انشا با موضوع ازدواج (طنز)

پیش بابایی میروم واز او در مورد ازدواج سؤال میکنم...!
وبابایی هم گوش مرا میپیچاند!!!
و میگوید این فضولی ها ب تو نیامده بچه, تو هنوز دهانت بوی شیر میده....!!
از این ب بعد هم با دختر همسایه لی لی بازی نمیکنی، ورپریده!!!!
متوجه حرف بابا وربط آنها ب سؤالم نمیشوم...؟!
بابایی میپرسد حالا برای چه سؤال کردی؟؟!!
در حالی ک اشک چشمانم سرازیر میشود میگویم بابایی اول نمیشد سؤال کنی, بعد مرا مجازت کنی؟؟!!
بابایی با چشمان غضب آلود میگوید نخیر!!
من سلطان خانه هستم پس هر جور ک دوست داشته باشم رفتار میکنم!!
بابایی همانگونه ک صحبت میکرد برروی زمین افتاد...!
مامانی با ملاقه سر پدرم را نشانه گرفت!!
اینروزها مامان بخاطر تمرین های بسیار هدف گیری اش عالی بود...!
ملاقه با آنچنان سرعتی بر سر بابا خورد ک باچشم مسلح هم دیده نمیشد!!
مامانی گفت در چه مورد صحبت میکنید؟!
ک بابات جوگیر شده و میگوید سلطان خانه است؟؟!!
ومن پاسخ دادم, در مورد ''ازدواج''…
مامانی اخم هایش در هم میرود وماهیتابه را بر میدارد وب سوی پدر میرود ومیگوید حالا میخواهی سر من هووو بیاری!!؟؟؟؟؟
از الآنم بچه را قانع میکنی ی مامانی کافی نیس؟؟!!
و محکم بر سر بابایی میکوبد!!!!! بابایی دوباره بیهوش میشود...
مامانی از من میخواهد جریان رابرایش توضیح دهم...
من هم گفتم موضوع انشا میخواهم بنویسم ک در مورد ازدواج است!
بابایی ک تازه بهوش آمده بود گفت خب خانم نمیشد اول سؤال کنی بعد مرا نقص عضو کنی؟؟؟؟؟؟!!
مامانی میگوید نه! من سلطان خانه ام و هر جور بخواهم رفتار میکنم!!!…اشکالی دارد؟؟!!!
بابایی ب ماهیتابه در دست مامان مینگرد ومیگوید
نه! حق باشماست!!!…
پدر بزرگ با کانال تلویزیون ور میرود ومیگوید بیا نوه گلم, بیا پیش خودم تا برایت انشا بگویم!!
مامان میگوید آری، برو پیش پدر بزرگت ک با هشت تا ازدواج موفق ودوازده تا ازدواج غیر موفق!!حتمأ میتواند کمکت کند!!!
پدر بزرگ میگوید ازدواج چیز خوبیست,انسان باید ازدواج کند...
راستی خانم معلم شما چند سالشه؟! ازدواج کرده؟؟؟!!! خوش..
اینبار ملاقه از سمت مادر بزرگ درحال پرتاب بود!!
اما هدفگیری اش خوب نبود وب سر من بیچاره اصابت کرد!! بحالت گریه دفترم را میبرم پیش خواهرم وازاو کمک میخواهم... او هم گریه میکند ومن دلیلش را نمیدانم!!
وقتی میپرسم میگوید گرد وخاک است، اما من گرد وخاک نمیبینم…!؟؟!!
پس ب این نتیجه میرسیم ک صحبت در مورد ازدواج کار خطرناکی ست!!!!!!
زیرا امکان دارد ملاقه یا ماهیتابه هر آن ب سرمان اصابت کند!!!!!!!
ممنونم از خانواده ک مرا در موضوع انشا یاری کردند....!!!



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: ازدواج , طنز , صحبت ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : شنبه 28 آذر 1394
تفاوت مصاحبه در ایران و ژاپن!



:: موضوعات مرتبط: , , ,
:: برچسب‌ها: گوناگون , گوناگون20 , گزارش , ژاپن , ایران , مصاحبه , طنز , سرگرمی ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : پنج شنبه 30 آبان 1392
جغرافیای آقایان و خانم ها
خانم ها در سن۱۸تا۲۱سالگى ، مانند آفريقا يا استراليا هستند
نيمه كشف شده، وحشى، با زيبايى هاى افسون كننده ى طبيعى
در سن21تا۳۰سالگى، مثل امريكا يا ژاپن هستند:
كاملا كشف شده، بسيار توسعه يافته، آماده براى معامله، مخصوصا معامله با پول نقد يا اتومبيل .
در سن30تا۳۵سالگى، مانند هند يا اسپانيا هستند:
بسيار داغ، آسوده خاطر و آرام، و آگاه به زيبايى هاى خود.
بين سن35تا۴۰سالگى، مانند فرانسه يا آرژانتين هستند:
بدين معنا كه اگر چه ممكن است در جريان جنگ نيمه ويران شده باشند، اما هنوز جاهاى بسيارى براى تماشا دارند .
در سن40تا۵۰سالگى، مثل يوگسلاوى يا عراق هستند:
جنگ را باخته اند. هنوز گرفتار اشتباهات پيشين اند. و به باز سازى كامل نياز دارند .
بين50تا۶۰سالگى، مانند روسيه يا كانادا هستند:
بسيار پهناور، آرام و مرز ها بدون مرزبان، اما سرماى زياد، خلايق را از آنان مي رماند.
در سن60تا۷۰سالگى، مانند انگلستان يا مغولستان اند:
با يك گذشته ى درخشان و بدون آينده .
بعد از۷۰سالگى، شبيه آلبانى يا افغانستان اند:
همگان ميدانند كه در كجايند، اما هيچكس به سراغ شان نمى رود.
جغرافياى آقایان
از18تا50سال مثل ايران :
راهنما و حلال مشکلات دنيا ولي در كار خود مانده .
در سن50تا65سالگى، مانند کشورهای تازه استقلال يافته شوروی سابق:
با یک گذشته ی درخشان.
بعد از65سالگى، شبيه عربستان هستند:
همگان فقط به خاطر مال و ثروت به آنها احترام مي گذارند


:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: گوناگون , گوناگون20 , اردبیل , معرفی اردبیل , خنده , دانستنی ها , طنز , مطالب توپ ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : سه شنبه 14 آبان 1392

صفحه قبل 1 2 3 4 5 ... 82 صفحه بعد