فواید گاو بودن

معلمی از دانش آموزان خواست فایده گاو بودن را بنویسند و این انشاء یک دانش آموز است .
با سلام خدمت معلم عزیزم و عرض تشکر از زحمات بی دریغ اولیاء و مربیان مدرسه که در تربیت ما بسیار زحمت میکشند و اگر آنها نبودند معلوم نبود ما الان کجا بودیم.
اکنون قلم به دست میگیرم و انشای خود را آغاز می کنم.
البته واضح و مبرهن است که اگر به اطراف خود بنگریم در می یابیم که گاو بودن فواید زیادی دارد.
من مقداری در این مورد فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که مهمترین فایده ی گاو بودن این است که آدم دیگر آدم نیست. بلکه گاو است.
هرچند که نتیجه گیری باید در آخر انشاء باشد.

به ادامه مطلب بروید



:: موضوعات مرتبط: , , ,
:: برچسب‌ها: گاو , فواید , فواید گاو بودن , داستان , انشا ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
:: ادامه مطلب
نویسنده : پایبند
تاریخ : شنبه 10 مرداد 1394
سرمه های خواهرم یلدا

صدای عزیز از ته چاه می آمد ، نه مثل ضرب المثلش . بلند بلند . انگار که یک نفر کنار دستت ، داد بزند . صدای عزیز از ته چاه می آمد و همه ی ما عاجز بودیم از این که کاری برایش بکنیم .

سرمه های خواهرم یلدا

من وخواهرم یلدا صدای عزیز را می شنیدیم . وگرنه آقاجان و عمه می گفتند که یلدا جنی شده است . همین که با خودش حرف می زند ، بی آن که عروسکی دستش باشد ، همین که می آید سر چاه و می نشیند و یک بند سر تکان می دهد و اشک می ریزد چه معنی دارد ؟

بابای من و یلدا ، یلدا را آورده بود دهات پدری اش و یلدا هم من را. آورده بود که خانه ی نیمه کاره را تمام کند . مادر وپدر توی همان خاک و خل مانده بودند تا مرمت خانه توی آن گل و شل زمستان تمام بشود و مثل خود زمستان برود پی کارش .



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: یلدا , چاه , داستان , مادربزرگ , گوناگون ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
:: ادامه مطلب
نویسنده : پایبند
تاریخ : پنج شنبه 7 آذر 1392
لمس زیبایی‌های زندگی

لمس زیبایی‌های زندگی

((زندگی دشمن شما نیست، اما طرز فکرتان می تواند دشمن شما باشد))

مرد مسنی به همراه پسر ٢۵ ساله‌اش در قطار نشسته بود. در حالی که مسافران در صندلی‌های خود نشسته بودند، قطار شروع به حرکت کرد.

به محض شروع حرکت قطار پسر ٢۵ ساله که کنار پنجره نشسته بود پر از شور و هیجان شد. دستش را از پنجره بیرون برد و در حالی که هوای در حال حرکت را با لذت لمس می‌کرد فریاد زد: “پدر نگاه کن درخت‌ها حرکت می‌کنن.”
مرد مسن با لبخندی هیجان پسرش را تحسین کرد.

کنار مرد جوان، زوج جوانی نشسته بودند که حرف‌های پدر و پسر را می‌شنیدند و از حرکات پسر جوان که مانند یک کودک ۵ ساله رفتار می‌کرد، متعجب شده بودند.

ناگهان جوان دوباره با هیجان فریاد زد: “پدر نگاه کن دریاچه، حیوانات و ابرها با قطار حرکت می‌کنند.”

زوج جوان پسر را با دلسوزی نگاه می‌کردند.

باران شروع شد چند قطره روی دست مرد جوان چکید.
او با لذت آن را لمس کرد و چشم‌هایش را بست و دوباره فریاد زد: “پدر نگاه کن باران می‌بارد، ‌آب روی من چکید.”

زوج جوان دیگر طاقت نیاورند و از مرد مسن پرسیدند: ‌”چرا شما برای مداوای پسرتان به پزشک مراجعه نمی‌کنید؟”
مرد مسن گفت: “ما همین الان از بیمارستان بر می‌گردیم. امروز پسر من برای اولین بار در زندگی می‌تواند ببیند!!”


ای‌کاش ما هم بینا می‌شدیم!!

آری حرکت درخت‌ها شگفت‌انگیز است!
دریاچه‌ها، حیوانات و ابرها فوق‌العاده‌اند…
و بارش باران، لمس لطافت و سادگی قطره‌های باران بی‌نظیر است، بی‌نظیر است!
ای کاش ما هم بینا می‌شدیم!!
ای‌کاش زیبایی‌های زندگی را همان‌گونه که هستند فوق‌العاده و شگفت‌انگیز می‌دیدیم!!
ای‌کاش به این همه نعمت و زیبایی عادت نمی‌کردیم!

هیچ وقت از اینی که هستی شکایت نکن.خیلی ها هستن که دوست دارن جای تو باشن.پس از همینی که هستی شادمان باش.باور نمیکنم خالق نظم دانه های انار زندگی منو تو را بی نظم چیده باشد.

منبع : لبخند زندگی



:: موضوعات مرتبط: , , , , ,
:: برچسب‌ها: گوناگون , گوناگون20 , اردبیل , معرفی اردبیل , لمس زیبایی های زندگی , داستان , داستان زیبا , سخنان زیبا ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : سه شنبه 14 آبان 1392

صفحه قبل 1 2 3 4 5 ... 82 صفحه بعد