چه کسی علی دایی را مسخره می‌کند؟

حتما لازم نیست قصه از دست های بیرونی! شروع شود گاهی سرنخ ماجرا به خود ما بر می گردد. چند وقتی است که کلیپ های ادا در آوردن- بخوانید تمسخر- علی دایی توسط سامان گوران در مجالس مختلف بر روی فضای مجازی قرار گرفته است. او در مجالس مختلف برای سرگرمی افراد ادای چهره های مختلفی را در می آورد و مایه خنده و سرگرمی افراد حاضر را فراهم می کند. اما این جریان تقصیر گوران هم نیست!


دایی

روند تمسخر در جامعه ما بیش از آنکه متاثر از رابطه افراد با یکدیگر باشد ناشی از الگو سازی رسانه ای ما می باشد. در واقع این سریال های تلویزیونی و محتوای لطیفه های ما هستند که در حال حاضر روند این آسیب رفتاری و فرهنگی را در جامعه رشد و نمو می دهند.

پیامک ها، شبکه های اجتماعی و سینما و تلویزیون به خصوص در ژانرطنز رسانه هایی هستند که در آن موج نشر تمسخر را در جامعه شاهد هستیم. از همه بیشتر هم ژانرطنز در سینما و تلویزیون بدین امر مبادرت دارد. در واقع برای سرگرم سازی و خنداندن مردم و جذب مخاطب به رفتارهای آسیب زا و غیر اخلاقی روی می آورند، غافل از اینکه این ماجرا با خنداندن مردم ختم نمی شود بلکه این رفتار ها به نوعی در تماشاگر فرهنگ سازی و نهادینه خواهد شد.

این روند را در مجموعه های تلویزیونی طنز زیادی، می توان مشاهده نمود از جمله طنزهای پاور چین، شب های برره، نقطه چین و... تا آخرین نمودهای آن در اجاره نشین ها و البته خنده بازار که مشتری خاص خود را دارد و موجب سرور و مباهات مسئولین صدا و سیما می باشد.

این سامان گوران نیست که علی دایی رامسخره می کند بلکه صدا و سیما است و این تنها برای علی دایی نیست بلکه می توان در ارتباطات رسانه ای و میان فردی هر تمسخری را که مشاهده می کنیم، شاید در پس پرده آن رد پایی از فرهنگ سازی صداو سیما را دید. فرهنگی که سال هاست شوخی را به بهانه خنده و نقد! تا سر حد تمسخر رواج می دهد

این مجموعه برای اولین بار در ایام نوروز 1390 پخش می شد و کار تا سری ششم آن نیز ادامه داشته است. ازعواملی که درمحبوب شدن این طنز بیش از سایر عوامل نقش داشته است، آیتم هایی است که بازیگران آن با مهارت خوبی توانستند به تقلید قوی از رفتار و گریم چهره های معروف چون خوانندگان، بازیگران و چهره های ورزشی بپردازند. آیتم هایی چون نود درصد، هشت، شیتیله و پارک علت.

خنده بازار-علی دایی

سکانس هاییپر طرفدار که با واکنش های مختلفی رو برو بود افرادی چون علی دایی از این رویکرد انتقاد داشته و آن را تمسخر محسوب می کردند و اما عده ای نیز آن را شاد کردن مردم و انتقاد می پنداشتند. رضا صادقی از جمله کسانی بود که این حرکت را نه شوخی بلکه تمسخر محسوب کرد و در اعتراض به آن، اینگونه بیان داشت : "متاسفانه مشتی ملیجک‌های دربار قدیم و دلقک‌های سیرک این روزها پایشان به صداو سیما باز شده و با به سخره گرفتن شخصیت‌های گوناگون در تلاش‌اند که مخاطبان بیش‌تری را برای خود دست و پا کنند و ازاین طریق بین مردم بیش‌تر شناخته شوند برخی طنزها را باید لودگی نام گذاشت و معلوم نیست با کدام هدف مدیران صدا وسیما اجازه انتشار آنها را از تریبونی به این وسعت و سادگی می‌دهند. متأسفم برای کسانی که تصمیم گیرنده‌ها وسازندگان این قبیل برنامه‌ها هستند" با این همه تولید کنندگان نیز این رویکرد را شوخی با افراد عنوانمی کنندو تنها به جایگزینی افرادی که به تمسخرشدنشان اعتراض داشتند، اقدام کردند.

اما باید دید واقعا آیا رویکرد اصلی این برنامه در آیتم های اینچنینی، شوخی است یا تمسخر؟ آنچه به نظر می آید فراتر از یک شوخی سادهاست بلکه همانطور که برخی از واکنش ها به اعتراض از تمسخر بلند شده است این رویکرد فراتر از آن است و اگر شوخی باشد با تمسخر با افراد شوخی کرده ایم!آیا نود درصد صرف شوخی با افراد است و یاآیتم شیتیله!

حتی اگر شوخی صرف باشد، باید در نوع و میزان آن دقت بیشتری کرد چون این برنامه که از همه قشری مخاطب دارد باعث می شودهنجار سازی های جدید که ممکن است خود نابهنجار باشند، شکل بگیرد، مانند این دست شوخی ها که تمسخر نامیدنشان درخور تر است.در واقع در نگاه کلی به سختی می توان تمسخر را از آن جدا کرد.

سامان گوران

اما ازفرم کار که بگذریم، نه تنها با این نوع برنامه ها تمسخرنهادینه می شود،بلکه قبح آن نیز ریخته می شود. بعد از رفتن گوران از خنده بازار، برنامه های او در مجالس دیگر اجرا شدواین لطف بزرگ خنده بازار است با اینکه برنامه های او تندتر از صفحه سیما، بوی تمسخر دارد اما نه تنها به کسی بر نمی خورد بلکه برای همه عادی شدهاست و مایه خنده.

علی دایی در واکنش به تمسخر خود اینگونهگفته بود که: "آیا صداوسیما جرات دارد مسئولان سیاسی کشور را هم مسخره کند؟ اگر این سازمان در پشت بندش نام اسلامی نبود، حرفی نمی‌زدم. اگر خوشحالی مردم باشد، بازهم حرفی ندارم. این آقایان نام اسلامی را روی سازمان خود گذاشته‌اند، اما اخلاق اسلامی را خدشه دار کرده‌اند. کجای اسلام به مسخره کردن مردم را توصیه کرده است؟"

گفته دایی از این دریچه قابل توجه است که صدا و سیما باید مروج اخلاقیات اسلامی در جامعه باشد اما آیا چنین بوده است؟ در همین مورد با انتقاد افرادی چون علی داییاز خنده بازار، رویکرد این برنامه عوض نشد بلکه فقط شخصیت ها جابجا شدند اما اصل عمل همچنان ماند.کسانی دیگرمانند گوشه ای از صحبت هایدایی این کار را به دلیل شاد کردن مردم قابل تحمل دانستند که حتی این مورد هم نباید باشد چون تحمل شاد کردن امروز مردم با این شیوه، آسیب بدنه فرهنگی فردا را می طلبد و تحمیلهزینه و کار فرهنگی بر آینده برای جبران ایرادی که امروز می توان جلوی آن را گرفت.

طنز اگرآنطور که باید با برنامه ریزی و دقت کار نشود واز حد اعتدال خارج شود،ذائقه سوزی می کند در حالی که پتانسیل خوبی است برای پیام رسانی و ترویج ارزش ها به صورت غیر مستقیم و فرهنگ سازی

اکنوناگر علی دایی هنوز مسخره می شود یا روحیه تمسخر جاری است چون خنده بازار هنوز اعتدال را رعایت نکرده و ادامه دارد چون سامان گوران چهره شد و کارش متوقف نشد بلکه بازیگری جدید در ایتم نود درصد همین روند را ادامه داد.

رویکرد انتقاد از نهاد ها، آسیب های بروکراسیو فرهنگ و سنت های اشتباه اجتماعی در این برنامه در خور توجه بود و گامی مثبت اما رویکرد انتفاد از افراد باید مورد آسیب شناسی واقع شود مرز بین تمسخر و شوخی بسیار باریک است که در این برنامه خلط می شود و پیامدهایی را دارد که لزوم بازنگری را موجب می شود.

خنده بازار

در واقع این سامان گوران نیست که علی دایی رامسخره می کند بلکه صدا و سیما است و این تنها برایعلی دایی نیست بلکه می توان در ارتباطات رسانه ای و میان فردی هر تمسخری را که مشاده می کنیم، شاید در پس پرده آن رد پایی از فرهنگ سازی صداو سیما را دید. فرهنگی که سال هاست شوخی را به بهانه خنده و نقد! تا سر حد تمسخر رواج می دهد.

این برنامه آنجا رویکرد تمسخر خود را ثابت می کند که کار به شوخی! با شبکه های چون بی بی سی فارسی و من و تو می کشد. آیا برای مقابله با دشمن، تمسخر راه حل درست و راه گشا می باشد. این راه حل- تمسخر-نه راهی برای مقابله بلکه در نگاه از بالا کمکی است به همان فرهنگ غیر اسلامی که این شبکه ها در پی ترویج آن هستند و به نوعی تکمیل پازل آنهاست هر چند از روی جهل. و بد به حال آبندهاین رقایتو کار فرهنگی کهبا تمسخر و... باعلاج موقت،درمان سطحی می کند.

طنز اگرآنطور که باید با برنامه ریزی و دقت کار نشود واز حد اعتدال خارج شود،ذائقه سوزی می کند در حالی که پتانسیل خوبی است برای پیام رسانی و ترویج ارزش ها به صورت غیر مستقیم و فرهنگ سازی. یقینا بعد ایامعزای حضرت ابا عبدالله، در جشن و مناسبت های بعداین برنامه پرطرفدار ادامه پیدا خواهد کرد و باید از الان که فرصتفراهم هستبه دنبال راه علاج و چاره ای برای این موردبود.



:: موضوعات مرتبط: , , ,
:: برچسب‌ها: خنده بازار , علی دایی , سامان گوران , تمسخر , ادا ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : سه شنبه 12 آذر 1392
ورزشکاران و عزاداری در ماه محرم


با فرارسیدنتاسوعا و عاشورا حسینیجامعه ورزش نیز همگام با سایر اقشار مردم در مراسم سوگواری امام حسین (ع) حضوری پر رنگ دارند.


رضازاده

اینجا دیگر شهرت و محبوبیت مطرح نیست؛ نام‌ها و لقب‌ها فراموش می‌شوند و برای حداقل چند روز هم كه شده دیگر از هیاهوی همیشگی خبری نیست.

حاشیه‌ها به حداقل ممكن می‌رسد. این روزها، مجالی است برای صاف شدن، رها شدن و... . این حرف دل بیشتر آنهاست؛ آنهایی كه هر كدام برای خودشان كلی معروف هستند؛ از بهترین گلزن جهان گرفته تامحبوب‌ترین مربی سرخابی ها و.... این روزها هر كدام برای خودشان، جا و مكان مشخصی دارند.

علی دایی با اردبیلی‌ها در میدان ارگ است، علی پروین در هیئتی در طرشت و فرهاد كاظمی در جوادیه، هیئت عزاداری بزرگی را اداره می‌كند. حسین رضازاده به اردبیل می‌رود تا تاسوعا و عاشورا را در روستای آبا و اجدادی‌اش باشد.

هادی ساعی به غیر از مسجد ساجدین شهرری هیچ‌جا نمی‌رود و هركدام به شیوه خودشان و شهرشان عزاداری می‌كنند. دهه محرم برای اینها حال و هوای خاصی دارد؛ ورزشكاران و مربیان محبوبی كه از این روزها چیزهای زیادی دیده‌اند.

قلعه نویی

هادی ساعی می‌گوید: «امام حسین(ع) خیلی بزرگ است؛ من كه همیشه به او متوسل می‌شوم. چیزهایی از بركات عاشورا دیده‌ام كه باوركردنی نیست».

هادی ساعی؛ قهرمان تکواندو ایران

از بچگی با پدرش به همین هیئت می‌رفته؛ هیئتی در مسجد ساجدین شهرری؛ «هر سال اینجا هستم؛ البته به مساجد و تكیه‌های دیگر دوستان هم سر می‌زنم ولی هیچ‌جا، مسجد ساجدین شهرری نمی‌شود»

جایی كه با همشهریانش دور هم جمع می‌شوند و از اول دهه تا روز عاشورا عزاداری می‌كنند. مرد اخلاق ورزش ایران یكی از حامیان این هیئت عزاداری هم هست؛ البته اصلا دوست ندارد درباره كارهایی كه تا به حال برای این هیأتی كه از همه‌جا بیشتر دوستش دارد كرده، بگوید؛ «ای بابا، كار خاصی نكرده‌ام كه بخواهم بگویم. كار كردن برای امام حسین كه گفتن ندارد. من هم مثل همه. هر سال یك كمك ناچیزی می‌كنم».

البته بهترین تكواندوكار دنیا، روزهای عاشورا هم در همین مسجد نذری می‌دهد؛ مسجد و هیئت عزاداری‌ای كه تا حالا خیلی چیزها از آن دیده؛ «هر وقت كارم گیر كرده و مشكلی داشته‌ام، نذر این هیئت كرده‌ام. خدا را شكر، امام حسین(ع) همیشه و هر وقت هر چه خواسته‌ام، به من داده».

برای همین هم هست كه عزاداری در مسجد ساجدین شهرری را با هیچ‌جا مقایسه نمی‌كند؛ «عزاداری ترك‌ها یك‌جور خاص است. نمی‌دانم چطور بگویم؛ خیلی ساده و بی‌ریا؛ هیچ علم و چلچراغ و هیچ زرق و برقی نیست. هیچ حاشیه‌ای در این هیئت عزاداری نیست. عزادارانش هم بیشتر آدم‌های مسن هستند. عاشقانه سینه می‌زنند و گریه می‌كنند. من از بچگی با پدرم به این هیئت می‌رفتم. یك‌جور مرور خاطرات هم هست دیگر. شور و حال و صفایی كه این هیئت عزاداری به من می دهد ، هیچ هیئتی ندارد. فقط باید بیایید و ببینید كه من چه می‌گویم. نمی‌دانم، شاید هم به خاطر اینكه از بچگی تاسوعا و عاشوراهای زیادی را در این هیئت عزاداری كرده‌ام، این‌قدر باتعصب از اینجا تعریف می‌كنم ».

غلامحسین پیروانی می‌گوید: «این روزها حس عجیبی دارد؛ به‌خصوص 10 روز اول ماه محرم. امیدواریم در این روزها ائمه هم از ما راضی باشند». یکی از عادت‌های پیروانی در مراسم عزاداری امام حسین(ع) این است که از دعا دست برنمی‌دارد و سعی می‌کند برای همه دعا کند. خیلی‌ها بر این باورند که اعتقاد و تعصب غلامحسین پیروانی به ائمه اطهار و به‌خصوص امام حسین(ع) روی بازیکنان‌اش هم همیشه تاثیر مثبت گذاشته است

حسین رضازاده؛ عزاداری در زادگاه

با اینكه قبل از المپیك سیدنی، مدال جوانان جهان را گرفته بود ولی از آنجا بود كه شناخته شد؛ جایی كه وقتی می‌خواست وزنه را بلند ‌كند ذكر «یا ابوالفضل»را فراموش نكرد.

از همان‌جا بود كه قوی‌ترین مرد جهان شد با یك جمله معروف؛ جمله‌ای كه به قول خودش از بچگی با آن بزرگ شده بود. بعد از سیدنی در تمام مصاحبه‌هایش از عشق و علاقه‌اش به آقایش گفت: «من عاشق آقایم – ابوالفضل – هستم.

وقتی اسم او را صدا می‌كنم، حس می‌كنم قدرتم بیشتر می‌شود». برای همین اسم تنها پسرش را هم ابوالفضل گذاشته تا زیر سایه نام او بزرگ شود. قوی‌ترین مرد جهان هر جای دنیا كه باشد، تاسوعا و عاشورا خودش را به یك گوشه‌ای از خاك اردبیل می‌رساند؛

روستایی كوچك در شمال غرب ایران به نام حیدرآباد. هرساله روزهای تاسوعا و عاشورا مردم این روستای كوچك – كه در 40 كیلومتری اردبیل قرار دارد – منتظر پهلوان خود هستند؛ پهلوانی كه همراه خانواده‌اش در این روستا مراسم تعزیه و نذری روز تاسوعا و عاشورا را برگزار می‌كند.

مراسم تعزیه روز عاشورا هرسال در میدان روبه‌روی مسجد برگزار می‌شود و حاج‌حسین در دل جماعت با عزاداران اشك می‌ریزد و بعد از مراسم تعزیه و عزاداری هم همه مردم روستا ناهار میهمان خانواده رضازاده هستند. خودش همه را به ناهار دعوت كرده و به سوی خانه حركت می‌كند.

دایی

هركول ایران عزاداری در این گوشه از خاك ایران را با هیچ جای دنیا عوض نمی‌كند. اصلا نمی‌تواند تاسوعا و عاشورا را در جایی به غیر از اینجا بگذراند. پهلوان موفقیت‌اش را مدیون دعاهای مردم همین روستا می‌داند؛ روستایی كه به نام حاج‌حسین رضازاده افتخار می‌كند.

علی دایی؛ اردبیلی‌‌ها در گلوبندك

امسال سه سالی می‌شود که خبری از سلیم موذن‌زاده نیست؛ بزرگ‌ترین مداح شهر اردبیل که تا همین چند سال پیش در ماه محرم به تهران سفر می‌کرد تا بتواند یکی دو شبی را در هیئت اردبیلی‌های مقیم تهران مداحی کند اما به دلیل بیماری، سه سالی هست که سری به چهارراه گلوبندک نمی‌زند؛ جایی که اغلب اردبیلی‌های تهران جمع می‌شوند تا دهه اول ماه محرم در عزای امام حسین(ع) شرکت کنند.

علی دایی (‌اسطوره فوتبال ایران) یکی از همین اردبیلی‌هاست. وی سال‌هاست که در این هیئت، عزاداری می‌کند؛ هیات اردبیلی‌ها در گلوبندک و درست روبه‌روی حسینیه کربلایی‌ها.

در حال حاضر این هیئت دو صحن دارد و حدود 600 تا 700 نفر جمعیت را دربرمی‌گیرد؛ البته به نظر می‌رسد در سال‌های آینده مۆسسان هیئت اردبیلی‌ها گنجایش آن را بالا ببرند.

سرمربی پرسپولیس شب هشتم ماه محرم در این هیئت خرج می‌دهد. دایی در مصاحبه‌های قبلی‌اش در مورد حضورش در عزاداری امام حسین(ع) گفته است: «ما از بچگی با ائمه بزرگ شدیم و همه چیزمان اینها هستند. نمی‌خواهم شعار بدهم. من در خانواده‌ای بزرگ شده‌ام كه بابام عاشق بود و ما همیشه در اردبیل روزهای عاشورا خرجی می‌دادیم».

مراسم عزاداری این هیئت به سینه‌زنی در حسینیه خلاصه می‌شود. علی دایی البته یک روز بعد از حضور در هیئت اردبیلی‌های مقیم تهران به اردبیل سفر می‌کند تا در روزهای تاسوعا و عاشورای حسینی در زادگاه‌اش باشد.

دایی علاقه عجیبی به عزاداری‌های ماه محرم در زادگاه‌اش دارد، به طوری که هر سال، در روزهای نهم و دهم محرم به اردبیل می‌رود.

غلامحسین پیروانی در حال مداحی

غلامحسین پیروانی مداح دوست داشتنی

علاقه پیروانی به مداحی به سال‌ها پیش برمی‌گردد؛ به زمانی که خیلی کوچک بود. وی در یک خانواده مذهبی به دنیا آمده است و همین موضوع باعث شده که پیروانی هم از همان دوران با عزاداری در ایام ماه محرم آشنا شود.

خودش می‌گوید: « قبل از انقلاب نیز پدرم در ایام محرم و صفر و فاطمیه هیئت می‌گرفت؛ برای همین، من هم راه پدرم را ادامه دادم.» حالا وی مداح هیات امام حسن مجتبی(ع) است. علی ـ پسر پیروانی ـ معتقد است که صدای پدرش خوب است و مناسب نوحه‌خوانی در ایام عزای حسینی.

سرمربی مقاومت سپاسی اما چنین عقیده‌ای ندارد. پیروانی می‌گوید: «نه زیاد خوب است و نه زیاد بد. از بچگی به ائمه عشق و علاقه داریم و پدرم وصیت كرده كه این راه را ادامه دهیم».

وی البته همه‌کاره هیئت امام حسن مجتبی(ع) هم به حساب می‌آید؛ یعنی جدا از اینکه در ماه محرم برای این هیئت مداحی می‌کند، یکی از بانیان آن هم هست.علی پیروانی در این‌باره می‌گوید: «پدرم خیلی مذهبی است و همیشه برای حضور در این‌جور مراسم بی‌تابی می‌کند. ارادت خاصی هم نسبت به ائمه و امام حسین(ع) دارد.»

هیئت امام حسن مجتبی(ع) خیلی سال‌ پیش در شیراز تاسیس شد و شاغلام هم یکی از مۆسسان آن محسوب می‌شود. غلام پیروانی سال‌هاست که در شیراز مربیگری می‌کند و در این سال‌ها هیچ‌وقت به این نتیجه نرسیده که می‌تواند در شهر دیگری مربیگری کند. وی البته پیشنهادهایی از دیگر تیم‌ها داشته است اما هر بار با به یاد آوردن روزهایی که در شیراز مداحی و هیئت‌داری می‌کند، منصرف شده است.

غلامحسین پیروانی می‌گوید: «این روزها حس عجیبی دارد؛ به‌خصوص 10 روز اول ماه محرم. امیدواریم در این روزها ائمه هم از ما راضی باشند». یکی از عادت‌های پیروانی در مراسم عزاداری امام حسین(ع) این است که از دعا دست برنمی‌دارد و سعی می‌کند برای همه دعا کند. خیلی‌ها بر این باورند که اعتقاد و تعصب غلامحسین پیروانی به ائمه اطهار و به‌خصوص امام حسین(ع) روی بازیکنان‌اش هم همیشه تاثیر مثبت گذاشته است.

هیئت سیدالشهدا حالا یکی از قدیمی‌ترین هیئت‌های منطقه نازی‌آباد به حساب می‌آید و امیر قلعه‌نویی با اینکه سال‌هاست به شمال‌شهر نقل مکان کرده، اما هنوز هم در دهه سوگواری اهل‌بیت امام حسین(ع) در هیئت سیدالشهدا این ایام را می‌گذراند

امیر قلعه نویی، ما بچه پایین شهریم

اگر قلعه نویی در تهران باشد، هر 10 شب ایام سوگواری امام حسین(ع) را در محله نازی‌آباد می‌گذراند؛ در هیئت سیدالشهدا در میدان انصاری که سال‌ها پیش توسط او و چند تن از دوستان‌اش تاسیس شد.

در واقع سرمربی استقلال، یکی از بنیانگذاران این هیئت است؛ البته تاسیس هیئت سید‌الشهدا به سال‌ها پیش بازمی‌گردد؛ به زمانی که قلعه‌نویی جوان بود و هنوز در نازی‌آباد زندگی می‌کرد؛ «با چند تا از دوستان‌ام توی محله پایین (نازی‌آباد) به این نتیجه رسیدیم که بهتر است یک هیئت برای عزاداری امام حسین(ع) برپا کنیم. حالا نمی‌خواهم بگویم که من پیشنهاد اولیه را دادم اما به هر حال، هم یکی از بانیان هیئت سیدالشهدا بودم».

هیئت سیدالشهدا حالا یکی از قدیمی‌ترین هیئت‌های منطقه نازی‌آباد به حساب می‌آید و امیر قلعه‌نویی با اینکه سال‌هاست به شمال‌شهر نقل مکان کرده، اما هنوز هم در دهه سوگواری اهل‌بیت امام حسین(ع) در هیئت سیدالشهدا این ایام را می‌گذراند.

قلعه‌نویی در این باره می‌گوید: «همیشه سعی می‌کنم که بتوانم در محله پایین‌مان باشم چون نسبت به هیئت سیدالشهدا تعصب دارم و دوست دارم همچنان پابرجا بماند. با همه اینها، سعی می‌کنم طوری برنامه‌ریزی کنم که حداقل روزهای اصلی را در محله پایین باشم».




:: موضوعات مرتبط: , , , ,
:: برچسب‌ها: گوناگون , گوناگون20 , اردبیل , معرفی اردبیل , محرم , ورزشکاران و عزاداری محرم , علی دایی ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : سه شنبه 21 آبان 1392
علی دایی: عاشق گردنه حیران هستم/هیچ جا برای من اردبیل نمی شود

با این گرفتاری هایی که دارم واقعاً فرصتی برای مسافرت باقی نمی ماند. ولی این را بگویم هیچ جا در ایران برای من اردبیل نمی شود. رفتن به اردبیل و گذر از گردنه زیبای حیران لذت خاصی دارد. من به کشورهای زیادی مسافرت کرده ام و در بین آنها اسپانیا را بیشتر دوست دارم و گاهی به آنجا سفر می کنم. در ایران بعد از اردبیل اگر فرصتی باشد، برای تفریح و استراحت به شمال می روم البته بعد از آن تصادف وحشتناکی که در مسیر بازگشت از اصفهان به تهران داشتم، خیلی مراقب هستم و با صبر و متانت بیشتری رانندگی می کنم. بالاخره سفر در کنار لذت هایش، خطراتی هم دارد که با کمی دقت می توان آنها را پشت سر گذاشت.

علی دایی: عاشق گردنه حیران هستم/هیچ جا برای من اردبیل نمی شود



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: گوناگون , گوناگون20 , اردبیل , معرفی اردبیل , علی دایی ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : شنبه 18 آبان 1392

صفحه قبل 1 2 3 4 5 ... 82 صفحه بعد