مشکلات با تو چه گویم که رهایم بکنی ؟

چگونه به جنگ مشکلات برویم؟

با مشکلاتی که ممکنه برامون پیش بیاد چطوری باید برخورد کنیم ؟ به نظرم یک نوشته خوب در این خصوص هستش و ماهرانه نوشته شده . امیدوارم استفاده لازم رو ببرید .

آیا تا به حال با مشكل مواجه شده اید؟ این مشكل تا چه اندازه روند زندگی شما را تحت تأثیر قرار داده است؟ تا چه حد در مقابل آن احساس توانمندی برای مقابله و یا احساس عجز كرده اید؟ آیا مشكل خود را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده اید تا زیربنای آن را بیا بید؟ به نظر شما مشكلتان تا چه اندازه واقعی بوده و چه میزان به نحوه نگرش شما نسبت به آن مربوط بوده است؟
در پاسخ به این سؤالات و سؤالاتی از این قبیل باید عنوان كرد هر فردی حتماً در برهه ای از زندگی خود دچار ناراحتی شده و تفاوت فقط در تعداد یا میزان مواجهه با مشكلات بوده است.
با این حال بحث بر سر این است كه آیا همه افراد در مقابل موقعیت ها ی مشابه واكنش هایی یكسان نشان می دهند یا نه هر كدام به گونه ای متفاوت از دیگری پاسخ می دهند و دیگر این كه اگر واكنش ها به گونه های متفاوت است نتیجه چیست؟ اینك برای مقابله با مشكلات به نكاتی به شرح زیر اشاره می شود.


●احساسات شما متأثر از افكار شماست؟


ما به این دلیل پیش از صحبت در برابر جمع مضطرب می شویم كه این گونه حرف ها را به خودمان می گوییم. مثلاً به خودمان می گوییم: الف) ممكن است اشتباه كنم و آبرویم جلوی دیگران برود و یا ب ) اگر اشتباه كنم و آبرویم جلوی دیگران برود خیلی بد خواهد شد.
احساس اضطراب ما نیز دقیقاً به خاطر گفتن همین حرف های فاجعه آمیز است. اما اگر به جای جمله (ب) فقط جمله (الف) را به خودمان بگوییم یا جمله دیگری مثل (ج) را به خودمان بگوییم كه اگر اشتباه كنم و آبرویم برود درست است كه ناجور شده اما لزومی ندارد تصور كنم كه خیلی بد شده است، عملاً هرگز مضطرب نخواهیم شد.


●احساس خوب از طریق تفكر صحیح


عملكرد ما به طور همزمان دارای جنبه های مختلفی است ما به طور همزمان ادراك، حركت و تفكر می كنیم و تهییج می شویم. این چهار شیوه اصلی ارتباط ما با دنیا از هم مجزا نیستند و با شروع یكدیگر قطع نمی شوند. آنها با هم همپوشی دارند و هر یك جنبه های مختلفی از زندگی ما را در برمی گیرند. بنابراین تفكر علاوه بر تغییرات زیستی- الكتریكی مغز و یادآوری، یادگیری و حل مسأله، شامل رفتارهای حسی، حركتی و هیجانی هم می شود.
نحوه خلق احساسات و هیجانات
كلمه هیجان به معانی زیر استفاده می شود:
۱) حالت عاطفی درونی كه به واسطه تفسیر ابراز می شود.
۲) كل تغییرات فیزیولوژیك و درونی ما كه به طور آرمانی تعادل ارگانیسم و محیط آن را مجدداً برقرار می كنند.
۳) رفتارهای آشكاری كه محیط محرك آنهاست و تلویحاً به معنای تعامل مستمر با محیط تغییرات فیزیولوژیك و نیز تهییج روانشناختی است.
یك هیجان متشكل از آشفتگی حادی است كه ارتباط نزدیكی با تغییرات آشكار بدنی دارد و كمابیش آن را به شكل احساس تشویش تجربه می كنیم. مابقی ماجرا استنباط ما از وقایع است. بنابراین، هم احساس و هم رفتاری كه از طریق آن ابراز احساس می كنیم و نیز پاسخ های فیزیولوژیك ما به آن وضعیت محرك مجموعه ای پویا و به هم مرتبط را تشكیل می دهند كه تشكیل دهنده هیجان هستند. پس یك هیجان به طور همزمان پدیده ای فیزیولوژیك روانشناختی و اجتماعی است، زیرا اعضای دنیای متمدن ما نیز معمولاً محرك هایی هیجان زا محسوب می شوند.


●به جنگ آشفتگی های هیجانی بروید


افرادی كه رفتارهای روان رنجورانه دارند ظرفیت های بالقوه ای دارند اما نمی دانند رفتارهایشان چطور به آنها لطمه می زند. گاهی هم می دانند اما به دلایلی غیرعادلانه از رفتارهای مخرب خویش دست نمی كشند. از آنجا كه ما معتقدیم این افراد ظرفیت های بالقوه ای دارند و فطرتاً كم هوش نیستند؛ بر این باوریم كه دلیل مشكلات هیجانی آنان ناآگاهی از نحوه تفكر صحیح تر و انجام رفتارهای كمتر مخرب است، گاهی هم از این موضوع با خبرند اما تلاشی در این مورد نمی كنند.


●غم و یأس را از خود دور كنید


هر كسی كه می گوید با پیروی از فلان قاعده می توان همیشه شاد بود، حرف منطقی نزده است. اما می توان این هنر را كه هرگز احساس غم و یأس نكنیم یاد گرفت. البته پیش بینی این كه چه چیزی ما را شدیداً ارضا می كند فقط از طریق بررسی تجارب عملی مان و آزمون آن امكانپذیر است.
احساس بدبختی از دو بخش نسبتاً مجزا تشكیل شده است ۱) تمایل به برخی اهداف و احساس ناامیدی بر اثر تحقق نیافتن آنها ۲) پافشاری برای دستیابی به اهداف و احساس تلخكامی بر اثر تحقق نیافتن این خواسته ها.
خطاكاری یكی از جنبه های ذاتی انسانیت است. این حقیقت كه انسانها خیلی زود اسیر رفتارهای كودكانه می شوند به این معنا نیست كه باید چنین رفتارهایی داشته باشند آنها می توانند خود را افرادی پخته و متفكر جلوه دهند. در چنین حالتی به ندرت به طور كامل شاد یا متأسف و ناامید خواهند شد. پس انسانها می توانند با كار و تلاش زیاد، خود را طوری تربیت كنند كه هرگز دچار افسردگی یا احساس بدبختی طولانی نشوند. آیا چیزی بیش از این می توان خواست؟


●نیاز به تأیید


برخی از باورهای سخت، غیرعاقلانه و غیرمنطقی ما باعث می شود تا نتوانیم زندگی بدون اضطراب و خصومتی داشته باشیم. یكی از این باورها كه ما آن را باور غیرعاقلانه شماره ۱ می نامیم این است كه: «ما باید تأیید و محبت دیگران را جلب كنیم.»
از آنجا كه انسان قادر است بی آن كه بمیرد یا شدیداً ناراحت شود، در انزوا زندگی كند، شاهد هستیم كه برخی از انسانها نیازی به پذیرش دیگران ندارند اما اكثر آنها با وجود آن كه وانمود می كنند نیازی به تأیید ندارند، سخت نیازمند تأیید دیگران هستند. ما با وجود این دوست داریم آرزوهایمان برآورده شوند، عملاً نیازی به آنها نداریم. یك انسان حتی اگر یك نقص ذهنی داشته باشد و هرگز هیچ كاری را به خوبی انجام ندهد فقط ارزش بیرونی ندارد یعنی ممكن است برای دیگران دوست یا كارمند خوبی نباشد اما مثل هر فرد كارآمدی از ارزش درونی زیادی برخوردار است.


●ترس افراطی از شكست


نیاز شدید به عشق به اندازه كافی شما را غمگین خواهد كرد. اما طرز فكر دیگر یعنی باور غیرعاقلانه شماره ۲ این است كه: «همیشه باید ثابت كنم كه آدم با كفایت، شایسته و موفقی هستم» اگر چه موفقیت منافع زیادی برای انسان دارد، اما باید دانست كه پرستش متعصبانه الهه موفقیت هم ناراحتی هایی را به همراه خواهد داشت. اگر معتقد باشید كه باید در تمامی زمینه ها آدم با كفایت و لایقی باشید چاره ای ندارید جز آن كه خودتان را یك انسان بدانید و یا یك آدم حقیر.
دلایل زیادی برای بالا رفتن از رفیع ترین كوهها وجود دارد. مثلاً لذت بردن از كوهنوردی، دست و پنجه نرم كردن با مشكلات كوهنوردی، یا دیدن خودمان بر فراز قله ها. اما برای كوهنوردی دلایل بدی هم می توان آورد: مثل نگاه كردن به مردمانی كه در زیر پای ما قرار دارند.


●دست كشیدن از سرزنش خود


باور غیرمنطقی شماره ۳: «اعتقاد به سرزنش و تنبیه گناهان باعث می شود تا مردم احساس كنند بی ارزش اند.» مردم به خطاكاری فكر كنند. اما مردم هر قدر هم كه اعمال شیطانی داشته باشند، شیطان صفت نیستند. وقتی متوجه شدید عصبانی هستید، اگر از اعمال و رفتار دیگران آزرده و ناراحت هستید، احساساتتان مناسب است و اشكالی ندارد، یعنی ترجیح می دهید آنها رفتارشان را تغییر دهند و وقتی چنین رفتاری نمی كنند احساس ناكامی و ناامیدی می كنید. بدون تفكر هیچ عملی را نادرست یا غیراخلاقی ندانید، بلكه سعی كنید آن عمل را مورد بررسی قرار دهید.


●چگونه افسرده نشویم


طرز فكر غیرعاقلانه ۴: «اگر چه وقتی به خواسته های خود نمی رسید احساس تأسف، نارضایتی یا ناخشنودی می كنید اما لزومی ندارد كه این مسأله را فاجعه آمیز یا وحشتناك بدانید.» روش منحرف كردن حواس یك مسكن موقتی به حساب می آید و راه حل قطعی نیست البته این روش وقتی برای كاهش مشكلات روانشناختی به كار می رود اثرات جانبی نامطلوبی هم دارد. گاهی به جای حمله به افكار غیرعاقلانه اصلی، آنها را تشدید می كنیم. به طور كلی نمی توان راه آسان و پخته ای برای واكنش به ناكامی توصیه كرد. دشوارترین راه، پیروی از فلسفه هایی است كه مروج ترك دنیا هستند. درمان های تخلیه ای هم بی ارزش نیستند و گاهی سودمند هستند، اما دلیل سودمندی آنها این است كه در این درمان ها شاهد روش های قوی شناختی، ابراز وجود، مبارزه با شرم و جنبه های فلسفی دیگری هستیم كه از چشم پیروانش و دور مانده است. پس ابراز و بیان احساسات یكی از بخش های مهم درمان است اما اگر برداشت های پخته نیز چاشنی كار شود، آنگاه می توانیم برخی از این احساسات را تغییر دهیم.●كنترل سرنوشت خود
مردم اكثراً وقت و انرژی زیادی صرف انجام كاری غیرممكن یعنی تغییر دادن اعمال دیگران و كنترل آن می كنند و به اشتباه تصور می كنند كه قادر به انجام عملی قابل اجرا یعنی تغییر دادن افكار یا اعمال خودشان نیستند. آنها سخت پایبند طرز فكر غیرعاقلانه شماره ۵ هستند و به ندرت با آن مبارزه می كنند. این طرز فكر به شرح زیر است:
«احساس بدبختی من ناشی از فشارهای بیرونی است و من كنترل كمی بر روی احساساتم دارم. مردم می توانند حرف هایی را كه به خودشان می زنند تغییر دهند و از این طریق بهتر فكر كنند یا به خودشان فكر كنند.»


●غلبه بر اضطراب


تفكر غیرعاقلانه شماره ۶: «این كه فرد به مسائل خطرناك بیش از اندازه فكر می كند و نگران است» اگر با وجود تلاش برای مبارزه با این اضطراب و كسب موفقیت دوباره مضطرب شدید تعجب نكنید. انسانها از هر آنچه قبلاً برای آنها ترسناك بوده است، باز هم می ترسند هر چند دیگر برایشان ترسناك نباشند. حتی وقتی با رفتن به جاهای بلند بر ترس خود از بلندی غلبه می كنید باز هم ممكن است گاهی از بلندی و سقوط از آن بترسید. در این مواقع ترس خود را بپذیرید و بار دیگر با آن مبارزه كنید غالباً با این كار ترس شما زود برطرف خواهد شد. در این رابطه یادتان باشد كه فناپذیرید و ذاتاً محدودیت هایی دارید. همچنین یادتان باشد كه نمی توانید به طور كامل بر ترس ها و اضطراب ها غلبه كنید و زندگی یعنی جنگ دائمی با نگرانی های نامعقول. اگر در این جنگ هوشمندانه و بدون غفلت عمل كنید، تقریباً از نگرانی های غیرضروری خود خلاص خواهید شد.
●خویشتندار شدن
باور غیرعاقلانه شماره ۷: «آسانترین راه آن است كه از روبه رو شدن با مشكلات زندگی اجتناب كنیم و از زیر بار مسئولیت ها شانه خالی كنیم و سعی نكنیم دنبال خویشتنداری باشیم.»
اگر قرار است كه فرار از مشكلات و مسئولیت ها باعث شود به پاداش كمتری برسیم و اعتماد به نفس ما را كاهش دهد پس عاقلانه تر این است كه راههای دشوارتر را انتخاب كنیم.
این به آن معنا نیست كه كارها و مسئولیت های غیرضروری را به گردن بگیریم بلكه ما می توانیم فعالیت های واقعاً لذت بخش را در نظر بگیریم و بدون هرگونه خصومتی با كمال میل آنها را انجام دهیم.
همین كه خویشتنداری را آغاز كردیم خواهیم دید كه كارها برایمان آسانتر خواهند شد.


●بازنویسی تاریخچه شخصیتی


تصور غیرعاقلانه شماره ۸: «گذشته ما بسیار مهم است و هر چه كه در گذشته بر ما تأثیر زیادی گذاشته حالا نیز حتماً بر احساسات و رفتار كنونی ما تأثیر می گذارد.»
برای مبارزه با تأثیرات گذشته می توان از روش های زیر استفاده كرد.
- ما نمی توانیم یك دفعه آدم دیگری شویم اما می توانیم از همین امروز تغییر دادن خود را شروع كنیم. گذشته یك نقص بوده و نه یك مانع كامل.
- به خطاهای گذشته خود اعتراف كنیم و خودمان را به خاطر آنها سرزنش نكنیم.
- وقتی خود را اسیر گذشته هایی می بینید كه مزاحم اهداف فعلی شما هستند، می توانیم با زبان و عمل خود با آنها مبارزه كنیم. به طور كلی بهتر است برای آن كه تغییرات را پایدار كنیم، عمل را هم چاشنی آنها سازیم. خودمان را به خاطر مبارزه با گذشته ها تقویت كنیم و هر بار كه تحت تأثیر گذشته های خود قرار گرفتیم خود را به شكل خفیفی مجازات كنیم.
- تدریجاً تمرین كنیم، تا هنگام تجسم وضعیت های خطرناك به جای مضطرب شدن نگران شویم.
- یادمان باشد گذشته، گذشته است. كلیدهایی كه می توانند قفل صندوقچه شكست های گذشته را بگشایند و آنها را زمینه ای برای موفقیت های حال و آینده كنند عبارتند از: زمان و كار، تمرین و تمرین، تفكر، تصور و عمل.


●پذیرش واقعیت


بله واقعیت تلخ است اما با این حال نباید ناامید شویم. طرز فكر غیرعاقلانه شماره ۹: «مردم و اشیا باید اصلاح شوند و اگر نتوان برای حقایق تلخ زندگی راه حل های خوبی پیدا كرد خیلی خیلی بد و وحشتناك خواهد شد.» برای مبارزه با كمال گرایی و یاد گرفتن پذیرش واقعیت باید از چند قاعده كلی پیروی كرد. اگر می خواهیم به دیگران كمك كنیم تا عوض شوند باید آدمی پذیرا، مهربان و غیرانتقادی باشیم و سعی كنیم مسائل را از دریچه چشم آنها ببینیم حتی وقتی دیگران با ما رفتار زشتی دارند آنها را سرزنش نكنیم و درصدد تلافی كردن رفتارشان نباشیم. مدام با كمال گرایی بجنگیم. از آنجا كه هیچ راه حل كاملی برای مسائل و مشكلات وجود ندارد بهتر است به دنبال مصالحه و راه حل های معقول باشیم. وقتی راههای غیركمال گرایانه را انتخاب می كنیم هنوز هم فرصت داریم تا راههای دیگر را هم برگزینیم. چون بهترین راه حل امروز فردا ممكن است راه حل خوبی نباشد.


●غلبه بر تنبلی


طرز فكر غیرعاقلانه شماره ۱۰: «با تنبلی یا عدم تحرك یا با خوشگذرانی های منفعلانه غیرمتعهدانه می توان به شادی كامل دست یافت.»
عمل كردن به صورت خلاقانه و مشتاقانه به چند دلیل می تواند نقطه اتكای مهمی در زندگی انسانهای شاد به حساب آید. كارهایی كه برای یك زندگی كاملتر می شود انجام داد عبارتند از:
خود را غرق دیگران و اشیا خارج از خودمان كنیم. بدنبال اشخاص یا اشیایی بگردیم كه بتوانیم صادقانه مجذوب آنها شویم نه این كه برای ارتقای عزت نفس خود مجذوب آنها شویم. وقتی خودمان را وقف تلاش و فعالیت خاصی می كنیم سعی كنیم طرحی چالش انگیز و وسیع داشته باشیم. توقع نداشته باشیم زود مجذوب كاری شویم. در علائق خود تنوع ایجاد كنیم.


●زندگی عاقلانه در دنیای غیرعاقلانه


برخی از عقاید غیرعاقلانه ای كه می شود با آنها به شدت مبارزه كرد:
۱ - دیگران باید كارهای مرا دوست بدارند و مرا بپذیرند.
۲ - همیشه باید عملكرد خوب و موفقیت آمیزی داشته باشم.
۳ - بعضی از انسانها بد، پست و شریرند و به خاطر گناهانشان لایق سرزنش و تنبیه اند.
۴ - اگر كارها درست پیش نروند، وحشتناك، هولناك و خیلی بد خواهد شد.
۵ - منشأ بدبختی های انسان در بیرون از اوست و ما كنترلی بر افسردگی ها و تأثراتمان نداریم.
۶ - باید به مسائل خطرناك و ترسناك خیلی فكر كرد و نگران آنها بود.
۷ - فرار از مشكلات و مسئولیت های زندگی.
۸ - گذشته بسیار مهم است چون حادثه ای در گذشته تأثیر زیادی روی زندگی ما گذاشته است.
۹ - مردم باید روش خود را تغییر دهند و وقتی نمی توانیم راه حلی برای واقعیت های دردناك پیدا كنیم زندگی خیلی بد و وحشتناكی خواهیم داشت.
۱۰ - با تنبلی و عدم تحرك یا خوشگذرانی های منفعلانه و غیرمتعهدانه می توان به شادی كامل رسید.

منبع : روزنامه همشهری



:: موضوعات مرتبط: , , ,
:: برچسب‌ها: مشکلات , مشکل , حل مشکل , روش حل مشکل , روش , چگونه مشکلات خود را حل کنم ,
|
امتیاز مطلب : 10
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : پایبند
تاریخ : جمعه 10 مرداد 1393

صفحه قبل 1 2 3 4 5 ... 82 صفحه بعد