند:

هر گاه اراده کاری کردی، پیش از مشورت با پروردگارت، با هیچ کس مشورت مکن. راوی می‌گوید: عرض کردم: چگونه با پروردگارم مشورت کنم؟ فرمودند: صد مرتبه می‌گویی: از خدا خیر (و راه درست) را می‌طلبم، سپس با مردم مشورت می‌کنی، در این صورت خداوند خیر و صلاح تو را بر زبان هر که دوست داشته باشد، جاری می‌سازد. (مکارم الأخلاق، ج 2، ص 98)

امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند:

در مشورت، نخستین کسی مباش که نظر می‌دهد و از اظهار رأی خام و ناپخته بپرهیز و از ناسنجیده گویی دوری کن و طرف مشورت آدم خودرأی و سست‌اندیش و دم‌دمی مزاج و لجوج قرار مگیر و از خدا بترس و سعی نکن در مشورت، مطابق میل و هوس مشورت کننده نظر دهی، زیرا که سعی در جلب رضایت او، پستی است. (بحار الأنوار، ج 72, ص 104)

امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند:

با احمق مشورت مکن و از دروغ‌گو کمک مگیر و به دوستی آدم دل‌مرده تکیه مکن، زیرا دروغ‌گو دور را نزدیک و نزدیک را دور در نظرت جلوه می‌دهد و احمق، خودش را برای تو خسته می‌کند، اما به آنچه می‌خواهی نمی‌رساندت؛ و آدم دل مرده در زمانی که کاملاً به او اعتماد داری، تنهایت می‌گذارد و در اوج ارتباطت با او، از تو می‌برد. (تحف العقول، ص 316)

امام باقر (علیه‌السلام) فرمودند:

از کسی که تو را می‌گریاند، اما خیرخواه توست، پیروی کن و از کسی که تو را می‌خنداند، اما با تو یکرنگ نیست، پیروی مکن. (محاسن، ج 2، ص 440)

امام سجاد (علیه‌السلام) فرمودند:

حقّ مشورت کننده این است، که اگر برای راهنمایی او نظری داری، راهنمایی‌اش کنی و اگر اطلاعی نداشته باشی، او را به کسی که (در آن زمینه) آگاهی دارد، راهنمایی کنی. (الخصال، ص 570)



:: موضوعات مرتبط: , ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : دو شنبه 22 مهر 1392
4باری که شیطان فریاد کشید

شیطان

محتوایسوره مبارکه حمد

سوره حمد كه نام دیگرش «فاتحه الكتاب» است، هفت آیه دارد1 و تنها سوره‏اى است كه بر هر مسلمانى واجب است حداقل روزانه ده بار آن را در نمازهاى شبانه روزى بخواند وگرنه نماز او باطل است. «لا صلاة الّا بفاتحه الكتاب»2 بنا به روایت جابر بن عبد اللّه انصارى از رسول اكرم(صلی الله علیه و آله): این سوره بهترین سوره‏هاى قرآن است.3

آیات سوره‏ى مباركه فاتحه، اشاراتى در باره‏ى خداوند و صفات او، مسأله معاد، شناخت و درخواست رهروى در راه حقّ و قبول حاكمیت و ربوبیّت خداوند دارد. همچنین به ادامه‏ى راه اولیاى خدا، ابراز علاقه و از گمراهان و غضب‏شدگان اعلام بیزارى و انزجار شده است. سوره‏ى حمد همانند خود قرآن مایه‏ى شفاست، هم شفاى دردهاى جسمانى و هم شفاى بیمارى‏هاى روحى.4

درسهاى تربیتى سوره‏ى حمد

در تفسیر نمونه به مواردی از اثرات تربیتی سوره حمد اشاره شده است كه با توجه و عمل به هركدام از این موارد، انسان هرچه بیشتر در راه شناخت و نزدیكی به پروردگار قرار می‌گیرد:

1- انسان در تلاوت سوره‏ى حمد با «بِسْمِ اللَّهِ» از غیر خدا قطع امید مى‏كند.

2- با «رَبِّ الْعالَمِینَ» و «مالِكِ یَوْمِ الدِّینِ» احساس مى‏كند كه مربوب و مملوك است و خودخواهى و غرور را كنار مى‏گذارد.

3- با كلمه «عالمین» میان خود و تمام هستى ارتباط برقرار مى‏كند.

4- با «الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» خود را در سایه لطف او مى‏داند.

5- با «مالِكِ یَوْمِ الدِّینِ» غفلتش از آینده زدوده مى‏شود.

6- با گفتن «إِیَّاكَ نَعْبُدُ» ریا و شهرت طلبى را زایل مى‏كند.

7- با «إِیَّاكَ نَسْتَعِینُ» از ابرقدرت‏ها نمى‏هراسد.

8- از «أَنْعَمْتَ» مى‏فهمد كه نعمت‏ها به دست اوست.

9- با «اهْدِنَا» رهسپارى در راه حقّ و طریق مستقیم را درخواست مى‏كند.

10- در «صِراطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ» همبستگى خود را با پیروان حقّ اعلام مى‏كند.

11- با «غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ» و «ولَا الضَّالِّینَ» بیزارى و برائت از باطل و اهل باطل را ابراز مى‏دارد.

سوره حمد، اساس قرآن است‏

در حدیثى از پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) مى‏خوانیم كه: «الحمد ام القرآن‏» و این به هنگامى بود كه جابر بن عبداللَّه انصارى خدمت پیامبر(صلی الله علیه و آله) رسید، پیامبر(صلی الله علیه و آله) به او فرمود: «الا اعلمك افضل سورة انزلها اللَّه فى كتابه؟ قال فقال له جابر بلى بابى انت و امى یا رسول اللَّه! علمنیها، فعلمه الحمد، ام الكتاب‏». آیا برترین سوره‏اى را كه خدا در كتابش نازل كرده به تو تعلیم كنم، جابر عرض كرد آرى پدر و مادرم به فدایت باد، به من تعلیم كن، پیامبر(صلی الله علیه و آله) سوره حمد كه ام الكتاب است به او آموخت، سپس اضافه فرمود این سوره شفاى هر دردى است مگر مرگ.5

و نیز از پیامبر(صلی الله علیه و آله) نقل شده كه فرمود: «و الذى نفسى بیده ما انزل اللَّه فى التوراة، و لا فى الزبور، و لا فى القرآن مثلها، هى ام الكتاب‏»، قسم به كسى كه جان من به دست او است خداوند نه در تورات و نه در انجیل و نه در زبور، و نه حتى در قرآن، مثل این سوره را نازل نكرده است، و این ام الكتاب است.6

در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) مى‏خوانیم‏: «شیطان چهار بار فریاد كشید و ناله سر داد نخستین بار روزى بود كه از درگاه خدا رانده شد، سپس هنگامى بود كه از بهشت به زمین تنزل یافت، سومین بار هنگام بعثت محمد(صلی الله علیه و آله) بعد از فترت پیامبران بود، و آخرین بار زمانى بود كه سوره حمد نازل شد»!

وجه توحیدی سوره حمد

سوره حمد

در حقیقت سوره حمد هم بیانگر توحید ذات است، هم توحید صفات، هم توحید افعال، و هم توحید عبادت. و به تعبیر دیگر این سوره مراحل سه‏گانه ایمان: اعتقاد به قلب، اقرار به زبان، و عمل به اركان را در بر دارد، و مى‏دانیم« ام» به معنى اساس و ریشه است.

شاید به همین دلیل است كه« ابن عباس» مفسر معروف اسلامى مى‏گوید: «ان لكل شى‏ء اساسا ... و اساس القرآن الفاتحة»، هر چیزى اساس و شالوده‏اى دارد ... و اساس و زیر بناى قرآن، سوره حمد است. روى همین جهات است كه در فضیلت این سوره از پیامبر(صلی الله علیه و آله) نقل شده: «ایما مسلم قرأ فاتحه الكتاب اعطى من الاجر كانما قرأ ثلثى القرآن، و اعطى من الاجر كانما تصدق على كل مؤمن و مؤمنه‏»، هر مسلمانى سوره حمد را بخواند پاداش او به اندازه كسى است كه دو سوم قرآن را خوانده است (و طبق نقل دیگرى پاداش كسى است كه تمام قرآن را خوانده باشد) و گویى به هر فردى از مردان و زنان مؤمن هدیه‏اى فرستاده است.7

تعبیر به دو سوم قرآن شاید به خاطر آنست كه بخشى از قرآن توجه به خدا است و بخشى توجه به رستاخیز و بخش دیگرى احكام و دستورات است كه بخش اول و دوم در سوره حمد آمده، و تعبیر به تمام قرآن به خاطر آن است كه همه قرآن را از یك نظر در ایمان و عمل مى‏توان خلاصه كرد كه این هر دو در سوره حمد جمع است.

سوره حمد افتخار بزرگ پیامبر(صلی الله علیه و آله)‏

جالب اینكه در آیات قرآن سوره حمد به عنوان یك موهبت بزرگ به پیامبر(صلی الله علیه و آله) معرفى شد، و در برابر كل قرآن قرار گرفته است، آنجا كه مى‏فرماید: «وَ لَقَدْ آتَیْناكَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانِی وَ الْقُرْآنَ الْعَظِیمَ»، ما به تو سوره حمد كه هفت آیه است و دو بار نازل شده دادیم همچنین قرآن بزرگ بخشیدیم (سوره حجر آیه 87).

قرآن با تمام عظمتش در اینجا در برابر سوره حمد قرار گرفته است، نزول دوباره آن نیز به خاطر اهمیت فوق العاده آن است. همین مضمون در حدیثى از امیر مؤمنان على(علیه السلام) از پیامبر(صلی الله علیه و آله) نقل شده است كه فرمود: «ان اللَّه تعالى افرد الامتنان على بفاتحة الكتاب و جعلها بازاء القرآن العظیم و ان فاتحة الكتاب اشرف ما فى كنوز العرش»، خداوند بزرگ به خاطر دادن سوره حمد بالخصوص بر من منت نهاده و آن را در برابر قرآن عظیم قرار داده، و سوره حمد با ارزشترین ذخائر گنجهاى عرش خدا است»!8

در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) مى‏خوانیم‏: «شیطان چهار بار فریاد كشید و ناله سر داد نخستین بار روزى بود كه از درگاه خدا رانده شد، سپس هنگامى بود كه از بهشت به زمین تنزل یافت، سومین بار هنگام بعثت محمد(صلی الله علیه و آله) بعد از فترت پیامبران بود، و آخرین بار زمانى بود كه سوره حمد نازل شد»! 9

در عیون اخبار الرضا(علیه السلام) در حدیثى از پیامبر(صلی الله علیه و آله) مى‏خوانیم:

خداوند متعال چنین فرموده: من سوره حمد را میان خود و بنده‏ام تقسیم كردم نیمى از آن براى من، و نیمى از آن براى بنده من است، و بنده من حق دارد هر چه را مى‏خواهد از من بخواهد:

هنگامى كه بنده مى‏گوید «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» خداوند بزرگ مى‏فرماید بنده‏ام بنام من آغاز كرد، و بر من است كه كارهاى او را به آخر برسانم و در همه حال او را پر بركت كنم، و هنگامى كه مى‏گوید «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ» خداوند بزرگ مى‏گوید بنده‏ام مرا حمد و ستایش كرد، و دانست نعمتهایى را كه دارد از ناحیه من است، و بلاها را نیز من از او دور كردم، گواه باشید كه من نعمتهاى سراى آخرت را بر نعمتهاى دنیاى او مى‏افزایم، و بلاهاى آن جهان را نیز از او دفع مى‏كنم، همانگونه كه بلاهاى دنیا را دفع كردم. و هنگامى كه مى‏گوید « الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» خداوند مى‏گوید: بنده‏ام گواهى داد كه من رحمان و رحیمم، گواه باشید بهره او را از رحمتم فراوان مى‏كنم، و سهم او را از عطایم افزون مى‏سازم. و هنگامى كه مى‏گوید « مالِكِ یَوْمِ الدِّینِ» او مى‏فرماید: گواه باشید همانگونه كه او حاكمیت و مالكیت روز جزا را از آن من دانست، من در روز حساب، حسابش را آسان مى‏كنم، حسناتش را مى‏پذیرم، و از سیئاتش صرف نظر مى‏كنم. و هنگامى كه مى‏گوید « إِیَّاكَ نَعْبُدُ» خداوند بزرگ مى‏گوید بنده‏ام راست مى‏گوید، تنها مرا پرستش مى‏كند، من شما را گواه مى‏گیرم بر این عبادت خالص ثوابى به او مى‏دهم كه همه كسانى كه مخالف این بودند به حال او غبطه خورند. و هنگامى كه مى‏گوید « إِیَّاكَ نَسْتَعِینُ» خدا مى‏گوید: بنده‏ام از من یارى جسته، و تنها به من پناه آورده گواه باشید من او را در كارهایش كمك مى‏كنم، در سختیها به فریادش مى‏رسم، و در روز پریشانى دستش را مى‏گیرم. و هنگامى كه مى‏گوید « اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ ...» (تا آخر سوره) خداوند مى‏گوید این خواسته بنده‏ام بر آورده است، و او هر چه مى‏خواهد از من بخواهد كه من اجابت خواهم كرد آنچه امید دارد، به او مى‏بخشم و از آنچه بیم دارد ایمنش مى‏سازم.

هنگامى كه بنده مى‏گوید «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» خداوند بزرگ مى‏فرماید بنده‏ام بنام من آغاز كرد، و بر من است كه كارهاى او را به آخر برسانم و در همه حال او را پر بركت كنم

خلاصه‏

خلاصه مفهوم سوره حمد، این است كه خداوند نخست خودش را با اوصاف كمال و جمالش تمجید و توصیف مى‏كند و با افعال و اوصاف متعالى‏اش خود را معرفى مى‏نماید: تربیت عمومى، رحمت عامّه و سلطنت روز جزا را كه از آن او است، به بشر یادآورى مى‏كند، آن‏گاه نتیجه‏گیرى مى‏كند كه عبادت، پرستش و استعانت اختصاص به خدا دارد و جز او كسى سزاوار ستایش وپرستش نیست، این است كه باید تنها خدا را پرستش نمود و از او یارى و مدد خواست.

سپس راه دعا و نیایش را به انسان‏ها تعلیم مى‏كند و تذكرشان مى‏دهد كه از خداوند درخواست كنند تا آنان را به صراط مستقیم و راه راست و به سوى سعادت جاودانى هدایت‏شان كند، به یك حیات جاودانه و زندگى ابدى و به نعمت‏هاى غیر قابل زوال و پایان ناپذیرشان برساند و در نور و روشنایى كه تاریكى و ظلمتى بعد از آن وجود ندارد، قرارشان دهد.

و در آخرین مرحله این نكته را بیان مى‏كند كه راه مستقیم و هدایت به كسانى اختصاص دارد كه خداوند با رحمت و فضل خویش آن‏ها را مشمول رحمت بى‏پایان و نعمت‏هاى فراوان خویش ساخته و الطاف خاصى مبذولشان داشته است و این راه با راه كسانى كه مورد خشم و غضب خدا قرار گرفته‏اند و با راه كسانى كه از راه صحیح منصرف گردیده‏اند، متمایز و جداست.

بنابراین، سوره حمد از چهار بخش تشكیل یافته و هر بخش هدفى در بر دارد و مجموعا چهار هدف عالى و مهم را تعقیب مى‏كند:

1- خدا را با صفات عالى و كمالى‏اش براى انسان‏ها توصیف و معرفى مى‏كند.

2- عبادت، پرستش و استعانت مخصوص به خداست و جز او كسى سزاوار آن نیست.

3- هدایت به راه راست و شناخت راه راست و راه نیكان را باید از پیشگاه الهى خواست و در راهیابى از او مدد و یارى جست.

4- راه نیكان از راه خشم زدگان (مغضوبین) و از راه گمراهان (ضالّین) متمایز و جداست.



:: موضوعات مرتبط: , ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : دو شنبه 22 مهر 1392
پنج حسرت بزرگ در انتهای زندگی !

چندی قبل پرستاری در یكی از بیمارستان های كشور استرالیا دست به اقدام جالبی زد كه مورد توجه بسیاری از افراد قرار گرفت ،این پرستار با ذوق ،به بررسی بیمارانی كه آخرین لحظات عمر خود را سپری می كردند پرداخت و از آنها در ارتباط با آرزوها و حسرت هایی كه در روزهای پایانی عمر خود داشتند، سوالاتی پرسید كه جواب این افراد در بیان حسرت هایی كه در در زندگی خود داشتند، بسیار آموزنده و عبرت انگیز بود .

به عقیده این پرستار افراد در آخرین روزهای زندگی خود ،دید بسیار زیبایی نسبت به زندگی پیدا می كنند و برای افرادی كه آرزوی یك زندگی لذت بخش را دارند ،استفاده از این تجربه ها می تواند بسیار كارگشا و موثر باشد .

حسرت هایی از جمله ای كاش شادتر زندگی می كردم ،ای كاش دوستانم را حفظ می كردم و ای كاش آن قدر شجاعت داشتم كه احساسات خود را به راحتی بیان كنم ؛ از جمله حسرت هایی است كه به عقیده این پرستار در آخرین روزهای زندگی افراد از آنها شنیده می شود.

آیات الهی با توجه به اهمیت این مساله و ضرورت پند آموزی و عبرت از زندگی افرادی كه در زندگی دچار بحران و شكست شده اند ،حسرت هایی كه این افراد در آخرین لحظات زندگی و حتی بعد از مرگ دارند را برای همه جویندگان راه سعادت و خوشبختی به تصویر می كشند تا با شناسایی این عوامل بتوانیم گامی بزرگ برای رسیدن به موفقیت در زندگی خود برداریم .

1) ای كاش با شیطان همنشین نمی شدم

یكی از مهمترین حسرت هایی كه می توان در واپسین لحظات عمر و بعد از مرگ از زبان افراد شنید ،حسرت همنشین شدن با شیطان است.

حسرتی كه اگر به آن در دنیا جامه عمل می پوشاندند به موفقیت های چشمگیری دست پیدا می كردند، اما امروز با همنشینی با شیطان شكستی غیر قابل جبران در پیش روی آنها قرار دارد و جز حسرت و اندوه كاری از پیش نمی برند و به همین جهت حسرت خود را اینگونه بیان می كنند:

(وَمَن یَعْشُ عَن ذِكْرِ الرَّحْمَنِ نُقَیِّضْ لَهُ شَیْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِینٌ وَإِنَّهُمْ لَیَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِیلِ وَیَحْسَبُونَ أَنَّهُم مُّهْتَدُونَ : و هر كس از یاد [خداى‏] رحمان دل بگرداند، بر او شیطانى مى‏گماریم تا براى وى دمسازى باشد.!» (زخرف‌:‌36‌)

این افراد با ناراحتی هرچه تمام تر، دستان خود را می گزند و حسرت خود را این گونه بیان می كنند: وَ یَوْمَ یَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى‏ یَدَیْهِ یَقُولُ یا لَیْتَنِی اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبیلاً .یا وَیْلَتى‏ لَیْتَنی‏ لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلیلاً: و روزى است كه ستمكار دستهاى خود را مى‏گَزد [و] مى‏گوید: «اى كاش با پیامبر راهى برمى‏گرفتم‏. «اى واى، كاش فلانى را دوست [خود] نگرفته بودم

2)ای كاش از دستورات خدا و پیامبرانش پیروی می كردم

حسرت پیروی از نسخه های موفقیتی كه خداوند توسط پیامبرانش برای انسان ها فرستاده است نیز یكی دیگر از حسرت هایی است كه گریبان گیر افرادی می شود كه آن را نادیده می گیرند و به همین جهت خداوند متعال این افراد را از رحمت خویش به دور می دارد .

صدای فریاداین افراددر آتش برای كسانی كه می خواهند در عرصه موفقیت قدم بگذارند ،بسیار موثر و راهگشاست ،وقتی این گونه فریاد می زنند:

(یَوْمَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُمْ فِی النَّارِ یَقُولُونَ یَا لَیْتَنَا أَطَعْنَا اللَّهَ وَأَطَعْنَا الرَّسُولَا :

روزى كه چهره‏هایشان را در آتش زیر و رو مى‏كنند، مى‏گویند: «اى كاش ما خدا را فرمان مى‏بردیم و پیامبر را اطاعت مى‏كردیم.»)(الأحزاب: 66)

3)ای كاش دوستان بهتری انتخاب می كردم

بدون تردید این حسرت را می توان یكی دیگر از عوامل شكست و هلاكت این افراد بیان كرد، انتخابی كه می تواند زندگی شما را متحول كند و بر جان و دین شما ضربه های جبران ناپذیری وارد كند:

تا توانى‏ مى‏گریز از یار بد

یار بد بدتر بود از مار بد

مار بد تنها تو را بر جان زند

یار بد بر جان و بر ایمان زند

این افرادبا ناراحتی هر چه تمام تر، دستان خود را می گزند و حسرت خود را این گونه بیان می كنند:

(وَیَوْمَ یَعَضُّ الظَّالِمُ عَلَى یَدَیْهِ یَقُولُ یَا لَیْتَنِی اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِیلًا * یَا وَیْلَتَى لَیْتَنِی لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِیلًا:

و روزى است كه ستمكار دستهاى خود را مى‏گَزد [و] مى‏گوید: «اى كاش با پیامبر راهى برمى‏گرفتم.»

«اى واى، كاش فلانى را دوست [خود] نگرفته بودم.(الفرقان: 27-28)

و به همین جهتامام صادق علیه السلام برای گرفتار نشدن در دام این حسرت بزرگ، مرزهایی را برای انتخاب دوست بیان می كنند كه هر كسی همه یا برخی از آنها را داشته باشد دوست است و گرنه نباید او را دوست به حساب آورد مرزهایی چون:

(اول اینكه ظاهر و باطنش با تو یكی باشد،دوم اینكه آبروی تو را آبروی خودش بداند و عیب و بی آبرویی تو را عیب و بی آبرویی خودش ،سوم اینكه مال و منصب ،او را نسبت به تو عوض نكند، چهارم اینكه هر كمكی از دستش بر آید از تو دریغ نكند و پنجم كه در بردارنده همه خصلت هاست اینكه در هنگام گرفتاری ها تو را تنها نگذارد.)(بحارالانوار ،ج74،ص 165 )

4) ای كاش نامه اعمالم را دریافت نكرده بودم

حسرت و اندوه این افراد وقتی به اوج خود می رسد كه نامه ثبت اعمال خود را دریافت می كنند ،نامه ای كه هیچ كار كوچك و بزرگی را فرو نگذاشته است و با مشاهده این منظره، با تعجب می گویند:

(وَوُضِعَ الْكِتَابُ فَتَرَى الْمُجْرِمِینَ مُشْفِقِینَ مِمَّا فِیهِ وَیَقُولُونَ یَا وَیْلَتَنَا مَالِ هَذَا الْكِتَابِ لَا یُغَادِرُ صَغِیرَةً وَلَا كَبِیرَةً إِلَّا أَحْصَاهَا وَوَجَدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِرًا وَلَا یَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَدًا : و كارنامه [عمل شما در میان‏] نهاده مى‏شود، آن گاه بزهكاران را از آنچه در آن است بیمناك مى‏بینى، و مى‏گویند: «اى واى بر ما، این چه نامه‏اى است كه هیچ [كار] كوچك و بزرگى را فرو نگذاشته، جز اینكه همه را به حساب آورده است.» و آنچه را انجام داده‏اند حاضر یابند، و پروردگار تو به هیچ كس ستم روا نمى‏دارد.)( الكهف : 49)

حسرت پیروی از نسخه های موفقیتی كه خداوند توسط پیامبرانش برای انسان ها فرستاده است نیز یكی دیگر از حسرت هایی است كه گریبانگیر افرادی می شود كه آن را نادیده می گیرند

اینجاست كهیكی دیگر از حسرت های زندگی خود را به تصویر می شكند و آرزو می كنند كه ای كاش نامه عملی به دست آنها داده نمی شد و از اعمال و رفتار خود اطلاع پیدا نمی كردند:

(وَأَمَّا مَنْ أُوتِیَ كِتَابَهُ بِشِمَالِهِ فَیَقُولُ یَا لَیْتَنِی لَمْ أُوتَ كِتَابِیهْ : و امّا كسى كه كارنامه‏اش به دست چپش داده شود، گوید: «اى كاش كتابم را دریافت نكرده بودم.) ( الحاقة :25)

5)ای كاش از مسخره كنندگان نبودم

وقتی این افراد خود را در دادگاه عدل الهی مشاهده می كنند و پرونده اعمال به آنها داده می شود و وقتی دیگر پشیمانی و ندامت سودی نخواهد داشت، یكی از حسرت های مهم خود در زندگی دنیا را بیان می كنند ،حسرتی كه می توان گفت ریشه و عامل تمام ناكامی ها در زندگی بوده است .

این افراد مسخره كردن آیات و رسولان الهی و حقایق دین را یكی از مهمترین عوامل شكست خود بیان می كنند و به همین جهت در مساله كوتاهی كردن از دستورات خداوند به این عامل مهم اشاره می كنند .

(أَن تَقُولَ نَفْسٌ یَا حَسْرَتَى علَى مَا فَرَّطتُ فِی جَنبِ اللَّهِ وَإِن كُنتُ لَمِنَ السَّاخِرِینَ : تا آنكه [مبادا] كسى بگوید: «دریغا بر آنچه در حضور خدا كوتاهى ورزیدم بى‏تردید من از ریشخندكنندگان بودم.)(الزمر :56)

خلاصه سخن این كه این حسرت های پنجگانه می تواند درس و عبرت بزرگی برای زندگی ما باشد ،درسی كه به ما یاد می‌دهد تا زندگی خود را به نحوی بسازیم كه از گذشته و عملكرد خود پشیمان نشویم و بتوانیم با سربلندی به ایستگاه خوشبختی برسیم.



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: پنج حسرت بزرگ در انتهای زندگی ! ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : دو شنبه 22 مهر 1392
توصیه هایی مهم برای روز كنكور

صبح (یا ظهر روز آزمون در مورد آزمون هایی كه بعد از ظهر است) حتماً صبحانه (یا ناهار) كافی بخورید. كار فكری انرژی می‌خواهد و اگر گرسنه باشید تمركز حواس خوبی نخواهید داشت. اما دقت كنید كه در یك ساعت قبل از امتحان، به هیچ وجه غذای سنگین نخورید.

برای حضور در جلسه علاوه بركارت ورودی، شناسنامه یا كارت شناسایی عكس دار معتبر نیز همراه داشته باشید و از بردن مواد خوراكی باحجم زیاد و سایر وسایل اضافی مثل موبایل، كیف دستی، ماشین حساب و غیره خودداری كنید. بهتر است كه یكی از اعضای خانواده، در روز آزمون به هنگام خروج از منزل لوازم شما را كنترل نماید تاچیزی را جا نگذارید. یك ساعت قبل از شروع آزمون در محل حوزه امتحانی حاضر شوید و برای این كار وقتتان را طوری تنظیم كنید كه اگر اتفاقی نظیر پنچر شدن ماشین رخ داد، باز هم بتوانید به موقع برسید.

یكی از حالاتی كه برای تعدادی از داوطلبان در ساعاتی قبل از برگزاری آزمون رخ می‌دهد احساس فراموشی مطالبی است كه به خوبی فرا گرفته اند. توجه بفرمایید كه این یك احساس كاذب است و وقوع آن طبیعی است و معمولاً در همان دقایق اول شروع آزمون با گرم شدن ذهن ازبین می‌رود.

نكاتی در مورد جلسه‌ی كنكور

شماره‌ی داوطلبی، اسم و سایر مشخصات روی پاسخ نامه و شماره صندلی خود را با كارت ورود به جلسه تطبیق دهید و مطمئن شوید كه هیچ اختلافی بین آن ها نیست و درضمن امضای پاسخ نامه را در همان ابتدا انجام دهید. اگر پس از ورود به جلسه مشكلی برای شما پیش آمد مثل كج و كوله بودن صندلی یا نامناسب بودن محلی كه در آن هستید و غیره، جای هیچ گونه نگرانی نیست.

در هر حوزه علاوه بر مراقبین، نماینده تام الاختیار و چند نفر دیگر هستند كه به مشكل شما رسیدگی می‌كنند اما مسأله مهم تر این است كه این ها را مشكل ندانید و ترجیحاً وقتتان را به خاطر آن ها تلف نكنید. حالا گیریم كه یك صندلی یك خورده كج و كوله باشد، یا یك خورده صدا بدهد. این ها اصلاً مسائلی نیستند كه ارزش توجه كردن و وقت تلف كردن داشته باشند.

به صورت طبیعی، با این قبیل پیش آمدها برخورد كنید و این شما هستید كه می‌توانید این مشكلات را كوچك تر از آن بدانید كه بخواهند در كار شما وقفه‌ای ایجاد كنند. حتماً به وقت تعیین شده برای پاسخ گویی به سوالات توجه جدی كنید.

در تنظیم وقت نه آن قدر وسواس به خرج دهید كه هر لحظه به ساعت نگاه كنید و نه آن قدر بی خیال شوید كه آخر هر درس لحظه به ساعت نگاه كنید سعی كنید به ازای هر 10 یا 15 سۆال نگاهی به ساعت بیاندازید. در رابطه باترتیب پاسخ گویی به سۆالات دروس مختلف، ترتیبی كه در دفترچه سۆالات رعایت شده تقریباً منطقی ترین شكل است. اما ممكن است كسی در درس خاصی استعداد و توانایی ویژه ای داشته باشد یا علاقه ی زیادی به یك درس به خصوص داشته باشد و بتواند با سرعت زیادی به آن ها پاسخ دهد در این صورت تصمیم با خود اوست.

نكته بسیار مهم:

حتماً پاسخ هرسۆال را با چك كردن شماره ی آن در پاسخ نامه وارد كنید. علامت زدن اشتباه سۆال ها كه گاه به دلیل عادت به پشت سر هم پر كردن خانه های پاسخ نامه پیش می‌آید، یكی از اشتباهات رایج دركنكور است. محل گزینه صحیح راكاملاً پر كنید( وسواس هم به خرج ندهید) در صورت حذف یا تعویض گزینه انتخاب شده، محل پاسخ قبلی را به طور كامل پاك كنید . از مداد اتود (معروف به مداد نوكی!) استفاده نكنید. چون علاوه بر گرفتن وقت بیش تر در پر كردن خانه های پاسخ نامه در تصحیح پاسخ برگ ها هم اشكال ایجاد می‌كند.

پس از پایان سۆالات هر درس، لحظاتی كوتاه چشمانتان را ببندید( حتی به كوتاهی 15-10 ثانیه) و استراحت كنید در این مدت سعی كنید در كمال آرامش به هیچ چیز فكر نكنید زیرا خیره شدن به سۆالات، چشم ها را زود خسته می‌كند با همین استراحت كوتاه، جلوی بسیاری از خطاهای چشمی را خواهید گرفت.

قبل از این كه به گزینه ها توجه كنید، اصل سۆال را بدون حذف هیچ كلمه ای به طور كامل و بدون عجله بخوانید. خیلی مواقع توضیحات سۆال، شما را به پاسخ صحیح هدایت می‌كند.

به بعضی كلمات كلیدی هم دقت كنید، كلماتی مانند: كدام یك درست است، كدام نادرست است، حداكثر، حداقل و.... . به منفی بودن یا مثبت بودن جلمه‌ ی صورت سۆال دقت ویژه بفرمایید. هر چهار گزینه را حتماً بخوانید.

گاه پیش می‌آید كه مثلاً داوطلب با دیدن گزینه ی(1) به اشتباه فكر می‌كند كه همین گزینه درست است و می‌زند و می‌رود، درحالی كه اگر هر 4 گزینه را می‌خواند ، مثلاً با دیدن گزینه ی( 4 ) كه گزینه ی درست بوده به اشتباه خود پی می‌برده است.

به هیچ وجه، ناراحت سۆالاتی كه پاسخ نداده اید نباشید زیرا حتماً نفرات اول كنكور هم به همه ی درس ها، پاسخ 100% نمی‌دهند. به هیچ وجه اجازه ندهید كه روحیه خود را به خاطر پاسخ ندادن به چند سۆال از دست بدهید و اگر درس هم خیلی سخت تر از سطح انتظار شما باشد برای سایر داوطلبان نیز چنین خواهد بود.

به همین جهت از همین حالا خود را آماده كنید كه ممكن است نتوانید به بعضی سۆالات پاسخ دهید. به خصوص گاهی پیش می‌آید كه در یك آزمون، ( 4-3 ) سۆال اول یك درس، همگی سخت هستند. در این حالت ابداً نگران نشوید و فكر نكنید كه كاردارد خراب می‌شود. مطمئن باشید كه تعداد كل سۆالات سخت تغییر چندانی نكرده و فقط ترتیب قضیه عوض شده است.

یعنی حتماً تعداد زیادی سۆالات آسان و متوسط در ادامه ی سۆالات وجود دارد. در این حالت بر روی سۆالات سخت اولیه مكث نكنید و با سرعت و شادابی! از روی آن ها عبور كنید.

بعد اگر وقت اضافه آوردید، بر می‌گردید و به این سۆالات سخت هم جواب می‌دهید. به هیچ وجه، روی یك سۆال بیش از حد مكث نكنید. حتماً اگر بتوانید به سۆالاتی بعد از چند دقیقه پاسخ دهید باز هم به تلف كردن وقتش نمی‌ارزد؛ زیرا در همان سری سۆالات، خیلی سۆال های آسان تری هست كه حتماً می‌توانید به آن ها جواب دهید.

حال اگر با این كار( یعنی اتلاف وقت زیاد برای حل یك سۆال سخت) در انتهای آزمون وقت كم بیاورید و مثلاً نتوانید 10 سۆال آخر را بخوانید، مطمئن باشید بین آن ها حداقل 3الی4 سۆال بوده كه به راحتی با یك نگاه قابل پاسخ دادن بوده وشما آن ها را در ازای حل یك سۆال سخت از دست داده اید( تازه معلوم نیست مساله ای كه آدم با آن 4 یا 5 دقیقه كلنجار برود حتماً هم درست حل شده باشد!).

در ضمن اگر در نهایت بین دو گزینه شك داشتید و از غلط بودن دو گزینه دیگر هم مطمئن بودید، طبق حساب احتمالات و اصول منطق بایستی به صورت تصادفی یكی از دو گزینه ی باقی مانده را بزنید. امتیازات حاصل از این عمل، طبق حساب احتمالات به نفع شماست.

به جز این حالت، در هیچ حالت دیگری گزینه‌ای را به صورت تصادفی انتخاب نكنید. برای هر درس در دور اول به سۆالاتی پاسخ دهید كه بلافاصله یا با كمی صرف وقت می‌توانید به پاسخ صحیح آن ها برسید و سۆالاتی كه ممكن است با صرف وقت بیش تر جوابشان را بیاید یا بین دو گزینه شك دارید را با علامت یك تیك مشخص نمایید و سۆالات سختی كه پاسخ آن ها را اصلاً نمی‌دانید یا بین سه گزینه شك دارید را باعلامت دو تیك مشخص كنید.

سۆالاتی راكه

در دور اول با دقت و اطمینان پاسخ داده اید، بهتر است كه در دور دوم نخوانید زیرا ممكن است جواب درست را به غلط تبدیل كنید(معمولاً اولین حدس صحیح ترین می‌باشد)

در دور دوم ( بعد از دیدن همه ی سۆالات دفترچه عمومی یا اختصاصی) ابتدا سراغ سۆالات یك تیك و در صورت وجود وقت كافی به سراغ سۆالات دو تیك بروید.

زیرا خیلی چیزها كه در اثر نگرانی فكر می‌كردید فراموش كرده اید ممكن است به یادتان آمده باشد.

امیدواریم با رعایت نكات یاد شده،در آزمونی كه طی چند ساعت نتیجه‌ی این مدت برنامه ریزی و تلاش شما را تعیین می‌كند به موقعیت معقولی كه انتظار دارید دست یابید و رعایت همین نكات بعضاً ظریف، كارآیی شما را در روز آزمون افزایش دهد تا.............. ( لطفاً جای خالی را خودتان پر كنید!)



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: گوناگون , گوناگون20 , کنکور , جلسه کنکور , در جلسه کنکور چه کنیم؟ , کنکور , هنگام کنکور چه کنیم ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : جمعه 19 مهر 1392
دیشب با خدا حرف زدم؛ میدونی بهم چی گفت؟!

دیشب با خدا حرف زدم؛ میدونی بهم چی گفت؟! خدا ای مۆمنین! خدا رو زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریکی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن. خدا نسبت به مۆمنین مهربونه وقتی قلب‌هایمان‌ کوچک‌تر از غصه‌هایمان‌ می شود وقتی نمی توانیم‌ اشک‌هایمان‌ را پشت‌ پلک‌هایمان‌ مخفی کنیم‌ و بغض‌هایمان‌ پشت‌ سر هم‌ می شکند وقتی احساس‌ می کنیم بدبختی ها بیشتر از سهممان‌ است‌ و رنج‌ها بیشتر از صبرمان؛ وقتی امیدها ته‌ می کشد و انتظارها به‌ سر نمی رسد وقتی طاقتمان‌ تمام‌ می شود و تحملمان‌ هیچ … آن‌ وقت‌ است‌ که‌ مطمئنیم‌ به‌ تو احتیاج‌ داریم و مطمئنیم‌ که‌ تو ، فقط‌ تویی که‌ کمکمان‌ می کنی … آن‌ وقت‌ است‌ که‌ تو را صدا می کنیم و تو را می خوانیم. وقتی تو جواب‌ می دهی، دانه‌دانه‌ اشک‌هایمان‌ را پاک‌ می کنی و یکی یکی غصه‌ها را از دلمان‌ برمی داری. گره‌ تک‌تک‌ بغض‌هایمان‌ را باز می کنی و دل‌ شکسته‌مان‌ را بند میزنی سنگینی ها را برمیداری و جایش‌ سبکی می گذاری و راحتی؛ و بیشتر از تلاشمان‌ خوشبختی می دهی. ای کاش عظمت تو را فراموش نکنیم. گفتم: خسته‌ام گفتی: لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ از رحمت خدا نا امید نشید(زمر/53) گفتم: هیشکی نمی‌دونه تو دلم چی می‌گذره گفتی: إنَّ اللّهَ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ خدا حائل هست بین انسان و قلبش! (انفال/24) گفتم: غیر از تو کسی رو ندارم گفتی: وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ ما از رگ گردن به انسان نزدیک‌تریم (ق/16) گفتم: با این همه گناه... آخه چیکار می‌تونم بکنم؟ گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده .:: مگه نمی‌دونید خداست که توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌کنه؟! (توبه/104) گفتم: ولی انگار اصلاً منو فراموش کردی! گفتی: فَاذْكُرُونِی أَذْكُرْكُمْ منو یاد کنید تا یاد شما باشم (بقره/152) گفتم: تا کی باید صبر کرد؟ گفتی: وَمَا یُدْرِیكَ لَعَلَّ السَّاعَةَ تَكُونُ قَرِیبًا تو چه می‌دونی! شاید موعدش نزدیک باشه (احزاب/63) گفتم: تو بزرگی و نزدیکت برای منِ کوچیک خیلی دوره! تا اون موقع چیکار کنم؟ گفتی: وَاتَّبِعْ مَا یُوحَى إِلَیْكَ وَاصْبِرْ حَتَّىَ یَحْكُمَ اللّهُ وَهُوَ خَیْرُ الْحَاكِمِینَ کارایی که بهت گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کنه (یونس/109) گفتم: برای خواسته هایم و حاجاتم تو خدایی و صبور! من بنده‌ات هستم و ظرف صبرم کوچیک... یه اشاره‌ کنی تمومه! گفتی: وَعَسَى أَن تُحِبُّواْ شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّكُمْ شاید چیزی که تو دوست داری، به صلاحت نباشه (بقره/216) گفتم: انا عبدک الضعیف الذلیل... اصلا چطور دلت میاد؟ گفتی: إِنَّ اللّهَ بِالنَّاسِ لَرَۆُوفٌ رَّحِیمٌ خدا نسبت به همه‌ی مردم - نسبت به همه - مهربونه (بقره/143) گفتم: دلم گرفته گفتی: قُلْ بِفَضْلِ اللّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَلِكَ فَلْیَفْرَحُواْ (مردم به چی دلخوش کردن؟!) باید به فضل و رحمت خدا شاد باشن (یونس/58) گفتم: اصلا بی‌خیال! توکلت علی الله گفتی: إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِینَ خدا اونایی رو که توکل می‌کنن دوست داره (آل عمران/159) ایمان گفتم: خیلی چاکریم! ولی این بار، انگار گفتی: حواست رو خوب جمع کن! یادت باشه که: وَمِنَ النَّاسِ مَن یَعْبُدُ اللَّهَ عَلَى حَرْفٍ فَإِنْ أَصَابَهُ خَیْرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ وَإِنْ أَصَابَتْهُ فِتْنَةٌ انقَلَبَ عَلَى وَجْهِهِ خَسِرَ الدُّنْیَا وَالْآخِرَةَ بعضی از مردم خدا رو فقط به زبون عبادت می‌کنن. اگه خیری بهشون برسه، امن و آرامش پیدا می‌کنن و اگه بلایی سرشون بیاد تا امتحان شن، رو گردون میشن. خودشون تو دنیا و آخرت ضرر می‌کنن (حج/11) گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌کنم گفتی: فَإِنِّی قَرِیبٌ من که نزدیکم (بقره/186) گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم... کاش می‌شد بهت نزدیک شم گفتی: وَاذْكُر رَّبَّكَ فِی نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَخِیفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ وَلاَ تَكُن مِّنَ الْغَافِلِینَ هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/205) گفتم: این هم توفیق می‌خواهد! گفتی: أَلَا تُحِبُّونَ أَن یَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/22) گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشی گفتی: وَاسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَیْهِ پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه کنید (هود/90) گفتم: با این همه گناه... آخه چیکار می‌تونم بکنم؟ گفتی: أَلَمْ یَعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ هُوَ یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ مگه نمی‌دونید خداست که توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌کنه؟! (توبه/104) گفتم: دیگه روی توبه ندارم! گفتی: .. اللَّهِ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ * غَافِرِ الذَّنبِ وَقَابِلِ التَّوْبِ (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/2-3) گفتم: خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! من بنده‌ات هستم و ظرف صبرم کوچیک... یه اشاره‌ کنی تمومه! گفتی: عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم .:: شاید چیزی که تو دوست داری، به صلاحت نباشه (بقره/216) گفتم: با این همه گناه، برای کدوم گناهم توبه کنم؟ گفتی: إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/53) گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟ گفتی: وَمَن یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ به جز خدا کیه که گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/135) گفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتیشم می‌زنه؛ ذوبم می‌کنه؛ عاشق می‌شم! ... توبه می‌کنم گفتی: إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ التَّوَّابِینَ وَیُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِینَ خدا هم توبه‌کننده‌ها و هم اونایی که پاک هستند رو دوست داره (بقره/222) ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک گفتی: أَلَیْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ خدا برای بنده‌اش کافی نیست؟ (زمر/36) گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیکار می‌تونم بکنم؟ گفتی: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِیرًا وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِیلًا هُوَ الَّذِی یُصَلِّی عَلَیْكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ لِیُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُۆْمِنِینَ رَحِیمًا ای مۆمنین! خدا رو زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریکی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن. خدا نسبت به مۆمنین مهربونه (احزاب/41-43)



:: موضوعات مرتبط: , ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : جمعه 19 مهر 1392