خدایا شرمنده !

خانمی به دفتر نهضت سواد آموزی تلفن کرد و گفت: آقای قرائتی!

پسرم مفقود الاثر شده و پسر دیگری ندارم.
هروقت به خیابان میروم و بد حجابی میبینم
دلم خون میشود...
شما در تلویزیون بگویید:
اگر از قیامت نمی ترسید ، دل ما را خون نکنید!!

┘◄عکس نوشت: اندکی تامل کنیم!

{دوستان دارم میرم واسه امتحانات پایان ترم. ممنون میشم دعام کنید . آپدیت بعدی وبلاگ حوالی یکم تیر :). البته اگه خدا بخواد زنده بمونم تا اون موقع . پس فعلا خدانگهدار}



:: موضوعات مرتبط: , , ,
:: برچسب‌ها: حجاب , شهدا , قرائتی , مفقودالاثر ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : پنج شنبه 15 خرداد 1393
#حجاب

قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ

سوره نور آیه مبارکه 30
یک مرد با حجاب پیش از داشتن زنی با حجاب چشمی با حجاب دارد!



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: حجاب ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : چهار شنبه 14 خرداد 1393
نگرانی !

ای کـــــــــــــــــــاش....
ده درصد نگرانی ایی که برای برهـــنه بودن موهای سر دختـــران داشتیم...
.
.
کمی هم نگــران پاهـــای برهـنه بودیم ...!!
مخصوصا توی این ایام نزدیک شب عید



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: عید , نگرانی , حجاب , فقر , کودک ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : چهار شنبه 14 اسفند 1392
حجاب در کلام شهدا............
شهید حاج محمد ابراهیم همت:

خواهرم،سرخی خونم را به سیاهی چادرت بخشیدم.

شهید حمید رستمى:

به پهلوى شکسته فاطمه زهرا(س) قسمتان مىدهم که ، حجاب را حجاب را ، حجاب را ، رعایت کنید.

شهید یعقوب ابراهیم نژاد:

اگر می دانستم با هر بار که خونم ریخته می شود بی حجابی آغوش حجاب در بر می گیرد، حاضر بودم هزاران هزار بار کشته شوم.

شهید احمد پناهی:

حجاب شما سنگری است آغشته به خون من که اگر آن را حفظ نکنید به خون من خیانت کرده اید.

شهید محمد محمودی:

حجاب شما از خون ما که در جبهه می ریزد برای دشمن کوبنده تر است.

شهید عبدالله رحمانی‌منش:

خواهرانم، مبادا حجابتان را فراموش کنید، چون ما سربازان به خاطر حجاب و حفظ مملکت و دین با دشمن می‌جنگیم.

شهید على روحى نجفى:

از خواهران گرامى خواهشمندم که حجاب خود را حفظ کنند، زیرا که حجاب خونبهاى شهیدان است.

شهید محمدرضا جمشیدیان:

آخر تا کی؟ چقدر شهدا وصیت کنند که خواهران حجاب، حجاب. چرا از زینب و زهرا(سلام الله علیهما) درس نمی آموزید؟ دیگر بقیه با وجدان خودتان… آخر کمی هم به آخرت فکر کنید.



:: موضوعات مرتبط: , , ,
:: برچسب‌ها: حجاب , حجاب گفتار , حجاب رفتار ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : سه شنبه 19 آذر 1392
نمی دانم اینجا مراسم عزای حسین است یا سالن مد!!!

دوباره بعد از کلی چشم انتظاری محرم آمد تا دوباره عاشقان واقعی ابا عبدالله الحسین را از خود بیخود کند و از جام بی کران الهی مست نماید تا در عزای پسر فاطمه و علی بر سر و سینه خود بزنند و عزاداری کنند.

بی حجابی در محرم

بقول یکی از دوستان که می گفت: «برای محرم یه جمله میگم و بس … کاش به جای زخم های امام حسین (ع)، افکارش رو به ما یاد میدادن … مشکل اینجاست که همه ی درد حسین (ع) رو بی آبی نشون دادن … حسین (ع) بیشتر از آب تشنه ی یار بود … هل من ناصر …!

اگه مردی به خاطر امام حسین (ع) نماز بخوانید تا واقعا یاد امام حسین (ع) زنده شود و آماده بشی برای ظهور فرزند دلبندش حضرت ولیعصر آقا حجت ابن الحسن (عج) … فقط همین … نماز نماز نماز …!»

قهر کرده اید انگار!؟ درست نمیگویم؟ حاجی دیگر نمیخندی …! چه شده آن لبخندهای دائمت؟ حاجی آنطور درخودت رفته ای دلم غصه اش میشود … سرت را بالا بگیر … به چه می اندیشی؟ از چه دلگیری؟ … راستی حاجی ! قبلا ها یه عده ای میگفتند: شماها رفتید بجنگید که چه بشود؟ خودتان خواستید، خودتان هم شهید دادید و جانباز شدید!!! آن وقتها جبهه میگرفتم و جوابشان را میدادم.

حالا خودمانیم حاجی، بینی و بین الله رفتید که چه بشود؟ رفتی که آزادی داشته باشیم؟ رفتی که عده ای مانتوهایشان روز به روز تنگ تر و روسری هایشان روز به روز کوچکتر شود؟ رفتی که ماه محرم هم پارتی بگیرند!؟ و جشن های آنچنانی؟ رفتی که عده ای دختر و پسر به هم که میرسند دست بدهند و اگر ندهند به هم بگویند عقب مانده؟

حاجی جان؛ جای پلاکت را این روزها زنجیرهای قطور گرفته! جای شلوار خاکی ات را شلوارهای پاره پوره و چاک چاک گرفته که به زور پایشان نگهش میدارند! جای پیراهن ساده ی “مردانه ات” را تی شرت های مارک دار گرفته که بعضیها آب رفته اند! پسرانمان زیر ابرو بر میدارند! دخترمان ابرو تیغ میزنند! اوضاعی شده دیدنی … پارکها، سینماها و … پاساژها شده اند سالن مد! و البته دوست یابی!

حاجی تو رفتی که خودت را پیدا کنی و خدایت را … اینها مانده اند و دارند خودشان را گم میکنند! حاجی؛ گلوله دست شما را زخم انداخت و بعدها برد، اینجا خودشان بر سر و صورت و دست و بازویشان زخم و نقش می اندازند که زیبا شوند … !!!

اینجا اگر به کسی بگویی : خواهرم … هنوز بقیه حرف را نگفته شاکی میشود، که چرا شما بسیجی ها نمیگذارید راحت باشیم؟ ما آزادی میخواهیم … چرا شماها نمیفهمید؟

اینجا اگر ماه رمضان به بعضیها گفتی ماه رمضان است، حرمت نگه دارید، تو را میکشند … به همین سادگی

اگر گفتی آقا مزاحم ناموس مردم نشو، تو را میکشند و کمترینش اینست که چشمت را کور کنند … به همین سادگی

داغ بر دلم مانده … و من مات و مبهوت از این همه شجاعت که تو لااقل از ما انتظارش را داری و نداریمش!

اینجا پسری با تیپ آنچنانی هرچقدر هم که بی احترامی کند به غیر و سر و صدا کند، همه میخندند و میگویند چه بانمک! اما پسری مذهبی که با صدای بلند بعد از نماز جماعت صلوات بفرستد، بعضیها میگویند: زهرمار! داد نزن سرمون رفت!!!

دختری با مانتوی کوتاه و تنگ و آستینهای بالا زده شده با قر و غمیش راه برود همه میگویند چه باکلاس! اما دختری چادری که بخواهد از کنارشان رد شود میگویند: صلواااااات : اللهم صل علی محمد و آل محمد

اینجا به خیلی چیزهایی که اعتقاد تو بود میخندند! به ریش میخندند … به چادر میخندند … به لباس پیغمبر میخندند … راستی حاجی … این کتاب صورت هم عالمی دارد! “فیس بوک” را میگویم!!! شرف و ناموس و اعتقاد بعضیها پر!!! عکسهایی در این فیس بوک از خود و خانوادشان میگذارند که آدم شرمش میشود نگاه کند

شما میگفتی “یاعلی” و زندگی میساختی … اینها عکس میگذارند … خاطر خواه میشوند … و زندگی شروع میشود آن هم با یک “لایک” … فردا هم طلاق! عجب پروسه ای!!! این هم به نام آزادی !!! …

این نظام را اعتقاد نگاه داشته … به تو میگویند آزادی نداری … راحت باش … زندگی کن!!! که دست از اعتقادت برداری … ما میگوییم بندگی کن و خوب زندگی کن … آنها میگویند زندگی کن، آزاد باش … گوییا هرزه بودن هنر است !

قبلاها حرمتی برای این ماه قائل بودند آقایان قبل از دخول ماه محرم به آرایشگاه می رفتند که حداقل تا ده پانزده روز بعد هم دستی به موها و صورتشان نمی کشیدند … خانمها هم به همینگونه عمل می کردند قبل از شروع این ماه آرایشگاه می رفتند اما حالا خوش بحال آرایشگران شده که تا پاسی از شب هم مردم نوبت می گیرند که بروند و خود را بزک کنند چرا که باید به خیابانها بیایند و استغفرالله در هیات شرکت کنند …

به کجا چنین شتابان می رویم نمی دانم اینجا مراسم عزای حسین است یا سالن مد!!!

خلاصه حاجی جای ارزشها عوض شده … یا نمی دانم شاید برخی آدمها عوضی شده اند … دعایمان کن.

به خودم میگویم: به دلم: بسوز … آتش بگیر … آتش بگیر تا که بفهمی چه میکشم … رنگ ها عوض شده … حاجی دریاب …

یا صاحب الزمان : دلت خون است آقا … می دانم اما … چه بگویم که نگفتن بهتر!!!



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: حسن , حسین , حجاب ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : دو شنبه 18 آذر 1392
نظر رهبری در خصوص حجاب

نظر رهبری در خصوص حجاب

بعضیها که در استقبال امروز بودند خانمهائى بودند که به آنها میگویند بدحجاب؛ اشک هم از چشمش دارد میریزد. حالا چکار کنیم؟ ردش کنید؟ مصلحت است؟ حق است؟ نه، او دلش، متعلق به این جبهه است. او یک نقصى دارد، ما هم یک نقص، نقص او ظاهر است، نقصهاى این حقیر باطن. با این نگاه و با این روحیه برخورد کنید، با زبان خوش، نه با ایجاد نفرت.

رهبر انقلاب؛ دیدار روحانیون در سفر خراسان شمالی، مهر 91 (با تخلیص و ویرایش)

متن کامل تر همین سخنان رهبر انقلاب:

به اين كانونهاى فرهنگى - هنرى برويد و پذيراى جوانها باشيد. با روى خوش هم پذيرا باشيد؛ با سماحت، با مدارا. فرمود: «و سنّة من نبيّه»، كه ظاهراً عبارت است از «مداراة النّاس»؛ مدارا كنيد. ممكن است ظاهر زنندهاى داشته باشد؛ داشته باشد.

بعضى از همينهائى كه در استقبالِ امروز بودند و شما - هم جناب آقاى مهماننواز، هم بقيهى آقايان - الان در اين تريبون از آنها تعريف كرديد، خانمهائى بودند كه در عرف معمولى به آنها ميگويند «خانم بدحجاب»؛ اشك هم از چشمش دارد ميريزد. حالا چه كار كنيم؟ ردش كنيد؟ مصلحت است؟ حق است؟ نه، دل، متعلق به اين جبهه است؛ جان، دلباختهى به اين اهداف و آرمانهاست. او يك نقصى دارد. مگر من نقص ندارم؟ نقص او ظاهر است، نقصهاى اين حقير باطن است؛ نمىبينند.

«گفتا شيخا هر آنچه گوئى هستم / آيا تو چنان كه مينمائى هستى؟». ما هم يك نقص داريم، او هم يك نقص دارد. با اين نگاه و با اين روحيه برخورد كنيد. البته انسان نهى از منكر هم ميكند؛ نهى از منكر با زبان خوش، نه با ايجاد نفرت.



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: حجاب , رهبری ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : سه شنبه 12 آذر 1392
مامانی...

مامان خوبم می دونم خیلی دوستم داری


دوست داری من رو خوشگل کنی و به همه نشونم بدی

ولی مامانی یه کوچولو فکر کن من قراره یه انسان باشم!


مامانی من عروسک نیستم که هرطوری لباس تنم کنی


آرایشم کنی ، جلو همه برقصونیم ، بغل هرکسی قرارم بدی


من رو با خودت آرایشگاه نبر ، تو به من حیا یاد بده ، پوشش


داشتن رو یاد بده ، دفاع از خودم رو یاد بده ،کسانی که بی


عفتی یادم بدن زیادن ،تو ...عروسک شدن واسه دل دیگران


رو یادم نده ...خواهش می کنم به من فرصت انتخاب بده

خواهش میکنم مامانی



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: حجاب , عفاف , زیبایی ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : سه شنبه 12 آذر 1392
حجاب در گفتار و رفتار

عفاف

نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب گفتاری زنان در مقابل نامحرم است:

فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ(احزاب؛32) پس زنهار نازک و نرم با مردان سخن نگویید؛ مبادا آن که دلش بیمار (هوا و هوس) است به طمع افتد.

مراد از حجاب اسلامی، پوشش و حریم قایل شدن در معاشرت زنان با مردان نامحرم در انحای مختلف رفتار، مثل نحوه‌ی پوشش، نگاه، ‌حرف زدن و راه ‎رفتن است



:: موضوعات مرتبط: , , ,
:: برچسب‌ها: حجاب , حجاب گفتار , حجاب رفتار ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
:: ادامه مطلب
نویسنده : پایبند
تاریخ : یک شنبه 10 آذر 1392
حجاب یعنی ...



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: حجاب , عفاف , فرهنگی , اجتماعی ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : جمعه 8 آذر 1392
مردان با غیرت....



:: موضوعات مرتبط: , , ,
:: برچسب‌ها: حجاب , مرد , غیرت , کنکور , گوناگون20 ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : پنج شنبه 7 آذر 1392
بی‌حجابی زن از بی‌غیرتی مرد است

بی‌حجابی زن از بی‌غیرتی مرد است

غیرت در اصطلاح اخلاقی عبارت است از حالت دگرگونی نفسانی یک مرد از اینکه ببیند یا متوجه شود که نوامیس خانوادگی او مثل مادر، خواهر، همسر و دختر او یا حتی نوامیس دیگران در معرض بهره وری حرام قرارگیرد…

وقتی از مردی که همسر بدحجاب دارد پرسیده می شود که چرا این نکته را به همسرش تذکر نمی دهد؟ اعلام می کند که این مساله به خود زن بستگی دارد و نمی توان او را مجبور به این کار کرد.در نقطه مقابل وقتی از زنان بد حجاب سئوال می شود که چرا حجابت را رعایت نمی کنی؟ می گویید؛ همسرم راضی به این امر است در صورتی که حجاب جزء واجبات است نه جزء حقوق زن و مرد نسبت به یکدیگر که با رضایت همسر! زن بتواند بدحجاب در محافل عمومی ظاهر شود



:: موضوعات مرتبط: , , ,
:: برچسب‌ها: حجاب , مرد , بی غیرتی , فرهنگی , اجتماعی , مذهبی , گوناگون20 ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
:: ادامه مطلب
نویسنده : پایبند
تاریخ : پنج شنبه 7 آذر 1392
خواهرم! تمنا ! حفظ حجاب

گونه های اشک بر چشمانم جاری شد با دیدن این عکس.

آن ها به خاطر ما جان نثاری کردند و اکنون ما.............

"روی هر پله ای که باشی خدا یک پله بالا ترست نه به خاطر این که خداست به خاطر این که دست تورا بگیرد."

چشمانت را ببند ای شهید!


مبادا این روزها را در مقابل مادرم زهرا شهادت دهی...

مادرم! ببخش که با هر تیری که به قلب فرزندت می زنیم

باد سیلی را رو گونه ات زنده میکنیم.



:: موضوعات مرتبط: , , , , ,
:: برچسب‌ها: حجاب , حفظ , گوناگون , گوناگون20 , حفظ حجاب , شهید , اشک ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : دو شنبه 4 آذر 1392
محرم و نامحرم؛ لطفا مرزها را رعایت کنید!!

دختری حدود 20 ساله در دانشگاه به برای مشاوره به من مراجعه کرده بود و می‌گفت: "من عاشق شده‌ام!"‌‌

گفتم: "عاشق چه کسی؟ گفت: "عاشق شوهر خاله ام شده ام! و این صرفا یک عشق ظاهری و قلبی نیست بلکه قضیه ازدواج در میان است!


ارتباط

این روزها در برخی خانواده ها شاهد رفتارهای هنجار شکنانه و دور از ارزش‌های اخلاقی و اسلامی هستیم، مرزهای محرم و نامحرمی گسیخته شده است و کسی اهمیت نمی دهد که عاقبت این اتفاق شوم چقدر می‌تواند وخیم باشد.

متأسفانه برخی خانواده ها تحت تأثیر تبلیغات ماهواره ای و برنامه های هدفدار آن و یا به علت بی اطلاعی از مبانی اخلاقی و ارزش های اسلامی، برخورد نزدیک با نامحرم بدون هیچ قیدی و بدون حجاب را نوعی تجدد و روشنفکری قلمداد می کنند، تا جایی که نسل جدید نمی داند محرم کیست و نامحرم کیست؟

دیگر دختران ما شوهر عمه، شوهر خاله، پسر دایی ها و پسر عمه ها و ... را نامحرم حساب نمی کنند، با همکلاسی هایشان از جنس مخالف روابط صمیمانه ای دارند و می گویند فلانی دوست اجتماعی من است و رابطه خاصی با هم نداریم، در فضای مجازی هر مدل عکسی از خودشان منتشر می کنند و خانواده هایشان هم تأیید شان می کنند.



:: موضوعات مرتبط: , , ,
:: برچسب‌ها: گوناگون , گوناگون20 , حجاب , چادر , محرم , نامحرم , حد و مرزها ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
:: ادامه مطلب
نویسنده : پایبند
تاریخ : دو شنبه 4 آذر 1392
باربی، به دست من چادری شد!

باربی، به دست من چادری شد!


زانوهای باربی‌ام شکست... چون با من نماز میخوند و من، وقت تشهد برای اینکه روی دو زانو بشینه، زانوهاش رو تا ته خم می‌کردم...


باربی

تقریباً الان همه می‌دانند كه «باربی»، یکی از سلاح‌های موثر تهاجم فرهنگی استعمار برای کودکان و حتی بزرگسالان است که خیلی از اهداف خود را با این اسلحه پیش می‌برد که فقط یک نمونه‌اش، الگوسازی در ناخودآگاه ذهن کودکان ماست.

وقتی خاطره‌ای را در این باره می‌خواندم، از تدبیر ساده اما موثر یک مادر خردمند و مومن، غرق شعف شدم که چطور یک تهدید به نام باربی را برای فرزند خودش، تبدیل به یک فرصت کردند.

این خاطره جالب را با هم بخوانیم:

عروسک باربی رو وقتی کلاس سوم بودم شناختم...

دست و پاش 90 درجه کج و راست می‌شد و انگشتای ظریفی داشت ...

و این برای من که عاشق چیزهای کوچولو و ظریف (مثل خونه کوچیک، ماشین کوچیک) بودم، رویا بود...

خونه یکی از دخترهای افه‌ای (فخر فروش) فامیل بودیم که برای آب کردن دل من، کمد عروسك‌های باربی‌ خودش رو بهم نشون داد...

باباش وقتی سفرهای دریایی می‌رفت، یکی از این‌ها رو براش می‌آورد...

عید اون سال، مامانم بعد از اصرار فراوان، برام یکی از اون عروسك‌ها رو با تمام وسایلش خرید...

اون سال من به تکلیف رسیده بودم و باربی من، لباس درست و حسابی نداشت...

مامانم وارد بازی کردن من می‌شد و می‌گفت: «آخه اینکه این‌طوری نمیتونه بره بیرون...»

و براش یك شلوار و چادر نماز و یه چادر مشکی دوخت با مقنعه...

فکر می‌کنید چی شد؟

زانوهای باربی‌ام شکست...

چون با من نماز می‌خوند و من، وقت تشهد برای اینکه روی دو زانو بشینه، زانوهاش رو تا ته خم می‌کردم...

و طبعاً یک باربی آمریکایی، عادت به دو زانو و چهار زانو نشستن نداره و اصلاً خم شدن زانوهاش تا این حد طراحی نشده...

من بعد از اون زمان، 5 یا 6 تا باربی دیگه خریدم و همه اون‌ها بعد از دو روز زانو نداشتند!

فکر می‌کردم كه من چقدر تحت تأثیر این عروسک بودم؟

مامانم یك کاری کرد که من فکر کنم بازیه.

ناخن‌های عروسك رو با هم کوتاه کردیم، چون می‌رفت مدرسه.

لاک‌هاش رو پاک کردیم...

موهاش رو بافتیم.

مثل خودم چادر سرش کردم.

و نماز جمعه هم می‌رفت...

مامانم، خیلی ساده، نذاشت كه من مثل باربی بشم، چون باربی مثل من شد...



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: گوناگون , گوناگون20 , حجاب , چادر ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : دو شنبه 27 آبان 1392
فریاد "یا زهرا" مرا چادری کرد

یه روز قبل از اول مهر ماه سال89چادری شدم اونم کجا وقتی میخواستیم بریم بوستان نهج البلاغه...... به گزارش مجله شبانه باشگاه خبرنگاران، من تو خانواده ای مذهبی به دنیا اومدم...ته تغاری بودم واز وقتی که یادم میاد خواهرام رو با چادر دیدم. یادش بخیر یک عکس از چهارسالگی ام تو اصفهان هست که یک روسری توری سفید سرمه و من با لجبازی خاصی اونو تا جلوی پیشونیم جلو کشیدم و صورت کوچیکم توش گم شده در حالی که همه میخواستن اونو عقب بکشم... اما بزرگتر که شدم من روسری ام رو با لجبازی عقب میکشیدم و بقیه اصرار داشتن بیارمش جلو، خلاصه معمولا روسری ام در حدی عقب بود که حجابم کامل نبود... سرتونو درد نیارم تا دوم دبیرستان گناه بد حجابی رو شونه هام بود درین میون پدرم اصرار خیلی زیادی داشت که من چادری بشم جوری که اصلا جلوی بابام بیرون نمیرفتم که بهم گیر نده اما از حق نگذریم من نسبت به خیلی از هم سن و سالام خیلی ساده بودم اهل آرایش و اینا هم نبودم اما خیلی ضرورت اینکه حدود حجاب را کامل رعایت کنم و موهایم را کامل بپوشانم را حس نمی کردم در نتیجه مسلما دوست هم نداشتم به زور چادری بشم می خواستم خودم بهش علاقه پیدا بکنم خودم با خلوص نیت و رضایت برم طرفش تا اینکه سال دوم دبیرستان بحث اردوی جنوب شد من با دوتا از هم کلاسی هام طلبیده شدیم و این که میگم طلبیده شدیم چون واقعا همین طور بود من که اصلا درک نمیکردم جنوب چیه دوتا همکلاسی هایم هم مثل من اطلاعات خاصی نداشتن تازه کاروان پر شده بود و ما یه روزه تصمیم به گرفتن کردیم و زنگ زدیم گفتن جاخالی شده... وای وقتی سوار اتوبوس شدم و به این فکرکردم که چندین ساعت باید تو راه باشم پشیمونی زده بود به سرم.... رفتیم جنوب به معنی واقعی کلمه بهترین جای دنیا بود درحالی که کمترین امکاناتم داشتیم و خداروشکر که قسمتمون شد غروب شلمچه رو تجربه کردیم......معرکه بود... نماز خوندیم رو خاک !خیلی ساده! برگشتنی از شلمچه با یکی از دوستام از کاروان عقب موندیم دوتایی پشت سر مردم راه افتادیم رفتیم تو اون راه خاکی که دوطرفش آب بود و بافانوس راه رو روشن کرده بودن روبه رو هم صفحه ی اسلاید شو گذاشته بودن که تصاویری از کربلا روش نمایش داده می شد وااااای ناگهان مردی از پشت سرم از ته ته ته دلش فریاد زد: یا زهراااااااااااا دست مارم بگیر...... اونجا بود که بغضم شکست نفسم گرفته بود مو به تنم سیخ شد...سجده کردم رو خاک شلمچه ، دعا کردم که شهدا دوباره مارو بطلبن...اما هنوز نطلبیدن...خلاصه اومدیم تهران حجابم کامل شده بود اما چادر سرم نکردم ..میترسیدم...میترسیدم سرم کنم و بعدا بزارمش کنار از یه طرفم دوست داشتم حجاب برتر داشته باشم...سه ماه تابستون داشتم فکر میکردم خلاصه گفتم یعنی چی این بهونه ها چیه چادر بذار شاید همین چادر جلوی بعضی از گناهان دیگه ات رو هم بگیره یه روز قبل از اول مهر ماه سال89چادری شدم اونم کجا وقتی میخواستیم بریم بوستان نهج البلاغه...... یه روز تو تابستون امسال که میرفتم کلاس ورزش یکی از بچه ها به من و دوستم که چادری بودیم گفت:تو این تابستون تو این گرما چرا چادر میذارین شماها که بی چادر هم حجابتون کامله؟ من فقط یک جمله گفتم:ما این گرما رو دوست داریم باهاش عشق می کنیم و او فقط با تعجب به من نگاه کرد و گفت:آهان...دوست دارین! از وقتی از شلمچه اومدم عشقم به بی بی دوعالم حضرت فاطمه ی زهرا(س)چندین برابر شده خیلی خیلی زیاد اصلا با کلمات نمیشه بیان کرد تو این یه سال با افتخار، چادر، این تاج بندگی رو سرم کردم ان شاءالله خدا توفیق بده که بازم بتونم با چادرم پرچمدار اسلام باشم ***بر دهان هرچه رنگ است می کوبد رنگین کمان چادر مشکی من***



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: گوناگون , گوناگون20 , حجاب , چادر ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : دو شنبه 27 آبان 1392
حجاب از دیدگاه شهدا

حجاب و شهدا

شاید شما هم یادتان بیاید، چند سال پیش، وقتی یک دختر بی‌حجاب در خیابان می‌دیدید، کلی تعجب می‌کردید و آن روز در خانه فقط حرف از آن بود و حجاب و... چه‌قدر زود آن دوران گذشت و جای ما با آن‌ها عوض شد!

چه‌قدر زود همه چیز را فراموش کردیم، شعارهای دبستانیمان را: «زن در حجاب چون گوهری است در صدف.» شعرهای كتاب‌ها: «ای زن به تو از فاطمه(س) این‌گونه خطاب است، ارزنده‌ترین زینت زن حفظ حجاب است.» نوشته‌های روی دیوارها: «نکند خون شهدا فرش راه ما شود.. و...

گفتم شهید! یعنی اگر شهدا زنده بودند و این چیزها را می‌دیدند، چه می‌كردند؟! مگر در ظاهر، غیر از این بود که برای گرفتن مرزها و پس گرفتن شهرهایمان رفتند، اما آیا واقعاً هدفشان این بود؟

تو ای خواهرم! حجاب تو کوبنده‌تر از خون سرخ من است.

شهید ابوالفضل سنگ‌تراشان

خواهرم: محجوب باش و باتقوا، که شمایید که دشمن را با چادر سیاهتان و تقوایتان می‌کشید.

حجاب تو سنگر تو است، تو از داخل حجاب، دشمن را می‌بینی و دشمن تو را نمی‌بیند.

سردار شهید رحیم آنجفی

شما خواهرانم و مادرانم: حجاب شما جامعه را از فساد به سوی‏ معنویت و صفا می‏کشاند.

شهید علی رضائیان

خواهرانم!در تربیت فرزندانتان بکوشید و حجاب را رعایت کنید، زهراگونه زندگی کنید.

شهید حسین برهانی

خوشا آنان که با یاد شهیدان زنده اند



:: موضوعات مرتبط: , , ,
:: برچسب‌ها: گوناگون , گوناگون20 , حجاب , چادر ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : دو شنبه 27 آبان 1392
کدام با شکوه تر است؟!
کدام با شکوه تر است؟!

هیچ باغبانی را سرزنش نمی کنند که چرا دور باغ خود حصار و پرچین کشیده است.
هیچ کس با نام آزادی، دیوار خانه خود را بر نمی دارد.
هیچ صاحب گنجی گوهر خود را در معرض دید دیگران قرار نمی دهد.
اگر در مقابل پنجره خانه ات توری نزنی از نیش پشه ها و مزاحمت مگس ها در امان نخواهی بود.
وقتی راه ورود پشه ها را می بندی، خود را مصون ساخته ای نه محدود کرده باشی.

حال سوالی دارم؟ اگر آزادی،! بی حجابی و بدون حفاظ و چادر است و این امر را جوامع مدرن یک آراستگی می دانند،به نظر شما کدام خانه خدا در تصویر زیر با شکوهتر و زیباتر است؟


:: موضوعات مرتبط: , , ,
:: برچسب‌ها: گوناگون , گوناگون20 , حجاب , چادر ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : دو شنبه 27 آبان 1392
پاشنه کفش و ...
عکس
آهای تـــو!


این منـــمـ!


نه پاهایم 10 سانت از زمین بالاترند

نه موهایمـ 10 سانت از سرم بالاترند

من اینجا روی زمین زندگی میكنم


در جایی كه من زندگی می كتمـ


فقط "ارزش هایم" مرا بالا می كشاند


نه پاشنه كفش ، و نه كلیپس مو!

عکس



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: گوناگون , گوناگون20 , حجاب , چادر ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : دو شنبه 27 آبان 1392
نوع ارایش
از دختر جوان و چادری پرسیدند :

از چه نوع آرایشی استفاده می کنی ؟

گفت : اینها رو به کار می برم :

برای لبانم : راستگویی

برای صدایم : ذکر الله

برای چشمانم : چشم پوشی از محرمات

برای دستانم : کمک و یاری به مستمندان

برای پاهایم : ایستادن برای نماز

برای قامتم : سجده بردن برای الله

برای قلبم : حب الله

برای عقلم : دانایی

برای خودمم : ایمان به وجود الله

عکس



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: گوناگون , گوناگون20 , حجاب , چادر ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : دو شنبه 27 آبان 1392
یم نگآهی از آن بآلآ هآ

عکس
عکس
بگذآر تآ هست

همه برآ ے تو بآشد

لبآس هآے شیک برآے تو

توجه مردم برآے تو

آزادے و رآحتی برآے تو

من همین تکه پآرچه مشکی ام رآ می خوآهم

و نیم نگآهی از آن بآلآ هآ



:: موضوعات مرتبط: , , , ,
:: برچسب‌ها: گوناگون , گوناگون20 , حجاب , چادر ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : دو شنبه 27 آبان 1392
حجاب/
عکس
عکس


:: موضوعات مرتبط: , , , , ,
:: برچسب‌ها: گوناگون , گوناگون20 , حجاب , چادر ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : دو شنبه 27 آبان 1392
چادر نازك را تحریم کنیم!


به پارچه‌فروشی‌ها که داخل شوی و سراغ قواره‌های چادری را كه بگیری، تورهای طرح‌داری را نشانت می‌دهند و می‌گویند «مدل‌هایمان این‌هاست»! و تو در حیرت می‌مانی که: آیا حجاب برتر، این است؟!


بیایید خودمان را تحریم كنیم!

به پارچه‌فروشی‌ها که داخل شوی و سراغ قواره‌های چادری را كه بگیری، تورهای طرح‌داری را نشانت می‌دهند و می‌گویند «مدل‌هایمان این‌هاست»! و تو در حیرت می‌مانی که: آیا حجاب برتر، این است؟! این‌ها را که حجابی باید، تا خودشان را بپوشاند!

آن‌چه جالب می‌نماید این است که نام این قسم چادرها را به عنوان «چادرهای مجلسی» آدرس می‌دهند! عنوانی که به غایت مضحک است!

خواهرم؛

وقتی به محفل جشن و سرور می‌روی، لباست و آرایشت (که گاهی از نگاه نامحرم پنهانش نمی‌کنیم)، نیازِ افزون‌تری به استتار دارد، آن‌وقت اگر چادرت، یعنی بیرونی‌ترین حجابت هم از جنس تور باشد و ابداً سادتر نباشد، پوشیدنش آیا تمسخر خودت نیست؟ تمسخر خدا نیست؟

دلت را به چه خوش کرده‌ای!؟

که چادر را از سر نیانداخته‌ای!؟

در منتهای دلت هم آیا این پنج متر تور را، «چادر» نام می‌نهی!؟

این وصف روزگار ماست!

و من نمی‌دانم تا کی باید از مواردی چنین سخن گفت و با «تهاجم فرهنگی» توجیهش کرد!

پس جایگاه عقل کجاست در این میانه!؟

مگر می‌شود تمامت این فاصله از دین را که روز به‌روز به درازایش افزوده می‌گردد، به حساب جهل نسبت به حقیقت نوشت!؟

مگر می‌شود فریاد «وا اسلاما» سر داد و از تهاجم فرهنگی نالید، اما باز هم خریدهایی چنین کرد و در خوش‌بینانه‌ترین حالت ممکن، هدیه‌هایی از این دست را به دیده‌ی منت نهاد!؟

مگر می‌شود...!؟

نکته‌ای هست درخور اذعان، و آن این که منظور از تورهای طرح‌دار، اولین مدل‌های این سری از چادرها نیست! چادرهای طرح‌داری که فقط طرح داشتند و طرح شان هم با نخ مشکی ساده روی چادر نقش بسته بود. نه نازک و بدن نما می‌نمودند و نه براق بودند که جلب توجه بکنند. چادری هم اگر بخواهد ذیل عنوان «چادر طرح‌دار» به عنوان پوشش مطرح شود، لابد باید همین‌گونه باشد که تمام خصوصیاتش، ویژگی‌های همان چادر ساده و دوست‌داشتنی خودمان باشد، ولو طرح‌دار!

حجابی غیر از این اگر بخواهد جای چادر را بگیرد، ما مردتر از تمام مردان روزگار، در مقابلش صف‌آرایی خواهیم کرد و نخواهیم گذاشت كه میراث حضرت مادر به یغمای عدم برود!

خواهرم؛

می‌شود من و تو، هم‌دل و هم‌پیمان شویم و هر گونه استفاده از این حجاب مضحک را بر خویشتن خویش، در وهله‌ی اول و بر خویشاوندان خود، در مراحل بعد، حرام بشماریم!

می‌شود من و تو داغ درآمدزایی‌هایی از این دست را بر دل دشمن بگذاریم!

سخنم را بپذیر...

بیا خودمان را تحریم کنیم!



:: موضوعات مرتبط: , , , ,
:: برچسب‌ها: گوناگون , گوناگون20 , حجاب , چادر ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : دو شنبه 27 آبان 1392
چادر


چادر؟ تا 14 سالگی حتی حجاب را هم رعایت نمی کردم، موهایم را بالا می بستم و مقنعه ام را بالا می بردم. مانتوهایم بالای زانو بود و شلوار کوتاه می پوشیدم. حتی در مدرسه موهای هم کلاسی هایم را خودم درست می کردم!مادر و خواهرم خیلی به من می گفتند: پریسا موهات رو بزار تو! اینجوری لباس نپوش! اما من بدتر لج می کردم، با دوستان بدحجابم که می گشتم بیشتر تشویق به بدحجابی می شدم.

تا اینکه همان روزها درباره ی فیلم سیاحت غرب چیزهایی به گوشم خورد که به نظرم مسخره بود. یک روز خواهرم فیلم آن را در کامپیوتر گذاشت و در حال تماشای آن بود . من در گوشه ای از اتاق نشسته بودم و اهمیتی نمی دادم یکدفعه خواهرم صدایم کرد و گفت: پریسا پریسا نگاه کن این جا را ببین، دیدم زنی آتش گرفت، خاکستر شد دوباره زنده شد دوباره سوخت و همینطور تکرار می شد قبلا شنیده بودم بی حجابی گناه است اما نمی دانم چرا هیچ وقت روی این جمله فکر نکرده بودم. آن روز خدا کمکم کرد و این صفحه جلوی چشمانم که مجسم شد همان لحظه و همان جا اینکه بی حجابی گناه است را با تمام وجود فهمیدم و همان جا توبه کردم

فردا صبح قبل از اینکه مدرسه بروم مقنعه ام را بردم پیش خواهرم و گفتم: پایین مقنعه ام را برام می دوزی؟ پرسید چرا؟ گفتم خیلی گشاده! موهام می ریزه بیرون! خواهرم شوک زده شد بعد با خوشحالی مقنعه ام را برایم اندازه کردوقتی موهایم را داخل مقنعه پوشاندم اولش فکر کردم چقدر زشت شدم الان هرکس مرا ببیند پیش خودش می گوید چقدر زشت شده. یک لحظه نزدیک بود تصمیمم عوض شود اما خیلی محکم به خودم گفتم فرضا همینطور باشد زیبایی ای که بخواهد در برابر امر خدا بودن باشد چه ارزشی دارد؟ اصلا زیبایی این دنیا در برابر زیبایی آخرت قابل مقایسه نیست

آن روز در راه مدرسه هرکدام از دوستانم مرا می دید تعجب می کرد: پریسا تویی! مقنعه ات رو بیار جلو، ندزدنت! و... خلاصه هر تیکه ای که ممکن است به ذهن دختر بچه های راهنمایی برسد را من از دوستانم شنیدمیک دوست صمیمی داشتم که او هم وقت یمرا دید خیلی تعجب کرد اما چند روز بعد او هم موهایش را پوشاندبا این همه راضی نبودم می گفتم حالا حجاب موهایم درست شده اما از بقیه ی پوششم راضی نبودم. آن موقع حجاب کامل را چادر می دانستم. یکی دو هفته بعد از آن تصمیم شوک آور، دل را به دریا زدم و به مادرم گفتم چادر می خواهم. مادرم ذوق زده گفت:چادر!؟!؟ گفتم: آره مامان

اولش با چادر اذیت می شدم نمی تونستم جمع و جورش کنم اما گفتم باید کاری رو که شروع کردم کامل کنم و رهایش نکنم. خیلی زود یاد گرفتمهرچه فکر می کنم می بینم خدا واقعا نظر لطف به من داشت که دیدن آن صحنه آن جور مرا متحول کرد چون خیلی از دوستانم هم آن را دیده بودند اما تاثیر خاصی نگرفته بودندچند ماه پیش در یک جمعی یکی از دوستانم به من گفت: چرا مقداری از مقنعه یا روسری ات را از بالای چادرت بیرون می گذاری؟ گفتم خب چادر همینه دیگه؟

دوستم گفت: نه! اصل چادر این نبوده و در حقیقت این یک دسیسه است که آرام آرام چادر عقب برود. من آن موقع گفتم این حرفها تعصب است اما بعدا فکر کردم این کار جز اینکه نوعی زینت هست چه دلیل دیگری داره؟ هیچ جوابی برای این سوالم نداشتم. الان چند ماهه که چادرم را روی مقنعه ام می آورم برای همین کار هم کلی کنایه شنیدم .الان وقتی مهمان های خیلی خودمانی مان هم به خانه مان می آیند و یکی دو تا نامحرم بینشان هست هم چادر سرم می کنم سر همین هم خیلی حرف می شنوم اما به هر حال هیچ وقت پشیمان نشدم و همیشه خدا را برای نعمت چادرم شکر می کنم



:: موضوعات مرتبط: , , ,
:: برچسب‌ها: گوناگون , گوناگون20 , حجاب , چادر ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : دو شنبه 27 آبان 1392
با چادرم، دوباره متولد شدم

با چادرم، دوباره متولد شدم


سال‌های زیادی بود که دلم می‌خواست چادری شوم، درست از زمانی که دوره راهنمایی درس می‌خواندم، با توجه به اینکه مادر مهربانم نیز چادری هستند، خیلی دوست داشتم هم مانند مادر دنیایی‌ام باشم، هم مادر معنوی‌ام و مادر تمام عالم، حضرت فاطمه (س).


مغرب میں حجاب ، آیۃ اللہ خامنہ ای کے نقطہ نگاہ سے

ابتدا خدا را شاکرم که سعادت چادر به سر کردن را یافتم و دوم، مدیون الطاف مادرم حضرت فاطمه زهرا (س) هستم که نظری به این حقیر انداخت و یاریم کرد؛ و سوم، مدیون فداکاری‌های مادرم که سال‌های سال دخترش را با جان و دل، نگهداری کرده است. سال‌های زیادی بود که دلم می‌خواست چادری شوم، درست از زمانی که دوره راهنمایی درس می‌خواندم، با توجه به اینکه مادر مهربانم نیز چادری هستند، خیلی دوست داشتم هم مانند مادر دنیایی‌ام باشم، هم مادر معنوی‌ام و مادر تمام عالم، حضرت فاطمه (س).

چندین بار هم با مادرم مسئله چادری شدنم را مطرح کرده بودم، ولی وقتی خودت میدانی که انجام تمام کارهایت به عهده فرشته مهربانی به نام مادر است، شرم می‌کنی از اینکه کارش را بیشتر کنی و احیاناً زحمتش را بیشتر! وقتی سال‌های سال روی صندلی چرخ دار بنشینی، دنیایت با دنیای دیگران کمی متفاوت می‌شود.

بحث ترحم و دلسوزی نیست، دنیایت از این جهت متفاوت می‌شود که سعی می‌کنی تا حد توان به همدل همیشگی‌ات، مادر، کمتر زحمت بدهی، سعی می‌کنی خواسته‌هایت را متعادل کنی، سعی می‌کنی روی برخی خواسته‌هایت پا بگذاری چون مطمئنی که رسیدن به خواسته‌ات، باری بیشتر روی دوش دیگری می‌گذارد...

جابجا کردن فرد دارای معلولیت جسمی – حرکتی، آنقدر مشکلات خاص خودش را دارد که با بازگو کردنش، کتاب‌ها نوشته می‌شود، وقتی می‌دیدم که حمل و نقل من با ویلچر (صندلی چرخ‌دار) به اندازه‌ی کافی سخت هست، آن هم با شرایط جسمی من که همیشه درد همراهم است، دردهای استخوانی و جسمی... دلم نمی‌آمد مشکل جمع و جور کردن چادرم نیز به کارهای مادرم اضافه شود، سال‌های سال، مدام به دلم تلاطم می‌افتاد که چادری شوم، اما وقتی یاد جابجایی‌هایم می‌افتادم، سرد می‌شدم؛ و مطمئنم شیطان این کار را می‌کرد، ولی ناگفته نماند که سخت است مستقل نبودن در کارهای شخصی. بگذریم!

قبل از چادری شدن هم حجابم خوب بود، همیشه مقنعه داشتم و پوشش مناسب را رعایت می‌کردم، اجباری در این کار نبود، بالاخص که به خاطر شرایط خاص من، خانواده به من کاری نداشتند و سخت نمی‌گرفتند. همه تصور می‌کردند چون معلول هستم، پس آنقدر هم نباید مقید به حجاب کامل باشم، همین که تا حدودی رعایت کنم کافیست. ولی من همیشه از این مسئله شاکی می‌شدم و می‌گفتم: «چرا؟ لابد فکر می‌کنید چون معلول هستم کسی هم به من نگاه نمی‌کند؟ لابد تصور می‌کنید دل نامحرم هم برای من و امثال من می‌سوزد و با دید ترحم، به ما نگاه گناه آلود نخواهند داشت؟»

سال قبل روی تصمیمم برای چادری شدن، خیلی فکر کردم، دیگر خسته بودم از اینکه دلم بخواهد منتظر مولایم مهدی (عج) باشم، ولی حجابم کامل و برتر نباشد.

خیلی حرص می‌خوردم از این تصورات غلط! باور بفرمایید كه این معضلات، هنوز هم بین باورهای غلط رایج است، اما من کم نمی‌آوردم. تا حد توانم رعایت می‌کردم و کتمان نمی‌کنم که گاهی نیز کوتاهی‌هایی داشتم، (خدا مرا ببخشد) اما وقتی آن روایت را می‌خواندم که حضرت زهرا (س) حتی در برابر نابینا هم حجاب می‌گرفتند و وقتی پدرشان رسول خدا (ص) می‌گفتند او نابیناست، مادرمان پاسخ می‌دادند: او نمی‌بیند، من که می‌بینم، و او حتی بوی مرا نیز حس می‌کند؛ تنم می‌لرزید از این همه عظمت، از این همه ایمان، از این همه استواری زهرا (س). پس چرا باید به خاطر معلولیت، خودم را آزاد می‌دانستم و خودم را معذور می‌کردم از وظیفه الهی‌ام!؟

سال قبل روی تصمیمم خیلی فکر کردم، دیگر خسته بودم از اینکه دلم بخواهد منتظر مولایم مهدی (عج) باشم، ولی حجابم کامل و برتر نباشد، ناگفته نماند که مشکلات روحی هر از گاهی نیز داشتم، تنها من نیستم، همه مشکلاتی دارند، من هم مانند همه و مانند دیگران، مشکلات خاص خودم را داشتم و گاهی نا امیدی و سستی، سایه می‌افکند روی اراده‌ام!

درمانده بودم و نمی‌دانستم چطور مقابله کنم با یکنواختی زندگی‌ام، توسل کردم به حضرت زهرا (س)، و از مادرمان خواستم کمکم کنند تا بتوانم منتظر کوچکی برای فرزندشان مهدی (عج) باشم، علاوه بر آرزوی چادری شدن، به مادرمان توسل کردم تا روحم را شفا دهند، تا شفاعتم کنند، شفاعت روحی که با وجود مشکلات جسمی فراوان مادرزادی، همیشه با توکل به خدا، با تمام کمبودها مقابله کرده است، و از نظر دیگران، دارای اراده‌ای محکم است، اما همان دیگران نمی‌دانستند که شبانه روز در چهاردیواری خانه ماندن، حرکت نداشتن، بکنواختی و دردهای جسمی، چه می‌کند با روح و اراده!

همان دیگران نمی‌دانستند مشكل فقط جسم نیست، بلکه روح است، روح که با قدرت باشد، جسم فانی هم با قدرت می‌شود، دردها نیز تحملش آسان می‌شود، اما چه کنم که من نیز انسانم و گاه ضعیف و کم توان! حدیث بانویم فاطمه زهرا (س)، آب سردی بود بر داغ چندین ساله‌ام. وقتی مادرم فاطمه (س) می‌فرمایند: «نزدیک‌ترین حالات زن به خدا آن است که ملازم خانه خود باشد و بیرون از خانه نشود»، من چه داشتم برای گفتن؟ من که توفیق اجباری خداوند نصیبم شده است، دلم هم بخواهد زود به زود بیرون بروم، نمی‌توانم، نه اینکه خانواده مرا نبرند، نه؛ دردهایم اجازه نمی‌دهند، بیشتر از چند ساعت نمی‌توانم روی صندلی چرخ‌دار بنشینم، مدام باید استراحت کنم و چه توفیقی بهتر از اینکه به نزدیک‌ترین حالت زن به خدا، نزدیکم!؟ البته حضور اجتماعی زنان، ضروری است و این حالت برای من که شرایطم استثنائاً این‌طور ایجاب می‌کرد، جرقه‌ای می‌زد بر امیدواری‌ام!

یہودیت و نصرانیت میں حکم حجاب

باور بفرمایید این‌ها را که می‌نویسم، بغض گلویم را می فشارد، این‌ها کار من نبوده، این‌ها لطف الهی بوده و نظر حضرت زهرا (س) که دلم را روشن به نور ایمان کرده‌اند! من بنده خوب خدا نیستم، بلکه بنده‌ای سراپا تقصیرم، ولیکن خدا را شکر می‌کنم که انس تنهایی‌هایم، قرآن و سخنان ائمه معصومین (ع) و تا حدودی، مطالعه در زمینه‌ی مولایم مهدی (عج) است و انتظار؛ گاهی نیز می‌نویسم و شعری برای مادرم زهرا و مولایم مهدی (عج) و انتظار یارمان می‌سرایم؛ انتظار یاری که درمان تمام دردهای دنیاست! هر چند که در این زمینه نیز خیلی کوتاهی می‌کنم.

پارسال در سن 31 سالگی، سالروز ازدواج مادرم حضرت زهرا (س) و پدرم مولا علی (ع)، تصمیمم را عملی کردم. از چند روز قبل از این روز، با مادرم جدی صحبت کردم و گفتم می‌دانم همین‌طوری هم جمع و جور کردن کارهای من برایتان مشکل است، ولی آرزویم چادر به سر کردن است، می‌خواهم با این کار، به مادرم زهرا (س) نزدیک‌تر شوم و از خانم بخواهم دعایم کنند تا بتوانم به داشته و نداشته‌ام شکر گویم، می‌خواهم فاطمه (س) یاری‌ام کند تا عاشق خدای فاطمه شوم، می‌خواهم حس چادر خاکی مادر، دلم را شفاء دهد و به آرزویم که همانا پاک شدن و بعد خاک شدن است، برسم ...

مادرم از تصمیمم استقبال کرد و برایم پارچه مشکی خرید و به خیاط داد كه برایم چادر بدوزد. وقتی چادرم آماده شد، اشک در چشمانم حلقه زده بود، مادرم می‌خواست چادر را سرم کند، گفتم دست نگهدار، اول وضو گرفتم، بعد چادرم را سر کردم. امیدوارم گفتن حقیقت، ریا نشود ولی با اعتقاد شروع به چادری شدن کردم، چادر در نظرم حرمتی داشت که سال‌های سال برای چادری شدنم، دنبال لیاقت در خودم می‌گشتم تا روزی برسد که با جان و دل، شروع به این کار الهی کنم ...

اولین باری که دوستانم مرا چادری دیدند، خیلی تحسین کردند و از آن به بعد، وقتی بیرون می‌روم، نگاه‌های دیگران که همیشه آزاردهنده است برای معلولین، دیگر آزارم نمی‌دهد، زیرا احساس می‌کنم افتخاری روی سرم است که تمام نداشته‌های جسمی‌ام در برابر حرمتش، هیچ است! در دلم می‌گویم تمام جسم و جانم فدای حرمت و عظمت چادر خاکی مادرم زهرا...

از وقتی چادری شده‌ام و خدا کند که به مادرم نزدیک‌تر شده باشم، دیگر خجالت می‌کشم از روزهایی که غصه‌ی نقص جسمم را می‌خوردم، چرا که مادرم زهرا، پهلوی شکسته‌اش را زیر حرمت چادر نگهداشت تا مولایم علی، غصه نخورد برای غم زهرا، آن وقت دردها و شکستگی‌های جسم من که چیزی نیست در برابر یاس شکسته‌ی مولا علی ... جانم به فدای فاطمه زهرا... امیدوارم حضرت زهرا مرا ببخشند اگر کوتاهی و اشتباهی داشتم در بیان حرمت چادر ...



:: موضوعات مرتبط: , , , ,
:: برچسب‌ها: گوناگون , گوناگون20 , حجاب , چادر ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : دو شنبه 27 آبان 1392
حجاب اجباری است یا اختیاری/ اسلام چه می‌خواهد، مردم چه می‌گویند

فکر می‌کنید در اماکن پر رفت و آمد پایتخت، چند خانم با پوشش مناسب و بدون آرایش زننده می‌توان پیدا کرد؟ اگر به یکی از این مکان‌ها نظیر مترو گذرتان افتاد، خودتان بشمارید تا وضعیت حجاب در جامعه را بهتر ارزیابی کنید!

خبرگزاری فارس: حجاب اجباری است یا اختیاری/ اسلام چه می‌خواهد، مردم چه می‌گویند

گفتار قبل با عنوان «تأملی در وضعیت فعلی حجاب در ایران/ بدحجابی مبارزه می‌خواهد یا فرهنگ‌سازی» بیش از 30 هزار بار در یک روز کلیک شد که این موضوع نشان می‌دهد مسأله حجاب همچنان برای افراد جامعه از هر طیف و عقیده‌ای مهم و قابل توجه است. این موضوع در کامنت‌های مخاطبان گرامی در انتهای گزارش یا شبکه‌های اجتماعی دیگر نیز به چشم می‌خورد.

در برخی دیدگاه‌ها گفته‌ شده است: «نویسنده این مطلب حتما خودش از مشتریان و طرفداران پر و پا قرص کمپانی ویکتوریا سکرت است که فکر می‌کند دختران ایرانی از آن الگوبرداری می‌کنند!» در پاسخ به این دوستان باید گفت برای درک این موضوع و لمس آن کافی است سری به پاساژهای مشهور شمال شهر بزنید تا مشاهده کنید چه تعداد از دختران ایرانی برای خرید لباس‌های این کمپانی اشتیاق دارند.

مخاطب محترم دیگری نیز خود را خانمی چادری معرفی کرده و با لحن تند و گلایه‌آمیزی نوشته بود: «کی گفته چادری‌ها در اقلیت هستند!؟ شما از کجا به این نتیجه رسیدی؟ با نگاه کردن به خیابون‌ها؟ بله زن باحیا و چادری در خیابان ول نیست، به موقع بیرون میاد. در راهپیمایی و نمازهایی مثل نماز عید فطر نگاه کن ببین که همین تهران چقدر چادری داره. اگه توی خیابون‌ها به نظرتون چادری کمه برای اینه که زن چادری حیا داره و ول نیست که خیابون‌گردی و پاساژ گردی کنه و بخواد خودشو به نمایش بذاره، برای همینه که شما چادری کمتر می‌بینی. در ضمن همیشه کار نادرست بیش از درست جلوه داره و دیده می‌شه.»

در پاسخ به این مخاطب محترم بار دیگر تأکید می‌کنیم قصد ما در این گفتار‌ها نفی کلی یا تایید کلی هیچ گروهی نیست، همانطور که در گزارش قبل گفته شد قصد داریم به یک اشتراک برسیم و برای یکدیگر اعتراف کنیم «چرا ما در یک جامعه اسلامی و شیعی به این نقطه رسیده‌ایم؟!»

واقعا قرار است تا کی واقعیت‌ها را کنار بگذاریم و بگوییم ما خوبیم و هیچ چیزی آن طور نیست که در کوچه، خیابان، بازار، دانشگاه و غیره می‌نماید؛ آمار طلاق، روابط نامشروع، قتل و ایدز به عنوان آسیب‌های اجتماعی دروغ است و ما هیچ مشکلی نداریم؟!

همین هفته پیش ری یس مجلس شورای اسلامی در دیدار با رؤسا و معاونان سازمان بهزیستی قم گفت: «آمار طلاق و اعتیاد باید از دایره محرمانه بودن خارج شود.» ا ین‌ها هشداری است به همه بانوان محجبه که تصور می‌کنند وظیفه‌ اجتماعی خود را با شرکت در راهپیمایی‌ها، نماز جمعه، نماز عید فطر و ... به خوبی انجام می‌دهند.

موضوع وقتی جالب‌تر می‌شود که بدانیم طبق گفته مدیر حوزه‌های علمیه خواهران، تاکنون 75 هزار بانوی طلبه در سراسر کشور فارغ‌التحصیل شده‌اند.

به راستی اگر حضور فعال و مؤثر این بانوان در جامعه احساس نشود، پس هدف از فارغ‌التحصیلی این تعداد چیست؟ اگر روز به روز بر تعداد فارغ‌التحصیلان ما در رشته‌های علوم دینی و حوزوی اضافه می‌شود، قاعدتاً در چنین جامعه‌ای باید آسیب‌های اجتماعی آمار معکوس داشته و پایین بیاید، در صورتی که آمار و ارقام چیز دیگری می‌گوید.

آیا بانوان و آقایان طلبه و حوزوی به رسالت خود یعنی ترویج علوم دینی عمل نمی‌کنند یا اینکه آن‌ها عمل می‌کنند و برخی افراد جامعه آنقدر سرکش و لاقید شده‌اند که دیگر گوش شنوایی برای این حرف‌ها ندارند.

تمام موارد فوق یک واقعیت است که باید با دید باز به آن نگاه کرد و سریع دست به انتقاد نبرد. ما با واقعیت‌هایی روبرو هستیم که نمی‌توانیم آن را انکار کنیم باید تلنگری به همه مردان و زنان ارزشی و مذهبی زده شود که چرا جامعه ما هر روز از آموزه‌‌های دینی که اسلام ناب محمدی(ص) به آن تاکید داشته دور می‌شود؟!

* وزارتخانه اسلامى نباید در آن معصیت بشود

در گفتار قبل به حرف‌های دوست‌داشتنی شهید مطهری در بحث حجاب اشاره کردیم این‌بار به گفتارهای رهبر کبیر انقلاب در خصوص حجاب و حجاب اجباری اشاره می‌کنیم.

بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی، به حجاب بانوان در اداره‌ها بسیار تاکید داشتند، چرا که بی‌حجابی و بی بند و باری را ترفند استعمار برای تخدیر و به نابودی کشیدن نسل کشورها می‌دانستند.

بنابر این از همان روزهای اوّل انقلاب به مسئولان دولت وقت، برای جلوگیری از بی‌حجابی نهیب زدند: «الآن وزارتخانه‌ها - این را می‌گویم که به دولت برسد، آنطورى که براى من نقل می‌کنند- باز همان صورت زمان طاغوت را دارد. وزارتخانه اسلامى نباید در آن معصیت بشود. در وزارتخانه‌‏هاى اسلامى نباید زن‌هاى (بى حجاب) بیایند، زن‌ها بروند اما با حجاب باشند. مانعى ندارد بروند اما کار بکنند، لکن با حجاب شرعى باشند، با حفظ جهات شرعى باشند.» (صحیفه نور ج‏6 – 329)

* چادر یا مانتو از دیدگاه امام خمینی(ره)

حضرت امام(ره) چادر را حجاب کاملی می‌دانستند ولی پوشش‌های مشابه چادر ـ مانند مانتوی ساده، بلند و گشاد ـ که موجب مفسده نمی‌شود را نیز کافی می‌دانستند و قائل بودند که اگر قرار باشد پوشش بانوان همراه با مفسده و خلاف اخلاق باشد باید از آن در جامعه جلوگیری شود همانطور که در پاریس در پاسخ خبرنگاران و بانوان محجبه‌ای که درباره میزان حجاب در ایران از ایشان سؤال کردند؛ فرمودند: «آرى در اسلام زن باید حجاب داشته باشد، ولى لازم نیست که چادر باشد. بلکه زن مى‏تواند هر لباسى را که حجابش را به وجود آورد اختیار کند. ما نمی‌‏توانیم و اسلام نمی‌‏خواهد که زن به عنوان یک شى‌ء و یک عروسک در دست ما باشد. اسلام می‌خواهد شخصیت زن را حفظ کند و از او انسانى جدى و کارآمد بسازد. ما هرگز اجازه نمی‌دهیم تا زنان فقط شیئى براى مردان و آلت هوسرانى باشند.» (صحیفه نور ج‏5- 294)

«حجاب ایران، حجاب اسلام، همین مقدارهاست. اسلام اینجا و آنجا ندارد. لکن یک جهات خارجى گاهى در کار هست. به طورى که یک مفسده‏اى باشد، یک اختلاف اخلاقى بشود، یک- عرض مى‏کنم- چیزهایى باشد، البته آن وقت باید جلوگیرى بشود؛ اما اگر نباشد اینطور، و ساده باشد و مثل سایرین با سادگى باشد، نه بى چادر(بامانتو) مانع ندارد.» (صحیفه نور ج‏3- 499)

* جنایتی به نام کشف حجاب از دیدگاه خمینی کبیر

امام راحل کشف حجاب و ایجاد اقلیتی از زنان و دخترکان خیابان‌گرد را از بزرگترین خیانت‌های رژیم طاغوت می‌دانستند و آنرا از جنایات بزرگ رضا شاه می‌خواندند که باید در نظام اسلامی با آن مقابله شود و می‌فرمودند: «آن شقىّ جنایتکار (رضا قُلدر) دست به یک جنایت زد و آن جنایت کشف حجاب بود و به جاى اینکه نیمى از جمعیت ایران را فعال کند آن نیم دیگرى هم که نیمه مردان بود به‏طور بسیار زیادى از فعالیت انداختند و این عروسک‌هایى که درست کردند و در همه ادارات جا دادند و در همه خیابان‌ها راه انداختند، آن‌هایى که در ادارات بودند، سایر افرادى که در ادارات بودند را هم از کارهاى خودشان بازداشتند و آن‌هایى که در خیابان‌ها رها بودند، جوان‌هاى ما را به فساد کشاندند و فعالیت جوان‌هاى ما را از دست آن‌ها گرفتند.» (صحیفه نور ج‏17- 59)

و در یک کلام، حضرت امام (ره) برای حفظ ارزش بانوان و به بازی گرفته نشدن شخصیت آنان در جامعه بر حجاب تأکید می‌کردند و می‌فرمودند: «و البته باید توجه داشته باشید که حجابى که اسلام قرار داده است، براى حفظ آن ارزش‌هاى شماست. هرچه را که خدا دستور فرموده است- چه براى زن و چه براى مرد- براى این است که، آن ارزش‌هاى واقعى که این‌ها دارند و ممکن است به واسطه وسوسه‌هاى شیطانى یا دست‌هاى فاسد استعمار و عمال استعمار پایمال مى‏شدند این‌ها، این ارزش‌ها زنده بشود».

بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران بسیار زیبا و لطیف در خصوص حجاب زن در ایران اسلامی توصیه‌هایی داشته‌اند که بخشی از آن را ذکر کردیم. امام راحل هیچ افراط و تفریطی در خصوص بحث حجاب نداشتند و همیشه مشوق بانوان ایرانی برای حضور در تمامی عرصه‌ها با حفظ چارچوب‌های اسلام ناب محمدی بودند. به طوری که در یکی از دیدارها با خانم مرضیه حدیدچی دباغ یکی از بانوان فعال و مبارز زمان انقلاب و دفاع مقدس توصیه‌های جالبی به ایشان کردند:

«در نوفل لوشاتو خدمت امام رسیدم، هنوز با مانتو و شلوار و مقنعه بودم. یک بار در مهران، پایم صدمه دید و من با عصا و با همان مانتو و شلوار خدمت امام رفتم تا گزارش بدهم. امام فرمودند: اگر چادر ندارید، بگویم احمد برایتان بخرد. عرض کردم: نه حاج آقا! چون به کوه می‌رفتم و اسلحه روی دوشم بود و فشنگ به کمرم و قمقمه به پهلویم و گاهی هم باید سه‌پایه تیربار را روی دوش می‌گرفتم، چادر سرکردن برایم دشوار بود. فرمودند: چادر برای زن بهتر است. من از آن روز چادر سر کردم.»

*لطفاً خودتان قضاوت کنید

اینکه چه حجابی برتر است در وضعیت فعلی آنقدرها هم مطرح نیست، بلکه مهم حفظ حجاب و رعایت پوشش اسلامی است. برای درک بهتر این موضوع کافی است به یکی از ایستگاه‌های پر رفت و آمد مترو مراجعه کنید و تعداد بانوان چادری و مانتویی با پوشش مناسب و بدون آرایش زننده را سرشماری کرده و آن را با بانوان بدپوشش مقایسه کنید!

آن وقت منصفانه به این پرسش پاسخ دهید که آیا وضعیت حجاب در جامعه امروز مخصوصا تهران بزرگ مناسب است یا خیر؟

منبع : خبرگزاری فارس



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: حجاب , وضعیت حجاب در تهران ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : پنج شنبه 11 مهر 1392
کیلومترها مانده به خارج، حجاب برخی زنان ایرانی پرواز می‌کند!
حجاب برخی از زنان ایرانی چند کیلومتر مانده تا به کشورهای خارجی برسند از سر و تن آنها پرواز می‌کند.

،در دورانی که دم از مدرنیته و خروج از جهان سومی بودن زده می‌شود و همگی در صدد هستند تا خود را مدرن‌ترین فرد جلوه دهد و از دیگران کم نیاورند، حجاب دست مایه‌ای شده برای این جولانگری تا با حجاب بازتر تفکرات روشنفکرانه‌تر و غالب‌تر را به رخ یکدیگر بکشند و خود را با این روند افرادی مدرن جلوه دهند.
اینکه حجاب در کشور ایران به چه صورتی بوده و اکنون به چه مرحله‌ای رسیده و آیا این نحوه حجاب و مدی که در کشور در جریان است مطابق با اصول درستش است یا نه و اینکه چرا به اینجا رسیده و به چه میزان با اصول دینی اسلام متفاوت است مبحثی جداست چرا که همه جا در بیشتر محافل از آن صحبت می‌شود و کسانی که باید حجاب را رعایت کنند نیازی به این همه گفتن ندارند و در هر کجای دنیا که باشد آنچه را که خدا امر فرموده خود را موظف به رعایت آن می‌دانند و با جان و دل انجام می‌دهند.
هر کشوری برای خود قانون و قاعده مشخصی دارد و یکی از مواردی که بدون شک در تمام قوانین به آن اشاره شده است مساله حجاب است که باید مطابق با آن مردم هر کشور آن را رعایت کنند و هر کسی که از کشورهای دیگر نیز به آن کشور می‌رود نیز باید مطابق با قانون آن کشور باشد.
کشور ایران که یکی از کشورهای اسلامی است حجاب در آن از تنوع بی‌شماری برخوردار است از چادر و حجاب کامل گرفته تا مانتو با حجاب کامل و انواع دیگر حجاب‌ها که جای بحثی در آن نیست و با اینکه چگونه باید باشد و چگونه باید برخورد کرد نیز کاری نداریم، اما نکته‌ای که در اینجا لازم می‌دانیم باید به آن اشاره شود حجاب زنان ایرانی در راه سفرهای خارج از کشور است.
شاید بارها دیده یا شنیده باشید که زنان ایرانی در هواپیما یا دیگر وسایل نقلیه که در راه سفر به کشورهای خارجی هستند دیگر از حجابی در خور شانشان برخوردار نبوده؛ حجابی که نه تنها مورد پسند و قانون کشور ایران نیست بلکه گاهی با آنچه در کشورهای خارجی هم تعریف شده مطابقتی ندارد.
اینکه زنان در عصر ارتباطات باید حال چه از نظر کاری یا تفریحی با دیگر کشورها ارتباط داشته باشد لازم است و به طور کلی فرهنگ حاکم بر دنیای امروز را که می‌توان به دو فرهنگ مستقل و حاکم تقسیم نمود؛ فرهنگ غربی دنیای جدید غرب و فرهنگ دیر پای جدید غرب و فرهنگ دیر پای اسلام، در این راستا تفاوت عمده دو فرهنگ را می‌توان در تعریف انسان منعکس دید.
در جهان بینی یک فرد محجبه، حجاب یک امر فردی نیست. لباس او پرچم کشور وجود اوست. پرچمی که او بر سر در خانه وجود خود نصب کرده است و با آن اعلام می‌کند که از کدام فرهنگ تبعیت می‌کند.
در شرایط امروز جهان حجاب از یک موضوع ارزشی اخلاقی صرف خارج شده است، دیگر حجاب صرفا یک حکم الهی نیست و به یک موضوع فوق العاده استراتژیک، سیاسی و امنیتی تبدیل شده است. گواه این مطلب بررسی عملکرد دنیای غرب در این حوزه می‌باشد. قانون منع حجاب در کشورهای غربی، حجم انبوه اهانت ها و زیر سوال بردن حجاب اسلامی در رسانه‌های دیداری و شنیداری، کاریکاتورها، فیلم ها و ... از این نکته پرده بر می‌دارند که حجاب بنیان تمدن غرب را به چالش کشیده است؛ پدیده ای که از اصل مبارزه با هوای نفس نشأت می گیرد. زنان مسلمان برخلاف آنچه هوای نفسشان می گوید، خود را می پوشانند و همه مسأله همین است.
حال باید زنان به این نکته توجه داشته باشند که زمانی که در راه سفر هستند و هنوز از مرزها عبور نکرده حجاب سر و تن آنها از آنچه که باید باشد کمتر شده و زودتر از خود آنها به پرواز در می‌آید و به مقصدی می‌رسد که در آنجا هم شاید این چنین نباشد کسانی که همسفر با آنها هستند با دهان باز تغییراتی که در زنان در آرایش لباس و صورت خود می‌دهند را مشاهده کرده و این تفکر در ذهن آنها ایجاد می‌شود که مگر این حجاب چیست که چند دقیقه و ساعت دیگر تحمل آنقدر سخت بوده که اینگونه مانند از بند آزاد شده‌ها آن را از خود دور می‌کنند در حالی که در بسیاری از همین کشورهای غربی و در اوج آزادی زنانی هستند که تا پای جان خود برای حفظ حجابشان مقاومت کرده و بر عقیده و نظر خود محکم ایستادند و چه خوب بود برخی از زنان ایرانی نیز به همین پایبندی بوده و چند ساعت دیگر را حداقل در مقابل هم‌وطنان خود رعایت می‌کردند.



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: کیلومترها مانده به خارج، حجاب برخی زنان ایرانی پرواز می‌کند! , حجاب ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : سه شنبه 19 شهريور 1392
حجاب،بوی خوش عفاف

چکیده

جایگاه زن در نظام هستی و لطافت و زیبایی او غیر قابل انکار است، این زن واژه ای زیباست که در طول تاریخ‌های متمادی مورد ظلم واقع شده است و دائما به قربانگاه تمایلات و هوس‌ها شهوانی رفته است،و سر اینکه حجاب را به عنوان حقیقتی آشکار برای زن به حساب می‌آورند برای این است که گوهر وجودی‌اش به راحتی دستخوش آلودگی‌ها نشود تا در نهایت این لطافت شکسته نشود و باقی بماند .

این مقاله به تبیین این موضوع ، علل و خاستگاه بی حجابی و در آخر به عوامل پیشگیری از مفاسد اجتماعی سخن به میان آورده‌است .


کلید واژگان : زن، لطافت، جمال، حجاب، بی حجابی، نگاه.

مقدمه

از تدبیرهای حکیمانه خداوند این است که زن را در جایگاهی قرار داده است که در جنبه جسمانی دارای زیبایی و لطافت خاصی است و از این رهگذر مرد را مجذوب او نموده است. زن گوهری گران بها و قیمتی و سرمایه ای عظیم است که نباید به راحتی در دست هر کسی بیفتد، تا در نهایت شکسته یا آلوده شود

و این چنین است که پروردگار عالم این گوهر گران بها را در صدف زرین حجاب مستور داشته است تا بدین وسیله مستحکم و پایدار مانده در زمان مناسبش سر بر آورده و جلوه گری نماید پس حجاب، آسودگی آرامش و سلامت زن در حیات اجتماعی است.

حجاب در مکتب اسلام از ارزش عظیمی برخوردار است که البته امروز دست‌خوش عده ای هوس ران و شهوت پرست واقع گردیده، آسیب‌ها و پیامدهای ناگواری بر فرهنگ و اعتقادات جوانان ما وارد ساخته است که باید با تدبیر و بالا بردن سطح آگاهی جوانان ما و شناسایی الگوهای زن مسلمان به او می‌توان از بروز چنین آسیب‌های جلوگیری نمود.

زن جزئی از نظام احسن

عالم هستی نظام احسن است همه اجزای ان به هم پیوسته و هماهنگ با یکدیگر در مسیر کمالشان در حرکت هستند؛ در چارچوب کلی این نظام، هیچ گو تنه نقص و شری یافت نمی‌شود و آنچه از شرور و نواقص که می‌بینیم، همه طبعی بنا به انتخاب غلط ما انسان‌هاست.

در حقیقت به صراحت می‌توان گفت هیچ مدل و نمونه ای برای نظام هستی، زیبا تر از آنچه هست، تصور نمی‌شود انسان در این نظام احسن، کامل‌ترین موجودات و اشرف آن‌هاست. حال با این مقدمه در می‌یابیم که «زن» را جدای از پیکره هستی نمی‌توان شناخت؛ زیرا اجزای کل نظام هستی، به هم پیوسته‌اند وزن نیز جزئی از این نظام است.

از طرف دیگر هر موجودی، در نظام آفرینش جایگاه خاصی متناسب با ساختمان وجودی خود متفاوت از دیگران دارد خداوند بر اساس این تفاوت اعتباری مسیر متفاوتی نیز برای به کمال رسیدن آن‌ها قرار داده است. این مسیرها، همان کمالات موجودات است که هماهنگ با نظام احسان می‌باشند. (1)

تفاوت نه تبعیض

بسیار شاهد بوده‌ایم که برخی انسان‌ها به دلیل جهل نسبت به خود و هستی اعضا نظام خلقت را با یکدیگر مقایسه کرده، بدون در نظر گرفتن تفاوت‌ها، زن و مرد را مساوی دارای حقوق و مسئولیت واحد می‌دانند! اگر چنین بود که یکی از مرد وزن به کمال می‌رسید و دیگری نمی‌رسید، می‌توانستیم بگوییم تبعیض وجود دارد!

اما می‌بینیم که هر دو ،توان راه یابی به کمال را دارند و قرآن هم بدین معنا اشاره می‌فرماید «مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثی وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاةً طَیِّبَةً وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما کانُوا یَعْمَلُون» (2)؛ هر کس کار شایسته ای انجام دهد، خواه مرد باشد یا زن، در حالی که مؤمن است او را به حیاتی پاک زنده می‌داریم، و هر آینه پاداش آنان را به بهترین اعمالی که انجام می‌دادند، خواهیم داد.

اما زن متناسب با امکانات و استعدادهای جسمی و روحی خود به کمال می‌رسد و مرد هم متناسب با امکانات و استعدادهای خود و اینجاست که اصل اساسی و مهم «تفاوت» به میان می‌آید. در حقیقت مسیری که هر موجود برای رسیدن به کمال طی می‌کند، از مجرای تفاوت‌ها می‌گذرد؛ و همین تفاوت‌ها موجب ایجاد هما هنگی در نظام احسن است و.

زیرا نظام عالم یک مجموعه ای هما هنگ است گه ابعاد مختلف دارد و همه چیز ان باید سر جایش باشد تا به تعادل برسد. درست همان طور که مسیر سلامت کل بدن از مجرای تفاوت اعضا می‌گذرد و برای آنکه بدن سالم و متعادل باشد، باید اعضای مختلفی باشند تا همه ابعاد آن را تأمین کنند؛ بی آنکه این تفاوت مستلزم هیچ‌گونه تبعیضی باشد. کمال اعضا ء، از کمال کل بدن جدا نیست؛ کمال موجودات عالم نیز در جهت کمال کل هستی است.

آیت الله شهید مطهری در فرق میان تفاوت و تبعیض چنین می‌گوید: «آنچه در خلقت وجود دارد، تفاوت است نه تبعیض. تبعیض، آن است که در شرایط مساوی و استحقاق‌های همسان، بین اشیاء فرق گذاشته شود؛ ولی تفاوت آن است که در شرایط نا مساوی، فرق گذاشته شود.

به عبارت دیگر، تبعیض از ناحیه‌ی دهنده است تفاوت، مربوط به گیرنده. با یک مثال ساده، مطلب روشن می‌شود. اگر دو ظرف را در مقابل شیر آب قرار دهیم و در یکی ده لیتر آب بریزیم و در دیگری پنج لیتر، در اینجا تبعیض صورت گرفته و منشأ اختلاف، تفاوت است که خود آن دو ظرف از نظر گنجایش و استعداد دارند، نه دریا ونیروی فشار آب» (3)
همچنین اگر برای برداشتن آب داغ، از یک ظرف فلزی استفاده کنیم آب سرد را در ظرف پلاستیکی بریزیم، تفاوت قائل شده‌ایم، اما تبعیض نه؛ و البته اگر این تفاوت را نمی‌گذاشتیم، ظلم کرده بودیم و ظرف پلاستیکی، کم کم با آب داغ از بین می‌رفت. (4)

زن عامل خداوند

تردیدی وجود ندارد که همه خدا پرستان، به خصوص روحیه های لطیف عرفانی در پرستش حقیقی ذات حق هستند، و برای رسیدن به نقطه اوج پرستش که برخورداری از همه صفات و اسمای الهی است، از هیچ کوششی دریغ نمی‌نمایند، تا جای که به عروج واقعی روحی و آرمیدن در جایگاه رفیع صدق در نزد پروردگار نایل شوند.

اما از آنجا که این انسان به دلیل اینکه یک وجود امکانی است نمی‌تواند به مقام وجود با لذات خداوندی دست یازد، طبیعی است که در طی این سیر و سلوک الی الله گاهی به احساس‌هایی دیست می‌یابد که اگر آن احساس عمیق روحانی به یک وسیله ای کنترل نشود، چه بسا علی رغم میل باطنی‌اش به ورطه های هولناک و خطرناکی سقوط کند، که از نظر تجربی این موضوع بارها به وقوع پیوسته است؛

لذا پروردگار برای نجات از این آشفتگی خطرناک، موجودی را به نام «زن» خلق کرد که یکی از کارهایش کنترل انسان در هنگام خارج شدن از مسیر ا صلی و یا زمانی که انسان پس از طی طریق نتوانست به آن عبودیت حقیقی و واقعی برسد، می‌باشد پس مرد وسیله زن کنترل می‌شود. همان‌گونه که در نظام آفرینش هر یک از موجودات مسئولیتی دارند که : «وَ ما مِنَّا إِلاَّ لَهُ مَقامٌ مَعْلُوم» (5)؛ هیچ یک از ما نیست مگر اینکه برای او مقام مشخص ومعینی است.


کما اینکه امام صادق (علیه‌السلام) بدان اشاره دارد که : «خَیْرُ نِسَائِکُمُ الطَّیِّبَةُ الرِّیحِ الطَّیِّبَةُ الشیخِ التی إِذَا أَنْفَقَتْ أَنْفَقَتْ به معروفٍ وَ إِذَا أَمْسَکَتْ أَمْسَکَتْ به معروفٍ فلکَ عَامِلٌ من عمالِ اللَّهِ وَ عَامِلُ اللَّهِ لَا یَخِیبُ وَ لَا یَنْدَم» (6)؛ بهترین زنان زنانی هستند که خوشبو وخوش طبع اند که وقتی می‌بخشند، بخشش آنان به نیکی است و اگر امساک داشته باشند امساک و نبخشیدن انان نیز از روی خوبی است.

پس زن عاملی از عاملان خداوند است و عامل خداوند از جانب اوست، چون به حق عمل می‌کند خطا نمی‌کند وچون برای خدا عمل می‌کند پشیمان نمی‌شود. کسی که عامل خداست و از جانب حق عمل می‌کند برای حق گام بر می‌دارد برای هیچ کس خطری ندارد، چه رسد به مردان.

امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرماید : «لَیْسَ لِلْمَرْأَةِ خَطَرٌ لَا لِصَالِحَتِهِنَّ وَ لَا لِطَالِحَتِهِنَّ أَمَّا صَالِحَتُهُنَّ فَلَیْسَ خَطَرُهَا الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ بَلْ هِیَ خَیْرٌ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ أَمَّا طَالِحَتُهُنَّ فَلَیْسَ التُّرَابُ خَطَرَهَا بَلِ التُّرَابُ خَیْرٌ مِنْهَا.»(7) از جانب زنان هیچ خطری مردان را تهدید نمی‌کند، نه زنان صالحِ نیک گفتار و خوش رفتار، و نه زنان بد گفتار چرا که خوبانشان چون طلا و نقره هستند طلا و نقره هیچ خطری ندارد، بلکه اینان بهتر از طلا و نقره هستند.

اما بد های آن‌ها چون خاک اند و خاک هیچ خطری ندارد، اما خاک بهتر از اینان است. پس زنان به عنوان عامل و صاحب منصب و مقام از جانب حق هستند که گاهی برای نجات از حیران و سردرگمی و چه بسا برای به پوچی نرسیدن یک انسان گماشته می‌شوند و گاهی برای آرامش درونی بسیج مسی شوند که مبادا در ورطه های خطرناک ِهولناک، سقوط پیدا کنند. بنابراین این روایات در صدد زیبایی و لطافت زن برآمده، نه آنکه ایشان را مذمت نمایند. (8)

زن مظهر محبوب بودن و مرد مظهر محب بودن

از آنجا که زن در نظام آفرینش، مظهر جمال و زیبایی خداوند است همواره معشوق و محبوب مرد قرار گرفته و مرد، محب و عاشق او محسوب می‌گردد و به همین دلیل پوشش حجاب اختصاص به زن دارد. و این تدبیر حکیمانه خداوند است که در پرتو ایجاد تفاوت‌های روانی و جسمی در زن و مرد تحقق یافته است؛

زن را در بعد روحی و روانی از عفت و حیای زیاد و احساسات پاک و عواطف سرشار برخوردار کرده در جنبه جسمانی او را لطافت و زیبایی بخشیده و از جهت صدا و لحن آهنگی ظریف و شیوا به او ارزانی داشته و از رهگذر این امور مرد را مجذوب زن نموده است. از آن طرف مرد را در بعد روحی از قوه اندیشه و تدبیر- نظری جدایی از عقل عملی و عبادی که مشترک است-بیشتر و از حیث جسمانی خشن‌تر و قوی‌تر در صدا و سخن لحنی ضخیم وبم برخوردار کرده است؛

بنا بر این مرد در میدان جاذبه اخلاقی، عاطفی و جسمی زن قرار گرفته و طبیعیات به سوی او جذب می‌شود در نتیجه زن محبوب و دل دار بوده و مردم محب و دل داده است. از جمله فایده های چنین جذب وانجذاب و عشق و عاشقی میان مرد و زن، ایجاد وحدت و زندگی مشترک، حفظ و استحکام نظام خانواده، تأمین آرامش زوج‌ها در کنار هم در اثر مکمل یکدیگر بوده در زندگی رسیدن به کمال و هدف زندگی آفرینش و نیز تولید و تربیت فرزند ان صالح و سالم است.

از سوی دیگر این تدبیر حکیمانه الهی به فرموده استاد شهید مطهری «در بهترین ضامن حیثیت و احترام زن و جبران کننده ضعف جسمانی او رد برابر نیرومندی جسمی مرد و هم بهترین عامل حفظ تعامل و تو ازن در زندگی مشترک آن‌ها است. (9)»

زن لطافت زیبایی

وقتی سخن از خلقت انسان به میان می‌اید، همه ذهن‌ها متوجه در موجود سمبلیک به نام مرد وزن می‌شود، که هر یک از صفات و خصوصیات مخصوص به خود برخوردارند. به طور مثال وقتی خصوصیات مخصوص به خود برخوردارند. به طور مثال وقتی خصوصیات مردان را در نظر می‌آوریم که او از صلابت و شجاعت برخوردار است، و از طرفی خشونت و غرور جزء لاینفک اوست.

این اوصاف به صورت طبیعی تبا در به ذهن می‌کند اگر چه چرخ روزگار و گذشت زمان چه بسا همین مرد شجاع را ترسو و بی صلابت بار آورد و یا قساوت و خشونت دیگران او را به رقت قلب و مهر و عطوفت بکشاند و یا بالعکس، ولی این غیر از تبادر ذهنی ما نسبت به مرد است اما وقتی خصوصیات زنان را به دور از فرهنگ‌های غلط دیکته شده، در نظر می‌آوریم، در می‌یابیم که زن معدن عطوفت و مهربانی و مملو از عواطف و احساسات انسانی می‌باشد، و از یک دل نازک خاصی برخوردار است.

این برداشت از دو نظر مورد توجه ما است. یکی جنبه ظاهری، که چهره مرد یک چهره مصمم و با صلابت و از طرفی بیانگر دنیای از غرور، نخوت و خشونت است و از جنبه باطنی نیز با بر خوردهای ابتدایی در می‌یابیم که از رقت قلبی برخوردار نیست، و گاهی آن چنان قسی‌القلب است که گویی هیچ‌گونه عواطف احساسات انسانی، از درون چشم رحمت او نمی‌جوشد.

البته این مطلب نسبت به همه یکسان نیست ولی سخن ما در مورد اثر مردان است، چرا که طیف وسیع مردان از عواطف و احساسات گوناگون برخوردارند؛ اما وقتی آنان را نسبت به زنان می‌سنجیم این عواطف و احساسات کمتر نمایان می‌شود. بنابراین عواطف مردان از شدت و ضعف بر خوردار است. ولی اصل مطلب علی رغم این نکته، در مردان به گونه ای وجود دارد، در حالی که در زنان قضیه بالعکس است.

زن از نظر ظاهری از یک چهره معصوم و مظلومی که مملو از زیبایی لطافت‌های روحی است، برخوردار بوده در سیمایش به جزء محبت و عطوفت چیز دیگری نمی‌درخشد، که به قول «ارسطو» بهترین سفارش نامه زن، زیبای اوست که در همه مورد قبول است و به قول کمیسیون «زنان زیباترین و عزیزترین موجودات هستند» (10)

و از نظر درونی نیز دنیایی بیکران از عواطف و احساسات، در دریای درونی‌اش موج می‌زند. تا جایی که هر انسانی چنین نتیجه می‌گیرد که ظرافت و عطوفت و مهربانی جزء زیبایی زن است و نمود محسوس دارد. که به قول «شکسپیر» (11) «بر خلاف گمان مردم، مهربانی وصفات قلب زن رباینده دل است، نه قشنگی و زیبایی او» (12)

و اگر گاهی در تاریخ و یا در زندگی روزمره خودمان بر خلاف این اصل رو برو می‌شویم، دلیلش را در خود و یا در جای دیگر باید جستجو کنیم و شاید یکی از هزاران دلیل بر این بی عطوفتی، دسته و پنجه نرم کردن مردان با زنان در کشاکش زندگی بوده است؛

که وقتی به جای عشق و محبت با روحیه مبارزه طلبی با آنان مواجه شده‌ایم، همه آن زیبایی‌های درونی آنان را نشانه گرفته اییم و آنان را با همه زیبایها لطافت‌ها، به یک انسان بی عاطفه و دور از انسانیت بدل کرده‌ایم که بنا بر ضرب‌المثل هندی‌ها : «زن حکم رود خانه ای را دارد، تا وقتی آرام است، زیباست» (13)

و به قول آگوست : «قلب زن پرتگاهی است که هیچ کس عمق آن را نمی‌تواند اندازه بگیرد» (14) در حالی که تجربه نشان داده است که اگر هر مردی از نظر عواطف و احساسات انسانی یک گام به سوی همسر خود بر دارد، زن پنجاه گام به سوی شوهر خویش بر خواهد داشت.

در روایتی آمده است که امام صادق (علیه‌السلام) از جدش رسول خدا (صلی الله علیه و آ له) نقل می‌کند که : «قَوْلُ الرَّجُلِ لِلْمَرْأَةِ إِنِّی أُحِبُّکِ لَا یَذْهَبُ مِنْ قلب‌ها أَبَداً.»(15)؛ سخنی که مرد به همسر خودش می‌گوید که من تو را دوست دارم، هرگز از قلب همسرش بیرون نمی‌رود و این خود بهترین دلیل فطری بر وجودِ زیبایی لطافت در درون زن، به گونه ای کامل است. به همین دلیل هیچ کس تا به حال نفی زیبایی زن را ننموده است.

جمال زن مظهر عقل

بهره گیری زن از زیبائی‌های ظاهری وجودی ایش در تمام مراتب باید به گونه ای باشد که جلوه گاه و محل ظهور عقل باشد. یعنی استفاده او از صورت و اندام زیبایش، از زیبایی شهوی و غریزی‌اش، بهره گیری او از عاطفه و محبت و احساس، روی آوردن به آرایش بدن و لباس، حرکتهای لطیف اندام، ظرایف گفتار و اعمال و توجه اش به جایگاه ممتازش و... آیه ونشانه ی عقل او باشند.

عقلی که جوهره ولُب انسان را تشکیل می‌دهد و ظهور فعلی آن، انسانیت آدمی است، نه مظهر حیوانیت او. شاید روایتی که بیان می‌دارد «عُقُولُ النِسَاءِ فِی جَمالهِن» (16)؛ به همین نکته اشاره داشته باشد بدین معنا که ظهور فعلی عقل زن در بهره گیری صحیح از جمالش امکان پذیر است و جمال زن باید مظهر اندیشه و جوهره‌ی عقل باشد.

آن لطایف و ظرایفی که می‌تواند در صفا و سکون زندگی فردی و اجتماعی و خانوادگی به کار گیرد، مرد در بکار گیری آن یا ناتوان است یا لا اقل ضعیف. آرامش و اطمینان و سکون نفس در گرو ظرایف اعمال وگفتاری است که انجام آن از زن ساخته است. اگر چنین قدرت و توانایی و حسن و زیبایی در رفتار نبود، هرگز قرآن، این مطلب را درباره زن بیان نمی‌داشت که زن مایه آرامش شماست.

«وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْها... »(17) از نشانه های خدا این است که از جنس خودتان همسرانی را آفرید تا به وسیله آنان آرام گیرید زن باید در رفتار وگفتارش، زیبایی وحسنی نهفته داشته باشد که سبب آرامش شود، و گرنه در صورت نبودن چنین قابلیتی سخن از آرام گرفتن در کنار زن مفهومی ندارد.

و این سکون نه سکون در بعد غریزی و جسمانی است، و نه سکون شهوی که حیوان نر در کنار ماده پیدا می‌کند و نه سکون بدنی است که محدود به نظافت می‌شود این که خداوند متعال همسر بودن زن را مایه آرامش و سکون دانسته است، دلالت بر نوع جمال و زیبایی خاصی دارد که نه تنها محور آرامش در اجتماع کوچک خانواده، بلکه ابعاد مختلف اجتماعی را در بر می‌گیرد و ظهور فعلی عقل زن در وجود این نوع زیبایی و جمال است به همین جهت در پایان آیه فرمود «إِنَّ فی ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُون»؛

براستی که آن نشانه‌هایی است برای گروهی که بیندیشند، برای گروهی که تفکر عقلی داشته باشند. البته کسانی که اندیشه‌ی حسی در مورد زن دارند تنها آرامش و سکون شهوی و بدنی در نظرشان می‌رسد. اما اندیشه، تعقلی است که پرده از واقعیت امر بر می‌دارد و نوعی از زیبایی زن را آشکار می‌کند که مایه سکون مرد در جهان فرهنگی، تربیتی، سیاسی و اقتصادی بوده و شامل سکون اجتماعی نیز می‌گردد.

این آیه را باتوجه به آیه «نِساؤُکُمْ حَرْثٌ لَکُم» (18) توضیح می‌دهیم تا به نوع زیبایی زن –که سکون همه جانبه را به همراه دارد –آشنا شویم. این آیه می‌گوید؛ زنان شما کشتزار شما هستند، چگونه کشتزاری، آیا کشتزاری که محصولش نباتات است و یا کشتزاری که محصولش موجودی انسانی است؟ موجودی که در دا مان زن رشد می‌کند، دارای جوانه ای است که وقتی بشکفد مظهر خدا در اسماء و صفات خواهد بود و این جوانه باید در همان مزرعه بشکفد و در تمام ابعاد، جمال الهی پیدا کند.

وجود چنین فرزندی، مایه آرامش و سکون مرد در خانه و اجتماع است. شما مردها با برداشت چنین محصولی از کشتزار انسانی آرام می‌گیرید و جامعه نیز با آرامش شما آرام می‌گیرد. وقتی تدبیر جامعه به دست چنین افرادی باشد، آرامش سیاسی، ا قتصادی، فرهنگی، تربیتی حاکم خواهد شد.

این همان جمال الهی زن است که در کودک جلوه کرده که این کودک اگر مرد است، با سیاست و کار گزاری خود در آینده جمال عقلی خویش را آشکار خواهد ساخت و اگر زن است، با ظهور فعلی جمال عاطفی و انسانی خود، انسان الهی را در دامان خویش پرورش خواهد داد، و عقل خویش را در پرتو این جمال به ثبوت خواهد رساند.

جمال الهی زن سبب می‌شود تا زن با رفتارهای عاطفی و معقولانه خود به زندگی زیبایی بخشد تا مرد که با شرایط دشوار اقتصادی روبرو است در کنار این زندگی عاطفی آرامش یاقته و تعدیل روانی پیدا کند. (19)

مظهر ناز، بیرونی می‌شود

شاید امروز بتوان فهمید سر اینکه فرموده‌اند زن در خانه بماند، یا بهترین چیز برای زن، آن است که نه نامحرمی او را ببیند و نه او نامحرمی را ببیند «سالم ماندن فطرت زن است» چون اگر زن از مستور بودن در آید و در اجتماع و کثرات آن غرق شود، گوهر درونش به خفا می‌رود، لذا از خود حقیقی‌اش باز می‌ماند و متحیر و سرگردان می‌شود.

آن وقت به دلیل لطافت زیادی که دارد، کثرات به راحتی آن را آلوده می‌کنند، تا در نهایت فطرت او را می‌شکند. این همان کاری است که امروز فمینیسم می‌کند. فمینیسم، زن را کاملاً از فطرت خود جدا کرده و سعی در برون افکنی او دارد.

تا از خانه و حجاب گریزان شود! ولی حتی زنانی که تحت تأثیر این فرهنگ قرار می‌گیرند، در عمق وجودشان دوست دارند مستور و عفیف باشند و در خانه بمانند، دوست دارند خانه خود را تمییز و تزیین کنند، در خانه‌شان آشپزی کنند و...، چون خانه داری، عجین با زن و روحیه اوست.

اما فمینیسم با زن کاری می‌کند که او بدون توجه به اینکه همه‌ی دارای اش در درونش است و در بیرون چیزی ندارد که پیدا کند در بیرون دنبال خود بگردد و چون به هیچ چیز نمی‌رسد دچار سرخوردگی ،پوچی و حقارت درونی می‌شود!

اگر چه در ظاهر وکاذبانه به چیزهای برسد و به جای یگانه معشوق ِوجودش، هزاران عاشق و معشوق کاذب در بیرون پیدا کند، از مردان گوناگون گرفته، تا پست و مقام، شهرت و زرق و برق دنیا و برای رسیدن به این عشق حاضر است از همه چیز حتی وجود خود، مایه بگذارد!

در حالی که خداوند زن را مظهر ناز آفریده و مرد را مظهر نیاز و این ناز و نیاز به خلاف آنچه امروز تصور می‌شود، اعتباری، سطحی و ظاهری نیست. بلکه اصلاً معشوق بودن، ارزشمند و گران قدر بودن، با ناز عجین است؛ نوع بودن معشوق، ناز است و نوع ِبودن عاشق، نیاز به معشوق. (20)

حجاب و پوشش

شیشه عطر در پوش آن

تا زمانی که در شیشه «عطر» بسته است، عطر داخل آن هم محفوظ خواهد بود، ولی به محض اینکه چند لحظه ای سر شیشه‌ی عطر بر داشته شود، عطر داخل آن می‌پرد و تنها شیشه‌ی خالی بدون عطر می‌ماند و کسی بدان میلی ندارد. حجاب همانند سر شیشه عطر است که بوی خوش و زیبایی و حلاوت و طراوت زن را حفظ می‌کند و با برداشتن حجاب، آن زیبایی و حلاوت از بین می‌رود. (21)

دیوار و سیم خاردار

شما چرا به دور خانه‌هایتان دیوار می‌کشید و بر روی دیوارها سیم خار دار نصب می‌کنید؟ اگر درهای خانه‌هایتان چوبی باشد چرا آهنی می‌کنید؟ و اگر دیوارها کوتاه باشد چرا بلند می‌کنید؟ آیا این همه برای راحتی شماست یا برای ناراحتی؟ حجاب همچون دیوار خانه و همچون سیم خاردار است؛

حال اگر دیوار خانه‌تان بلند بود وکوتاه کردید، یا سیم خار دار داشت، برداشتید یا در منزل بسته بود و باز کردید، این موجب راحتی، آرامش و آسایش شما خواهد بود یا موجب نا آرامی؟ اگر درها دیوارها و... برای راحتی خانه‌ها باشد، حجاب هم برای راحتی و آسودگی بانوان است.

میوه پوست کنده

تا میوه ای پوست بر تن دارد، مدتهای زیای دوام خواهد داشت، ولی وقتی پوست میوه ای گرفته شد، پیش از دقایقی دوام نخواهد داشت و حتی بی احترامی به مهمان است که قبلا میوه ای مثلا سیب را پوست بکنند بعد در مقابل مهمان بگذارند.

حجاب همانند پوست میوه است که حافظ تازگی و سلامت میوه است و تا زمانی که زن‌ها این «حجاب» و «عفت» را دارند از طراوت و زیبای و تازگی و سلامت بهره مندند، ولی برداشتن حجاب همان و از بین رفتن سلامت و زیبای همان .

غنچه و گل

گل تا باز نشده است، معطر و سالم است و کسی هوس چیدن آن را نمی‌کند، اما وقتی که باز شد و غنچه گردید عطر خود را از دست می‌دهد و زن تا زمانی که در «غنچه حجاب» است، هیچ کس هوس چیدن آن را نمی‌کند، اما همین که حجاب کنار رفت و این غنچه باز شد، آن را خواهند چید و پس از آن که پژمرده و پرپر شد به کناری خواهند افکند (22)

حجاب چیست

حجاب در لغت به معنای پرده، روپوش، و روبند می‌باشد و از نظر اسلام عبارت است از اینکه «زن در معاشرت خود با نا محرم، بدن خود را بپوشاند و به جلوه گری و خود نمایی نپردازد» حجاب حریمی میان زنان و مردان نا محرم است و سبب فرو کش کردن غریزه جنسی می‌گردد.

حجاب بیانگر وقار و افتخار یک زن است حجاب سند اطاعت از فرمانده هستی است. حجاب بوی خوش عفاف و پاکدامنی است. حجاب تلأ شبنم بر چهره است. زن این موجود ظریف مظهر جمال خلقت است و اسلام می‌خواهد این «گوهر گرانبها» در «گنجینه حجاب» مستور باشد تا از آفات هوس‌ها مصون بماند. حجاب نوعی ارزش و احترام برای زنان بدنبال می‌آورد تا نا محرمانِ هوس ران، آن‌ها را با دیده‌ی حیوانی ننگرند. (23)

حکمت حجاب

خداوند در آیه ای از قرآن مجید حکمت حجاب را چنین بیان می‌کند «یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنینَ یُدْنینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ذلِکَ أَدْنی أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحیما» (24)؛ ای پیا مبر! به زنان و دختران خود و به زنان مومنان به گونه ای که روسری‌های بلند خود را بر خویش فرو افکنند که این کار برای این‌ها (به عفت) شناخته شدن است تا از تعریض و جسارت (هوس ران) آزار نکشند، بسیار بهتر است و خدا در حق خلق آمرزنده و مهربان است.

حفظ پاکدامنی، منحصر به پوشش نیست، بلکه زن باید از هر گونه رفتاری که سبب تحریک و طمع ورزی هوسرانان می‌شود ،به شدت بپرهیزد. برای نمونه، خداوند حتی در قرآن «تبرج»، یعنی آرایش برای خود نمایی را نکوهیده و آن را به جامعه جاهلی نسبت داده و فرموده است : «وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیَّةِ الْأُولی...»(25)؛ و خود را همانند زینت نمایی روزگار جاهلیت پیشین زینت نمایی نکنید.

در حقیقت آن چه مردان را تهییج می‌کند، سه چیز است؛ زیبایی، زیور و حرکت‌های اغوا کننده که در قرآن مجید به تبرج تعبیر شده است. رفتار زن می‌تواند وسیله اغوا کننده و تهییج مرد شود ؛ یعنی اگر زیبایی و زیور زنی دیده شود، ولی رفتار او معقول و متین باشد، مرد اغوا نمی‌شود، مگر به ندرت. به همین دلیل نرم سخن گفتن زن، گاهی از بی حجابی هم اغوا کننده تر است.

امروزه بعضی لباس‌ها که مد روز نیز هستند، حجم و ِانحنای بدن را چنان نمایان می‌کنند که اغوای این پوشیدگی گاهی از برهنگی نیز بیشتر است.

تقسیم پوشش بر مرد وزن

امروز عده ای از که سخن از حجاب به میان آید ناخود آگاه ذهن انسان، متوجه پوشش زن می‌گردد. هر چند امروزه عده ای بر آنند تا از کلمه حجاب تنها اراده پوشش و نوع لباس کرده و حجاب را منحصر در پوشش نمایند. اما آیا این انحصار عملکرد وبینشی همه جانبه گرا ست؟ در پاسخ به این سوال و دستیابی به حقیقت معنای حجاب و جایگاه پوشش زن، توجه به این نکته، ضروری به نظر می‌رسد.

1- پوشش، امری نظری است که همگان در سرتا سر عالم در خور فرهنگ وعرف خود بدان عمل نموده و می‌نمایند و آن حقیقتی به جز لباس به تن کردن نیست تا علاوه بر گزند از سرمایه و بیماری‌ها و کسب زیبای های ظاهری باعث بر ایجاد صفت حیا گردد. یعنی جلوگیری از زشتی‌ها و ناپسندی‌هایی که عقل و عرف، اجتناب از آن را لازم می‌داند بالاخره، تفاوتهای آشکاری در اخلاق و رفتار و آداب اجتماعی، در صورت لخت بودن آدمی و پوشیده بودنش وجود دارد.

2- پوشش در مکتب اسلام، بر اساس دو جنس زن و مرد تقسیم شده و خود دارای موضوعیت می‌باشد؛ یعنی به تنهایی قابل بحث و رعایت آن لازم است، هر چند نحوه پوشش زن و مرد تفاوت دارد. پوشش مرد به جز نمایانم ساختن موی سر و مقداری از دست و ساق (بنابر اختلاف فتوا در ساق دست مرد) وکف روی پای مرد، سایر بدن را در برابر نا محرم در بر می‌گیرد؛ گرچه برای این دسته، استفاده از طلا، ریش تراشی، زیر ابرو برداشتن و آرایشی همچون زنان را حرام معرفی کرده است.

اما پوشش زن بر اساس آیه 59 سوره مبارکه احزاب وآیه 31 سوره مبارکه نور، باید تمام بدن، انگشتان و قرص صورت زنان، می‌تواند نمایان باشد، که علت آن را برای امنیت بخشی به زن در برابر جنس طالب خواه خود؛ یعنی مرد معرفی کرده وفرموده «ذَلِکَ اَدنَی َن یُعرفَن فَلا یُوذِینَ» (26)؛

که نتیجه آن چیزی جز پاکی و رستگاری و دوری از شهوت پرستی و نجات از لذات حیوانی صِرف نمی‌باشد، چنانچه در آخر آیه 31 سوره‌ی نور که پیرامون پوشش زن است می فر ماید : «وَ تُوبُوا إِلَی اللَّهِ جَمیعاً أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُون» (27)؛

وبی شک دستیابی به رستگاری وسعادت ابدی، آرزوی هر انسانی پاک طینت وبا وجدان وسلیم العقلی است که وآنکه ان را به باد مسخره بگیرد جز فرار از حقیقت وگم شدن در سیاه چال جاهلیت، چیزی عایدش نخواهد شد چه اینکه نوع زندگی آدمیان، همواره حاکی از کمال طلبی بوده است، هر چند مصداق کمال را در مادیات و دنیا پرستی معنا نموده‌اند (28)

بایسته دهای پوشش

«انسان در پناه محافظ، احساس آرامش می‌کند پوشش اسلامی نیز نگهبان زن اسنت و به او امنیت و آرامش می‌بخشد. پس هرچه این پوشش کامل‌تر شود، درصد امنیت و حفاظت زنان بالاتر می‌رود زحمت حجاب حق بیمه ای است که زن برای تأمین سلامت خود می‌پردازد، زیرا حجاب مانع جریان یافتن هوای نفس و نگاه های آلوده و فساد انگیز به حریم زنان می‌شود.

پوشش سدی بزرگ در برابر تهاجم فرهنگ غرب است. جایگاه والای زن می‌طلبد که این گوهر آفرینش، در صدف حجاب قرار گیرد تا ارزش‌های انسانی‌اش در امان بماند فلسفه نگهبانی و پوشش اشیاء ارزش آن‌هاست و هر قدر این ارزش بالاتر باشد نسبت نگهداری آن نیز بیشتر می‌شود.

پوشیدگی زن نماد پرهیزکاری اوست. وقتی زن تقوای جنسی را رعایت کند و خود را بپوشاند وعده های الهی که برای پرهیز کاری داده شده است درباره او نیز محقق می‌شود در واقع چیرگی بر هوای نفس و چشم پوشی از لذت‌های حرام، به انسان هیبت و وقار می‌بخشد.

به صورت ناخود آگاه بر خورد مردان با زنانی که پوششی ناقص دارند برخوردی شهوانی وابزاری است ولی برخوردشان با زنان پوشیده و با حجاب اسلامی برخوردی همراه با احترام و تکریم قلب است.

نوع پوشش زن معرف شخصیت عفیف یا هوس انگیز اوست که موضع گیری مرد را در برابر او مشخص می‌کند تا وقتی بانوان خود را از دید چشم‌های حریص مردان می‌پوشانند دریای نفس آن‌ها آرام است، ولی وقتی به جلوه گری دست می‌زنند، تلاطم روحی و نابسامانی روانی را برای مردان فراهم می‌آورند (29)»

امتیازهای حجاب

1- حرمت بخشیدن به زن

جامعه اسلامی زن با حجاب را حرمت بخشیده و او را عفیف می‌داند. ضربه پذیری زن به لحاظ جاذبه طبیعی ایجاب می‌کند که یک سنت تکوینی همچون همه موجودات لطیف و آسیب پذیر در حصار و حجاب مطمئن مأمن گزینند وگوهر جان خویش را از کانون توجه تمایلات طغیان طلب و حد ناشناسی طبیعی محفوظ دارد.

همگامی با این تدبیر آفرینش و حریم داری زن می‌تواند محدوده‌ی مطمئن‌تری را پیرامون او فراهم آورد و این گوهر اصیل را از سهل الوصول بودن مصون دارد.

2- آرامش روانی

طبیعی‌ترین شرایط نفسانی برای رشد و تعالی و بهره گیری از سرمایه های وجودی، بر خورداری از ثبات روحی و آرامش روانی است که در سایه شناخت عمیق به تحقق عینی آن ایده‌ها در نظام عمل و تنظیم رفتارهای فردی و اجتماعی در مسیری منطبق با آن‌ها حاصل خواهد شد.

بر خورداری از حجاب و پوشش کامل به عنوان حلقه ای از حلقات انطباق جویی با مقتضیات فطری است و این آرامش درونی چه زن وچه مرد را در مقابل محرک‌ها و عوامل مزاحم بیمه می‌کند، ارضای غریزه جنسی به عنوان یک نیاز طبیعی هنگامی اعتدال می‌یابد که در بسترهای پیش ساخته حقوقی و اخلاقی و با رعایت مصالح کلی حاکم بر حیات فردی و اجتماعی جهت داده می‌شود در غیر این صورت طبیعت طغیان طلب این غریزه با وجود انگیزه های فراوان درونی و محرک‌های متنوع بیرونی، تمام عرصه روانی فرد را تحت الشعاع قرار داده و از شکو فایی سایر قوای طبیعی که تأمین کننده‌ی سعادت اویند مانع می‌شود.

بر این اساس حفظ حجاب، تدبیری حکیمانه جهت تأمین آرامش روانی افراد و رها شدن از هیجانات و التهابات بنیان کن جنسی است (30)

3-استحکام پیوند خانوادگی

تحکیم پیوند خانوادگی نیز از جمله اهدافی است که اسلام در برنامه های خویش تعقیب می‌کند و این مهم تنها با محدود شدن ارضای غریزه جنسی به صورت اختصاصی و در کادر قانون آن هم صرفا در محیط خانواده محقق خواهد شد آزادی و بی بند و باری در روابط جنسی علاوه بر اینکه تا حد زیادی مانع از شکل گیری ازدواج‌های رسمی است، بقایای هسته های تشکیل شده را نیز تهدید می‌کند «ایجاد پاک‌ترین وصمیمی ترین عواطف بین زوجین و بر قرار ساختن یگانگی و اتحاد کامل در کانون خانواده از نکات مهم است تأمین این هدف وقتی ممکن است که زوجین از هر گونه استمتاع از غیر همسر چشم بپوشند و اصل منوعیت هر نوع کامیابی جنسی در غیر کادر خانواده رعایت گردد. (31)»


«بی بند و باری در پوشش، بی بند و باری در تحریک است که این امر بنیاد خانواده را متلاشی می‌سازد، نه تنها در اسلام بلکه در همه مرام‌های اجتماعی جهان، این نتیجه حاصل شده است که خانواده باید محفوظ و محترم بماند و زن و مرد باید دلبسته و وفادار به یکدیگر باشند تا آشیان دلپذیری برای فرزندان خویش بنا کنند و با تربیت آنان، آینده جامعه خویش را ترسیم کنند، اما در جامعه ای که در آن برهنگی حاکم است هر زن و مردی همواره در حال مقایسه‌اند، مقایسه آنچه دارد با آنچه ندارد و آنچه ریشه خانواده را می‌سوزاند این است که این مقایسه آتش هوس را در زن و شوهر دامن می‌زند (32)»

4- استحکام و استواری نظام اجتماعی

استحکام نظام خانوادگی به عنوان یکی از نتایج حاصل از حجاب تابعی از استواری نظام اجتماعی است. همان گونه که می‌دانیم بی بند و باری در پوشش به ایجاد هیجانات و التهابات جنسی و در نتیجه به بی بند و باری در ارضای غریزه و کندی روند شکل گیری خانواده‌ها یا نابودی هسته‌های خانوادگی منجر خواهد شد.

آثار جنبی این وضعیت نیز در هنگامی که در سطح کلان و در پهنه گسترده‌ی نظام اجتماعی ملاحظه شود، عمق فاجعه را پیش از پیش نمایان می‌سازد. نگاهی گذرا به وضع موجود جوامع غربی یا جامعه خودمان در سال‌های قبل از انقلاب برای اثبات این

:: موضوعات مرتبط: , , ,
:: برچسب‌ها: حجاب،بوی خوش عفاف , حجاب , عفاف ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : شنبه 16 شهريور 1392

صفحه قبل 1 2 3 4 5 ... 82 صفحه بعد