میانه روی و اعتدال در کلام آیت الله بهجت


آیت الله بهجت ره


هر چيز از حدّ ميانه و وسط به طرف افراط يا تفريط تمايل پيدا كند، عكس نتيجه ى مطلوب را خواهد داشت . كُلُّ شَيْءٍ جَاوَزَ عَنْ حَدِّهِ انْعَكَسَ إلَي‌ ضِدِّهِ : هر چيز از حدش بگذرد، به ضد آن تبديل مى گردد. بنابراين ، ميانه روى در غضب ، شهوت ، خواب ، خوراك و هر كار ديگر، منجى و نافع است ، و دو طرف زياده و نقيصه ى آن مضر و مهلك .

[از فرمایشات آیت الله بهجت- ره]



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: بهجت , اعتدال , میانه روی , خدا ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : چهار شنبه 24 دی 1393
راهکار آیت الله بهجت برای رفع گرفتاری ها



متن پرسش مطرح شده و پاسخ این این عالم وارسته بدین شرح است:

چند سال است که در کارهایم دچار مشکل می شوم که راهها به رویم بسته می شود، از جمله در زمینه اشتغال و ازدواج، و هر چه از خدا طلب یاری می کنم، راه مساعدی گشوده نمیشود؟

ج: بسمه تعالی

زیاد از روی اعتقاد کامل بگویید: «أستغفر الله»، هیچ چیز شما را منصرف نکند غیر از ضروریات و واجبات تا کلیه ابتلائات رفع شود، بلکه بعد از رفع آنها هم بگویید، برای اینکه امثال آنها پیش نیاید؛ و اگر دیدید رفع نشد، بدانید یا ادامه نداده اید، یا آنکه با اعتقاد کامل نگفته اید. والله العالم



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: بهجت , رفع گرفتاری , دعا ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : چهار شنبه 20 آذر 1392
ویژگی مرحوم بهجت در تبلیغ محرم
تبلیغ محرم و نکات مربوط به آن در محضر مرحوم حاج آقای بهجت (2)
نقل كرده اند: در اثر یك منبر عالمى، چهار هزار نفر شیعه شدند. كسى كه این گونه بیان داشته باشد، در ثواب، از مراجع بالاتر است

{اهمیت منبر، روضه و عزاداری و شرایط آن} (ادامه)

مستحب و هزار واجب !

معلوم مى شود نماز شب، مستحبى است نظیر روضه خوانى، كه وقتى در زمان رضاخان منع كردند، یكى از اصحاب و اطرافیان حاج شیخ عبدالكریم حایرى - رحمه الله - به ایشان عرض كرد: چیزى نیست، روضه خوانى یك عمل مستحب است كه پهلوى آن را منع كرده است. حاج شیخ - رحمه الله - فرمود: بله مستحبى كه هزار واجب در آن است.

خدا مى داند كه چه قدر احكام واجب و چه چیزهایى از حالات، سیره و كلمات سیدالشهداء و سایر معصومین - علیهم السلام - كه در مقدمه روضه نقل مى شود، سبب تقویت دین و موجب افزایش ایمان مردم است! [7]

افضل مستحبات

حجت الاسلام سید محمد باقر شفتى - رحمه الله - به نماز شب بسیار معتقد بود و بیش از سایر مستحبات به آن اهمیت مى داد، به خلاف مرحوم سید بحرالعلوم كه صبر مى كرد تا هوا مقدارى روشن شود و آن گاه نماز صبح را مى خواند. حجت الاسلام سید محمد باقر شفتى - رحمه الله - در اصفهان، درست اول فجر نماز صبح را به جماعت اقامه مى نمود؛ با این كه اگر نماز جماعت را به تأخیر مى انداخت، افراد بیشترى حاضر مى شدند؛ ولى ایشان دستور مى داد دو عادل بالاى مناره بروند و پس از مشاهده طلوع فجر، بلافاصله اذان صبح بگویند. به ایشان گفتند: چرا مقدارى صبر نمى كنید تا جمعیت زیادى براى درك فیض جماعت حاضر شوند؟ در جواب فرمودند: در میان مستحبات، افضل از نماز شب سراغ ندارم. لذا ایشان براى این كه مردم نماز شب را به جا آورند، این چنین چاره اندیشى نموده بود كه به دو نفر شخص عادل دستور داده بود تا به طور دقیق وقت فجر تعیین شود و كسانى كه در نماز جماعت حاضر مى شوند، پیش از فجر بیدار شوند و نماز شب بخوانند؛ بدین ترتیب، قطعا كسانى كه در نماز جماعت ایشان شركت مى كردند نماز شب را هم مى خواندند و با این كار مردم را به نماز شب وادار مى كرد.

بنده، خیال مى كنم فضیلت بُكاء [= گریه] بر سیدالشهداء بالاتر از نماز شب باشد؛ زیرا نماز شب، عمل قلبى صرف نیست بلكه كالقلبى است، ولى حزن و اندوه و بُكاء، عمل قلبى [8] است به حدى كه بُكاء و دمعه [= اشك چشم] از علایم قبولى نماز وَتر است. [9]

اثر یك منبر

نقل كرده اند: در اثر یك منبر عالمى، چهار هزار نفر شیعه شدند. كسى كه این گونه بیان داشته باشد، در ثواب، از مراجع بالاتر است ، زیرا در روایت آمده است :

لأن یهدى الله على یدیك رجلا، خیر مما طلعت علیه الشمس و غربت [10]

اگر خداوند، یك نفر را به وسیله تو هدایت كند، قطعا بهتر از تمام آن چه آفتاب بر آن مى تابد و غروب مى كند، خواهد بود. خدا مى داند هدایت نفوس چه قدر ارزش دارد. البته نباید از اولِ كار، چنان بارِ تكلیف را سنگین كرد كه طرف مقابل از مذهب بیزار گردد و «أدخله فى شىء، أخرجه منه» [11] او را از آن چیزى كه در آن وارد نموده بود، خارج كرد، صدق كند؛ بلكه باید با رفق و مدارا رفتار نمود.

در هر حال مرحوم آقا میرزا حبیب الله رشتى [12] كه خیلى معتقد بوده و از روى ایمان، مطالب را تحصیل مى كرده است پیشانى آن آقا [= عالمِ مذکور در صدر حکایت] را بوسید و گفت: «حاضرم همه ریاضت هایى را كه كشیدم به تو بدهم و در عوض، ثواب این یك منبر را به من بدهى».

خدا كند آثار قیّمه [= پر ارزش] و گرانبهایى را كه بالوارثه داریم [= به میراث داریم]، اختیارا از دست ندهیم و گرگ ها از دست ما نگیرند! [13]

{نکاتی در نقل مطالب و وقایع} بیان یقینیات

در وقت تبلیغ، باید سعى كنیم یقینیات قرآن و عترت را نقل كنیم و به مسموعات [= شنیده های] خود، بدون مراجعه به دلیل یا كتاب، اكتفا نكنیم، و حداقل به همان كتابى كه از آن نقل مى كنیم، استناد دهیم.

وقتى ما وارد كربلا شدیم، مرحوم آقا میرزا هادى خراسانى - كه بعد از مرحوم آقا سید محمد كاظم یزدى شایسته مرجعیت بود ولى قبول نكرد كه مرجع بشود - فوت كرده بود، ولى چه آثار و بركاتى از ایشان نقل و ذكر خیر مى شد كه چگونه در مقتل حسینى - علیه السلام - و دیگر موضوعات، مطالب را با دقت نظر و با استناد به دلیل بیان مى كرده است. [14]

آقا میرزا هادى خراسانى (رحمه الله):

وقتى ما وارد كربلا شدیم ، در كربلا و نجف در زمینه مَقاتل ائمه - علیهم السلام - و موضوعاتى كه مورد یقین نبود، نظرات آقا میرزا هادى خراسانى - رحمه الله - معتبر و مسموع و قابل قبول بود، چرا كه نظر خود را در مطالب اختلافى با ادله محكم و مستدل بیان مى كرد و این مسأله از عجایب و غرایب بود.

از جمله، اهل منبر، جریان طفلان مسلم، و چگونگى شهادت آن دو بزرگوار را از قول او نقل مى كردند.

متأسفانه با آن همه زحمات و جمع آورى اسناد و دقت در گفتار و با این كه ایشان در اعلمیت، حایز مقام مرجعیت بودند، اصلا معلوم نیست، مطالب ایشان، گفتارها و دست نوشته هایش ضبط و جمع آورى شده باشد. [15]

منبر فقط با روایت

در مدرسه شیرازى سامرا كه بغدادى ها و اهالى كاظمین در سوم رجب (روز وفات امام هادى - علیه السلام-) روضه داشتند، واعظى پیرمرد - كه سیدى لاغر اندام، بلند بالا و مورد اهمیت فراوان بود - به منبر رفت، واقعا منبرى بود، تمام منبر او روایات بود! بنده نه قبل از او، و نه بعد از او مانند او را ندیده ام. از اول تا آخر سخنرانى اش، كلمه اى غیر از روایت در منبر نگفت و خیلى تحفّظ داشت [= مراقب بود] كه از روایت، تعدّى نكند [= تجاوز نکند و پا را فراتر نگذارد]. هرگاه روایتِ مشكل مى خواند، بلافاصله با روایتى دیگر، آن را توضیح و شرح مى داد و معناى روایت را نیز با روایت بیان مى كرد. نوعاً هم به تناسب، روایات كوتاه و قصار مى خواند. واقعاً كمال است كه انسان یك ساعت صحبت كند و از خود هیچ نگوید! و الان تعجب مى كنم كه او مصیبت را چگونه خواند!

بله، عكسش را هم دیده ایم كه در منبرى حتى یك روایت هم نبود، جز این كه آمریكا چنین و شوروى چنین! ما هنوز خوابیم، چه طور نعمت هایى را كه در اختیار داشتیم [= قرآن و عترت و علماى دین ] به واسطه ناسپاسى و كفران از دست دادیم. مگر این كه از اروپا براى ما خبر بیاید كه آن چه در خانه دارید، گنج است! [16]

منبر با كتاب

رسم بر این است كه اهل علم و روضه خوان ها در بالاى منبر مطالب را از روى كتاب نخوانند، و این [= رسمِ نخواندن از روی کتاب]، خلافِ احتیاط است، مخصوصا در نقلِ روایات و به خصوص در ماه رمضان.

مى شنیدیم كه مرحوم آقاى حاج شیخ عباس قمى [17]، هنگامى كه در مشهد اقامت داشت، در بالاى منبر از روى كتاب مى خوانده، ولى در نجف اشرف بدون كتاب منبر مى رفته است.

آقا شیخ مهدى واعظ خراسانىِ معروف - رحمه الله - كه در این كار متبحر بود، و در زمان رضا پهلوى از ایران خارج شده بود و در مدرسه ما [= مدرسه سید محمد كاظم یزدى واقع در نجف اشرف] حجره داشت ، بعد از هفتاد سال سابقه كار، براى رفتن به منبر، مقید به مطالعه بود، مانند مدرّسى كه مى خواهد درس بدهد!

هیچ كارى نیست كه احتیاط در آن، پشیمانى در پى داشته باشد. [18]

دقت در نقل

در نقل جریانات امام حسین - علیه السلام - خیلى باید دقت شود، چه بسا بسیارى از آن چه گفته مى شود درست نباشد، هرچند عَیانِ آن چه واقع شده، فجیع تر از سماع آن است! به عكس جهان آخرت است، كه عَیانِ آن، بهتر و لذت بخش تر از سماع آن است. [19]

مصیبت هاى واقعى، از دروغ هایش بیشتر است !

از آن آقاى مرجع - حالا راست است یا نه ، نمى دانم - نقل كرده اند كه «اصل در روایاتِ معجزات، كذب است». روایات معجزات، كذبش هم دون ما هو الواقع است [=دروغش از آن چه رخ داده ، كمتر است]. كذب، خیلى داخل فضائل امیرالمۆمنین است، ولى هر كذبى بخواهند بگویند، از واقعِ امر، كمتر است. بهتر همان است كه بگوییم: «همانى كه خودشان، براى خودشان معتقدند، ما هم بر آن معتقد هستیم».

قضایاى سیدالشهداء - علیه السلام - هم همین طور است. واقعش ‍ [= مصیبت هاى حقیقى] از همه این اكاذیب، بالاتر است. واقعش، چیزى است كه مسلمان ها در خواب نمى دیدند! حتى بعضى از افراد مهمِ آن زمان گفتند: «فعلوا؟!» [یعنى آیا] راستى این كار شده است ؟!

ولى تا ممكن است، انسان باید از مدارك صحیح، خارج نشود. [20]

{دقت درحواشی مسائل ترویجی} بلندگوها!

بلند كردن صداى بلندگوهاى مساجد و روضه خوانى ها، اگر به اندازه اى باشد كه هركس بخواهد بخوابد، بتواند بخوابد، اشكال ندارد. در غیر این صورت، یعنى اگر بلند كردن صداى بندگو به اندازه اى كه هر كس بخواهد بخوابد، نتواند بخوابد، خلاف سیره متشرعه است؛ زیرا ممكن است در اطراف مسجد یا تكیه، فردى مبتلا به مرض قلبى باشد و یا شخصى غیر مریض، در اطراف باشد كه بخواهد فرداى آن روز سر كار برود و نتواند بخوابد، آیا مزاحمت او كه مى خواهد روزى عایله [= زن و بچه و نان خور ها] خود را تأمین كند، اشكال ندارد؟!

اگر انسانِ مسلمان، بخواهد متمدن به تمدن اسلام باشد و دیگران را به حقایق اسلام دعوت كند، یا افراد مسلمان را در اسلام برقرار و ثابت نگاه دارد كه به بلاد مختلفه كفر فرار نكنند، باید كاملا حقوق و حدود اسلامى را بشناسد و به آن ها عمل كند. شاید ایجادِ این گونه مزاحمت ها، حتى براى فردِ غیر مسلمان هم از ما جایز نباشد.

با رعایت اخلاقیات و رفتار صحیح اسلامى، افراد غیر مسلمان هم به اسلام و مسلمان ها گرایش پیدا مى كنند.



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: گوناگون , مذهبی , بهجت , محرم , تبلیغ , منبر , مسجد ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : شنبه 2 آذر 1392
چرا در راه ترک گناه عاجز هستیم؟

آیت الله بهجت در جواب این پرسش فرمودند: «ترک معصیت، حاصل نمی شود به طوری که ملکه شخص بشود، مگر با دوام مراقبه و یاد خدا در هر حال و زمان و مکان و در میان مردم و در خلوت " و لا أقول سبحان الله و الحمد لله، لکنه ذکر الله عند حلاله و حرامه» ...


آیت الله بهجت

از آیت الله بهجت رحمت الله علیه علت اینکه چرا انسان در راه ترک گناه عاجز و درمانده می شود و از ایشان راهکار خواسته شد.

وی در جواب این پرسش فرمودند: «ترک معصیت، حاصل نمی شود به طوری که ملکه شخص بشود، مگر با دوام مراقبه و یاد خدا در هر حال و زمان و مکان و در میان مردم و در خلوت " و لا أقول سبحان الله و الحمد لله، لکنه ذکر الله عند حلاله و حرامه» ...

یاد خدا، پایه اساسی مراقبه

همان طور که گفته شد و تو نیز دانستی، اگر شخص گنه کار از کسانی باشد که در اثر غفلت به دام گناه می افتند، باید با مراقبه شدید، غفلت را از خود دور کرده و با از بین بردن غفلت، خویش را از چنگ معاصی برهاند.

اکنون سخن ما این است که رکن رکین و پایه اساسی مراقبه، همیشه و در همه جا و در هر حالی به یاد خدا بودن است، که طبق برخی از روایات یکی ازمشکل ترین کارهاست (رسول خدا-صلى الله علیه و آله-فرمود:«یا علی!ثلاث لا تطیقها هذه الامه:المواساه للاخ فی ماله و انصاف‏الناس من نفسه و ذکر الله على کل حال;اى على!سه کار است که تحمل آنها بر این امت مشکل است:رعایت مساوات مالى با برادران مۆمن;رفتار منصفانه با مردم و یاد خدا در همه حال.»مجلسى،بحار الانوار،ج 74،ص 45.) و چون چنین است، یکی از بهترین اعمال است (پیامبر گرامى اسلام-صلى الله علیه و آله-فرمود:«یا على!سید الاعمال ثلاث خصال:انصافک الناس من‏نفسک،و مواساتک الاخ فی الله-عز و جل-،و ذکرک الله-تبارک و تعالى-على کل حال;اى على!سرور و سیداعمال سه خصلت است:رفتار منصفانه با مردم;رعایت مساوات مالى با برادران ایمانى و یادخداوند در همه حال.»همان،ص 44.)

در عظمت و اهمیت یاد خدا همین بس که خدای تبارک و تعالی از آن به کم راضی نگشته و برایش حدی معین نفرموده است.

مرحوم ثقة الاسلام کلینی در کتاب دعای اصول کافی، باب «ذکر الله کثیرا» به اسنادش از امام صادق علیه السلام نقل می کند که آن حضرت فرمود:

ما من شی ء الا و له حد ینتهی الیه الا الذکر فلیس له حد ینتهی الیه. فرض الله الفرائض فمن اداهن فهو حدهن، و شهر رمضان، فمن صامه فهو حده. و الحج، فمن حج فهو حده. الا الذکر، فان الله - عز و جل - لم یرض منه بالقلیل، و لم یجعل له حدا ینتهی الیه. ثم تلا هذه الآیة: «یا ایها الذین آمنوااذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا (احزاب(33)آیه 41) فقال: لم یجعل الله - عز و جل - له حدا ینتهی الیه. قال: و کان ابی علیه السلام کثیرالذکر. لقد کنت امشی معه و انه لیذکر الله و آکل معه الطعام و انه لیذکر الله ولقد کان یحدث القوم و ما یشغله ذلک عن ذکر الله و کنت اری لسانه لازقا بحنکه یقول: لا اله الا الله و کان یجمعنا فیامرنا بالذکر حتی تطلع الشمس و یامربالقراءة، من کان یقرا منا، و من کان لم یقرا منا امره بالذکر (کلینى،اصول کافى،ج 2،ص 361)؛

ای علی ! سه کار است که تحمل آنها بر این امت مشکل است: رعایت مساوات مالی با برادران مۆمن ؛ رفتار منصفانه با مردم و یاد خدا در همه حال

هر چیزی را حدی است که بدان پایان می پذیرد، مگر ذکر و یاد خدا که برای آن حدی وجود ندارد [مثلا] خداوند نمازهای پنج گانه را واجب ساخت که به جا آوردن آنها حد آنهاست. همچنین روزه ماه رمضان را واجب کرد که روزه داری حد آن است. همین طور حج را واجب گردانید که گزاردن آن، حد آن است؛ جز یاد خدا که از آن به کم راضی نگشت و برایش حدی مقرر نفرمود. سپس حضرت این آیه را تلاوت کرد: یا ایها الذین آمنوا اذکرو الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا (رعد(13)آیه 28. )؛ ای گروه مۆمنان! خدای را بسیار یاد کنید و او را در بامدادان و شبانگاهان تسبیح نمایید.

آن گاه فرمود: پدرم - که درود خدا بر او باد - خدای را بسیار یاد می کرد. هنگامی که با او راه می رفتم، او مشغول ذکر خدا بود. با او غذا می خوردم او به یاد خدا بود. با مردم سخن می گفت، ولی هیچ گاه سخن گفتن، او را از یاد خدا باز نمی داشت، و من خود می دیدم که زبانش به کامش چسبیده و یکسره «لا اله الا الله» می گوید .

بین الطلوعین ما را جمع می کرد و دستور می داد تا بر آمدن خورشید ذکر بگوییم و به یاد خدا باشیم . هر یک از ما را که قرائت قرآن می‌دانست به تلاوت آن دستور می‌داد و کسی را که قرائت قرآن نمی‌دانست به ذکر و یاد خدا امر می فرمود.»

حال که به اهمیت یاد خدا به عنوان رکن عمده و پایه مهم «مراقبه» اشاره شد. به جاست با استفاده از آیات و روایات به آثار و خواص یاد خدا و نیز به عواقب و تبعات غفلت از خدا جل و علا اشاره کنیم و بدین ترتیب بر فواید و عواید بحث بیفزاییم.

1. رسول خدا - صلی الله علیه و آله - فرمود: «یا علی ! ثلاث لا تطیقها هذه الامة : المواساة للاخ فی ماله و انصاف الناس من نفسه و ذکر الله علی کل حال ؛ ای علی ! سه کار است که تحمل آنها بر این امت مشکل است : رعایت مساوات مالی با برادران مۆمن ؛ رفتار منصفانه با مردم و یاد خدا در همه حال.»( مجلسی، بحار الانوار، ج 74، ص 45.2)

ناراحت گناه دریا

پیامبر گرامی اسلام - صلی الله علیه و آله - فرمود: «یا علی ! سید الاعمال ثلاث خصال: انصافک الناس من نفسک ، و مواساتک الاخ فی الله - عزوجل - ، و ذکرک الله - تبارک و تعالی - علی کل حال ؛ ای علی ! سرور و سید اعمال سه خصلت است : رفتار منصفانه با مردم ؛ رعایت مساوات مالی با برادران ایمانی و یاد خداوند در همه حال .» همان، ص 44.3. احزاب (33) آیه 41.4. کلینی، اصول کافی، ج 2، ص 361.5. رعد (13) آیه 28.

دیگر توضیح نخواهید و آن که عرض شد، ضبط نمایید و در قلب ثبت کنید، خودش توضیح خود را می دهد.

لزوم ترک معصیت

همان‌طور که یک پزشک قبل از بیان هر حکم درمان و نسخه ای، ما را به پرهیز از انجام کارها و اموری دستور می‌دهد تا که از کهنه‌ شدن و قوّت‌یابی بیماری خلاص دهد؛ شریعت مطهّر اسلام نیز قبل از دستور به انجام هر عملی، ما را به پرهیز از اموری امر فرموده است که انجام آن‌ها معصیت و گناه شمرده می‌شود. در دستورالعمل‌ها و نامه‌های مرحوم همدانی (رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) سفارش‌های ویژه‌ای بر ترك معصیت شده است.

در قسمتی از نامه‌ای كه به یكی از علمای تبریز مرقوم داشته، این گونه فرموده است: «... آنچه این ضعیف از عقل و نقل استفاده نموده‌ام، این است كه اهّم اشیا از برای طالب قرب، جدّ و سعی تمام در ترك معصیت است. تا این خدمت را انجام ندهی، نه ذكرت و نه فكرت به حال قلبت فایده‌ای نخواهد بخشید؛ چرا كه پیش‌كش و خدمت‌كردن كسی كه با سلطان در مقام عصیان و انكار است، بی‌فایده خواهد بود. نمی‌دانم كدام سلطان، أعظم از این سلطان عظیم‌الشأن است، و كدام نقار (نزاع و ستیزه جویی) أقبح (زشت‌تر) از نقار با اوست؟»1

جای دیگری جناب آخوند (ره) می فرمایند: «تمام سفارشات این بینوا به تو، اهتمام در ترك معصیت است. اگر این خدمت را انجام دادی، آخر الامر تو را به جاهای بلند خواهد رسانید»

در قسمت دیگری از همین نامه، مرحوم آخوند همدانی(ره) چنین نگاشته شده‌ كه «... فَافهَم! ممّا ذَكَرتُ انّ طَلَبَكَ المحبَّةَ الالهیَّةَ مَعَ كَونِكَ مُرتَكباً للمعصیةِ امر‌ٌ فاسدٌ جداً، و كیف یَخفی عَلیك كَونُ المَعصیةِ سَبَباً للنّفرةِ وَ كَونُ النَّفرةِ مانِعةُ الجَمعِ مَعَهُ المَحَبَّةُ؟...»2 پس بفهم از آنچه یادآوری نمودم! بدان كه درخواست محبت خداوندی، با آلوده‌شدن تو به گناه، امری فاسد است. چگونه بر شما این نكته پنهان است كه معصیت باعث نفرت و بی‌زاری است و هرگز با محبّت قابل جمع نیست؟... «اِنّ تَركَ المَعصِیَةِ اَوَّلُ الدِّینِ وَ آخِرِهِ، ظاهِرَهً، وَ بَاطِنَهً، فَبادِر اِلَی المُجاهِدَةِ!...»؛3 البته ترك گناه؛ اوّل، آخر، ظاهر و باطن دین است. پس به سرعت به تلاش و مجاهده بپرداز!

در قسمتی دیگر از همین نامه بلند و مهّم، ایشان درباره دوری گزیدن از معصیت، این‌گونه نوشته‌اند: «... پس ای عزیز! چون این كریم رحیم، زبان تو را مخزن كوه نور، یعنی ذكر اسم شریف قرار داده، بی‌حیایی است مخزن سلطان را آلوده به نجاسات و قاذورات غیبت و دروغ و فحش و اذیّت و غیرها من المعاصی نمودن. مخزن سلطان باید محلّش پر عطر و گلاب باشد. نه مجلس مملوّ از قاذورات، و بی‌شكّ، چون دقّت در مراقبت نكرده‌ای، نمی‌دانی كه از جوارح سبعه (هفت‌گانه) یعنی گوش و زبان و چشم و دست و پا و بطن و فرج، چه معصیت‌ها می‌كنی، و چه آتش‌ها روشن می‌نمایی، و چه فسادها در دین خودت بر پا می‌كنی، و چه زخم‌های منكره سیف و سنان (شمشیر و نیزه) با زبانت به قلبت می‌زنی. اگر نكشته باشی، بسیار خوب است. اگر بخواهم شرح این مفاسد را بیان نمایم، در كتاب نمی‌گنجد... تو كه هنوز جوارحت را از معاصی پاك نكرده‌ای، چگونه منتظری كه در شرح احوال قلب چیزی بنویسم...»4

درجای دیگری جناب آخوند (ره) می فرمایند: «تمام سفارشات این بینوا به تو، اهتمام در ترك معصیت است. اگر این خدمت را انجام دادی، آخر الامر تو را به جاهای بلند خواهد رسانید.»



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: گوناگون , گوناگون20 , اردبیل , معرفی اردبیل , ترک گناه , عاجز بودن در ترک گناه , ترک گناه از نظر ایت الله بهجت , بهجت , گناه ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : یک شنبه 12 آبان 1392

صفحه قبل 1 2 3 4 5 ... 82 صفحه بعد