درسی از عقب نشینی هسته ای در سال ۸۲

عزاداری شام غریبان در حسینیه امام خمینی

يك تجربه‌اى در اختيار ملّت ايران است - كه حالا من مختصراً عرض خواهم كرد - اين تجربه ظرفيّت فكرى ملّت ما را بالا خواهد برد؛ مثل تجربه‌اى كه در سال ۸۲ و ۸۳ در زمينه‌ى تعليق غنى‌سازى انجام گرفت، كه آن‌وقت تعليق غنى‌سازى را در مذاكرات با همين اروپايى‌ها، جمهورى اسلامى براى يك مدّتى پذيرفت. خب ما دو سال عقب افتاديم، لكن به نفع ما تمام شد. چرا؟ چون فهميديم كه با تعليق غنى‌سازى، اميد همكارى از طرف شركاى غربى مطلقاً وجود ندارد. اگر ما آن تعليق اختيارى را - كه البتّه به‌نحوى تحميل شده بود، لكن ما قبول كرديم، مسئولين ما قبول كردند - آن روز قبول نكرده بوديم، ممكن بود كسانى بگويند خب يك ذرّه شما عقب‌نشينى ميكرديد، همه‌ى مشكلات حل ميشد، پرونده‌ى هسته‌اى ايران عادى ميشد. آن تعليق غنى‌سازى اين فايده را براى ما داشت كه معلوم شد با عقب‌نشينى، با تعليق غنى‌سازى، با عقب افتادن كار، با تعطيل كردن بسيارى از كارها مشكل حل نميشود؛ طرف مقابل دنبال مطلب ديگرى است؛ اين را ما فهميديم، لذا بعد از آن شروع كرديم غنى‌سازى را آغاز كردن. امروز وضعيّت جمهورى اسلامى با سال ۸۲، زمين تا آسمان فرق كرده؛ آن روز ما چانه ميزديم سرِ دو، سه سانتريفيوژ؛ امروز چندين هزار سانتريفيوژ مشغول كارند. جوانهاى ما، دانشمندان ما، محقّقين ما، مسئولين ما همّت كردند، كارها را پيش بردند. بنابراين از مذاكراتى هم كه امروز در جريان است، ما ضررى نخواهيم كرد. البتّه بنده همچنان كه گفتم خوشبين نيستم؛ من فكر نميكنم از اين مذاكرات آن نتيجه‌اى را كه ملّت ايران انتظار دارد، به‌دست بيايد، لكن تجربه‌اى است و پشتوانه‌ى تجربى ملّت ايران را افزايش خواهد داد و تقويت خواهد كرد؛ ايرادى ندارد امّا لازم است ملّت بيدار باشد. ما از مسئولين خودمان كه دارند در جبهه‌ى ديپلماسى فعّاليّت ميكنند، كار ميكنند، قرص و محكم حمايت ميكنيم، امّا ملّت بايد بيدار باشد، بداند چه اتّفاقى دارد مى‌افتد [تا] بعضى از تبليغاتچى‌هاى مواجب‌بگير دشمن و بعضى از تبليغاتچى‌هاى بى‌مزدومواجب - از روى ساده‌لوحى - نتوانند افكار عمومى را گمراه كنند.
بيانات در ديدار دانش‌آموزان و دانشجويان۱۳۹۲/۸/۱۲
منبع : سایت مقام معظم رهبری


:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: گوناگون , گوناگون20 , اردبیل , معرفی اردبیل , سیاسی , مذاکرات با 5+1 ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : جمعه 24 آبان 1392
عزاداری عاشورا 92-اردبیل

کپی تنها با ذکر منبع-اختصاصی گوناگون20

این تصویر گوشه ی بسیار کوچکی از تجمع 92 عاشورا در اردبیل است

این عزاداری با حضور اقشار مردم از شهر و سراسر کشور برگزار شد.

همچنین تعدای زیا نیز از جمهوری آذرببایجان به چشم میخورد.

در عزاداری سنتی صبح عاشورا حضور گردشگران چینی نیز به چشم میخورد.

این دو گردشگر در صحبت با من ابراز داشتند که از چین امده اند .

در پاسخ به سوالی این که مسلمان هستند ؟ گفتند: نه

پرسیدم برای دیدن آمده اید ؟: بله

photo0813.jpg


:: موضوعات مرتبط: , , ,
:: برچسب‌ها: گوناگون , گوناگون20 , اردبیل , معرفی اردبیل , عاشورا 92 اردبیل ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : پنج شنبه 23 آبان 1392
نگاهی آسیب شناسانه به زواید مراسم ماه محرم در اردبیل

کپی تنها با ذکر منبع-اختصاصی گوناگون20

نگاهی آسیب شناسانه به زواید مراسم ماه محرم در اردبیل

با وجود مراسم باشکوه وقایعی تاسف برانگیز رخ میدهد!

کی؟

زمانی که بعد از مراسم تجمع در میدان عالی قاپو اردبیل برخی دستجات عزداری اقدام به استفاده از طبل میکنند! برای چه؟؟ فلسفه آن چیست؟

استفاده از طبل قدمتی بیش از 80 سال ندارد.حال چه سودی برای عزاداری عزاداران دارد؟ جلب توجه به متفرقات و دوری از هدف و پیام اصلی عاشورا و قیام امام حسین.

حتی برخی ها به این هم اکتفا نمی کنند.افسوس! اسب ! آری اسب.

منظورم چیست؟؟؟ در عاشورا و تاسوعا با حالت خوشبینانه 200 راس اسب در خیابان های اصلی شهر جولان می دهند.اسب هایی که با رم کردن و ایجاد خطر و حمله به این و ان نظر مردم را به خود جلب کرده و پیام اصلی عاشورا این گونه است که فراموش می شود.

حتی گاها شتر!!! واقعا تعجب دارد.!!!!شتر کجا!!!!

در عزاداری امام حسین ع!!!!!!!!

چرا؟؟؟؟

عده ای با اسب خود را مشغول میکنند عده ای زیاد . بدین گونه.

1.یک نفر سوار اسب

2.دو نفر برای مراقبت از اسب برای اسیب نزدن به دیگران و هدایت آن

3.بقیه مردم هم انگار که به نمایشگاه اسب امده اند.

اسب ها. خنده .فراموشی عاشورا.

و

و غریب و بی کس بودن امام حسین اینجاست که معلوم می شود.

حسین غریب.

حسین مظلوم

شیعیان او در عشورا به اسب بازی و تماسای اسب مشغولند.

البته نه همه. استثنا هایی هم دارد.

این سال ها(90-92) که رقابت بین شهرها برای عزاداری ایجاد شده.

نمایش

فقط نمایش.

نه ذره ای تفکر.



:: موضوعات مرتبط: , , , ,
:: برچسب‌ها: گوناگون , گوناگون20 , اردبیل , معرفی اردبیل , اسیب شناسی عزاداری محرم , اسیب شناسی مراسم عزاداری در محرم , نگاهی آسیب شناسانه به زواید مراسم ماه محرم در اردبیل ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : چهار شنبه 22 آبان 1392
۸ اختراع شگفت‌انگیزی که تصادفی خلق شدند!

تاریخ به ما نشان داده است که انسان برای اختراع و اکتشاف گاه تنها نیاز به شانس و تصادف دارد. همان‌طور که برنده نوبل بیوشیمی آلبرت گئورگی می‌گوید: «اکتشاف حاصل ملاقات یک ذهن آماده و شانس است!»

این‌جا ما به شما ده اختراع و اکتشاف را که تصادفا به نتیجه رسیده‌اند، معرفی می‌کنیم. فراموش نکنید برخی از آن‌ها حاصل شانس و تصادف هستند. هرچند در پشت پرده بعضی دیگر، اتفاق دیگری رخ داده است. مخترعین این کشفیات قابل توجه، در پی اختراع چیزهای دیگری بودند اما در نهایت به آن‌ها رسیده‌اند. در ادامه ما روی برخی از اختراعات تصادفی غیر معمول متمرکز می‌شویم. اختراعاتی که داستان‌شان شما را غرق حیرت و ناباوری می‌کند. این مقاله به شما نشان می‌دهد که تنها با کمی شانس می‌توان به دست‌آوردهای بزرگی دست یافت.

کورن فلکس

چه کسی باور می‌کند که غلات صبحانه محبوب آمریکایی‌ها حاصل یک اختراع تصادفی باشد؟

داستان با ویل کلوگ آغاز می‌شود. او به علوم پزشکی علاقه‌مند بود و به عنوان دستیار به برادر پزشکش که در میشیگان و در زمینه رژیم غذایی بیماران کار می‌کرد، کمک می‌نمود. وقتی به طور مشترک با برادرش برای آماده کردن غذای بیماران مشغول به کار بود به شکلی کاملا تصادفی به چیزی دست یافت که زندگیش را دگرگون کرد.

مسئولیت او آماده کردن خمیر نان بود. در حین کار او مواد را برای مدتی به حال خود رها کرد. در نتیجه گندم پخته شده برای ساعت‌ها به همان حال ماند. وقتی که برای آماده کردن خمیر برگشت گندم‌ها ورقه ورقه شده بودند. برای رفع حس کنجکاوی‌اش همان گندم‌های ورقه شده را پخت تا ببیند که چه اتفاقی روی می‌دهد. نتیجه یک اسنک ترد و روقه‌ای بود. این گندم‌ها به مذاق بیماران خوش آمد و این آغاز ماموریت کلوگ برای متحول کردن صنایع غذایی بود.

او مدت‌ها به دنبال نام مناسبی برای محصولش بود و در نهایت از نام کورن به عنوان یکی از مواد تشکیل دهنده و فلکس که بیانگر حالت ورقه شده آن بود استفاده کرده و نام آن‌ را کورن فلکس گذاشت. تجارت خود را پایه‌ریزی کرد و در 1906 کمپانی کلوگ با فروش این محصول و دیگر غلات آماده و محصولات غذایی آغاز به کار کرد.

دینامیت

آلفرد نوبل مهندس و شیمی‌دان سوئدی، تلاش می‌کرد نیتروگلیسرین را که یک ماده منفجره مایع بود تثبیت کند. او و تیم تحقیقاتی‌اش آزمایشات متعددی انجام دادند که در نهایت منجر به یک فاجعه شد. در 1864 برادر کوچک‌تر او و تعدادی از همکارانش طی یکی از این آزمایشات کشته شدند. در حقیقت کسی بر عمق تاثیری که این تراژدی بر زندگی نوبل گذاشت واقف نیست اما پس از این اتفاق او تمام وقت و انرژی‌اش را صرف یافتن راهی برای انفجار بی‌خطر مواد منفجره کرد. بسیاری معتقدند نوبل در پی یک تصادف به راه حل دست یافت. در طی حمل نیتروگلیسرین‌ها نوبل به طور اتفاقی متوجه نشتی یکی از قوطی‌ها شد. او متوجه شد ماده‌ای که به عنوان پوشش برای قوطی به کار برده شده یک نوع مخلوط رسوبی است، که در جذب مایع موفق عمل کرده است. از آن‌جایی که حمل دستی نیتروگلیسرین مایع خطرناک است کشف نوبل به او کمک کرد تا از این رسوب برای تثبیت گلیسرین در حین انفجار کمک بگیرد.

نوبل فرمولی اختراع کرد که با استفاده از آن ماده منفجره با این رسوب ترکیب می‌شد، بدون آنکه از قدرت تخریبی آن کاسته شود. او این اختراع را در 1867 و با نام دینامیت عرضه نمود که قدمی مثبت برای انفجارهای ایمن بود.

ساخارین

شیرین کننده‌های مصنوعی مسلما جزو اولین اختراعات مورد علاقه طرفداران بهداشت دهان و دندان هستند. اما آیا می‌دانستید ساخارین که یکی از اولی این محصولات بود به شکلی کاملا تصادفی اختراع شد؟

در 1879 و هنگامی که کنستانتین فالبرگ در حال سنتز مواد در یکی از آزمایشگاه‌های دانشگاه جان هاپکینز بود به طور تصادفی آن را کشف کرد. همچون سایر اختراعات این بخش، فالبرگ بدون آن‌که متوجه شود مقداری از آن‌ را با خود به خانه برد. هنگام صرف غذا او متوجه شد که نان شیرین است در حالی که شکری به آن اضافه نشده بود. با کمی دقت متوجه شد ماده‌ای که با خود از آزمایشگاه آورده باعث این شیرینی شده است. بعد از انجام آزمایشات بیشتر روی این ماده شکری عجیب، آن را تحت نام ساخارین ثبت و به طور مستقل ثبت نمود که این کار مورد خشم همکارش ایرا رمسن که با او در تحقیقات همکاری می‌کرد، شد.

اگر چه این بی‌توجهی به مسائل بهداشتی از سوی او باعث کابوس بسیاری از آزمایشگاه‌های امروزی است اما نتیجه این اختراع حق انتخاب بیشتری به مصرف کنندگان مواد غذایی داد. سال‌ها بعد ساخارین در بسیاری از مواد خوراکی یافت می‌شد. از آنجایی که متابولیزم ساخارین توسط بدن انسان صورت نمی‌گیرد، در نتیجه کالری وارد بدن نمی‌کند. در حقیقت یک گرم از این ماده کمتر از 5 کالری تولید می‌کند که عملا مساوی صفر است.

بر طبق استاندارد موسسه غذا و داروی آمریکا، این محصول مناسب افرادی است که به دنبال مواد غذایی بدون شکر هستند و نیز کسانی که مبتلا به دیابت می‌باشند.

مایکروفر

علی رغم استفاده‌های بی‌شمارش شاید باور آن سخت باشد که اجاق مایکروویو هم یک اختراع تصادفی است.

با تشکر از پرسی اسپنسر برای کشف این اختراع به داستان عجیب آن توجه کنید! در واقع اسپنسر در حال بازرسی از یک مگنترون بود. نوعی لوله که انرژی مورد نیاز تجهیزات رادار را تامین می‌کند که موفق به این اختراع شد.

در طول جنگ جهانی دوم در حال بازرسی از یکی از آزمایشگاه‌های شرکت ریتون، او در مقابل یکی از دستگاه‌ها ایستاده بود که متوجه چیز عجیبی شد. باور کنید یا نه، محتویات جیب اسپنسر توجه او را به خود جلب کرد. بسته شکلاتی که در جیب داشت کاملا ذوب شده بود. امروز ما می‌دانیم که این نتیجه قرار گرفتن در معرض امواج مایکرو بود. این امواج در شرایط کنترل نشده برای انسان خطر آفرین هستند اما خوشبختانه این شکلات بود که ذوب شد نه محقق ما. او به دنبال ماده غذایی دیگری گشت تا این امواج را روی آن امتحان کند و اینجا پای دانه‌های ذرت به میان آمد. بعد از کسب موفقیت در این زمینه اسپنسر ماشین دیگری با همان تکنولوژی اختراع کرد که ما امروزه آن را اجاق مایکروویو می‌نامیم.

90٪ از خانواده‌های آمریکایی در طول 64 سال گذشته این وسیله را مورد استفاده قرار داده‌اند.

دستگاه تنظیم‌کننده ضربان قلب

ویلسون گریتباخ علاقه‌ای سیری ناپذیر به بررسی مشکلات جسمی انسان و کشف راه‌هایی برای برطرف کردن این مشکلات داشت.

او به دنبال راهی برای جلوگیری از ایست قلبی بود. وضعیتی که قلب قادر به دریافت سیگنال‌های ارسال شده توسط اعصاب محیطی نبوده و درنتیجه پمپاژ خون به شکل درست صورت نمی‌پذیرد. برخلاف سایر همکارانش که از وسایل بزرگ و پرزحمتی برای تحریک ماهیچه های قلب استفاده می‌کردند او تمایل داشت از ابزاری کوچک‌تر استفاده کند. بنابراین او تصمیم داشت ماشین مناسبی برای درمان ایست قلبی اختراع کند اما لحظه اختراع او، شما را شگفت زده خواهد کرد.

در 1985 در دانشگاه کرنل محققان درصدد ساخت یک اسیلاتور یا نوسان‌سنج برای ثبت صدای ضربان قلب حیوانات بودند.طی مراحل ساخت گریتباخ اشتباها ترانزیستور دیگری را داخل دستگاه نصب نمود. او متوجه این اشتباه شد اما می‌خواست نتیجه کار را بررسی کند و صرف‌نظر از اینکه اسیلاتور کار می‌کند یا نه؟ از دستگاه استفاده کرد. چیزی که او شنید صدای ضربان ریتمیک و آشنایی بود. الگویی فوق‌ا‌لعاده شبیه به ضربان قلب.

اختراع او که دستگاهی مناسب برای بررسی سیگنال‌های قلبی است که با نام Pacemaker شناخته می‌شود. پیش از اینکه این اختراع در 1960 روی انسان امتحان شود مدتی روی حیوانات مورد آزمایش قرار گرفت.

در طول سال‌های اخیر گریتباخ به خاطر این دستاورد بارها مورد ستایش قرار گرفته هرچند که این، اختراعی کاملا وابسته به شانس بود.

پارچه چسبی ولکرو

ولکرو چیست؟ چه رابطه‌ای بین خز سگ و دانه‌های گیاهان وجود دارد؟ می‌توان به این سوال پاسخ‌های زیادی داد ولی بیایید این مورد را از نزدیک بررسی کنیم.

در اینجا باید مهندس الکترونیک جرج میسترال را به شما معرفی کنم. وقتی که یک روز این آقا به همراه سگش از پیاده روی باز می‌گشتند او متوجه دانه‌های گیاهی شد که به خز سگ و همین‌طور به کرک‌های لباسش چسبیده بودند. این امر توجه او را جلب کرد. او با میکروسکوپ و از نزدیک این دانه‌ها را مورد بررسی قرار داد و متوجه شد که این آن‌ها دارای چنگگ‌های متعددی هستند که با کمک‌شان به سادگی به هر چیزی متصل می‌شوند. به دنبال موارد دیگری گشت و سطوحی اختراع کرد که حاوی چنگگ و حلقه باشند و اتصال آن‌ها و نیز مقاومت این اتصالات را مورد بررسی قرار داد. در1955، و در حال استفاده از نایلون به عنوان ماده مورد آزمایش به کشف مهمش نائل شد و آن را ولکرو نامید.

امروزه ما از این محصول و محصولات مشابه آن در زندگی روزمره‌مان استفاده می‌کنیم.

پنی‌سیلین:

البته نمی‌توان اکتشافات تصادفی را مورد بررسی قرار داد ولی ذکری از یکی از مهم‌ترین دست‌آوردهای علم پزشکی یعنی پنیسیلین به میان نیاورد.

باکتری شناس اسکاتلندی الکساندر فلمینگ اولین بار این ماده را در آزمایشگاه و کاملا تصادفی کشف کرد. در 1928 و بعد از دو هفته تعطیلی در هنگام مراجعه به آزمایشگاه متوجه شد یکی از ظروف پتری میزبان نوع عجیبی از کپک است. همچنین متوجه شد باکتری‌های درون ظرف به علت رشد این کپک از رشد بیشتر باز مانده‌اند. او طی فرایندی مشکل مقدار بیشتری از این کپک را کشت داد. اما متاسفانه این کشف تصادفی او هنوز آماده استفاده در علم پزشکی نبود.

13 سال بعد از این اتفاق هاوارد فلوری، نورمن هدلی و اندرو مویر یک‌بار دیگر با این کپک در طی آزمایشات‌شان مواجه شدند مقدار کافی از آن تولید کرده و اثر آن‌ را در معالجات پزشکی مورد بررسی قرار دادند. از آن پس این ماده در سرتاسر جهان مورد استفاده قرار گرفته و جان هزاران نفر را نجات داده است.

اگر چه کمتر کسی باور می‌کرد یکی از بزرگترین دستاورد علم پزشکی از کپک های رشد کرده در ظروف پتری بدست آید اما ذهن باز و خلاق اولین کاشف آن این امر را محقق کرد.

بیهوشی

بدون این دستاورد، علم پزشکی با معالجه‌های دردناکی همراه می‌شد. اگرچه داستان کشف آن مورد بحث و جدل قرار دارد ولی آن‌ دسته از مردم که تجربه بیهوشی را داشته‌اند، از چنین کشف تصادفی خرسند و راضی هستند.

کرافورد لانگ، ویلیام مورتون، چارلز جکسون و هوراس ول مردانی هستند که هر کدام نقشی در راه این اختراع بر عهده داشتند. آن‌ها متوجه شدند که اتر و گاز خنده در کاهش درد در کسانی که تحت تاثیر این گازها قرار دارند موثر می‌باشند.

در طول دهه 1800 استفاده از این ترکیبات برای رسیدن به حالت سرخوشی و کشف و شهود معمول بود! با کمک اظهارات شاهدان و نیز شرکت کنندگان این مراسم‌ها که به عنوان مهمانی خنده و خوشی نیز از آن اسم برده می‌شد، پدران کاشف ما به بررسی اثراتی که این ترکیبات بر کاهش درد مصرف کنندگان‌شان داشتند، پرداختند.

در 1844 هوراس ول، در یک نمایشگاه با زخمی کردن پای خود به حضار نشان داد که تحت تاثیر گاز خنده قادر به درک درد این عمل نمی‌باشد. همچنین از این گاز در هنگام کشیدن دندان نیز استفاده کرد. از آن پس این مواد در طی اعمال جراحی و درمان‌های پزشکی به کار برده شدند.

اما در اینجا داستان به پایان نمی‌رسد. هر روز شاهد کشفیات و اختراعات جدیدی هستیم. چه بسا بسیاری از آنان نیز رهاورد تلاقی بخت و اقبال و ذهنی هوشیار هستند. پس شما خوانندگان عزیز هم دوباره نگاهی به رویاهایتان بیندازید. شاید حالا نوبت شماست که به یاری اراده و اندکی شانس مخترع خوش شانس بعدی باشید!

برچسب ها


:: موضوعات مرتبط: , , ,
:: برچسب‌ها: گوناگون , گوناگون20 , اردبیل , معرفی اردبیل , 8 اختراع اتفاقی , 8 اختراع اتفاقی مهم جهان ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : چهار شنبه 22 آبان 1392
اهمیت هدف در کنکور

هدف

همانطور که قبلا در مجله قول داده بودیم، توضیح بیشتری در زمینه های مطرح شده به شما علاقه مندان ارایه خواهیم داد که به علت محدودیت های موجود چاپی، از این دریچه ارتباطی توضیحات را در اختیار شما قرار می دهیم.

پیشنهاد میکنیم حتما هر روز گذری بر بلاگ جوانه داشته باشید، از ما گفتن بود !

قواعد زیادی هستند که در سال کنکور باعث موفقیت شما دوستای کنکوری می شوند مثل داشتن برنامه،مشاوره،دبیران خوب،انگیزه و...ولی در این مقاله می خواهیم به اهمیت داشتن هدف و تعیین آن بپردازیم.

دانستن این که "هدف ما چیست" منجر می شود شما در هر جایی از مسیر که به دلایلی خسته شدید با یاد آوری هدف هایتان نیروی از دست داده خودتان را دوباره بدست بیاورید ، که این کار به شما اعتماد به نفس فوق العاده ای می بخشد.

از جمله دلایل مهم تعیین هدف در سال کنکور ، روشن شدن مسیر شماست ، که در صورت نداشتن هدف ممکن است در زمان های مختلف دچار سردرگمی شده و دست به کارهایی بزنید که نتیجه مطلوبی برای شما همراه نداشته باشد و شما در راهی تلاش کنید که به نتیجه مطلوب نمیرسد.

حال باید ببینیم به چه روشی هدف هایمان را باید مشخص کنیم ، ما روش زیر را به شما پیشنهاد می کنیم :

۱- لیست بندی هدف ها :

برای خودتان هدف های کوتاه مدت و بلند مدت معقول مشخص کنید که قابل دست یابی باشند .به عنوان مثال ، تراز شما از آزمونی به آزمون دیگر به یک اندازه منطقی پیشرفت کند یا اینکه رشته و دانشگاه مورد علاقه خودتان را پیدا کنید و ...

۲- زمان لازم برای رسید به هر هدف :

برای هر کدام از اهدافتان زمانی را مشخص کنید که این زمان نه آنقدر کم باشد که روحیه خود را از دست بدهید نه آنقدر زیاد که به همه ی کارهایتان نرسید.

۳-اولویت بندی هدف ها :

قطعا باید هدف های کوتاه مدت شما در راستای هدف های بلند مدت شما باشند به عنوان مثال برنامه ریزی شما برای گرفتن نتیجه ی مطلوب در آزمون هایی که در طول سال می دهید باید در راستای دادن کنکوری خوب باشد.

۴-ایجاد انگیزه برای هر هدف :

هدف های نهایی خودتان مثل رشته ای که قرار است به آن برسید را در طول مسیر یکساله برای خودتان مدام یادآوری کنید تا انگیزه شما بیشتر شود و همچنین بعد از رسیدن به هر هدف یک تشویق برای خودتان در نظر بگیرید .

۵-برنامه ریزی برای رسیدن به هر هدف :

در طول این یکسال برای موفقیت و رسیدن به اهدافتان باید یک برنامه ریزی خوب داشته باشید و از افراد با تجربه و مشاورین کمک بگیرید تا انرژی و تلاش های شما در مسیر اشتباه هدر نرود .

۶-اقدام و تلاش مستمر در راستای دستیابی به اهداف:

یادتون باشه برای رسیدن به اهدافتون باید از تمام انرژیتون استفاده کنید و دست از تلاش مستمر برندارید.

۷- ارزیابی برنامه ریزی انجام شده:

حال شما می توانید هدف های خودتان را روی جایی بنویسید که هر روز آنها را ببینید و فراموششان نکنید. با رسیدن به هر کدام از هدف هایتان می توانید یک تیک جلوی آن هدف بزنید تا میزان پیشرفت خودتان را بسنجید و همچنین روند کاری خودتان را حتما با یک مشاور هم چک کنید ، تا کارایی برنامه و نوع عمکرد شما کاملا مشخص شده و در صورت وجود اشکال ، آن ها را برطرف کنید.

و در آخر هیچگاه فراموش نکنیم که زندگی ، فرصت های فراوانی در اختیار کسانی که در جستجوی هدف هایشان تلاش کرده اند و به تحقق رویاهایشان همت گماشته اند قرار می دهد.

و این را نیز فراموش نکنیم که مهمترین اصل در موفقیت اصل هدف گذاری است ، پس باید راه خود را انتخاب کرده و خود تعیین کننده سرنوست خویش باشیم و از زندگی خود یک شاهکار بسازیم.



:: موضوعات مرتبط: , , ,
:: برچسب‌ها: گوناگون , گوناگون20 , اردبیل , معرفی اردبیل , اهمیت هدف در کنکور , هدف , انتخاب هدف ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : چهار شنبه 22 آبان 1392
روایت دلدادگی اردبیلی‌ها به سقای کربلا
طنین «تشنه لب سقاسی یا ابوالفضل» در خیابان‌های اردبیل غوغا کرد / دفاع از حریم زینب و خطاب مداحان به بدخواهان

تجمع عظیم مردم اردبیل در روز تاسوعای حسینی روایتی از دلدادگی اردبیلی‌ها به سقای کربلاست که همه یکصدا فریاد زدند «تشنه لب سقاسی یا ابوالفضل».

خبرگزاری فارس: طنین «تشنه لب سقاسی یا ابوالفضل» در خیابان‌های اردبیل غوغا کرد / دفاع از حریم زینب و خطاب مداحان به بدخواهان

در این مراسم که دقایقی پیش به پایان رسید، مردم ولایت‌مدار و حسینی اردبیل در یوم تاسوعای حسینی که منسوب به قمر بنی هاشم(ع) است همصدا با مداحان در شأن و شوکت حضرت ابوالفضل‌العباس (ع) ندای «لبیک یا حسین» و «لبیک یا ابوالفضل» را سر داده و بر طریق روشن آنها تأکید کردند.

در این مراسم 6 مداح ساعاتی به حال و هوای تاسوعای غم گرفته اردبیلی‌ها شکلی متفاوت بخشیدند و مردم اردبیل در هوای ابری پاییزی همنوا شدند و طنین «آزاده‌لر مولاسی یا ابوالفضل، شأن و شرف دریاسی یا ابوالفضل، مشکل گشا هر درده یا ابوالفضل» و ابیاتی در دفاع از حریم اهل بیت (علیهم‌السلام)و غیرت و شجاعت حضرت عباس (ع) را یکصدا سر دادند.

در این اجتماع عظیم که بارها مردم حسینی اردبیل با طریق روشن و نجات‌بخش عاشورایی تجدید بیعت کردند، یکی از مداحان با خواندن اشعار و سروده‌هایی به زبان عربی خطاب به بدخواهان و معاندان اهل بیت (ع) به ویژه گروه‌های وهابی و سلفی اعلام کرد که تهدید شما برای حرم زینب (س) و دختر معصوم حضرت امام حسین (ع) رقیه مظلوم (س) هیچ ثمری جز بدنامی دشمنان به دنبال ندارد.

در این مراسم مداح اردبیلی در اشعار و مرثیه‌ای که قرائت کرد با بیان روشن و از زبان حضرت زینب (س) خطاب به امام حسین (ع) اعلام کرد «که حسین جان خمپاره مقصدش حرم دختر تو بود/ من باز هم برای رقیه سپر شدم».

در این مراسم که علم‌های سیاه، سرخ و سبز در گوشه گوشه میدان عالی‌قاپو اردبیل و خیابان های همجوار به اهتزاز در‌آمده بود از زبان حال مردم اردبیل سرود عشق و دلدادگی خطاب به حضرت ابوالفضل‌العباس (ع) قرائت شد که این اشعار نمودی زیبا از وصف حال مردم دلداده اردبیل در سوگ شهدای کربلا و عرض ارادت به باب‌الحوائج حضرت ابوالفضل‌العباس (ع) بود.

در این مراسم که اردبیلی‌ها بار دیگر ارادت قلبی خود را به علمدار کربلا در روز تاسوعای حسینی نشان دادند به سبک و سیاق سنتی عزاداری‌ها در محلات و خیابان‌های مختلف ادامه دارد و در حالی که دستجات عزاداری با طبل و شیپور و آهنگ‌های حزن‌انگیز و همچنین گروه‌های سینه‌زنی و زنجیر‌زنی و برخی‌ها نیز با پای برهنه در خیابان‌ها به عشق ارادت به اهل بیت عصمت و طهارت عزاداری کردند.

منبع : فارس



:: موضوعات مرتبط: , , ,
:: برچسب‌ها: گوناگون , گوناگون20 , اردبیل , معرفی اردبیل , مراسم عزاداری تاسوعای اردبیل , تاسوعای92اردبیل , ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : چهار شنبه 22 آبان 1392
ورزشکاران و عزاداری در ماه محرم


با فرارسیدنتاسوعا و عاشورا حسینیجامعه ورزش نیز همگام با سایر اقشار مردم در مراسم سوگواری امام حسین (ع) حضوری پر رنگ دارند.


رضازاده

اینجا دیگر شهرت و محبوبیت مطرح نیست؛ نام‌ها و لقب‌ها فراموش می‌شوند و برای حداقل چند روز هم كه شده دیگر از هیاهوی همیشگی خبری نیست.

حاشیه‌ها به حداقل ممكن می‌رسد. این روزها، مجالی است برای صاف شدن، رها شدن و... . این حرف دل بیشتر آنهاست؛ آنهایی كه هر كدام برای خودشان كلی معروف هستند؛ از بهترین گلزن جهان گرفته تامحبوب‌ترین مربی سرخابی ها و.... این روزها هر كدام برای خودشان، جا و مكان مشخصی دارند.

علی دایی با اردبیلی‌ها در میدان ارگ است، علی پروین در هیئتی در طرشت و فرهاد كاظمی در جوادیه، هیئت عزاداری بزرگی را اداره می‌كند. حسین رضازاده به اردبیل می‌رود تا تاسوعا و عاشورا را در روستای آبا و اجدادی‌اش باشد.

هادی ساعی به غیر از مسجد ساجدین شهرری هیچ‌جا نمی‌رود و هركدام به شیوه خودشان و شهرشان عزاداری می‌كنند. دهه محرم برای اینها حال و هوای خاصی دارد؛ ورزشكاران و مربیان محبوبی كه از این روزها چیزهای زیادی دیده‌اند.

قلعه نویی

هادی ساعی می‌گوید: «امام حسین(ع) خیلی بزرگ است؛ من كه همیشه به او متوسل می‌شوم. چیزهایی از بركات عاشورا دیده‌ام كه باوركردنی نیست».

هادی ساعی؛ قهرمان تکواندو ایران

از بچگی با پدرش به همین هیئت می‌رفته؛ هیئتی در مسجد ساجدین شهرری؛ «هر سال اینجا هستم؛ البته به مساجد و تكیه‌های دیگر دوستان هم سر می‌زنم ولی هیچ‌جا، مسجد ساجدین شهرری نمی‌شود»

جایی كه با همشهریانش دور هم جمع می‌شوند و از اول دهه تا روز عاشورا عزاداری می‌كنند. مرد اخلاق ورزش ایران یكی از حامیان این هیئت عزاداری هم هست؛ البته اصلا دوست ندارد درباره كارهایی كه تا به حال برای این هیأتی كه از همه‌جا بیشتر دوستش دارد كرده، بگوید؛ «ای بابا، كار خاصی نكرده‌ام كه بخواهم بگویم. كار كردن برای امام حسین كه گفتن ندارد. من هم مثل همه. هر سال یك كمك ناچیزی می‌كنم».

البته بهترین تكواندوكار دنیا، روزهای عاشورا هم در همین مسجد نذری می‌دهد؛ مسجد و هیئت عزاداری‌ای كه تا حالا خیلی چیزها از آن دیده؛ «هر وقت كارم گیر كرده و مشكلی داشته‌ام، نذر این هیئت كرده‌ام. خدا را شكر، امام حسین(ع) همیشه و هر وقت هر چه خواسته‌ام، به من داده».

برای همین هم هست كه عزاداری در مسجد ساجدین شهرری را با هیچ‌جا مقایسه نمی‌كند؛ «عزاداری ترك‌ها یك‌جور خاص است. نمی‌دانم چطور بگویم؛ خیلی ساده و بی‌ریا؛ هیچ علم و چلچراغ و هیچ زرق و برقی نیست. هیچ حاشیه‌ای در این هیئت عزاداری نیست. عزادارانش هم بیشتر آدم‌های مسن هستند. عاشقانه سینه می‌زنند و گریه می‌كنند. من از بچگی با پدرم به این هیئت می‌رفتم. یك‌جور مرور خاطرات هم هست دیگر. شور و حال و صفایی كه این هیئت عزاداری به من می دهد ، هیچ هیئتی ندارد. فقط باید بیایید و ببینید كه من چه می‌گویم. نمی‌دانم، شاید هم به خاطر اینكه از بچگی تاسوعا و عاشوراهای زیادی را در این هیئت عزاداری كرده‌ام، این‌قدر باتعصب از اینجا تعریف می‌كنم ».

غلامحسین پیروانی می‌گوید: «این روزها حس عجیبی دارد؛ به‌خصوص 10 روز اول ماه محرم. امیدواریم در این روزها ائمه هم از ما راضی باشند». یکی از عادت‌های پیروانی در مراسم عزاداری امام حسین(ع) این است که از دعا دست برنمی‌دارد و سعی می‌کند برای همه دعا کند. خیلی‌ها بر این باورند که اعتقاد و تعصب غلامحسین پیروانی به ائمه اطهار و به‌خصوص امام حسین(ع) روی بازیکنان‌اش هم همیشه تاثیر مثبت گذاشته است

حسین رضازاده؛ عزاداری در زادگاه

با اینكه قبل از المپیك سیدنی، مدال جوانان جهان را گرفته بود ولی از آنجا بود كه شناخته شد؛ جایی كه وقتی می‌خواست وزنه را بلند ‌كند ذكر «یا ابوالفضل»را فراموش نكرد.

از همان‌جا بود كه قوی‌ترین مرد جهان شد با یك جمله معروف؛ جمله‌ای كه به قول خودش از بچگی با آن بزرگ شده بود. بعد از سیدنی در تمام مصاحبه‌هایش از عشق و علاقه‌اش به آقایش گفت: «من عاشق آقایم – ابوالفضل – هستم.

وقتی اسم او را صدا می‌كنم، حس می‌كنم قدرتم بیشتر می‌شود». برای همین اسم تنها پسرش را هم ابوالفضل گذاشته تا زیر سایه نام او بزرگ شود. قوی‌ترین مرد جهان هر جای دنیا كه باشد، تاسوعا و عاشورا خودش را به یك گوشه‌ای از خاك اردبیل می‌رساند؛

روستایی كوچك در شمال غرب ایران به نام حیدرآباد. هرساله روزهای تاسوعا و عاشورا مردم این روستای كوچك – كه در 40 كیلومتری اردبیل قرار دارد – منتظر پهلوان خود هستند؛ پهلوانی كه همراه خانواده‌اش در این روستا مراسم تعزیه و نذری روز تاسوعا و عاشورا را برگزار می‌كند.

مراسم تعزیه روز عاشورا هرسال در میدان روبه‌روی مسجد برگزار می‌شود و حاج‌حسین در دل جماعت با عزاداران اشك می‌ریزد و بعد از مراسم تعزیه و عزاداری هم همه مردم روستا ناهار میهمان خانواده رضازاده هستند. خودش همه را به ناهار دعوت كرده و به سوی خانه حركت می‌كند.

دایی

هركول ایران عزاداری در این گوشه از خاك ایران را با هیچ جای دنیا عوض نمی‌كند. اصلا نمی‌تواند تاسوعا و عاشورا را در جایی به غیر از اینجا بگذراند. پهلوان موفقیت‌اش را مدیون دعاهای مردم همین روستا می‌داند؛ روستایی كه به نام حاج‌حسین رضازاده افتخار می‌كند.

علی دایی؛ اردبیلی‌‌ها در گلوبندك

امسال سه سالی می‌شود که خبری از سلیم موذن‌زاده نیست؛ بزرگ‌ترین مداح شهر اردبیل که تا همین چند سال پیش در ماه محرم به تهران سفر می‌کرد تا بتواند یکی دو شبی را در هیئت اردبیلی‌های مقیم تهران مداحی کند اما به دلیل بیماری، سه سالی هست که سری به چهارراه گلوبندک نمی‌زند؛ جایی که اغلب اردبیلی‌های تهران جمع می‌شوند تا دهه اول ماه محرم در عزای امام حسین(ع) شرکت کنند.

علی دایی (‌اسطوره فوتبال ایران) یکی از همین اردبیلی‌هاست. وی سال‌هاست که در این هیئت، عزاداری می‌کند؛ هیات اردبیلی‌ها در گلوبندک و درست روبه‌روی حسینیه کربلایی‌ها.

در حال حاضر این هیئت دو صحن دارد و حدود 600 تا 700 نفر جمعیت را دربرمی‌گیرد؛ البته به نظر می‌رسد در سال‌های آینده مۆسسان هیئت اردبیلی‌ها گنجایش آن را بالا ببرند.

سرمربی پرسپولیس شب هشتم ماه محرم در این هیئت خرج می‌دهد. دایی در مصاحبه‌های قبلی‌اش در مورد حضورش در عزاداری امام حسین(ع) گفته است: «ما از بچگی با ائمه بزرگ شدیم و همه چیزمان اینها هستند. نمی‌خواهم شعار بدهم. من در خانواده‌ای بزرگ شده‌ام كه بابام عاشق بود و ما همیشه در اردبیل روزهای عاشورا خرجی می‌دادیم».

مراسم عزاداری این هیئت به سینه‌زنی در حسینیه خلاصه می‌شود. علی دایی البته یک روز بعد از حضور در هیئت اردبیلی‌های مقیم تهران به اردبیل سفر می‌کند تا در روزهای تاسوعا و عاشورای حسینی در زادگاه‌اش باشد.

دایی علاقه عجیبی به عزاداری‌های ماه محرم در زادگاه‌اش دارد، به طوری که هر سال، در روزهای نهم و دهم محرم به اردبیل می‌رود.

غلامحسین پیروانی در حال مداحی

غلامحسین پیروانی مداح دوست داشتنی

علاقه پیروانی به مداحی به سال‌ها پیش برمی‌گردد؛ به زمانی که خیلی کوچک بود. وی در یک خانواده مذهبی به دنیا آمده است و همین موضوع باعث شده که پیروانی هم از همان دوران با عزاداری در ایام ماه محرم آشنا شود.

خودش می‌گوید: « قبل از انقلاب نیز پدرم در ایام محرم و صفر و فاطمیه هیئت می‌گرفت؛ برای همین، من هم راه پدرم را ادامه دادم.» حالا وی مداح هیات امام حسن مجتبی(ع) است. علی ـ پسر پیروانی ـ معتقد است که صدای پدرش خوب است و مناسب نوحه‌خوانی در ایام عزای حسینی.

سرمربی مقاومت سپاسی اما چنین عقیده‌ای ندارد. پیروانی می‌گوید: «نه زیاد خوب است و نه زیاد بد. از بچگی به ائمه عشق و علاقه داریم و پدرم وصیت كرده كه این راه را ادامه دهیم».

وی البته همه‌کاره هیئت امام حسن مجتبی(ع) هم به حساب می‌آید؛ یعنی جدا از اینکه در ماه محرم برای این هیئت مداحی می‌کند، یکی از بانیان آن هم هست.علی پیروانی در این‌باره می‌گوید: «پدرم خیلی مذهبی است و همیشه برای حضور در این‌جور مراسم بی‌تابی می‌کند. ارادت خاصی هم نسبت به ائمه و امام حسین(ع) دارد.»

هیئت امام حسن مجتبی(ع) خیلی سال‌ پیش در شیراز تاسیس شد و شاغلام هم یکی از مۆسسان آن محسوب می‌شود. غلام پیروانی سال‌هاست که در شیراز مربیگری می‌کند و در این سال‌ها هیچ‌وقت به این نتیجه نرسیده که می‌تواند در شهر دیگری مربیگری کند. وی البته پیشنهادهایی از دیگر تیم‌ها داشته است اما هر بار با به یاد آوردن روزهایی که در شیراز مداحی و هیئت‌داری می‌کند، منصرف شده است.

غلامحسین پیروانی می‌گوید: «این روزها حس عجیبی دارد؛ به‌خصوص 10 روز اول ماه محرم. امیدواریم در این روزها ائمه هم از ما راضی باشند». یکی از عادت‌های پیروانی در مراسم عزاداری امام حسین(ع) این است که از دعا دست برنمی‌دارد و سعی می‌کند برای همه دعا کند. خیلی‌ها بر این باورند که اعتقاد و تعصب غلامحسین پیروانی به ائمه اطهار و به‌خصوص امام حسین(ع) روی بازیکنان‌اش هم همیشه تاثیر مثبت گذاشته است.

هیئت سیدالشهدا حالا یکی از قدیمی‌ترین هیئت‌های منطقه نازی‌آباد به حساب می‌آید و امیر قلعه‌نویی با اینکه سال‌هاست به شمال‌شهر نقل مکان کرده، اما هنوز هم در دهه سوگواری اهل‌بیت امام حسین(ع) در هیئت سیدالشهدا این ایام را می‌گذراند

امیر قلعه نویی، ما بچه پایین شهریم

اگر قلعه نویی در تهران باشد، هر 10 شب ایام سوگواری امام حسین(ع) را در محله نازی‌آباد می‌گذراند؛ در هیئت سیدالشهدا در میدان انصاری که سال‌ها پیش توسط او و چند تن از دوستان‌اش تاسیس شد.

در واقع سرمربی استقلال، یکی از بنیانگذاران این هیئت است؛ البته تاسیس هیئت سید‌الشهدا به سال‌ها پیش بازمی‌گردد؛ به زمانی که قلعه‌نویی جوان بود و هنوز در نازی‌آباد زندگی می‌کرد؛ «با چند تا از دوستان‌ام توی محله پایین (نازی‌آباد) به این نتیجه رسیدیم که بهتر است یک هیئت برای عزاداری امام حسین(ع) برپا کنیم. حالا نمی‌خواهم بگویم که من پیشنهاد اولیه را دادم اما به هر حال، هم یکی از بانیان هیئت سیدالشهدا بودم».

هیئت سیدالشهدا حالا یکی از قدیمی‌ترین هیئت‌های منطقه نازی‌آباد به حساب می‌آید و امیر قلعه‌نویی با اینکه سال‌هاست به شمال‌شهر نقل مکان کرده، اما هنوز هم در دهه سوگواری اهل‌بیت امام حسین(ع) در هیئت سیدالشهدا این ایام را می‌گذراند.

قلعه‌نویی در این باره می‌گوید: «همیشه سعی می‌کنم که بتوانم در محله پایین‌مان باشم چون نسبت به هیئت سیدالشهدا تعصب دارم و دوست دارم همچنان پابرجا بماند. با همه اینها، سعی می‌کنم طوری برنامه‌ریزی کنم که حداقل روزهای اصلی را در محله پایین باشم».




:: موضوعات مرتبط: , , , ,
:: برچسب‌ها: گوناگون , گوناگون20 , اردبیل , معرفی اردبیل , محرم , ورزشکاران و عزاداری محرم , علی دایی ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : سه شنبه 21 آبان 1392
مداحی سید مهدی سید صالحی در برنامه زنده + فیلم

در بخشي از برنامه ويتامن 3 سید مهدی سید صالحی مهاجم تيم پرسپوليس مهمان برنامه بودند و راجع به حوزهٔ فوتبال صحبت کردند.

در بخشي از برنامه ويتامن 3 سید مهدی سید صالحی مهاجم تيم پرسپوليس مهمان برنامه بودند و راجع به حوزهٔ فوتبال صحبت کردند.هدف از دعوت آقای سید صالحی موضوع دیگري هم بود.این كه آقای سید صالحی مداح اهل بیت هم هستند.ايشان در اين برنامه زنده و در روز سوم محرم هم مداحی کردند که متن مداحی در زير نوشته شده است:

السلام علیک یا ابا عبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک

السلام علیک یا اهل بیت النبوه آقام آقام آقام آقام...
استغفر الله الذی لا اله الا هو الحی القیوم الرحمن الرحیم

ذوالجلال و الاکرام واتوب الیه

تموم عالم می‌دونند که دخترا بابائیند

تموم عالم می‌دونند که دخترا بابائیند

بابا نیاند نمی‌خوابند منتظر لالئیند

منتظر لالئیند

بابا دیگه نمی‌گم باباجون برام یه گوشواره بخر

فقط یه آرزو دارم منم برم منم برم

لالا لالا لالا

اما اینجور بگیم لالا لالا لالا

باباش می‌اد باباش می‌اد صدای کفش پاش می‌اد

لالا لالا لالا

عمریست زهجران تو من حوصله کردم از داغ فراغ تو به یزدان گله کردم

یابن الحسن آقای خوبم

آقام آقام آقام آقامه

یا علی مدد



:: موضوعات مرتبط: , , , , ,
:: برچسب‌ها: گوناگون , گوناگون20 , اردبیل , معرفی اردبیل , سید صالحی ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : دو شنبه 20 آبان 1392
نگاهی به آیین شاخسی واخسی
زمانی که شهر ،در خاموشی و سکوت شب فرو می رود، صدای شاخسی-واخسی در کوچه پس کوچه های شهر بلند می شود شاخسی واخسی، حیدر صفدر ...

از قدیمی ترین مراسم عزاداری و منحصر به فرد آذری ها مراسم شاخسی-واخسی می باشد، ریشه لغوی شاخسی-واخسی چندان معلوم نیست، اما برخی آنرا مخفف و تحریف شده ی شاه حسین-وای حسین می دانند.

مراسم شاخسی از آن نظر منحصر به فرد است که در هیچ کجای دنیا غیر از آذربایجان برگزار نمی شود. البته مراسم هیئت و سینه زنی در آذربایجان نیز همانند سایر شهرهای ایران و دنیا انجام می شود.

می توان گفت زمانی که تمامی شهرهای شیعه دنیا ،در خاموشی و سکوت شب فرو می روند، صدای شاخسی-واخسی در آذربایجان و به خصوص اردبیل بلند می شود.

افسانه های بسیاری در باب شاخسی-واخسی گفته شده است.یکی از این افسانه ها به شرح زیر است:

"گویند پیرمردی که از عزاداران دسته جات شاخسی-واخسی بوده در بیابانی نزدیک شهر تبریز به سه زن سیاه پوش بر می خورد وقتی این سه زن را در بیابان مشاهده می کند آنها را سوار بر اتومبیل خود کرده و از ایشان سؤال می کند در این مکان دورافتاده چه می کنید و از چه زمان اینجا منتظر هستید؟

زنان می گویند صدها سال است که منتظر در این محل هستیم!

پیرمرد که فکر می کند قصد شوخی دارند و بی اعتنا به مسأله می شود،

پیرمرد پس از سوار کردن سه زن در اتومبیلش، از رانندگی عاجز می شود.

زنان را پیاده می کند و اتومبیل روشن می شود، بعد از سوار کردن دوباره،اتومبیل دوباره خاموش می شود،این کار چندین مرتبه صورت می پذیرد که آخر پیرمرد صلاح در این می بیند که عذر خواسته و به تنهایی عازم تبریز شود،

به هنگام جدا شدن ،دوباره از سیاه پوشان می پرسد که شما کیستید و از کی در این محل منتظر هستید؟

زنان می گویند ما هرکدام بلایی هستیم که به امر الهی قصد فرود در این شهر داریم، صد ها سال است که این گونه در آخرین لحظات چیزی مانع حرکت ما به سوی شهر می شود!

سپس می گوید ، آن صدا!

منظور از صدا، همان صدای شاخسی-واخسی می باشد! "

از این افسانه عامیانه که از اجدادمان سینه به سینه نقل شده و اینک به ما رسیده است، می توان به اهمیت و قدمت شاخسی-واخسی در آذربایجان پی برد.

در طول تاریخ همواره به بهانه های مختلف سعی در تعطیلی این مراسم داشته اند،حتی در زمان پهلوی دستور تعطیلی این مراسم بر عزاداران صادر شد.

بسیاری از نوحه های مشهور شعرای بزرگ آذربایجان ورد زبان نوحه سرایان شاخسی می باشد که از مشهورترین آنها می توان به اشعار دیلریش اردبیلی،صراف تبریزی،یحیوی اردبیلی،مکانی زنجانی اشاره کرد.

مراسم شاخسی تقريباً درهمه شهرها و روستاهاي آذربايجان برگزار مي‌شود، در اين نوع عزاداري جمعي از مردان از پير و جوان گرفته تا ميانسال و كودك، شانه در شانه هم قرار گرفته و در صف‌هاي طويل، طول خيابان و محله را طي مي‌كنند و يكي از اعضاي هيات با استفاده از بلندگوهاي سيار اشعار مذهبي، مداحي‌ها و نوحه‌هاي جانسوز را با آهنگ‌هاي دلنشين و حماسي قرائت مي‌كند و شاه‌حسين گويان جواب می دهند؛ حرکت آرام و طولی این دسته به همراه چراغ‌ها و فانوس‌هايي كه در ميان جمعيت روشن است، همواره عظمت دلسوختگان حسین را در اذهان متبادر می‌سازد.

در برخی دستجات، از طبل های بزرگ و کوچک و سنج و شیپور برای حفظ ریتم آهنگ نوحه ها استفاده می شود و در برخی از دستجات، از چوب های بزرگی در دست استفاده مي‌شود و با حرکت دادن سریع آن شاه‌حسين گويان، آمادگی خود را برای حضور در رکاب امام (ع) و جنگ با دشمنان اعلام می دارند.

مراسم شاه حسین گویان بسیاری از محلات به لحاظ عظمت، بزرگی دسته ها، تعداد افراد، توانایی نوحه خوانان، تنوع و سوز مرثیه ها، از شهرت بالایی در بین مردم برخوردار است.

این مراسم، در شب های دهه ی اول محرم به اوج خود می رسد و تا صبح تاسوعا و عاشورا ادامه می یابد، بر طبل کوبیدن و چنین حرکت های تند و ریتمیک تا ظهر عاشورا تداوم می یابد و بعد از آن تقریباً به پایان می رسد.

یکی از مهمترین نوحه های ذکر شده در هیات ها، شعر زیبای استاد دیلریش اردبیلی است كه چنين سرود:

"حسینه یئرلر آغلار گویلر آغلار

بتول و مرتضی پیغمبر آغلار

الم آغلار،شه آغلار،لشکر آغلار

سو آغلار،قاتیل آغلار،خنجر آغلار"

و یا این سروده استاد یحیوی اردبیلی بیشتر به گوش می رسد:

"صحرای کربلاده طوفاندئ یا محمد(ص)

گؤنده ر کفن حؤسین (ع)ـه،عؤریان دئ یا محمد(ص)"

و یا این شعر صراف تبریزی

"بو گئجه بیعت پوزولدو آشینالر گئتدیلر

قویدولار پیغمبر-اوغلون،بی وفا لر گئتدیلر"

منبع: نیریمیز



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: گوناگون , گوناگون20 , اردبیل , معرفی اردبیل , شاخسی واخسی , مراسم شاخسی واخسی ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : یک شنبه 19 آبان 1392
چرا مدیرکل بازرسی از استان اردبیل رفت؟
اختصاصی سبلانه: علی کرمی مدیرکل بازرسی استان اردبیل به عنوان مدیرکل جدید بازرسی استان آذربایجان غربی منصوب شد.

، در شرایطی در پایان هفته دوم ماه جاری و در سکوت خبری و رسانه ای، سراج رئیس سازمان بازرسی کل کشور علی کرمی مدیرکل سابق بازرسی استان اردبیل را به ارومیه فراخوانده و در مراسمی او را به عنوان مدیرکل جدید بازرسی آذربایجان غربی معرفی کرده است که همچنان ادعاهای شورای شهر اردبیل مبنی بر تخلفات متعدد او و زیر مجموعه اش در ساخت و سازهای فاقد مجوز بدون پاسخ مانده است.

سرداری رئیس شرای اسلامی شهر اردبیل در ادعاهای اخیر خود گفت که اداره کل بازرسی استان بدون کسب پروانه اقدام به ساخت و ساز غیر‌مجاز کرده است؛ کرمی مدیر‌کل بازرسی اردبیل به صورت غیر‌قانونی در خانه سازمانی سکونت کرده و در یک تخلف آشکار حق و حقوق دیگران را ضایع کرده است،

وی در اثبات تخلفات ادعایی خود در اداره کل بازرسی استان اردبیل به راه‌اندازی شرکت تعاونی تولید و توزیع بازرسی اشاره کرده و گفته است: این کارها هیچ سنخیتی با اهداف و برنامه‌های سازمان بازرسی ندارد و هدف اصلی از تشکیل این شرکت‌ها کسب منافع شخصی و سود فردی است؛ بازرسی در قالب این شرکت 2 هزار مترمربع در بهترین نقطه اردبیل زمین دریافت کرده در حالی که به مانند سایر ادارات می‌توانست از مزایای مسکن مهر برخوردار شود.

بنا به گفته سرداری این زمین را بازرسی برای 21 پرسنل خود با قیمت نازل یک میلیارد تومان خریداری کرده که از این رقم تاکنون 200 میلیون تومان به صورت نقد و مابقی را در قالب چک و سفته پرداخت کرده است در حالی که از این راه منافع زیادی را به جیب زده است.

سرداری با بیان اینکه در شأن یک دستگاه نظارتی نیست که به دنبال منافع شخصی و سازمانی خود باشد، تاکید کرد که به رغم این تخلفات آشکار کرمی 9 عضو شورای شهر دور سوم را به دلیل واهی به دادگاه کشانده است و در قبال 177 میلیون تومان اتهام‌زنی وثیقه‌ای یک میلیارد تومانی طلب شده است در کجای قانون دریافت چنین وثیقه سنگین قید شده است.

اشاره رئیس شورای شهر به پرونده مفتوح به طرفیت 9 عضو دوره سوم شورای شهر اردبیل است که گفته می شود بر اساس آن به ارزش میلیاردها تومان بذل و بخشش از سوی شورای شهر به برخی سارمانها و دستگاهها شده است که موضوع تخلفات از سوی بازرسی استان به دستگاه قضایی گزارش و پرونده ای علیه اعضای شورا در دست رسیدگی است که گفته میشود در صورت قطعیت مجازات سنگینی در انتظار آنها خواهد بود.

حال پرسش افکار عمومی این است که چنانچه ادعاهای رئیس شورای شهر اردبیل درباره اداره کل بازرسی استان و تخلفات شخص مدیرکل سابق صحت داشته باشد کدام دستگاه باید به این تخلفات رسیدگی کند و اساساً چرا شخص مدیرکل سابق هیچ وقت نسبت به اتهامات مطرح پاسخی نگفته و در سکوت خبری اردبیل را به مقصد ارومیه ترک کرده است؟ آیا این در شان یک دستگاه نظارتی است که اتهامات مطرح درباره خود را در مقابل افکار عمومی بی پاسخ بگذارد و از اعتبار و حیثیت خود در برابر ادعاها به راحتی بگذرد؟

در برخی محافل گفته می شود که میان ادعاهای مطرح از سوی شورای شهر درباره علی کرمی و رفتن او از بازرسی استان اردبیل ارتباط مستقیمی وجود دارد چیزی که هنوز از سوی بازرسی تائید و یا رد نشده و باید منتظر واکنشهای آن سازمان بود.



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: گوناگون , گوناگون20 , اردبیل , معرفی اردبیل , سازمان بازرسی اردبیل , سرداری ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : یک شنبه 19 آبان 1392
گفتگویی دوستانه با مجریان فرش سپید

"قسمت دوم"


نوجوانی اسمش روش هست همیشه میگن نوجوانی دوره ی مهمیه چون تقریبا شخصیت آدم ها تو این دوره شکل میگیره که ممکنه اصلا هیچ شباهتی هم به دوره ی قبلش نداشته باشه

مجریان فرش سپید

تبیان: بیشتر کدام گروه از نوجوانان مخاطب برنامه ی فرش سپید هستند؟

کیوان: اگر دوره نوجوانی رو فاصله زمانی بین 13 تا 18 سال درنظر بگیریم یکی تازه تو دوره ی راهنمایی و یکی دیگه دوره دبیرستان و داره خودش رو برای کنکور آماده می کنه. ما تو جذب مخاطب موفق بودیم شاید چون من و اشکان دوره نوجوانی رو رد کردیم گاهی اوقات هم حرف هایی رو می زنیم که ممکنه حرف نوجوان ها نباشه، البته به نظر خودم این درست نیست و اشکال داره شاید بینده ای خارج از سن نوجوانی هم برنامه رو ببینه ولی برنامه ای که برای نوجوان تولید میشه باید حرفش برای نوجوان باشه. تو برنامه ی ما من و اشکان این دوره رو گذروندیم و فاطیما هم هنوز تو دوره ی نوجوانی و در آستانه ی جوانی است. فکر میکنم این ترکیب از لحاظ سنی به جذب مخاطب کمک می کنه.

فاطیما: من فکر می کنم نوجوان هایی که دیگه دارن دوره ی نوجوانی رو تموم می کنند کلا خیلی رابطه ی خوبی با تلویزیون و برنامه ی نوجوان ندارند. حالا چه برنامه ی ما و چه هر برنامه ی دیگری که برای نوجوان باشه. بیشتر مخاطبش همون نوجوان های 13 تا 15، 16 سال هستند. دامنه ی سنی مخاطب برنامه ی ما زیاده.

اشکان:الان کار برای مخاطب خیلی سخت شده چه برسه به کار نوجوان. فرم برنامه های ما با گذشت زمان باید بررسی و نو بشه و اگر این اتفاق نیفته یا کم کم فراموش میشه یا اینکه مخاطب خودش رو از دست میده. تو هر برنامه ای صداقت خیلی مهمه این که مخاطب احساس نکنه ما داریم بهش آموزش می دیم.

تبیان: با این جمله که نوجوانی، سرآغاز بزرگسالی است چه قدر موافقید؟

اشکان: بله، درسته. نوجوانی اسمش روش هست همیشه میگن نوجوانی دوره ی مهمیه چون تقریبا شخصیت آدم ها تو این دوره شکل میگره که ممکنه اصلا هیچ شباهتی هم به دوره ی قبلش نداشته باشه من خودم اینطوری بودم تو دوره ی نوجوانی فکر خاصی داشتم که اصلا به گذشته ام مربوط نمیشد و خیلی ها هم اینطوری میشن.

تبیان: از چه نظر؟

ممکنه کسی خیلی درسخون باشه ولی دوره ی نوجوانی دیگه اینطوری نباشه یا بالعکس.

تبیان: تفاوتش برای شما چی بوده؟

من تو دوره ی راهنمایی خیلی کم درس میخوندم، ورزش می کردم و بعد وارد آموزشگاه هفت هنر شدم ، کتاب می خوندم. اصلا برام مهم نبود که دیپلم داشته باشم یه چیزهای دیگه ای برام مهم بود. اما کم کم تغییر کردم و فکر کردن به آینده برام مهم شد. البته این به شرایطی هم که توش بزرگ میشی بستگی داره. بخاطر همین نوجوانی شرایط ویژه ای است که خیلی تأثیرگذاره.

کیوان: یکی از سختی هاش هم اینه که چطور با خانواده، دوستان، اطرافیانت در ارتباط باشی. معمولا مشکلی که همه ی نوجوان ها دارن این جمله ی کلیشه ای که ما رو درک نمی کنن و این شاید بخاطر همین تغییرات باشه . یعنی تو نه بزرگی نه کوچک.

فاطیما: خودت فکر می کنی که دیگه خیلی بزرگی، یعنی بزرگ تر از این هم می تونم بشم؟ من الان دیگه همه چیز رو می فهمم و این هم اشتباهه.

تبیان: ولی این رو بعدا متوجه میشه.

فاطیما: بله، دقیقا و این اشتباه است.

اشکان: بخاطر همین تو این دوران نباید نصیحت کرد. حتی لباس هم که میخوای بخری نمیدونی بچه گانه باید بخری یا بزرگسال...

تبیان: دوره ی نوجوانی شما چطور بوده؟

کیوان: من بی خیال بودم همش درگیر این بودم که همه ی خوشی ها رو داشته باشم. من هفت هنر می رفتم، فوتبال هم بازی می کردم و کلابی خیال بودم. این تغییری که اشکان گفت من نداشتم که از یه جایی به بعد به آینده فکر کنم که حالا برای آینده ام چیکار کنم که خوب باشه ولی من متأسفانه اینطوری نبودم.

فاطیما: من کلا هیچ موقع از زمان های زندگیم با هم فرق نداشته.

تبیان: شاید چون زود وارد فضای کار شدی.

بله، من کوچک بودم همه می گفتن این بزرگ تر از سن خودش رفتار می کنه ولی واقعا دست خودم نبود من نمیخواستم ادای بزرگ ترها رو دربیارم. من تو خانواده ای بزرگ شدم که به جز من هیچ بچه ای نبود و کوچکترین همبازی من 20 سال با من اختلاف سنی داشت. تو شش سالگی هم که وارد تلویزین شدم و دیگه اصلا نمیتونی کودک بمونی، بهونه بیاری و باید صبرکنی.

من هیچ وقت کودکی نکردم و یادم نمیاد که لذت های دوره ی کودکی رو داشته باشم. ولی نوجوانی خوبی داشتم که داره تموم میشه چون سه سال کار نکردم . ولی الان دیگه کار بخشی از زندگیم شده که ترجیح میدم باشه.

اشکان: نوجوان ها تو این دوره باید سعی کنند تو هیچ چارچوبی نگنجند از همین الان باید به این فکر کنند که تو هرشرایطی که هستند ویژه باشند، تو هر کاری بهترین باشند چون چیزی در تو هست که در بقیه نیست.

ممنون از وقتی که گذاشتید، موفق باشید.



:: موضوعات مرتبط: , , ,
:: برچسب‌ها: گوناگون , گوناگون20 , اردبیل , معرفی اردبیل , فرش سپید , فرش سفید , کیوان ساکت , اشکان , فاطیما ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : یک شنبه 19 آبان 1392
امامت حضرت مهدی

امامت در لغت به معناى پیشوایى و در اصطلاح، یعنى ریاست عامه در امور دین و دنیا، به نیابت از پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم. امامت حضرت مهدی ارواحنا له الفداء به دو راه نص و معجزه ثابت شده است. اما نص: شیخ صدوق در کتاب کمال الدین به سندى صحیح به نقل از یونس بن عبدالرحمان آورده است که گفت: به محضر امام موسى بن جعفر علیه السلام مشرف شدم و عرضه داشتم: یابن رسول الله! آیا تو قائمِ بالحق هستى؟ فرمودند: من هم قائم بالحق هستم و لکن آن قائمى که زمین را از دشمنان خداى عز و جل پاک می کند و آن را پر از عدالت مى نماید، همچنان که از جور و ستم پر شده باشد، پنجمین فرزند من است که غیبتی طولانى دارد، زیرا که بر جان خود مى ترسد. در این مدّت عدّه اى از حق برگشته و عدّه ایى دیگر ثابت قدم مى مانند. سپس فرمود: خوشا به حال شیعیان ما که در غیبت قائم ما به رشته ولایت ما چسبیده و به دوستى ما ثابت مانده و از دشمنان ما بیزار باشند. آنان از ما و ما از آن هاییم. [۱] نمونه های دیگرى از نص را مى توان در جلد دوم کتاب کمال الدین، صفحات ۳۷۶ و ۳۸۱ و ۴۰۹ ملاحظه کرد. همچنین در کتاب کفایة الاثر فى النص على الائمة الاثنی عشر تألیف شیخ على بن محمد بن على الخزاز قمى، ۱۷۰ حدیث از طریق شیعه و سنى روایت شده که همه آن ها به امامت حضرت مهدى ارواحنا له الفداء تصریح دارد. و اما معجزه: معجزات و کرامات حضرت، دلیلى بر اثبات امامت اوست. از على بن محمد سمرى نقل شده که به محضر مقدس حضرت مهدى ارواحنا له الفداء نامه نوشت و درخواست کفن کرد. جواب آمد که در سال هشتاد یا هشتاد و یکم به آن نیازمند خواهى شد. پس در همان وقتى که آن حضرت برایش تعیین کرده بود وفات یافت و یک ماه پیش از فوتش کفن برایش فرستاده شد. [۲] و از جمله معجزات آشکار حضرت، حاجت گرفتن مردم از آن حضرت است که هر از گاهی زبان به زبان مى چرخد و مشتاقان را امیدوارتر و مشتاق تر می کند. شفا یافتن بیماران لا علاج در مسجد کوفه و مسجد سهله و مقام امام زمان در وادی السلام نجف و مقام امام زمان در حلّه و سلیمانیه و مسجد جمکران و … از آن جمله است. در کتاب هاى کمال الدین شیخ صدوق، بحارالانوار علامه مجلسى و نجم الثاقب میرزا حسین نورى از معجزات حضرت بسیار آمده است.



:: موضوعات مرتبط: , , ,
:: برچسب‌ها: گوناگون , گوناگون20 , اردبیل , معرفی اردبیل , مهدویت , اثبات امامت ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : یک شنبه 19 آبان 1392
محمّد بن عبد اللَّه القَحْطانى (مدعیان مهدویت)

القحطانی “جُهَیمان العُتَیْبى” در طلیعه‏ ى محرّم ۱۴۰۰ (= آذر ماه ۱۳۵۸)، هنگامى که هنوز تمامى حجّاج خانه‏ ى خدا به کشورهاى خویش باز نگشته بودند؛ صدها تن مرد مسلّح، از مردم وهّابى مسلک عربستان به رهبرى “جُهَیمان العُتَیْبى” با برنامه ریزى قبلى، مسجد الحرام را تصرّف کردند و با نیروهاى انتظامى دولت سعودى، به سختى درگیر شدند. شورشى‏ها از ظهور “محمّد بن عبد اللَّه القَحْطانى” برادر زن “جُهَیمان العُتَیْبى” به عنوان “مهدى موعود” خبر دادند. در پى این حادثه چندین روز مسجد الحرام در اشغال مهاجمان بود؛ تا این که دولت عربستان با امداد از مستشاران نظامى فرانسوى، مقدار زیادى آب نمک را به داخل صحن مسجد هدایت کرد؛ به طورى که تمامى صحن مسجد و زیرزمین‏هاى اطراف از آب نمک مملو شد. سپس برق فشار قوى به صحن مسجد وصل کرد؛ به خاطر وجود آب نمک – که نقش هادى قوى را بازى مى‏کند – تمامى کسانى که در صحن مسجد یا در زیرزمین‏ها سنگر گرفته بودند، دچار برق گرفتگى شدند و هلاک گردیدند. به دنبال این کار زره‏پوش‏هاى ارتش عربستان از زمین و هلیکوپترها از هوا به مهاجمان داخل مسجد هجوم بردند و با کشتن اشغالگران به ماجرا خاتمه دادند.[۲۲ ]ولى پیامد این ماجرا در محافل وهّابى‏ها چه در مقام رد یا اثبات مهدویّت هنوز ادامه دارد. به عنوان نمونه در پى آن حادثه، شیخ “عبد اللَّه بن زید آل محمود” رئیس دادگاه‏هاى شرعىِ کشور “قطر” رساله‏اى به نام “لا مهدیّ یُنتَظر بعدَ الرَّسول خَیرِ البشر” نوشت و در شهر “دوحه” پایتخت قطر انتشار داد. به فاصله‏ى اندکى شیخ “عبد المحسن بن حمد العَبّاد” عضو هیئت علمى دانشگاه اسلامى مدینه در نقد و ایراد نوشته‏ى فوق، در مجلّه‏ى رسمى آن دانشگاه به نام الجامعة الإسلامیّة تحت عنوان “الرّدّ على‏ مَن کذّب بالأحادیث الواردةِ فی المهدیّ” مقالاتى مبسوط نگاشت.



:: موضوعات مرتبط: , , ,
:: برچسب‌ها: گوناگون , گوناگون20 , اردبیل , معرفی اردبیل , مدعیان مهدویت ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : یک شنبه 19 آبان 1392
عکس/سپاسنامه‌ای از یک"پارسای بی‌ادعا"
این دستنوشته، حدود پنج ماه پیش از شهادت آن بزرگوار به رشته تحریر درآمده است و از فحوای آن چنین برمی آید که بعد از یک موفقیت چشمگیر (احتمالا در زمینه پیشرفت های موشکی) مکتوب شده باشد

به گزارش مشرق به نقل از جهان، 21 آبان ماه مصادف است با سالگرد شهادت "دانشمند برجسته و پارسای بی ادعا"، سردار "حاج حسن طهرانی مقدم"، پدرِ صنایع موشکی جمهوری اسلامی ایران. به همین مناسبت، تصویر و متن یادداشتی زیبا از ایشان را منتشر می نماییم. این دستنوشته، حدود پنج ماه پیش از شهادت آن بزرگوار به رشته تحریر درآمده است و از فحوای آن چنین برمی آید که بعد از یک موفقیت چشمگیر (احتمالا در زمینه پیشرفت های موشکی) مکتوب شده باشد:
بسمه تعالی
امروز یکبار دیگر فضل وجود الهی در این سرزمین تایید و بندگان سیاه خود را به نور الهی و هدایت روشن ساخت و نعمت خود را بر ما تمام گردانید و برای همیشه ما بندگان خود را شرمسار از حجت های بیدریغ خود ساخته که ما لیاقت آن را نداشته و نداریم. و این نوشتار به عبارت ساده، سپاس و حمد بی انتهای ما به آستان ربوبیت بی انتها در جود و سخا و مهربانی بی پایان او است.
پیش به سوی گسترش دین الهی در تمامی کره زمین و ایجاد زمینه اطاعت مطلق او در سرتاسر زمین و ایجاد زمینه ظهور آخرین منجی و بسط و گسترش فرهنگ تشیع علوی در سرتاسر جهان.
حسن مقدم
14/3/90



:: برچسب‌ها: گوناگون , گوناگون20 , اردبیل , معرفی اردبیل , طهرانی مقدم ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : یک شنبه 19 آبان 1392
حرف‌هاي خواندني رتبه اول كنكور انساني

پس از چند روز پيگيري توانستيم با فاطمه فتاحي، نفر اول علوم انساني كنكور 1391 ارتباط برقرار كرده و از ايشان براي مصاحبه دعوت كنيم. صبح يك روز تابستاني ماه مبارك رمضان، فاطمه فتاحي به همراه پدر به موسسه كيهان آمدند و در فضايي صميمي در يك گفت وگوي دانشجويي شركت كردند. در پايان مصاحبه خانم فتاحي و پدرش ملاقاتي با حسين شريعتمداري سرپرست و نماينده مقام معظم رهبري در مؤسسه كيهان انجام دادند. متن زير حاصل گفت وگوي ما با او و پدرش است.

عامل اصلي موفقيت شما چه بود؟
در موفقيت من يك عامل محور اصلي نبود و مجموعه اي از عوامل دست به دست هم دادند تا توانستم اين موفقيت را به دست بياورم. توكل به خدا، ايمان، حمايت خانواده، تلاش فردي هم در اين بين بسيار مهم است. ضمن اينكه كادر مدرسه از من حمايت ويژه مي كردند، اما آن چيزي كه از همان ابتدا هدف اصلي من بود، اين بود كه بتوانم بهترين رتبه را كسب كنم كه به عنوان يك فرد متدين رتبه يك را تقديم رهبر عزيز بكنم. اين عميق ترين نيت دروني من بود. به همين خاطر هم هيچ وقت انگيزه ام را از دست ندادم و خسته نشدم. هر موقع احساس كردم خللي در كارم ايجاد مي شود، به خود مي گفتم به خاطر هدفم بايد تلاش كنم. در مدرسه هم به خاطر اين انگيزه، از من حمايت هاي زيادي مي كردند و خيلي به من كمك كردند.
شما در كدام مدرسه درس خوانده ايد؟ محيط آن مذهبي بود؟
محيط مدرسه ما مثل ديگر مدارس بود. اما كادر مدرسه، افرادي مومن و انقلابي بودند و مسايلي كه از جنس دغدغه هاي من برايشان اهميت بسيار زيادي داشت. من سال اول دبيرستانم را در دبيرستان نمونه مردمي فرهنگ در منطقه 7 خواندم، سال دوم و سوم را در دبيرستان نمونه مردمي فرهنگ در منطقه 10 و سال پيش دانشگاهي را در موسسه غيرانتفاعي فائزون خواندم. البته كادر مدرسه فائزون، همان كادر دبيرستان نمونه مردمي فرهنگ منطقه 10بودند كه پس از بازنشسته شدن، اين مدرسه را تاسيس كرده بودند.
- شما در كلاس هاي كمك آموزشي و كلاس هاي آمادگي كنكور هم شركت كرديد؟
خير، من اصلا در كلاس هاي خارج از مدرسه شركت نمي كردم. حتي كنكورهاي آزمايشي موسسه هاي خصوصي را شركت نمي كردم. به همان برنامه اي كه مدرسه در نظر گرفته بود اكتفا مي كردم.
دبيران ما جزو بهترين معلم ها بودند، البته در ايام نزديك كنكور، شركت در كنكورهاي آزمايشي را توصيه مي كردند اما من قبول نكردم.
شما در مصاحبه اي انگيزه خود را لبيك به فرمان جهاد علمي رهبري معظم انقلاب به دانش آموزان و دانشجويان عنوان كرده ايد اين انگيزه را خانواده در شما به وجود آوردند يا كادر مدرسه؟
محيط خانواده بسيار تاثيرگذار است. مسلما محيط خانواده و تربيت آنها در ولايت پذيري من بسيار تاثيرگذار بوده، وقتي خانواده خود دغدغه و عشق به ولايت داشته باشند اين دغدغه به فرزندان هم منتقل مي شود. اما در جامعه اتفاقاتي رخ مي دهد كه احساس مي كنم به رهبرم و مقدساتم بي حرمتي مي شود. به خاطر همين من هميشه سعي مي كردم يك كاري كنم كه بين اين همه هياهو دل رهبرم را شاد كنم. محيط خانواده و مدرسه هم در به وجود آمدن اين انگيزه موثر بود، ولي مهم تر از اين چيزهايي بود كه در سطح جامعه مي ديدم و باب ميلم نبود، اين ها باعث پررنگ شدن انگيزه ام شد. مثلا اينكه ما يك كشور اسلامي هستيم، دوست داشتم كساني كه وارد عرصه علمي و پژوهشي مي شوند آدم هاي متديني باشند.
- چه رشته و دانشگاهي را مي خواهيد انتخاب كنيد، و برنامه شما براي فعاليتهاي دانشجويي چيست؟
رشته هاي مختلفي مد نظر من است، كه يكي از آنها روانشناسي دانشگاه تهران است. در خصوص فعاليت دانشجويي نيازمند شناخت بيشتر از محيط دانشگاه هستم در عين حال معتقدم هر دانشجو بايد فعاليت دانشجويي هم داشته باشد.
- فعاليت علمي يا سياسي؟
به نظرم دانشجو بايد در هر دو زمينه فعاليت داشته باشد.
- چه كساني از انگيزه شما اطلاع داشتند و واكنش آنها به اين مسئله چه بود؟
معاون مدرسه در جريان بود و به خاطر اين انگيزه اي كه داشتم هميشه از من حمايت مي كرد. و همينطور پدر و مادرم.
- چرا به ديگران بروز نمي داديد؟
من دوست داشتم ابتدا به آن نتيجه دست پيدا كنم بعد به همه اعلام كنم.
- آقاي فتاحي در دوران درسي دخترتان، چه نكاتي به نظرتان قابل ذكر است.
پدر خانم فتاحي: من و همسرم قبل از اينكه دختر بزرگم وارد مدرسه شود، به اين نتيجه رسيدم كه بزرگ ترين سرمايه مان در زندگي، فرزندانمان هستند. هرچقدر بخواهيم هزينه كنيم، سرمايه و انرژي بگذاريم، در تربيت و رشد و تعالي اين بچه ها بايد كار بكنيم. براي ما اين مسئله بعضا سخت هم بود. لذا به دنبال يك مدرسه خوب براي فرزندانمان بوديم و هم اينكه هزينه هاي مدرسه را تامين بكنيم، تا اينكه فرزندمان در محيط مناسبي رشد بكند. لذا فرزندانمان در يك محيط مناسب رشد پيدا كردند: الحمدالله انتخاب مسيرشان هم درست بود.
- شغل خود شما چيست؟
پدر خانم فتاحي: من بازنشسته هستم و همسرم پزشك هستند.
- خود شما چقدر پيگير درس فرزندتان بوديد؟
پدر خانم فتاحي: ما عملا نمي توانستيم زياد وقت بگذاريم چون ما در نظام آموزشي با 30 سال فاصله آموزش درس خوانده بوديم. اينكه بخواهيم در درس كمكشان كنيم، برايمان امكان پذير بود، اما پيگيري هاي كلي را انجام مي داديم كه درسها خوانده شود. بيشتر كادر مدرسه بودند كه پيگير دروس بودند.
- براي انجام امور درسي خودكفا بودند يا شما را هم درگير مي كردند؟
پدر فاطمه فتاحي: بيشترين وقتي كه بچه ها از ما گرفتند، در دوران دبستان بود، مثلا احتياج بود ديكته گفته شود، و مشق ها پيگيري شود؛ اما در مقطع راهنمايي و دبيرستان مدارس خود تدبيرهايي دارند، كه ما پشتيباني مي كرديم.
- شما چقدر اين موفقيت را براي خودتان پيش بيني مي كرديد؟
خانم فتاحي: من از ابتداي پيش دانشگاهي كه شروع به درس خواندن كردم، چنين هدفي را براي خود در نظر گرفتم، چون كه در توانايي ها و استعدادهايم چنين چيزي را مي ديدم. دوست داشتم از تواني كه خدا در من قرار داده نهايت استفاده را ببرم، و با توجه به نتايجي كه در طول سال به دست مي آوردم، كسب چنين نتيجه اي برايم دور از انتظار نبود.
پدر فاطمه فتاحي: ايشان در اتاقشان يك تخته وايت بورد داشتند، و براي خودشان هدف گذاري كرده بودند، مثلا نوشته بودند 335 روز تا رتبه 1 كنكور، و هر روز اين شماره را يكي يكي كم مي كردند. در آزمون هايي كه در مدرسه گرفته مي شد هميشه اول مي شدند. با توجه به اين كه ايشان در اكثر كنكورهاي آزمايشي مدرسه رتبه 1 را به دست مي آوردند، دور از انتظار نبود به دست آوردن چنين رتبه اي.
- روزانه چقدر درس مي خوانديد؟
روزهايي كه تعطيل بود، 10 ساعت و روزهايي كه مدرسه مي رفتيم بين 5 تا 6 ساعت.
- برنامه ريزي روزانه شما چطور بود؟
بعد از اين كه از مدرسه به خانه مي رسيدم، شروع مي كردم به درس خواندن و سعي مي كردم هر روز بيشترين توانايي ام را براي درس خواندن بگذارم. ولي تمام توانم را هم استفاده نمي كردم. مثلا 90% توانم را براي درس خواندن مي گذاشتم، تا بتوانم در روزهاي ديگر هم درس بخوانم. يعني در روز آن قدر تحت فشار درس نمي خواندم كه توانايي ادامه دادن براي روزهاي ديگر را نداشته باشم. سعي مي كردم هميشه در كنار درس، استراحت هم بكنم. براي اينكه خسته نشوم و بتوانم در روزهاي آينده هم درسم را دنبال كنم. در روزهاي تعطيل هم بيشتر صبح ها درس مي خواندم. ظهرها استراحت مي كردم تا بتوانم بعد از ظهر و عصر دوباره درس بخوانم.
- در پيش دانشگاهي مطالعه آزاد هم داشتيد؟
خير، ولي قبل از آن مطالعه آزاد داشتم.
- در چه حوزه اي مطالعه مي كرديد؟
در زمينه ادبيات و هم معارف اسلامي.
- در حوزه ادبيات، شعر مي خوانديد يا رمان؟
رمان.
- چند نمونه را نام مي بريد؟
در زمينه معارف بيشتر كتاب هاي شهيد مطهري مثل حماسه حسيني، فلسفه اخلاق، آزادي معنوي و... و به صورت پراكنده آثاري از علماي بزرگوار مثل آيت الله جوادي آملي. در ساير زمينه ها هم كتاب هايي مثل دا، داستان سيستان و...
- در دوره پيش دانشگاهي، برنامه هاي جانبي مانند مهماني و مسافرت را انجام مي داديد؟
خيلي كم. براي مثال شايد يك ساعت به خانه بستگان مي رفتيم. اما رفت و آمدش وقت و انرژي زيادي مي گرفت و ديگر نمي توانستم درس بخوانم. بنابراين خيلي كمتر از قبل مهماني مي رفتم تا انرژي ام را تلف نكنم.
پدر فاطمه فتاحي: به خاطر موفقيت دخترم مسافرت هاي يك سال اخير ما كلا لغو شد.
- اخبار كشور و جهان اسلام را چگونه باخبر مي شويد؟
اخبار را بيشتر از تلويزيون دنبال مي كردم.
- با اينترنت چقدر كار مي كنيد؟
نسبت به رسانه هاي ديگر بسيار آسان تر است. مثل تلويزيون نيست كه بگوييم يك ساعت مشخصي دارد، به همين جهت بيشتر از اينترنت استفاده مي كنم.
- خاطره يا خاطراتي از دوران دبيرستان تان نقل كنيد.
حضور ذهن ندارم.
- در كنكور در چه درس هايي درصد و نمره كامل را به دست آورديد؟
اقتصاد، تاريخ، جغرافيا و جامعه شناسي.
- پس چرا در يكي از همين رشته هايي كه درصد كامل را به دست آورديد ادامه تحصيل نمي دهيد؟
كتاب هايي كه در دبيرستان مي خوانيم، بسيار متفاوت از كتاب هايي است كه در دانشگاه قرار است بخوانيم. من به كتاب اقتصاد سال دوم دبيرستان بسيار علاقه مند بودم، ولي اينكه بخواهم در دانشگاه هم اقتصاد را ادامه دهم، بحث ديگري است.
- يكي از اهدافتان كه محقق شد، كسب رتبه اول و لبيك به فرمان رهبر معظم انقلاب بود. هدف بعدي شما چيست؟
جهاد علمي كه هيچ موقع پايان نمي يابد. اميدوارم بتوانم در زمينه تحول علوم انساني مشاركت داشته و فعاليت هاي علمي و پژوهشي را ادامه دهم.
- چه شد كه شما در سال دوم دبيرستان رشته علوم انساني را انتخاب كرديد؟
هم اينكه علاقه مند بودم، و هم اينكه رشته انساني را مورد نيازتر مي دانستم، هم در زندگي شخصي خودم و هم در جامعه.
- رشته اي كه مي خواهيد انتخاب كنيد (روانشناسي)، يك رشته است با متون ترجمه اي. آيا براي تكميل دانش خود، مطالعاتي در زمينه معارف اسلامي هم داريد؟
بله. نيت من هم همين بود كه بتوانم در كنار درس دانشگاهي ام، در حوزه هاي علوم اسلامي هم فعاليت علمي بكنم تا بتوانم مقايسه اي بين آن مباحثي كه در دانشگاه مي خوانيم و آن معارفي كه ما در دين خود داريم، انجام بدهيم. همچنين نيازي در خود مي بينم تا به يك خودسازي برسم.
- نقش معنويات و تهذيب را در دوران جواني چقدر تأثيرگذار مي دانيد؟
بسيار مهم و تأثيرگذار است. انسان در دوران پيش دانشگاهي، رابطه اش با خدا خيلي عجيب و متفاوت از سال هاي ديگر است. نه صرفاً به خاطر رتبه. آرامشم را مديون دعا و توسل هستم و اگر اين آرامش نبود نمي توانستم به ديگر فعاليت هايم ادامه دهم.
- در مناسبت هاي مذهبي خاص چطور درس مي خوانديد؟
در بعضي از مناسبت ها مثل شب هاي قدر، ايام تاسوعا و عاشورا، روز قدس و...، اصلاً دلم نمي آمد درس بخوانم و در اين مراسم ها شركت نكنم. فكر مي كنم درس خواندن در آن زمان بركتي ندارد. ما هميشه در مدرسه مان سه شنبه ها مراسم زيارت عاشورا برگزار مي كرديم. سعي مي كرديم هم در جمع مان معنويات را پررنگ كنيم و اينكه هر كس به صورت فردي رابطه معنوي اش را با خدا حفظ كند.
- روز قدس هم شركت كرديد؟
بله.
- نظر شما راجع به مسئله فلسطين چيست؟
وقتي در غزه انسانيت ناديده گرفته مي شود، هركسي كه در خود انسانيت را احساس مي كند بايد يك واكنشي نشان دهد. نه فقط مسلمانان. هر كس كه انسان است بايد واكنش نشان دهد.
- شما وبلاگ هم داريد؟
بله.
- به خبرنگاري علاقه داريد؟
اصلاً.
- چرا؟
كار خيلي سختي است و يك روحيه خيلي قوي مي خواهد.
تعريف شما از جهاد علمي چيست؟
بنا به اقتضاي شرايط گاهي بايد با جانمان به جهاد برويم گاهي هم با علم مان. با توجه به شرايط امروز دنياتلاش براي حرف اول در علم زدن نوعي جهاد محسوب مي شود.
- اگر يك جمله بخواهيد به رهبري بگوييد، چيست؟
همه تلاش من براي كسب رضايت شما بوده، نمي دانم اين امر چقدر محقق شده است. اميدوارم دعاي خيرتان بدرقه راهم باشد.
- بزرگ ترين آرزوي شما چيست؟
يا ايتها النفس المطمئنه ارجعي الي ربك راضيه مرضيه.
اگر موافق باشيد چند كلمه به شما مي گويم و احساستان را نسبت به آن بيان كنيد.
- كنكور؟
ماراتن نفس گير
- امام رضا(ع)؟
هميشه هوايم را دارد.
- روان شناسي؟
نوعي شناخت انسان
- دانشگاه؟
لبه تيغ
- علوم انساني اسلامي؟
هر علمي اگر با اسلام همراه شود بهترين نتيجه را خواهد داشت.
- جهاد؟
پايان نمي پذيرد و در هر دوره به يك شكل است.
- 9 دي؟
رهبرمان تنها نيست.
- مادر؟
حامي و دلسوز.
- پدر؟
همراه و پشتيبان.
- زيارت عاشوراهاي سه شنبه؟
در هياهوي درس ها، لذت پر كشيدن تا بين الحرمين.
- امام خامنه اي؟
رهبر مقتدر كه اين انقلاب را به دست صاحب اصلي اش خواهد سپرد.
ان شاءالله
منبع : رجانیوز


:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: گوناگون , گوناگون20 , اردبیل , معرفی اردبیل , مصاحبه با کنکور 91 ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : یک شنبه 19 آبان 1392
بزرگ‌ترین فتنه آخرالزّمان

امام زمان(عج)

خطر دجّال برای جوامع بشری چنان گسترده و ویرانگر است که همة پیامبران الهی دربارة آن هشدار داده و پیروان خود را از او برحذر داشته‌اند. پیامبر گرامی اسلام در این زمینه می‌فرماید: «هیچ پیامبری نبوده است مگر اینکه پیروانش را از دجّال بر حذر داشته است».

اشاره:

در روایات اسلامی، به ویژه روایاتی که به طریق اهل‌سنّت از پیامبر گرامی اسلام صلی‌الله‌علیه‌و‌آله نقل شده از فتنه‌ای سخن به میان آمده که به تعبیر روایات بزرگ‌ترین فتنة آخرالزّمان است و از آغاز آفرینش آدم تا روز قیامت فتنه‌ای به مانند آن نیامده است. از این رویداد بزرگ و فتنة سهمگین در روایات به «خروج دجّال» تعبیر شده است.

با وجود آنکه روایات فراوانی در زمینة ویژگی‌های دجّال و اعمال و رفتار او نقل شده است،1 ولی باید اعتراف کرد که درک همة وجوه این موضوع به راحتی امکان‌پذیر نیست و نمی‌توان به تصویری کامل و بدون ابهام از این پدیدة عجیب و بی‌مانند دست یافت. با این حال، با توجّه به ضرورت شناخت این رویداد آخرالزّمانی و اهمیّت آماده شدن برای رویارویی با این فتنة جهان‌گستر، در این مقاله با بهره‌گیری از روایات به تبیین برخی از وجوه فتنة دجّال می‌پردازیم.

1. معنا و مفهوم دجّال

«دجّال» بر وزن فعّال صیغة مبالغه است که در ادبیات عرب برای دلالت بر زیادی انجام کار از سوی فاعل به کار می‌رود. در کتاب‌های لغت، احتمال‌های متعددی برای ریشه و معنای این واژه مطرح شده است که در اینجا به برخی از آنها اشاره می‌کنیم:

الف) واژة دجّال از «دُجَیل» به معنای «قَطْران»2 گرفته شده است، گفتنی است اعراب در گذشته، بدن شتران خود را برای پوشاندن عیوب آنها با ماده سیاه‌رنگی به نام قطران می‌پوشاندند و در عرف عرب به پوشاندن کامل بدن شتر با این ماده «تَدجیل» می‌گفتند. از آنجا که دجّال نیز چون قطران سراسر زمین را می‌پوشاند، از او با این عنوان یاد می‌شود.

ب) واژة یاد شده از «دَجْل» به معنای «دروغ»و «فریب» مشتق شده و دلیل نام‌گذاری دجّال به این نام این است که او ادّعای پروردگاری می‌کند و این کار از بزرگ‌ترین دروغ‌هاست.

ج) ریشة لغت دجّال، «دَجْل»، به معنای «در نوردیدن» است و از این رو این نام به دجّال اطلاق می‌شود که او بیشتر مناطق جهان را درمی‌نوردد و تحت سلطة خود درمی‌آورد.

د) دجّال از «تَدجیل» به معنای «پوشاندن» ریشه گرفته است و به این دلیل دجّال را با این نام می‌خوانند که او با کفرش مردم را می‌پوشاند یا زمین را با فراوانی لشکریانش می‌پوشاند یا اینکه حق را با باطل می‌پوشاند.

هـ‍) این واژه از «تَدجیل» گرفته شده که به معنای «زراندود کردن» برای فریب است. بنابر این قول، دلیل نام‌گذاری دجّال به این نام این است که او با دروغ و نیرنگ خود و همچنین با بیان کردن خلاف آنچه در دل دارد، باطل را حق جلوه می‌دهد و موجب فریب مردم می‌شود.

خطر دجّال برای جوامع بشری چنان گسترده و ویرانگر است که همة پیامبران الهی دربارة آن هشدار داده و پیروان خود را از او برحذر داشته‌اند.

و) لغت دجّال از «دُجال» به معنای «طلا» یا «آب طلا» مشتق شده است؛ چون دجّال در هر جا که قدم می‌گذارد گنج‌های طلا نیز با او همراه است.

ز) ریشة این لغت «دَجّاله» به معنای «گروه بزرگ هم‌سفران» است و به این دلیل دجّال را به این اسم نام‌گذاری کرده‌اند که او سراسر زمین را با هواداران فراوان خود می‌پوشاند.

ح) این واژه از لغت «دَجال» به معنای «سرگین»، گرفته شده است؛ زیرا دجّال نیز مانند سرگین گسترة زمین را با اعمال خود آلوده می‌کند.3

مؤلف لغت‌نامة «تاج العروس» پس از نقل اقوال یاد شده می‌نویسد: «...بهترین وجه آن است که گفت: دجّال به معنای بسیار دروغ‌گوست و دروغ او سحر، فریب، تهمت، حق‌پوشی و اظهار مطالبی است که در دل او وجود ندارد».4

امام زمان (عج)

2. دجّال در روایات

با نگاهی اجمالی به مجموعه روایت‌هایی که در زمینة خروج دجّال و رویدادهای وابسته به آن نقل شده است، با موضوع‌ها و سرفصل‌های متعدّدی روبه‌رو می شویم که بررسی کامل همة آنها نیازمند پژوهشی ژرف و گسترده است. در این مجال اندک، برخی از این موضوع‌ها و سرفصل‌ها را بررسی می‌کنیم.

الف) حتمی بودن خروج دجّال: در روایات متعدّدی بر گریزناپذیر بودن خروج دجّال، به عنوان یکی از رویدادهای آخرالزّمان یا نشانه‌های قیامت، تأکید شده است. از جمله در روایتی که امیرمؤمنان علی علیه‌السلام از پیامبر گرامی اسلام نقل می‌کند، می‌خوانیم: «پیش از ساعت [قیامت] ده رویداد گریزناپذیر است: [خروج] سفیانی، [خروج] دجّال و...».6

در برخی روایات حتمی بودن خروج دجّال به مانند حتمی بودن ظهور امام مهدی علیه‌السلام دانسته شده و انکار آن کفر به شمار آمده است. از آن جمله می‌توان به روایت نبوی زیر اشاره کرد: «هر کس خروج مهدی را منکر شود به آنچه بر محمّد نازل گشته، کافر شده است و هر کس نزول عیسی را منکر شود کافر شده و هر کس خروج دجّال را انکار کند، کافر شده است».7

ب) بزرگی فتنة دجّال: در بسیاری روایات بر این موضوع تأکید شده که فتنة دجّال، فتنه‌ای بزرگ و بی‌مانند است. براساس یکی از این روایات، پیامبر اعظم در یکی از خطبه‌های خود می‌فرماید:

«ای مردم! بر روی زمین فتنه‌ای بزرگ‌تر از فتنه دجّال نبوده است، خدای تعالی هیچ پیامبری را برانگیخته، مگر اینکه امّتش را از او برحذر داشته است».8

در روایت دیگری، در همین زمینه از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله چنین روایت شده است: «از آفرینش آدم ـ درود خدا بر او باد ـ تا برپایی قیامت، امری بزرگ‌تر از دجّال نبوده است».9

ج) هشدار همة پیامبران دربارة خروج دجّال: خطر دجّال برای جوامع بشری چنان گسترده و ویرانگر است که همة پیامبران الهی دربارة آن هشدار داده و پیروان خود را از او برحذر داشته‌اند. پیامبر گرامی اسلام در این زمینه می‌فرماید: «هیچ پیامبری نبوده است مگر اینکه پیروانش را از دجّال بر حذر داشته است».10

واژة یاد شده از «دَجْل» به معنای «دروغ»و «فریب» مشتق شده و دلیل نام‌گذاری دجّال به این نام این است که او ادّعای پروردگاری می‌کند و این کار از بزرگ‌ترین دروغ‌هاست.

د) ضرورت پناه بردن به خدا از شرّ دجّال: در روایات فراوانی بر ضرورت پناه بردن به خدا از شرّ فتنة دجّال سفارش شده است. از جمله در روایتی، از پیامبر گرامی اسلام صلی‌الله‌علیه‌و‌آله چنین نقل شده است: «هر یک از شما هنگامی که از تشهّد پایانی فارغ شدید، باید که از چهار چیز [به خدا] پناه برید: از عذاب جهنّم، از عذاب قبر، از فتنه زمان زندگی و مرگ و از شرّ مسیح دجّال».11

در برخی روایات نیز توصیه‌هایی برای در امان ماندن از شرّ فتنه دجّال شده است، از جمله در یکی از روایات نبوی می‌خوانیم: «هر کس ده آیة ابتدایی سورة کهف را حفظ کند، از فتنة دجّال در امان می‌ماند.12

ه‍) آثار شیعی دجال ندارند :پیش از بررسی ویژگی‌هایی که در روایات برای دجّال برشمرده شده، لازم است یادآور شویم که در منابع روایی شیعه برخلاف منابع اهل سنّت، کمتر به موضوع دجّال پرداخته شده است تا آنجا که در کتاب‌هایی مانند «الکافی» ثقةالاسلام کلینی رحمه‌الله، کتاب «الغیبة» نعمانی رحمه‌الله و «الإرشاد» شیخ مفید رحمه‌الله که در آنها روایات فراوانی در مورد نشانه‌های ظهور نقل شده، حتی یک روایت هم دربارة دجّال نیامده است و مجموع روایاتی که در «کمال‌الدّین و تمام النّعمه» شیخ صدوق رحمه‌الله و کتاب «الغیبة» شیخ طوسی رحمه‌الله دراین‌باره نقل شده است، به ده مورد هم نمی‌رسد. افزون بر این، بیشتر روایت‌هایی که از طریق اهل سنّت دربارة دجّال و ویژگی‌های او نقل شده گرفتار ضعف سند یا افسانه پردازی و بیان مطالب عجیب و غریب و دور از ذهن است.

و) دجال رمزی: با توجّه به مطالب یاد شده، برخی از نویسندگان معاصر، در اصل وجود دجّال یا ویژگی‌های او تردید کرده و در نهایت معتقد به رمزی و کنایه‌ای بودن ویژگی‌های دجّال و انطباق نداشتن این ویژگی‌ها بر شخص یا موجود معین و مشخص شده‌اند. سید محمّد صدر، پس از آنکه دوازده ویژگی دجّال را با استفاده از روایات برمی‌شمارد، در بررسی این ویژگی‌ها می‌نویسد: «بی‌تردید در اینکه اگر از مفاهیم رمزی و کنایی این عبارات صرف نظر کنیم هیچ یک از آنها را نمی‌توانیم بپذیریم و نمی‌شود آنها را صحیح دانست؛ زیرا از نظر ضوابط سندی اکثر آنها اخبار واحدی می‌باشند که قابل اعتماد نیستند و اگر از ضوابط سندی نیز صرف نظر کنیم می‌بینم که در این روایات مطالبی اعجاز آمیز به دجال نسبت داده شده است. با اینکه وی شخصی کافر و سرکش و طاغی است و قبلاً گفتیم که صدور معجزه از یک شخص کافر ممکن نیست.... با وجود این نقاط ضعف، امر از دو حال خارج نیست یا باید تمامی این اخبار را مردود بدانیم یا اینکه بر یک معنای رمزی و کنایی برخلاف معنای ظاهری حمل کنیم و روشن است که حمل بر معنای رمزی از کنار گذاشتن و مردود دانستن بهتر است».13

یکی دیگر از نویسندگان معاصر نیز پس از بیان روایات دجّال، درباره آن تردید کرده و می‌نویسد: «ریشة داستان دجّال را باید در کتاب مقدّس و در بیان نصاری پیدا کرد. بعد از آنکه، اکثر احادیث آن و تفصیلاتش در کتب اهل سنّت و به طرق آنهاست. به هر حال، اصل قضیه دجّال به طور اجمال، بعید نیست صحت داشته باشد، لیکن تعریفات و توصیفاتی که درباره‌اش شده مدرک قابل اعتمادی ندارد. پس بر فرض اینکه اصل قضیة دجّال صحت داشته باشد، اما بدون تردید با افسانه‌هایی آمیخته شده صورت حقیقی خود را از دست داده است».14

برای مطالعه کامل این نظریه اینجا را کلیک کنید.

امام زمان

ز) ویژگی‌های دجّال: پس از این مقدّمه به بررسی مهم‌ترین ویژگی‌های ظاهری و رفتاری دجّال می‌پردازیم. براساس روایات، کافر بودن، ادّعای پروردگاری کردن، درنوردیدن سراسر جهان، عمر طولانی داشتن، یک چشم بودن و... از مهم‌ترین ویژگی‌های دجّال است. برای روشن‌تر شدن این ویژگی‌ها، چند روایت را که در این زمینه وارد شده است، بررسی می‌کنیم.

در یکی از احادیث نبوی، دجّال این‌گونه توصیف شده است: «من دربارة دجال با شما سخن گفتم و بیم آن دارم که شما آن درک نکنید. مسیح دجّال مردی کوتاه قد با پاهایی فاصله‌دار و مویی پیچان (مجعّد) است، یک چشم بیشتر ندارد و چشم دیگر او به طور كلّی محو شده و هیچ برآمدگی و فرو رفتگی از آنان باقی نمانده است. اگر [امر او] بر شما مشتبه می‌شود بدانید که پروردگار شما یک چشم نیست و شما هرگز پروردگار خود را نمی‌بینید تا اینکه از دنیا بروید».16

دراین‌باره همچنین از پیامبر اعظم علیه‌السلام نقل شده است که فرمود: «دجّال کسی است که چشم چپ او نابیناست و در میان پیشانی او نوشته شده است: کافر. بر چشم او ناخنكی17 بزرگ است». 18 در روایت نبوی دیگری که در منابع روایی شیعه نیز نقل شده است، دربارة ویژگی‌های دجّال چنین می‌خوانیم: «ای مردم! خداوند پیامبری را به رسالت مبعوث نکرد جز آنکه قومش را از دجّال ترسانید و خدای تعالی آن را تا به امروز بر شما تأخیر انداخته است و اگر امر بر شما مشتبه شد بدانید که خداوند یک چشم نیست و دجّال بر حماری که فاصلة بین دوگوشش یک میل است خروج می‌کند و بیشتر پیروان او یهود و زنان و اعرابند و به همة کرانه‌های زمین جز مکّه و دو حومة آن و مدینه دو حومة آن درآید.19

دجّال کسی است که چشم چپ او نابیناست و در میان پیشانی او نوشته شده است: کافر. بر چشم او ناخنكی بزرگ است

در روایتی که از امیرمؤمنان علیه‌السلام نقل شده است، آن حضرت در پاسخ «اصبغ بن نباته» که از آن حضرت دربارة ویژگی‌های دجّال پرسیده بود، می‌فرماید: «دجّال صائد بن صائد [صید] است و بدبخت کسی است که او را تصدیق کند و نیک بخت کسی است که او را تکذیب نماید. او از شهری خروج کند که به آن اصفهان گویند. از قریه‌ای که او را یهودیه می‌شناسند. چشم راستش ممسوح [نابینا] است و چشم دیگرش که بر پیشانی اوست آنچنان می‌درخشد که گویی ستارة سحری است و در آن علقه‌ای است که با خون در آمیخته و میان دو چشمش نوشته شده است: «کافر» و هر کاتب و بی‌سوادی آن را می‌خواند و در دریاها فرو می‌رود، آفتاب با او حركت می‌كند و در مقابلش كوهی از دود است و پشت سرش كوه سفیدی است كه مردم آن را طعام پندارند. در قحطی شدیدی در حالی كه بر حمار سپیدی كه فاصله هر گامش یك میل است، سوار شده خروج می‌كند و زمین منزل به منزل زیر پایش در نوردیده شود و بر آبی نگذرد جز آنكه تا روز قیامت فرو رود و با صدای بلندی که جن و انس و شیاطین در شرق و غرب عالم آن را می‌شنوند، می‌گوید: «ای دوستان من! به نزد من آیید، من کسی هستم که آفرید و هماهنگی بخشید و اندازه‌گیری کرد و راه نمود. من پروردگار والای شما هستم». در حالی که آن دشمن خدا دروغ می‌گوید. او یک چشمی است که غذا می‌خورد و در بازارها راه می‌رود و پروردگار شما یک چشم نیست و غذا نمی‌خورد و راه نمی‌رود و زوالی ندارد».20

ح) سرانجام دجّال: در مورد سرانجام دجّال و اینکه او به دست چه کسی نابود می‌شود، با دو دسته روایت روبه‌رو هستیم. در دسته‌ای از روایات تأکید شده است که دجّال به دست حضرت مهدی علیه‌السلام کشته می‌شود و در دسته‌ای دیگر از روایات از حضرت عیسی علیه‌السلام به عنوان کشندة دجّال یاد شده است.

در نخستین روایت دستة اول كه از امیر مؤمنان علی علیه‌السلام نقل شده است، در این زمینه چنین می‌خوانیم: «آگاه باشید که بیشتر پیروانش فرزندان نامشروع و اصحاب طیلسان21 (جامه‌های) سبز (یا یهودیان) هستند. خداوند او را در گردنة «افیق»22 به دست کسی که عیسی بن مریم علیه‌السلام پشت سر او نماز می‌خواند، سه ساعت گذشته از روز جمعه به هلاکت می‌رساند».23

امام زمان(عج)

امام صادق علیه‌السلام نیز دراین‌باره می‌فرماید: «روز نوروز روزی است که خداوند در آن روز قائم ما اهل بیت و واپسین ولی امر را بر دجّال پیروز می‌گرداند و او را در کناسه کوفه به دار می‌زند».24 در یکی از روایات دستة دوم، به نقل از پیامبر اعظمصلی‌الله‌علیه‌و‌آله چنین آمده است: «در همین حالت که وی بدین گونه می‌گذارند، خداوند عزّ و جلّ مسیح پسر مریم علیه‌السلام را برمی‌انگیزد و او نزد منارة سفید سمت شرقی دمشق در پوششی زرد نازل می‌شود در حالی که دستش را بر شانه‌های دو فرشته گذاشته است دنبال او می‌رود تا اینکه او را در نزدیکی دروازة «لدّ»25 شرقی می‌یابد و او را می‌کشد».26

در این زمینه، همچنین از پیامبر گرامی اسلامصلی‌الله‌علیه‌و‌آله نقل شده است که فرمودند: «دجال در امت من خارج میشود و به مدت چهل روز یا چهل سال یا چهل شب یا چهل ماه در میان آنها زندگی می‌کند تا اینکه خداوند عیسی بن مریم علیه‌السلام را برمی‌انگیزد ـ در حالی که او مانند بن مسعود ثقفی است ـ و او بر دجال غلبه می‌کند و نابودش می‌سازد».27 با توجّه به روایات یاد شده، اظهار نظر قطعی در مورد چگونگی از بین رفتن دجّال امکان‌پذیر نیست و به ناچار علم آن را به خدا واگذار می‌کنیم.

ط) دجّال و دیگر مدّعیان دروغین: نکتة دیگری که از روایات دربارة دجّال به دست می‌آید این است که پیش از خروج دجّال اصلی، دجّال‌ها یا کذّاب‌های فراوانی خروج می‌کنند که هر یک به نوعی موجب فریب و گمراهی مردم می‌شوند. در روایتی که انس بن مالک از پیامبر اعظم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله نقل کرده، در این زمینه چنین آمده است: «پیش از خروج آن دجّال، افزون بر هفتاد دجّال خروج می‌کند».28

پیامبر خاتم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله در روایت دیگری دراین‌باره می‌فرماید: «در آخرالزّمان دجّال‌های دروغ‌گویی خواهند آمد. آنها احادیثی را به شما عرضه می‌کنند که نه شما و نه پدرانتان آنها را نشنیده‌اید، پس برحذر باشید که آنها شما را گمراه نکنند و نفریبند».29 همچنین از آن حضرت روایت شده است که فرمود: «همانا به زودی در امّت من، سی مدّعی دروغین برخواهند خاست که همة آنها گمان می‌کنند، پیامبر است در حالی که من خاتم پیامبرانم و هیچ پیامبری پس از من نیست»30 با توجّه به روایات یاد شده و روایات فراوان دیگری که در این زمینه نقل شده است،31 می‌توان گفت که دجّال با ویژگی‌هایی که در این مقاله برشمردیم یک مصداق بیشتر ندارد و موارد دیگری که در روایات اخیر از آنها تعبیر به دجّال شده، صرفاً از باب همانندی با دجّال واقعی از نظر بیان ادّعاهای خلاف واقع و فریفتن مردم بوده است، نه اینکه واقعاً ده‌ها دجّال با ویژگی‌های منحصر به فردی که در اینجا به آنها اشاره کردیم در آخرالزّمان خروج می‌کند.

با توجه به مجموعه مطالبی که در این مقاله بیان شد، درمی‌یابیم که فتنة دجّال فتنه‌ای سهمگین، پیچیده و بسیار گمراه کننده است که باید برای در امان ماندن از آن تنها به خدای بزرگ پناه برد.

منبع : تبیان



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: گوناگون , گوناگون20 , اردبیل , معرفی اردبیل , دجال , فتنه اخرالزمان ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : شنبه 18 آبان 1392
انتظار، بدون صبر و بصیرت!
انتظار
همه ما این جمله حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) را حفظ هستیم که فرمودند: «افضل العبادة انتظار الفرج» (1)
همچنین در سخن شریفی از امام علی(علیه السلام) چنین آمده است که: «أفضل العبادة عفّة البطن و الفرج ؛ برترین عبادت، نگهدارى شكم و میل جنسی [از محرمات‏] است».(2) اما آیا عفت ـ که دو مصداق آن بیان شد ـ مصادیق دیگری نیز دارد.
امام علی(علیه السلام) این سؤال را نیز پاسخ داده و فرمودند: «انّ افضل العفّه الوَرَع». ورع به معنی تقواست و به عبارتی، نقطه عالی نیت‌ها و اعمال انسان‌ها محسوب می‌شود. این جمله، یکی از جملاتی است که امام علی(علیه السلام) در نامه‌ای، به محمد بن ابی بکر نوشتند؛ آن هم زمانی که او را به عنوان والی مصر، رهسپار آن دیار کردند. مصر در آن زمان چنان دستخوش دگرگونی شده بود که علیه حکومت مرکزی ایستاده و علم شورش برداشته بود. داستان محمد بن ابی بکر با شهادتش توسط مأموران معاویه در آن خطه، پایان می‌پذیرد و مصر سرانجام رسماً از سیطره حکومت به حق امیرالمؤمنین(علیه السلام) خارج و به عنوان تحفه و دستمزد حیله‌ای که عمروعاص در صفین به خرج داد (قرآن بر سر نیزه کردن) به او سپرده شد. مصر قبل از شهادت محمدبن ابی بکر، شهادت مالک اشتر را نیز در کارنامه خود داشت. وقتی که مالک به عنوان فرماندار به آنجا رفت به نیرنگ عمروعاص شهید شد.
از خصوصیات بارز یاران امام زمان(عج) بصیرت و خردمندی آنهاست. در فتنه‌هایی كه زیركان در آن فرو می‌‌مانند، هوشیارانه راه می‌‌جویند و حق را از باطل می‌‌شناسند

ممکن است تصور کنید این مقدمه، قدری طولانی شده است؛ امّا نکته مهم همین جاست! چون در زمان عثمان، مهم‌ترین کسانی که به عنوان دادخواهی به مرکز حکومت اسلامی(مدینه) آمدند تا شکایت فرماندار را به عثمان کنند و گشایشی در کارشان حاصل شود، همین اهل مصر و بزرگان آنها بودند. علاوه بر مصریان، بزرگان سایر بلاد اسلامی نیز به مدینه آمده بودند و اجتماع بزرگی در مدینه به راه افتاده بود. عثمان از ترس شورش این جمعیت فراوان، سپاه شام را به فرماندهی معاویه به مدینه فرا خواند و معاویه هم سپاه را به سمت مدینه حرکت داد؛ ولی هیچ گاه اجازه نداد حتی به نزدیکی مدینه برسد! از آن طرف، عثمان، قول برکناری چند فرماندار را به مردم داد و مردم مصر با خوشحالی مدینه را ترک کردند. اما توطئه مروان باعث شد تا مصریان سراسیمه از نیمه راه بازگشته و وارد مدینه شوند و سرانجام پس از محاصره‌ای طولانی، با نیرنگ نزدیکان عثمان، خلیفه سوم کشته شد.

بعد از آن، مردم در مسجد جمع شدند تا با امام علی(علیه السلام) بیعت کنند. مصریان نیز در میان این بیعت کنندگان بودند. امام شروط بسیاری با مردم در میان گذاشتند و بزرگان نیز به نیابت از طائفه خود آن را پذیرفتند. اما سختی‌های عمل به پیمان و شرط، آغاز شد و اولین فتنه مسلمین که «جنگ جمل» بود درگرفت. امام خطاب به مسلمانان فرموده بود: «لَا یَحْمِلُ هَذَا الْعَلَمَ إِلَّا أَهْلُ الْبَصَرِ وَ الصَّبْرِ؛ هیچ کس توان برداشتن این عَلم را ندارد؛ جز کسانی که اهل صبر و بصیرت باشند».3

اولین نزاع اهل قبله در گرفت و مسلمانان زیادی کشته شدند. اما هنوز خون‌های کشته‌شدگان خشک نشده بود که معاویه سر به طغیان گذاشت و خونخواهی عثمان و مؤاخذه شدن دروغین امام علی(علیه السلام) ـ به عنوان عامل قتل ـ را دست‌آویز جنگی کرد که صفین نام گرفت. در صفین، کارزار طولانی شد؛ تا این که سرانجام زمانی که پیروزی امام علی(علیه السلام) قطعی شده بود، نیرنگ عمروعاص مؤثر افتاد و کسانی که بی‌بصیرت به میدان وارد شده بودند، قرآن ناطق را ندیدند و به تکریم قرآن صامت روی آوردند!

بسیار بودند کسانی که تأمل نکردند و بی‌بصیرت وارد میدانی شدند که جز نابودی و هلاکت، ارمغانی برایشان به همراه نداشت؛

بصیرت و آگاهی عمیق آنان از اهداف، موجب می‌‌شود كه در راه اطاعت از امام خویش و در احیای سنت‌ها و مبارزه با بدعت‌ها درنگ نكنند و در پی رسالت شرك زدایی، به همراه امام خود بت شكنی كنند و پیرایه‌هایی كه به اسم دین در ذهن‌ها جای گرفته و با گذشت زمان تقدس یافته را نابود سازند

اگر طلحه و زبیر تن به تقوا سپرده بودند و عفت پیشه می‌کردند و اگر خوارج، بصیرت به خرج می‌دادند و امام را وادار به حکمیت نمی‌کردند و دست آخر رو در روی او نمی‌ایستادند و اگر اهل مصر ـ که انتظار گشایش و فرج واقعی داشتند و برقراری عدالت را می‌خواستند ـ به جای ایستادن در کنار عمروعاص، در کنار سرداران بزرگ امام علی(علیه السلام) ایستاده بودند، نه مصر تجزیه می‌شد، نه خوارج کشته می‌شدند و مهم‌تر اینکه بین اهل قبله چنین نزاع و جنگی در نمی‌گرفت.

از خصوصیات بارز یاران امام زمان(عج) بصیرت و خردمندی آنهاست. در فتنه‌هایی كه زیركان در آن فرو می‌‌مانند، هوشیارانه راه می‌‌جویند و حق را از باطل می‌‌شناسند.

بصیرت و آگاهی عمیق آنان از اهداف، موجب می‌‌شود كه در راه اطاعت از امام خویش و در احیای سنت‌ها و مبارزه با بدعت‌ها درنگ نكنند و در پی رسالت شرك زدایی، به همراه امام خود بت شكنی كنند و پیرایه‌هایی كه به اسم دین در ذهن‌ها جای گرفته و با گذشت زمان تقدس یافته را نابود سازند. یاران مهدی(عج) امام خود را می‌‌شناسند و به او اعتقاد دارند، اعتقادی كه در ژرف وجودشان ریشه دوانده و سراسر جانشان را فرا گرفته است. این معرفت، شناخت اجمالی نیست، بلكه معرفت به حق امام است.

اینک ما باید تاریخ را یک‌بار دیگر مرور کنیم تا بدانیم اگر به راستی خواستار گشایش هستیم، امر ظهور و فرج، بدون تقوا، صبر، عفت و بصیرت، محقق نخواهد شد.

منبع : تبیان



:: موضوعات مرتبط: , , ,
:: برچسب‌ها: گوناگون , گوناگون20 , اردبیل , معرفی اردبیل , مهدویت ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : شنبه 18 آبان 1392
درسی که از محرّم می توان آموخت
ماه محرم

ماه محرم ماه غم و اندوه دوستداران اهل بیت پیامبر و علی علیهم السلام است. ماهی که از محرم سال 61 هجری قمری تا هم اکنون خیل عاشقان به خاندان مطهر رسول الله صلی الله علیه و آله را عزادار کرده است. مصیبتی که بزرگی آن قابل وصف نیست! و چه مصیبتی از این بالاتر که فرزند امام علی علیه السلام که جانشین و برادر و داماد و خلیفه پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله بود یعنی امام حسین علیه السلام را کمتر از پنجاه سال از رحلت نبی خدا صلی الله علیه و آله به مسلخ ببرند؛ آن هم کسانی که خود را از امت رسول خدا صلی الله علیه و آله می دانستند! به تعبیر امام الساجدین علیه السلام: أَمْسَتِ الْعَرَبُ تَفْتَخِرُ عَلَى الْعَجَمِ بِأَنَّ مُحَمَّداً مِنْهَا وَ أَمْسَتْ قُرَیْشٌ تَفْتَخِرُ عَلَى الْعَرَبِ بِأَنَّ مُحَمَّداً مِنْهَا وَ أَمْسَى آلُ مُحَمَّدٍ مَخْذُولِینَ مَقْهُورِینَ‏ مَقْبُورِینَ.(1)

این است که عزای برای امام حسین بن علی علیهما السلام تمامی ندارد. که رسول اعظم صلی الله علیه و آله فرمودند(2): إِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ حَرَارَةً فِی‏ قُلُوبِ‏ الْمُۆْمِنِینَ لَا تَبْرُدُ أَبَدا.(3)

کربلا تنها یک حادثه نیست بلکه یک واقعه است که انسانهای بسیاری در طول چهارده قرن در این مکتب تربیت شده اند. چه بسیار انسانهایی که با حضور در مجالس محرم جهت زندگی خود را عوض کرده اند.

کربلا و محرم نگرش انسان را به زندگی تغییر می دهد. محرم هدف برای زندگی کردن را عمیق تر می کند. محرم به زندگی معنایی بس عظیم می بخشد. محرم ماه توبه است و ماه بازگشت به خدا و ماه پیدا کردن حقیقت و راه درست زندگی کردن و درست مردن است. محرم بهترین شیوه زندگی را به انسان می آموزد و نیز بهترین مردن و بدرود گفتن دنیا را می آموزد.

محرم و کربلا اوج فضایل اخلاقی است؛ محرم اخلاق را با نمونه های عینی اش به ما می آموزد. محرم درس وفاست درس آزادی و آزادگی و درس عزت است.

با این اوصاف که قطره ای از دریای تربیتی محرم بود دیگر جای تعجب ندارد که محرم انسانها را در یک شب بلکه کمتر از آن متحول نماید. اینکه مشاهده می شود بسیاری از کسانی که گرفتار گناهان هستند که به آنها خوی گرفته اند و عادت آنها شده است، اما این عادت ناروای خود را به حرمت محرم کنار می گذارند. پس محرم عزم آفرین است. عزم بر ترک معصیت الهی. عزم بر کسب فضایل و در یک کلام عزم بر بندگی.

این است درس عاشورا که هر درخواستی که به عزت انسان اندک ضربه ای وارد کند مردود است. این درسی است که باید همه ارادتمندان به ساحت حسینی آن را در رفتار و گفتار خود مد نظر داشته باشند به خصوص مسئولین ممالک اسلامی که در برابر دشمنان اسلام عزتمند عمل نموده باعث عزت مسلمین گردند

عزم بر بندگی

نقطه آغاز بندگی خدا، ترک هر آن چیزی است که خداوند از ارتکاب به آنها نهی کرده است. و نقطه آغاز ترک گناه، توبه است. نمونه بارز توبه در صحنه کربلا ملحق شدن حر بن یزید ریاحی به سپاه امام حسین علیه السلام است.

در تاریخ آمده است که در روز عاشورا حرّ وقتی متوجه شد که عمر بن سعد قصد دارد تا با امام حسین علیه السلام بجنگد به خود آمده به سپاه امام پیوست.

حر

وی در جواب مردى از قوم خود كه مهاجر بن أوس نام داشت گفت: به خدا قسم من خودم را بین بهشت و جهنم مخیّر مى‏بینم! و الله چیزى را بجاى بهشت بر نمى‏گزینم و لو اینكه قطعه‏قطعه گردیده و آتش زده شوم! سپس به اسبش لگدى زد و به حسین [علیه السّلام‏] ملحق شد و به [آن حضرت‏] گفت: اى پسر رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله و سلم)! من همان مصاحبى هستم كه مانع از بازگشت‏تان شده‏ام و در راه، شما را همراهى كرده زیر نظر گرفته‏ام و [سرانجام‏] در این مكان شما را وادار به توقف كرده‏ام... اكنون در حالى كه به خاطر عمل خویش از درگاه پروردگار آمرزش مى‏طلبم و مى‏خواهم با جانم شما را یارى كنم تا پیش رویتان بمیرم، نزد شما آمده‏ام، آیا این را به عنوان توبه‏ام مى‏پذیرى؟! [امام علیه السّلام‏] فرمود: بله، خدا توبه‏ات را بپذیرد و تو را ببخشد، نام تو چیست؟ گفت: من حرّ بن یزید هستم! فرمود: همانگونه كه مادرت تو را نامیده تو آزاده‏اى، به امید خدا در دنیا و آخرت آزاده باشى [از اسب‏] پائین بیا.(4)

و اینچنین حر عزم بر بندگی خداوند نمود و از بندگی شیاطین انس و جن رهایی یافت.

عزت نفس

خداوند انسان را کرامت بخشید (5) به گونه ای که وی را گل سرسبد خلقت آفرینش قرار داد (6) و هر آنچه در عالم است را مسخر انسان نمود.(7)

چنین انسانی سزاوار نیست که خود را ذلیل دنیا و متاع ناچیز دنیا و برده دیگر انسانها نماید. حتی اگر جان او را بگیرند حاضر نیست عزتش خدشه دار شود. از این روست که وقتی امام حسین علیه السّلام در برابر بیعت ذلیلانه و کشته شدن عزیزانه قرار گرفت مرگ را بر چنین زندگی ای ترجیح داد.

اگر انسان دنیا را با آخرت بنگرد؛ و سعادت اخروی را بر سعادت و خوشی زودگذر دنیایی مقدم بدارد، دیگر حاضر نیست به هر قیمتی در پی زندگی دنیایی باشد. اینکه عده ای اندک در کربلا نگاهشان به دنیا این بود بزرگترین درس تربیتی برای نسل جدید جامعه اسلامی ماست

این کلام صاحب محرم است که:فَإِنِّی لَا أَرَى‏ الْمَوْتَ‏ إِلَّا سَعَادَةً وَ الْحَیَاةَ مَعَ الظَّالِمِینَ إِلَّا بَرَما.(8)

این است درس عاشورا که هر درخواستی که به عزت انسان اندک ضربه ای وارد کند مردود است. این درسی است که باید همه ارادتمندان به ساحت حسینی آن را در رفتار و گفتار خود مد نظر داشته باشند به خصوص مسئولین ممالک اسلامی که در برابر دشمنان اسلام عزتمند عمل نموده باعث عزت مسلمین گردند. سیاست ما نیز باید حسینی باشد. و مواضع سیاسی مواضعی بر پایه عزت و قدرت ایمان و عظمت دین باشد.

قیمت دادن به زندگی

ارزش زندگی به چیست؟ هدف از زندگی چیست؟ تلاش برای زنده ماندن چرا؟ آبادکردن دنیای خود و اطرافیان تا کجا؟ در پاسخ این پرسشها دو دیدگاه کلی می توان ارائه کرد: دیدگاهی مادی و دیدگاهی الهی. اگر انسان دنیا را به تنهایی و منقطع از آخرت در نظر بگیرد؛ آنگاه دیدگاه او به زندگی دنیا و هدف زندگی در دنیا و تلاش برای زنده ماندن در دنیا مادی خواهد بود که در صدد رفاه و آسایش ایجاد کردن برای دنیاست. یعنی دنیا را برای دنیا می خواهد و در پایان هیچ!

اما اگر انسان دنیا را با آخرت بنگرد؛ و سعادت اخروی را بر سعادت و خوشی زودگذر دنیایی مقدم بدارد، دیگر حاضر نیست به هر قیمتی در پی زندگی دنیایی باشد. اینکه عده ای اندک در کربلا نگاهشان به دنیا این بود بزرگترین درس تربیتی برای نسل جدید جامعه اسلامی ماست. آنهایی که در برابر امام حسین علیه السّلام ایستادند و حاضر شدند خون نوه پیامبر خود را بریزند بخاطر این بود که تنها دغدغه دنیایی و رفاه و آسایش خود و خانواده شان را داشتند.

بنابراین محرم به ما می آموزد که نباید در زندگی دیدی مادی گرایانه داشت؛ اینکه برای تشکیل خانواده مادی فکر کنیم، برای تولید نسل مادی فکر کنیم، برای برگزاری مراسم ازدواج مادی عمل کنیم و در نهایت هم ادعا کنیم که ما امت پیامبر اسلام هستیم این حرف با عمل ما سازگار نیست.

منبع : تبیان



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: گوناگون , گوناگون20 , اردبیل , معرفی اردبیل , مذهبی , عاشورا , درس های عاشورا ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : شنبه 18 آبان 1392
یک قدم تا وصال یار
غیبت

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند

دردم نهفته به ز طبیبان مدعی باشد که از خزانه غیبم دوا کنند

چه بسیارند افرادی که عمری در غفلت و سرگردانی می زیستند و عمر خود را در غفلت و عصیان منعِم خویش گذراندند و بدون آنکه انقلابی درونشان ایجاد شود، توفیقی بر استغفار و عرض پشیمانی نیافتند و با همان حال از دنیای فانی و به سرای باقی منتقل شدند. ولی گروهی نیز گرچه در ابتدا از صلاحیت ظاهری برخوردار نبودند، ولی قابلیت کسب توفیق الهی را دارا بوده و یک شبه ره صد ساله را طی کردند و عاقبتشان غرق در خیر و نور شد.

این افراد که تعدادشان هم کم نبوده است، به دعوت وجدان خویش لبیک گفته و با هوای نفس خویش مقابله نمودند و برخی تا حدی پیش رفتند که نامشان جاودانه گشته و در زمره ی عالمان ربانی و عارفان رحمانی ثبت شدند.

داستان زیر، سرگذشت یکی از همان افرادی است که در ابتدا، زمان به غفلت سپری می کرد ولی بعد از مدتی به خود آمده و با عنایت پروردگارش مورد توجه ولی عصر و امام زمان خویش قرار گرفت و در این مقال سرگذشت او را از زبان خودش می خوانید؛

در شهر دمشق، پایتخت کشور سوریه زندگی می کردم و از راه عبا بافی امرار معاش می نمودم. هنوز در سن نوجوانی بودم و دوستانی داشتم که در ساعات فراغت با آنان سرگرم تفریح می شدم و به لهو و لعب می پرداختم. ما از گناه پروائی نداشتیم و در پی خوشگذرانی و هوسرانی بودیم.

آن روز جمعه بود. من به شیوه ی همیشه با رفقای همسال و همفکرم گرد آمدم و دسته جمعی مشغول لهو و لعب شدیم. شراب هم داشتیم و می خواستیم میگساری و عیاشی کنیم.

ناگهان به خود آمدم و مثل آدم خوابی که بیدار شود، بر خویشتن نهیب زدم: آیا تو برای من این سرگرمی ها و هوسبازی ها آفریده شده ای؟!

همان جا خداوند قلبم را تکان داد، مرا متنبه ساخت، وجدانم را بیدار کرد، پلیدی گناه و زشتی اتلاف عمر در راه بیهودگی و بی بند و باری را برایم آشکار نمود و از تیرگی باطن نجاتم داد.

در پی این دگرگونی روحی و تحول فکری بی درنگ برخاستم، گیلاس شراب و بزم عیش و بساط گناه را ترک کردم، از رفقا جدا شدم و از جمع آنان گریختم.

حضرت بقیة الله علیه السلام یک هفته در خانه ام ماندند و به تعلیم و تربیت و ارشادم بذل عنایت نمودند. در مدت این هفت شبانه روز اذکار و اورادی به من آموختند و فرمودند: دعای خود را به تو یاد دادم که هر روز بخوانی و ان شاء الله بدان مداومت نمائی. آنگاه چنین توصیه کردند: یک روز را روزه می داری و یک روز را افطار می کنی، هر شب پانصد رکعت نماز می خوانی و به بستر استراحت نمی روی مگر خواب بر تو غلبه کند

هر چه دوستان هم پیاله و رفیقان سفره ی انس دنبالم دویدند و خواستند مرا برگردانند اعتنائی نکردم تا ناچار مایوس شدند و از من دل بریدند.

جمعه بود و روز عیادت، وقت توبه بود و هنگام ندامت. تصمیم گرفتم به مسجد بروم تا آن انقلاب درونی و بارقه های معنوی را با حال و هوای خانه ی خدا و فضای ملکوتی آن بیامیزم.

از این رو راهی مرکز شهر شدم و به طرف مسجد جامع دمشق حرکت کردم.

وقتی وارد مسجد شدم دیدم شخصی در کرسی خطابه قرار گرفته و درباره ی حضرت مهدی علیه السلام برای مردم سخنرانی می کند و زمان ظهورش را شرح می دهد.

خوب متوجه مطالب خطیب شدم و به آنچه پیرامون صاحب الزمان علیه السلام می گفت گوش جان سپردم و به گفته هایش دل دادم.

حالت عجیبی به من دست داد. احساس کردم امام زمان را خیلی دوست دادم، یکباره مهرش در جانم ریخت و قلبم سرشار از محبت او گردید.

آن روز گذشت، در پی آن سیر نفسانی و تحول روحی لهو و لعب را ترک کردم، دست از گناه برداشتم. گرد معصیت از صفحه ی دل زدودم و آرامش خاطر یافتم. اما سوز دیگری در درونم برپاگردید که پیوسته وجودم را تسخیر کرد و بسان شعله ی فروزنده ای جانم را مشتعل ساخت.

مهر حضرت مهدی علیه السلام و عشق به دیدار او و امید به لقای آن مهر تابان و جلوه ی پرفروغ یزدان در ژرفای قلبم موج می زد.

روز به روز علاقه و اشتیاقم بیشتر می شد و چنان شیفته ی وصال دلدار گردیدم که هرگز سجده ای نرفتم که از درگاه خداوند سبحان دیدار امام زمان را درخواست نکنم و لقایش را نجویم.

یک سال گذشت. در طول این دوازده ماه هرگز از یاد محبوبم غافل نماندم. همواره در پی او می گشتم، اشک فراق می ریختم، در خلال دعاها و عبادتهایم توفیق دیدار او را از پروردگار می خواستم و هر بار که سجده می کردم به درگاه خدا می نالیدم و با تمام وجود تشرف به خدمت حضرتش را مسئلت می نمودم.

امام زمان

یک شب در مسجد جامع دمشق، نماز مغرب را به جا آوردم و مشغول نماز مستحبی شدم. بعد از فراغ به حال خود نشسته بودم که ناگهان احساس کردم دستی روی شانه ام قرار گرفت. تکانی خوردم و صورتم را برگرداندم، دیدم آقائی پشت سرم نشسته و دستش را بر شانه ام نهاده، بی مقدمه به من فرمود: فرزندم خدا دعایت را اجابت نمود چه می خواهی؟

برگشتم و لحظه ای به او خیره شدم، عمامه ای همانند عمامه ی مردم غیر عرب بر سر داشت و جامه ای گشاد و بلند از پشم شتر به روی لباس هایش در بر داشت.

پرسیدم: شما کیستید؟

با لحن ملایم و آهنگ دلپذیری فرمود: من مهدی هستم.

بی درنگ دست آن حضرت را بوسیدم و عرضه داشتم: همراه من به خانه ام تشریف بیاورید و منت نهاده با قدوم مبارکتان سرای مرا منور سازید.

آقا در کمال مهربانی و نهایت بزرگواری دعوت مرا پذیرفتند و فرمودند: بله، خواهم آمد.

سپس در خدمت مولی رهسپار منزل شدم. وقتی درون خانه تشریف آوردند دستور دادند: جائی را برایم اختصاص بده که تنها باشم و هیچکس غیر از خودت بدان راه نیابد.

من اطاقی را مخصوص آن حضرت قرار دادم و خود نیز گوش به فرمانش کمر همت بستم تا هر چه گوید انجام دهم و جانم را از سرچشمه ی زلال هدایت و معارف روح پرور ولایتش سیراب سازم.

حضرت بقیة الله علیه السلام یک هفته در خانه ام ماندند و به تعلیم و تربیت و ارشادم بذل عنایت نمودند.

در مدت این هفت شبانه روز اذکار و اورادی به من آموختند و فرمودند: دعای خود را به تو یاد دادم که هر روز بخوانی و ان شاء الله بدان مداومت نمائی. آنگاه چنین توصیه کردند: یک روز را روزه می داری و یک روز را افطار می کنی، هر شب پانصد رکعت نماز می خوانی و به بستر استراحت نمی روی مگر خواب بر تو غلبه کند.

این ماجرا مربوط به شخصی است، که «حسن عراقی» نام داشت. او در زهد و معنویت به جائی رسید که همردیف بزرگان عصر خویش قرار گرفت و از جهت عبادت و معرفت و نیل به مقامات معنوی و کمالات روحی نامور گردید. وی حدود یکصد و سی سال در این جهان زیست و سرانجام در مصر مدفون شد

من با شوق فراوان دستور العمل و برنامه ای را که حضرتش تعلیم نمودند پذیرفتم و به انجام آن پرداختم. هر شب پشت سر امام زمان علیه السلام می ایستادم و پانصد رکعت نماز بجا می آوردم، هرگز عبادت را ترک نمی کردم و به بستر نمی رفتم مگر وقتی که خواب بر من غالب می شد و بی اختیار خوابم می برد.

بعد از یک هفته، امام اراده ی رفتن نمودند و به من فرمودند: حسن از حالا به بعد با هیچکس رفاقت و همنشینی نکن، زیرا آنچه آموختی برای رستگاری و برنامه ی زندگی ات کافی است و به دیگری احتیاج نداری، هر مطلب و سخنی نزد هر که باشد، از آنچه در محضر ما به دست آوردی پائین تر است و از حقایق و معارفی که از ما به تو رسیده، کمتر است. بدین خاطر زیر بار منت هیچکس نرو و از احدی راه مجو که فایده ای ندارد و به حالت سودی نبخشد.

عرضه داشتم: اطاعت می کنم گوش به فرمان شما هستم و آنچه را دستور دادید مو به مو انجام خواهم داد.

آنگاه حضرت از منزل بیرون رفتند و من نیز پشت سر ایشان خارج شدم تا با امام زمانم خداحافظی کنم و آن بزرگوار را بدرقه نمایم.

اما همین که در آستانه ی در قرار گرفتم مرا نگهداشتند و فرمودند: از همین جا.

من همان جا کنار در ایستادم. امام تشریف بردند و نگاه من بدرقه ی راهشان بود تا از نظرم ناپدید شدند.

این ماجرا مربوط به شخصی است، که «حسن عراقی» نام داشت. او در زهد و معنویت به جائی رسید که همردیف بزرگان عصر خویش قرار گرفت و از جهت عبادت و معرفت و نیل به مقامات معنوی و کمالات روحی نامور گردید. وی حدود یکصد و سی سال در این جهان زیست و سرانجام در مصر مدفون شد.

سرگذشت حسن عراقی را دانشمندان شیعه و غیر شیعه نوشته اند، از جمله حدیث نگار بزرگ قرن سیزدهم مرحوم نوری طبرسی در دو کتاب ارزشمندش «کشف الاستار» و «النجم الثاقب» ثبت نموده است.

منبع : تبیان



:: موضوعات مرتبط: , , ,
:: برچسب‌ها: گوناگون , گوناگون20 , اردبیل , معرفی اردبیل , مهدویت , داستان بسیار زیبای مذهبی ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : شنبه 18 آبان 1392
عنایت امام زمان به خانم ملکه
امام زمان

شب سه شنبه بود که بانو گرفتار سردرد شد. او ملکه نام داشت، فرزند عبدالرحمن و همسر مردی به اسم امین بود. آنها در نجف زندگی می کردند و عامی مذهب بودند. یعنی حضرت علی علیه السلام را خلیفه ی چهارم پنداشته و از مذهب حق که تشیع است و بعد از رسول اکرم صلی الله علیه و آله، امیر المومنین و یازده فرزند معصومش را امامان برگزیده ی الهی و جانشینان راستین پیامبر می داند، منحرف بودند.

سردرد ملکه خانم شدید شد. هر چه از شب می گذشت بر شدتش افزون می گشت. ملکه آن شب را با درد و رنج سپری کرد و ناله زد و اشک ریخت.

بالاخره صبح شد. اشعه ی خورشید تاریکی شب را درید و صفحه ی زمین را روشن ساخت. اما بانو هر دو چشمش را از دست داد و بر اثر یک بیماری موموز به کلی نابینا شد.

ملکه خانم سخت متاثر گردید، دیگر هیچ چیز را نمی دید. از غم کوری سردرد را فراموش کرد و نمی دانست آیا دیدگانش قابل معالجه است و درمان می پذیرد یا خیر؟

سید محمد سعید افندی که خود از اساتید و سخنوران عامه در نجف به شمار می رفت و در مدرسه ئی نزدیک باب وادی السلام تدریس می نمود، گوید: شوهر این زن، ملا امین در کتابخانه ی حمیدی با من همکاری داشت. او روز سه شنبه نزد من آمد و با افسردگی و پریشانی حادثه ی نابینا شدن همسرش را برایم شرح داد و گفت: دیشب بعد از یک سردرد شدید و طولانی هر دو چشم ملکه کور شده و هیچکس و هیچ چیز را نمی بیند.

من از این پیش آمد اظهار تاثر کردم و گفتم: اگر می خواهی همسرت شفا پیدا کند و بینائی اش را باز یابد، امشب او را حرم مطهر مرتضی علی علیه السلام ببر و به حضرتش توسل جسته، شفای وی را طلب کن و آن بزرگوار را در درگاه الهی واسطه قرار بده شاید خداوند به برکت امیر المومنین علیه السلام شفایش بخشد.

شب چهارشنبه فرا رسید. ملکه همچنان دردمند و مضطرب است با آنکه می خواستند او را به حرم شریف مولا برده و متوسل شوند، اما از شدت درد و ناراحتی چنان بی تاب و ناآرام بود که از تشرف و زیارت منصرف گردیدند.

وقتی وارد مسجد شدم صدای مردی را شنیدم که از میان انبوه جمعیت مرا شناخت و خطاب به من فرمود: ای زنی که هر دو چشمت را از دست داده ای، نترس و نگران نباش، ان شاء الله هر دو دیده ات شفا می یابد. من که نابینا بودم و هیچکس را نمی دیدم بعد از شنیدن این صدا پرسیدم: شما کیستید؟ خدا در وجودتان برکت افزاید. ایشان فرمودند: «انا المهدی». من صاحب الزمان، مهدی هستم

پاسی از شب گذشت، هنوز زن بیچاره ناله می کرد و درد می کشید. بی قراری او آرامش دیگران را نیز بر هم زد. همه متاثر و ناراحت بودند.

اواخر شب اندکی آرام گرفت و ساعتی به خواب رفت. اما چیزی نگذشت که از خواب پرید و اظهار خرسندی نمود. خواب عجیبی دیده بود. او با خوشحالی و انبساط خاطر رویای نوید بخش و اعجاز آمیزش را تعریف کرد و گفت:

در خواب دیدم شوهرم با خانمی به نام زینب، مرا برای رفتن به حرم حضرت امیر علیه السلام و زیارت مرقد مطهر آن بزرگوار کمک نمودند. همراه آندو حرکت کردم تا مشرف شوم و توسل جویم. در راه، مسجد بزرگ و با عظمتی دیدیم که مملو از جمعیت بود. تصمیم گرفتیم به آن مسجد برویم و ببینیم چه خبر است.

وقتی وارد مسجد شدم صدای مردی را شنیدم که از میان انبوه جمعیت مرا شناخت و خطاب به من فرمود: ای زنی که هر دو چشمت را از دست داده ای، نترس و نگران نباش، ان شاء الله هر دو دیده ات شفا می یابد.

من که نابینا بودم و هیچکس را نمی دیدم بعد از شنیدن این صدا پرسیدم: شما کیستید؟ خدا در وجودتان برکت افزاید.

ایشان فرمودند: «انا المهدی».

من صاحب الزمان، مهدی هستم.

ملکه رویای مسرت بخش خود را بدینگونه شرح داد و گفت:

در این هنگام با خوشحالی از خواب پریدم و احساس کردم نشاط روحی و لذت خاصی وجودم را فراگرفته است.

سپس بی صبرانه در انتظار طلوع صبح نشست تا برای زیارت و توسل شرفیاب شود.

خورشید بامداد چهارشنبه از افق سرزد و برای آن بانوی دردمند و نابینا گرمی شادی آفرین و نشاط انگیزی به ارمغان آورد.

آن روز سوم ماه ربیع الاول سال یکهزار و سیصد و هفده هجری بود که ملکه با شوهرش همراه عده ی زیادی از زنان به راه افتادند.

اما قبل از زیارت مرقد امیر مومنان علیه السلام به طرف خارج شهر حرکت کردند تا به جایگاهی که «مقام حضرت مهدی علیه السلام» گفته می شود مشرف شوند و توسل جویند.

آنها دسته جمعی شهر را پشت سر نهادند و راهی مقام حضرت صاحب الزمان علیه السلام شدند. این مقام که داخل وادی السلام می باشد و بیرون نجف قرار گرفته دارای یک صحن و گنبد است و در آن محرابی است که به حضرت مهدی علیه السلام منسوب می باشد.

وقتی به مقام رسیدند، ملکه به تنهائی وارد شد. میان محراب نشست و با حال عجیبی به توسل و دعا پرداخت. او سخت منقلب بود، از سوز دل ناله می زد، مثل ابر بهار اشک می ریخت، با صدای بلند گریه می کرد، آنقدر گریست و زاری نمود که بی حال بر زمین افتاد و از هوش رفت.

زنان همراهش که از دور مراقب وی بودند و وضعش را نظاره می کردند، دورش را گرفتند و منتظر ماندند تا به حال طبیعی برگردد.

ناگهان ملکه به هوش آمد و اطرافش را نگریست. او شفا یافته بود و همه جا را می دید. زن های عرب با مشاهده ی این کرامت هلهله کنان، غریو شادی برآوردند و مژده افشانی نمودند.

ملکه گفت: وقتی از حال رفتم و بی هوش افتادم دو مرد بزرگوار را دیدم که نزد من آمدند. یکی از آندو سن بیشتری داشت.

آن آقائی که سنش زیادتر بود جلو قرار داشت و آن دیگری که جوان بود پشت سر او ایستاده بود. او که سن بیشتری داشت رو به من نمود و فرمود: نترس، بیم نداشته باش.

از ایشان پرسیدم: شما کیستید؟

فرمودند: من علی بن ابی طالب هستم و این شخصی که پشت سرم ایستاده، فرزندم مهدی است.

امام زمان (عج)

سپس حضرت علی علیه السلام بانوئی را که آنجا نشسته بود به نام خواندند و فرمودند: ای خدیجه برخیز و دستت را بر دو چشم این زن بیچاره بکش.

آن بانو فرمان امام را امتثال کرد و بی درنگ برخاست. نزد من آمد، دستش را روی دیدگانم کشید که ناگهان به هوش آمدم و حال طبیعی ام را بازیافتم.

وقتی به خود آمدم متوجه شدم شفا پیدا کرده ام و چنان دیدگانم پرنور و سالم گشته که از سابق بیناتر شده و همه جا را بهتر از اول می بینم. آنگاه دیدم زنها دورم را گرفته و هلهله کنان، فریاد شادی سر داده اند.

ملکه شفا یافت. او با توسل به امام عصر از درد جانکاه و کوری رنج آور نجات پیدا کرد و مورد لطف حضرت بقیة الله علیه السلام قرار گرفت.

پس از ظهور این کرامت، ملکه با شوهر و زنان همراهش در حالیکه آهنگ درود بر محمد و آل محمد سر می دادند، رهسپار نجف شدند تا تربت پاک و مرقد تابناک امیر مومنان علیه السلام را زیارت کنند.

آنها در حالیکه صدایشان را به صلوات بلند نموده و خوشحال و مسرور بر پیامبر و آل رسول الله درود می فرستادند وارد حرم مطهر شدند و به زیارت حضرتش مشرف گردیدند.

این کرامت که در جلد دوم کتاب «عبقری الحسان» نیز نوشته شده نشانگر آن است که هرگاه درمانده ای به اهل بیت روآورد و از امام زمان حاجت بخواهد، این بزرگواران با مهر و عطوفتی که نمایانگر رحمانیت خداوند است به یاری اش شتافته و با قدرتی که از جانب خدا به آنان موهبت گردیده خواسته اش را برآورده می سازند.

وقتی حضرت بقیة الله علیه السلام نسبت به یک زن غیر شیعه چنان کرامت روا داشته و امیر مومنان علیه السلام یک فرد عامی مسلک را چنین شفا بخشند، مسلم است نسبت به شیعیان و پیروانشان لطف بیشتری داشته و هرگز آنان را محروم نمی سازند.



:: موضوعات مرتبط: , , ,
:: برچسب‌ها: گوناگون , گوناگون20 , اردبیل , معرفی اردبیل , مهدویت ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : شنبه 18 آبان 1392
علی دایی: عاشق گردنه حیران هستم/هیچ جا برای من اردبیل نمی شود

با این گرفتاری هایی که دارم واقعاً فرصتی برای مسافرت باقی نمی ماند. ولی این را بگویم هیچ جا در ایران برای من اردبیل نمی شود. رفتن به اردبیل و گذر از گردنه زیبای حیران لذت خاصی دارد. من به کشورهای زیادی مسافرت کرده ام و در بین آنها اسپانیا را بیشتر دوست دارم و گاهی به آنجا سفر می کنم. در ایران بعد از اردبیل اگر فرصتی باشد، برای تفریح و استراحت به شمال می روم البته بعد از آن تصادف وحشتناکی که در مسیر بازگشت از اصفهان به تهران داشتم، خیلی مراقب هستم و با صبر و متانت بیشتری رانندگی می کنم. بالاخره سفر در کنار لذت هایش، خطراتی هم دارد که با کمی دقت می توان آنها را پشت سر گذاشت.

علی دایی: عاشق گردنه حیران هستم/هیچ جا برای من اردبیل نمی شود



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: گوناگون , گوناگون20 , اردبیل , معرفی اردبیل , علی دایی ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : شنبه 18 آبان 1392
200 سال غم جدايي ايران شمالي
چگونگی تجزیه سه و نیم‌میلیون کیلومتر مربع از خاک كشور در قرارداد گلستان
  • غم تجزيه ايران 200 ساله شد

  • بیستم مهر ماه 1392 خورشیدی دویستمین سالگرد یکی از تلخ‌ترین رویداد‌های تاریخ ایران زمین یعنی قرارداد گلستان است، قراردادی که تجزیه متناوب سرزمین‌های ایرانی بعد از آن، جدایی بیش از سه‌و‌نیم‌میلیون کیلومتر مربع از خاک ایران را به دنبال داشته است. در قرارداد ننگین 1193 خورشیدی برابر با 12 اکتبر 1813 میلادی، تمامی خانات جنوب قفقاز، شامل خانات باکو، خانات شیروان، خانات قره‌باغ، خانات گنجه، خانات شکی، خانات قبا، بخشی از خانات تالش، دربند، داغستان و گرجستان از ایران تجزیه و به روسیه واگذار شد.
    یادگاری ننگین از پادشاه بی‌کفایت و بی‌لیاقت قاجار که غرق در فساد اخلاقی و حیف و میل اموال عمومی، از پاره‌های سرزمین تاریخی ایران زمین چشم پوشید... مروری دیگر بار به سرزمین‌های ایرانی که در طول زمامداری حاکمان بی‌لیاقت، ضعیف و ضد ملی قاجار در 200سال گذشته از ایران تجزیه شده‌اند، برای پیشگیری و جلوگیری از تکرار خطاهای گذشته برای همه مسئولان و قاطبه مردم ایران ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است. دشمنان ایران زمین امروزه نیز با تجهیز و پشتیبانی گروه‌های تجزیه‌طلب قومی و زبانی در آذربایجان، کردستان، خوزستان و بلوچستان، همچنان ‌درصدد لطمه به تمامیت ارضی ایران زمین و تجزیه وکوچک‌تر کردن آن هستند، مساله‌ای بسیار مهم که به هیچ‌وجه نباید مورد غفلت مسئولان، رسانه‌ها و مردم ایران قرار گیرد.

    سرزمین‌های جداشده تا پایان قاجاریه
    کشور های حوزه تمدن ایران بزرگ که در طول 200 سال گذ شته در سرزمین‌های جداشده از ایران تشکیل شده اند عبارتند از: 1-حــوزه قفقاز(معـــروف به 17 شهر قفقاز): شامل کشورهای: گرجستان،ارمنستان، اوستیای شمالی و جنوبی،آبخازستان(معروف به آبخازی)، دولت باکو و مناطق تحت تسلط روسیه شامل،داغستان و چچنستان(معروف به چچن)
    2-حوزه ورارود ( آسیای میانه یا ماوراءالنهر): شامل کشور های
    تاجيكستان،ترکمنستان،ازبکستان، قرقیزستان و قزاقستان
    3 -حوزه ایران شرقی : شامل افغانستان و هرات و دو سوم بلوچستان و کلات(در پاکستان)
    4 -حوزه خلیج فارس: شامل بحرین بزرگ (متشکل از جزیره بحرین، قطر و کرانه های فعلی عربستان در خلیج فارس موسوم به منطقه الشرقیه)، عمان و استان جلفاوه (امارات امروزی) 5 - حوزه کردستان بزرگ که دو سوم آن در جنگ های امپراتوری عثمانی با ایران به اشغال این کشور در آمد و بعد ها بین سه کشور ترکیه،عراق و سوریه تقسیم شد. این سرزمین ها یا بر اثر جنگ های نابرابر و یا با قرارداد‌های خفت بار و تحقیر‌آمیز منعقد شده بین شاهان ضعیف ایران و قدرت های استعماری به ویژه دسیسه‌های انگلیس كه بر ایرانیان تحمیل شده است، تجزیه شده است.
    از این روی مرور تاریخ معاصر و حوادث غم انگیز تجزیه ایران بزرگ می تواند ما را در شناخت حدود واقعی مرز های ایران بزرگ وحفاظت هر چه جدی تر از ایران امروزکه یک سوم سرزمین های واقعی ایران بزرگ را در بر می گیرد و فراهم آوری فرصت یکپارچگی فرهنگی این سرزمین های جدا افتاده از هم مصمم تر سازد. نقشه های ایران پیش و پس از قاجاریه نشان از تجزیه بخش های متعددی از ایران دارد بخش هایی که به ویژه در دوران 37 ساله حکومت فتحعلی شاه قاجار پس از جنگ های پردامنه ایران و روسیه از ایران جدا شدند به بیش از 273000 کیلومتر مربع می رسند و در دوران حدودا پنجاه ساله حکومت ناصرالدین شاه قاجار نیز جدایی بیش از 2196500کیلومتر مربع از سرزمین های تاریخی ایرانیان به وقوع پیوست و آخرین تجزیه نیز در سال 1970 با جدا شدن استان چهاردهم ایرا ن یعنی بحرین به وقوع پیوست . آن چه در این میان حائز اهمیت است این که پس از جدایی غیر قانونی بحرین از ایران در سال 1970 میلادی که هیچ گاه به تایید ملت ایران نرسیده توطئه دشمنان ایران زمین برای ادامه تجزیه گام به گام ایران عزیز، ابعاد و شکل جدیدی پیدا کرده است. نقشه شوم تقسیم ایران بین روسیه و انگلیس (نقشه پیوست شماره 2)، نقشه برنارد لوییس انگلیسی در سال 1978 میلادی جهت تبدیل ایران به ایرانستان (نقشه پیوست شماره 3) و نقشه تهیه شده توسط رالف پیترز (نقشه شماره 4) و نیز نقشه خاورمیانه بزرگ با ایران تجزیه شده (نقشه پیوست شماره 5)تنها بخشی از زوایای توطئه های موجود برای تجزیه باقیمانده سرزمین های بزرگ ایران ارزیابی می شود که هوشیاری هر چه بیشتر ایرانیان به ویژه دست اندرکاران سیاست خارجی ایران را برای پیشگیری و مقابله با هر اقدامی که منافع بلند مدت ملی و تمامیت ارضی ایران را توسط بیگانگان ضد ایرانی فراهم كند به ویژه در خلیج فارس و دریای کاسپین می طلبد.

    بر این پایه پی ریزی « پیوند (اتحادیه) کشور های همسود (مشترک المنافع) فلات ایران»یک راه مقابله با توطئه های تجزیه ایران و ضرورت تاریخی و هویتی تلقی می شود که چندین دهه است ذهن هم تباران ایرانی و غیر ایرانی را به خود مشغول کرده است.
    یک پرسش اساسی ، نام این پیوند( اتحادیه) است .با توجه به این که ایران بزرگ تاریخی، همه سرزمین ها و اقوام و زبان های متنوع واقع در فلات ایران را در بر می گیرد و محدوده شناخته شده رسمی فعلی کشور ایران در بخشی از ایران بزرگ قرار دارد بنابراین با وجود نام هایی چون پیوند(اتحادیه) فلات ایران،پیوند کشور های آسیای جنوب باختری، پیوند کشور های وارث تمدن ایرانی،پیوند ایران بزرگ،پیوند آریانا و... کشور های این منطقه ممکن است به دلیل نام های متداول فعلی یا زبان رایج هر کشورانتقاداتی به هر یک از این نام ها داشته باشند. لذا پیشنهاد نام “ نوروز” برای آن بدین دلیل بسیار مناسب خواهد بود که هموندی بیش از پیش همه کشور های حوزه فرهنگی ایران زمین و توسعه سیاسی،اجتماعی،اقتصادی و فرهنگی آنان را به دنبال خواهد داشت. تردیدی نیست که واژه پر معنای « پیوند نوروز» علاوه بر این که یاد آور پیشینه سترگ تاریخی فرهنگی مشترک همه ایرانی تباران است ، مورد پذیرش همه کشور های یازده گانه و سایرمناطق نیمه مستقل واقع در این منطقه بوده و اختلاف نظری در باره آن وجود نخواهد داشت. نکته با اهمیت این که دست دشمن تاریخی ایران یعنی انگلیس درهمه قرارداد های ننگین پیش گفته منجر به تجزیه ایران هویداست. بی‌تردید ادامه بی علاقگی و بی توجهی جامعه ایرانی به مطالعه آن چه بر سرزمین های ایرانی در طول 200 سال گذشته است، تهدیدی است برای منافع نسل های آینده ایرانیان. لذاآگاهی رسانی همگانی درباره گذشته عبرت انگیز و تاریخ دو سده گذشته چراغی است فراروی تصمیم گیری های راهبردی بلند مدت مسوولان ایرانی برای افق آینده که یکی از راه کارهای برون رفت از این خاطره تلخ تاریخی همانا اقدامات عملی برای تشکیل« کانون کشورهای همسود ایران بزرگ» خواهد بود.
    *استادیار دانشگاه و پژوهشگر فرهنگی و ژئو پليتیک



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: گوناگون , گوناگون20 , اردبیل , معرفی اردبیل , جدایی باکو از ایران ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : شنبه 18 آبان 1392
بنای یادبود «راشل کوری» در تهران نصب می‌شود

بنای یادبود راشل کوری شهروند آمریکایی که در سال 2003 در حمایت از خانواده‌های فلسطینی توسط بلدوزر اسرائیلی کشته و به جهت همسویی آمریکا و اسرائیل توسط دولت کشورش نادیده گرفته شد در تهران نصب می‌شود.

خبرگزاری فارس: بنای یادبود «راشل کوری» در تهران نصب می‌شود

بنای یادبودی از راشل کوری شهروند آمریکایی که در سال 2003 هنگامی که بلدوزر نیروهای اسرائیل در نوار غزه قصد تخریب خانه‌های فلسطینیان را داشت و وی می‌خواست راه بلدوزر را سد کند، توسط بلدوزر زیر گرفته شد به زودی در تهران و در خیابانی که به نام این شهید نام‌گذاری شده نصب می‌گردد.

بنا بر این گزارش، «کمیته مردمی پیگیری جنایات مشترک آمریکا و اسرائیل» که متولی این اقدام است اعلام کرد که مراحل اجرایی و قانونی آماده‌سازی این بنا رو به پایان است و به زودی نصب خواهد شد.

این کمیته اعلام کرد که راشل کوری نمونه بارزی از نگاه یکسان آمریکا و اسرائیل به مسائل جهانی و حقوق انسان‌هاست به طوری که حتی کشوری مثل آمریکا از حق شهروند کشور خودش نیز در برابر اسرائیل چشم‌پوشی می‌کند.

به گزارش فارس، یک دستگاه بولدوزر اسرائیلی سال 2003 راشل کوری تبعه آمریکایی حامی ملت فلسطین را که به تخریب منازل فلسطینی ها معترض بود، در شهر رفح در جنوب باریکه غزه زیر گرفت و کُشت.

راشل کوری با گروهی از فعالان خارجی حامی ملت فلسطین به باریکه غزه رفته بود تا اعتراض خود را به سیاست نژادپرستانه اسرائیلی«تخریب منازل، ریشه کنی درختان و ارعاب شهروندان بی دفاع فلسطینی» اعلام کند و هیچ سلاح و حتی سنگی در دست نداشت، و فقط وجدان انسانی خود را در سینه اش حمل می کرد که از هر بمب و گلوله ای قویتر است.

با وجود بی توجهی دستگاه قضائی رژیم صهیونیستی به دادخواست والدین راشل کوری، دولت آمریکا هیچ واکنشی به این مسأله نشان نداد؛ در حالی که حمایت از حقوق راشل کوری و خانواده اش جزء وظایف دولت واشنگتن است و این نشان از هماهنگی سیاست خارجی آمریکا و اسرائیل است به نحوی که از احقاق حقوق حقه شهروند خود در اسرائیل صرف‌نظر می‌کند

قضات صهیونیست پس از مخالفت با بررسی دادخواست والدین راشل کوری، مدعی شدند که این دختر جوان تصادفی و غیرعمدی کشته شده است؛ در حالی که سرباز اسرائیلی سوار بر بولدوزر، به آسانی راشل کوری را می دید و می دانست که وی می خواهد مانع تخریب منازل فلسطینی‌ها روی سر زنان و کودکان شود.

با این حال دادگاه رسیدگی به پرونده قتل «راشل کوری» در «هیفا» اسرائیل برگزار و بر خلاف شواهد و مدارک مربوط به این پرونده، در این دادگاه رای به برائت رژیم‌صهیونیستی داده شد.

صدور این حکم آن هم با وجود مدارک آشکاری که در زمینه قتل راشل کوری وجود دارد، موجب بروز اعتراضات گسترده‌ای شده است. در این میان «سیندی کوری»، مادر راشل کوری که به همراه 50 نفر از حامیان وی به برای شرکت در دادگاه به اسرائیل سفر کرده بود، پس از اعلام حکم، ناراحتی خود از حکم صادره را اعلام کرده و امروز را «روزی بد برای بشریت و حقوق بشر» دانسته است.

وی پس از صدور این حکم، گفته است: «قطعا ما از آنچه که امروز شنیدیم و آنچه که قاضی عنوان کرد، عمیقا غمگین شدیم، و عمیقا ناراحت شدیم. فکر می‌کنم امروز روز بدی بود، نه تنها برای خانواده، بلکه روزی بد بود برای حقوق بشر، برای بشریت، برای حاکمیت قانون، و همچنین برای اسرائیل».

وی همچنین افزوده است که از همان ابتدا مشخص بود که روند بازرسی به نحوی است که بتواند از نظامیان اسرائیل و از سربازانی که اعمال غیرانسانی انجام می‌دهند حمایت کرده و به آن‌ها «مصونیت» بخشد.

علاوه بر «سیندی کوری»، «حسین ابو حسین» وکیل خانواده کوری نیز با انتشار بیانیه‌ای، به انتقاد از حکم صادر شده پرداخته و این حکم را «مهر تائیدی بر بر اعمال نادرست و غیرقانونی» رژیم‌صهیونیستی دانسته است.

منبع : فارس



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: گوناگون , گوناگون20 , اردبیل , معرفی اردبیل , ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : جمعه 17 آبان 1392
قبر پاکین یاحسین مدّتدی کی ایسته‌ر کونول

قبر پاکین یاحسین مدّتدی کی ایسته‌ر کونول

زاره گلمیش بیر مقام آه و زار ایسته‌ر کونول



معصیت کــارم منـه تـوفیقیـن هــر گـه یـار اولور

نقطه‌ی مجرم گئده‌ر، دل محرم اسرار اولور

قبر اکبر عاشئق منصوره پای دار اولور

پایدار اولماقلیقا بیر پای دار ایسته‌ر کونول



کنج غمده بیر نفر یوخ منله هم آواز اولا

آز قالیبدیر مرغ روحیم جیسمده‌ن پرواز اولا

ایسته بو جانیم سر کویینده پای‌انداز اولا

دوت الیمده‌ن غم گونونده غمگسار ایسته‌ر کونول


هر طرف اسکندر دل آب حئیوان آختاریر

ظلمت غمده گذیر، لعل بدخشان آختاریر

جان وئره‌ن عاشق همیشه کوی جانان آختاریر

جان نثار ائتمه‌ک‌لیگه بیر جان نثار ایسته‌ر کونول



ائیله‌ییب شوق وصالین واله و حئیران منی

وادی حئیره‌تده قویما بئیله سرگردان منی

قورخورام سالسین آیاقدان محنت هئجران منی

هجر الینده‌ن جانه گلمیش، وصل یار ایسته‌ر کونول



پرتو نور خیالینله دولوب صحرای دل

گؤزیاشیم تک موجه گلمیش جوش ائده‌ر دریای دل

طور عشقینده مناجات ائتمه‌گه موسای دل

طاقت و تاب آختاریر، صبر و قرار ایسته‌ر کونول



حجله‌گاه قاسیمی هر لحظه کیم یاد ائیله‌ره‌م

نی کیمی گلله‌‌م نوایه، داد و فریاد ائیله‌ره‌م

عیش و عشره‌ت مُلکینی، آهیله بر باد ائیله‌ره‌م

چون تن تب‌دار، چشم اشکبار ایسته‌ر کونول



خاطریم اولموش پریشان سُنبل و سوسن کیمی

خلقیده‌ن کسمیش علایق رشته‌سین سوزن کیمی

چوخ سئوه‌ر قبرین چکه، آغوشه پیراهن کیمی

جان وئریب وصله یئته پروانه وار ایسته‌ر کونول



تُند باد هئجریله سولموش گولوستانیم منیم

غصصه‌ده‌ن اولموش خزان گلبرگ خندانیم منیم

نطق یوخ دیلده‌ن دوشوب مرغ خوش‌الحانیم منیم

بلبل شوریده‌تک فصل بهار ایسته‌ر کونول



سیل غمده‌ن آز قالیر بُنیاد جان اولسون خراب

زورق جسمیم او سیل‌ایچره قالیب مثل حُباب

محفل وصلین خیالیله اولوب باغریم کباب

اختیاریم یوخ نئدیم، بی‌اختیار ایسته‌ر کونول



شور عشقین شُهرتی از بس کی عالم‌گیر اولوب

بینوا(صرّاف) اودور مجنون کیمی ‌زنجیر اولوب

آب و خاک غمله گویا طینَتیم تخمیر اولوب

محنت و درد و مصیبت هر نه وار ایسته‌ر کونول

شعار : تبریزلی صراف



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: گوناگون , گوناگون20 , اردبیل , معرفی اردبیل , شعر ترکی , شعر عاشورایی , شعر صراف , صراف تبریزی ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : جمعه 17 آبان 1392
بهترین هتل های دنیا

هتل "کله بک" به معنای پروانه است و در ترکیه واقع شده است، این هتل شبیه به غاری است که هر اتاق در غاری قرار گرفته است.

هتل یخی، در کبک واقع شده است. این هتل بسیار شیک 15 اتاق خواب استاندارد با نور آبی و 10 سوئیت با نور قرمز دارد.

این هتل در عمق 15 متر زیر آب در جزیره ای در نزدیکی فیجی در جنوب نیوزیلند واقع شده است.

هتل یاس مارینا در نوع خود بهترین و با موقعیتی شگفت انگیر است که نیمی از آن روی زمین و نیمی روی دریا ساخته شده است. عناصر کلیدی این معماری در شور و شوق و هیجانآن است.

معماری این هتل که به شکل فرمول ریاضی است، آن را در نوع خود منحصر به فرد کرده است. و مکانی راحت برای یک سفر کاری یا خانوادگی یا حتی استراحت به شمار می آید.

این هتل مشرف به لنگرگاه مارینا یا تفرجگاه ساحلی است و در روز افتتاحیه بزرگترین جایزه اتحادیه هواپیمایی ابوذبی را دریافت کرد.



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: گوناگون , گوناگون20 , اردبیل , معرفی اردبیل , ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : جمعه 17 آبان 1392
جمالیندیر نگاریستان

منیم ای نازلی دلداریم، منیم ای دردیمه درمان

منیم ای دولتیم، واریم، باغیشلا، گئچ گناهیمدان

سالاندا سن منی بنده، یاخینلیق اولماسا سنده

اگر قانیمی توکسنده، یولومدان دونمرم بیر آن

شیریندیر لبلرین دلبر، او گول رخسارینی گوستر

یازیق کونلوم سنی ایستر، منی الدن سالیر هجران

جمالین پرده یه سالما، بو عاشیقدن اوزاق قالم

اگوزومدن انتقام آلما، منی قویما بئله حیران

بدخشان لعلی سنسن یار، اوزون یاقوت کیمی پارلار

سنون حسنونده دیر گلزار، جمالیندیر نگارستان

منیم چین لیلی، عمر انسان، و یا بلقیس و صنعانسان

یادا بیر ماه کنعانسان، سنه اولسون جانیم قوربان

منی سن مجنون ائتمیش سن، حیاتدا محزون ائتمیش سن

اوزونه مفتون ائتمیش سن، ائدیبسن قلبیمی بریان

دئییردیم من سنین یارین؟ کی اولدوم ایندی بیمارین

سنین نورانی رخسارین، منی یاندیردی، ای جانان

نظامی اولدو بیچاره، ائدیب هجرانین آواره

تاپیلمیر دردینه چاره، اولوب جاری گوزوندن قان



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: گوناگون , گوناگون20 , اردبیل , معرفی اردبیل , شعر ترکی , شعر ترکی گنجوی , شعر ترکی نظامی گنجوی , حکیم نظامی گنجوی ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : چهار شنبه 15 آبان 1392
اگه فوتبالیست بود همه میشناختنش ...! ( واقعا این شخص باعث افتخاره ) خدا رحمتش کنه

- بخوانیم و بدانبم.!

اگه فوتبالیست بود همه میشناختنش ...! ( واقعا این شخص باعث افتخاره ) خدا رحمتش کنه

اگه فوتبالیست بود همه میشناختنش!!!
اگه هنرپیشه بود همه میشناختیمش!!!
تا به حال عکس این دانشمندان جوان و نابغه کشور را دیده اید؟
جوانی که با همه درد ها و مشکلات جسمانی تا آخرین لحظات زندگی خود دست از کسب علم و دانش برنداشت و مدال های افتخار را یکی پس از دیگری به گردن آویخت

...

محمد شیرعلی شهرضا که از دانشجویان ممتاز دانشگاه صنعتی شریف و متولد سال 1365 بود دانشجوی نابغه دانشکده علوم ریاضی دانشگاه صنعتی شریف که دانشجوی نمونه کشوری سال 86، دارنده رتبه اول جشنواره جوان خوارزمی در سال 85 و پژوهشگر ممتاز انجمن رمز ایران بود. در طول دوره کارشناسی خود موفق به ارایه 80 مقاله علمی در کنفرانس‌های بین‌المللی شد و 13 مقاله چاپ شده در مجلات معتبر علمی پژوهشی داشت و یک اختراع ثبت شده نیز از خود به جا گذاشت. او در سال 1385 به عنوان پژوهشگر جوان ممتاز انجمن رمز ایران در مقطع کارشناسی برگزیده شد و در دومین کنفرانس بین‌المللی ایکتا 2006 (ICTTA 2006) به عنوان جوان‌ترین محقق انتخاب شد و همچنین در یازهمین کنفرانس بین‌المللی انجمن کامپیوتر ایران (CSICC2006) به عنوان جوان‌ترین محقق برگزیده شد. این دانشجوی فقید یک کتاب به عنوان «آموزش الگوریتم‌ها» تألیف کرد و همچنین 2 بخش برای دایره المعارف Encyclopedia of Mobile Computing &commerce و کتاب Handbook of on secure Multimedia Distribution را نوشته است. زمینه‌های تحقیقاتی مورد علاقه وی نهان‌نگاری اطلاعات، برنامه‌نویسی تلفن همراه و سیستم‌های تفکیک کاربران انسانی از ماشین بود.

وی چندی پیش بر اثر ناراحتی ستون فقرات درگذشت.

اگه فوتبالیست بود همه میشناختنش!!!

*دوست دارم همتون به اشتراک بذارید تا خیلی ها که نمیشناسنش بشناسن و بدونن که چه انسانهایی داشتیم و داریم ولی این جوری از بین میرن متاسفانه خلاصه


:: موضوعات مرتبط: , , , , , ,
:: برچسب‌ها: گوناگون , گوناگون20 , اردبیل , معرفی اردبیل , محمد شیرعلی شهرضا ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : چهار شنبه 15 آبان 1392
نمونه از قضاوت های علی ع

- مولا و غلام مشتبه شدند!
در زمان خلافت اميرالمومنين عليه السلام مردى كوهستانى با غلام خود به حج مى رفتند، در بين راه غلام مرتكب تقصيرى شده مولايش او را كتك زد. غلام بر آشفته ، به مولاى خود گفت : تو مولاى من نيستى بلكه من مولا و تو غلام من مى باشى . و پيوسته يكديگر را تهديد نموده به هم مى گفتند: اى دشمن خدا! بر سخنت ثابت باش تا به كوفه رفته تو را به نزد اميرالمومنين عليه السلام ببرم . چون به كوفه آمدند هر دو با هم نزد على رفتند و مولا (ضارب ) گفت : اين شخص ، غلام من است و مرتكب خلافى شده او را زده ام و بدين سبب از اطاعت من سر برتافته ، مرا غلام خود مى خواند.
ديگرى گفت : به خدا سوگند دروغ مى گويد و او غلام من مى باشد و پدرم وى را به منظور راهنمايى و تعليم مسائل حج با من فرستاده و او به مال من طمع كرده مرا غلام خود مى خواند تا از اين راه اموالم را تصرف نمايد.
اميرالمومنين عليه السلام به آنان فرمود: برويد و امشب با هم صلح و سازش كنيد و بامدادان به نزد من بياييد و خودتان حقيقت حال را بيان نماييد.
چون صبح شد، اميرالمومنين عليه السلام به قنبر فرمود: دو سوراخ در ديوار آماده كن ! و آن حضرت عليه السلام عادت داشت همه روزه پس از اداى فريضه صبح به خواندن دعا و تعقيب مشغول مى شد تا خورشيد به اندازه نيزه اى در افق بالا مى آمد. آن روز هنوز از تعقيب نماز صبح فارغ نشده بود كه آن دو مرد آمدند و مردم نيز در اطرافشان ازدحام كرده مى گفتند: امروز مشكل تازه اى براى اميرالمومنين روى داده كه از عهده حل آن بر نمى آيد! تا اينكه امام عليه السلام پس از فراغ از عبادت به آن دو مرد رو كرده ، فرمود: چه مى گوييد؟ آنان شروع كردند به قسم خوردن كه من مولا هستم و ديگرى غلام .
على عليه السلام به آنان فرمود: برخيزيد كه مى دانم راست نمى گوييد، و آنگاه به آنان فرمود: سرتان را در سوراخ داخل كنيد، و به قنبر فرمود: زود باش شمشير رسول خدا صلى الله عليه و آله را برايم بياور تا گردن غلام را بزنم ، غلام از شنيدن اين سخن بر خود لرزيد و بدون اختيار سر را بيرون كشيد، و آن ديگر همچنان سرش را نگهداشت .
اميرالمومنين (ع ) به غلام رو كرده ، فرمود: مگر تو ادعا نمى كردى من غلام نيستم ؟
گفت : آرى ، وليكن اين مرد بر من ستم نمود و من مرتكب چنين خطايى شدم .
پس آن حضرت عليه السلام از مولايش تعهد گرفت كه ديگر او را آزار ندهد و غلام را به وى تسليم نمود.
و نظير همين داستان را شيخ كلينى و صدوق و طوسى از امام صادق عليه السلام نقل كرده اند كه مناسب است در اينجا بيان شود. راوى مى گويد: در مسجدالحرام ايستاده بودم و نگاه مى كردم كه ديدم مردى از منصور دوانيقى خليفه عباسى كه به طواف مشغول بود استمداد طلبيده به وى مى گفت : اى خليفه ! اين دو مرد برادرم را شبانه از خانه بيرون برده و باز نياورده اند، به خدا سوگند نمى دانم با او چكار كرده اند.
منصور به آنان گفت : فردا به هنگام نماز عصر همين جا بياييد تا بين شما حكم كنم .
طرفين دعوى در موقع مقرر حاضر شده و آماده حل و فصل گرديدند، اتفاقا امام صادق عليه السلام حاضر و به دست مبارك تكيه زده بود. منصور به آن حضرت رو كرده و گفت : اى جعفر! بين ايشان داورى كن .
امام صادق عليه السلام فرمود: خودت بين آنان حكم كن ! منصور اصرار كرد، و آن حضرت را سوگند داد تا حكم آنان را روشن سازد. امام عليه السلام پذيرفت . پس فرشى از نى براى آن حضرت انداختند و روى آن نشست و متخاصمين نيز در مقابلش نشستند، و آنگاه به مدعى رو كرده و فرمود: چه مى گويى ؟
مرد گفت : اى پسر رسول خدا! اين دو نفر برادرم را شبانه از منزل بيرون برده و قسم به خدا باز نياورده اند و نمى دانم با او چكار كرده اند.
امام عليه السلام به آن دو مرد رو كرده ، فرمود: شما چه مى گوييد؟
گفتند: ما برادر اين شخص را جهت گفتگويى از خانه اش ‍ بيرون برده ايم و پس از پايان گفتگو به خانه اش بازگشته است .
امام عليه السلام به مردى كه آنجا ايستاده بود فرمود: بنويس :
بسم الله الرحمن الرحيم رسول خدا صلى الله عليه و آله فرموده : هر كس شخصى را شبانه از خانه بيرون برد ضامن اوست مگر اينكه گواه بياورد كه او را به منزلش بازگردانده است .
اى غلام ! اين يكى را دور كن و گردنش را بزن . مرد فرياد برآورد: اى پسر رسول خدا! به خدا سوگند من او را نكشته ام وليكن من او را گرفتم و اين مرد او را به قتل رسانيد.
آنگاه امام عليه السلام فرمود: من پسر رسول خدا صلى الله عليه و آله هستم دستور مى دهم اين يكى را رها كن و ديگرى را گردن بزن ، پس آن مردى كه محكوم به قتل شده بود گفت : يابن رسول الله ! به خدا سوگند من او را شكنجه نداده ام و تنها با يك ضربه شمشير او را كشته ام ، پس در اين هنگام كه قاتل مشخص شده بود حضرت صادق عليه السلام به برادر مقتول دستور داد قاتل را به قتل برساند، و فرمود: آن ديگرى را با تازيانه تنبيه كنند. و سپس وى را به زندان ابد محكوم ساخت و فرمود: هر سال پنجاه تازيانه به او بزنند (10).
3- دو مادر و يك فرزند!
در زمان خلافت عمر دو زن بر سر كودكى نزاع مى كردند و هر كدام او را فرزند خود مى خواند، نزاع به نزد عمر بردند، عمر نتوانست مشكلشان را حل كند از اين رو دست به دامان اميرالمومنين عليه السلام گرديد.
اميرالمومنين عليه السلام ابتداء آن دو زن را فراخوانده آنان را موعظه و نصيحت فرمود وليكن سودى نبخشيد و ايشان همچنان به مشاجره خود ادامه مى دادند.
اميرالمومنين عليه السلام چون اين دستور داد اره اى بياورند، در اين موقع آن دو زن گفتند: يا اميرالمومنين ! مى خواهى با اين اره چكار كنى ؟
امام عليه السلام فرمود: مى خواهم فرزند را دو نصف كنم براى هر كدامتان يك نصف ! از شنيدن اين سخن يكى از آن دو ساكت ماند، ولى ديگر فرياد برآورد: خدا را خدا را! يا اباالحسن ! اگر حكم كودك اين است كه بايد دو نيم شود من از حق خودم صرفنظر كردم و راضى نمى شوم عزيزم كشته شود.
آنگاه اميرالمومنين عليه السلام فرمود: الله اكبر! اين كودك پسر توست و اگر پسر آن ديگرى مى بود او نيز به حالش ‍ رحم مى كرد و بدين عمل راضى نمى شد، در اين موقع آن زن هم اقرار به حق نموده به كذب خود اعتراف كرد، و به واسطه قضاوت آن حضرت عليه السلام حزن و اندوه از عمر برطرف گرديده براى آن حضرت دعاى خير نمود (11).
در اذكياء ابن جوزى آمده : مردى كنيزى خريدارى نموده ، پس از انجام معامله ، مدعى كودنى او گرديده خواست معامله را بهم زند، فروشنده انكار مى كرد، نزاع به نزد اياس ‍ بردند، اياس كنيزك را آزمايش نموده به وى گفت : كداميك از دو پايت درازترست ؟ گفت : اين يكى ، اياس پرسيد آيا شبى را كه از مادر متولد شدى به خاطر دارى ؟ گفت : آرى ، در اين موقع اياس به خريدار رو كرده ، گفت : او را برگردان ! او را برگردان !
و نيز آورده : مردى مالى را به نزد شخصى به وديعت نهاد. و پس از چندى مال خود را از طرف مطالبه نمود، طرف انكار نموده منكر وديعه گرديد، نزاع به نزد اياس بردند. مدعى به اياس گفت : من مالى را نزد اين شخص به امانت گذاشته ام ، اياس پرسيد؛ در آن موقع چه كسى حاضر بود؟ گفت در فلان محل مال را به او تحويل دادم و كسى حاضر نبود، اياس ‍ پرسيد چه چيز آنجا بود گفت : درختى ، اياس به او گفت : حال به نزد درخت برو و قدرى به آن بنگر، شايد واقع قضيه معلوم گردد، شايد مالت را در زير آن درخت خاك كرده و فراموش ‍ نموده اى و با ديدن درخت يادت بيايد، مرد رفت ، اياس به منكر گفت : بنشين تا طرف تو برگردد. اياس به كار قضاوت خود مشغول شده پس از زمانى به آن مرد رو كرده ، گفت : به نظر تو آن مرد به درخت رسيده ؟ گفت : نه ، در اين موقع اياس ‍ گفت : اى دشمن خدا! تو خيانتكارى ، و مرد اعتراف نموده گفت : مرا ببخش ! خدا تو را ببخشد، اياس دستور داد او را بازداشت كنند تا اين كه آن شخص برگشت ، اياس به او گفت : خصم تو اعتراف نمود مالت را از او بگير... (12).

1- توطئه اى كه فاش گرديد.
در زمام خلافت عمر دو نفر امانتى را نزد زنى به وديعت گذاشتند و به وى سفارش نمودند كه تنها با حضور هر دوى آنان وديعه را تحويل دهد.
پس از مدتى يكى از آن دو به نزد زن رفته مدعى شد كه دوستش مرده است و وديعه را مطالبه نمود. زن در ابتداء از دادن سپرده امتناع ورزيد ولى چون آن مرد زياد رفت و آمد مى نمود و مطالبه مى كرد، وديعه را به وى رد كرد. پس از گذشت زمانى مرد ديگر به نزد زن آمده خواستار وديعه گرديد، زن داستان را برايش بازگو نمود كه نزاعشان در گرفت ، خصومت به نزد عمر بردند، عمر به زن گفت : تو ضامن وديعه هستى . اتفاقا اميرالمومنين عليه السلام در آن مجلس ‍ حضور داشت ، زن از عمر خواست تا على عليه السلام بين آنان داورى كند، عمر گفت : يا على ! ميان آنان قضاوت كن . اميرالمومنين عليه السلام به آن مرد رو كرد و فرمود: مگر تو و دوستت به اين زن سفارش نكرده ايد كه سپرده را به هر كدامتان به تنهايى ندهد، اكنون وديعه نزد من است ، برو ديگرى را به همراه خود بياور و آنرا تحويل بگير، و زن را ضامن وديعه نكرد و از اين راه توطئه آنان را آشكار نمود؛ زيرا آن حضرت عليه السلام مى دانست كه آن دو با هم تبانى كرده و خواسته اند هر دو نفرشان از زن مطالبه كنند تا او به هر دو غرامت بپردازد (13).
2- نيرنگ زنى حيله گر
زنى فتنه گر شيفته و دلباخته نوجوانى از انصار گرديد، ولى هر چه كوشيد جوان پرهيزكار را جلب توجه و عطف نظر كند نتوانست ، از اين رو در صدد انتقامجويى بر آمده و تخم مرغى را شكسته با سفيده آن جامه خود را از بين دو ران آلوده ساخت و بدين وسيله جوان پاكدامن را متهم كرده او را نزد عمر برد و گفت : اى خليفه ! اين مرد مرا رسوا نموده است .
عمر تصميم گرفت جوان انصارى را عقوبت دهد، مرد پيوسته سوگند ياد مى كرد كه هرگز مرتكب فحشايى نشده است و از عمر مى خواست تا در كار او دقت و تحقيق نمايد، اتفاقا اميرالمومنين عليه السلام در آنجا نشسته بود، عمر به آن حضرت عليه السلام رو كرده و گفت : يا على ! نظر شما در اين قضيه چيست ؟
آن حضرت به سفيدى جامه زن به دقت نظر افكنده وى را متهم نموده و فرمود: آبى بسيار داغ روى آن بريزند و چون ريختند سفيدى جامه بسته شد، پس امام عليه السلام براى فهماندن حاضران اندكى از آن را در دهان گذاشت و چون طعمش را چشيد آن را به دور افكند و سپس به زن رو كرده ، او را سرزنش نمود تا اين كه زن به گناه خود اعتراف نمود و از اين راه مكر و خدعه زن را آشكار كرد و به بركت آن حضرت ، مرد انصارى از عقوبت عمر رها گرديد.
و نيز زنى با سفيده تخم مرغ رختخواب هووى خود را آلوده ساخت و به شوهرش گفت : اجنبى با او همبستر شده است ، ماجرا نزد عمر مطرح گرديد، عمر خواست زن را كيفر دهد، اميرالمومنين عليه السلام فرمود: آبى بسيار داغ بياورند و چون آوردند دستور داد مقدارى روى آن سفيدى بريزند چون ريختند فورا جوش آمده و بسته شد، آن حضرت جامه را به نزد زن انداخت و به او فرمود:
اين از نيرنگ شما زنان است و مكرتان بسيار است .
آنگاه به مرد رو كرده و فرمود: زنت را نگهدار كه اين از تهمتهاى آن زنت مى باشد، و فرمود: تا بر زن تهمت زننده حد افتراء جارى كنند .

منبع : گفتگوی دینی
.



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: گوناگون , گوناگون20 , اردبیل , معرفی اردبیل , قضاوت های علی ع , ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : چهار شنبه 15 آبان 1392
هر شب با قرآن/ شیطان کجا ما را مسخره می‌کند!؟
بر آنیم تا در این مجال، قطعاتی کوتاه و بلند از کتاب وحی را با نگاهی گزیده به انعکاس آن در ادبیات پارسی، از کتاب «در محضر قرآن» اثر ارزشمند استاد الهی قمشه‌ای پیشکش طالبان حق و جوینگان حقیقت کنیم تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.؛
آیه۸۰ سوره زُخرف
أَمْ يَحْسَبُونَ أَنَّا لَا نَسْمَعُ سِرَّهُمْ وَنَجْوَاهُم بَلَى وَرُسُلُنَا لَدَيْهِمْ يَكْتُبُونَ
آیا می‌پندارند که ما راز آنها و نجوایشان را نمی‌شنویم چرا و فرشتگان ما پیش آنان [حاضرند و] ثبت می‌کنند

*در سخنان منسوب به ابوسعید ابوالخیر آمده است که روزی شعر زیر را در مجلسی فروخواند و پرسید که این شعر به کدام آیت الهی اشاره می کند:

صاحب خبران دارم آنجا که تو هستی تا جمله مرا هستی یا عهد شکستی

و چون هیچ کس پاسخ نداد خود آیه بالا رو خواند.

*این آیت هم بشارت است بر اینکه ما در این عالم تنها نیستیم و خداوند فرشتگانی را قرین زندگی ما کرده است و هم هر لحظه یادآوری می کند که مراقب آنچه می گوییم و انجام می دهیم باشیم، زیرا کاتبانی هستند در کنار ما که آن را می نویسند و هیچ کس نمی تواند دعوی کند که:

*من از خدا سخن می گویم و برای خدا سخن می گویم و عهد خدا را نمی شکنم، و در عمل وکیل شیطان باشد و پرونده های او را دنبال کند. زیرا علاوه بر فرشته ای که حقیقت را ثبت خواهد کرد خود شیطان نیز او را ریشخند خواهد نمود:

خود گرفتم کافکنم سجاده چون سوسن به دوش
همچو گل بر خرقه، رنگ مِی، مسلمانی بُوَد!؟
حافظ


* إبن ادهم همان ابراهیم ادهم صوفی مشهور است که تخت و دیهیم پادشاهی را رها کرد و در دامن درویشی گریخت و از پادشاهیِ عاریت به سلطنت حقیقی رسید و هم تخت و تاج و ملک و ثروت و هم نام و شهرتش بر جای ماند.

پادشاهانِ جهان از بدرگی بو نبردند از شراب زندگی

ورنه ادهم وار سرگردان و دنگ ملک را بر هم زدندی بی درنگ
مثنوی



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: گوناگون , گوناگون20 , اردبیل , معرفی اردبیل , شیطان , مذهبی ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : سه شنبه 14 آبان 1392
جغرافیای آقایان و خانم ها
خانم ها در سن۱۸تا۲۱سالگى ، مانند آفريقا يا استراليا هستند
نيمه كشف شده، وحشى، با زيبايى هاى افسون كننده ى طبيعى
در سن21تا۳۰سالگى، مثل امريكا يا ژاپن هستند:
كاملا كشف شده، بسيار توسعه يافته، آماده براى معامله، مخصوصا معامله با پول نقد يا اتومبيل .
در سن30تا۳۵سالگى، مانند هند يا اسپانيا هستند:
بسيار داغ، آسوده خاطر و آرام، و آگاه به زيبايى هاى خود.
بين سن35تا۴۰سالگى، مانند فرانسه يا آرژانتين هستند:
بدين معنا كه اگر چه ممكن است در جريان جنگ نيمه ويران شده باشند، اما هنوز جاهاى بسيارى براى تماشا دارند .
در سن40تا۵۰سالگى، مثل يوگسلاوى يا عراق هستند:
جنگ را باخته اند. هنوز گرفتار اشتباهات پيشين اند. و به باز سازى كامل نياز دارند .
بين50تا۶۰سالگى، مانند روسيه يا كانادا هستند:
بسيار پهناور، آرام و مرز ها بدون مرزبان، اما سرماى زياد، خلايق را از آنان مي رماند.
در سن60تا۷۰سالگى، مانند انگلستان يا مغولستان اند:
با يك گذشته ى درخشان و بدون آينده .
بعد از۷۰سالگى، شبيه آلبانى يا افغانستان اند:
همگان ميدانند كه در كجايند، اما هيچكس به سراغ شان نمى رود.
جغرافياى آقایان
از18تا50سال مثل ايران :
راهنما و حلال مشکلات دنيا ولي در كار خود مانده .
در سن50تا65سالگى، مانند کشورهای تازه استقلال يافته شوروی سابق:
با یک گذشته ی درخشان.
بعد از65سالگى، شبيه عربستان هستند:
همگان فقط به خاطر مال و ثروت به آنها احترام مي گذارند


:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: گوناگون , گوناگون20 , اردبیل , معرفی اردبیل , خنده , دانستنی ها , طنز , مطالب توپ ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : سه شنبه 14 آبان 1392
اوغرو گلیب(شعر ترکی)

بیر اوغرو گلیب هر نه دئسن وار اونا قابی

حیرت‌ده قویوب هم منی هم شیخ ایله شابی

بال گورسه دویونجاق اونو بارماقلایاجاق‌دیر

بارداقه توکوب ایچمه‌لی‌دیر گورسه دوشابی

چوخ‌دان چوخا آزدان آزا قانع‌دی ایشینده

مشکل وئره الده‌ن بئله بیر کار ثوابی

انصاف‌لی دی خوف و خطری هاممیا بیر دیر

بیر نمره آلار مدرسه‌ده مهر و عتابی

بو اوغرو نه تاجردی نه قاضی نه وزیر دیر

آج قالماقین اوستن‌دی ایاب ایله ذهابی

ایش‌سیزدی ولی اهل و عیالین دیشی واردی

دیش‌لیک دیله‌یه‌ن اولادینا یوخدو جوابی

بو اوغرو اوزونده‌ن آجا حاشا تله قورسون

توخ اوغرویا همیانی‌ده وار بند و طنابی

بیر اوغرودا وار ظاهری خوش رتبه‌سی والا

دنیا منیم اولسون‌دی اونون جمله عذابی

چیرکین لیگی‌نین اورتوب اوزون جامه‌ی الوان

بیر قورخولو موجود ایدی رد اولسا نقابی

یای گلسه گوزه‌ل یایلاقی ساحل قیراغین‌دا

قیش اولسا بوران اینجیده بیلمز او جنابی

گوندوز نازینا مشتری‌دی میز ریاست

سون‌سوز گئجه‌لرده پر قو اوسته‌دی خوابی

قوللوق‌چو سونون دائم ایپک دستمال الینده

ماستون‌چو سونون شیش ده مهیادی کبابی

نیسگیل کوکونو قازمادا مانقال ماشا حاضر

گر نشئه‌نی تخت ائیله‌مه‌سه باده‌ی نابی

دولت حقوقون دا او داوام یوخ اوده بیلسین

بئش گون بو گئنیش لیک‌ده حساب ایله کتابی

ناچار سالیب دیر اله بیر حکم بو اوغرو

قادر دی اگر بیر گئجه‌ده چاپسا سرابی

چون قافیه حکم ایله سراب‌دان آد آپاردیم

حتماً قلمین شاکی‌یه کافی‌دی جوابی

مین‌سه دالووا بیزله‌یه‌جک مقصده چاتسین

مین‌سون دالینا چاپمالی‌دی خوش‌دو رکابی

مسجدده تمرد ائله‌مز اهل نمازه

میخانه‌ده ضایع ائله‌مز دور شرابی

هر کس دئیه بیلمز قاشون اوستون‌ده گوزون وار

الا او کی اوندان قازانیب رنگ و لعابی

بو اوغرویا کیم اوغرو دئسه باشی خطرده

او اوغرو همان اوغرو فلانی‌دی شهرده

بیر شهرده کی اوغروسونون یوخدو چیخاری

اول شهرده اولدوز سایاراق گوزله‌مه یاری

گئج گلمه سینه اینجیمه تئز گلسه یقین بیل

ائل‌لر آرا حیثیت‌ووی قونشون آپاری

باخ اوغرویا عبرت ائله؛ خالقین شهرین‌ده

اوچ مین دونه میلیارد تومن چکدی یوخاری

نه دوشدو خاما بئل بوخونو قددی بوکولدو

نه ذره‌جه ائل‌لر آرا اسکیل‌دی وقاری

یخچالی قویوب چیگن‌اینه امما بیزیم اوغرو

هم دورگونو یئل‌لندی همی قیردی داماری

اونلار بئجره‌ن اوغرو تورونتوی‌دا توی ائتدی

بیزلر بئجره‌ن اوغرو گئدیب گزدی نیاری

دریا پولا یئر وئردی او اوغرو بالا کیف‌ده

امما بونون اون مین تومن این دوتمادی گاری

او کندی چاپان چاغ‌دا گئدیب کاتدانی گوردو

بو بیر کئچی کتده‌ن گوتوروب اولدو فراری

او ال‌ده چراغ ایسته دیگین سئچدی آپاردی

بو بیر دریز اوتدان اوتوری یاخدی فناری

او خلقی سویوب بای بای ایلان چیخدی وطن‌ده‌ن

بو قارنی‌نین اوستونده گئدیر دوستاغا ساری

اوخشاتدی اونون قیش گئجه‌سین یازه اوغورلوق

بو اوغرویا بیر آن دا خزان ائتدی بهاری

گئت اوغرودا اولسون ائله‌بیر اوغرو اول ائل‌لر

قربان ائده‌لر هیکل اینه دار و نداری

بیر اوغرونو مامورایله گوردوم کوچه میزده

قولباق بیر الینده او بیری ال‌ده بخاری

زاغ زاغ بدنی تیتره‌مه‌ده شاخدا اونون‌ده

آرنین‌دا خجالت تری اوزده‌ن یئره جاری

سوردوم نه خطا چرتیب الینده‌ن بو اسیرین

آیدین منه ذکر ائیله سنی حضرت باری

تیکدی ائله گوز هیکلیمه باش‌دان ایاقه

بیر اووچو دو ات داش ائله‌یر سان کی شکاری

چیمخیردی تبخترله منه: کور کی دگیل سن!

آیا بو بخاری‌ده‌ن آغیر مدرک کاری

گوردوم نه بخاری کی تداعی ائدیر آنجاق

تهران‌دا قجر عصری نی مسکوودا تزاری

گوزلرده‌ن ایراق چون کی چیخیب آشغال ایچین‌ده‌ن

پارتداق پامادورلان بزه‌نیب جسم نزاری

ماموره دئدیم کور دگیل‌ام وئرسن اجازه

ثابت ائده بیل له‌م کی اوتوزدون بو قماری

گر اوغرو دوتورسان بو یازیق دوغرو دی سن‌ده‌ن

اینجیتمه داریخدیرما بو زاری سنی تاری

گر حکم وارون آج دوتاسان وقتی یوباتما

دوستاق‌دا آپار میل ائله‌یه بلکه ناهاری

احسن بئله ماموره کی بوشان‌لی شهرده

هوش باشدا جیمیز بانددان آرتیق‌دی عیاری

بیرده یئری اولسا او عزیز قاضی‌یه عرض ائت

دورونده کی توخ اوغرولارین یوخدو شماری

مال میدانی‌نین اوغروسونا بیر کئچی بسدیر

لعنت لیگ ائده حشره کیمین ایل و تباری

گئت قصرلرین ایچره گزیش اوغرونو بلکه

منصور کیمین شوط ائده‌سن چوبه‌ی داری

یوخ سهو ائله‌دیم حقی اونود «عاصمه» باخما

بیر عومردی چیگن‌اینده گزیر سنگ مزاری

قوی عومرو ووروبدور باشا بئش گون‌ده دئینسه

تا گلسه اجل جامی اونون جانینه ساری

شاعر: پرویز عاصم اردبیلی



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: گوناگون , گوناگون20 , اردبیل , معرفی اردبیل , شعر , شعر ترکی , پرویز عاصم اردبیلی ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : سه شنبه 14 آبان 1392
روند ادامه برنامه برای کنکور

گل های کنکوری سخت کوش :

همچنان ادامه دهید.مسابقه دو مارتن را به یاد آورید.هر لحظه غفلت به معنی رتبه پایین تری است.البته هر هفته نصف روز یا دو هفته 1 روز استراحت به نظرم مشکل چندانی یجاد نمی کند. حتی این استراحت کوچک گاهی ضروری است . چون اگر به آن عمل نشود کیفیت مطاله بسیار پایین می اید.اما نگذارید این استراحت بیش از یک روز طول بکشد چون این امر تنبلی و دوری گرفتن از درس است.

رهرو آن نیست که گهی تند و گهی خسته رود ----رهرو انست که اهسته و پیوسته رود


اگر فعالیتهای خود را به خوبی ارزیابی و بازنگری کنید میتوانید برای روزهای باقیمانده تا کنکور تصمیمهای متناسب و منطقی بگیرید. این چنین
تصمیمهایی تا حد زیادی به آرامش شما کمک خواهندکرد.آرامش بیشترین نیاز شما در این روزهاست.اگرشما برای توجیه مشکلات و
نارساییهای خود به دنبال علل و عوامل بیرونی بگردید هیجانی خواهیدشد و اضطراب بیشتر به سراغتان میآید.
اما اگرمسؤلیت هر اتفاق رابه گردن بگیرید آنگاه میتوانید بر خود مسلط شوید و تسلط بر خود آرامش را برایتان ارمغان خواهدآورد.پس روند
ادامهی برنامه را آگاهانه و مسلط پیش بینی و اجرا کنید.
برآورد آمادگیها
برمبنای عوامل متعددی که درموفقیت کنکور مؤثرند باید مجموع آمادگیهای خود را برآورد کنید.دو آمادگی مهم وضعیت درسی ووضعیت روانی
هستند که مورد بحث قرار گرفت.در کنار این دو عامل اساسی،عوامل دیگری نیز وجود دارند که باید به آنها توجه شود از جمله،سرعت عمل و
توانایی تست زنی،نشستن در جلسه کنکور و تقسیم زمان برای دروس،میزان استراحت و تغذیه،شرایط و امکانات محیطی برای روزهای آخر و….
هدف از بیان این نکات آن است که شما آگاهانه پیش بروید و بر روی تمامی عوامل ممکن تسلط داشته باشید.وسواس چیز خوبی نیست ولی دقت و
فراخ اندیشی چیز دیگری است شما بایستی مدام به رشد و پیشرفت خود نظارت داشته باشید وبا تمام قواسعی کنید فردی زرنگترشوید.احتیاط
کنید که در دام عذرو بهانه وتوجیه تراشی گرفتار نشوید.شمابدون غالب شدن به خودنمیتوانید فاتح دیگران باشید.
کلید
مجموع آمادگیهای تان را به دقت و با حوصله ارزیابی کنید تا بر اوضاع خود آگاهی و تسلط داشته باشید.
کنکوریهای آزمایشی جامع
یکی از روشها و ملاکهایی که میتواند تا حدی مجموع آمادگیهای شما را برآورد نماید،شرکت در کنکورهای آزمایشی جامع - کنکورهای
مشابه کنکور اصلی وشامل همه دروس – است.یک نکته در این جا حائز اهمیت میباشد. اگرچه ممکن است شرکت درچند کنکورآزمایشی برای
تعدادی از دانشآموزان آماده، مؤثر و مفید باشد اما برای تعداد دیگری میتواند آفتهایی هم داشته باشد.همهی کنکوریها باید بپذیرند که هیچ
جلسه کنکوری،جلسه کنکور واقعی نمیشود و لذا هر قدر هم شرایط محیطی جلسات کنکور آزمایشی مشابه کنکور واقعی باشد باز هم با آن
متفاوت خواهدبود.دانش آموزی ممکن است به دلیلسهلانگاری درکنکورهای آزمایشی نتایج درحدانتظار کسب نکند.دانشآموز دیگری ممکن
است به دلیل جدی نبودن شرایط جلسه کنکور آزمایشی و سطح پایین اضطراب، نتیجهی خوبی کسب کرده و آن را نتیجهی واقعی خود تصور
کند،ودانش آموزی هم چون هنوز مجموع آمادگیهای خود را خوب برآورد و ارزیابی نکردهاست،شایدنتایج ضعیفی به دست آورد.در
هرحال،کنکورهای آزمایشی جامع ملاک خوبی برای محک زدن است اما کافی نیست ونمیتوان صرفا بر مبنای آن قضاوت کرد.توصیه کلیاین است
که دراین مورد افراط نشود،البته اگرتبلیغات آموزشگاهها ومؤسسات کنکوری اجازه دهند!
کلید
بعد از ایام عید برای ارزیابی مجموع آمادگیها،فقط شرکت در یکی دو کنکور آزمایشی جامع توصیه میشود.
تستزنی
برای کسب مهارت در تستزنی تواناییهای مختلفی مورد نیاز است:
توانایی مشاهده و سرعت عمل،توانایی تمرکز حواس و دقت،توانایی استنباط و درک مطالب،و توانایی مربوط به فنون تست زنی که شامل یک سری
فنون کلی و یک سری فنون خاص برای درسهای متفاوت است.در این جا دو نکته یادآوری میشود اول رکوردگیری در تست زنی است.وقتی تست
میزنید حتما زمان بگیرید واین زمانها را در دفعات بعدی با هم مقایسه کنید.مثلا شما بایدبدانید که 30 سؤال ادبیات را به طور متوسط درچه
مدت زمانی پاسخ میدهید وبه همین ترتیب در دروس دیگر. دوم فاصله بین مطالعه درس و تستهای مربوطه است.نباید بلافاصله بعد از مطالعه
2 روزه بین مطالعه درس وپاسخ به تستهای آن باید رعایت شود. - یک موضوع تستهای آن را بزنید.حتما یک فاصله 3
کلید
تواناییهای لازم برای افزایش مهارت تستزنی را بشناسید تا بتوانید آنها را تقویت نمایید.
آمادهسازی مقدمات مرحله آخر
40 روز قرنطینه اختصاص دهید،از الان باید مقدمات آن رافراهم کنید .ساعات - اگر قصد دارید دربرنامهی کاری خودمرحلهی آخر را به دورهی 45
مطالعه خود را باید به حداکثر ممکن برسانید.آخرین موارد ضعف را شناسایی و مرور کنید.خود را به این که مدت زمان زیادی در مکانی ثابت بمانید
عادت دهید.هماهنگیهای لازم را با اعضاء خانواده ودیگران انجام دهید. برنامه استراحت و برنامه غذایی خود را به نظم کامل درآورید.اگر از کلاس
و یا دبیر خصوصی بهره میگیریدسعی کنید تا قبل از این دوره تمام شود.بعضی از دانشآموزان کنکوری حتی تا روز آخر هم معلم دارند و با
توصیهها و کلیدهایی که در لحظات آخر از دبیران میگیرندسرجلسهی کنکور حاضر میشوند.زرنگی شما به این است که همه کارهایتان را تا قبل
از مرحلهی آخر انجام داده باشید و در این مرحله،خودتان کار کنید.
40 روز آخر در واقع - روزهای آخر فرصت خوبی برای آموزش نیستند.نه ایام عید ونه هیچ مرحلهی دیگری فرصت طلایی نیستند. 45
فرصتهای طلایی هستند به شرطی که از آن خوب استفاده شود و این فرصت در مسیر کلاس با آمدن و رفتن معلم خصوصی تلف نشود.


1. مجموع آمادگیهای تان را به دقت و با حوصله ارزیابی کنید تا بر اوضاع خود آگاهی و تسلط داشته باشید.


٢.بعد از ایام عید برای ارزیابی مجموع آمادگیها،فقط شرکت در یکی دو کنکور آزمایشی جامع توصیه میشود.


3. تواناییهای لازم برای افزایش مهارت تستزنی را بشناسید تا بتوانید آنها را تقویت نمایید.

4. با تمهید همهی مقدمات و با یک برنامهریزی دقیق و آگاهانه از فرصت طلایی 40 روزهی آخر کنکور حداکثر استفاده راببرید.



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: گوناگون , گوناگون20 , اردبیل , معرفی اردبیل , کنکور , کنکور-گوناگون20 , کنکور گوناگون20 , گوناگون20 کنکور , روند ادامه برنامه , ادامه مطالعه خوب برای کنکور ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : سه شنبه 14 آبان 1392
لمس زیبایی‌های زندگی

لمس زیبایی‌های زندگی

((زندگی دشمن شما نیست، اما طرز فکرتان می تواند دشمن شما باشد))

مرد مسنی به همراه پسر ٢۵ ساله‌اش در قطار نشسته بود. در حالی که مسافران در صندلی‌های خود نشسته بودند، قطار شروع به حرکت کرد.

به محض شروع حرکت قطار پسر ٢۵ ساله که کنار پنجره نشسته بود پر از شور و هیجان شد. دستش را از پنجره بیرون برد و در حالی که هوای در حال حرکت را با لذت لمس می‌کرد فریاد زد: “پدر نگاه کن درخت‌ها حرکت می‌کنن.”
مرد مسن با لبخندی هیجان پسرش را تحسین کرد.

کنار مرد جوان، زوج جوانی نشسته بودند که حرف‌های پدر و پسر را می‌شنیدند و از حرکات پسر جوان که مانند یک کودک ۵ ساله رفتار می‌کرد، متعجب شده بودند.

ناگهان جوان دوباره با هیجان فریاد زد: “پدر نگاه کن دریاچه، حیوانات و ابرها با قطار حرکت می‌کنند.”

زوج جوان پسر را با دلسوزی نگاه می‌کردند.

باران شروع شد چند قطره روی دست مرد جوان چکید.
او با لذت آن را لمس کرد و چشم‌هایش را بست و دوباره فریاد زد: “پدر نگاه کن باران می‌بارد، ‌آب روی من چکید.”

زوج جوان دیگر طاقت نیاورند و از مرد مسن پرسیدند: ‌”چرا شما برای مداوای پسرتان به پزشک مراجعه نمی‌کنید؟”
مرد مسن گفت: “ما همین الان از بیمارستان بر می‌گردیم. امروز پسر من برای اولین بار در زندگی می‌تواند ببیند!!”


ای‌کاش ما هم بینا می‌شدیم!!

آری حرکت درخت‌ها شگفت‌انگیز است!
دریاچه‌ها، حیوانات و ابرها فوق‌العاده‌اند…
و بارش باران، لمس لطافت و سادگی قطره‌های باران بی‌نظیر است، بی‌نظیر است!
ای کاش ما هم بینا می‌شدیم!!
ای‌کاش زیبایی‌های زندگی را همان‌گونه که هستند فوق‌العاده و شگفت‌انگیز می‌دیدیم!!
ای‌کاش به این همه نعمت و زیبایی عادت نمی‌کردیم!

هیچ وقت از اینی که هستی شکایت نکن.خیلی ها هستن که دوست دارن جای تو باشن.پس از همینی که هستی شادمان باش.باور نمیکنم خالق نظم دانه های انار زندگی منو تو را بی نظم چیده باشد.

منبع : لبخند زندگی



:: موضوعات مرتبط: , , , , ,
:: برچسب‌ها: گوناگون , گوناگون20 , اردبیل , معرفی اردبیل , لمس زیبایی های زندگی , داستان , داستان زیبا , سخنان زیبا ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : سه شنبه 14 آبان 1392
کتاب قورباغه را قورت بده

این کتاب در خصوص موفقیت می باشد که کتاب کم حجمی می باشد و میتوانید متن کامل آن را در ادامه مطلب مشاهده کرده و مطالعه کنید.

بخشی از کتاب قورباغه را قورت بده :

قورباغه را قورت بده
همین الآن یک کاغذ بردارید و ده هدفی که می خواهید در سال آینده به آنها برسید لیست
کنید. این هدف ها را به صورتی بنویسید که گویا یکسال گذشته است و آنها همگی به تحقق
پیوستهاند. در نوشتن هدفهایتان از زمان حال و ضمیر اول شخص استفاده کنید، هدف ها
باید با صراحت و با قطعیت بیان شوند. با این کار ذهن ناخود آگاه شما بی درنگآنها را تأیید
وزن من ... کیلو گرم » یا « . من ... تومان در آمد دارم » : میکند. براي مثال می نویسید
« . من سوار اتومبیل ... هستم » و یا « . است
سپسده هدفی را که نوشته اید مرور کنید. از میان آنها هدفی را انتخاب کنید که رسیدن به
آن بیشترین تأثیر را در زندگی شما میگذارد. این هدف هر چه که هست آن را روي یکبرگ
کاغذ بنویسید، براي رسیدن به آن مهلتی تعیین کنید، برنامه ریزي کنید طبق برنامه دست به
کار شوید و هر روز براي دست یابی به هدف مورد نظر کاري انجام دهید. همین تمرین به
تنهایی میتواند زندگی شما را دگرگون کند!

بقیه کتاب و متن کامل کتاب در ادامه مطلب



:: موضوعات مرتبط: , , ,
:: برچسب‌ها: گوناگون , گوناگون20 , اردبیل , معرفی اردبیل , کتاب , کتاب قورباغه را قورت بده , دانلود کتاب قورباغه را قورت بده , قورباغه را قورت بده , کتاب موفقیت ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
:: ادامه مطلب
نویسنده : پایبند
تاریخ : دو شنبه 13 آبان 1392
مقایسه دو ناهمجنس!

شیوانا با شاگردش رهسپار جایی بود. در بین راه مردی میانسال که شغلش خیاطی بود به آنها پیوست. خیاط دائم از پسر خودش که در شهری دور درس خوانده بود و حساب و کتاب می‌دانست صحبت می‌کرد و می‌گفت که اکنون مباشر یک دامدار بزرگ است و در کارهای تجاری به او کمک می‌کند. اما صحبت مرد خیاط فقط به ذکر صفات خوب و برجسته پسرش ختم نمی‌شد و هر وقت از پسرش سخن می‌گفت یادی هم از پسر برادرش می‌کرد که با هزینه زیاد علم طبابت آموخته و درمانگری بلد است و می‌تواند بیماری‌های زیادی را شفا دهد. مرد خیاط هر روز پسر مباشرش را با برادرزاده طبیبش مقایسه می‌کرد و می‌گفت طبابت شغل خوبی نیست و انسان مجبور است دائم با بیماران سروکار داشته باشد درحالی که پسر او فقط با دفتر و قلم سروکار دارد و کارش تمیزتر و آبرومندانه‌تر است.

شاگرد شیوانا که متوجه حسادت مرد خیاط از رشد و پیشرفت برادرزاده‌اش نمی‌شد، بارها با تعجب می‌پرسید که مقایسه شما اشکال دارد و همه می‌دانند که یک طبیب خبره جان بیمار رو به موت را نجات می‌دهد و اصلا کاری که او انجام می‌دهد با مشاغل دیگر قابل‌قیاس نیست. اما هر‌وقت شاگرد اعتراض می‌کرد فریاد مرد خیاط به هوا برمی‌خاست و ساعت‌ها با بافتن زمین و زمان استدلال می‌کرد که فقط حرف او درست است و می‌گفت که او تقریبا مجانی و بدون صرف هیچ هزینه‌ای پسرش را به سواد خواندن و نوشتن رسانده در حالی که برادرش برای طبیب شدن پسرش کلی خرج کرده است و بعد نتیجه می‌گرفت که بنابراین برادر‌زاده طبیبش از پسر کاتب او پرخرج‌تر و حقیر‌تر و خوار‌تر است.

شیوانا سکوت می‌کرد و هیچ نمی‌گفت. روزی به نزدیکی مزرعه‌ای رسیدند که در آن پسر مزرعه‌دار چند گربه بزرگ و تعدادی بچه‌گربه و یک بچه ببر را داخل لانه‌ای انداخته بود و به دعوای بچه ببر تنها با گربه‌ها می‌نگریست و می‌خندید.

شیوانا ایستاد و از پسر مزرعه‌دار پرسید: «در رفتار این حیوانات چه چیزی است که تو را می‌خنداند؟»

پسر مزرعه‌دار با خنده گفت: «این گربه‌ها و بچه‌هایشان گمان می‌کنند این ببر چون تقریبا شبیه آنهاست پس از جنس خودشان است. برای همین دعواها و بازی‌های خودشان را با او هم انجام می‌دهند. بچه ببر تا حدی آنها را تحمل می‌کند اما وقتی آنها شوخی را از حد می‌گذرانند چنان غرشی می‌کند که بچه‌گربه‌ها و حتی گربه‌های بزرگ‌‌تر از ترس به گوشه‌ای می‌گریزند و مدتی طولانی گوشه‌ای کز می‌کنند و بی‌حرکت می‌مانند. بچه ببر کوچک و ضعیف‌تر از آنهاست اما چیزی در وجود او هست که گربه‌ها ندارند و از آن وحشت دارند. این برای من خیلی جالب است.»

شیوانا گفت: «اینکه بچه‌ ببر و بچه گربه را در یک‌جا زندانی کرده‌ای به نظر تو باعث نمی‌شود که هر دو حیوان ناراحت شوند؟ آنها که هم‌جنس نیستند!»

پسر مزرعه‌دار ناگهان به خود آمد و کمی‌فکر کرد و بعد در لانه را باز کرد. بچه ببر سراسیمه از لانه بیرون پرید و در کنار جاده داخل بیشه‌ها مخفی شد. اما بچه گربه‌ها و گربه‌ها داخل قفس ماندند و از آنجا بیرون نیامدند.

شیوانا لبخندی زد و به مرد خیاط گفت: «‌اینکه سعی کنیم ببر و گربه را کنار هم بگذاریم و با هم مقایسه کنیم و گمان کنیم با مقایسه کردن ما آنها یک جنس می‌شوند از اساس کاری اشتباه است. هم ظلم به گربه است و هم به ببر!

مقایسه ای که بین طبیب و کاتب می‌کنی هم چیزی شبیه این است. تو وبرادرت شبیه گربه و ببر هستید. برادرت هرچه داشت خرج طبیب‌شدن پسرش کرد و تو خوشحالی که چیزی خرج نکردی و خرج تحصیل بچه‌ات را دیگران دادند. پسر برادرت از همان جنسی شد که برادرت بود و پسر تو هم احتمالا چیزی از جنس خودت شده است. مقایسه جناب کاتب جوان و طبیب ماهر عینا شبیه مقایسه گربه و ببر است و اینکه گمان کنی چون در ذهن تو این قیاس امکان‌پذیر است، پس در عالم واقع هم آن دو قابل مقایسه‌اند از اساس کاری خطا است. ببر در نظام طبیعت فرقی با گربه نمی‌کند. اما وقتی پای مقایسه پیش می‌آید کیست که نداند ببر می‌تواند با یک غرش، گربه‌های قفس‌طلب را گوشه‌ای زهره‌ترک کند. به‌جای اینکه با این قیاس‌های حسادت‌آمیز و بی‌اساس، وقت ما و خودت را بگیری کمی ‌به خودت بیا و به این بیاندیش که به‌جای تحقیر برادرزاده طبیب‌ات، می‌توانی او را تحسین کنی و به او ببالی! برای این کار فقط کافی است حس حسادت را در خودت پیدا کنی و از آن فاصله بگیری! آتش حسادت که خاموش شود آرام می‌گیری و همه این مقایسه‌های ناهمجنس متوقف می‌شوند!»



:: موضوعات مرتبط: , , ,
:: برچسب‌ها: گوناگون , گوناگون20 , اردبیل , معرفی اردبیل , موفقیت , شیوانا ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : دو شنبه 13 آبان 1392
دانلود کتاب طشت گذاری (جاوا)

این کتاب شامل مطالبی است در خصوص ایین طشت گذاری قبل از محرم در اردبیل

با دانلود این کتاب از لذت خواندن کتاب در گوشی های موبایلتان بهرمند شوید.

حجم :740 kb

دانلود



:: موضوعات مرتبط: , , , , ,
:: برچسب‌ها: گوناگون , گوناگون20 , اردبیل , معرفی اردبیل , دانلود , دانلود کتاب , دانلود کتاب تشت گذاری ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : دو شنبه 12 آبان 1392
کاریکاتور. عوارض اسفاده از کامپیوتر

ترول، troll



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: گوناگون , گوناگون20 , اردبیل , معرفی اردبیل , عوارض کامپیوتر ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : یک شنبه 12 آبان 1392
چرا در راه ترک گناه عاجز هستیم؟

آیت الله بهجت در جواب این پرسش فرمودند: «ترک معصیت، حاصل نمی شود به طوری که ملکه شخص بشود، مگر با دوام مراقبه و یاد خدا در هر حال و زمان و مکان و در میان مردم و در خلوت " و لا أقول سبحان الله و الحمد لله، لکنه ذکر الله عند حلاله و حرامه» ...


آیت الله بهجت

از آیت الله بهجت رحمت الله علیه علت اینکه چرا انسان در راه ترک گناه عاجز و درمانده می شود و از ایشان راهکار خواسته شد.

وی در جواب این پرسش فرمودند: «ترک معصیت، حاصل نمی شود به طوری که ملکه شخص بشود، مگر با دوام مراقبه و یاد خدا در هر حال و زمان و مکان و در میان مردم و در خلوت " و لا أقول سبحان الله و الحمد لله، لکنه ذکر الله عند حلاله و حرامه» ...

یاد خدا، پایه اساسی مراقبه

همان طور که گفته شد و تو نیز دانستی، اگر شخص گنه کار از کسانی باشد که در اثر غفلت به دام گناه می افتند، باید با مراقبه شدید، غفلت را از خود دور کرده و با از بین بردن غفلت، خویش را از چنگ معاصی برهاند.

اکنون سخن ما این است که رکن رکین و پایه اساسی مراقبه، همیشه و در همه جا و در هر حالی به یاد خدا بودن است، که طبق برخی از روایات یکی ازمشکل ترین کارهاست (رسول خدا-صلى الله علیه و آله-فرمود:«یا علی!ثلاث لا تطیقها هذه الامه:المواساه للاخ فی ماله و انصاف‏الناس من نفسه و ذکر الله على کل حال;اى على!سه کار است که تحمل آنها بر این امت مشکل است:رعایت مساوات مالى با برادران مۆمن;رفتار منصفانه با مردم و یاد خدا در همه حال.»مجلسى،بحار الانوار،ج 74،ص 45.) و چون چنین است، یکی از بهترین اعمال است (پیامبر گرامى اسلام-صلى الله علیه و آله-فرمود:«یا على!سید الاعمال ثلاث خصال:انصافک الناس من‏نفسک،و مواساتک الاخ فی الله-عز و جل-،و ذکرک الله-تبارک و تعالى-على کل حال;اى على!سرور و سیداعمال سه خصلت است:رفتار منصفانه با مردم;رعایت مساوات مالى با برادران ایمانى و یادخداوند در همه حال.»همان،ص 44.)

در عظمت و اهمیت یاد خدا همین بس که خدای تبارک و تعالی از آن به کم راضی نگشته و برایش حدی معین نفرموده است.

مرحوم ثقة الاسلام کلینی در کتاب دعای اصول کافی، باب «ذکر الله کثیرا» به اسنادش از امام صادق علیه السلام نقل می کند که آن حضرت فرمود:

ما من شی ء الا و له حد ینتهی الیه الا الذکر فلیس له حد ینتهی الیه. فرض الله الفرائض فمن اداهن فهو حدهن، و شهر رمضان، فمن صامه فهو حده. و الحج، فمن حج فهو حده. الا الذکر، فان الله - عز و جل - لم یرض منه بالقلیل، و لم یجعل له حدا ینتهی الیه. ثم تلا هذه الآیة: «یا ایها الذین آمنوااذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا (احزاب(33)آیه 41) فقال: لم یجعل الله - عز و جل - له حدا ینتهی الیه. قال: و کان ابی علیه السلام کثیرالذکر. لقد کنت امشی معه و انه لیذکر الله و آکل معه الطعام و انه لیذکر الله ولقد کان یحدث القوم و ما یشغله ذلک عن ذکر الله و کنت اری لسانه لازقا بحنکه یقول: لا اله الا الله و کان یجمعنا فیامرنا بالذکر حتی تطلع الشمس و یامربالقراءة، من کان یقرا منا، و من کان لم یقرا منا امره بالذکر (کلینى،اصول کافى،ج 2،ص 361)؛

ای علی ! سه کار است که تحمل آنها بر این امت مشکل است: رعایت مساوات مالی با برادران مۆمن ؛ رفتار منصفانه با مردم و یاد خدا در همه حال

هر چیزی را حدی است که بدان پایان می پذیرد، مگر ذکر و یاد خدا که برای آن حدی وجود ندارد [مثلا] خداوند نمازهای پنج گانه را واجب ساخت که به جا آوردن آنها حد آنهاست. همچنین روزه ماه رمضان را واجب کرد که روزه داری حد آن است. همین طور حج را واجب گردانید که گزاردن آن، حد آن است؛ جز یاد خدا که از آن به کم راضی نگشت و برایش حدی مقرر نفرمود. سپس حضرت این آیه را تلاوت کرد: یا ایها الذین آمنوا اذکرو الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا (رعد(13)آیه 28. )؛ ای گروه مۆمنان! خدای را بسیار یاد کنید و او را در بامدادان و شبانگاهان تسبیح نمایید.

آن گاه فرمود: پدرم - که درود خدا بر او باد - خدای را بسیار یاد می کرد. هنگامی که با او راه می رفتم، او مشغول ذکر خدا بود. با او غذا می خوردم او به یاد خدا بود. با مردم سخن می گفت، ولی هیچ گاه سخن گفتن، او را از یاد خدا باز نمی داشت، و من خود می دیدم که زبانش به کامش چسبیده و یکسره «لا اله الا الله» می گوید .

بین الطلوعین ما را جمع می کرد و دستور می داد تا بر آمدن خورشید ذکر بگوییم و به یاد خدا باشیم . هر یک از ما را که قرائت قرآن می‌دانست به تلاوت آن دستور می‌داد و کسی را که قرائت قرآن نمی‌دانست به ذکر و یاد خدا امر می فرمود.»

حال که به اهمیت یاد خدا به عنوان رکن عمده و پایه مهم «مراقبه» اشاره شد. به جاست با استفاده از آیات و روایات به آثار و خواص یاد خدا و نیز به عواقب و تبعات غفلت از خدا جل و علا اشاره کنیم و بدین ترتیب بر فواید و عواید بحث بیفزاییم.

1. رسول خدا - صلی الله علیه و آله - فرمود: «یا علی ! ثلاث لا تطیقها هذه الامة : المواساة للاخ فی ماله و انصاف الناس من نفسه و ذکر الله علی کل حال ؛ ای علی ! سه کار است که تحمل آنها بر این امت مشکل است : رعایت مساوات مالی با برادران مۆمن ؛ رفتار منصفانه با مردم و یاد خدا در همه حال.»( مجلسی، بحار الانوار، ج 74، ص 45.2)

ناراحت گناه دریا

پیامبر گرامی اسلام - صلی الله علیه و آله - فرمود: «یا علی ! سید الاعمال ثلاث خصال: انصافک الناس من نفسک ، و مواساتک الاخ فی الله - عزوجل - ، و ذکرک الله - تبارک و تعالی - علی کل حال ؛ ای علی ! سرور و سید اعمال سه خصلت است : رفتار منصفانه با مردم ؛ رعایت مساوات مالی با برادران ایمانی و یاد خداوند در همه حال .» همان، ص 44.3. احزاب (33) آیه 41.4. کلینی، اصول کافی، ج 2، ص 361.5. رعد (13) آیه 28.

دیگر توضیح نخواهید و آن که عرض شد، ضبط نمایید و در قلب ثبت کنید، خودش توضیح خود را می دهد.

لزوم ترک معصیت

همان‌طور که یک پزشک قبل از بیان هر حکم درمان و نسخه ای، ما را به پرهیز از انجام کارها و اموری دستور می‌دهد تا که از کهنه‌ شدن و قوّت‌یابی بیماری خلاص دهد؛ شریعت مطهّر اسلام نیز قبل از دستور به انجام هر عملی، ما را به پرهیز از اموری امر فرموده است که انجام آن‌ها معصیت و گناه شمرده می‌شود. در دستورالعمل‌ها و نامه‌های مرحوم همدانی (رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) سفارش‌های ویژه‌ای بر ترك معصیت شده است.

در قسمتی از نامه‌ای كه به یكی از علمای تبریز مرقوم داشته، این گونه فرموده است: «... آنچه این ضعیف از عقل و نقل استفاده نموده‌ام، این است كه اهّم اشیا از برای طالب قرب، جدّ و سعی تمام در ترك معصیت است. تا این خدمت را انجام ندهی، نه ذكرت و نه فكرت به حال قلبت فایده‌ای نخواهد بخشید؛ چرا كه پیش‌كش و خدمت‌كردن كسی كه با سلطان در مقام عصیان و انكار است، بی‌فایده خواهد بود. نمی‌دانم كدام سلطان، أعظم از این سلطان عظیم‌الشأن است، و كدام نقار (نزاع و ستیزه جویی) أقبح (زشت‌تر) از نقار با اوست؟»1

جای دیگری جناب آخوند (ره) می فرمایند: «تمام سفارشات این بینوا به تو، اهتمام در ترك معصیت است. اگر این خدمت را انجام دادی، آخر الامر تو را به جاهای بلند خواهد رسانید»

در قسمت دیگری از همین نامه، مرحوم آخوند همدانی(ره) چنین نگاشته شده‌ كه «... فَافهَم! ممّا ذَكَرتُ انّ طَلَبَكَ المحبَّةَ الالهیَّةَ مَعَ كَونِكَ مُرتَكباً للمعصیةِ امر‌ٌ فاسدٌ جداً، و كیف یَخفی عَلیك كَونُ المَعصیةِ سَبَباً للنّفرةِ وَ كَونُ النَّفرةِ مانِعةُ الجَمعِ مَعَهُ المَحَبَّةُ؟...»2 پس بفهم از آنچه یادآوری نمودم! بدان كه درخواست محبت خداوندی، با آلوده‌شدن تو به گناه، امری فاسد است. چگونه بر شما این نكته پنهان است كه معصیت باعث نفرت و بی‌زاری است و هرگز با محبّت قابل جمع نیست؟... «اِنّ تَركَ المَعصِیَةِ اَوَّلُ الدِّینِ وَ آخِرِهِ، ظاهِرَهً، وَ بَاطِنَهً، فَبادِر اِلَی المُجاهِدَةِ!...»؛3 البته ترك گناه؛ اوّل، آخر، ظاهر و باطن دین است. پس به سرعت به تلاش و مجاهده بپرداز!

در قسمتی دیگر از همین نامه بلند و مهّم، ایشان درباره دوری گزیدن از معصیت، این‌گونه نوشته‌اند: «... پس ای عزیز! چون این كریم رحیم، زبان تو را مخزن كوه نور، یعنی ذكر اسم شریف قرار داده، بی‌حیایی است مخزن سلطان را آلوده به نجاسات و قاذورات غیبت و دروغ و فحش و اذیّت و غیرها من المعاصی نمودن. مخزن سلطان باید محلّش پر عطر و گلاب باشد. نه مجلس مملوّ از قاذورات، و بی‌شكّ، چون دقّت در مراقبت نكرده‌ای، نمی‌دانی كه از جوارح سبعه (هفت‌گانه) یعنی گوش و زبان و چشم و دست و پا و بطن و فرج، چه معصیت‌ها می‌كنی، و چه آتش‌ها روشن می‌نمایی، و چه فسادها در دین خودت بر پا می‌كنی، و چه زخم‌های منكره سیف و سنان (شمشیر و نیزه) با زبانت به قلبت می‌زنی. اگر نكشته باشی، بسیار خوب است. اگر بخواهم شرح این مفاسد را بیان نمایم، در كتاب نمی‌گنجد... تو كه هنوز جوارحت را از معاصی پاك نكرده‌ای، چگونه منتظری كه در شرح احوال قلب چیزی بنویسم...»4

درجای دیگری جناب آخوند (ره) می فرمایند: «تمام سفارشات این بینوا به تو، اهتمام در ترك معصیت است. اگر این خدمت را انجام دادی، آخر الامر تو را به جاهای بلند خواهد رسانید.»



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: گوناگون , گوناگون20 , اردبیل , معرفی اردبیل , ترک گناه , عاجز بودن در ترک گناه , ترک گناه از نظر ایت الله بهجت , بهجت , گناه ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : یک شنبه 12 آبان 1392
گفتگویی دوستانه با مجریان فرش سپید

"قسمت اول"


فرش سپید عنوان برنامه ای است که این روزها از شبکه دو سیما برای مخاطب نوجوان تولید می شود.

اشکان خیل نژاد، کیوان ساکت اُف و فاطیما بهارمست مجریان جوان این برنامه هستند که لحظاتی را با هم به گفتگو نشستیم.


فرش سپید

تبیان: خودتون رو معرفی کنید:

کیوان ساکت اف، متولد 25 شهریور 1367 دانشجوی دوره کارشناسی تئاتر هستم. شش سال پیش کارم رو شروع کردم. اولین برنامه ای که کار کردم برنامه عصر جدید بود به تهیه کنندگی خانم معصومی بعد یه وقفه ای پیش اومد دوباره شروع کردم. جدی ترین برنامه ای که کار کردم برنامه سلام بهار بود با محسن افشانی.

تبیان :همهبرنامه هابرا ی نوجوان بود:

من همه ی برنامه هایی که کار کردم برای نوجوان بوده. برنامه هایی مثل بوم سفید، دوستان. در کنارش هم کار تئاتر و بازیگری فیلم و سریال اگر باشه انجام میدم.

فاطیما بهارمست هستم متولد 10 تیر 1375 . دیپلم کارگردانی سینما دارم، الان دارم برای کنکور میخونم و میخواهم تئاتر رو ادامه بدم. حدود دوازده ساله که کار اجرا، بازیگری و کلا کار هنری انجام میدهم. اتفاقی وارد این کار شدم، اما ادامه اش با انتخاب خودم بود. وقتی کودک بودم کار کودک انجام می دادم، وقتی نوجوان بودم کار نوجوان. بین اجرا هم تعدادی بازی کردم. مدتیه هم هست که تئاتر کار می کنم.

اشکان خیل نژاد هستم متولد 17 دی سال 1367. لیسانس بازیگری ام رو از دانشگاه تهران گرفتم و الان شکر خدا در مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه تربیت مدرس مشغولم. کار تئاتر رو از شانزده سالگی از آموزش و پرورش کرج شروع کردم. اساتیدم هم: آقای محمد یعقوبی، امیر قنبری و ... بودند. از اون موقع به بعد هم بیشتر کار تئاتر کردم تو همه ی بخش ها: بازیگری، کارگردانی، منشی صحنه، دستیار کارگردان. تو کار اجرا برنامه ی دوستان رو کار کردم الان هم که مشغول اجرای فرش سپید هستم.

تبیان : چطور با تیم فرش سپید آَشنا شدید؟

اشکان: با آقای ساکت اف در واقع یه آَشنایی از قبل داشتم. سر برنامه ی دوستان هم که به تهیه کنندگی ایشون بود بودم از طرفی هم من و کیوان تقریبا هشت سالی میشه دوست هستم که فکر می کنم این هم بی تأثیر نبوده.

فاطیما: ما همه با هم برنامه ی دوستان رو اجرا می کردیم، از اونجا با هم آشنا بودیم دیگه آقایساکت تماس گرفتند و گفتند که برنامه ی جدید داریم ما هم قبول کردیم و اومدیم.

تبیان: خودتون چه قدر از برنامه راضی هستین؟

اشکان: ما از خودمون راضی هستیم

تبیان: یعنی از اجرای خودتون؟

بله، من حداقل این طور هستم. ما سعی می کنیم که شبیه دیگران نباشیم و شبیه خودمان باشیم، فکر می کنم اگر کسی همین نکته کوچک را رعایت کنه به زعم من تازه کار خیلی جلو است. ا زطرفی الان نه اینکه سازمان حالش خراب باشه خیلی از نهادهای دیگر ماهم حالشون خوب نیست و این ها باری رو به ما منتقل می کنن که خستمون می کنه ولی ما خودمون راضی هستیم و فکر می کنم با توجه به امکاناتی که داریم و فشارهایی که تحمل می کنیم برنامه ی خوبی داریم. یعنی همین که موندیم اتفاق خوبی افتاده.

اینکه تو یک دکور سه تا برنامه ی نوجوان تولید میشه یعنی اینکه فضا خیلی درست نیست.

تبیان: نظرتون راجع به طرح و ایده ی برنامه چیه؟ بازخوردها چطور بوده؟

کیوان: فرش سپید قبلا به اسم شیش تایی ها بود و بعد شد فرش سپید. از اواسط اسفند پارسال که قرار شد تیم ما فرش سپید رو ادامه بده ما دکور جدید زدیم و مستقل از برنامه ی قبل شدیم، اول هم خوب پیش می رفتیم و از اونجاییکه محور برنامه یما استعداد بود و قرار بود هر هفته موضوعی داشته باشیم که نوجوان ها در مورد اون فیلم تهیه کنند و برای ما بفرستند و بعد فیلمشون تو سایت برنامه رأی گیری و انتخاب بشه که اینبرای سنین نوجوان یه هیجانی داشت. خوب پیش می رفتیم تا اینکه خوردیم به ماه رمضان و یک ماه برنامه نداشتیم. وقتی خواستیم دوباره شروع کنیم دیدیم اتفاقاتی افتاده و دکور ما که تو استودیو گلستان بود از بین رفته و یکدفعه به ما گفتند که باید بیاین تو استودیو سپید پر رنگ برنامه داشته باشید و ما هم ناچار شدیم که اینطوری ادامه بدیم. شاید بپرسید می شد نریم ولی تو بعضی شرایط نمیشه، با وجود مشکلات مالی سازمان. شبکه دو و گروه نوجوان یه هدفی داشتاون هماینکه همه ی برنامه هایی که تولید می کنه با محوریت سپید باشه حالا یکیش میشه سپید پررنگ که گفتگو محور، کافه سپید که فرهنگی تره و یکی هم فرش سپید. منتها قرار بود که یک دکوری زده بشه که هر کدام از این برنامه ها فضایی مناسب با برنامه خودشون رو داشته باشن و دکور مختص به همون برنامه باشه. یعنی دکوری با قابلیت تولید سه برنامه.

حالا این دکور مال سپید پررنگ و همه به ما میگن چرا اینطوریه و تو دکور این برنامه اجرا می کنید؟ الان اگر برنامه های موفق شبکه ها ی جهانی روهم نگاه کنیم هر چند وقت یکبار دکور برنامشون رو عوض می کنن.

اشکان: هر برنامه ای دو بخش داره یکی فرم یکی هم محتوا که بحث دکور برمی گرده به فرم برنامه ی ما.

تو بحث محتوا هم اتفاق خوبی داشت برای ما می افتاد و مخاطب جنس برنامه ما رو شناخته بود تا اینکه یک ماه برنامه نداشتیم.

کیوان: ما تازه شکل گرفته بودیم و تو شرایطی بودیم که آسیب پذیر بودیم و با اتفاقاتی که افتاد آسیب دیدیم.

اشکان: برای من به شخصه همچنان تجربه ی خوبیه. شاید این سۆال پیش بیاد که پس چرا ادامه میدین؟ شاید تهیه کننده یه قرارادی داشته باشه ولی ما به عنوان مجری این قرارداد رو با سازمان نداریم ولی این تجربه برای من هنوز هم جذابه این که بتونم با مخاطب ارتباط مستقیم داشته باشم و اون چیزی رو که فکر می کنم برای نوجوان مهمه بگم.

فاطیما: البته یه نکته ی دیگر هم هست و اون این که برنامه ی ما با وجود این که تو بخش هایی آسیب دیده هنوز هم یه اتفاق نو حساب میشه که مخاطب های ما می تونن استعدادهاشون رو پیدا کنن.هرکسی دوست داره که دیده بشه و فرش سپید این امکان رو به نوجوان ها میده که خیلی راحت دیده بشن و حداقلش اینه که به اطرافیانشون میتونن بگن که نگاهشون کنن و این براشون لذت بخشه.



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: گوناگون , گوناگون20 , اردبیل , معرفی اردبیل , فرش سپید , فرش سفید , کیوان ساکت , اشکان , فاطیما ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : یک شنبه 12 آبان 1392
تعجب از یک واقعیت!

نعجب از یک واقعیت عجیب!

در جایی مطلبی خواندم با عنوان<<تفاوت وبلاگ نویسی دختران با پسران>>

خلاصه مطلب که طنزی تلخ بود این بود که افرادی مطالب صرفا بی فایده ای را در وبلاگ خود منتشر میکنند مثلا می گویند فردا تولدمه. همه نظر میدهند هزاران نظر که مبارکه.تولدت مبارکه عزیزم.

اما وقتی شخصی پیدا میشود که حرف درست و حسابی را میزند و اندیشه ای را ارائه می دهند کسی نیست بشنود و تنها 1 نظر که عزیز دلم ....شو . جای خالی را خودتان حدس بزنید.

در این جا صرفا مقصود من اشاره به جنس دختر و پسر نیست. مقصود چیز دیگریست.

هدف این است که دیگر کسی حوصله شنیدن این سخنان را ندارد.هیچ کس.

منظور این است که دیگر کسی برای خواندن این سخنان وقت نمیگذارد تا کمی به خود زحمت فکر کردن دهد و دغدغه ای برای او ایجاد شود تا در صدد رفع این دغدغه تلاش کند .

در واقع ذائقه ها تغییر کرده.

هرچند چنین افرادی پیدا میشوند اما کم هستند

پس باید در اینده انتظار ظهور افراد متفکر کمتری را داشت و یا حتی...!

اگر کسی پبدا شود تفکرش را بیان کند همه اطرافیان با دید تمسخر به او مینگرند هر چند که می دانم برای فرد متفکر چنین بازخوردهایی عادی است و اهمیتی برایش ندارد.

امروز دیگر کمتر کسی پیدا میشود که زحمت خواندن کتب غیر درسی را به خود دهد.حتی اگر این چنین زحمتی را متقبل شود جرات ندارد به سمت کتب فلسفی برود.

کمتر کسی است که کتاب های مطهری ، شریعتی واختلافاتشان با یکدیگر را بررسی کند.

کسی نیست که حداقل کتاب های بسار شناخته شده در جهان و کشورش را بخواند کتاب های همینگوی.نیچه.جمال زاده.هدایت داستایوسکی.جبران خلیل جبران.کافکا.کامو و .........

جای تاسف زمانی بیشتر میشود که این واقعیت در کشور ما بسیار بیشتر نمود دارد.

گویا هیچ کسی نیست و یا کم هستند کسانی که زحمت تفکر و کار سخت را به خود بدهند.



:: موضوعات مرتبط: , , ,
:: برچسب‌ها: گوناگون , گوناگون20 , اردبیل , معرفی اردبیل , تعجب از یک واقعیت , واقعیت ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : جمعه 10 آبان 1392

صفحه قبل 1 2 3 4 5 ... 82 صفحه بعد