مدافع_حرم


امروز وطن معنی غم را فهمید

با سایه ی جنگ، متّهم را فهمید

از خواب پرید کشورِ من امّا

معنای مدافع_حرم را فهمید

+الان کاملا احساس میکنم که سایه جنگ و تهدید از سر کشورمون رخت بسته.



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: مدافع حرم , معنی غم , داعش , ایران , تروریست , سایه جنگ رفت ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : پنج شنبه 18 خرداد 1396
شکوفه هایی که هستند، گلهایی که نیستند

(1)

نرگس؛ صبح زود 31 شهریور، با نوازشهای مادرانه از خواب بیدار شد. با لبخندهای پدر بزرگ و مادر بزرگ صبحانه خورد تا برای رفتن به مدرسه آماده شود. او مثل همه بچه های سال اولی، برای روز اولِ سال اولِ مدرسه، راهی مدرسه شد، دوست پیدا کرد، خندید و بازی کرد. امسال، جشن شکوفه های روستای زنگی کلای مازندران، میزبان نرگس دختر اسماعیل، همان که چند ماه پیش در حلب به شهادت رسید، بود. با این همه مهربانی، دل نرگس تاب نیاورد و بعد از مدرسه مستقیم رفت گلزار شهدا، تا با یاد او آرام شود. نرگس وقتی برای دیدار پدر می رود، تا روی سنگ مزار و به گمان بغل کردنش نخوابد، آرام نمی گیرد. نرگس امروز هم همین کار را کرد....

___________________________________________________

(2)

ریحانه؛ دختر 7 ساله گیلانی؛ امروز 31 شهریور و صبح اولین روز مدرسه، صبحانه خورد، لباس مدرسه پوشید، قرآن را بوسید و یکراست رفت مزار شهدای رشت تا با اجازه پدر راهی کلاس درس شود. اصولاً ریحانه بابایی است! به همین دلیل اولین کاری که کرد، رفتن بالای سر پدر بود تا آرام بگیرد، آنوقت عکسش را ببوسد و بعد پی مدرسه و درس برود. جشن شکوفه های دبستان علامه طباطبایی رشت، امسال میزبان ریحانه است. پدر ریحانه حامد است که در حلب سوریه نبرد نصر (2) به شهادت رسید.نبرد نصر(2) بهمن ماه سال گذشته در شمال حلب انجام و منجر به فتح دو شهر نبل و الزهرا شد.

منبع : فارس

یک . http://www.farsnews.com/imgrep.php?nn=13950631000891

دو . http://www.farsnews.com/imgrep.php?nn=13950631001134



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: شکوفه , مهر , گل , شهید , مدافع حرم , فرزند شهید ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : چهار شنبه 31 شهريور 1395
دستانش به بلندای آسمان رسید

در بین جمعیت، صدای مردی همه را متوجه خود ساخت همه به سوی صدا برگشتند مرد با صدای بلند می‌گفت «این پسر... این پسر... این پسر... پسر من نیست، پسر همه شماست، پسر اردبیل است» دو نفر زیر شانه‌های مرد را گرفته بودند و او که خمیده راه می‌رفت، باز گفت «خوش آمدید... خوش آمدید...» و اشک می‌ریخت.

آن ‌قدر ازدحام زیاد بود که فقط از دور صدای جوانی را شنیدم که می‌گفت «خواهرت...» و دیگر هق هق گریه امانش نداد از ذهن بیننده و شنونده می‌گذشت که این افراد پدر و برادرت هستند، اما نه! امروز همه یکی شده بودیم و تو ... پسر و برادر همه ما شده بودی.

در تشییع پیکرت، از کسی شنیدم که گفت «آن یکی هنوز پیکرش پیدا نشده و مشخص نیست که زنده است یا نه، اما هاشم هر دو دستش قطع شده بود» به کجا سفر کنم؟ کجای دنیا؟ وقتی از دست قطع شده می‌گویند، کجا را باید پیدا کرد؟ به کجا باید رفت؟ جز ... کربلا و یاد عباس (ع) و غیرت و شجاعت و ... .

مراسم تشییع شهید مدافع حرم صداقت اکبری در تبریز

چه خوش زینب (س) که مدافع حرمی چون تو دارد که مانند ابوالفضل (ع) ایستادی و دو دستت را تقدیم کرده و سپس جانت را فدا کردی.

امروز همه آمده بودند، ترسی ندارم بگویم اگر گشت ارشاد بود، به خیلی‌هایشان تذکر می‌داد، چه پسر و چه دختر! اما همان قطره اشک‌ها کار خودش را کرد، چه جوانانی که با چشمان خیس به سلفی گرفتن، عکاسی و فیلم‌برداری از تشییع پیکر تو مشغول بودند و حتی... بر سینه و سر می‌زدند.

سخن طولانی نکنم که همه یکی شده بود و یادت، مظلومیتت، شهادتت و غیرتت ما را از حال خود رها ساخته بود و فقط در کنار پیکرت گام برمی‌داشتیم و می‌گفتیم «چه افتخاری از این بالاتر که هم ‌قدمت باشیم.»

چند بار شنیده بودی «مرد که گریه نمی‌کنه؟!» اما امروز صدای ضجه مردان از زنان هم بالاتر رفته بود، دل‌ها آتش گرفته بود درست مانند دل زینب (س) باورت می‌شود؟

بگذار آسمان ببارد، هنوز صدای رعد و برق دیشب و بارش باران از ذهنم نگذشته، نگو آسمان زودتر از همه ما به بدرقه‌ات آمده بود!

راستی هم‌رزمانت، همان‌ها که با تو در تیپ 37 حضور داشتند، با هم می‌خندید، شوخی می‌کردید، با اشرار می‌جنگیدید و...، امروز طاقت دوری‌ات را نداشتند.

اردبیل که شهر ابوالفضل (ع) است تو را ابوالفضل‌وار تقدیم آسمانت کرد... .

هاشم جان اینک که دستانت به آسمان رسیده دستان ما را هم بگیر، بگذار ما هم از نزدیک لذت تماشای آفتاب را حس کنیم، بگذار ماه را لمس کنیم، بگذار بر روی ستارگان بنشینیم...، آه ... هنوز دارم زمینی فکر می‌کنم و تو آسمانی شده‌ای، باشد که وقتی دستانمان را گرفتی با هم به آسمان پر بزنیم.

فرزندان دوقلوی شهید

منبع : فارس

عکس : تسنیم//مهر//فارس



:: موضوعات مرتبط: , , ,
:: برچسب‌ها: شهید هاشم دهقان , هاشم دهقان , شهید , مدافع حرم , اردبیل , سوریه , تشییع پیکر , زندگی نامه ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : پایبند
تاریخ : جمعه 31 ارديبهشت 1395
شهید اکبر شهریاری

به مناسبت دومین سالگرد شهادت شهید مدافع حرم ، شهید اکبر شهریاری

قاری و حافظ قرآن و مداح اهل‌ بیت(ع) بود، به گفته برادر تواضع از بزرگ‌ترین خصوصیاتش بود، همواره اطرافیان را به قرائت قرآن توصیه می‌کرد. سال ۹۲ در دفاع از حرم حضرت زینب(س) به درجه رفیع شهادت نائل شد.

خوابی که خیلی زود تعبیر شد

یک روز پیش از شهادت یکی از دوستانش مجروح می‌شود و هنگامی که اکبر به بالای سرش می‌رود به اکبر می‌گوید: محمود بیضایی شهید شده و چند شب قبل از شهادت در خواب دیده بود که با تو (یعنی شهید شهریاری) در باغی بزرگ و سرسبز در حال قدم زدن است.

فردای آن روز اکبر هم در حرم مطهر حضرت زینب(ع) بر اثر اصابت ترکش به درجه رفیع شهادت نائل شد.

(عکس /فرزند شهید)

سیدمهدی ذبیح‌پور از دوستان شهید شهریاری است که درباره وی گفت: من و اکبر ار سال 74 با هم آشنا شدیم. از حدود سال 78 اکبر فعالیتهای قرآنی خوبی را در مسجد آغاز کرد. هر شب بعد از نماز مغرب و عشا جلسه قرآن برپا می‌کرد؛ اخلاص و اخلاق نیکوی وی زبانزد بود و همیشه در کارها به خدا توکل داشت، یک روز در مسجد محفلی برپا کرده بودیم و یکی از قاریان کشور برای حضور در این محفل دعوت شده بود، قاری برنامه دیر کرده بود و همه ما نگران بودیم، اکبر آمد و با آرامش گفت: «قل‌ هو الله» بخوانید میهمانتان می‌آید و درست چند دقیقه بعد قاری برنامه رسید.

(فرزند شهید در آغوش سردار سلیمانی)

شهید شهریاری متولد 1 فروردین ماه 1363 بود و در تاریخ 1 بهمن‌ماه 1392 به درجه رفیع شهادت نائل شد و پیکر مطهرش در قطعه 26 بهشت زهرا(س) آرام گرفت.

منابع :

خبرگزاری فارس

تصاویر : http://sahebali.persianblog.ir/



:: موضوعات مرتبط: , , ,
:: برچسب‌ها: اکبر شهریاری , مدافع حرم , شهید , اردبیل , شهدای مدافع خرم , شهدای مدافع حرم اردبیل , سلیمانی , حرم زینب س ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : دو شنبه 28 دی 1394

صفحه قبل 1 2 3 4 5 ... 82 صفحه بعد