سلیم موذن زاده از نگاه مداحان اردبیل

اکنون بعد از درگذشت سلطان الذاکرین مرحوم استاد سلیم مؤذن زاده اردبیلی ابعاد پنهان زندگی وی از زبان نزدیکان و دوستانش بیان شده که شنیدنی است.

غلامحسین نجار:به نظرم بعد از این مداحی چون سلیم، زاده نشود

استاد غلامحسین نجار باشی از مداحان پیشکسوت اردبیل درباره مرحوم استاد سلیم مؤذن زاده اردبیلی می گوید: سلیم از هر نظر الگو و دارای شخصیت بزرگ منشی بود.

در طول رفاقت و در مجالسی که باهم بودیم، ندیدم مداحی را هر چند تازه وارد و تازه پا را خرد یا پس بزند بلکه همیشه تشویق می کرد و نسبت به من همیشه لطف داشت.

بعید می دانم که دیگر صوت حزینی همچون نوای استاد بشنویم. به نظرم بعد از این مداحی چون سلیم، زاده نشود.

مراسم تشییع پیکر مرحوم استاد سلیم موذن زاده اردبیلی آغاز شد+تصاویر

بهروز سرباز: امروز مداحان آذربایجان یتیم شدند

*حاج بهروز سرباز از دیگر خادمان و ذاکران اهل بیت(ع) این استان می گوید: وقتی در گذشت مرحوم استاد سلیم مؤذن زاده را شنیدیم همه شوکه شدیم، احساس می کنم امروز مداحان آذربایجان یتیم شدند.

وی بمانند نامشان سلیم النفس، خوش قلب و خوش اخلاق بوده و همیشه نصیحت پدرانه داشتند.

حتی یکبار هم ندیدم غیبت کند یا پشت سرکسی حرفی بزند و با این که استاد و سلطان الذاکرین بود در مجالس اگر مداحی را روبرو می دید تعارف می کرد که به او در مرثیه خوانی کمک کند و این از تواضع و بزرگ منشی او بود.

شهروز علیزاده:صدایش معجزه می کرد

*حاج شهروز علیزاده از مداحان شهیر اردبیل نیر درباره خبر تأثر بار درگذشت استاد سلیم می گوید: اول اینکه دعا می کنیم خداوند روح بلند این خادم الحسین را به سیدالشهدا(س) ببخشاید و هم مونس اهل بیت(ع) قرار دهد.

تمام حرکت و سکنات وی از نشست و برخاست، دارای سجایای اخلاقی بود. عشق و ارادت قلبی به هم داشتیم و این محبت دو طرفه بود.از آنجا که مداح هستیم و کم و بیش به فنون و صوت شناخت دارم، صدای وی بمنزله معجزه بود.

بارزترین جنبه شخصیتی وی این بود که من هرگز در عمرم ندیدم پشت سر کسی غیبت یا عیب گویی و بدگویی کند و به کسی هم اجازه نمی داد نزد وی از کسی بدگویی و غیبت شود.

هرچند سلیم اصول و فروع دین و ایمان قلبی را به زبان نمی آورد اما با شناختی که از نزدیک داشتم در قلب خود سرشار از ایمان و پایبند به دین بود.

دو خاطره ای که از زنده یاد سلیم مؤذن زاده دارم و هرگز از ذهنم نمی رود برای یادگار بازگو می کنم: اول اینکه برای مجلس ترحیمی دعوت بودم که در اثنای مدیحه سرایی صدایم گرفت، نتوانستم ادامه دهم، استاد بلافاصله خود پشت تریبون قرار گرفت و مجلس را ادامه داد ولی به هیچ عنوان همانند گذشته و با شور و حال مرثیه نخواندند و مانند همیشه اوج نگرفتند! خواهش کردم و گفتم؛ حضرت استاد مانند سلیم مؤذن زاده بخوانید! در پاسخ گفت: من نمی توانم وقتی شما کسالت حنجره دارید خودم را اینجا مطرح کرده و یا در معرض تشویق قرار دهم!. بعد از ختم مجلس، مرا به منزل خود برد سه نوع نوشیدنی ترکیبی درست کرد اول خودش نوشید(بابت اطمینان دهی به من) بعد مقداری از آن نوشیدنی به من داد و صدایم باز شد.

خاطره بعدی اینکه در این ایام محرم امسال در مسجد جوادیه تهران باهم شب های عزاداری مرثیه سرایی کردیم.

شب عاشورا حال عجیبی داشت و طوری که من از انتخاب نوع شعر و مداحی وی متعجب شدم به عبارتی دیگر؛ وی دو بیت از مرحوم یحیوی درباره وداع امام حسین (ع) و پیراهن خونین خواند و در پایان مرثیه "خداحافظ ای آنام باجیم؛ یاوریم هواداریم" را خواند که به لحاظ اثرگذاری بسیار مورد استقبال عزادارن قرار گرفت، گویی آخرین محرم خود را می دانست.

مراسم تشییع پیکر مرحوم استاد سلیم موذن زاده اردبیلی آغاز شد+تصاویر

جعفر ایمان نژاد: همیشه از ارباب بی کفن خواندند

*جعفر ایمان نژاد یکی دیگر از مداحان خطه مداح خیز پایتخت حسینیت اردبیل و از پیشکسوتان مداحان نیز درباره درگذشت استاد می گوید: همیشه از ارباب بی کفن خواندند و دعا می کنیم که مقبول ساحت سیدالشهدا(س) قرار گیرد.

ایام محرم سپری شده را در تهران بودند و چند روزی باهم بودیم و زمانی که دوستان دور وی حلقه زده بودند تا سلطان الذاکرین را به اردبیل بدرقه کنند، برگشت به سمت دوستان گفت: "این آخرین بارم بود که مداحی کردم! و بار دیگر نخواهید دید که من مداحی کنم! این آخرین دیدارمان است!". احدی از ما باور نمی کردیم و اکنون که درگذشت وی را شنیدیم آخرین جمله وی مدام در گوشمان می پیچد و حقیقتاً فراغ وی زجر آور است، افسوس می خوریم.

گفتنی است بیشتر مداحان و دوست داران مرحوم مؤذن زاده از جمله استاد مکارم و سایر مداحان در بازگشت از سفر زیارت کربلا هستند تا خود را به تشییع و تدفین مرحوم استاد مؤذن زاده برسانند.

قادر شاهی: سلیم صندوق الاسرار و قبورالاحرار بود

*استاد حاج قادر شاهی که عمر خود را وقف دستگاه ابا عبدلله الحسین(ع) کرده است در گفتگو با خبرنگار ما درباره شخصیت استاد مؤذن زاده می گوید: 70 سال با مرحوم همسایه و هم محل بودم حتی مدتی در حیات منزل ایشان زندگی کرده ام و از نزدیک در شئونات زندگی خاندان مؤذن زاده حضور داشته و تربیت شده ام، مادر مرحوم استاد مؤذن زاده بسیار در حق تربیت من مادری داشته اند.

درباره خصوصیات اخلاقی مرحوم استاد مؤذن زاده باید بگویم: موسیقی دانان و ریاضی دانان را واقعاً در حیرت گذاشته بود، مرصع خوانی زبده مرحوم یکی از بالهای پرواز وی بود اما با یک بال پرواز میسر نمی شود بنابراین بال دوم وی، هنر اخلاقی او بود، به عبارتی صفای باطن و هنر اخلاقی وی در کنار اجرای مرصع خوانی دو بال پرواز استاد بود.در طول حیات وی گفتم اکنون در ممات استاد هم می گویم؛ من هرگز ندیدم درباره کسی حرفی یا غیبتی کند ولو اینکه انسان های بزرگ احیاناً بدخواهان بزرگ و زیادی دارد اما حتی درباره این طیف اشخاص نیز لب به نظر و اعتراض نگشود زیرا کین را آفت دین می دانست.

یکی دیگر از خصوصیات بارز استاد سلیم مؤذن زاده که متاسفانه به آن پرداخته نشده است؛ رازداری وی بود، طوری که راز دلمان را به نزدیکترین بستگان نمی توانستیم بگوییم اما به استاد می گفتیم، مرشدی و یاری می کرد و ندیدم این رازها را از کسی به کسی یا نزد شخصی إفشا کند.

در تهران نیز کلید منزل وی دست دوستان بود و در خانه همیشه برای عاشقانش مفتوح بود و گاهاً به بهانه های خرید؛ پول خرید می داد و می رفت و باید گفت سلیم صندوق الاسرار و قبورالاحرار بود.

استاد شاهی از پیشکسوتان مداح اردبیلی که عمری با استاد بوده در پاسخ به اینکه ایا استاد در طول زندگانی خود از عنایت اهل بیت (ع) مطلبی افشا کرده است؟ پاسخ گفت: در یکی از استانها سلیم در مجلسی که به مناسبت مولا علی(ع) برگزار شده بود در شأن آنحضرت جملاتی با صوت اعجازی خواند که در آن مجلس تعدادی از زنان علاقمند به موسیقی کلاسیک به معنی امروز را قبول داشتند و لا غیر، اما حاضرین گفتند یکی از بانوان جوان بعد از مراسم با وضو نزد بقیه توبه کرده و اقرار می کند که من بعد عاشق علی(ع) و دین او خواهد بود.

خاطره ای دیگر از استاد اینکه شاعر و استاد با سابقه و نام آوازه آذربایجان "علمدار ماهر" به اردبیل آمده بود بعد از ختم مجلسی به منزل ما آمدند همه نشسته بودیم استاد "علمدار ماهر" از سلیم خواست چند بیتی بخواند، این درحالی است که استاد "علمدار ماهر" مسلط بر موسیقی و دستگاهها بخصوص "ماهور" است؛ مرحوم مؤذن زاده چنان در دستگاه ماهور افت و خیز و در ان واحد سیر کرد که خودم دیدم علمدار ماهر دو دستی محکم بر سرش زد و با اصطلاح بومی خود گفت: "نجه من لنت گوتورمدیم" یعنی وای بر من که ضبط نکردم و در طول عمرم چنین چیزی ندیدم و نشنیدم!.

و در پایان اینکه همیشه به نماز اول وقت مداومت داشت و گاهاً که تا پاسی از شب را تا دمدمه های نماز صبح بیدار می ماندیم و ترس قضا شدن نماز صبح را داشتیم اما با صدای نماز دلنشین استاد به نماز بر می خواستیم.

عارف محجوب: مرحوم مؤذن زاده عرش نشینی بود که در فرش زندگی کرد

*عارف محجوب از چهره های جوان و از شاگردان استاد مؤذن زاده که مسئولیت بسیج مداحان استان اردبیل را نیز بر عهده دارد می گوید: این ضایعه را باید به ساحت حضرت ولی عصر(عج) شیعیان جهان و رهبری تسلیت گفت.

مرحوم مؤذن زاده عرش نشینی بود که در فرش زندگی کرد و عمر خود را وقف ساحت سیدالشهدا(ع) کرد و با حنجره طلایی و صوت ملکوتی خود در اذان، مرثیه و مجالس، زینت بخش دستگاه ابا عبدالله الحسین(ع) شد.

از بارزترین خصوصیات اخلاقی وی زندگی ساده و به دور از تجملات و دلباختگی به ساحت سالار شهیدان بود.

وی در اواخر عمر خود می گفت: عاشق فقط زینب (س) بود زیرا که عاشورا را دید و اربعین را درک کرد که من در ادامه این شعر را نقل کردم"أینیمدکی قرانی اولینجه چخاردمارام؛ بونان سورا همیشه محرمدی زینبه" و در کمال تعجب می بینیم که استاد نیز این عاشورا را درک کرد و در صبح روز بعد اربعین رو به قبله با وضو دار فانی را وداع گفت.

در مجموع مرحوم سلیم مؤذن زاده رهبری توصیف کرده اند و ما قطره ای از دریاییم که نمی توانیم دریا را وصف کنیم.

منبع متن :آذرسلام .

تصاویر : باشگاه خبرنگاران . سبلانه



:: برچسب‌ها: اردبیل , سلیم , موذن زاده , تمدن , شهروز , نوحه , حسین , عاشورا ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : چهار شنبه 3 آذر 1395
آی باتدی صبح آچلدی، زینب نوایه گلدی ، تاج الشعرا یحیوی

آی باتدی صبح آچیلدی ، عنوان شعری است که مرحوم یحیوی ملقب به تاج الشعرا با توصیفی بی نظیر یا حداقل کم نظیر ، واقعه ی عاشورا را در آن به تصویر کشیده است . تمثیل هایی که در این شعر به کار گرفته شده است قدرت کم نظیر این شاعر در زبان ترکی را به رخ می کشد . مرحوم تاج الشعرا دارای دیوان اشعاری با عنوان بساط کربلا است . این شاعر جز برای اولیا دین و اسلام شعری نگفت و در سال 1358 از دنیا رفت .

روحش شاد .

نمونه ای از زیباترین شعرهای شاعر :

آی باتدی صبح آچیلدی زینب نوایه گلدی
زهرا دئدی حسین وای عالم صدایه گلدی


چون ییخدیلار آتیندان سلطان تشنه کامی
دنیایه اولدی اعلان قتل الحسین پیامی


جناتیدن ائشیتدی پیغمبر گرامی

نعلین سیز عباسیز کرب و بلایه گلدی


پیمانه عالم اولدی چانانه وئردی چانین
شوق و شرافتیان طی ائتدی امتحانین


شمر دغا توکندی خاک منایه قانین
پوزدوتدی آسمانه حمد و ثنایه گلدی


خون خدا توکولدی گودال کربلایه
یئرلر تزلزل ائتدی دعسه دوشوب سمایه


کروبیان لاهوت آغلاشدی بو بلایه
یئل اسدی گون دوتولدی ظلمت فضایه گلدی

خون حسین بوغازدان جاری اولان زمانی
جبریل آپاردی عرشه بیر شیشه ده قانی


اول شیشه دن نمودار اولدی بلا نشانی
قوزاندی بوی ماتم اهل سمایه گلدی


نور حق اولدی لامع باشسیز قالان بدنده
راس حسین مظلوم سر نیزیه گئدنده


باد سیاه اسنده یئر زلزله ائدنده
سیندی نظام دنیا حد فنایه گلدی


نزدیکدی یئرندن چیخسون مدار دنیا
آل امیه ائتسون دستور شرعی ملغی


سرنیزه دن ائدنده نور حسین تجلی
دین محمد اوسته نورانی سایه گلدی

فرمان غارتیلن تللی آشوب عربلر
گوردی اوهایهویی اطفال زار و مظطر


قاچویلا خیمه گاهه بیردن اوچالدی سسلر
عمه آماندو لشگر خیمه سرایه گلدی


صحرانورد عربلر خرگاهی یاندیراندا
باشی آچوغ حرملر اوتدان چیخوب قاچاندا


قالخیب بحتر آتش گیزلندیلر دوماندا
توسدی اوجالدی قاره پرده هوایه گلدی


بیر خوردا قیز قاچیردی دوتموش آلوعباسین
مرد یهودی دوتدی خاموش ائدب لباسین


گتدی اله حسینون دلبندینون رضاسین
احسن او شیخه مشکل وقته هرایه گلدی


گرائتمه سئیدی زینب نسل حسینه امداد
اولموشدی اودایچینده سوزان امام سجاد


قیلدی رشادتیله اوتدان امامی آزاد
بیر تازه زندگانیق زین العباده گلدی


زهرا گزردی گوندوز اطراف ماجراده
تا کوفیه حسینون گئتدی باشی جداده


نعش حسینی آخشام باشسیز قویوب اراده
گون باتجاقین او خاتون مطبخ سرایه گلدی


حوران باغ جنت محزون گرفته سیما
حوا خدیجه خاتون مریم جناب سارا


آشفته مو سیه پوش دیللرده وای حسین وا
زهرایه همدم اولسون بزم عزایه گلدی


اللی اوچ ایل قاپونداوار حسین جان
نوحه یازیب غمونده اولموش مریض و نالان


دست مبارکونله دردینه ائیله درمان

امید صحت ایله باب شفایه گلدی




:: موضوعات مرتبط: , , , ,
:: برچسب‌ها: آی باتدی صبح آچیلدی , زینب نوای گلدی , یحیوی , شعر عاشورایی , ترکی , عاشورا , ترسیم صحنه عاشورا , ترکی شعر عاشورا باره سین ده ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : چهار شنبه 23 تير 1395
اللهم‌ الرزقنا‌ کربلا

http://www.yasinmedia.com/gallery/originals/islamic-wallpapers_39/__17/___9/96_20140114_1306696940.jpg

✠ سردرگمم میانِ شمس وقمرش....✠

یک خیابان...
دوطرفه...
یک سو ❤ ارباب ❤
یک سو ❤ علمدار ❤
ویک‌جفت‌چشم‌ِحریص...
که نمیداند کدام را نگاه کند؟؟
این یعنی بزرگترین و زیباترین
↙ سردرگمی ↘
اللهم‌ الرزقنا‌ کربلا



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: بین الحرمین , محرم , عاشورا , تاسوعا , امام حسین , حسین , اباالفضل ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : شنبه 2 آبان 1394
قیام حسین علیه السلام ....



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: عاشورا , علت قیام امام حسین , امر به معروف , نهی از منکر ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : جمعه 16 آبان 1393
ترکیب این چهار عنصر می شود کـــــــــــــــربلا …

راست گفته اند عالم از چهار عنصر تشکیل شده : آب ، آتش ، خاک ، هوا …
آبی که از تو دریغ کردند
آتشی که در خیمه گاهت افتاد
خاکی که شد سجده گاه و طبیب دردها
و هوایی که عمری ست افتاده در دل ها …
ترکیب این چهار عنصر می شود کـــــــــــــــربلا …

عکس: امروز ...(تاسوعای 93 اردبیل )



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: محرم , عاشورا , تاسوعا , اباالفضل ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : دو شنبه 12 آبان 1393
هل ناصر من ینصرنی ؟

حسین (ع) فریاد می زند: "هل من ناصر ینصرنی؟"

و من درحالی که نمازم قضا شده است می گویم: لبیک یا حسین! لبیک... حسین (ع) نگاه می کند لبخندی می زند و به سمت دشمن

تاخت می کند... و من باز می گویم: لبیک یا حسین! حسین (ع)شمشیر می خورد من سر پدرم داد می زنم و می گویم: لبیک یا حسین !

حسین (ع) سنگ می خورد، من در مجلس غیبت می گویم: لبیک یا حسین! لبیک... حسین (ع) از اسب به زمین می افتد عرش به لرزه

در می آید و من در پس خنده های مستانه ام فریاد میزنم: لبیک... حسین (ع) رمق ندارد باز فریاد میزند: هل من ناصر ینصرنی؟ من

به دوستم دروغ میگویم و باز فریاد می زنم: لبیک... حسین (ع) سینه اش سنگین شده است، کسی روی سینه است، حسین (ع) به

من نگاه می کند می گوید: تنهایم یاریم کن... من گناه می کنم و باز فریاد می زنم: لبیک... خورشید غروب کرده است...

من لبخندی می زنم و می گویم: اللهم عجل لولیک الفرج...

امام حسین (ع) به حضرت مهدی (عج) نگاه می کند و می گوید: "مهدی من کسی را نداشتم که بگوید سرباز توئم، اگر کسی نبود یاریم کند، ادعا کننده ای هم نبود...
تو از من مظلوم تری...

یارب الحسین به حق الحسین اشف صدرالحسین به ظهورالحجه




:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: عاشورا , محرم , حسین , هل ناصر من ینصرنی ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : سه شنبه 6 آبان 1393
حسین (ع) فریاد می زند: "هل من ناصر ینصرنی؟"

حسین (ع) فریاد می زند: "هل من ناصر ینصرنی؟"

و من درحالی که نمازم قضا شده است می گویم: لبیک یا حسین! لبیک... حسین (ع) نگاه می کند لبخندی می زند و به سمت دشمن

تاخت می کند... و من باز می گویم: لبیک یا حسین! حسین (ع)شمشیر می خورد من سر پدرم داد می زنم و می گویم: لبیک یا حسین!

حسین (ع) سنگ می خورد، من در مجلس غیبت می گویم: لبیک یا حسین! لبیک... حسین (ع) از اسب به زمین می افتد عرش به لرزه

در می آید و من در پس خنده های مستانه ام فریاد میزنم: لبیک... حسین (ع) رمق ندارد باز فریاد میزند: هل من ناصر ینصرنی؟ من

به دوستم دروغ میگویم و باز فریاد می زنم: لبیک... حسین (ع) سینه اش سنگین شده است، کسی روی سینه است، حسین (ع) به

من نگاه می کند می گوید: تنهایم یاریم کن... من گناه می کنم و باز فریاد می زنم: لبیک... خورشید غروب کرده است...

من لبخندی می زنم و می گویم: اللهم عجل لولیک الفرج...

امام حسین (ع) به حضرت مهدی (عج) نگاه می کند و می گوید: "مهدی من کسی را نداشتم که بگوید سرباز توئم، اگر کسی نبود یاریم کند، ادعا کننده ای هم نبود...
تو از من مظلوم تری...

یارب الحسین به حق الحسین اشف صدرالحسین به ظهورالحجه



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: حسین , عاشورا , لبیک یا حسین , امام زمان , عاشورا ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : شنبه 19 بهمن 1392
حرمت شکنی صدا و سیما در محرم

آیا صدا و سیما محرم را فراموش کرده؟ یا دچار آسییب هایی شده است که در حال زاویه پیدا کردن با یک رسانه دینی است


1. هر سال چند روز تا محرم مانده، کم کم صدا و سیما با فضای شهر حال و هوای محرم می گیرد و با ورود به شب اول کاملا رنگ تلویزیون به رنگ غم ایام محرم در می آید و این تلویزیون و رادیو است که مانند یک هئیت عمل می کند یک هئیت رسانه ای. سخنرانی، مداحی، ارتباطات مستقیم با کربلا، جلسات واکاوی وقایع و پیام های عاشورا و...... یک سنگ تمام تمام عیار در رسانه ملی......

شیدایی

اما این روند زیاد طول نمی کشد تنها تا چند روز بعد از عاشورا و دیگر نه از لوگوی عزاداری خبری است، نه برنامه ای و نه فیلمی. دقیقامشکلی که برخی از هئیت های مذهبی ما به آن دچارند!

البته بی انصافی نمی کنیم دم پخش اذان ها کمی باز تلویزیون ما را به حال و هوای آن چند روز می برد اما آن هم کم کم هر چه به آخر محرم نزدیک می شویم فراموش می شود .

2. در تاکسی نشسته بودم، چندروز پیش رادیو روشن بود نمی دانم کدام موج بود اما در حال پخش یک آهنگ شاد بود(بخوانید خیلی شاد) کمی فکر کردم یادم آمد تنها چند روز از عاشورا می گذرد ولی انگار یک دفعه همه چی فراموششان شده ...تلویزیون هم گویا دست کمی از برادر صوتی خود ندارد. سوم امام که تمام شد. کم کم رنگ و بوی عزا هم از کل قالب جعبه جادویی رفت،فقط گاهی برخی از شبکه ها.... . اما دربرایند کلیرسانه ملی رفتار رادویی را برگزیده و گاهی آنچنان به رویکرد قبل محرم خود بر می گردد که گویا اصلا در ماه محرم نیستیم. مجموعه تلویزیونی شیدایی که به تازگی شروع خود را از شبکه سه شروع کرده، دقیقا شاهدی بود بر این رویکرد سیما در قسمتی که روز یکشنبه پخش شد، شاهد سکانس هایی از یک عروسی در آن بودیم. صحنه هایی که سراسر شادی و... درآن موج می زد و باز کمی فکر کردم که انگار نه انگار در ماه محرمیم....

صدا وسیما قرار بود دانشگاه عمومی باشد تا اهالی رسانه بتوانند در آن ارزش های انقلاب اسلامی را به مخاطبان ارائه کنند و به مرحله ترغیب و اقناع نیل پیدا کنند. اما باید دید تا چه حد رسانه ملی به عنوان یکی از وسایل ارتباطات جمعی ما توانسته به این سفارش امام عمل کند و مبلغی برای ارزش های انقلاب باشد؟

3. کمی فلسفی رسانه ای به موضوع نگاه کنیم؛( یک صغری کبری فلسفی رسانه ای!):

1-رسانه ملی وظیفه دارد فرهنگ دینی را در جامعه احیا کند

2-عاشورا فرهنگی دینی است که جامعه بدان نیازمند است

نتیجه:رسانه وظیفه دارد فرهنگ عاشورا را در جامعه احیا کند

برای اینکه یک رسانه بتواند در جامعه فرهنگ سازی کند نیازمند یک برنامه ریزی دقیق و مجری متخصص و متعهد برای اجرای آن برنامه است. اینکه چطور می توان برای مخاطبین در حد یک کشور که دارای عقاید، آداب و رسوم و ذائقه های متفاوتی هستند چنین برنامه ای تعریف کرد نیازمند ساعت ها فکر و گفتگو است.

امام حسین

یک رسانه باید ابتدا اصول و ارزش های مردم را شناسایی کند، قالب و تکنیک های انتقال پیام را نیز به خوبی بشناسد،کانل انتقال دهنده پیام را نیز با توجه به شرایط ارتباطی با دقت انتخاب کند، پیام را با توجه به مدل ارتباطی آماده سازی کند و سعی کند با کاری ترکیبی در فضای رسانه ای و مدیریتی اقتضایی در هر رسانه در جهت فرهنگ سازی گام بردارد.

ما می بینیم که رسانه ملی در اهداف خود و سندهای چشم انداز بدین امر مبادرت دارد و همواره آن را از اهداف خود بیان می کند و به عنوان رسانه ای دینی وظیفه خود می داند تا اصول اسلامی و انقلاب ما را از طریق این پر مخاطب ترین رسانه به بدنه جامعه تزریق کند. اما باید دید تا چه حد در این امر موفق بوده و دچار آسیب ها نشده است.

4. صدا وسیما قرار بود دانشگاه عمومی باشد تا اهالی رسانه بتوانند در آن ارزش های انقلاب اسلامی را به مخاطبان ارائه کنند و به مرحله ترغیب و اقناع نیل پیدا کنند. اما باید دید تا چه حد رسانه ملی به عنوان یکی از وسایل ارتباطات جمعی ما توانسته به این سفارش امام عمل کند و مبلغی برای ارزش های انقلاب باشد؟

رسانه ملی ما گاهی طوری رفتار می کنند که گویا ما در عصر تعدد رسانه ای نیستیم و هنوز فضای ارتباط رسانه ایرا فضایی محدود می نگرند.

وقتی کانال های رسانه ملی را بالا و پایین می کنید بدین مورد بر می خواهید خوردو مدام اصولی را خواهید دید که با ارزش های اولیه ما در تناقض است، روندی که در صدا و سیما به نرمی در حال پیشروی است.

اگر بخواهیم به برخی از این آسیب ها اشاره ای کنیم می توان به عدم نظارت دقیق بر محتوای برنامه های این رسانه، سینمایی شدن! گریم و پوشش بازیگران، چینش جدول پخش نامناسب به خصوص در ایام مذهبی، تساهل گرایی در برخی امور، عدم رعایت اصول پیام رسانی غیر مستقیم و مستقیم در جای مناسب و....

برای رهایی از این آسیب ها راهی نیست جز نگاهی دوباره به چشم انداز رسانه ای خود و آنالیز کردن فضای رسانه ای کشور و نقاظ قوت و ضعف فرهنگی به همراه تخصص گرایی و برنامه ریزی دقیق ارتباطی

اما ایرادی که ما در این متن با آن رو به رو هستیم برنامه چینی و جدول پخش نامناسب در ایام مذهبی است.

فقط کافی است در ماه رمضان و یا حتی محرم کنترل گیرنده خود را بر دارید و در یک ساعت از سه کانال شاهد پخش تلاوت قرآن باشید. و حتی در شبکه ای در همان موقع فیلمی در حال پخش نبینید یعنی اگر کسی در آن ساعت خاص نخواهد و با آمادگی گوش دادن به قران را نداشته باشد یا از اقلیت های دینی کشور باشد نمیتواند یک فیلم را تماشا کند. البته اکنون حدودا این نقیصه را شبکه نمایش رفع خواهد کرد.

صدا و سیما

اما علاوه بر این ما در برنامه چینی هایمان هم دچار مشکل هستیم درچند روزمانده به تاسوعا-عاشورا طوری غرق در ماتم می شویم که گاهی آسیب جدول پخش نامناسب در برنامه ها را می بینیم و بعد از سوم امام گویی دیگر در ماه محرم قرار نداریم و به طور ناگهانی از شمایل قبلی در می آییم.

آیا اینطور می توان در ماه محرم که سراسر ماه عزای اباعبدالله الحسین است و یا حتی در کل سال که باید معارف دینی به مخاطب عرضه شود تا فرهنگ دینی در جامعه احیا بماند، فرهنگ دینی را با اعتدال رفتاری، زنده نگه داشت یا گاهی آنقدر مخاطب را دلزده می کنیم که از رسانه به سوی ماهواره پناه می برد و گاهی او را از فضای معنوی به ناگاه جدا می کنیم و نمی گزاریم اثر پیام های قبلی در او نهادینه شود.

5.به نظر می رسد رفتار یک سو بدنه رسانه ای ما در کشور، عدم تخصص گرایی، کمیت زدگی و مصلحت گرایی مسئولین و فکر رقابت دیر هنگام با رقبای ماهواره ای بدون برنامه ریزی مارا به این عرصه انداخته است. و برای رهایی از این آسیب ها راهی نیست جز نگاهی دوباره به چشم انداز رسانه ای خود و آنالیز کردن فضای رسانه ای کشور و نقاظ قوت و ضعف فرهنگی به همراه تخصص گرایی و برنامه ریزی دقیق ارتباطی .

باید در ادای وظیفه فرهنگ سازی و انجام رسالت اخلاقی در رقابت نفس گیر جبهه رسانه ای امپریالیسم و در بازی در جبهه جنگ نرم هر چه سریع تر و دقیق تر جلو رفت از جمله موارد موردنیاز علاوه بر رعایت نکات مورد اشاره پیام رسانی غیر مستقیم، جذاب، تکیه بر ارزش ها و اصول و خروج از سلیقه گرایی و افراط و تفریط در نیل جامعه به سوی فرهنگ دینی، پرداختن به نشر اصول در کل ایام و با برنامه ریزی و.. می باشد.



:: موضوعات مرتبط: , , ,
:: برچسب‌ها: صدا و سیما , حرمت شکنی , عاشورا ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : چهار شنبه 13 آذر 1392
ارایش ویژه شب‌های محرم!

چند روز پیش پیامکی در میان مردم دست به دست می گشتبا این متن: «اخرین و جدیدترین مدل مو، رنگ، مش، دیزاین ناخن، گریم،میك آپ عروس. تاتو و…. را فقط چند روز دیگر پشت دسته های عزاداری ببینید!!!» پیامکی که خنده ی تلخی را بر لب خوانندگانش می آورد و گویای یکی ازبدعت هایی است که در سالهای اخیر در مراسم عزاداری محرم دیده می شود.

ناهنجاری

عزایی که با عروسی اشتباه گرفته شده

وقتی که عقربه های ساعت، عدد نه را نشان می دهد، مریم و مرجان که چند ساعتی را مقابل آیینه به ارایش مو و صورت خود پرداخته اند به همراه مادر و احتمالا خاله و سایر دختران فامیل و در و همسایه راه خیابان های شهر را در پیش می گیرند تا به اصطلاح در عزاداری سالار شهیدان شرکت کنند. در این میان اما تنها نکته ای که به آن فکر نمی کنند این است که برای حضور در مراسم عزاداری باید مناسک آن را هم به جای اورد تا لاقل ظاهرشان شبیه به زمانی نباشد که به عروسی می روند!

وقتی جایگاه صاحب مجلس رعایت نمی شود

اگر دخترکان و زنان بزک کرده پیش از حضور در مراسم عزاداری عاشورا، برای لحظه ای به جایگاه بزرگمردی بیندیشند که در سالگرد شهادت جوانمردانه اش حضور دارند، شاید کمی به خود آمده و دست از این آرایش ها و پوشش های نامتناسب بردارند. اما مثل اینکه دهه محرم برای عده ای بهانه ای برای برگزاری کارناوال های شبانه و پوشش و آرایش های نابهنجار و نامناسب شده است تا به این بهانه در خیابان های حضور پیدا کرده و خودنمایی کنند.

موی بلوند و پوست برنزه در ردای مشکی

یکی از تصاویر محرم در سالهای اخیر، جمعی از دختران و زنانی هستند که با موهای بلوند که تنها قسمتی از آن با شال کوچک مشکی پوشیده شده است، پوست های برنزه و آرایش های غلیط در پیاده روها و خیابان های شهر حضور پیدا می کنند و به تماشای مراسم عزاداری می پردازند. این حضور بی پرده اما بیش از اینکه در راستای عزاداری باشد، می تواند توجه عزاداران را به سوگواری خالص دور کند.

وقتی نظارت خانواده ها کمرنگ می شود

یکی دیگر از اتفاقاتی که در شبهای محرم به وقوع می پیوندد این است که برخی از دختران و پسران نوجوان به بهانه حضور در مراسم عزاداری ، ساعاتی از شب را که در سایر روزهای سال بدون حضور خانواده نمی توانستند بیرون از خانه به سر ببرند، در خیابان های سپری می کند و در خلا نظارتی خانواده ها ممکن است در خیابان های شلوغ شهر در چنین شب های گرفتار روابطی بشوند که در ادامه خطراتی را برایشان در پی داشته باشد.

آشنایی های خیابانی و شب های محرم

یکی دیگر از اتفاقاتی که در شبهای محرم به وقوع می پیوندد، آشنایی های خیابانی است که به واسطه بیرون ماندن های شبانه دختران و پسران اتفاق می افتد، اشنایی هایی که در بیشتر موارد به دوستی های مقطعی و دور از نظارت خانواده های می انجامد و به آسیب های دنباله داری را برای خانواده های و نوجوانان به دنبال می آورد و همین مسائل است که لزوم نظارت بیشتر خانواده ها به حضور شبانه فرزندانشان در این خیابان ها را پر رنگ تر می کند.

یکی از تصاویر محرم در سالهای اخیر، جمعی از دختران و زنانی هستند که با موهای بلوند که تنها قسمتی از آن با شال کوچک مشکلی پوشیده شده است، پوست های برنزه و آرایش های غلیط در پیاده روها و خیابان های شهر حضور پیدا می کنند و به تماشای مراسم عزاداری می پردازند

تب مانکنی در شب های محرم

البته در کنار دختران و زنان بدحجابی که در مراسم عزاداری سالار شهیدان دیده می شوند، بسیار هم هستند پسرانی که با مدل های موهای آنچنانی و لباس های نامناسب در این مراسم شرکت می کنند، چه عزاداران درون دستجات که به زنجیرزنی و سینه زنی می پردازند و چه پسرانی که با ظواهری که بیشتر برای خودنمایی آراسته شده راه مراسم غزاداری را پیش می گیرند و انگاری بیش از اینکه به دنبال سوگواری باشند، قصد جلب توجه از تماشاگران غیرهمجنس خود دارند. این روزها هم در میان پسران جوان عزادار امام حسین بسیارند پسرانی که با مدل موهای فشن و لباس های تنگ و نامناسب تنها برای تماشا کردن و تماشا شدن قدم در خیابان ها می گذارند.

لزوم فرهنگسازی رسانه ای در خصوص حجاب

به رغم برخوردهای سلبی نیروی انتظامی در مسئله حجاب در قالب گشت ارشاد و طرح های امنیت اخلاقی اما در نهایت این برخوردها نتوانست تاثیر چندانی بر روند بی حجابی دختران و بانوان بگذارد و هنوز هم که هنور است، اگر ترس از گشت ارشاد و پلیس و دستگیری نباشد، بی حجابی بسیار پر رنگ تر در معابر عمومی شهر دیده خواهد شد. زمان محرم هم استثنایی برای این مسئله همیشگی نیست و در این میان نه نیروی انتظامی که نهادهای فرهنگسازی مانند رسانه ها هستند که باید تمهیدی بیندینشد تا خود دختران و زنان به نسبت به لزوم حجاب و تاثیر آن در مصونیت در اجتماع اگاهی پیدا کنند، نه اینکه با ارعاب و تهدید مردم را به نوع خاصی از حجاب مجبور شوند.

این شب هایی که مردم با یاد سالار شهیدان در مراسم عزاداری امام حسین شرکت می کنند و در میان این گریه ها و عزاداری ها به دنبال حاجت خود می گردند، چه بهتر است که جوانان هم برای حضور در این محافل کمی رعایت صاحب مجلس را کرده و با پوشش و حجابی در این مجلس حضور به هم برسانند که بتوانند به بهترین نحو از ثواب این شبها بهره مند شوند

منبع: تبیان



:: موضوعات مرتبط: , , ,
:: برچسب‌ها: گوناگون , گوناگون20 , مذهبی , عاشورا , ارایش , ارایش ویژه شب‌های محرم ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : شنبه 25 آبان 1392
درسی که از محرّم می توان آموخت
ماه محرم

ماه محرم ماه غم و اندوه دوستداران اهل بیت پیامبر و علی علیهم السلام است. ماهی که از محرم سال 61 هجری قمری تا هم اکنون خیل عاشقان به خاندان مطهر رسول الله صلی الله علیه و آله را عزادار کرده است. مصیبتی که بزرگی آن قابل وصف نیست! و چه مصیبتی از این بالاتر که فرزند امام علی علیه السلام که جانشین و برادر و داماد و خلیفه پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله بود یعنی امام حسین علیه السلام را کمتر از پنجاه سال از رحلت نبی خدا صلی الله علیه و آله به مسلخ ببرند؛ آن هم کسانی که خود را از امت رسول خدا صلی الله علیه و آله می دانستند! به تعبیر امام الساجدین علیه السلام: أَمْسَتِ الْعَرَبُ تَفْتَخِرُ عَلَى الْعَجَمِ بِأَنَّ مُحَمَّداً مِنْهَا وَ أَمْسَتْ قُرَیْشٌ تَفْتَخِرُ عَلَى الْعَرَبِ بِأَنَّ مُحَمَّداً مِنْهَا وَ أَمْسَى آلُ مُحَمَّدٍ مَخْذُولِینَ مَقْهُورِینَ‏ مَقْبُورِینَ.(1)

این است که عزای برای امام حسین بن علی علیهما السلام تمامی ندارد. که رسول اعظم صلی الله علیه و آله فرمودند(2): إِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ حَرَارَةً فِی‏ قُلُوبِ‏ الْمُۆْمِنِینَ لَا تَبْرُدُ أَبَدا.(3)

کربلا تنها یک حادثه نیست بلکه یک واقعه است که انسانهای بسیاری در طول چهارده قرن در این مکتب تربیت شده اند. چه بسیار انسانهایی که با حضور در مجالس محرم جهت زندگی خود را عوض کرده اند.

کربلا و محرم نگرش انسان را به زندگی تغییر می دهد. محرم هدف برای زندگی کردن را عمیق تر می کند. محرم به زندگی معنایی بس عظیم می بخشد. محرم ماه توبه است و ماه بازگشت به خدا و ماه پیدا کردن حقیقت و راه درست زندگی کردن و درست مردن است. محرم بهترین شیوه زندگی را به انسان می آموزد و نیز بهترین مردن و بدرود گفتن دنیا را می آموزد.

محرم و کربلا اوج فضایل اخلاقی است؛ محرم اخلاق را با نمونه های عینی اش به ما می آموزد. محرم درس وفاست درس آزادی و آزادگی و درس عزت است.

با این اوصاف که قطره ای از دریای تربیتی محرم بود دیگر جای تعجب ندارد که محرم انسانها را در یک شب بلکه کمتر از آن متحول نماید. اینکه مشاهده می شود بسیاری از کسانی که گرفتار گناهان هستند که به آنها خوی گرفته اند و عادت آنها شده است، اما این عادت ناروای خود را به حرمت محرم کنار می گذارند. پس محرم عزم آفرین است. عزم بر ترک معصیت الهی. عزم بر کسب فضایل و در یک کلام عزم بر بندگی.

این است درس عاشورا که هر درخواستی که به عزت انسان اندک ضربه ای وارد کند مردود است. این درسی است که باید همه ارادتمندان به ساحت حسینی آن را در رفتار و گفتار خود مد نظر داشته باشند به خصوص مسئولین ممالک اسلامی که در برابر دشمنان اسلام عزتمند عمل نموده باعث عزت مسلمین گردند

عزم بر بندگی

نقطه آغاز بندگی خدا، ترک هر آن چیزی است که خداوند از ارتکاب به آنها نهی کرده است. و نقطه آغاز ترک گناه، توبه است. نمونه بارز توبه در صحنه کربلا ملحق شدن حر بن یزید ریاحی به سپاه امام حسین علیه السلام است.

در تاریخ آمده است که در روز عاشورا حرّ وقتی متوجه شد که عمر بن سعد قصد دارد تا با امام حسین علیه السلام بجنگد به خود آمده به سپاه امام پیوست.

حر

وی در جواب مردى از قوم خود كه مهاجر بن أوس نام داشت گفت: به خدا قسم من خودم را بین بهشت و جهنم مخیّر مى‏بینم! و الله چیزى را بجاى بهشت بر نمى‏گزینم و لو اینكه قطعه‏قطعه گردیده و آتش زده شوم! سپس به اسبش لگدى زد و به حسین [علیه السّلام‏] ملحق شد و به [آن حضرت‏] گفت: اى پسر رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله و سلم)! من همان مصاحبى هستم كه مانع از بازگشت‏تان شده‏ام و در راه، شما را همراهى كرده زیر نظر گرفته‏ام و [سرانجام‏] در این مكان شما را وادار به توقف كرده‏ام... اكنون در حالى كه به خاطر عمل خویش از درگاه پروردگار آمرزش مى‏طلبم و مى‏خواهم با جانم شما را یارى كنم تا پیش رویتان بمیرم، نزد شما آمده‏ام، آیا این را به عنوان توبه‏ام مى‏پذیرى؟! [امام علیه السّلام‏] فرمود: بله، خدا توبه‏ات را بپذیرد و تو را ببخشد، نام تو چیست؟ گفت: من حرّ بن یزید هستم! فرمود: همانگونه كه مادرت تو را نامیده تو آزاده‏اى، به امید خدا در دنیا و آخرت آزاده باشى [از اسب‏] پائین بیا.(4)

و اینچنین حر عزم بر بندگی خداوند نمود و از بندگی شیاطین انس و جن رهایی یافت.

عزت نفس

خداوند انسان را کرامت بخشید (5) به گونه ای که وی را گل سرسبد خلقت آفرینش قرار داد (6) و هر آنچه در عالم است را مسخر انسان نمود.(7)

چنین انسانی سزاوار نیست که خود را ذلیل دنیا و متاع ناچیز دنیا و برده دیگر انسانها نماید. حتی اگر جان او را بگیرند حاضر نیست عزتش خدشه دار شود. از این روست که وقتی امام حسین علیه السّلام در برابر بیعت ذلیلانه و کشته شدن عزیزانه قرار گرفت مرگ را بر چنین زندگی ای ترجیح داد.

اگر انسان دنیا را با آخرت بنگرد؛ و سعادت اخروی را بر سعادت و خوشی زودگذر دنیایی مقدم بدارد، دیگر حاضر نیست به هر قیمتی در پی زندگی دنیایی باشد. اینکه عده ای اندک در کربلا نگاهشان به دنیا این بود بزرگترین درس تربیتی برای نسل جدید جامعه اسلامی ماست

این کلام صاحب محرم است که:فَإِنِّی لَا أَرَى‏ الْمَوْتَ‏ إِلَّا سَعَادَةً وَ الْحَیَاةَ مَعَ الظَّالِمِینَ إِلَّا بَرَما.(8)

این است درس عاشورا که هر درخواستی که به عزت انسان اندک ضربه ای وارد کند مردود است. این درسی است که باید همه ارادتمندان به ساحت حسینی آن را در رفتار و گفتار خود مد نظر داشته باشند به خصوص مسئولین ممالک اسلامی که در برابر دشمنان اسلام عزتمند عمل نموده باعث عزت مسلمین گردند. سیاست ما نیز باید حسینی باشد. و مواضع سیاسی مواضعی بر پایه عزت و قدرت ایمان و عظمت دین باشد.

قیمت دادن به زندگی

ارزش زندگی به چیست؟ هدف از زندگی چیست؟ تلاش برای زنده ماندن چرا؟ آبادکردن دنیای خود و اطرافیان تا کجا؟ در پاسخ این پرسشها دو دیدگاه کلی می توان ارائه کرد: دیدگاهی مادی و دیدگاهی الهی. اگر انسان دنیا را به تنهایی و منقطع از آخرت در نظر بگیرد؛ آنگاه دیدگاه او به زندگی دنیا و هدف زندگی در دنیا و تلاش برای زنده ماندن در دنیا مادی خواهد بود که در صدد رفاه و آسایش ایجاد کردن برای دنیاست. یعنی دنیا را برای دنیا می خواهد و در پایان هیچ!

اما اگر انسان دنیا را با آخرت بنگرد؛ و سعادت اخروی را بر سعادت و خوشی زودگذر دنیایی مقدم بدارد، دیگر حاضر نیست به هر قیمتی در پی زندگی دنیایی باشد. اینکه عده ای اندک در کربلا نگاهشان به دنیا این بود بزرگترین درس تربیتی برای نسل جدید جامعه اسلامی ماست. آنهایی که در برابر امام حسین علیه السّلام ایستادند و حاضر شدند خون نوه پیامبر خود را بریزند بخاطر این بود که تنها دغدغه دنیایی و رفاه و آسایش خود و خانواده شان را داشتند.

بنابراین محرم به ما می آموزد که نباید در زندگی دیدی مادی گرایانه داشت؛ اینکه برای تشکیل خانواده مادی فکر کنیم، برای تولید نسل مادی فکر کنیم، برای برگزاری مراسم ازدواج مادی عمل کنیم و در نهایت هم ادعا کنیم که ما امت پیامبر اسلام هستیم این حرف با عمل ما سازگار نیست.

منبع : تبیان



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: گوناگون , گوناگون20 , اردبیل , معرفی اردبیل , مذهبی , عاشورا , درس های عاشورا ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : شنبه 18 آبان 1392

صفحه قبل 1 2 3 4 5 ... 82 صفحه بعد