نامه آرش به چاه مقدس جمکران

راستش من اصلا اعتقاد درست و حسابی به این نامه نوشتن ندارم ولی حالا که مادرم رفته و داره نماز با صد تا ایاک نعبد و ایاک نستعین میخونه و منم حال این نماز رو ندارم وقت کافی دارم تا کمی از دردم رو بنویسم شاید . . .


سلام
آقا از این زندگی حالم به هم میخوره ،از خودم بدم میاد حتی چند وقت پیش که تصادف کردم از خدا خواستم کاش همونجا تموم میشد
اصلا هیچکس حال منو نمیفهمه ،پدرم که اصلا،مادرم که نه،حتی بهترین دوستمم حالیش نیست
بهترین احساس و پر لذتترین حسم احساس وابستگی و محبت به دوستم هست(از شما چه پنهون با دختر همسایمون گاهی اس رد و بدل میکنیم) ولی باز احساس کمبودم رو نمیتونه حل بکنه
اوضاعم که بر وفق مراد نیس ، از وقتی مامانم جریان اس ام اس ها رو فهمیده دیگه زندگیمو جهنم کرده
نمیدونم چه کنم تا کمی بی خیال باشم و راحت زندگی کنم ،با هر چیزی که سرگرم میشم نمیتونه راحتم کنه
آن روز هم که بابام زده بود کانال (من و تو) یک روانشناس داشت میگفت که برای کسب آرامش خودتونو به بی خیالی بزنید
ولی من خیلی این کار رو کردم و بی خیالی جور نمیشه که هیچ اصلا فکرمو داغون میکنه یکمم

چند وقت پیش که وبگردی میکردم ، یک جمله از حاج آقا پناهیان دیدم اولش خیلی به نظرم خنده دار بود ولی بعدا فهمیدم خداییش حرف راست و حسابیه
نوشته بود به این مضمون"اگر می خواهید راحت زندگی کنید دیندار شوید"
چند وقت پیشم تو ماه محرم که هیئت میرفتم سخنران هیئتمون داشت فقط از رضای به خدا و توکل به خدا و . . .من که زیاد حالی نمیشدم ولی حرفهای قشنگی بود چند بار هم که سعی کردم اداشو دربیارم خیلی چسبید
آقا فقط میخوام که به آرامش واقعی برسم ،میخوام طوری بشه که با وجود شرایط خوب و بد حالی به حالی نشم تو کمکم کن تو ابزارش رو فراهم کن تو برسونم
ممنون
آرش



:: موضوعات مرتبط: , ,
:: برچسب‌ها: نامه آرش به چاه مقدس جمکران , چاه مقدس جمکران ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : پایبند
تاریخ : پنج شنبه 17 بهمن 1392

صفحه قبل 1 2 3 4 5 ... 82 صفحه بعد