شهادت امام محمد باقر علیه السلام تسلیت باد



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: شهادت , امام باقر , مذهبی ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
نویسنده : پایبند
تاریخ : یک شنبه 29 شهريور 1394
خطا از من است ...



:: موضوعات مرتبط: , , ,
:: برچسب‌ها: مذهبی , خطا , ایاک نعبد , ایاک نستیعن ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : یک شنبه 30 شهريور 1393
شب های قدر

دوستان عزیز ، بازدیدکنندگان گرامی از وبلاگ گوناگون 20 :

ضمن تسلیت به شما به مناسب ایام شهادت حضرت علی علیه اسلام ، می توانید مطالبی را برای آنچه که در این شب ها لازم است را در لینک معرفی شده زیر بیابید .

اس ام اس شب های قدر

چون نامه جرم ما به هم پیچیدند بردند به دیوان عمل سنجیدند بیش ازهمگان گناه مابود ولی ما را به محبت علی(ع)بخشیدند. با عرض تسلیت در لیالی قدر این حقیر را ازدعای خیرخویش فراموش نکنید.التماس دعا

التماس دعا-

لطفا کلیک کنید تا به صفحه مورد نظر هدایت شوید :

http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=135238



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: شب قدر , گوناگون , مذهبی ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : چهار شنبه 25 تير 1393
خاطره دیدار حافظ قرآن با آیة الله بهجت(ره)

خاطره دیدار حافظ قرآن سید محمدحسین طباطبایی با آیة الله بهجت


آیت الله بهجت در دیدار با حافظ قرآن، محمدحسین طباطبایی به همراه پدرش، خطاب به پدر محمدحسین فرمود: من فقط خواهشی که از شما دارم این است که از اعتدال خارج نشوید. خود او و همچنین شما تحمیلاتی بر ایشان وارد نکنید. مثلا ً نگویید حالا که قرآن را حفظ کرده، نهج البلاغه و یا صحیفه سجادیه را هم حفظ کند. تکلف زیاد نباشد. کارشان آسان باشد، ضمناً مسافرت زیاد برود.


طباطبایی




:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: خاطره , دیدا , بهچت , طباطبایی , مذهبی , گوناگون ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
:: ادامه مطلب
نویسنده : پایبند
تاریخ : جمعه 8 آذر 1392
بی‌حجابی زن از بی‌غیرتی مرد است

بی‌حجابی زن از بی‌غیرتی مرد است

غیرت در اصطلاح اخلاقی عبارت است از حالت دگرگونی نفسانی یک مرد از اینکه ببیند یا متوجه شود که نوامیس خانوادگی او مثل مادر، خواهر، همسر و دختر او یا حتی نوامیس دیگران در معرض بهره وری حرام قرارگیرد…

وقتی از مردی که همسر بدحجاب دارد پرسیده می شود که چرا این نکته را به همسرش تذکر نمی دهد؟ اعلام می کند که این مساله به خود زن بستگی دارد و نمی توان او را مجبور به این کار کرد.در نقطه مقابل وقتی از زنان بد حجاب سئوال می شود که چرا حجابت را رعایت نمی کنی؟ می گویید؛ همسرم راضی به این امر است در صورتی که حجاب جزء واجبات است نه جزء حقوق زن و مرد نسبت به یکدیگر که با رضایت همسر! زن بتواند بدحجاب در محافل عمومی ظاهر شود



:: موضوعات مرتبط: , , ,
:: برچسب‌ها: حجاب , مرد , بی غیرتی , فرهنگی , اجتماعی , مذهبی , گوناگون20 ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
:: ادامه مطلب
نویسنده : پایبند
تاریخ : پنج شنبه 7 آذر 1392
ویژگی مرحوم بهجت در تبلیغ محرم
تبلیغ محرم و نکات مربوط به آن در محضر مرحوم حاج آقای بهجت (2)
نقل كرده اند: در اثر یك منبر عالمى، چهار هزار نفر شیعه شدند. كسى كه این گونه بیان داشته باشد، در ثواب، از مراجع بالاتر است

{اهمیت منبر، روضه و عزاداری و شرایط آن} (ادامه)

مستحب و هزار واجب !

معلوم مى شود نماز شب، مستحبى است نظیر روضه خوانى، كه وقتى در زمان رضاخان منع كردند، یكى از اصحاب و اطرافیان حاج شیخ عبدالكریم حایرى - رحمه الله - به ایشان عرض كرد: چیزى نیست، روضه خوانى یك عمل مستحب است كه پهلوى آن را منع كرده است. حاج شیخ - رحمه الله - فرمود: بله مستحبى كه هزار واجب در آن است.

خدا مى داند كه چه قدر احكام واجب و چه چیزهایى از حالات، سیره و كلمات سیدالشهداء و سایر معصومین - علیهم السلام - كه در مقدمه روضه نقل مى شود، سبب تقویت دین و موجب افزایش ایمان مردم است! [7]

افضل مستحبات

حجت الاسلام سید محمد باقر شفتى - رحمه الله - به نماز شب بسیار معتقد بود و بیش از سایر مستحبات به آن اهمیت مى داد، به خلاف مرحوم سید بحرالعلوم كه صبر مى كرد تا هوا مقدارى روشن شود و آن گاه نماز صبح را مى خواند. حجت الاسلام سید محمد باقر شفتى - رحمه الله - در اصفهان، درست اول فجر نماز صبح را به جماعت اقامه مى نمود؛ با این كه اگر نماز جماعت را به تأخیر مى انداخت، افراد بیشترى حاضر مى شدند؛ ولى ایشان دستور مى داد دو عادل بالاى مناره بروند و پس از مشاهده طلوع فجر، بلافاصله اذان صبح بگویند. به ایشان گفتند: چرا مقدارى صبر نمى كنید تا جمعیت زیادى براى درك فیض جماعت حاضر شوند؟ در جواب فرمودند: در میان مستحبات، افضل از نماز شب سراغ ندارم. لذا ایشان براى این كه مردم نماز شب را به جا آورند، این چنین چاره اندیشى نموده بود كه به دو نفر شخص عادل دستور داده بود تا به طور دقیق وقت فجر تعیین شود و كسانى كه در نماز جماعت حاضر مى شوند، پیش از فجر بیدار شوند و نماز شب بخوانند؛ بدین ترتیب، قطعا كسانى كه در نماز جماعت ایشان شركت مى كردند نماز شب را هم مى خواندند و با این كار مردم را به نماز شب وادار مى كرد.

بنده، خیال مى كنم فضیلت بُكاء [= گریه] بر سیدالشهداء بالاتر از نماز شب باشد؛ زیرا نماز شب، عمل قلبى صرف نیست بلكه كالقلبى است، ولى حزن و اندوه و بُكاء، عمل قلبى [8] است به حدى كه بُكاء و دمعه [= اشك چشم] از علایم قبولى نماز وَتر است. [9]

اثر یك منبر

نقل كرده اند: در اثر یك منبر عالمى، چهار هزار نفر شیعه شدند. كسى كه این گونه بیان داشته باشد، در ثواب، از مراجع بالاتر است ، زیرا در روایت آمده است :

لأن یهدى الله على یدیك رجلا، خیر مما طلعت علیه الشمس و غربت [10]

اگر خداوند، یك نفر را به وسیله تو هدایت كند، قطعا بهتر از تمام آن چه آفتاب بر آن مى تابد و غروب مى كند، خواهد بود. خدا مى داند هدایت نفوس چه قدر ارزش دارد. البته نباید از اولِ كار، چنان بارِ تكلیف را سنگین كرد كه طرف مقابل از مذهب بیزار گردد و «أدخله فى شىء، أخرجه منه» [11] او را از آن چیزى كه در آن وارد نموده بود، خارج كرد، صدق كند؛ بلكه باید با رفق و مدارا رفتار نمود.

در هر حال مرحوم آقا میرزا حبیب الله رشتى [12] كه خیلى معتقد بوده و از روى ایمان، مطالب را تحصیل مى كرده است پیشانى آن آقا [= عالمِ مذکور در صدر حکایت] را بوسید و گفت: «حاضرم همه ریاضت هایى را كه كشیدم به تو بدهم و در عوض، ثواب این یك منبر را به من بدهى».

خدا كند آثار قیّمه [= پر ارزش] و گرانبهایى را كه بالوارثه داریم [= به میراث داریم]، اختیارا از دست ندهیم و گرگ ها از دست ما نگیرند! [13]

{نکاتی در نقل مطالب و وقایع} بیان یقینیات

در وقت تبلیغ، باید سعى كنیم یقینیات قرآن و عترت را نقل كنیم و به مسموعات [= شنیده های] خود، بدون مراجعه به دلیل یا كتاب، اكتفا نكنیم، و حداقل به همان كتابى كه از آن نقل مى كنیم، استناد دهیم.

وقتى ما وارد كربلا شدیم، مرحوم آقا میرزا هادى خراسانى - كه بعد از مرحوم آقا سید محمد كاظم یزدى شایسته مرجعیت بود ولى قبول نكرد كه مرجع بشود - فوت كرده بود، ولى چه آثار و بركاتى از ایشان نقل و ذكر خیر مى شد كه چگونه در مقتل حسینى - علیه السلام - و دیگر موضوعات، مطالب را با دقت نظر و با استناد به دلیل بیان مى كرده است. [14]

آقا میرزا هادى خراسانى (رحمه الله):

وقتى ما وارد كربلا شدیم ، در كربلا و نجف در زمینه مَقاتل ائمه - علیهم السلام - و موضوعاتى كه مورد یقین نبود، نظرات آقا میرزا هادى خراسانى - رحمه الله - معتبر و مسموع و قابل قبول بود، چرا كه نظر خود را در مطالب اختلافى با ادله محكم و مستدل بیان مى كرد و این مسأله از عجایب و غرایب بود.

از جمله، اهل منبر، جریان طفلان مسلم، و چگونگى شهادت آن دو بزرگوار را از قول او نقل مى كردند.

متأسفانه با آن همه زحمات و جمع آورى اسناد و دقت در گفتار و با این كه ایشان در اعلمیت، حایز مقام مرجعیت بودند، اصلا معلوم نیست، مطالب ایشان، گفتارها و دست نوشته هایش ضبط و جمع آورى شده باشد. [15]

منبر فقط با روایت

در مدرسه شیرازى سامرا كه بغدادى ها و اهالى كاظمین در سوم رجب (روز وفات امام هادى - علیه السلام-) روضه داشتند، واعظى پیرمرد - كه سیدى لاغر اندام، بلند بالا و مورد اهمیت فراوان بود - به منبر رفت، واقعا منبرى بود، تمام منبر او روایات بود! بنده نه قبل از او، و نه بعد از او مانند او را ندیده ام. از اول تا آخر سخنرانى اش، كلمه اى غیر از روایت در منبر نگفت و خیلى تحفّظ داشت [= مراقب بود] كه از روایت، تعدّى نكند [= تجاوز نکند و پا را فراتر نگذارد]. هرگاه روایتِ مشكل مى خواند، بلافاصله با روایتى دیگر، آن را توضیح و شرح مى داد و معناى روایت را نیز با روایت بیان مى كرد. نوعاً هم به تناسب، روایات كوتاه و قصار مى خواند. واقعاً كمال است كه انسان یك ساعت صحبت كند و از خود هیچ نگوید! و الان تعجب مى كنم كه او مصیبت را چگونه خواند!

بله، عكسش را هم دیده ایم كه در منبرى حتى یك روایت هم نبود، جز این كه آمریكا چنین و شوروى چنین! ما هنوز خوابیم، چه طور نعمت هایى را كه در اختیار داشتیم [= قرآن و عترت و علماى دین ] به واسطه ناسپاسى و كفران از دست دادیم. مگر این كه از اروپا براى ما خبر بیاید كه آن چه در خانه دارید، گنج است! [16]

منبر با كتاب

رسم بر این است كه اهل علم و روضه خوان ها در بالاى منبر مطالب را از روى كتاب نخوانند، و این [= رسمِ نخواندن از روی کتاب]، خلافِ احتیاط است، مخصوصا در نقلِ روایات و به خصوص در ماه رمضان.

مى شنیدیم كه مرحوم آقاى حاج شیخ عباس قمى [17]، هنگامى كه در مشهد اقامت داشت، در بالاى منبر از روى كتاب مى خوانده، ولى در نجف اشرف بدون كتاب منبر مى رفته است.

آقا شیخ مهدى واعظ خراسانىِ معروف - رحمه الله - كه در این كار متبحر بود، و در زمان رضا پهلوى از ایران خارج شده بود و در مدرسه ما [= مدرسه سید محمد كاظم یزدى واقع در نجف اشرف] حجره داشت ، بعد از هفتاد سال سابقه كار، براى رفتن به منبر، مقید به مطالعه بود، مانند مدرّسى كه مى خواهد درس بدهد!

هیچ كارى نیست كه احتیاط در آن، پشیمانى در پى داشته باشد. [18]

دقت در نقل

در نقل جریانات امام حسین - علیه السلام - خیلى باید دقت شود، چه بسا بسیارى از آن چه گفته مى شود درست نباشد، هرچند عَیانِ آن چه واقع شده، فجیع تر از سماع آن است! به عكس جهان آخرت است، كه عَیانِ آن، بهتر و لذت بخش تر از سماع آن است. [19]

مصیبت هاى واقعى، از دروغ هایش بیشتر است !

از آن آقاى مرجع - حالا راست است یا نه ، نمى دانم - نقل كرده اند كه «اصل در روایاتِ معجزات، كذب است». روایات معجزات، كذبش هم دون ما هو الواقع است [=دروغش از آن چه رخ داده ، كمتر است]. كذب، خیلى داخل فضائل امیرالمۆمنین است، ولى هر كذبى بخواهند بگویند، از واقعِ امر، كمتر است. بهتر همان است كه بگوییم: «همانى كه خودشان، براى خودشان معتقدند، ما هم بر آن معتقد هستیم».

قضایاى سیدالشهداء - علیه السلام - هم همین طور است. واقعش ‍ [= مصیبت هاى حقیقى] از همه این اكاذیب، بالاتر است. واقعش، چیزى است كه مسلمان ها در خواب نمى دیدند! حتى بعضى از افراد مهمِ آن زمان گفتند: «فعلوا؟!» [یعنى آیا] راستى این كار شده است ؟!

ولى تا ممكن است، انسان باید از مدارك صحیح، خارج نشود. [20]

{دقت درحواشی مسائل ترویجی} بلندگوها!

بلند كردن صداى بلندگوهاى مساجد و روضه خوانى ها، اگر به اندازه اى باشد كه هركس بخواهد بخوابد، بتواند بخوابد، اشكال ندارد. در غیر این صورت، یعنى اگر بلند كردن صداى بندگو به اندازه اى كه هر كس بخواهد بخوابد، نتواند بخوابد، خلاف سیره متشرعه است؛ زیرا ممكن است در اطراف مسجد یا تكیه، فردى مبتلا به مرض قلبى باشد و یا شخصى غیر مریض، در اطراف باشد كه بخواهد فرداى آن روز سر كار برود و نتواند بخوابد، آیا مزاحمت او كه مى خواهد روزى عایله [= زن و بچه و نان خور ها] خود را تأمین كند، اشكال ندارد؟!

اگر انسانِ مسلمان، بخواهد متمدن به تمدن اسلام باشد و دیگران را به حقایق اسلام دعوت كند، یا افراد مسلمان را در اسلام برقرار و ثابت نگاه دارد كه به بلاد مختلفه كفر فرار نكنند، باید كاملا حقوق و حدود اسلامى را بشناسد و به آن ها عمل كند. شاید ایجادِ این گونه مزاحمت ها، حتى براى فردِ غیر مسلمان هم از ما جایز نباشد.

با رعایت اخلاقیات و رفتار صحیح اسلامى، افراد غیر مسلمان هم به اسلام و مسلمان ها گرایش پیدا مى كنند.



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: گوناگون , مذهبی , بهجت , محرم , تبلیغ , منبر , مسجد ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : شنبه 2 آذر 1392
ارایش ویژه شب‌های محرم!

چند روز پیش پیامکی در میان مردم دست به دست می گشتبا این متن: «اخرین و جدیدترین مدل مو، رنگ، مش، دیزاین ناخن، گریم،میك آپ عروس. تاتو و…. را فقط چند روز دیگر پشت دسته های عزاداری ببینید!!!» پیامکی که خنده ی تلخی را بر لب خوانندگانش می آورد و گویای یکی ازبدعت هایی است که در سالهای اخیر در مراسم عزاداری محرم دیده می شود.

ناهنجاری

عزایی که با عروسی اشتباه گرفته شده

وقتی که عقربه های ساعت، عدد نه را نشان می دهد، مریم و مرجان که چند ساعتی را مقابل آیینه به ارایش مو و صورت خود پرداخته اند به همراه مادر و احتمالا خاله و سایر دختران فامیل و در و همسایه راه خیابان های شهر را در پیش می گیرند تا به اصطلاح در عزاداری سالار شهیدان شرکت کنند. در این میان اما تنها نکته ای که به آن فکر نمی کنند این است که برای حضور در مراسم عزاداری باید مناسک آن را هم به جای اورد تا لاقل ظاهرشان شبیه به زمانی نباشد که به عروسی می روند!

وقتی جایگاه صاحب مجلس رعایت نمی شود

اگر دخترکان و زنان بزک کرده پیش از حضور در مراسم عزاداری عاشورا، برای لحظه ای به جایگاه بزرگمردی بیندیشند که در سالگرد شهادت جوانمردانه اش حضور دارند، شاید کمی به خود آمده و دست از این آرایش ها و پوشش های نامتناسب بردارند. اما مثل اینکه دهه محرم برای عده ای بهانه ای برای برگزاری کارناوال های شبانه و پوشش و آرایش های نابهنجار و نامناسب شده است تا به این بهانه در خیابان های حضور پیدا کرده و خودنمایی کنند.

موی بلوند و پوست برنزه در ردای مشکی

یکی از تصاویر محرم در سالهای اخیر، جمعی از دختران و زنانی هستند که با موهای بلوند که تنها قسمتی از آن با شال کوچک مشکی پوشیده شده است، پوست های برنزه و آرایش های غلیط در پیاده روها و خیابان های شهر حضور پیدا می کنند و به تماشای مراسم عزاداری می پردازند. این حضور بی پرده اما بیش از اینکه در راستای عزاداری باشد، می تواند توجه عزاداران را به سوگواری خالص دور کند.

وقتی نظارت خانواده ها کمرنگ می شود

یکی دیگر از اتفاقاتی که در شبهای محرم به وقوع می پیوندد این است که برخی از دختران و پسران نوجوان به بهانه حضور در مراسم عزاداری ، ساعاتی از شب را که در سایر روزهای سال بدون حضور خانواده نمی توانستند بیرون از خانه به سر ببرند، در خیابان های سپری می کند و در خلا نظارتی خانواده ها ممکن است در خیابان های شلوغ شهر در چنین شب های گرفتار روابطی بشوند که در ادامه خطراتی را برایشان در پی داشته باشد.

آشنایی های خیابانی و شب های محرم

یکی دیگر از اتفاقاتی که در شبهای محرم به وقوع می پیوندد، آشنایی های خیابانی است که به واسطه بیرون ماندن های شبانه دختران و پسران اتفاق می افتد، اشنایی هایی که در بیشتر موارد به دوستی های مقطعی و دور از نظارت خانواده های می انجامد و به آسیب های دنباله داری را برای خانواده های و نوجوانان به دنبال می آورد و همین مسائل است که لزوم نظارت بیشتر خانواده ها به حضور شبانه فرزندانشان در این خیابان ها را پر رنگ تر می کند.

یکی از تصاویر محرم در سالهای اخیر، جمعی از دختران و زنانی هستند که با موهای بلوند که تنها قسمتی از آن با شال کوچک مشکلی پوشیده شده است، پوست های برنزه و آرایش های غلیط در پیاده روها و خیابان های شهر حضور پیدا می کنند و به تماشای مراسم عزاداری می پردازند

تب مانکنی در شب های محرم

البته در کنار دختران و زنان بدحجابی که در مراسم عزاداری سالار شهیدان دیده می شوند، بسیار هم هستند پسرانی که با مدل های موهای آنچنانی و لباس های نامناسب در این مراسم شرکت می کنند، چه عزاداران درون دستجات که به زنجیرزنی و سینه زنی می پردازند و چه پسرانی که با ظواهری که بیشتر برای خودنمایی آراسته شده راه مراسم غزاداری را پیش می گیرند و انگاری بیش از اینکه به دنبال سوگواری باشند، قصد جلب توجه از تماشاگران غیرهمجنس خود دارند. این روزها هم در میان پسران جوان عزادار امام حسین بسیارند پسرانی که با مدل موهای فشن و لباس های تنگ و نامناسب تنها برای تماشا کردن و تماشا شدن قدم در خیابان ها می گذارند.

لزوم فرهنگسازی رسانه ای در خصوص حجاب

به رغم برخوردهای سلبی نیروی انتظامی در مسئله حجاب در قالب گشت ارشاد و طرح های امنیت اخلاقی اما در نهایت این برخوردها نتوانست تاثیر چندانی بر روند بی حجابی دختران و بانوان بگذارد و هنوز هم که هنور است، اگر ترس از گشت ارشاد و پلیس و دستگیری نباشد، بی حجابی بسیار پر رنگ تر در معابر عمومی شهر دیده خواهد شد. زمان محرم هم استثنایی برای این مسئله همیشگی نیست و در این میان نه نیروی انتظامی که نهادهای فرهنگسازی مانند رسانه ها هستند که باید تمهیدی بیندینشد تا خود دختران و زنان به نسبت به لزوم حجاب و تاثیر آن در مصونیت در اجتماع اگاهی پیدا کنند، نه اینکه با ارعاب و تهدید مردم را به نوع خاصی از حجاب مجبور شوند.

این شب هایی که مردم با یاد سالار شهیدان در مراسم عزاداری امام حسین شرکت می کنند و در میان این گریه ها و عزاداری ها به دنبال حاجت خود می گردند، چه بهتر است که جوانان هم برای حضور در این محافل کمی رعایت صاحب مجلس را کرده و با پوشش و حجابی در این مجلس حضور به هم برسانند که بتوانند به بهترین نحو از ثواب این شبها بهره مند شوند

منبع: تبیان



:: موضوعات مرتبط: , , ,
:: برچسب‌ها: گوناگون , گوناگون20 , مذهبی , عاشورا , ارایش , ارایش ویژه شب‌های محرم ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : شنبه 25 آبان 1392
درسی که از محرّم می توان آموخت
ماه محرم

ماه محرم ماه غم و اندوه دوستداران اهل بیت پیامبر و علی علیهم السلام است. ماهی که از محرم سال 61 هجری قمری تا هم اکنون خیل عاشقان به خاندان مطهر رسول الله صلی الله علیه و آله را عزادار کرده است. مصیبتی که بزرگی آن قابل وصف نیست! و چه مصیبتی از این بالاتر که فرزند امام علی علیه السلام که جانشین و برادر و داماد و خلیفه پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله بود یعنی امام حسین علیه السلام را کمتر از پنجاه سال از رحلت نبی خدا صلی الله علیه و آله به مسلخ ببرند؛ آن هم کسانی که خود را از امت رسول خدا صلی الله علیه و آله می دانستند! به تعبیر امام الساجدین علیه السلام: أَمْسَتِ الْعَرَبُ تَفْتَخِرُ عَلَى الْعَجَمِ بِأَنَّ مُحَمَّداً مِنْهَا وَ أَمْسَتْ قُرَیْشٌ تَفْتَخِرُ عَلَى الْعَرَبِ بِأَنَّ مُحَمَّداً مِنْهَا وَ أَمْسَى آلُ مُحَمَّدٍ مَخْذُولِینَ مَقْهُورِینَ‏ مَقْبُورِینَ.(1)

این است که عزای برای امام حسین بن علی علیهما السلام تمامی ندارد. که رسول اعظم صلی الله علیه و آله فرمودند(2): إِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ حَرَارَةً فِی‏ قُلُوبِ‏ الْمُۆْمِنِینَ لَا تَبْرُدُ أَبَدا.(3)

کربلا تنها یک حادثه نیست بلکه یک واقعه است که انسانهای بسیاری در طول چهارده قرن در این مکتب تربیت شده اند. چه بسیار انسانهایی که با حضور در مجالس محرم جهت زندگی خود را عوض کرده اند.

کربلا و محرم نگرش انسان را به زندگی تغییر می دهد. محرم هدف برای زندگی کردن را عمیق تر می کند. محرم به زندگی معنایی بس عظیم می بخشد. محرم ماه توبه است و ماه بازگشت به خدا و ماه پیدا کردن حقیقت و راه درست زندگی کردن و درست مردن است. محرم بهترین شیوه زندگی را به انسان می آموزد و نیز بهترین مردن و بدرود گفتن دنیا را می آموزد.

محرم و کربلا اوج فضایل اخلاقی است؛ محرم اخلاق را با نمونه های عینی اش به ما می آموزد. محرم درس وفاست درس آزادی و آزادگی و درس عزت است.

با این اوصاف که قطره ای از دریای تربیتی محرم بود دیگر جای تعجب ندارد که محرم انسانها را در یک شب بلکه کمتر از آن متحول نماید. اینکه مشاهده می شود بسیاری از کسانی که گرفتار گناهان هستند که به آنها خوی گرفته اند و عادت آنها شده است، اما این عادت ناروای خود را به حرمت محرم کنار می گذارند. پس محرم عزم آفرین است. عزم بر ترک معصیت الهی. عزم بر کسب فضایل و در یک کلام عزم بر بندگی.

این است درس عاشورا که هر درخواستی که به عزت انسان اندک ضربه ای وارد کند مردود است. این درسی است که باید همه ارادتمندان به ساحت حسینی آن را در رفتار و گفتار خود مد نظر داشته باشند به خصوص مسئولین ممالک اسلامی که در برابر دشمنان اسلام عزتمند عمل نموده باعث عزت مسلمین گردند

عزم بر بندگی

نقطه آغاز بندگی خدا، ترک هر آن چیزی است که خداوند از ارتکاب به آنها نهی کرده است. و نقطه آغاز ترک گناه، توبه است. نمونه بارز توبه در صحنه کربلا ملحق شدن حر بن یزید ریاحی به سپاه امام حسین علیه السلام است.

در تاریخ آمده است که در روز عاشورا حرّ وقتی متوجه شد که عمر بن سعد قصد دارد تا با امام حسین علیه السلام بجنگد به خود آمده به سپاه امام پیوست.

حر

وی در جواب مردى از قوم خود كه مهاجر بن أوس نام داشت گفت: به خدا قسم من خودم را بین بهشت و جهنم مخیّر مى‏بینم! و الله چیزى را بجاى بهشت بر نمى‏گزینم و لو اینكه قطعه‏قطعه گردیده و آتش زده شوم! سپس به اسبش لگدى زد و به حسین [علیه السّلام‏] ملحق شد و به [آن حضرت‏] گفت: اى پسر رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله و سلم)! من همان مصاحبى هستم كه مانع از بازگشت‏تان شده‏ام و در راه، شما را همراهى كرده زیر نظر گرفته‏ام و [سرانجام‏] در این مكان شما را وادار به توقف كرده‏ام... اكنون در حالى كه به خاطر عمل خویش از درگاه پروردگار آمرزش مى‏طلبم و مى‏خواهم با جانم شما را یارى كنم تا پیش رویتان بمیرم، نزد شما آمده‏ام، آیا این را به عنوان توبه‏ام مى‏پذیرى؟! [امام علیه السّلام‏] فرمود: بله، خدا توبه‏ات را بپذیرد و تو را ببخشد، نام تو چیست؟ گفت: من حرّ بن یزید هستم! فرمود: همانگونه كه مادرت تو را نامیده تو آزاده‏اى، به امید خدا در دنیا و آخرت آزاده باشى [از اسب‏] پائین بیا.(4)

و اینچنین حر عزم بر بندگی خداوند نمود و از بندگی شیاطین انس و جن رهایی یافت.

عزت نفس

خداوند انسان را کرامت بخشید (5) به گونه ای که وی را گل سرسبد خلقت آفرینش قرار داد (6) و هر آنچه در عالم است را مسخر انسان نمود.(7)

چنین انسانی سزاوار نیست که خود را ذلیل دنیا و متاع ناچیز دنیا و برده دیگر انسانها نماید. حتی اگر جان او را بگیرند حاضر نیست عزتش خدشه دار شود. از این روست که وقتی امام حسین علیه السّلام در برابر بیعت ذلیلانه و کشته شدن عزیزانه قرار گرفت مرگ را بر چنین زندگی ای ترجیح داد.

اگر انسان دنیا را با آخرت بنگرد؛ و سعادت اخروی را بر سعادت و خوشی زودگذر دنیایی مقدم بدارد، دیگر حاضر نیست به هر قیمتی در پی زندگی دنیایی باشد. اینکه عده ای اندک در کربلا نگاهشان به دنیا این بود بزرگترین درس تربیتی برای نسل جدید جامعه اسلامی ماست

این کلام صاحب محرم است که:فَإِنِّی لَا أَرَى‏ الْمَوْتَ‏ إِلَّا سَعَادَةً وَ الْحَیَاةَ مَعَ الظَّالِمِینَ إِلَّا بَرَما.(8)

این است درس عاشورا که هر درخواستی که به عزت انسان اندک ضربه ای وارد کند مردود است. این درسی است که باید همه ارادتمندان به ساحت حسینی آن را در رفتار و گفتار خود مد نظر داشته باشند به خصوص مسئولین ممالک اسلامی که در برابر دشمنان اسلام عزتمند عمل نموده باعث عزت مسلمین گردند. سیاست ما نیز باید حسینی باشد. و مواضع سیاسی مواضعی بر پایه عزت و قدرت ایمان و عظمت دین باشد.

قیمت دادن به زندگی

ارزش زندگی به چیست؟ هدف از زندگی چیست؟ تلاش برای زنده ماندن چرا؟ آبادکردن دنیای خود و اطرافیان تا کجا؟ در پاسخ این پرسشها دو دیدگاه کلی می توان ارائه کرد: دیدگاهی مادی و دیدگاهی الهی. اگر انسان دنیا را به تنهایی و منقطع از آخرت در نظر بگیرد؛ آنگاه دیدگاه او به زندگی دنیا و هدف زندگی در دنیا و تلاش برای زنده ماندن در دنیا مادی خواهد بود که در صدد رفاه و آسایش ایجاد کردن برای دنیاست. یعنی دنیا را برای دنیا می خواهد و در پایان هیچ!

اما اگر انسان دنیا را با آخرت بنگرد؛ و سعادت اخروی را بر سعادت و خوشی زودگذر دنیایی مقدم بدارد، دیگر حاضر نیست به هر قیمتی در پی زندگی دنیایی باشد. اینکه عده ای اندک در کربلا نگاهشان به دنیا این بود بزرگترین درس تربیتی برای نسل جدید جامعه اسلامی ماست. آنهایی که در برابر امام حسین علیه السّلام ایستادند و حاضر شدند خون نوه پیامبر خود را بریزند بخاطر این بود که تنها دغدغه دنیایی و رفاه و آسایش خود و خانواده شان را داشتند.

بنابراین محرم به ما می آموزد که نباید در زندگی دیدی مادی گرایانه داشت؛ اینکه برای تشکیل خانواده مادی فکر کنیم، برای تولید نسل مادی فکر کنیم، برای برگزاری مراسم ازدواج مادی عمل کنیم و در نهایت هم ادعا کنیم که ما امت پیامبر اسلام هستیم این حرف با عمل ما سازگار نیست.

منبع : تبیان



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: گوناگون , گوناگون20 , اردبیل , معرفی اردبیل , مذهبی , عاشورا , درس های عاشورا ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : شنبه 18 آبان 1392
هر شب با قرآن/ شیطان کجا ما را مسخره می‌کند!؟
بر آنیم تا در این مجال، قطعاتی کوتاه و بلند از کتاب وحی را با نگاهی گزیده به انعکاس آن در ادبیات پارسی، از کتاب «در محضر قرآن» اثر ارزشمند استاد الهی قمشه‌ای پیشکش طالبان حق و جوینگان حقیقت کنیم تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.؛
آیه۸۰ سوره زُخرف
أَمْ يَحْسَبُونَ أَنَّا لَا نَسْمَعُ سِرَّهُمْ وَنَجْوَاهُم بَلَى وَرُسُلُنَا لَدَيْهِمْ يَكْتُبُونَ
آیا می‌پندارند که ما راز آنها و نجوایشان را نمی‌شنویم چرا و فرشتگان ما پیش آنان [حاضرند و] ثبت می‌کنند

*در سخنان منسوب به ابوسعید ابوالخیر آمده است که روزی شعر زیر را در مجلسی فروخواند و پرسید که این شعر به کدام آیت الهی اشاره می کند:

صاحب خبران دارم آنجا که تو هستی تا جمله مرا هستی یا عهد شکستی

و چون هیچ کس پاسخ نداد خود آیه بالا رو خواند.

*این آیت هم بشارت است بر اینکه ما در این عالم تنها نیستیم و خداوند فرشتگانی را قرین زندگی ما کرده است و هم هر لحظه یادآوری می کند که مراقب آنچه می گوییم و انجام می دهیم باشیم، زیرا کاتبانی هستند در کنار ما که آن را می نویسند و هیچ کس نمی تواند دعوی کند که:

*من از خدا سخن می گویم و برای خدا سخن می گویم و عهد خدا را نمی شکنم، و در عمل وکیل شیطان باشد و پرونده های او را دنبال کند. زیرا علاوه بر فرشته ای که حقیقت را ثبت خواهد کرد خود شیطان نیز او را ریشخند خواهد نمود:

خود گرفتم کافکنم سجاده چون سوسن به دوش
همچو گل بر خرقه، رنگ مِی، مسلمانی بُوَد!؟
حافظ


* إبن ادهم همان ابراهیم ادهم صوفی مشهور است که تخت و دیهیم پادشاهی را رها کرد و در دامن درویشی گریخت و از پادشاهیِ عاریت به سلطنت حقیقی رسید و هم تخت و تاج و ملک و ثروت و هم نام و شهرتش بر جای ماند.

پادشاهانِ جهان از بدرگی بو نبردند از شراب زندگی

ورنه ادهم وار سرگردان و دنگ ملک را بر هم زدندی بی درنگ
مثنوی



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: گوناگون , گوناگون20 , اردبیل , معرفی اردبیل , شیطان , مذهبی ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : سه شنبه 14 آبان 1392

صفحه قبل 1 2 3 4 5 ... 82 صفحه بعد